میگن نوشتن تو جایی که فیدبک نمیگیره مثل حرف زدن با دیوار تو سلول انفرادیه. شاید برای بعضیها اینطوریه، یعنی آدمایی که اجازه کامنت دادن ندارن با دیوار فرقی ندارن! انگار باید حتما حرف بزنی تا دیوار نباشی! یه سری دیگه میگن نوشتن تو جایی که دریچه فیدبکش رو بستن خودخواهی طرف رو نشون میده. شاید برای بعضیها اینطوریه. یعنی حتی اگه داوطلبانه بیان به حرفهای یکطرفه کسی گوش کنن، این گویندهست که دیکتاتوره!
اما:
لزومی نداره هرکس تو هر گوشهای واسه خودش یه دموکراسی مینیاتوری راه بندازه، یعنی اگه ننداخت به دوران مائو برنمیگردیم. و لزومی نداره آزادی بیان حتما در شکل چت آنی تأمین شه، جسورانهترین نقدهای رد و بدل شده بین روشنفکران قرن بیستم به شکل مقالاتی بود که بین چاپ متن اصلی و چاپ واکنش به اون متن روزها فاصله میافتاد، و بعضا در یک شهر دیگه چاپ میشد، اما خیلیها دنبالشون میکردن و مجموع همون رد و بدل شدنها میشد اندیشه، و ما الان همونش هم نداریم. و لزومی نداره توسعه اجتماعی رو لنگ بحثهای آنلاین دونست که اگه در هرنقطهای مسدود شد، تصور بشه که سنگ میفته زیر چرخ اون توسعه! منظورم اینه که کام آن.. خودمون رو که نمیخوایم گول بزنیم، از زمان فرندفید که دیالوگ جدی بین افکار متضاد جا افتاد تا الان، چه برگ زرینی به توسعه مدنظر اضافه کردیم؟ اونهایی که اون موقع عصبانی بودند هنوز هستند، و اونهایی که تفریحی جدل میکردند هنوز مشغول تفریحند. بهتره کردیت وهمآلود به وقتکشیهایی که هممون مرتکبش بودیم و هستیم ندیم. آیا از فرندفید تا الان، تعامل اینترنتی روی خیلی از ماها تأثیراتی که خودمون مثبت حسابشون میکنیم نداشت؟ چرا، البته که داشت. اما نباید درباره ابعادش اغراق کرد. ضمنا سیر و سلوک شخصی افراد میتونه خیلی خیلی نامتصل باشه به روند اجتماعی. از سال ۸۸ شخصا هفتاد بار غلت خوردم.. جامعه چندتا خورده؟
بنابراین اگه صدتا دیگه مثل من هم ترک مکان کنند و عزلت برگزینند و فلان، همزمان دو اتفاق نخواهد افتاد. جامعه میلیونی سرگرمیطلب فضای مجازی حتی متوجه غیبتشون هم نخواهد شد، و قطار اندیشهسازی کند نخواهد شد چون اصلا از ایستگاه خارج هم نشده.
پس لطفا سر قبر اشتباهی الرحمن نخونید. کمرمق شدن گفتگوهای ایدئولوژیک نایتکلابطور شبکههای اجتماعی چیزی نیست که بابتش دلسرد شد. باید ازین دلسرد شد که خبری از فکر و اندیشه نیست. اینکه در بیابان، کمی از سر و صدا کمتر شه، اهمیتی نداره، چون همچنان بیابانه و آب نیست.
ما ذهنهای فعالی داریم و برای فعال نگه داشتنش نظر میدیم و حرف میزنیم و مینویسیم و واکنش نشون میدیم و همه اینها طبیعی هستند و خواهند بود. مخصوصا در فضای تکصدا و تکمحور و تمامیتخواه مملکت ما، که نظر مخالف که از صرف نظر بودن خارج میشه و به یک پرچم هویتی تبدیل میشه و ازین پرچمها زیاد لازم داریم. اما فعال بودن با تولیدکنندگی خیلی فرق دارند. مثلا درباره معضل خشونت علیه کودکان در ایران هیچ کمبودی در محتوا وجود نداره، هرچیزی که به هرذهنی ممکنه خطور کنه دربارهش گفته شده و گفتهها تکرار شده، اما در تولید اندیشهای که درکش کنه و درمانش کنه، همه از دم فلج مادرزادند.
ما ذهن فعالی داریم، و سعی میکنیم فعال نگهش داریم، و سعی میکنیم فعالیت ذهن بقیه رو هم دنبال کنیم تا اگه جلو نیفتادیم لاقل عقب نمونیم. چیزی بیشتر ازین نباید قائل بود برای همه این محتویات. که شامل نوشتههای من هم میشه.
