طبیعتا از خدابیخبرهایی مثل من دغدغهای برای آینده ایمانی جامعه ندارند. سوال اینه که این قشر ایدئولوژیک سرسخت چرا دغدغه ندارند؟ نمیدونند که بیشتر آثار تاریخی هویتساز ایران یا مستقیم یا غیرمستقیم به اسلام و خداپرستی مرتبط هستند؟ نمیدونند که از بین رفتن اینها هویت مذهبی ایرانی رو هم به باد میده؟ مسیحیان اروپا چهارچشمی مواظب کلیساهای چندصدسالهشون هستند، چون میدونن اینا فقط سنگ و آجر نیستند، موتورهای هویتی هستند. میدونند که بیشتر ازونکه کلیسا به مراقبت اونها نیاز داشته باشه، اونها به سرپا موندن کلیسا نیاز دارن. خیلی عجیبه که اونایی که بیشتر از همه سینه میزنن واسه زنده نگهداشتن مذهب ایرانی، اصلا نمیفهمند مذهب چجوری کار میکنه.
❤17
بازیگر سریالی که توسط زیرمجموعه یک نهاد نظامی حکومتی ساخته شده تو صفحه اینستاگرامش به یک نهاد غیرنظامی حکومت که مسئول پخش سریاله نصیحت میکنه که «سانسور نکنید»! مثل اینه که طرف بره تو زمین غصبی آپارتمان بسازه و بدون مجوز هم بسازه، بعد وقتی مأمور شهرداری اومد و گفت پول بده تا دستور تخریبش رو نگیرم بش میگه آقا این چه درخواست زشتیه شما داری؟ نمیدونی رشوه حرامه؟
همینقدر مضحک.
همینقدر مضحک.
❤13
🤔 داشتم به خودم میگفتم آقای مهاجرانی که این حق رو برای خودش قائله که در تفسیر قرآن ژیمناستیک کار کنه و با کلمات عربی آفتاب بالانس بزنه، چطور برای دراویش این حق رو قائل نیست که برداشت متفاوتی از اسلام داشته باشند که تازه برداشت آوانگاردی هم نیست؟ انعطاف فیزیکی ایشون در تفسیر به همین جزییات هم ختم نمیشه.. مثلا در اینکه پول خاندان آلسعود برای تحصیل فرزند حلال است یا نه پاهاشون رو ۱۸۰ درجه باز کردند! در عین حال چشم ندارند ببینند یک درویش از روی بعضی آیات، دو متر بپره؟ این ورزش تخصصی فقط در انحصار خانواده ایشونه؟ 🤸♂ 💰💂♂👳♂
🤔 و فکر کردم حالا که امثال ایشون با این آزادی تفسیر و این اعتماد به نفس که بگن منظور خدا چیه، چرا ازین امکانات استفاده نمیکنند و بقیه آیات که به مسائلی فراتر از زناشویی میپردازند رو چکشکاری نمیفرمایند؟ میدونم که زناشویی از مباحث مورد علاقه ایشونه ولی در کنارش نمیشد مثلا تعیین تکلیف کنند که معنی کلمه جهاد چیست؟ با نسبت تناسب هم بخوایم حساب کنیم اگه ضرب میشه ترککردن، جهاد هم میشه خوردن صبحانه! شاید خدا میخواسته بگه اگه صبحانهتون رو کامل و به موقع بخورید کافران به شما مسلط نمیشن. تصور کنید اگه ایشون و دوستانشون این تفسیر رو جا میانداختن در امت اسلامی، نه تنها دیگه شاهد گروگانگیریها و بمبهای انتحاری نبودیم، بلکه متوسط قد بچهمسلمان ۱۵ سانت افزایش پیدا میکرد. چرا آستین بالا نمیزنند؟ 🍯🥛☕🍳
🤔 و فکر کردم حالا که امثال ایشون با این آزادی تفسیر و این اعتماد به نفس که بگن منظور خدا چیه، چرا ازین امکانات استفاده نمیکنند و بقیه آیات که به مسائلی فراتر از زناشویی میپردازند رو چکشکاری نمیفرمایند؟ میدونم که زناشویی از مباحث مورد علاقه ایشونه ولی در کنارش نمیشد مثلا تعیین تکلیف کنند که معنی کلمه جهاد چیست؟ با نسبت تناسب هم بخوایم حساب کنیم اگه ضرب میشه ترککردن، جهاد هم میشه خوردن صبحانه! شاید خدا میخواسته بگه اگه صبحانهتون رو کامل و به موقع بخورید کافران به شما مسلط نمیشن. تصور کنید اگه ایشون و دوستانشون این تفسیر رو جا میانداختن در امت اسلامی، نه تنها دیگه شاهد گروگانگیریها و بمبهای انتحاری نبودیم، بلکه متوسط قد بچهمسلمان ۱۵ سانت افزایش پیدا میکرد. چرا آستین بالا نمیزنند؟ 🍯🥛☕🍳
❤13
خبرها دارن میگن میزان مشارکت مردم مصر در انتخابات بالاست. انتخاباتی که ژنرال السیسی فقط یه رقیب داره که اونم شانسش کمه. ظاهرا تو روسیه هم مشارکت خوب بوده.
