Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
خطی دیدن همه روندها خطاییه که در خیلی از پیش‌بینی‌ها درباره آینده وجود داره. ده سال پیش اگه درباره گسترش دوربین‌های مداربسته نظر پیش‌بینی‌کننده‌ای رو می‌پرسیدی می‌گفت تا ده سال بعد نقطه کوری برای دوربین‌ها باقی نخواهد موند. یه مدت حتی به فیلم‌های هالیوودی…
در تحلیل و پیش‌بینی رفتار جامعه انسانی باید تا حد ممکن از عمل ضرب خودداری کرد. و اگه نتیجه‌گیری‌تون رو چک کردید و دیدید هشتاد درصدش مدیون عمل ضربه، جدی نگیریدش. این شامل خیلی چیزها میشه و محدود به دوربین مداربسته و بات سایبری نیست. نیوتون در زمانه‌ای که مردم داشتن همدیگه رو میخوردند، داشت با منشور و بقیه اشیای اوپتیکی ور می‌رفت و بیس تئوری رنگ‌ها رو می‌نوشت. در دوره کرونا با ارجاع به تضاد بین وضع جامعه و مشغولیت نخبگان در عزلت، اینطور محاسبه کردند که اینقدر میلیارد نفر در قرنطینه بسر میبرند و تو خونه بیکارند، اگه انقدر درصدشون خلاق باشند، و انقدر درصد ازون خلاق‌ها بیفتند دنبال کشف و اختراع کارگاهی، بعد از کرونا با موج تازه‌ای از نوآوری‌ها مواجه میشیم!
و گس وات؟ نشدیم. بلکه برعکس بعد از کرونا و با افزایش نرخ بهره بانکی، خیلی از استارت‌آپ‌ها به فاک عظما رفتند، که نشون میداد از عوارض نرخ بهره صفر بوده‌اند و نوآوری‌شون فیک بوده.
Anarchonomy
کلیشه «نیایید اینجا مار داره» که مورد استفاده مهاجران ایرانی مقیم خارجه، نسخه انگلیسی هم داره: «نمی‌دونم ملت با چه منطقی میخوان بیان آمریکا. هواش که سرده، تورم که بالاست، خونه که گرونه، جرم هم زیاده، حقوق هم که زیاد نمیدن، بیمه درمان هم گرونه. آمریکا دیگه…
من که نمی‌دونم این کارهایی که فاکتور کرده چی هستند، ولی ۱۴۵ دلار برای یک جلسه، فقط از یک مشتری، در شهرکی که کمتر از ده هزارنفر جمعیت داره، و همه بازنشسته هستند. توضیح دیگه‌ای لازم نیست.
برای جنگ با اشرار باید مجهز بود، و هشتگ جای کلاشینکف رو نمی‌گیره. اما ملتی که برای مبارزه جدیه، منتظر کلاشینکف هم نمیمونه. یک بخش مهم جنگ اوکراین که به چشم نمیاد، و توی اخبار هم نمیاد، و نه به این دلیل که سانسور میشه، بلکه به این دلیل که پوشش دادنش آسون نیست، اتفاقاتیه که در قسمت‌های اشغال‌شده میفته، و دردسرهاییه که برای اشغالگران ایجاد می‌کنند. و همشون نیاز به شجاعت داره. مثل سم ریختن در آب، مثل ریختن تیغ یا سوزن در غذا، مثل وسایل شخصی که منفجر میشن، مثل مرگ مشکوک کسانی که به عنوان مسئول منطقه منصوب شده‌اند.
این کارها وضعیت جبهه رو تغییر نمیده، ولی زندگی رو برای اشغالگر سخت می‌کنه. بیش از ۴۵ ساله که مردم ما این کارها رو با اشغالگران ایران انجام ندادند و همواره منتظر هواپیماهای جنگنده‌ یک کشور خارجی نشستن. حتی در ده سال اخیر که موضوع اشغال‌شدگی ایران از محفل سیاسی‌نویس‌ها خارج و به جمع عوام راه پیدا کرد هم این کارها رو نکردند. مسلما چشم‌انداز برای اوکراین روشن‌تره، حتی اگه با خاک یکسان بشه، و چشم‌انداز برای ایران تاریکه، حتی اگه تخریب نشه.
آمار سرچ کلمه غزه در انگلیس، در بقیه کشورها هم شکل مشابهی داره. صفر مطلق، سپس پیک در هشت اکتبر، و سپس کاهش. اما در ایران فرق داره. صفر مطلق، سپس افزایش در هشت اکتبر، و یک پیک بزرگ چند روز بعد که پاسخ اسراییل شروع شد.
کاملا مشخصه کی نگران جنگه و برای کی فلسطین‌بازی هزینه نداره.
از دختر آمریکایی که در تیک‌تاک از بن‌لادن دفاع می‌کنه، که با طرز لباس پوشیدنش توسط همون بن‌لادن به سنگسار محکوم میشد، مگر اینکه قبول می‌کرد به یکی از مجاهدین در داخل غارهای افغانستان سرویس جنسی ارائه بده، بدتر، چپ لائیکیه که برای شهدای آبان سوگواره و همزمان همه پروپاگاندای غزه رو با پارچ سر می‌کشه. چون اون دختر که همیشه جلوی وبکم اتاقش نیمه برهنه‌ست، نه چیزی از خاورمیانه می‌دونه نه شناختی از مسلمان داره، و فقط هشتگ و سوژه روز رو دنبال می‌کنه و قاطی جو میشه تا از مارکت عقب نمونه. اما چپ مسلمان‌زاده، هم تو خاورمیانه زندگی کرده هم اسلامی که حمام خون راه میندازه رو دیده، هم اسلامی که هر دروغی رو مجاز می‌کنه رو دیده. دیده که تک تیرانداز پسر شونزده ساله رو زده، و سپس انکار شده، و سپس اعلام شده بسیجی بوده، فقط به این جرم که لای جمعیت بوده.
گناه اون دختر اینه که جاهله. اما جرم این چپ اینه که به طور مصلحتی فراموش میکنه اسلام چجوری کار می‌کنه.
می‌پرسه برای خودت پیش نیومده که بفهمی تا الان نمی‌دونستی دنیای فیزیکی چطور کار می‌کنه؟ و اگه اومده چی بوده؟