با ۱۰۰ نفر عضو شروع شد و شاید بیشتر شه، و شاید نشه، اما به عنوان کسی که زمانی جزء پرفالوعرهای پلاس بود هیچ شهوتی به بالا رفتنش ندارم. و این خوبی رو داره که جلب توجه نمیکنه، و تو شبستانی که جلب توجه نمیکنه راحتتر میشه کفرگویی کرد.
Well then.. let's do it.
اما:
لزومی نداره هرکس تو هر گوشهای واسه خودش یه دموکراسی مینیاتوری راه بندازه، یعنی اگه ننداخت به دوران مائو برنمیگردیم. و لزومی نداره آزادی بیان حتما در شکل چت آنی تأمین شه، جسورانهترین نقدهای رد و بدل شده بین روشنفکران قرن بیستم به شکل مقالاتی بود که بین چاپ متن اصلی و چاپ واکنش به اون متن روزها فاصله میافتاد، و بعضا در یک شهر دیگه چاپ میشد، اما خیلیها دنبالشون میکردن و مجموع همون رد و بدل شدنها میشد اندیشه، و ما الان همونش هم نداریم. و لزومی نداره توسعه اجتماعی رو لنگ بحثهای آنلاین دونست که اگه در هرنقطهای مسدود شد، تصور بشه که سنگ میفته زیر چرخ اون توسعه! منظورم اینه که کام آن.. خودمون رو که نمیخوایم گول بزنیم، از زمان فرندفید که دیالوگ جدی بین افکار متضاد جا افتاد تا الان، چه برگ زرینی به توسعه مدنظر اضافه کردیم؟ اونهایی که اون موقع عصبانی بودند هنوز هستند، و اونهایی که تفریحی جدل میکردند هنوز مشغول تفریحند. بهتره کردیت وهمآلود به وقتکشیهایی که هممون مرتکبش بودیم و هستیم ندیم. آیا از فرندفید تا الان، تعامل اینترنتی روی خیلی از ماها تأثیراتی که خودمون مثبت حسابشون میکنیم نداشت؟ چرا، البته که داشت. اما نباید درباره ابعادش اغراق کرد. ضمنا سیر و سلوک شخصی افراد میتونه خیلی خیلی نامتصل باشه به روند اجتماعی. از سال ۸۸ شخصا هفتاد بار غلت خوردم.. جامعه چندتا خورده؟
بنابراین اگه صدتا دیگه مثل من هم ترک مکان کنند و عزلت برگزینند و فلان، همزمان دو اتفاق نخواهد افتاد. جامعه میلیونی سرگرمیطلب فضای مجازی حتی متوجه غیبتشون هم نخواهد شد، و قطار اندیشهسازی کند نخواهد شد چون اصلا از ایستگاه خارج هم نشده.
پس لطفا سر قبر اشتباهی الرحمن نخونید. کمرمق شدن گفتگوهای ایدئولوژیک نایتکلابطور شبکههای اجتماعی چیزی نیست که بابتش دلسرد شد. باید ازین دلسرد شد که خبری از فکر و اندیشه نیست. اینکه در بیابان، کمی از سر و صدا کمتر شه، اهمیتی نداره، چون همچنان بیابانه و آب نیست.
ما ذهنهای فعالی داریم و برای فعال نگه داشتنش نظر میدیم و حرف میزنیم و مینویسیم و واکنش نشون میدیم و همه اینها طبیعی هستند و خواهند بود. مخصوصا در فضای تکصدا و تکمحور و تمامیتخواه مملکت ما، که نظر مخالف که از صرف نظر بودن خارج میشه و به یک پرچم هویتی تبدیل میشه و ازین پرچمها زیاد لازم داریم. اما فعال بودن با تولیدکنندگی خیلی فرق دارند. مثلا درباره معضل خشونت علیه کودکان در ایران هیچ کمبودی در محتوا وجود نداره، هرچیزی که به هرذهنی ممکنه خطور کنه دربارهش گفته شده و گفتهها تکرار شده، اما در تولید اندیشهای که درکش کنه و درمانش کنه، همه از دم فلج مادرزادند.
ما ذهن فعالی داریم، و سعی میکنیم فعال نگهش داریم، و سعی میکنیم فعالیت ذهن بقیه رو هم دنبال کنیم تا اگه جلو نیفتادیم لاقل عقب نمونیم. چیزی بیشتر ازین نباید قائل بود برای همه این محتویات. که شامل نوشتههای من هم میشه.
