🟢 اولین جلسه کارگاه آموزش خوشنویسی برگزار شد ✍️
در اولین جلسه از کارگاه خوشنویسی با قلم نی و خودکار، به همت انجمن اسلامی دانشجویان و کانون فرهنگ و هنر دانشگاه علومپزشکی اراک، شرکتکنندگان با اصول اولیه خوشنویسی، نحوهی درست گرفتن قلم و تمرینهای ابتدایی آشنا شدند.
✨ این کارگاه با تدریس استاد احمدرضا کورانی در فضایی صمیمی و پرانرژی آغاز شد و قرار است طی ده جلسه ادامه یابد.
📸 در ادامه تصاویری از لحظات اولین جلسه را مشاهده میکنید.
🟢 با آرزوی تداوم این مسیر هنری زیبا برای تمام شرکتکنندگان 🌿
@ae_aums
در اولین جلسه از کارگاه خوشنویسی با قلم نی و خودکار، به همت انجمن اسلامی دانشجویان و کانون فرهنگ و هنر دانشگاه علومپزشکی اراک، شرکتکنندگان با اصول اولیه خوشنویسی، نحوهی درست گرفتن قلم و تمرینهای ابتدایی آشنا شدند.
✨ این کارگاه با تدریس استاد احمدرضا کورانی در فضایی صمیمی و پرانرژی آغاز شد و قرار است طی ده جلسه ادامه یابد.
📸 در ادامه تصاویری از لحظات اولین جلسه را مشاهده میکنید.
🟢 با آرزوی تداوم این مسیر هنری زیبا برای تمام شرکتکنندگان 🌿
@ae_aums
🎶 فراخوان تشکیل گروه موسیقی دانشجویی 🎤
از تمامی دانشجویان علاقهمند که در نواختن ساز (اعم از سنتی یا مدرن) مهارت دارند یا در زمینهی خوانندگی، تنظیم یا نوازندگی فعالیت میکنند، دعوت میشود برای همکاری اعلام آمادگی کنند. 🎤🎸🎻🥁
✨ اگر اهل موسیقی هستی و دوست داری تجربهی اجرای زنده در جمع دانشجویی رو داشته باشی،
الان وقتشه که صدای سازت شنیده بشه!
📍در صورت تمایل به ایدی زیر پیام بدید
@anjomaneslami_aums
با هم بسازیم لحظههایی پر از شور و صدا 🌿
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اراک
از تمامی دانشجویان علاقهمند که در نواختن ساز (اعم از سنتی یا مدرن) مهارت دارند یا در زمینهی خوانندگی، تنظیم یا نوازندگی فعالیت میکنند، دعوت میشود برای همکاری اعلام آمادگی کنند. 🎤🎸🎻🥁
✨ اگر اهل موسیقی هستی و دوست داری تجربهی اجرای زنده در جمع دانشجویی رو داشته باشی،
الان وقتشه که صدای سازت شنیده بشه!
📍در صورت تمایل به ایدی زیر پیام بدید
@anjomaneslami_aums
با هم بسازیم لحظههایی پر از شور و صدا 🌿
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اراک
🟢 دومین جلسه کارگاه آموزش خوشنویسی برگزار شد ✍️
در ادامهی کارگاه خوشنویسی با قلم نی و خودکار، به همت انجمن اسلامی دانشجویان و کانون فرهنگ و هنر دانشگاه علومپزشکی اراک، دومین جلسه با حضور پرشور علاقهمندان برگزار شد.
🖋️ استاد احمدرضا کورانی همچون جلسهی قبل، با توضیحات دقیق و تمرینهای کاربردی، فضای کلاس را پر از انگیزه و آرامش هنری کرد.
📸 در ادامه، تصاویری از لحظات دومین جلسه را مشاهده میکنید.
@ae_aums
در ادامهی کارگاه خوشنویسی با قلم نی و خودکار، به همت انجمن اسلامی دانشجویان و کانون فرهنگ و هنر دانشگاه علومپزشکی اراک، دومین جلسه با حضور پرشور علاقهمندان برگزار شد.