البته که پیش اومده. بارها. و اگه غیر ازین بود درباره‌ش نمی‌نوشتم. یکیش وقتی بود که قرار بود از یک کوه بالا بریم که دو راه موازی براش وجود داشت، و یکی پهن‌تر از اون یکی بود. همه از اون راه پهن‌تر می‌رفتند. اما من از راه باریک‌تر رفتم، چون اختلاف شیب رو اونقدری نمی‌دیدم که از پسش برنیام. و برنیومدم. یعنی با وضعیتی خودم رو به بقیه رسوندم که به خاطر کمبود آب بدن نزدیک بود بیهوش بشم. نمی‌دونم اون راه باریک‌تر رو چه کسی طراحی کرده بود، ولی برای بدن من طراحی نکرده بود. اینکه همه گزینه‌های موجود، گزینه‌های موجود «برای تو» نیستند، فهمی لازم داشت که در اون لحظه نداشتم. همچنین باید بدونی کجا همرنگ جماعت نشی. اگه این همرنگ نشدن به شکل یک آئین دربیاد، در انتهای روز همون جماعت نادان می‌تونند نسبت به تو وضع بهتری پیدا کنند.
یکی دیگه‌ش وقتی بود که در طی سه مرحله، از پزشک عمومی، به متخصص و سپس فوق متخصص پاس داده شدم، و کار داشت به جای باریکی می‌کشید، و یک لحظه استاپ زدم تا به جای بررسی اینکه دکترها دارن چی بم میگن، چیزهایی که خودم دارم بشون میگفتم رو بررسی کنم. و به شدت به موقع بود، چون مشخص شد که تا اون لحظه داشتم اطلاعات اشتباه بشون میدادم، و همین مسیر تشخیص رو تا ترکستان منحرف کرده بود. همه‌چیز از بیرون به آدم تحمیل نمیشه. از درون هم میشه یه چیزهایی رو به بیرون تحمیل کرد. میشه کسی که قراره به خودت کمک کنه رو هم به اشتباه انداخت. آدم باهوش میتونه قربانی پروپاگاندای خودش بشه، بنابراین در عین باهوش بودن ممکنه مرتکب خریتی بشه که ساده‌لوح‌ها مرتکبش نمیشن.
«سهم دلار در مبادلات سوئیفت به ۴۸ درصد رسیده که بالاترین مقدار در ده سال گذشته‌ست».
حالا این رو از آخر به اول بخونید تا اینجوری بشه: «تمام ده ساله گذشته با سوژه یوآن و روبل و آلت تناسلی خر وقت‌مون رو تلف کردند».
یه سازمان فلسطینی یه نظرسنجی انجام داده اونجا که طبق انتظار، اکثریت مطلق حامی ریختن یهودیان در دریا هستند. اما کاملا بی‌اعتباره. به این دلیل که یکی از سوالاتش این بوده که «فکر می‌کنید جنایات اسراییل فراموش بشود؟». مهم نیست جواب چی باشه. هرکس چنین سوالی بپرسه، در حال نظرسنجی نیست، در حال شعارسنجیه. «فراموش نمی‌کنیم» همیشه یک شعاره، نه یک برنامه، و نه یک فکت.
مثل وقتی که تیمی از پسرها که برای دوره پیشاهنگی در جنگل رها شده‌اند تا شب رو در اونجا بگذرونند و تمرین بقا کنند، دور آتیش ترانه‌ای من درآوردی می‌خونند که توش این جمله «ما از چیزی ترس نداریم» هم وجود داره. اگه دور اون آتیش ازشون بپرسی «آیا ممکنه تا ساعاتی دیگر از چیزی بترسید؟» نمیگن بله ممکنه. چون اصل اردوی جنگل درباره این بوده که نترسن.
رییس‌جمهور چین یه چیزی گفت که فارسیش میشد ما با شما آمریکایی‌ها مشکلی نداریم که، فقط میگیم یه سری کشورها دست شما هستن، بذارید یه سری کشورها هم دست ما باشند، خیلی انتظار بالایی نیست.
در مورد اینکه سیاستمداران فعلی چینی پیرپاتال‌هایی هستند که دنیا رو بد متوجه شده‌اند میشه کتاب نوشت. ولی علی‌الحساب میشه فقط به یک دیتا پوئینت اشاره کرد: در سال ۲۰۲۳ محبوبیت آمریکا در کشورهای آسیایی بیشتر از محبوبیت آمریکا در اروپاست.
اون زمانی بود که ایران‌خودرو اعلام کرد برای یکی از مدل‌ها سانروف اضافه کرده، و مدیر در یک مصاحبه گفته بود این کار شش ماه زمان برد، و این سوژه جوک در شبکه‌های اجتماعی شد. مهندس ایرانی شاغل در یک شرکت اروپایی اومد به ایرانیان بی‌سواد توضیح بده که درسته ایران‌خودرو خر است اما تغییر در هر قسمت محصول به معنی تغییر در کل خطه و شش ماه برای انجام این تغییرات یک زمان نرماله.
فست فوروارد به سال ۲۰۲۳، مدیری که تویوتا برای بخش ماشین‌ها برقی داشت بعد از بازدید از شرکت خودروسازی بی‌وای‌دی چین که قرار شده بود با هم همکاری کنند، کف و خون بالا آورده و به توکیو ایمیل زد «حاجی این‌ها تغییرات در خط رو در عرض چند روز انجام میدن، نه چندماه، نجنبیم کارمون تمومه».