با ۱۰۰ نفر عضو شروع شد و شاید بیشتر شه، و شاید نشه، اما به عنوان کسی که زمانی جزء پرفالوعرهای پلاس بود هیچ شهوتی به بالا رفتنش ندارم. و این خوبی رو داره که جلب توجه نمیکنه، و تو شبستانی که جلب توجه نمیکنه راحتتر میشه کفرگویی کرد.
Well then.. let's do it.
❤132
خیلی گذری سر از سایت یک شرکت اجاره خودرو در ژاپن درآوردم و نگاهی به قیمتها کردم، بعد کنجکاو شدم که ببینم برای اجاره معادل اون خودرو در ایران باید چقدر پول پرداخت کرد. اینجور که در سایت اومده برای کرایه یک شبانهروز یک ماشین در کلاس نیسان تینا مدل دو سه سال پیش که همرده تویوتا کمری قرار داره باید ۲۰هزارین داد که با نرخ امروز میشه تقریبا ۹۰۰هزارتومان. یه نگاه به اولین سایتی که در جستجوی گوگل برای اجاره ماشین در ایران میاد نشون میده باید برای یک شبانهروز ۳۵۰هزار تومان پرداخت کرد. چطور در کشوری که قیمت خود ماشینِ تقریبا بهروز دنیا، دو برابر و حتی کمی بیشتر از دوبرابر قیمت جهانیه، کرایه همون ماشین نصف و حتی کمتر از نصف قیمت جهانیه؟ مسلمه که اینها رو ما مردم عادی اجاره نمیکنیم، اینجوری نیست که بخوایم بریم چالوس و به همسرمون بگیم یه کمری اجاره کن یه هفته بریم شمال برگردیم! اینها رو کسانی اجاره میکنن که هفت تا ۳۰۰هزارتومن یا دومیلیونتومن پول وسیله نقلیه دادن برای یک مسافرت یکهفتهای براشون عددی نیست. صاحب این خودروها هم ما مردم عادی نیستیم، فرقی نداره مدل چه سالی باشه، سال ۲۰۱۴ هم کمری همونقدر برامون خارج از دسترس بود که کمری ۲۰۱۸ برامون غیرقابل دسترسه. پس میشه گفت طبقه ده درصدی، یا پنج درصدی یا یک درصدی یا هرچقدر که هستند، شبیه یه شبکه شدن که هوای همو دارن و به همدیگه حتی سوبسید میدن! ولی ما مردم عادی نه تنها شبکه نداریم، و نه تنها بهم سوبسید نمیدیم، بلکه یاد گرفتیم بردن من منوط به باختن اون یکی دیگهست! برخلاف داستانهایی که در مساجد تعریف میکنند، این ما ساکنین طبقات پایینیم که باهم بدجنسی میکنیم، ساکنین طبقات بالا نه تنها حالشون خوبه که خیلی هم با هم مهربونن.
❤64
دیگه دوربینهای مداربسته داخل اماکن جوابگو نیست، خیلی راحت صورتشون رو میپوشونن. این آغاز همون مسیریه که کشورهایی مثل چین رفتن، یعنی حداکثری کردن تعداد دوربینها تا حدی که فرقی نکنه چهره معلومه یا نه، هدف اینه که تا هرجایی که فرار میکنه داخل کادر باشه! بالاخره اون موتور یه جا باید بایسته و یه جا باید پیاده شد و یه جا مخفی شد یا یه جا پول رو به فرد دیگهای منتقل کرد. اگه به اندازه کافی دوربین در همه جا موجود باشه، همه این مکانها لو میره. دیر یا زود ایران هم وارد این فاز ترسناک از کنترل خواهد شد. تو جایی مثل انگلستان، قوانین حریم خصوصی انقدر سفت و سخت و شفاف هستند که خیلی جای نگرانی نیست. جایی مثل چین هم ملت از اساس با پدرسالاری حکومت مشکلی ندارند. ما نه مثل چینیها بیتفاوتیم به حریم خصوصی، نه مثل انگلیسیها قانون محکمی ازمون حمایت میکنه. در آمریکا خیلی صریح در قانون اساسی اومده که دولت (نه اشخاص، یا شرکتها) حق پاییدن شهروند رو نداره. با گسترش دستگاههای ارتباطی و همزمان پیشرفت هوش مصنوعی، این سوال مطرح شده که مرز این پاییدن کجاست؟ اگه بشه شما رو هرجایی که تردد میکنید دید، و از هر مکانی و از هر دلیلی که از تلفنتون استفاده میکنید مطلع شد، و بعد رفت و آمدها و تماسهای تکرارشوندهتون رو به نرمافزاری سپرد که میتونه با کمک الگوها، یاد بگیره و بعد پیشبینی انجام بده، میشه با پردازش اطلاعاتی که فقط از یک هفته از زندگی روزمره شما بدست اومده فهمید که قراره یک ساعت بعد چه کاری انجام بدید! و این برای دستگاههای دولتیای که قصد کنترل دارند از طلای ناب ارزش بیشتری داره. حالا دارند بحث میکنند که دولت حق داره تا چندروز یا تا چندساعت از زندگی افراد رو پردازش کنه. سطح دغدغه قابل قیاس نیست. حتم بدونید با تکرار این سرقتها و ناکامی نیرویانتظامی در مدیریت جرائم خشن، بهانه کافی و قانعکننده خواهند داشت تا هرجایی که ممکنه دوربین نصب کنن و از محتویات ضبط شده دوربین هر شخص حقیقی یا حقوقی به هر مدت که دلشون خواست استفاده کنند (یعنی عملا مالک ثانویه تجهیزات بشن)، بدون اینکه حتی صحبتی از حریم خصوصی به میان بیاد.
