ظاهراً مالزی هم دچار قحطالرجاله!
یعنی تو اون مملکت مدیر کارآمد دیگهای وجود نداشت؟ البته صلاح مملکت خویش خسروان دانند، ولی بعید میدونیم شتر مذکور اندفعه هم خرما برینه
https://news.1rj.ru/str/bbcpersian/22604
یعنی تو اون مملکت مدیر کارآمد دیگهای وجود نداشت؟ البته صلاح مملکت خویش خسروان دانند، ولی بعید میدونیم شتر مذکور اندفعه هم خرما برینه
https://news.1rj.ru/str/bbcpersian/22604
Telegram
BBCPersian
🔻 ماهاتیر محمد خواهان تشکیل سریع دولت در مالزی شد
🔸 ماهاتیر محمد، پس از پیروزی غافلگیرکننده در انتخابات مالزی خواهان تشکیل سریع دولت جدید به نخستوزیری خودش شده است.
🔸 نجیب رزاق، نخستوزیر فعلی که سالها قبل در دولت ماهاتیر محمد حضور داشت و از نزدیکان او…
🔸 ماهاتیر محمد، پس از پیروزی غافلگیرکننده در انتخابات مالزی خواهان تشکیل سریع دولت جدید به نخستوزیری خودش شده است.
🔸 نجیب رزاق، نخستوزیر فعلی که سالها قبل در دولت ماهاتیر محمد حضور داشت و از نزدیکان او…
❤3
منم امروز یادم افتاد چرا در انتخابات شرکت نکردم. چون یک طرف نماینده سپاه بود و الکی بش متلک مینداخت تا سر شما رو شیره بماله. و اون طرف نماینده آخوندها بود و الکی پوتین سپاه رو لیس میزد تا سر بقیه شماها رو شیره بماله. و هر دو قرار بود به یک اندازه در خلاف جهت منافع ایران باشند.
خدا شاهده من اصلا ادعای باهوش بودن نمیکنم.. ما باهوش نیستیم. شما زیادی چیزید.
https://news.1rj.ru/str/twitter_farsi/63697
خدا شاهده من اصلا ادعای باهوش بودن نمیکنم.. ما باهوش نیستیم. شما زیادی چیزید.
https://news.1rj.ru/str/twitter_farsi/63697
❤4
شنیده بودم تعرفه بعضی از اقلام الکترونیکی در شیلی انقدر بالاست که عدهای از مردم خیلی جدی بلیت میگیرن میرن آمریکا از همون فروشگاههای داخل فرودگاه یا نزدیک فرودگاه میخرن بعد با پرواز بعدی برمیگردن و باز ارزونتر در میاد!.. اما تا حالا با این پدیده از نزدیک مواجه نشده بودم.
یه دستگاه ۴۰۰ دلاری لازم داریم که قبلا میشد به راحتی تو جمهوری پیداش کرد، اما الان هیچکس موجود نداره. نه اینکه واقعا نداشته باشه. دارند، اما به قیمت ۳ میلیون تومن میدن! یعنی تقریبا با دلار ۸ هزارتومن حساب میکنند! یعنی اگه دلار جهانگیری داشتیم، میتونستیم بریم آنکارا، از همونجا بخریم بذاریم تو ساک و با پرواز بعدی برگردیم و باز ارزونتر در میاومد. اگه با ماشین میرفتیم که شاید نصف در میاومد.
و این اتفاقات داره میفته و ملت گرفتار شدن و این دولت ککش هم نمیگزه. یه وقت هست مثلا قراره یه جا یه اتوبانی احداث شه، دولت میگه بودجه اختصاص داده بودیم ولی نرسید، شرمنده، بذارید سال بعد تکمیل میکنیم. خب اون قابل درکه. ولی اینا اصلا براشون مهم نیست. چه بتونن چه نتونن. احمدینژاد لاقل به خاطر بچههایی که میوه نداشتن بخورن جلو دوربین یه بغضی نشون داد، حالا فیلم بود یا نبود رو الله اعلم، ولی اینا حاضر نیستن حتی فیلمِ اهمیت دادن هم بازی کنند.
این بیتفاوتیها انقدر تداوم داشته که مردم هم حق دارن نسبت به سرنوشت این نظام بیتفاوت باشند.
یه دستگاه ۴۰۰ دلاری لازم داریم که قبلا میشد به راحتی تو جمهوری پیداش کرد، اما الان هیچکس موجود نداره. نه اینکه واقعا نداشته باشه. دارند، اما به قیمت ۳ میلیون تومن میدن! یعنی تقریبا با دلار ۸ هزارتومن حساب میکنند! یعنی اگه دلار جهانگیری داشتیم، میتونستیم بریم آنکارا، از همونجا بخریم بذاریم تو ساک و با پرواز بعدی برگردیم و باز ارزونتر در میاومد. اگه با ماشین میرفتیم که شاید نصف در میاومد.
