Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
قاعدتا تمام گروه‌های ریز و درشتی که همیشه اسراییل رو به خاطر دفاع از شهروندان خودش از شرارت‌های طرف فلسطینی، به جنایت و نسل‌کشی متهم می‌کنند و خواستار تحریم و انزوا و بایکوتش میشن؛ الان که اسراییل داره به اشکال مختلف از دولت آذربایجان دفاع می‌کنه، باید یقه‌ش رو می‌گرفتند، چون ارتش آذربایجان به راحتی قوانین بین‌المللی رو درباره سربازان و اسرای جنگی زیر پا میگذاره و به هیچ‌کس هم پاسخگو نیست. توجیه اسراییل برای حمایت از جنایت‌های جنگی ترک‌زبان‌ها در نزدیکی مرز ما، هرچه که باشه، دیگه ربطی به دفاع از شهروندانش نداره، و به اندازه توجیه جمهوری اسلامی در قالب «عمق استراتژیک» مضحکه. اما خبری ازین گروه‌های ضداسراییلی نیست. مشکل در همون کلمه «قاعدتا» است. چون دیگه قاعده‌ای وجود نداره.

و اما آینده ما در برابر وضعیت اطراف چطور خواهد بود؟ تجربه بارها و بارها ثابت کرده اگه به جنایتکار جنگی هزینه سنگین تحمیل نشه، تکرارش خواهد کرد، و در جبهه‌های جلوتر تکرارش خواهد کرد. در اوکراین هنوز داره جنایت رخ میده، ولی اوکراینی‌ها با اینکه در موضع ضعف هستند، یک دولت مدرن دارند که توانایی تحمیل هزینه به جنایتکار رو داره. اون‌ها تا همین الان کاری با آبروی «دومین ارتش بزرگ جهان» کردن که قبلا از امپراتوری‌های اروپا برمی‌اومد.
ولی ما حکومت نداریم. و اوباشی که حاکمند، روی روسیه، که اسب مرده‌ست، شرط بسته‌اند. ارمنستان حاکمیت ارضی و آزادی عمل خودش رو به خاطر همین شرط، باخت. بازنده بعدی ایرانه. اگر اشرار ترک‌زبان اراده کنند که تاکتیک‌های مغولی رو در خاک ایران هم پیاده کنند، هیچ نیرویی که بیاد از مردم ما دفاع کنه وجود نداره. اینکه هیچ نیرویی نیست، نه اینکه وجود فیزیکی ندارد. بلکه کارکرد ندارد. بله پادگان هست، یه تعداد تانک هست، یه عده سرباز وجود داره، پهپاد در تیراژ فله‌ای ساخته میشه. ولی این‌ها جنگ نیستند‌. جنگ یک داستان دیگه‌ست. جنگ چیزیه که حتی پوتین هم بلد نبود انجامش بده (فقط عملیات نظامی بلد بود. اون هم در مقابله با آپارتمان‌های مسکونی. چچن و سوریه دچار توهمش کرد که جنگ رو هم بلده). جنگ نیاز به سیستم، عقلانیت، هماهنگی، سواد زیاد، و لجستیک داره. چیزهایی که چهل و چهار ساله که داریم از #گله_گاو‌ نمی‌بینیم.

اینکه نقشه ایران تا سال ۲۰۶۰ به همین شکل گربه باقی خواهد موند یا نه یک سوال جدیه. اگه یک انقلاب سیاسی در تهران رخ نده، کله این گربه رو خواهند زد. مگر اینکه موضع مردم این باشه که بذار بیان بگیرن، چه بهتر! که در اون صورت حرفی باقی نمیمونه.
185
Anarchonomy
قاعدتا تمام گروه‌های ریز و درشتی که همیشه اسراییل رو به خاطر دفاع از شهروندان خودش از شرارت‌های طرف فلسطینی، به جنایت و نسل‌کشی متهم می‌کنند و خواستار تحریم و انزوا و بایکوتش میشن؛ الان که اسراییل داره به اشکال مختلف از دولت آذربایجان دفاع می‌کنه، باید یقه‌ش…
اگه این ترکیب، که نیمی از مردم همچنان متوسل به ضریح باشند، و نیم دیگه بخوان بشاشن توش، نماینده‌ای از ترکیب ذهنیتی کل مردم ایران باشه، که به نظر میاد است، نه در برابر جمهوری اسلامی شانسی داریم نه در برابر اشرار همسایه‌.‌