https://news.1rj.ru/str/khabaronline_ir/152886
https://news.1rj.ru/str/khabaronline_ir/152886
Telegram
خبرگزاری خبرآنلاین
✔️سرقت از یک بانک در مشهد/ سارق مسلح فرار کرد
خراسان نوشت:
▪️ساعت 9:35 صبح روز گذشته موتورسوار جوانی در نزدیکی شعبه بانک رسالت بین خیابان عارف و پرستار توقف کرد.
▪️او در حالی که با شال سیاه چهره خود را پوشانده بود و لباس سیاه نیز به تن داشت وارد شعبه…
خراسان نوشت:
▪️ساعت 9:35 صبح روز گذشته موتورسوار جوانی در نزدیکی شعبه بانک رسالت بین خیابان عارف و پرستار توقف کرد.
▪️او در حالی که با شال سیاه چهره خود را پوشانده بود و لباس سیاه نیز به تن داشت وارد شعبه…
❤24
مایک پنس، معاون دانلد ترامپ یه مسیحی حزباللهی محسوب میشه و همه اینو میدونن. یعنی تنها چیزی که همه در مورد دولت ترامپ سرش توافق قطعی دارند اینه که جناب معاون یه مسیحی حزباللهیه. ایشون خیلی رک و علنی با همجنسگرایی مخالفت میکنه و ازوناییه که احتمال میده این افراد در جهنم خواهند سوخت. در مراسم اسکار جیمی کیمل، دلقکی که هیچوقت حرفی برای گفتن نداره و فقط حرفهایی که براش تنظیم کردن رو اجرا میکنه، در مراسم اسکار گفت ما فیلمهایی مثل «مرا به نام خودت صدا بزن» رو که درباره رابطه جنسی یک مرد یا یک پسر که تازه زیر سن قانونیه، برای پول نمیسازیم، برای این میسازیم که حال مایک پنس رو بگیریم! .. اونجا ظاهرا جای ارزشیها عوض شده و این هالیووده که شبیه حزبالله شده، چون آدم یاد امثال حاتمیکیا و جمال شورجه میفته که با افتخار میگن گیشه براشون اهمیت نداره و فیلم رو برای مسائل عقیدتی میسازن! آرمان عقیدتی هالیوود هم فعلا شده لجبازی با انجیل!
اما این توعیت که دیروز اسکرین گرفتم ازش حقیقت جالبتری رو بروز میده. این دوست شوخمون گفته «ولی فرق مایک پنس با اعضای آکادمی اینه که میشه زن و بچهت رو کنار مایک پنس تنها بذاری». یعنی نمیشه زن و بچه رو کنار سلبریتیهای هالیوود تنها ول کرد چون یا بچهبازن یا متجاوز! شاید اینو فقط در حد یه شوخی در نظر بگیرند اما واقعیت جدیدی رو داره نشون میده که باید بعضیها رو به فکر فرو ببره. قشر مذهبستیز جهان داره با بحران اخلاقی قابل توجهی مواجه میشه. اینها دهههاست که دارن تبلیغ میکنند که ایمان مذهبی انسان رو به آدم اخلاقیتری تبدیل نمیکنه و برای استحکام این ادعا از تمام آزادیها و امکانات مدنی و قانون استفاده کردند که نشون بدن چقدر فساد و جنایت در قشر مومن جریان داره، که البته خیلیاش هم درست بوده و هست. هم اونها کشیشها بچهباز دارند، اما ما به وفور سعید طوسی داریم. اما روی زمین، و در مقام عمل، وقتی به یک آدم رندوم میگی برای اینکه همسرت با یک غریبه تنها بمونه بین کسی مثل مایک پنس و کسی مثل جورج کلونی یکی رو انتخاب کن، خیلی راحت مایک پنس رو انتخاب میکنند. با اینکه ممکنه از افکار فلسفی یا سیاسیش خوششون نیاد، اما خیالشون راحتتره که این آدم، چشم ناپاک نیست. چطور چنین چیزی ممکن شده؟ آیا چیزی روی پیشونی پنس نوشته شده؟ واقعیت اینه که پنس ارتقاء انسانی خاصی پیدا نکرده، کار عجیبی هم انجام نداده، کسی هم از اسراری که فقط خودش ازش خبر داره مطلع نیست، اما گزینههای مقابل پنس انقدر چیپ و غیرقابل اعتماد شدند که پنس یک گوهر اخلاقی به نظر میرسه. و هیچ چیز در مارکتینگ، مهمتر از perception نیست.
