میدونید، داشتم Good Omens ریواچ و اون جا که ازیرافل همهی تلاششو میکنه همه رو جمع کنه برای ball بیشتر از اینکه این کارو برای این بکنه که مگی و نینا عاشق بشن (یعنی در واقع نینا بفهمه که مگی روش کراش داره و خودشم از مگی خوشش بیاد) برای این این کارو میکنه که بتونه با کرولی برقصه و بهش بفهمونه دوستش داره. درسته ازیرافل فرشتهست و عاشق انجام کارهای خوبه و این ریسک وجود داره که بهشت گبریل رو پیدا کنه، ولی برای برگزاری این مهمونی کارایی میکنه که هیچوقت نکرده مثل فروختن کتابهاش، کاری که حتی کرولی رو هم شگفتزده میکنه. انگار این قضیهای که میخواد دو نفر رو به هم برسونه براش مثل یه جرقه و بعد یه موقعیت میمونه که یه قدمی برای رسیدن به کرولی برداره.
😭21
It’s funny, I used to think at some point in my life I would find someone who loves me, now I know even if I do, they won’t stay, they will get tired, they will leave, and some how I think that’s gonna hurt even more.
I wish I could find peace in sleeping, sometimes the dreams are even worse than the reality.