نابودی ملت‌ها همیشه علت نظامی نداره. بلکه رویدادهای نظامی فقط تریگر هستند. بعضی وقت‌ها یک ملت انقدر روی لجبازی‌های خودش اصرار می‌کنه، که قاضی طبیعت حکم نابودی اون ملت رو صادر می‌کنه. و متأسفانه به قاضی طبیعت نمیشه رشوه داد.
159
توجیه مقامات آلمان برای نفرستادن تسلیحات بیشتر به اوکراین اینه که ممکنه روسیه به تلافی یه جبهه دیگه علیه ناتو باز کنه!
هر اتفاقی که داره روی زمین رخ میده، و حتی از عکس‌های ماهواره‌ای هم میشه دید، نشون میده که زیر همین جبهه‌ای که در اوکراین باز کردن هم دارن زایمان می‌کنند، چه برسه به اینکه بخوان یک جبهه دیگه در جای دیگه ایجاد کنند. وضع یه جوریه که از انبارهای کالینینگراد هم دارن مهمات میارن اینور.

یعنی یک درجه‌دار نظامی آلمانی این رو نمیفهمه؟ یا میفهمه و عمدا خودش رو ابله جلوه میده تا برای ارسال نکردن سلاح، بهانه‌تراشی کنه؟
تو کتب درسی مدارس آلمان، بخش‌هایی وجود داره درباره پروپاگاندا، که در اون حتی مردم آمریکا رو قربانی تبلیغات فریبنده درباره کشورشون معرفی می‌کنه. که فکر می‌کنند خیلی خفنند ولی گول خوردن! اینکه جامعه آلمان هیچوقت نتونست سروری آمریکا بر دنیا رو بدون رفلاکس و سوزش معده هضم کنه، یک مسئله تاریخیه؛ ولی فلسفه پرداختن به پروپاگاندا در محتوای آموزشی، به ادعای خودشون، این بوده که ذهن بچه‌ها رو منتقد و ورزیده بار بیارن.

خب ببینیم جوانان آلمانی می‌تونند مهملات دولت خودشون رو بپذیرند یا نه. باید ورزیده شده بوده باشند لابد.
143
«ماله‌کش‌های غربی نسل‌کشی را بشناسید».
۱- کمونیست: ازون اسگل‌ها که فکر می‌کنه روسیه هنوز طرفدار طبقه کارگره.
۲- چپ ضدفاشیسم: فکر می‌کنه اونایی که مقابل روسیه هستند فاشیستن، چون تو‌ جمعیت‌شون دو تا نازی هست.
۳- راست‌گرا: از فاشیست بودن روسیه خوشش میاد، چون گی‌ها رو اذیت می‌کنند.
۴- خلاف‌جهت شنا کننده: هرچی رسانه‌ها بگن میگه خلافش درسته. میگن روسیه بده، پس روسیه خوبه!
۵- روسپی صلح: نمی‌دونه چرا ولی میگه همه‌چی تقصیر ناتوعه.


شبیه شوخی به نظر میاد، ولی این پنج دسته واقعی‌اند. وقتی انقدر درگیر تفکر قبیله‌ای هستی که به راحتی کتگوری حرفات رو با دقت بالا تعیین می‌کنند، یعنی اوضاعت خیلی خرابه.
144
مجری برنامه ۶۰ دقیقه در حالی درباره حجاب زنان ایران از رئیسی سوال می‌پرسه که خودش با حجاب جلوی دوربین قرار گرفته. قاعدتا انسان سالم خودش رو وارد چنین رویارویی نمی‌کرد، ولی اگر هم می‌کرد، از خودش می‌پرسید اینی که در آمریکا من رو وادار کرده به پوشش اسلامی، مردم خودش رو در وسط سیاهچال خاورمیانه به چه چیزهایی وادار می‌کنه؟ چه موضوعیتی داره که ازش درباره حجاب بپرسم وقتی با چیزی که روی سر خودمه، جوابش داده شده؟