من نمیدونم تو کشورهایی که واضحه قراره کی برنده بشه چرا به خودشون زحمت میدن که حتما برن رأی بدن. چون قاعدتا وقتی مشارکت باید بالا بره که ملت بگن اوضاع خطرناکه حتی یک رأی هم میتونه تأثیرگذار باشه، پاشم برم!
از جوهر خوششون میاد؟
من نمیدونم تو کشورهایی که واضحه قراره کی برنده بشه چرا به خودشون زحمت میدن که حتما برن رأی بدن. چون قاعدتا وقتی مشارکت باید بالا بره که ملت بگن اوضاع خطرناکه حتی یک رأی هم میتونه تأثیرگذار باشه، پاشم برم!
از جوهر خوششون میاد؟
❤15
Anarchonomy
انگلیس، ورود یک فعال راستگرای کانادایی رو به این کشور برای همیشه منع کرد. چون تراکتی پخش میکرد که نوشته بود الله همجنسگراست. هدفشم این بود که نشون بده غرب از مسلمونا میترسه. و درستی حرفش ثابت شد.
این مورد عجیب خانوم کانادایی یه نکته هشداردهنده داره. ازونجایی که دردسر درست کردن جرم نیست (وگرنه باید همه بچهها رو دستگیر کرد)، اومدن بش اتهام ترویج نژادپرستی زدن. در حالی که واضحه اینکه تو خیابون بگی الله همجنسگراست اصلا هیچ نژادی رو هدف قرار نمیده. اساسا اینکه الله همنسگراست یک جمله بیمعنیه و یه جمله بیمعنی نمیتونه معنی نژادی بده. خودشم اینو میدونه. به قول خودش اگه بگه عیسی (که میگن یهجورایی خداست) همجنسگراست، انقدری به مسیحیان برنمیخوره که دردسر ایجاد شه. اما همون حرف رو درباره الله بزنم، دردسر ملی ایجاد میشه! و با وجود این که این وضعیت برقراره، جامعه حامی همجنسگرایان که زبونشون همیشه درازه، ناگهان لال میشن!
این نشون میده مسلمان اروپانشین که استراتژی «وحشیبازی دربیار تا ازت حساب ببرن» رو به کار گرفته، داره میبینه که این تاکتیک به موفقیت رسیده، و خب واضحه که به کارش ادامه میده، و اوضاع همینطور بدتر خواهد شد.
ما ورژن خیلی غلیظترش رو در ایران خودمون داریم، که جبههای که مورد هجمه تغییرات زمانه و انتقادات قرار گرفته، سعی میکنه با وحشیبازی از خودش دفاع کنه.
انگلیس ترسیده و واداده... ولی ما نباید جا بزنیم. عربدهکشها نباید بتونن آزادی رو ازمون بگیرن. چه جمهوریاسلامی پشتشون باشه چه نباشه.