بعضی از عقلا، خیلی خوشدلانه تصور میکنند همینکه استدلالهای تئوریک ما عقاید مسیحیت رو زیر پا له میکنه کافیه تا یه روزی بشر از شر همه ادیان خلاص بشه. غافل ازینکه مسیحیت به این خاطر دنیا رو تسخیر نکرد که تئوری قویتری داشت، به این خاطر دنیا رو گرفت که گوهرسازی کرد. میشه تا ابد فحش داد به واتیکان که جادوگران رو به طرزی وحشیانه میسوزوند و فتواهایی که دادند زندگی هزاران نفر رو به جهنم تبدیل کرد، اما سرگذشت بشری یه واقعیت دیگهای هم داشت. ملت در بدترین شرایط دست به دامن کسی میشدن که خادم مسیح بود، چون میدونستن که نسبت به عوضیهای روزگار، یک گوهر درخشانه. قشر مذهبستیز در تولید گوهرهای انسانی که هم مدرن باشند هم آویزان عرش الهی نباشند هم دل مردم رو بدست بیارن فوقالعاده ناتوان بوده، لذا ناچاره دامنه مذهبستیزی رو به گوهرستیزی گسترش بده، یعنی به مرحلهای وارد شدند که به آدمخوبها هم حمله کنند. لابد تصور میکنند اینجوری شانس برنده شدن دارند. ۵هزار سال تاریخ بشر میگه این استراتژی محکوم به شکسته. هرچقدر هم که حرفهای درستی بزنی، تا وقتی آدم درستی نباشی و آدم درست تربیت نکنی، کسی بت گوش نمیده.
اما این توعیت که دیروز اسکرین گرفتم ازش حقیقت جالبتری رو بروز میده. این دوست شوخمون گفته «ولی فرق مایک پنس با اعضای آکادمی اینه که میشه زن و بچهت رو کنار مایک پنس تنها بذاری». یعنی نمیشه زن و بچه رو کنار سلبریتیهای هالیوود تنها ول کرد چون یا بچهبازن یا متجاوز! شاید اینو فقط در حد یه شوخی در نظر بگیرند اما واقعیت جدیدی رو داره نشون میده که باید بعضیها رو به فکر فرو ببره. قشر مذهبستیز جهان داره با بحران اخلاقی قابل توجهی مواجه میشه. اینها دهههاست که دارن تبلیغ میکنند که ایمان مذهبی انسان رو به آدم اخلاقیتری تبدیل نمیکنه و برای استحکام این ادعا از تمام آزادیها و امکانات مدنی و قانون استفاده کردند که نشون بدن چقدر فساد و جنایت در قشر مومن جریان داره، که البته خیلیاش هم درست بوده و هست. هم اونها کشیشها بچهباز دارند، اما ما به وفور سعید طوسی داریم. اما روی زمین، و در مقام عمل، وقتی به یک آدم رندوم میگی برای اینکه همسرت با یک غریبه تنها بمونه بین کسی مثل مایک پنس و کسی مثل جورج کلونی یکی رو انتخاب کن، خیلی راحت مایک پنس رو انتخاب میکنند. با اینکه ممکنه از افکار فلسفی یا سیاسیش خوششون نیاد، اما خیالشون راحتتره که این آدم، چشم ناپاک نیست. چطور چنین چیزی ممکن شده؟ آیا چیزی روی پیشونی پنس نوشته شده؟ واقعیت اینه که پنس ارتقاء انسانی خاصی پیدا نکرده، کار عجیبی هم انجام نداده، کسی هم از اسراری که فقط خودش ازش خبر داره مطلع نیست، اما گزینههای مقابل پنس انقدر چیپ و غیرقابل اعتماد شدند که پنس یک گوهر اخلاقی به نظر میرسه. و هیچ چیز در مارکتینگ، مهمتر از perception نیست.