همه اجزای آمریکای کهنه بهم وصل هستند. یک عمر از کارشناسان سیاسی‌شون فقط درباره روسیه شنیدیم، در حالی که چین تهدید بزرگ‌تری برای آمریکا بود. هرچند که حتی همون تهدید روسیه رو هم به درستی نشناخته بودند، چون روسیه رو درست نشناخته بودند (همین الان هم باور نمی‌کنند روسیه واقعی اینی بوده که الان دارند می‌بینند، ولی صداش رو درنمیارن). شاید بشه اسمش رو گذاشت «فوکوس بیش از حد و بی‌خاصیت» روی روسیه. چون جانور آکادمیک شناختش از دنیا رو مدیون دانشگاهه. و دانشگاه رو پروفسورهایی پر کرده بودند که در فضای جنگ سرد تربیت شده بودند. دقیقا چون فقط بلد بودند درباره روسیه حرف بزنند، فقط درباره روسیه حرف زدند. این حتی به حوزه فرهنگ هم سرایت کرد. تا همین الانش، فیلم‌ساز آمریکایی بلد نیست چطور چین رو بد نشون بده، حتی اگه واقعا بخواد که بد نشون بده، که نادره. در حالی که در پنجاه سال گذشته هر شکلی از تصویر منفی (حتی جذاب منفی) که بشه تصور کرد، از روسیه ساخت. چون بلد نبود چیزی غیر از روسیه رو ببینه.
و این رسانه جمعی سنتی بود که این کارشناسان رو می‌آورد جلوی دوربین، یا سلبریتی‌شون می‌کرد، یا حتی استخدام‌شون می‌کرد و ازشون مشاوره می‌گرفت. اگه بگیم برند کسینجر رو کار تیمی تلویزیون و روزنامه‌، کسینجر کرد، اغراق نیست. همه این‌ها با اینکه مشاغل متفاوتی دارند، متعلق به قرن بیستم هستند‌. اینکه بشینیم با یه آدمکش جهان‌سومی مصاحبه کنیم تا یه بار دیگه هولوکاست رو انکار کنه یا یه چیزی علیه اقلیت‌ها یا زنان بگه، تا با کلیشه «اوه ببینید رهبر یکی از گه‌دونی‌های جهان که میطلبه کشورش رو شخم بزنیم چی داره میگه» تعداد بینندگان برنامه‌مون رو بالا ببریم، دقیقا تنها چیزیه که رسانه سنتی قرن بیستمی بلده، پس به همین کار ادامه میده. کارشناسان سیاسی قرن بیستمی هم، که هم‌قبیله همین رسانه قرن بیستمی هستند، این برنامه‌های بیهوده رو به عنوان محتوای تحلیلی استفاده می‌کنند و بش رفرنس خواهند داد، چون ژورنالیسم و آنالیز رو اینطوری بلدند. برند فرید زکریا به همین شکل ساخته شد.

نمی‌دونم ما در برابر آمریکای کهنه چه تکلیفی داریم، و اصلا می‌تونیم کاری کنیم یا نه. اما حداقل می‌تونیم بفهمیم که اشتباهات و سوء تفاهم‌های زیادی داشتیم. اگه بخوام به جوانترها نصیحت کنم فقط می‌تونم بگم: حواس‌تون رو خیلی جمع کنید. خیلی زیاد. ما در مقایسه با شما امل بودیم. شما مثل ما نباشید. شما به همه‌چیز دقت کنید. مردم اینطور پروگرام شده‌اند که وقتی یک کلمه رو اشتباه تلفظ کردند، خجالت بکشند. اما اینکه قسمت قابل توجهی از عمرشون دچار برداشت‌های غلط بوده‌اند، شرمنده‌شون نمی‌کنه. شما برعکس باشید. اشتباهات روزمره‌تون رو به شوخی بگیرید، و اشتباهات شناختی‌تون رو جدی بگیرید.
277
امروز چی شده مگه؟

میگن میخوای خوب انگلیسی حرف بزنی، تو ذهنت جملات فارسی رو ترجمه نکن. همون‌چیزی که یک انگلیسی‌زبان میگه رو بگو. اگه فارسی فکر کنی، نمیتونی انگلیسی حرف بزنی.