این نشون میده مسلمان اروپانشین که استراتژی «وحشیبازی دربیار تا ازت حساب ببرن» رو به کار گرفته، داره میبینه که این تاکتیک به موفقیت رسیده، و خب واضحه که به کارش ادامه میده، و اوضاع همینطور بدتر خواهد شد.
ما ورژن خیلی غلیظترش رو در ایران خودمون داریم، که جبههای که مورد هجمه تغییرات زمانه و انتقادات قرار گرفته، سعی میکنه با وحشیبازی از خودش دفاع کنه.
انگلیس ترسیده و واداده... ولی ما نباید جا بزنیم. عربدهکشها نباید بتونن آزادی رو ازمون بگیرن. چه جمهوریاسلامی پشتشون باشه چه نباشه.
❤15
هرچند که حرف ما ضدانقلابها رو گوش نمیدن ولی به هرحال من از بنیاد حفظ ارزشهای دفاع مقدس تقاضا میکنم حواسشون به تهیهکنندگان فیلم لاتاری باشه تا اگه برای پروژههای بعدیشون سراغ مقوله جنگ رفتن جلوشونو بگیرن. اینا عقل ندارن. یهو دیدید در قالب دوربین مخفی نارنجک انداختن وسط خیابون و محل تردد که معلوم شه آیا کسی خودشو میندازه روش یا نه و بگن خوشبختانه هنوز فرهنگ ایثار در ایران نمرده، و ما یه فیلم سینمایی در این باره ساختیم بیایید ببینید!
❤8
این مسافرتهای نوروزی که ما میبینیم با هیچ استانداردی اسمش گردشگری نیست. این باید اسمش «فرار از خانه» باشه. و مثل خیلی از فرارهای دستهجمعی، خصوصیات زامبیوار هم داره. از به کثافت کشیدن مناظر طبیعی تا سوزاندن جنگل تا کشتن حیوانات در حال انقراض. حتی در تبلیغات گسترده تلویزیونی برای تحریک مردم به ترک خانه، خبری از جذب مشتری برای بنگاههای گردشگری نیست، کل پیام اینه که پاشید برید بیرون! من حتی یک آگهی بازرگانی برای یک هتل در شهرستان ندیدم. چون اساسا هتلی وجود نداره، و اون تعداد اندکی هم که هست هم انقد ظرفیت پایینی دارن که در این ایام به هرحال تکمیل میشن و نیاز به تبلیغات نیست و هم انقدر قیمتشون بالاست که عملا کاربردی برای عموم مردم نداره. (شما حتی اگه قیمت دلار رو همین ۵هزارتومن امروز در نظر بگیری، هتل ترامپ در نیویورک که پنجره اتاق رو باز کنی سنترال پارک رو میبینی، و جزء لاکشریترین و گرونترین هتلهاست، در مقایسه با هتلهای ایران قیمت منصفانهای داره!). حمل و نقل عمومی هم تقریبا وجود نداره، و گرنه تا همین الان ۲هزار مجروح رو دستمون نمیموند. چون اکثریت ماشینهایی که حتی برای داخل شهر ناایمن هستن رو میبرن میندازن تو جادهها، و تازه باید از بیتالمال سوبسید بدیم به بنزین تا همونشم بتونن ببرن. و وقتی هم رسیدن به مقصد، اقامت نمیکنند، یه گوشه چادر میزنند و اطراق میکنند! میخوام بگم کل این پروسه از ابتدا تا انتها یه سفر فیک و قلابیه. ماشین فیک، سوخت فیک، جاده فیک، هتل فیک، پیکنیک فیک. با کلی هزینه مالی و جانی. و البته خوش هم میگذره. چرا نگذره؟ هدف فرار از خانه بوده، و تو هر فراری سپری کردن زمان در هر مکانی و در هر شرایطی غیر از محل حبس، خوشگذرانی حساب میشه. جلوش هم نمیشه گرفت. مهاجرت غیراصولی، گسترش شهری غیراصولی، معماری غیراصولی، توزیع امکانات غیراصولی، و خیلی اتفاقات غیراصولی دیگه که در طول هشتاد سال گذشته رخ داده، منجر به یک زندگی بیمارگونه شده، و خلاصی موقت ازش هم منجر به یک فراربیمارگونه شده. فقط باید این تعارف ابلهانه رو بذاریم کنار و اسمش رو نذاریم توریسم!