🖋️ استاد احمدرضا کورانی همچون جلسهی قبل، با توضیحات دقیق و تمرینهای کاربردی، فضای کلاس را پر از انگیزه و آرامش هنری کرد.
📸 در ادامه، تصاویری از لحظات دومین جلسه را مشاهده میکنید.
@ae_aums
🔹بسم الله الرحمن الرحیم🔹
🔰انجمن اسلامی و بسیج دانشجویی دانشگاه با همکاری یکدیگر برگزار می کنند:
🔹نشست پرسش و پاسخ دانشجویی با حضور
جناب آقای دکتر مهدی زندیه وکیلی
استاندار محترم استان مرکزی
🔸یکشنبه از ساعت 13:15
دانشگاه علوم پزشکی اراک(سردشت)_ سالن امام جواد(ع)
@ae_aums
@basij_aums
🔰انجمن اسلامی و بسیج دانشجویی دانشگاه با همکاری یکدیگر برگزار می کنند:
🔹نشست پرسش و پاسخ دانشجویی با حضور
جناب آقای دکتر مهدی زندیه وکیلی
استاندار محترم استان مرکزی
🔸یکشنبه از ساعت 13:15
دانشگاه علوم پزشکی اراک(سردشت)_ سالن امام جواد(ع)
@ae_aums
@basij_aums
🎓✨ گزارش دیدار صمیمی دانشجویان با استاندار محترم
به ابتکار انجمن اسلامی دانشجویان و بسیج دانشجویی، جمعی از دانشجویان دانشگاه در نشستی گفتمانی با استاندار محترم دکتر زندیه وکیلی دکتر قمری معاون سیاسی امنیتی اجتماعی و آقای حاج علی بیگی فرماندار اراک و دکتر نظری ریاست دانشگاه دیدار کردند 🤝
در این جلسه، دانشجویان با روحیهای پرسشگر و دغدغهمند، سؤالات و دیدگاههای خود را دربارهی موضوعاتی همچون مسائل دانشجویی، اشتغال، توسعه استان، آلودگی هوا و شفافیت مدیریتی مطرح کردند.
استاندار نیز ضمن قدردانی از نشاط و مطالبهگری نسل جوان 🌱، به پرسشها پاسخ داد و بر نقش دانشگاه در پیشرفت و تصمیمسازی استان تأکید نمود.
این دیدار در فضایی صمیمی، شفاف و گفتگومحور برگزار شد و گامی مؤثر در جهت تعامل سازنده میان دانشجویان و مدیران اجرایی بود.
@ae_aums
به ابتکار انجمن اسلامی دانشجویان و بسیج دانشجویی، جمعی از دانشجویان دانشگاه در نشستی گفتمانی با استاندار محترم دکتر زندیه وکیلی دکتر قمری معاون سیاسی امنیتی اجتماعی و آقای حاج علی بیگی فرماندار اراک و دکتر نظری ریاست دانشگاه دیدار کردند 🤝
در این جلسه، دانشجویان با روحیهای پرسشگر و دغدغهمند، سؤالات و دیدگاههای خود را دربارهی موضوعاتی همچون مسائل دانشجویی، اشتغال، توسعه استان، آلودگی هوا و شفافیت مدیریتی مطرح کردند.
استاندار نیز ضمن قدردانی از نشاط و مطالبهگری نسل جوان 🌱، به پرسشها پاسخ داد و بر نقش دانشگاه در پیشرفت و تصمیمسازی استان تأکید نمود.
این دیدار در فضایی صمیمی، شفاف و گفتگومحور برگزار شد و گامی مؤثر در جهت تعامل سازنده میان دانشجویان و مدیران اجرایی بود.