بعضی از عقلا، خیلی خوشدلانه تصور میکنند همینکه استدلالهای تئوریک ما عقاید مسیحیت رو زیر پا له میکنه کافیه تا یه روزی بشر از شر همه ادیان خلاص بشه. غافل ازینکه مسیحیت به این خاطر دنیا رو تسخیر نکرد که تئوری قویتری داشت، به این خاطر دنیا رو گرفت که گوهرسازی کرد. میشه تا ابد فحش داد به واتیکان که جادوگران رو به طرزی وحشیانه میسوزوند و فتواهایی که دادند زندگی هزاران نفر رو به جهنم تبدیل کرد، اما سرگذشت بشری یه واقعیت دیگهای هم داشت. ملت در بدترین شرایط دست به دامن کسی میشدن که خادم مسیح بود، چون میدونستن که نسبت به عوضیهای روزگار، یک گوهر درخشانه. قشر مذهبستیز در تولید گوهرهای انسانی که هم مدرن باشند هم آویزان عرش الهی نباشند هم دل مردم رو بدست بیارن فوقالعاده ناتوان بوده، لذا ناچاره دامنه مذهبستیزی رو به گوهرستیزی گسترش بده، یعنی به مرحلهای وارد شدند که به آدمخوبها هم حمله کنند. لابد تصور میکنند اینجوری شانس برنده شدن دارند. ۵هزار سال تاریخ بشر میگه این استراتژی محکوم به شکسته. هرچقدر هم که حرفهای درستی بزنی، تا وقتی آدم درستی نباشی و آدم درست تربیت نکنی، کسی بت گوش نمیده.
1❤62
باید بشینند این نقشه رو تحلیل دقیق کنند تا معلوم شه چرا اینجوریه. در اردبیل به ازای هر دههزارنفر فقط ۰.۸ نفر پزشک متخصص هست! یعنی معادل میانگین کشوری در سال ۶۵! انگار سی ساله که هیچ اتفاقی نیفتاده اونجا. لابد پزشکان محترم تا تخصص میگیرند به این جمعبندی ناگهانی میرسند که در شأنشون نیست در منطقهای فعالیت کنند که یا آبوهواش خشنه یا رفت و آمد بش دشواره بعضی وقتها. ولی سوال اینه که یک پزشک بومی چرا باید از رفت و آمد بترسه؟ مگه قراره چقدر خارج بشه از استانش؟ شاید این عزیزان به محض اینکه کمی دستشون به دهنشون میرسه انقدر در استانهای همجوار یا پایتخت مشغول به بیزینس و ساختمانسازی و خرید و فروش و غیره میشن که دائمالسفر میشن و مسیرهای ارتباطی اردبیل و هرمزگان هم که خیلی جالب نیستند!
❤37
اینکه خیلی عالیه. بعد از چهل سال علما به این صرافت افتادهاند که باید در مورد مسائلی که نمیفهمند (که تعداد و تنوعشون زیاد هم هست) دخالت نکنند. پیشنهاد من اینه که برای شروع در حوزه «حقوق زنان در اجتماع» هم دخالت نکنند، چون یه موضوع تخصصیه که هم درکی ازش ندارند هم در طی هشتادسال تاریخ معاصر این حوزه در اغمای عمیق بسر میبردند و لذا مطلع نیستند که چه خبر است.
https://news.1rj.ru/str/khabaronline_ir/152976
https://news.1rj.ru/str/khabaronline_ir/152976
Telegram
خبرگزاری خبرآنلاین
✔️آیتالله سبحانی: مگر روحانیون در فیزیک و شیمی اظهار نظر میکنند که غیر مجتهدین درباره حجاب حرف میزنند؟
آیتالله العظمی جعفر سبحانی، از مراجع تقلید شیعیان با بیان اینکه حجاب واجب الهی است، گفت:
▪️افراد غیرمجتهد نباید درباره حجاب که جزو مسلمات دین است،…
آیتالله العظمی جعفر سبحانی، از مراجع تقلید شیعیان با بیان اینکه حجاب واجب الهی است، گفت:
▪️افراد غیرمجتهد نباید درباره حجاب که جزو مسلمات دین است،…
❤31
اون عکس کیه که اون خانوم در دست گرفته؟ لابد پسر شهیدشه. در روایات هست که این فقط والدین نیستند که میتونند فرزندانشون رو عاق کنند. فرزند هم بعد از مرگ میتونه پدر و مادرش رو عاق کنه.. فکر کنم اگه این جماعت به این روایات اعتقاد دارند باید یکم مواظب رفتارشون باشند. از کجا معلوم روح این شهید از بازیچهشدن خونش توسط مادرش و خانوادهش آزرده نباشه؟
https://news.1rj.ru/str/mamlekate/37484
https://news.1rj.ru/str/mamlekate/37484
Telegram
مملکته
عده ای امروز دراعتراض به رقص چند دختربچه درجشن #روزمادر که باحضور #شهردارتهران تو برج میلاد برگزارشد، جلوی ساختمان شهرداری تجمع کردن...