❤15
اگه سال ۵۷ و حتی قبلتر ازون کمونیستها به ما مسلط میشدند، این بلایی که در دوران جمهوریاسلامی سر میراث فرهنگی-مذهبی ایران اومد، نازل نمیشد. لاقل نه در این ابعاد. یعنی به ذهن کمونیست جماعت هم نمیرسید که بگن بیایید گنبد و گلدستههایی که با یه حساب و کتاب معنوی کاشیکاری شدند رو از جا بکنیم و به جاشون لوله بخاری طلاییرنگ نصب کنیم، تا هم مساجد این مملکت رو از ریخت بندازیم و همشکل کنیم هم اینکه ملت یادشون بره مسجد چی بود اصلا!
البته این تغییرات زشت توجیهات خاص خودش رو هم داره. مثلا همین مسجدی که عکسش اینجاست انقدر ریزش کاشی رو تحمل کرد که در نهایت تسلیم شد و تن به اون ورقهای پوک داد. خود این دو واقعیت شگفتانگیز رو برملا میکنه. اول اینکه کشوری که برای هزاران سال حرف داشت در معماری، و زمانی معمارانش رو صادر میکرد تا در جاهای دیگه باشکوهترین مساجد و بناها رو بسازن، امروز به چنان قهقرای فنی دچاره که از پس یک کاشیکاری ساده هم برنمیاد، و یا اینکه تکنیک ایرادی نداره اما در اجرا فاجعه رخ میده چرا که به چنان قهقرای فرهنگی دچاره که سازنده حتی در ساخت مسجد هم تفمالی میکنه! بعد از کاخها، ماندگارترین بناهای ایران مساجد هستند، چون شاه که خودش رو متصل به درگاه الهی میدونست، بهترین بنا رو برای خودش میساخت با این شرط که برای خدا بهترش رو بسازه. نیت واقعی چه بود مهم نیست، مهم اینه که از سرمایهگذار تا طراح تا اجراکننده تا حمالی که آجر جابجا میکرد تمام تلاششون رو میکردن تا بهترین خانهی سرزمین رو برای خدا بسازن. در حالی که امروز بدترین بناهای سرزمین رو به نام خدا میزنیم، و این در حالیه که بناهای سرزمینمون از بدترین بناهای دنیا هستند! به هرحال، چه سرمایهگذار چه طراح و چه اجراکننده ککش هم نمیگزه که این مسجد فردا اینجا هست یا نیست. و این برای ایران شگفتانگیزه. دوم اینکه، حالا به هر دلیلی کیفیت ساخت بد بود، باید رهاش کرد؟ رابطه مردم-مسجد و حتی اهلمسجد-مسجد چنان دچار گسست شده که حاضر نیستند دست بکنند تو جیب و خرج مرمت و تعمیر نگهداری بنا رو بدن! انگار مسجد، یکی از دفاتر حکومته و این که چه بلایی سرش بیاد یا چه دخل و خرجی داره به خودش مربوطه! پس نقش مومن چیه این وسط؟ اصن برای چی تجمع میکنید در مکانی که دوستش ندارید؟ مگه میشه آدم براش فرق نکنه چیزی که دوست داره دست کی بیفته؟ این سقوط ایمانی هم برای ایران شگفتانگیزه.