@ae_aums
نامهی سرگشادهی جمعی از انجمنهای اسلامی دانشجویان دانشگاههای علوم پزشکی (غیروابسته به اتحادیههای رسمی وزارت بهداشت) خطاب به وزیر محترم بهداشت
به نام ایران
جناب آقای دکتر ظفرقندی
وزیر محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
با سلام و احترام
ما جمعی از انجمنهای اسلامی دانشجویان دانشگاههای علوم پزشکی کشور، که رسالت خود را پاسداری از سلامت و آگاهی جامعه میدانیم، بر خود لازم میدانیم نسبت به گسترش نگرانکنندهی ویروس HPV در کشور هشدار دهیم.
در شرایطی که برخی از مسئولان و حتی فعالان حوزه سلامت، به دلیل تابوهای فرهنگی و ملاحظات اجتماعی، بر واقعیتهای تلخ این بحران پردهی سکوت و شرم میافکنند، ما نمیتوانیم جز با نگاهی علمی، شفاف و بیطرفانه به مسئله بنگریم.
امروز سلامت جسم و روح جامعه، بهویژه جوانان و نوجوانان، تحتتأثیر مستقیم این بحران خاموش قرار گرفته است.
در سایهی این بیتوجهی و سکوت، بازار سیاه دارو و واکسن برای گروهی سودجو از سلامت مردم به منبع درآمد بدل شده است؛ و از سوی دیگر، رمالان، مدعیان طب سنتی و شبهعلمفروشان با فریب افکار عمومی و انکار علم، سلامت جامعه را به بازی گرفتهاند.
با وجود گذشت سالها از هشدار متخصصان، هنوز آمار دقیق و شفافی از وضعیت شیوع، سویهها و پراکندگی جغرافیایی این ویروس در کشور وجود ندارد و مشخص نیست چه استانهایی با بیشترین میزان ابتلا مواجهاند. این خلأ اطلاعاتی، سیاستگذاری ملی در حوزه پیشگیری و آموزش را مختل کرده است.
جناب آقای دکتر ظفرقندی،
ما از شما بهعنوان مسئول عالی نظام سلامت کشور انتظار داریم که با ورود فوری و قاطع به موضوع، نسبت به تدوین نقشهی ملی سلامت جنسی و پیشگیری از HPV اقدام فرمایید و با ملیسازی برنامهی واکسیناسیون گارداسیل، مسیر دسترسی عادلانه و همگانی به واکسن را فراهم آورید.
اکنون زمان آن است که سیاستگذاری سلامت از دایرهی مصلحتاندیشیهای فرهنگی و سیاسی فراتر رود و سلامت مردم، معیار اصلی تصمیمگیری وزارت بهداشت قرار گیرد.
با احترام
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اردبیل
انجمن اسلامی نسل نو دانشگاه علوم پزشکی یزد
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان
انجمن اسلامی دانشجویان پیرو خط امام دانشگاه علوم پزشکی اهواز
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کاشان
انجمن اسلامی دانشجویان نواندیش دانشگاه علوم پزشکی ارومیه
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اراک
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گیلان
تشکل دانشجویی آزاد اندیش دانشگاه علوم پزشکی همدان
به نام ایران
جناب آقای دکتر ظفرقندی
وزیر محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
با سلام و احترام
ما جمعی از انجمنهای اسلامی دانشجویان دانشگاههای علوم پزشکی کشور، که رسالت خود را پاسداری از سلامت و آگاهی جامعه میدانیم، بر خود لازم میدانیم نسبت به گسترش نگرانکنندهی ویروس HPV در کشور هشدار دهیم.
در شرایطی که برخی از مسئولان و حتی فعالان حوزه سلامت، به دلیل تابوهای فرهنگی و ملاحظات اجتماعی، بر واقعیتهای تلخ این بحران پردهی سکوت و شرم میافکنند، ما نمیتوانیم جز با نگاهی علمی، شفاف و بیطرفانه به مسئله بنگریم.