تا زمانی که مردمی فکر می‌کنید، نمی‌تونید به زبان حکومت حرف بزنید. از سمت مردم، امروز اتفاقات خوبی افتاد. اما از سمت نظام، اهمیتی نداشت. این حکومت یه روزهایی سه هزار سرباز رو میفرستاد به قتلگاه بعثی‌ها، و جوری بش نگاه می‌کرد که انگار یه دونه تانک از دست داده‌. تا وقتی نتونی کاری کنی که خود نظام فکر کنه اتفاق مهمی افتاده، تغییری در پیش‌بینی ۲۰۶۰ رخ نمیده.
و کارهایی که باعث میشه نظام فکر کنه اتفاق مهمی افتاده، یک مقدار کثیفند. و مردم ما آمادگی کثیف‌شدن رو ندارند‌. ۲۰۶۰ یعنی همین که انقدر مردم اصرار کنند به پاکیزگی، که اتفاقاتی که برای نظام مهمند، مستقل از مردم سرش بیاد.. و به آرامی.
167
کارل مارکس نصف روز می‌خوابید، نصف بقیه‌ش که بیدار بود، مست بود. اما چیزهایی که نوشت دنیا رو بهم ریخت. هم ازش انقلاب بیرون اومد، هم جنگ، هم تحولات برگشت‌ناپذیر، هم میلیون‌ها کشته و زخمی، هم کن‌فیکون شدن دانشگاه‌ها و کارخانه‌ها و دولت‌ها و بازارها. دقیقا کسی جرقه اولیه همه این اتفاقات رو زد، که هیچ‌کس به مخیله‌ش نمی‌رسید کسی مثل اون بزنه. این زهر زمانه. و بهترین دلیل برای تواضع در برابرش. هر یک ثانیه که میگذره، یک شانس به احتمال اینکه یک نفر جرقه چیزی رو بزنه که فعلا هیچ ایده‌ای از ابعادش نداریم، اضافه میشه. حتی اگه در هماهنگی کامل با زمانه باشی، ثانیه بعد ممکنه همه‌چیز رو عوض، و تو رو کهنه کنه. و برای همین، زمان دشمن امپراتوری‌هاست. چون نمی‌تونند ازش جلو بزنند. حتی اگه خیلی هماهنگ باشند‌. فرعون همه نوزادان پسر رو کشت، غیر از یکی. و همون یکی همه‌چیز رو عوض کرد. اون یکی، همون یک ثانیه‌ بعدیه، که همیشه جلوتر از امپراتوره.
323
شهردار نیویورک هم با رییس‌جمهور رواندا که از بچگی تو کار آدم‌کشی و نسل‌کشی و ربودن و ترور مخالفان بوده، خوش و بش می‌کنه. زیبا نیست؟ فقط برنده باش، تا بت احترام بذارن.
183
Anarchonomy
شهردار نیویورک هم با رییس‌جمهور رواندا که از بچگی تو کار آدم‌کشی و نسل‌کشی و ربودن و ترور مخالفان بوده، خوش و بش می‌کنه. زیبا نیست؟ فقط برنده باش، تا بت احترام بذارن.
رمز موفقیت رییس‌جمهور رواندا، که دارند بش احترام میذارن، چسبیدن به این منطق بود: «مردم ما رو دارند می‌کشن، و تا نکشیم‌شون ول نمی‌کنند. پس باید ما هم قاتل باشیم تا ول کنند». در کنارش این زیرکی رو داشت که دستور قتل بده، اما تشکیلات رو طوری اداره کنه که به نظر برسه افرادش دارند سر خود دست به قتل می‌زنند، یا اصلا معلوم نباشه قتل رو کی مرتکب شده.
اونایی که بعد از یک ترور سریع پیام ویدئویی میدن و با افتخار میگن کار ما بوده، دنبال بردن بازی نیستند. دنبال اجرای یک نمایش حماسی هستند. از القاعده سوریه گرفته، تا جدایی‌طلبان بلوچستان پاکستان. شعار «ما هستیم» در ایران، به خوبی نشون میداد که جامعه ایرانی، که اپوزیسیون هم از دلش بیرون اومده، چقدر پرته. وجود داشتنت رو باید با تحمیل هزینه‌های استراتژیک اثبات کنی، نه با اسپری روی دیوار. ابراز هویت، چالش کشورهای مرفه توسعه‌یافته‌ست، نه کشوری که در لبه نابودی قرار گرفته.

مردم همواره در حال مدیریت گناهان خودشون هستند. که یکی از اثراتش، میل به پاکیزه مُردنه، که بش اصطلاحا میگن عاقبت به خیری (دقت کنید که «من تا حالا پام به پاسگاه باز نشده» رو به عنوان یک دستاورد نشون میدن). برای همین رفتارهای مفعولانه رو دقیقا از کسانی می‌بینیم که دغدغه اخلاقی دارند‌. این حتی شامل قربانیان خشونت اشرار هم میشه. می‌بینید که هنوز چه دیدگاهی درباره خرابکاری دارند، و بین اموال عمومی و اموال حکومتی مرز قائل میشن و تخریب اون رو حرام و تخریب این رو حلال اعلام می‌کنند!

کسی که نگرانه، فراعنه با ضربه‌هایی که بش وارد میشه مظلوم‌نمایی کنه، کسی که نگرانه بهم خوردن زندگی روتین روزانه مردم رو عصبانی کنه و بپرن بغل اشرار، کسی که نگران روابط عمومیه، کسی که نگرانه شیطانی و پلید معرفیش کنند، نه بازی رو بلده و نه اراده‌ای برای بردن خواهد داشت. چنین کسی اصلا آماده بازی نیست. حتی اگه وانمود کنه که به استیصال رسیده و آماده‌ست. چون یک آمادگی فیکه. وقتی عطش «راه حل برای مبارزه بدید» نشون میده، برای اینه که تک تک راه‌حل‌ها رو تخطئه کنه.