اما حتی اگه علاقهای نیست، و میلی به خرج کردن هم نیست، میشه هیچ خرجی نکرد، یعنی هیچچیزی نساخت. گنبد و گلدسته و فضاسازی هنری که وحی منزل نیست. میشه یه چاردیواری ساده داشت. پس چه اصراریه که این سازههای فلزی قلابی افراشته بشه؟ اگه به این تأکید عجیب در طلاییسازی این مصنوعات توجه کنید، یاد سلبریتیهای اینستاگرام میافتید که جلوی پورشههای طلاکاریشده عکس میندازن. یک نوع لاکشریبازی چیپ و جهانسومی توش دیده میشه. هم نمیخوان برای خانه خدا مایه بذارن، و هم میخوان بگن «زیاد خرج شده واسش»! به جای اینکه مسجد، فرهنگ عمومی رو از ابتذال تصفیه کنه، ابتذال فرهنگی مسجد رو هم بلعیده! به طرز شگفتانگیزی از وقتی این سِت فلزی مضحک در سریال پایتخت نُرمالایز و حتی تقدیس شد، آمار نصبش هم بیشتر شد. درست جلوی چشمانمون، خیلی سمبلیکطور، ابتذال حامل ابتذال شد.
در گذشته سقوط مسجد به معنی سقوط شهر بود. فاتح هر کی که بود، تا یه بلایی سر مسجد نمیآورد آروم نمیشد. متأسفانه در زمانه ما مساجد ایران سقوط کردند. و هیچ مسجدی سقوط نمیکنه، چه هزارسال پیش چه الان، مگر اینکه مومنین سقوط کرده باشند.
البته این تغییرات زشت توجیهات خاص خودش رو هم داره. مثلا همین مسجدی که عکسش اینجاست انقدر ریزش کاشی رو تحمل کرد که در نهایت تسلیم شد و تن به اون ورقهای پوک داد. خود این دو واقعیت شگفتانگیز رو برملا میکنه. اول اینکه کشوری که برای هزاران سال حرف داشت در معماری، و زمانی معمارانش رو صادر میکرد تا در جاهای دیگه باشکوهترین مساجد و بناها رو بسازن، امروز به چنان قهقرای فنی دچاره که از پس یک کاشیکاری ساده هم برنمیاد، و یا اینکه تکنیک ایرادی نداره اما در اجرا فاجعه رخ میده چرا که به چنان قهقرای فرهنگی دچاره که سازنده حتی در ساخت مسجد هم تفمالی میکنه! بعد از کاخها، ماندگارترین بناهای ایران مساجد هستند، چون شاه که خودش رو متصل به درگاه الهی میدونست، بهترین بنا رو برای خودش میساخت با این شرط که برای خدا بهترش رو بسازه. نیت واقعی چه بود مهم نیست، مهم اینه که از سرمایهگذار تا طراح تا اجراکننده تا حمالی که آجر جابجا میکرد تمام تلاششون رو میکردن تا بهترین خانهی سرزمین رو برای خدا بسازن. در حالی که امروز بدترین بناهای سرزمین رو به نام خدا میزنیم، و این در حالیه که بناهای سرزمینمون از بدترین بناهای دنیا هستند! به هرحال، چه سرمایهگذار چه طراح و چه اجراکننده ککش هم نمیگزه که این مسجد فردا اینجا هست یا نیست. و این برای ایران شگفتانگیزه. دوم اینکه، حالا به هر دلیلی کیفیت ساخت بد بود، باید رهاش کرد؟ رابطه مردم-مسجد و حتی اهلمسجد-مسجد چنان دچار گسست شده که حاضر نیستند دست بکنند تو جیب و خرج مرمت و تعمیر نگهداری بنا رو بدن! انگار مسجد، یکی از دفاتر حکومته و این که چه بلایی سرش بیاد یا چه دخل و خرجی داره به خودش مربوطه! پس نقش مومن چیه این وسط؟ اصن برای چی تجمع میکنید در مکانی که دوستش ندارید؟ مگه میشه آدم براش فرق نکنه چیزی که دوست داره دست کی بیفته؟ این سقوط ایمانی هم برای ایران شگفتانگیزه.