t.co/Wzy95zP8yU
M.babaei
https://news.1rj.ru/str/mamlekate/37482
t.co/Wzy95zP8yU
M.babaei
https://news.1rj.ru/str/mamlekate/37482
❤27
طبق نظر دادستان اتهام دختر خیابان انقلاب تشویق مردم به فساد بوده. با بحث قانونیش کاری ندارم چون در حقوق تخصصی ندارم، که البته کنکاش بیهودهای هم هست چون زیر سایه این نظام از هر حرکتی میشه جرم استخراج کرد. فقط از لحاظ فقهی و دینی میشه این سوال رو مطرح کرد که اگه کشف حجاب در ملاء عام تشویق به فساده، معنیش اینه که خود فعل مشوق فساد حساب میشه یا مسلمان بودن فاعل؟ چون در صدر اسلام و حتی خیلی بعدتر از اون، زنان غیرمسلمان اساسا بدون حجاب تردد میکردند، پس عملا فعلی رو انجام میدادن که مسلمان ازش نهی شده، اگه موضوع خود فعل بوده چرا پیامبر جلوش رو نگرفته تا فساد ترویج نشه؟ و اگه موضوع فاعله، یعنی چون دختر انقلاب مسلمان بوده و کشف حجاب کرده و بدین ترتیب به بقیه مسلمانها القاء کرده که میشه مسلمان بود و حجاب نداشت، عابران پیادهی مسلمانِ حاضر در صحنه چطور به یقین رسیدند که دختر مذکور که اون بالا ایستاده مسلمانه که بعد بخوان تحت القاء قرار بگیرند؟ حالت فاعلیش خیلی احمقانهست، چون بهیچوجه قابل دفاع نیست. اگر کسی شراب میخورد پیامبر فقط بابت شراب خوردنش شلاقش میزد (اگه زده باشه واقعا)، نه اینکه یک بار به خاطر خود شرابخوردن بزنه، و یکبار هم به خاطر اینکه به بقیه بچه مسلمونها نشون داده که میشه مسلمون بود و مشروب هم خورد! .. در هرحالت، اینها یک چیز عجیب رو به عنوان اصل در نظر گرفتهاند که شهروند مسلمان، ایمانش مثل یه نخ سیگار لای انگشتانش قرار گرفته و اگه تو خیابون هلش بدن ممکنه سیگاره بیفته کف پیادهرو، و بعد تا بیاد خم شه برش داره یه عابر خبیث دیگه پاشو میذاره روش و رد میشه، و این بنده خدا میمونه بدون ایمان! چطور در طول چهاردهقرن مسلمانان ساکن امپراطوری خلفا، با دیدن زنان بیحجاب به این نتیجه نمیرسیدند که باید حجاب را کنار بگذاریم، اما مسلمان ساکن در جمهوریاسلامی با دیدن سر برهنه فقط یک نفر در انبوه جمعیت، درباره شریعتی که بش پایبنده دچار تردید میشه؟
❤37
ظاهرن آخوند یکی از معابد ژاپن زده خواهر خودشو کشته و بعد خودکشی کرده (اونجا اگه کسی بعد از قتل خودکشی کنه یعنی واقعا آدم وجدانداری بوده و از عذاب وجدان به زندگی خودش خاتمه داده، چون دلیل دیگهای به نظر نمیرسه. اعدام که ندارند، با مجرم هم مثل مهمان برخورد میکنن و زندانهاشون از نصف هتلهای ایران مرتبتره).. و حدس میزنن دلیل این درگیری، پول بوده طبق معمول. گردش مالی این معابد بالاست گویا. حالا این خبر باعث شده چیزهای جالبی درباره این معابد بخونم. ظاهرن اینها هم مثل امامزادههای ایران درآمد شیرینی از قبرفروشی دارند، ولی دیگه خیلی هم مثل هموطنان من تابلو نمیفروشند، بلکه یه سیستم باشگاهمانند برقراره. افراد عضو این مجموعه میشن، و حق عضویت پرداخت میکنند. بعد وقتی مردند بشون اجازه داده میشه که در اونجا دفن بشن. یعنی همه رو راه نمیدن. امیدوارم این به گوش صنف امامزادهداران ایران نرسه، چون از فردا فروش رو تعطیل میکنند و میگن باید ازین به بعد قبر رو اجاره کنید! و اگه دو