امروز سلامت جسم و روح جامعه، بهویژه جوانان و نوجوانان، تحتتأثیر مستقیم این بحران خاموش قرار گرفته است.
در سایهی این بیتوجهی و سکوت، بازار سیاه دارو و واکسن برای گروهی سودجو از سلامت مردم به منبع درآمد بدل شده است؛ و از سوی دیگر، رمالان، مدعیان طب سنتی و شبهعلمفروشان با فریب افکار عمومی و انکار علم، سلامت جامعه را به بازی گرفتهاند.
با وجود گذشت سالها از هشدار متخصصان، هنوز آمار دقیق و شفافی از وضعیت شیوع، سویهها و پراکندگی جغرافیایی این ویروس در کشور وجود ندارد و مشخص نیست چه استانهایی با بیشترین میزان ابتلا مواجهاند. این خلأ اطلاعاتی، سیاستگذاری ملی در حوزه پیشگیری و آموزش را مختل کرده است.
جناب آقای دکتر ظفرقندی،
ما از شما بهعنوان مسئول عالی نظام سلامت کشور انتظار داریم که با ورود فوری و قاطع به موضوع، نسبت به تدوین نقشهی ملی سلامت جنسی و پیشگیری از HPV اقدام فرمایید و با ملیسازی برنامهی واکسیناسیون گارداسیل، مسیر دسترسی عادلانه و همگانی به واکسن را فراهم آورید.
اکنون زمان آن است که سیاستگذاری سلامت از دایرهی مصلحتاندیشیهای فرهنگی و سیاسی فراتر رود و سلامت مردم، معیار اصلی تصمیمگیری وزارت بهداشت قرار گیرد.
با احترام
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اردبیل
انجمن اسلامی نسل نو دانشگاه علوم پزشکی یزد
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان
انجمن اسلامی دانشجویان پیرو خط امام دانشگاه علوم پزشکی اهواز
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کاشان
انجمن اسلامی دانشجویان نواندیش دانشگاه علوم پزشکی ارومیه
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اراک
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گیلان
تشکل دانشجویی آزاد اندیش دانشگاه علوم پزشکی همدان
⚫️استاد ارجمند جناب آقای دکتر کوخایی
درگذشت پدر ارجمندتان را تسلیت عرض نموده و از خداوند منان برای آن عزیز از دست رفته رحمت و برای بازماندگان صبر مسألت داریم.
@ae_sums
درگذشت پدر ارجمندتان را تسلیت عرض نموده و از خداوند منان برای آن عزیز از دست رفته رحمت و برای بازماندگان صبر مسألت داریم.
@ae_sums
«نشستن روی گنج کافی نیست»
امروز دیگه بر همه عیان شده که برای داشتن رفاه و ثروت ملی نشستن روی گنج کافی نیست. چه گنجی بالاتر از نفت و گازی که زیر پای ما ذخیره شده؟
شما بالاترین ذخایر را داشته باشید، باز برای ثروتمند بودن و ثروتمند شدن به چیزهای دیگهای نیاز دارید. درآمد سرانۀ ایرانیها چند دلار شده؟ هر ایرانی ماهانه میانگین چند دلار درآمد دارد؟ صد دلار؟ دویست؟ سیصد؟ چهارصد؟ ... هزار دلار؟ چند درصد بالای هزار دلار (بالای صدوده میلیون تومن) در ماه درآمد دارند؟
البته در این جور مواقع کسانی سریع میپرند وسط حرف و میگن «نه! باید ببینی با صد لار در یک کشور چقدر میتونی خرید کنی!» فعلاً که قیمت عمدۀ مواد غذایی پایه در ایران یا از آمریکا گرانتر یا همقیمت یا صرفاً قدری ارزانتره. حالا شما لفاظی کنید!
