میدونید، داشتم Good Omens ریواچ و اون جا که ازیرافل همهی تلاششو میکنه همه رو جمع کنه برای ball بیشتر از اینکه این کارو برای این بکنه که مگی و نینا عاشق بشن (یعنی در واقع نینا بفهمه که مگی روش کراش داره و خودشم از مگی خوشش بیاد) برای این این کارو میکنه که بتونه با کرولی برقصه و بهش بفهمونه دوستش داره. درسته ازیرافل فرشتهست و عاشق انجام کارهای خوبه و این ریسک وجود داره که بهشت گبریل رو پیدا کنه، ولی برای برگزاری این مهمونی کارایی میکنه که هیچوقت نکرده مثل فروختن کتابهاش، کاری که حتی کرولی رو هم شگفتزده میکنه. انگار این قضیهای که میخواد دو نفر رو به هم برسونه براش مثل یه جرقه و بعد یه موقعیت میمونه که یه قدمی برای رسیدن به کرولی برداره.
😭21
It’s funny, I used to think at some point in my life I would find someone who loves me, now I know even if I do, they won’t stay, they will get tired, they will leave, and some how I think that’s gonna hurt even more.
I wish I could find peace in sleeping, sometimes the dreams are even worse than the reality.
How desperately you wanna be helped knowing that no one can actually help.
Forwarded from dear digital diary,
Hey (with the intention of lying in bed, solving math problems and talking about theories of physics together)
Forwarded from Threshold of revelation🏳️🌈🏳️⚧️ (Diana)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میدونید از وقتی بوردرلاین دایگنوس شدم راحتتر شده، هی خودمو بلیم نمیکنم که چرا اینجوریم. یعنی هنوزم طاقتفرساست ولی الان حداقل یه دلیلی پشتش هست.
💋3