اما حتی اگه علاقهای نیست، و میلی به خرج کردن هم نیست، میشه هیچ خرجی نکرد، یعنی هیچچیزی نساخت. گنبد و گلدسته و فضاسازی هنری که وحی منزل نیست. میشه یه چاردیواری ساده داشت. پس چه اصراریه که این سازههای فلزی قلابی افراشته بشه؟ اگه به این تأکید عجیب در طلاییسازی این مصنوعات توجه کنید، یاد سلبریتیهای اینستاگرام میافتید که جلوی پورشههای طلاکاریشده عکس میندازن. یک نوع لاکشریبازی چیپ و جهانسومی توش دیده میشه. هم نمیخوان برای خانه خدا مایه بذارن، و هم میخوان بگن «زیاد خرج شده واسش»! به جای اینکه مسجد، فرهنگ عمومی رو از ابتذال تصفیه کنه، ابتذال فرهنگی مسجد رو هم بلعیده! به طرز شگفتانگیزی از وقتی این سِت فلزی مضحک در سریال پایتخت نُرمالایز و حتی تقدیس شد، آمار نصبش هم بیشتر شد. درست جلوی چشمانمون، خیلی سمبلیکطور، ابتذال حامل ابتذال شد.
در گذشته سقوط مسجد به معنی سقوط شهر بود. فاتح هر کی که بود، تا یه بلایی سر مسجد نمیآورد آروم نمیشد. متأسفانه در زمانه ما مساجد ایران سقوط کردند. و هیچ مسجدی سقوط نمیکنه، چه هزارسال پیش چه الان، مگر اینکه مومنین سقوط کرده باشند.
❤11
یه جوری میگن سیستم پاتریوت آمریکا و گنبد آهنین اسراییل درست کار نمیکنن که انگار تو لیست خریدشون بوده و حالا از چشمشون افتاده. به اینا باید گفت «باشه، شما نخر».
از شوخی که بگذریم، خطاهای این پدافندها (مثل رهگیری چیزهایی که حتی ارزش رهگیری هم نداره) نشون میده که اتفاقا باید نتیجهگیری معکوسی کرد، یعنی اینها از بس پیچیده و حساس شدن که دیگه برای تهدیدهای ساده یا قدیمی، زیادی پیشرفته حساب میشن و باید ورژنهای سطح پایینتری ساخت. گمونم وقتی که داشتن پاتریوت رو میساختن چیزی که تو ذهنشون بود آمادگی در برابر شوروی تا دندان مسلح بود، نه پابرهنههای یمن و غزه. و همین نتیجهگیری این سوال رو بوجود میاره که اصلا استراتژی موشکی که انقدر روش مانور داده میشه و مثل ورد جادویی حسابش میکنن، واقعا چقدر کاربرد داره وقتی که یه سطل حلبی هم بندازی هوا میزننش؟
از شوخی که بگذریم، خطاهای این پدافندها (مثل رهگیری چیزهایی که حتی ارزش رهگیری هم نداره) نشون میده که اتفاقا باید نتیجهگیری معکوسی کرد، یعنی اینها از بس پیچیده و حساس شدن که دیگه برای تهدیدهای ساده یا قدیمی، زیادی پیشرفته حساب میشن و باید ورژنهای سطح پایینتری ساخت. گمونم وقتی که داشتن پاتریوت رو میساختن چیزی که تو ذهنشون بود آمادگی در برابر شوروی تا دندان مسلح بود، نه پابرهنههای یمن و غزه. و همین نتیجهگیری این سوال رو بوجود میاره که اصلا استراتژی موشکی که انقدر روش مانور داده میشه و مثل ورد جادویی حسابش میکنن، واقعا چقدر کاربرد داره وقتی که یه سطل حلبی هم بندازی هوا میزننش؟
❤13
قبلا به دانشجویان جامعهشناسی میگفتیم چیزهایی که تو دانشگاه خوندید رو خیلی در مورد ایران به کار نبرید، چون ایران یک مورد استثنایی در دنیاست و کلا محتویات آکادمیک خیلی جوابگوی توضیح وضعیت این مملکت نیست. حالا که دلار از مرز ۵ هزارتومن هم فراتر رفته میبینم که باید این توصیه رو حتی به دانشاموختگان اقتصادمون هم گوشزد کنیم چون این دو سه روزه دارن پشت سر هم مقاله و مطلب مینویسند که قیمتگذاری ارز باید چطور باشد و چطور نباشد و اصولش چیست و فلان. بابا، دارند علنا میگن ۳۰ میلیارد دلار ارز از کشور خارج شده! حساب سرانگشتی من از جداولی که دیدم میگه تولید ناخالص داخلی سالی که گذشت باید یه چیزی بین ۲۶۰ تا ۳۰۰ میلیارد دلار باشه. یعنی در ماههای آخر سال ۱۰ درصد جیدیپی مملکت رفته بیرون! این وضعیت جنگیه. بعد شما میای درباره مبانی اقتصاد صحبت میکنی؟ دارن از کشتی میپرن بیرون. ول کنید اون کتابهای درسیتون رو.