اما.. و این اما مهم است.. همه چیزهایی که مردم پاکی‌طلب ازش واهمه دارند، از جمله خشونت، کشتار، بهم ریختن زندگی روتین روزانه، نابودی زیرساخت‌ها؛ بهرحال اتفاق خواهد افتاد. چه به تدریج، چه توسط نوزاد فعلا گمنامی که فرعون در پیدا کردن گهواره‌ش ناموفق خواهد بود. و وقتی اتفاق افتاد دیگه مردم اجازه هدایتگری جریانات رو نخواهند داشت. بعبارت فارسی‌تر: کثیفی به تو خواهد رسید، پس بهتره خودت زودتر بش برسی، تا حداقل بتونی هدایتش کنی.

شبیه فرار از ساختمانیه که همه طبقاتش دچار آتش‌سوزی شده. خیلی‌ها از دود یا سوختگی جان‌شون رو از دست میدن، چون لحظات اولیه که میشد فرار کرد، از سوختگی روی قسمت‌هایی از بدن‌شون ترسیدند.
متأسفانه مردم ما جربزه‌ی داوطلبانه وارد آتش شدن رو ندارند‌.
1178
Anarchonomy
رمز موفقیت رییس‌جمهور رواندا، که دارند بش احترام میذارن، چسبیدن به این منطق بود: «مردم ما رو دارند می‌کشن، و تا نکشیم‌شون ول نمی‌کنند. پس باید ما هم قاتل باشیم تا ول کنند». در کنارش این زیرکی رو داشت که دستور قتل بده، اما تشکیلات رو طوری اداره کنه که به نظر…
رییس‌جمهور رواندا متعلق به قبیله‌ایه که هشتصدهزار نفر ازشون رو کشتند. مرد و زن و پیر و کودک و سالم و بیمار. اما این زنده موند، و بعدا پوست‌شون رو کند. ضمنا پشتیبانی هوایی آمریکا رو هم نداشت، که بعضیا بش دخیل بسته‌اند. یعنی هشتصدهزار نفر رو کشتند، غیر ازون یه نفری که باید می‌کشتند! قبلا نوشتم که واقعیت شبیه افسانه‌هاست.
من پیش‌بینی نمی‌‌کنم (غیر از ۲۰۶۰ که یک تخمین از یک رونده). فقط میگم زمان اینجوری کار می‌کنه. و اگه ابتکار عمل رو به دست نگیری، یکی میاد به دست می‌گیره که زیاد آدم مهربونی نیست.
122
این ترکیب دوازده‌تایی لنز در پهپاد ساقط‌شده روسیه، هرچند متداوله ولی می‌تونست جمع‌و‌جورتر باشه. یکی عموده به زمین، و دوتا با زاویه‌ست. تا با ترکیب هم یک عکس پانوراما با رزولوشن بالا بدست بیاد. راه جمع‌و‌جورتر کردنش اینه که از منشور استفاده کنند، که زاویه نور رو تغییر بده. نکته تأمل‌برانگیز اینه که خود شوروی از پیشتازان ساخت اون منشورها بود.
نکته تأمل‌برانگیزتر اینه که آمریکا با ماهواره دیدی روی جبهه داره، که روسیه که همونجاست نداره و باید بره از ارتفاع پایین عکس بگیره.
85
- صبح برو یکم پول بگیر از بانک خونه یکم پول نقد داشته باشیم