بگذارید در اینجا مثالی رو بزنم که میزس میزد: اگر به منابع طبیعی نگاه کنیم، روسیه هیچ چیز از آمریکا کم نداشت. پهناورتر از آمریکا و سرشارتر به لحاظ انواع منابع طبیعی. از جهت پیشینۀ تاریخی هم وقتی امپراتوری روسیه در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم نفس اروپا، عثمانی و ایران رو گرفته بود، آمریکاییها سیزده مهاجرنشین محقر بودند و تازه از بریتانیا کسب استقلال کرده بودند. البته اگر بر مادرِ انگلیسیشون پیروز شدند، به لطف آتلانتیک بود؛ یک اقیانوس اونها رو از بریتانیا جدا کرده بود.
وقتی روسیه هیولایی جهانخوار بود، آمریکا طفلی نوپا و شکننده بود. به لحاظ منابع هم که سرشارتر از آمریکا بود. اما چرا در آغاز قرن بیستم آمریکا به قدرت اول صنعتی جهان بدل شد و روسیۀ دهقانی غرق در فقر و عقبماندگی بود و مبدأ انقلاب کمونیستی شد؟ آمریکا چه ثروتی داشت که روسیه نداشت. روسیه کمونیستی شد، به مدد خشونت عریان و هیولاییِ استالینیسم هر کشور و قلمرویی اطرافش بود بلعید، نیم قرن خون ملتها رو در شیشه کرد و آخر از هم فروپاشید. سرانجام روسیهای موند که پس از 35 سال که از فروپاشی شوروی میگذره، اقتصادی به اندازۀ ایالت تگزاس داره.
اما سرمایۀ اصلی آمریکا نه منابع طبیعی و نه منابع انسانی بود، بلکه «کاپیتالیسم» بود؛ همان چیزی که دستکم روسیه هفت دهه بیهوده و ابلهانه با آن جنگید ــ حتی فرمانده جهانیِ مبارزه علیه کاپیتالیسم شد ــ اما فقط وقت و منابع جهان و خودش رو تلف کرد.
برگردیم به ایران. در زمانی که ما باید با ورود به تجارت جهانی و بازار آزاد و گستراندن اقتصاد کاپیتالیستی به ملتی ثروتمند بدل میشدیم و میتونیستیم از اون گنجی که زیر پامون بود نهایت استفاده رو کنیم و هزار برابر اون حتی خلق ثروت کنیم، ایدئولوژیهای مارکسیستی و ملیگرایی انزواطلب مصدقی در ایران ظهور کرد. از این دو ایدئولوژی یکی آرمان سوسیالیستی محض داشت (یعنی کمونیستیسازی ایران)، و دومی هم تعریفی رمانتیک و پیشامدرن از استقلال ملی تعریف میکرد. فوبیای استعمار ــ استعماری که اصلاً عصرش گذشته بود ــ روی دیدگاههای سیاسی و اقتصادی خیمه زد و نوعی ملیگرایی سلبی رو به منزلۀ ایرانیتِ ناب جا انداخت. هر کسانی، چه ایرانی و چه خارجی، کوشیدند به سردرمداران این نهضت سلبی بفهمونند که تجارت جهانی اصولی داره، این ملیگرایان به جای توجه به عصر تجارت، با ادبیات عصر استعمار، شعار میدادند.
این دو جریان چپ و مصدقی در سیاست داخلی شکست خوردند، اما این شکست رو دستمایۀ مظلومنمایی و قهرمانسازی برای جریان خود قرار دادند. به این شکل یک مزیت اخلاقی بزرگ به دست آوردند. حالا هم میتونستند کنار گود بنشینند و از همه چیز ایراد بگیرند و همۀ مشکلات رو به این نسبت بدن که نتونستند ایدههاشون رو تحقق ببخشند و حکومت فعلی (شاه) وابستهست. چپ از یوتوپیاهای خودش برای جوانان قصه میگفت و ملیگرای مصدقی همۀ معضلات رو به وابستگی و عدم استقلال و دیکتاتوری نسبت میداد (البته حساب این رو هم نمیکرد که در یک حالت دموکراتیکتر شانسش از این هم کمتر میشد و به سادگی به رفقای چپ و اسلامیشون میباختند).