درس اخلاقی: وقتی میخوای به بیسوادها تدریس کنی، که کار خوبیه و ثواب داره، چک کن جزوه‌ت آپدیت باشه.
پشت این پدیده که جنازه بن‌لادن چندین هزار برابر آخوند زنده شیعه میتونه مخاطب جذب کنه، یک واقعیت بزرگتر وجود داره که ربطی به تیک‌تاک نداره.
اگه از طلبه بپرسی این اختلاف فاحش ناشی از چیه یه جمله کارخونه‌ای داره که تو حوزه بش یاد دادن: «ما تو رسانه ضعیفیم». اما برای ادامه‌ش توضیحی نداره، که چرا ضعیفه؟ مگه بیل تو کمرشه، یا آی‌کیوش کمتر از آخوند عربه یا چی؟
هم شیعه و هم عرب سنی سکولاریزه شده، وهابی‌ها رو افراطی‌های حاشیه‌ای و سوء استفاده‌گر معرفی می‌کنند. اما در واقعیت، وهابی‌ها چه در سواد قرآنی و چه در سواد حدیث و چه در بقیه محتویات خیلی قوی‌ترند. بعبارتی برتری وهابی در فقه است، نه رسانه. این یکی از شوک‌های فرهنگیه که به بچه‌شیعه وارد میشه وقتی سعی می‌کنه بفهمه دقیقا چه خبره.
Anarchonomy
پشت این پدیده که جنازه بن‌لادن چندین هزار برابر آخوند زنده شیعه میتونه مخاطب جذب کنه، یک واقعیت بزرگتر وجود داره که ربطی به تیک‌تاک نداره. اگه از طلبه بپرسی این اختلاف فاحش ناشی از چیه یه جمله کارخونه‌ای داره که تو حوزه بش یاد دادن: «ما تو رسانه ضعیفیم». اما…
خودش مخاطب جذب نمی‌کنه، آبراه بقیه رو میبنده. منظور از برتری در فقه این نیست که اون‌ها بیشتر درس میخونند. برتری در اینه که فقه دست اون‌هاست و موقعیت برنده رو دارند. و موقعیت برنده اینجوریه: «هر مسلمانی رو بذاری جلوی وهابی تا بحث نظری انجام بده، بش میبازه». نه به این دلیل که وهابی مغلطه‌بازه‌. بلکه به این دلیل که اسلام موجود، همونیه که دست اونه. همونطور که یک ژاپنی نمیتونه به یک هندی بگه کریکت چیست!
خوبی تظاهرات ضداسراییلی در کشوری که بیشترین دشمنی رو با اسراییل داره، نسبت به کشورهای غربی، اینه که آرامه.
«متعجبم که داخل شرکت متا وضعیت ویژه اعلام نکردن، در حالی که بیزینس‌شون تو شبکه اجتماعی داره توسط توعیتر تهدید میشه، متاورس‌شون داره توسط عینک اپل تهدید میشه، و بخش هوش مصنوعی‌شون توسط اوپن‌اِی‌آی».