- چرا؟

- چون صبح پا میشی می‌بینی همه‌جا بسته‌ست میمونیم بی‌پول

- چیزی نمیشه پدر من نترس، خبری نیست

- تو چه میدونی.. انقلاب همیشه اینجوریه

- چجوریه؟

- که یه روز همه‌چی عادیه میای خونه، صبح میری بیرون می‌بینی همه‌جا بسته‌ست

- اینا فرق داره، دیگه اون انقلاب تکرار نمیشه

- اونجوری نشه یه جور دیگه میشه

- چه علاقه‌ای داریا

- شما دو تا چیز دیدید، صدتا چیز ندیدید

- به عمر من قد نمیده چیزی ببینم

- صبح برو پول بگیر پس

#لبخند_شبانه
209
اون واسه دهه هشتاد بود. #گله_گاو‌ نمیتونه قدردان اهرم‌هایی که داره هم باشه، چون قدردانی عقل میخواد. الان دیگه اون اهرم‌ها وجود نداره و خودشون هم می‌دونند. الان بی‌بهانه هم ناچاره همون کاری رو انجام بده که قبلا با بهانه انجام می‌داد.
و این دقیقا نتیجه رادیکال‌تر شدن ملته. همون چیزی که زبون من مو درآورد انقدر درباره‌ ضرورتش گفتم. در برابر آدم رادیکال خیلی از آپشن‌های متعارف خاموش میشن. بگی مأمور رو کشتن، میگه اره کشتم. بگی مسجد رو آتش زد، میگه آره زدم. جوابش به همه‌چی آره‌ست. و اینو نمیشه کاری کرد.
واسه جامعه نرمال، رادیکالیسم خوب نیست. چون مثل یه ویروسه. ولی برای ما لازمه‌، و باید پخشش کرد.
286
وقتی نوشتم درخواست توام با طنز ولی جدی کاربران ایرانی از اسراییل برای حمله به ایران مشابه تاریخی نداره، اومدند چند مورد به زعم خودشون مثال نقض از تاریخ برام آوردند که در فلان زمان، بهمان مردم از پادشاه ایکس خواسته‌اند که بیا به سرزمین ما حمله کن ازین حاکم فعلی نجات‌مون بده.
چیزهای زیادی از زندگی مردم قدیم هست که درک‌شون برای ما سخته، و تصورشون از وطن هم یکی ازون‌هاست. این هویت ملی مدرن که برای ما تثبیت شده، برای اون‌ها تعریف نشده بود. اون‌ها فقط شاه رو می‌شناختند، و نماینده‌ش رو. همین قبیله‌های بالکان که هنوز دل خوشی از هم ندارند، ظاهرا در یک قلمرو سلطنتی بودند، اما همونقدر با هم غریبه بودند که آدمی از خارج از قلمرو براشون غریبه بود. اگر یه روزی قبیله‌ای، قومی، اهالی منطقه‌ای، به پادشاهی نامه میزد که بیا ما رو از شر حاکم نجات بده، اصلا اینطور حس نمی‌کرد که داره به قبیله و قوم همسایه‌ش خیانت می‌کنه. فقط این آگاهی رو داشت که داره به حاکم خیانت می‌کنه، که به زعم خودش خیانت درستیه.
همین سوء تفاهم درباره اینکه مردم اون زمان چه نگاهی به سرزمین و حکمرانی داشتند، باعث شد افسانه هالیوودی حمله اعراب به ایران رو باور کنیم، که خودش یک سلسله سوء تفاهم دیگه ایجاد کرد درباره طرز مسلمان شدن ایرانی‌ها و نسبت ما با اسلام و مذهب به صورت عام.
118
تحصیلکرده غربی ایران رو فقط با دوران باستانش میشناسه، برای همین وقتی اخبار اعتراضات رو می‌بینه ضمن امیدواری برای به ثمر نشستن اعتراض، آرزو می‌کنه «شکوه تمدن ایران» دوباره برگرده! چون این شناختیه که دانشگاه و آدم‌های دانشگاهی بش داده‌اند. درکی ازینکه تمدنی با عنوان تمدن ایرانی باقی نمونده، و سوالات امروز ما سوالاتی درباره بقا و حیات هستند، نداره. تمدن درباره ساختنه، و ما در هر نوعش عقیم شده‌ایم. از ساخت اندیشه نو، تا ساخت نهاد نو، تا ساخت ابزار نو. هر ایرانی پنج تا اکانت ناشناس داره، اما هنوز یک حزب زیرزمینی نداریم‌. تعداد ایرانی‌هایی که فلسفه کانت خوندن، از تعداد ایرانی‌هایی که شرکت استارت‌اپ که ارزش افزوده واقعی به اقتصاد اضافه کنه تأسیس کرده‌اند بیشتره، و همچنین از تعداد کسانی که در کشور محل تولد کانت، کانت خوانده‌اند! با همه‌گیری جهالت جمعی، و پسرفت مذهبی، همه واژه‌ها معنی خودشون رو از دست داده‌اند، هیچ‌چیز قداست نداره، هیچ ساختاری معتبر نیست، و عقل مورد تمسخر قرار می‌گیره. کل کشور ما یک‌ جوکه (و البته به همین علت میشه انقدر ازش سوژه طنز درآورد). شکوه؟ ما هنر کنیم در دل هرج و مرج، زنده بمونیم.