به این ترتیب، این دو جریان گرچه در ظاهر پیروز نشدند، اما به لحاظ ایدئولوژیک پس از سه دهه ذهن و زبان جامعه رو تصرف کردند. صفر تا صد سیاست شاه رو زیر سوال بردند و آمدند تا چرخ رو از اول اختراع کنند ــ انواع ایدئولوژیهایی که اولویت رو به سیاست میداد، و نه تجارت و اقتصاد، لایه به لایه بر همه چیز خیمه زد. از اون پس دیگه همیشه اقتصاد قربانی سیاست شد.
امروز برامون روشن شده نشستن روی گنج کافی نیست. سیاست باید پادوی اقتصاد باشه ــ نه اینکه اقتصاد رو مثل مادیونی فرتوت به گاری خودش ببنده و تن نحیفش رو به تازیانه ببنده تا در هر گل و لجنی حرکت کنه. حالا این مادیون و گاری گیر کرده و توان بهرهبرداری از منابع رو هم نداریم... با کوهی از مشکلات و ناترازی طرفیم، تورمی لاینجل و گرههای کور روی هم...
بله، نشستن روی گنج کافی نیست.
✏️مهدی تدینی
@ae_aums
امروز دیگه بر همه عیان شده که برای داشتن رفاه و ثروت ملی نشستن روی گنج کافی نیست. چه گنجی بالاتر از نفت و گازی که زیر پای ما ذخیره شده؟
شما بالاترین ذخایر را داشته باشید، باز برای ثروتمند بودن و ثروتمند شدن به چیزهای دیگهای نیاز دارید. درآمد سرانۀ ایرانیها چند دلار شده؟ هر ایرانی ماهانه میانگین چند دلار درآمد دارد؟ صد دلار؟ دویست؟ سیصد؟ چهارصد؟ ... هزار دلار؟ چند درصد بالای هزار دلار (بالای صدوده میلیون تومن) در ماه درآمد دارند؟
البته در این جور مواقع کسانی سریع میپرند وسط حرف و میگن «نه! باید ببینی با صد لار در یک کشور چقدر میتونی خرید کنی!» فعلاً که قیمت عمدۀ مواد غذایی پایه در ایران یا از آمریکا گرانتر یا همقیمت یا صرفاً قدری ارزانتره. حالا شما لفاظی کنید!
بگذارید در اینجا مثالی رو بزنم که میزس میزد: اگر به منابع طبیعی نگاه کنیم، روسیه هیچ چیز از آمریکا کم نداشت. پهناورتر از آمریکا و سرشارتر به لحاظ انواع منابع طبیعی. از جهت پیشینۀ تاریخی هم وقتی امپراتوری روسیه در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم نفس اروپا، عثمانی و ایران رو گرفته بود، آمریکاییها سیزده مهاجرنشین محقر بودند و تازه از بریتانیا کسب استقلال کرده بودند. البته اگر بر مادرِ انگلیسیشون پیروز شدند، به لطف آتلانتیک بود؛ یک اقیانوس اونها رو از بریتانیا جدا کرده بود.
وقتی روسیه هیولایی جهانخوار بود، آمریکا طفلی نوپا و شکننده بود. به لحاظ منابع هم که سرشارتر از آمریکا بود. اما چرا در آغاز قرن بیستم آمریکا به قدرت اول صنعتی جهان بدل شد و روسیۀ دهقانی غرق در فقر و عقبماندگی بود و مبدأ انقلاب کمونیستی شد؟ آمریکا چه ثروتی داشت که روسیه نداشت. روسیه کمونیستی شد، به مدد خشونت عریان و هیولاییِ استالینیسم هر کشور و قلمرویی اطرافش بود بلعید، نیم قرن خون ملتها رو در شیشه کرد و آخر از هم فروپاشید. سرانجام روسیهای موند که پس از 35 سال که از فروپاشی شوروی میگذره، اقتصادی به اندازۀ ایالت تگزاس داره.