ماه عقب بیفته یه میت رندوم رو میذاریم تو قبر شما و بعد باید برید حکم تخلیه بگیرید! موضوع جالبتر اینه که طبق قانونشون اگه مردم داوطلبانه بیان پولی هدیه بدن به معبد، مشمول مالیات نمیشه، ولی اگه معبد خدماتی ارائه کنه که بابت اون خدمات هزینه دریافت میکنه، باید مالیاتش رو بده. مثلا درآمدی که از محوطه پارکینگش داره. آدم همش یاد آستان قدس میفته. یا مثلا اگه با پول اعانهای که جمع کرده به ملت غذای نذری میده، باید نذریه رو فقط به اونایی بده که برای عبادت اومدن، نه اونی که برای گردش اومده! (شما به عنوان یک ایرانی که نذری در رشد و نموی بدنت از شیر مادر نقش پررنگتری داشته قطعا با این قانون مخالفت میکنی، ولی به نظرم منطق قابل قبولی داره. توریست و گردشگر گرسنه نیست که. غذا رو باید به کسی داد که اومده روحش رو تعمیر کنه. یعنی شما به عنوان متولی مکان روحانی، میگی تو حواست به تعمیر روحت باشه، هوای جسمتو داریم تا اینجایی). کلا کسی که قصد عبادت نداره نباید سرویس مجانی بگیره. و اگه پول گرفته شد ازش باید مالیاتش پرداخته شه. سر این یکی دعوا دارن البته، چون مراجعهکنندگان مذهبی که واقعا به قصد عبادت بیان دیگه مثل قدیم پرتعداد نیستن، و به جاش توریستها میان که مسلمه قصد عبادت ندارن و فقط میخوان تیر و تخته باستانی رو نظاره کنند، این توریستها هم بلیت میخرن و همه خودشونو میزنن به کوچه علیچپ که اینا قصد قربت دارند! یعنی درآمد بلیت رو میذاره تو جیب اعانه! .. آخوند جماعت در سرتاسر گیتی تمام دوز و کلکهای ممکن رو به کار میگیره تا سرپا بمونه. یه مسئله دیگه املاک اینهاست. در قرن نوزدهم امپراطور تا حد زیادی املاکی که متعلق به معابد بوده رو تصاحب کرده (احتمالا مرحوم احتمال میداده ممکنه ازین فئودالیسم دینی بعدها یه علمالهدی سامورایی بیرون بیاد و هممونو از وسط نصف کنه و پیش خودش گفته بهتره خودم از قبل جامعه رو نجات بدم)، در حین این تصاحب مثبت، یه کار بد هم کرده بوده.. مدیریت این معابد رو از حالت سنتی و عرفانی خودش درآورده و حالت خانوادگی بش داده. بعضی ازین خانوادهها هم انقدر ریشه زدن که حتی اسم معبد همون اسمفامیل ایناست، مثل همین آقای قاتل، که این یکی خونواده زیاد خوبی از آب در نیومد در نهایت. به هرحال امپراطور بوده دیگه، جان لنون که نبوده که بگه ولش کنید اصلا این مذهب پذهبو همشو جمع کنید بره. بعضی ازین خونوادهها هم زورشون زیاده.. مثلا میرن به شهردار میگن رنگ ستون پرید بیا رنگ بزن، شهردار هم میگه به من چه؟ ایناهم میگن عه؟ به میراث فرهنگی ژاپن بیاعتنایی میکنی؟ فرداش میان رنگ میزنن.
اما با وجود همه این مسائل، و حتی این مورد خاص که به قتل هم منجر شده، مقایسه خلاف سنگینهای اینها با بساطی که آخوندیسم در ایران داره، میشه گفت ملاهای بودایی و شینتویی در برابر ملاهای ما به کودکان معصوم میمانند که آدم حتی دلش نمیاد سقوط کنند.
اما با وجود همه این مسائل، و حتی این مورد خاص که به قتل هم منجر شده، مقایسه خلاف سنگینهای اینها با بساطی که آخوندیسم در ایران داره، میشه گفت ملاهای بودایی و شینتویی در برابر ملاهای ما به کودکان معصوم میمانند که آدم حتی دلش نمیاد سقوط کنند.
❤36