وقتی میگم باید رادیکال بود، منتظرن با کارت گرافیک جدید انویدیا، تصویری حماسی از نتیجه‌ش رو براشون رندر بگیرم! عزیزم.. قرار نیست نتیجه‌ای ببینیم ما. قرار نیست برای ما قایق نجات بیاد. ما باید بریم زیر آب، و خواهیم رفت. حداکثر کاری که می‌تونیم بکنیم، و باید بکنیم، تخریبه. تخریب همه‌چیز که این شکل سرطانی رو بوجود آورده‌. از تخریب فرهنگ، مذهب، قومیت، سلطنت، ولایت، تمرکز... ما تخریب این جوک بزرگ رو به نسل‌های آینده بدهکاریم، و تا قبل ازینکه غرق بشیم باید انجامش بدیم.
297
اون زمان وسیله حمل و نقل عمومی وجود خارجی نداشت. مسیر روستا تا شهر، برای خودش یه ماجراجویی بود. یه آدم دهاتی بلند شد رفت بره شهر برای خرید. سالی دو سه بار اینکارو می‌کرد. زیر آفتاب نشست کنار جاده تا ماشین بیاد. و نمی‌اومد. تا اینکه یه کامیون نگه داشت، و سوارش کرد. کمی جلوتر راننده کامیون گفت عوارضی نزدیکه، و بمون گیر میدن اگه ببینند مسافر سوار کردیم. یکم قبلش پیاده‌ت می‌کنم، یکم بعدش نگه میدارم، خودت بیا سوار شو. اونم گفت باشه. و پیاده شد. جایی که پیاده شده بود ازین قهوه‌خونه‌های بین‌راهی بود. نشست یه چای بخوره، تا کار راننده کامیون تو عوارضی تموم بشه. یه پیرمردی اومد نشست کنارش. یه بقچه داشت. گفت این بقچه پیشت باشه من برم دستشویی برگردم. این هم گفت باشه. و منتظر شد بیاد. اما نیومد. وقتی از حد متعارف زمانی که صرف دستشویی میشه گذشت، رفت ببینه کجاست. ولی پیداش نکرد. احتمالا بقچه‌ش رو فراموش کرده بود و سوار ماشین شده بود و رفته بود. اما کسی اینو نمی‌دونست. پس باز هم صبر کرد. دو ساعت گذشت. دید یه نفر از دور داره دوان دوان میاد به سمتش و یه چیزهایی با صدای بلند میگه. نزدیک‌تر که شد دید راننده کامیونه، و چیزهایی که داشته با داد زدن می‌گفته درباره این بوده که از کار و زندگیم انداختی تو!‌ و وقتی رسید، نفس نفس‌زنان گفت دو‌ ساعته نشستم تو ماشین منتظر تو، چرا نیومدی پس؟ این هم براش تعریف می‌کنه که عمدی نبوده. به کسی قول داده بقچه‌ش رو نگه داره. راننده میگه ولش کن بیا بریم، اگه همین اطراف بود تا الان پیداش می‌شد. این دو ساعت برای اون صبر کرده بود، و راننده دو ساعت برای این. چون یک مرد، به یک مرد دیگه حرف زده بود، و باید پای حرفش می‌ایستاد. بهرحال بقچه رو آورد خونه و باز کرد و همه دیدند اشیاء بدرد بخوری نیست. برد پیش امام جماعت مسجد روستا و گفت این رو چه کنم. گفت معادل ارزش‌شون باید صدقه بدی. مردم اگه یک ریال براش ارزش تعیین کرده بودند، آخونده سه ریال تعیین کرد. عددش این نبود، ولی نسبتش این بود. با اینکه همه می‌گفتند زیاده، همون سه ریال رو داد. با اینکه براش زیاد بود. چون «سید» گفته بود، باید می‌داد، و داد.

اون آدم‌ها رفتند و دیگه برنمی‌گردند. اینکه برنمی‌گردند یک پیشگویی نیست. خبری مربوط به گذشته‌ست. برنمی‌گردند چون غیرقابل برگشت بودن‌شون قبلا رخ داده. بستری که مرد رو اونجوری بار می‌آورد، همونقدر متعهد، و همونقدر ساده‌دل، از هم پاشید. صیانت و حفاظت، ذکاوت میخواد و آینده‌نگری. که موجود نبود. اگه سلاطین مملکت رعیتی میخواستند که مثل اون مردها باشند، باید حفظش می‌کردند، و این حفاظت مهلتی داشت. و مهلت کوتاه بود. درست از زمانی که مهلت رو از دست دادند، دنبال رعیتی می‌گردند که دیگه برنمی‌گرده. و هرروز داره این جستجو براشون سخت‌تر میشه. سلطان وقت، هرروز عصبی‌تر میشه، چون هرروز بیشتر معلوم میشه که نمیشه به عقب برگشت.
255
همزمان با شب کشتار مردم ما، اسرای اوکراینی که در ماریوپول اسیر شده بودند طی یک مبادله آزاد شدند. مجبور شدند همونایی رو آزاد کنند که وعده داده بودند اعدام‌شون خواهند کرد. در حالی که به ایرلاین‌های روسی ابلاغ شده به مردان بین ۱۸ تا ۶۵ سال بلیت نفروشند، چون می‌دونند که با اعلام بسیج عمومی خیلی‌ها آماده فرارند!