این مدیر سابق ردیته. این توعیت هم مربوط به هجده سال قبل نیست. مال فقط پنج ماه قبله. توعیتر داره از هم میپاشه و تریدز به ۱۴۰ میلیون کاربر رسیده. عینک اپل هنوز در مرحله توسعه‌ست در حالی که متا عینک جدید خودش رو معرفی کرد و آلردی داره میفروشه. تو اوپن‌ هم یا دارند همدیگه رو اخراج می‌کنند یا به خاطر همدیگه استعفا میدن.

این‌ها مخ‌های تِک هستن، و وضع ذهن‌شون اینه.
عرب اگه دلش برای عرب میسوخت اجازه نمیداد ترکیه و روسیه از شهروندان به بن‌بست خورده‌ عرب که قصد پناهندگی به اروپا دارند، به عنوان سلاح گوشتی برای فشار به اروپا استفاده کنند. صدای عرب برای اقلیت‌ها و کنار افتاده‌ها و ضعیف‌ها بلنده، اما در برابر قدرتمندها به هجده دسیبل کاهش پیدا می‌کنه. روسیه هرکاری دلش بخواد میتونه باشون بکنه. میتونه جوان‌شون رو لب مرز فنلاند به عنوان طعمه سیاسی استفاده کنه. میتونه مجبورشون کنه نفت‌شون رو با نرخ و مقداری که میخواد بفروشند. میتونه روی شهرهاشون بمب بشکه‌ای بریزه، و هزینه موشک هدایت لیزری رو از خودشون بگیره. میتونه بخردشون، میتونه بفروشدشون، میتونه نفس‌شون رو بگیره، و میتونه بشون نفس بده. چون قوی‌تره.
برام اهمیتی نداره، چون برای هشتاد نفر می‌نویسم نه بیشتر، اما حتی یک مورد هم ندیدم جایی آدرسم رو بذارن و معرفی کنند ‌و آخرش تبصره نذارن که «البته ممکنه با خیلی از حرفاش موافق نباشید».
خیلی میترسن که با همش موافق باشن. از قبل بهمدیگه هشدار میدن‌. زیباست.
از علائم پوک بودن یک جریان، جنبش، هیاهو، اینه که پیام‌های متضاد هم به بیرون میده:

«شهرک‌سازی را متوقف کنید - از بحر تا نهر فلسطین است»
یعنی یه حالت کوانتومی ایجاد شده که مرز ۶۷ هم وجود داره هم وجود نداره.

«زود باشید آتش‌بس کنید - انتفاضه را ادامه دهید»
یعنی یک حالت کوانتومی ایجاد بشه که هم تیری شلیک نشه، هم اسراییلی‌ها تیر بخورند!