❤14
اطلاعات مسابقات فرمول یک از سال ۱۹۷۰ تا ۲۰۱۴ رو بررسی کردند و دیدند خیلی از تصادفات وقتی رخ میده که هوا خوبه و دو تا راننده که سن و مهارت تقریبا یکسانی دارند با هم رقابت میکنند! .. وقتی دو نفر تو یه رده سنی هستند، و از لحاظ مهارت و تجربه در یه سطح هستند، سعی میکنند که ریسکهای بزرگتری به جون بخرن تا دیگری رو شکست بدن یا تحقیرش کنن. وقتی هوا بده یا داره بارون میاد تمرکزشون روی اینه که به خاطر مثلا کمبود دید یا سُر بودن آسفالت تصادف نکنن، ولی وقتی هوا خوبه و مغزشون میتونه به چیز دیگهای فکر کنه به خودشون میگن بذا حالشو بگیرم! و شاید حتی متوجه نیستند که این ریسک کردنشون تحت تأثیر این پدیده روانیه. پدیده حالگیری از رقیب همسطح!
رسوبات زندگی حیوانی که ریشهش به صدهاهزارسال قبل برمیگرده هنوز تو وجود همهمون هست. هرچی آگاهیمون از رفتار خودمون بیشتر میشه، روشنتر میشه که در طبیعت ذاتیمون تفاوتی با گوزن و گورخر نداریم.. و چقدر عقل ارزشمنده.
رسوبات زندگی حیوانی که ریشهش به صدهاهزارسال قبل برمیگرده هنوز تو وجود همهمون هست. هرچی آگاهیمون از رفتار خودمون بیشتر میشه، روشنتر میشه که در طبیعت ذاتیمون تفاوتی با گوزن و گورخر نداریم.. و چقدر عقل ارزشمنده.
❤17
صحنه زیارت خوندن «پرزیدنت» روحانی در قدمگاه و جلوی خبرنگارها فوقالعادهست. لاکردار از لحاظ تیپشناسی عین آخوندهایی بود که وقتی بچه بودیم کف حیاط امامزاده مینشستن و زنها دورشون حلقه میزدن و یه سفره میذاشتن وسط که توش پر از لقمههای نون پنیر و سبزی و خرما بود (که اون موقع ۳۰ سانت میشد و ما بش میگفتیم بلّه! ولی الان سایت آشپزی «لیدی الهام» بش میگه رولت!) بعد یه پنجاه تومنی میدادن بهشون و اونا هم بنا به سفارش روضه حضرت عباس یا رقیه یا سکینه رو میخوندن تا نذریه متبرک شه. اگه درست یادم باشه ابلفض رو گرونتر حساب میکردن. خود اباعبدالله زیاد مطرح نبود. که با ارتقاء امامزادههای یک و دو ستاره به چهار و پنج ستاره، نامردا به بهانه بهداشت اون بساط نوستالژیک رو جمع کردن. الان بسیج دم ورودیها مغازه داره و از شکلات گرفته تا گلاب و نمک میفروشه و همونجا میخری و همونجا توزیع میکنی. سپاه خدمات زیادی به کشور داشته واقعا.. که از جمله آن میتوان به «اتوماسیون تبرک» اشاره کرد. همینکه ازونا میخری، تبرک سرخوده!