قلدرهای لوزر، در همه‌چیز شبیه هم هستند. چشم‌آبی باشند یا عمامه مشکی.
207
جمعیت روسیه کمتر از ۱۵۰ میلیون نفره، و پوتین برای ۳۰۰ هزارنفر بسیج عمومی اعلام کرد، که باید آموزش ببینند. در حالی که آمریکا با بیش از ۳۰۰ میلیون نفر جمعیت، ۱۵۰ هزار نفر رو میتونه آموزش بده، نه بیشتر. این اعداد دقیقا به شکل ضربدری معکوس هم هستند. باید اختلاف فاحش اقتصاد آمریکا با روسیه رو هم بش اضافه کرد. پس ارتش روسیه باید در عرض چندماه کاری انجام بده که از لحاظ فیزیکی ممکن نیست، یا بچه‌های مردم رو بفرسته جلو که با قطع عضو برگردن.
کاملا تابلوعه که پوتین داره همون دستوراتی رو میده که ژنرال‌های بی‌کفایتش دارن بش میگن (اون تصویر «کارشناس در همه‌چیز» که ازش ساخته بودند، فرو ریخت). با اینکه تا الان هرچی بش گفتن بدترین پیشنهادها بوده. اراده اینکه مردم رو با بسیج عمومی ناراضی کنه داره، اما اراده دور ریختن ژنرال‌ها و اطرافیانش رو نداره. و این دقیقا بلاییه که به سر سیستم‌های بسته میاد.
224
باید زندگی رو براشون سخت کرد. آمادگی ذهنی انجامش رو دارید؟ خیر.
یکی از آدرس‌های غلط که وقت ملت رو تلف کرد، تأکید روی رفراندوم و تکیه به اکثریتی بودن مخالفان نظام بود. در حالی که این چیزها این جا کاربرد نداره. داعش به این که شما بیشترید اهمیت نمیده. پس شما هم نباید اهمیت بدید. شرارت رو باید با شرارت جواب داد. اگه شرارت نشون دادی، اون کارمند هم ناخواسته بت احترام خواهد گذاشت. متأسفانه مردم، و مخصوصا جوان‌ترها، با اینکه در یک روند مبارک دارند رادیکال میشن، هنوز با اینکه این بازی چه قواعدی داره آشنا نیستند‌. قاعده اینه: من اقلیتم، ولی بی‌تحملم، و چون تحمل ندارم شر بپا می‌کنم، باید بام کنار بیایید!
فکر می‌کنند باید صبر کنند دیگه هیچ زن چادری و هیچ پیرمرد نمازخون و هیچ کارمند بزدلی باقی نمونه. نه عزیزجان، باید کاری کنی زن چادری و پیرمرد نمازخون و کارمند بزدل، ازت بترسند‌. این قاعده بازیه. حالا یا تا تهش میری، یا چندجات کبود میشه و برمیگردی خونه.
337
Anarchonomy
باید زندگی رو براشون سخت کرد. آمادگی ذهنی انجامش رو دارید؟ خیر. یکی از آدرس‌های غلط که وقت ملت رو تلف کرد، تأکید روی رفراندوم و تکیه به اکثریتی بودن مخالفان نظام بود. در حالی که این چیزها این جا کاربرد نداره. داعش به این که شما بیشترید اهمیت نمیده. پس شما…
یکی دیگه از قواعد بازی اینه که اینو موضع نظام تلقی کنی. نباید بگی اینا یه تعداد اندکی داخل نظام هستند که «تند» هستند. باید بگی این موضع رهبر نظامه. و سپس با فرض اینکه موضع رهبر نظام همینه عمل کنی. که میشه سبقت گرفتن در ایجاد شر. نباید شری معادل شر اون‌ها ایجاد کنی. باید شر تو سبقت بگیره.
313
Anarchonomy
باید زندگی رو براشون سخت کرد. آمادگی ذهنی انجامش رو دارید؟ خیر. یکی از آدرس‌های غلط که وقت ملت رو تلف کرد، تأکید روی رفراندوم و تکیه به اکثریتی بودن مخالفان نظام بود. در حالی که این چیزها این جا کاربرد نداره. داعش به این که شما بیشترید اهمیت نمیده. پس شما…
بلد نبودن بازی، وقت رو هدر میده.
بحث فنی با داعش هم بلد نبودن بازی رو نشون میده. ندا رو که کشتند، ساده‌لوحان درباره اصول تک‌تیراندازی با داعش بحث می‌کردند. هواپیما رو که زدن درباره اصول پرواز و پدافند با داعش بحث می‌کردند. الان هم درباره عکس‌های سی‌تی‌اسکن با داعش بحث می‌کنند. در برابر شر، نباید حرف فنی بزنی‌. برگ درخت هم بیفته باید بندازی گردنش‌. کلر آب زیاد میشه باید بندازی گردنش‌. هرکس پاش زخمی میشه، باید بندازی گردنش. باید دنبال بهانه باشی برای زدنش، و بهانه رو از هرجایی جمع کنی.
371