«اسراییل بازنده جنگ است - اسراییل در حال نسل‌کشی است»
یعنی یه حالت کوانتومی ایجاد شده که بازنده، برنده رو نسل‌کشی می‌کنه!

من اگه جای امیر مومنان علی علیه‌السلام بودم می‌گفتم دنیا سرای دلقکان است.
جهانگیری به جرم زیر سوال بردن قالیباف به زندان محکوم میشه، و مجید حسینی بابت همکاری با قالیباف، اقامت در کانادا رو به دست میاره. جفت‌شون دزد هستند، اما یکی‌شون شناخت بیشتری از حکومت اسلامی داره. مردم با اون دزدی که شناختش بیشتره، اشتراکات بیشتری دارند. درسته ازشون دزدی کرده، ولی نگاهش به این حکومت شبیه نگاه بقیه مردمه. اونم معتقده «وقتی نمیشه ریشه آخوند رو کند، باید ازش پول کند».
عمله‌های سایبری حزب کمونیست خیلی سعی دارند ثابت کنند شهرهای چین خیلی پیشرفته‌تر از شهرهای غربیه. اما توضیح نمیدن چرا دولت چین همزمان باید دو کار انجام بده: هم مواظب باشه مردمش ازون شهرهای پیشرفته فرار نکنند، هم به سلبریتی‌های تیک‌تاک پول بده که به صورت شفاهی تکرار کنند که وای چقدر اینجا پیشرفته‌ست!
با مگاپروژه‌های بتن‌ریزی و نئوبروتالیسم در معماری، میشه ذهن پیرمردهایی که یه زمانی چوپون بودن و در دخمه بزرگ شدن رو خرید، اما بدست آوردن قلب جوان‌ها، یکم مشکله.
در بعضی شهرهای آمریکا، که شهروند بدون ماشین شخصی عملا فلجه، لاین مخصوص دوچرخه در خیابون‌ها کشیدن، در حالی که روزی دو تا دوچرخه‌سوار ممکنه ازش تردد کنه، و عرض خیابون رو تنگ‌تر کرده و ترافیک رو سنگین‌تر. چرا؟ چون شنیدن تو پاریس دوچرخه خیلی خوب جواب داده!
سیاست با وایب و هایپ سر و کار داره. وایب یعنی حس و حال هیجانی، و هایپ یعنی متورم کردن هیجانات. تعجبی داره که زن‌ها هم علاقمند باشن؟ تو همون شورای شهری که چنین تصمیماتی برای خیابون می‌گیره، حداقل نصف‌شون زن هستند. با پروموت کسی هم اون صندلی رو بدست نیاوردن، واقعا رأی مردم رو جذب کردند.
جایزه متلک ماه رو باید تقدیم کرد به اونی که تو آتلانتیک نوشت «اینکه ایلان ماسک نازیه معنیش این نیست که بلده موشک هم بسازه». که اشاره ظریفی داره به اینکه آلمانی‌ها اگه هم سفیدپرست بودند، حداقل از پس علم موشک‌ برمی‌اومدن، ایشون که اونم هم نمیتونه.

اما باید ترجیح داد که میلیاردر پریشان‌ذهن پولش رو خرج ترکوندن موشک‌ها میکرد، نه ترکوندن توعیتر. چون بهیچوجه این دو خسارت هم‌جنس نیستند. ترکوندن توعیتر به ضرر جامعه جهانی شد. اما ترکوندن موشک‌ها، چیزیه که باید اتفاق بیفته، چون برای حل چالش‌های مهندسی سنگین، لازمه یکی آمادگی سوزوندن پول رو داشته باشه، یا دولت، یا سرمایه‌دار. دولت‌های فعلی که توان حل چالش «افزایش چندبرابری ظرفیت ارسال بار به فضا» رو ندارند، و کمرشون داره زیر مخارج بازنشستگی و درمان شهروندان‌شون شکسته میشه. پس باقی میماند سرمایه‌دار دیوانه.
اگه اسپیس ایکس دیسیپلین مهندسی آلمانی‌ها رو داشت، شاید الان موفقیت‌های بیشتری بدست آورده بود. ولی چیزی که تو همون دیسیپلین آلمانی جای تنفس نداره، دیوانگیه. با ترکیب این دو می‌شد معجزه کرد. و مانع معجزه اینه که نمیشه ترکیب‌شون کرد.