بعضیها به درستی اشاره کردند که روشنفکران و روزنامهنگاران مثلا تجددخواه ایران چجوری روشون شد به مردم بگن برید به این روضهخون رأی بدید؟ چون مثلا یه آدم ورشکسته هم باشی و کلی بدهکار پدر زنت باشی و اما بازم ناچار باشی ازش قرض بگیری، روت نمیشه خودت بری ازش تقاضا کنی، زنت رو میفرستی یا یه واسطه دیگه رو. که نره بگه فلانی میگه پول بده. که بره بگه فلانی گناه داره نذار بدبخت شه. اینا چجوری روشون شد صاف تو چشم مردم نگاه کنن و بگن به این رأی بدید؟
اما با این که سوال مشروعی حساب میشه، برای منِ تحریمی یه مسئله حل شدهست. چیزی که عجیبه اینه که دعا و زیارت انقدر لوث شده که به حالت نمایشی اجراش میکنن. ناسلامتی مخاطب امام هشتمه، پس چه لزومی داره بلند خونده بشه که خبرنگار بشنوه؟ چرا باید کسی فیلم بگیره؟ این که نمیشه جلوشونو گرفت تو کت من یکی که نمیره. مقامات حکومتی هروقت که اراده کنن میتونن هرچقدر که خواستن از فیلمبرداران و خبرنگارها فاصله بگیرن. خیلی خیلی راحته که بگی من میخوام اون گوشه دعایی روضهای چیزی بخونم بگید نیان اونطرف! اما نه تنها این کار رو نمیکنن بلکه برعکس، گویی این نمایش جزئی از برنامهست. یعنی ریاکاری چنان رسمیت پیدا کرده که خودش پروتکل هم داره!
اما بد نیست آقایان یه بازنگری در این رفتار داشته باشند. فکر میکنند روی افکار عمومی قشر معتقد یا حتی قشر غیرمعتقد تأثیری داره؟ یا به عبارت سادهتر بهتره این سوال اساسی پرسیده بشه که: قراره کی رو خر کنیم؟
بعضیها به درستی اشاره کردند که روشنفکران و روزنامهنگاران مثلا تجددخواه ایران چجوری روشون شد به مردم بگن برید به این روضهخون رأی بدید؟ چون مثلا یه آدم ورشکسته هم باشی و کلی بدهکار پدر زنت باشی و اما بازم ناچار باشی ازش قرض بگیری، روت نمیشه خودت بری ازش تقاضا کنی، زنت رو میفرستی یا یه واسطه دیگه رو. که نره بگه فلانی میگه پول بده. که بره بگه فلانی گناه داره نذار بدبخت شه. اینا چجوری روشون شد صاف تو چشم مردم نگاه کنن و بگن به این رأی بدید؟
اما با این که سوال مشروعی حساب میشه، برای منِ تحریمی یه مسئله حل شدهست. چیزی که عجیبه اینه که دعا و زیارت انقدر لوث شده که به حالت نمایشی اجراش میکنن. ناسلامتی مخاطب امام هشتمه، پس چه لزومی داره بلند خونده بشه که خبرنگار بشنوه؟ چرا باید کسی فیلم بگیره؟ این که نمیشه جلوشونو گرفت تو کت من یکی که نمیره. مقامات حکومتی هروقت که اراده کنن میتونن هرچقدر که خواستن از فیلمبرداران و خبرنگارها فاصله بگیرن. خیلی خیلی راحته که بگی من میخوام اون گوشه دعایی روضهای چیزی بخونم بگید نیان اونطرف! اما نه تنها این کار رو نمیکنن بلکه برعکس، گویی این نمایش جزئی از برنامهست. یعنی ریاکاری چنان رسمیت پیدا کرده که خودش پروتکل هم داره!
اما بد نیست آقایان یه بازنگری در این رفتار داشته باشند. فکر میکنند روی افکار عمومی قشر معتقد یا حتی قشر غیرمعتقد تأثیری داره؟ یا به عبارت سادهتر بهتره این سوال اساسی پرسیده بشه که: قراره کی رو خر کنیم؟
❤9