اما سرمایۀ اصلی آمریکا نه منابع طبیعی و نه منابع انسانی بود، بلکه «کاپیتالیسم» بود؛ همان چیزی که دستکم روسیه هفت دهه بیهوده و ابلهانه با آن جنگید ــ حتی فرمانده جهانیِ مبارزه علیه کاپیتالیسم شد ــ اما فقط وقت و منابع جهان و خودش رو تلف کرد.
برگردیم به ایران. در زمانی که ما باید با ورود به تجارت جهانی و بازار آزاد و گستراندن اقتصاد کاپیتالیستی به ملتی ثروتمند بدل میشدیم و میتونیستیم از اون گنجی که زیر پامون بود نهایت استفاده رو کنیم و هزار برابر اون حتی خلق ثروت کنیم، ایدئولوژیهای مارکسیستی و ملیگرایی انزواطلب مصدقی در ایران ظهور کرد. از این دو ایدئولوژی یکی آرمان سوسیالیستی محض داشت (یعنی کمونیستیسازی ایران)، و دومی هم تعریفی رمانتیک و پیشامدرن از استقلال ملی تعریف میکرد. فوبیای استعمار ــ استعماری که اصلاً عصرش گذشته بود ــ روی دیدگاههای سیاسی و اقتصادی خیمه زد و نوعی ملیگرایی سلبی رو به منزلۀ ایرانیتِ ناب جا انداخت. هر کسانی، چه ایرانی و چه خارجی، کوشیدند به سردرمداران این نهضت سلبی بفهمونند که تجارت جهانی اصولی داره، این ملیگرایان به جای توجه به عصر تجارت، با ادبیات عصر استعمار، شعار میدادند.
این دو جریان چپ و مصدقی در سیاست داخلی شکست خوردند، اما این شکست رو دستمایۀ مظلومنمایی و قهرمانسازی برای جریان خود قرار دادند. به این شکل یک مزیت اخلاقی بزرگ به دست آوردند. حالا هم میتونستند کنار گود بنشینند و از همه چیز ایراد بگیرند و همۀ مشکلات رو به این نسبت بدن که نتونستند ایدههاشون رو تحقق ببخشند و حکومت فعلی (شاه) وابستهست. چپ از یوتوپیاهای خودش برای جوانان قصه میگفت و ملیگرای مصدقی همۀ معضلات رو به وابستگی و عدم استقلال و دیکتاتوری نسبت میداد (البته حساب این رو هم نمیکرد که در یک حالت دموکراتیکتر شانسش از این هم کمتر میشد و به سادگی به رفقای چپ و اسلامیشون میباختند).
به این ترتیب، این دو جریان گرچه در ظاهر پیروز نشدند، اما به لحاظ ایدئولوژیک پس از سه دهه ذهن و زبان جامعه رو تصرف کردند. صفر تا صد سیاست شاه رو زیر سوال بردند و آمدند تا چرخ رو از اول اختراع کنند ــ انواع ایدئولوژیهایی که اولویت رو به سیاست میداد، و نه تجارت و اقتصاد، لایه به لایه بر همه چیز خیمه زد. از اون پس دیگه همیشه اقتصاد قربانی سیاست شد.
امروز برامون روشن شده نشستن روی گنج کافی نیست. سیاست باید پادوی اقتصاد باشه ــ نه اینکه اقتصاد رو مثل مادیونی فرتوت به گاری خودش ببنده و تن نحیفش رو به تازیانه ببنده تا در هر گل و لجنی حرکت کنه. حالا این مادیون و گاری گیر کرده و توان بهرهبرداری از منابع رو هم نداریم... با کوهی از مشکلات و ناترازی طرفیم، تورمی لاینجل و گرههای کور روی هم...
بله، نشستن روی گنج کافی نیست.
✏️مهدی تدینی
@ae_aums