و این اتفاقات داره میفته و ملت گرفتار شدن و این دولت ککش هم نمیگزه. یه وقت هست مثلا قراره یه جا یه اتوبانی احداث شه، دولت میگه بودجه اختصاص داده بودیم ولی نرسید، شرمنده، بذارید سال بعد تکمیل میکنیم. خب اون قابل درکه. ولی اینا اصلا براشون مهم نیست. چه بتونن چه نتونن. احمدینژاد لاقل به خاطر بچههایی که میوه نداشتن بخورن جلو دوربین یه بغضی نشون داد، حالا فیلم بود یا نبود رو الله اعلم، ولی اینا حاضر نیستن حتی فیلمِ اهمیت دادن هم بازی کنند.
این بیتفاوتیها انقدر تداوم داشته که مردم هم حق دارن نسبت به سرنوشت این نظام بیتفاوت باشند.
❤3
یکی از بستگان که به خاطر ضرب و شتم دچار جراحتهای شدید شده بود رو بردن بیمارستان و بعد از چند جراحی متوالی از جراح پرسیدن حالش خوب میشه یا نه. و ایشون در جواب گفته «من یه مُرده رو عمل کردم.. چه توقعی دارید؟»
این طرز حرف زدن باسوادترین و متخصصترین و مرفهترین صنف ایران با همراه مریضه.
اگه سریالهای تلویزیونی خارجی در ژانر پزشکی رو دیده باشید، جراح معمولا چنین جملاتی رو به کار میبره: «من همه تلاشم رو کردم، همسر شما هم خیلی خوب داره مبارزه میکنه، اون آدم قویایه، امید زیادی داریم که دوباره بتونیم به زندگی برش گردونیم.. شما برید استراحت کنید، ما حواسمون به همهچی هست». اگه فکر میکنید اینها فقط فیلم هستند میتونید ازونایی که تجربه بستری شدن در یک کشور نرمال رو دارند بپرسید که چطور باشون حرف زدن. آموزش دیدن که چطور حرف بزنند. حالا ما میگیم سیستم آموزشی در ایران فشله. آیا خود فرد نباید از حداقلی از شعور برخوردار باشه؟ آیا تو مذهبش نگفتن هرچه برای خود میپسندی برای دیگران هم بپسند؟ عزیز خودش هم اونطور افتاده بود رو تخت دوست داشت همینجوری جوابش رو بدن؟ اوه.. یادم نبود پزشکان ایران آتئیست هستن. اوکی، حالا مذهب نداره، ولی این نکته اخلاقی رو الان والتدیزنی هم داره تو تولیداتش به بچهها یاد میده. آموزش که ندیده، خودش هم عقلش نمیرسه، مذهبی هم نیست، حتی کارتون هم ندیده.. ظاهرا به بنبست خوردیم!
در حالی که جراح ما از اتاق عمل که میاد بیرون میره پشت یه میز قطوری میشینه که انگار مدیرعامل یه شرکت نفتیه، شرکتهای تولیدکننده مبلمان بیمارستانی در آمریکا صندلیهایی درست کردند که وقتی دکتر میشینه روش خط نگاهش درست مقابل خط نگاه مریض یا همراهش باشه، یعنی در یک سطح باشند.. که مریض یا همراه موقع صحبت کردن در موقعیت پایینتر قرار نگیره چون این روی روحیهش تأثیر میذاره، ضمن اینکه فاصله دکتر با مراجعهکننده رو کم میکنه تا دکتر به طرف نزدیکتر شه و بهتر بتونه رابطه صمیمانه برقرار کنه، و اگه لازم شد بتونه دست طرف رو به نشانه همدردی بگیره! صندلیهایی ساختن که به نیمکت شبیهه تا اگه خانواده مریض باش وارد شدن همشون کنار هم بشینن، نه اینکه یکی بشینه سه تا شون سرپا باشن بعد منشی داد بزنه «همراه فقط یک نفر.. بقیه بیرون!». کنار هم نشستن اعضاء خانواده این مزیت رو هم داره که وقتی دارن اخبار ناخوشایند رو از دکتر میشنون، بدنشون در تماس با هم باشه و بتونن دستهای همدیگه رو بگیرن. اونا دارن به چنین چیزهایی فکر میکنند، بعد اینجا جراح مملکت میگه یه جنازه تحویلم دادی، میخوای چی تحویل بگیری؟
عدهای میگن خب دکترها هم جزیی از همین مردم ایران هستند، حتما ایرادی در جامعه هست که اینها هم اینجوری شدن.
متأسفم. من این حرف رو قبول ندارم. جامعه ما داغونه، ولی اینها نمایندهش نیستند. چهارتا لولهکش رو تو خیابون به صورت رندوم انتخاب کنید و روپوش سفید تنشون کنید و ببریدشون تو بیمارستانها و بشون بگید جواب همراهان بیماران رو بدن.. من تضمین میکنم بهتر حرف بزنند. به خاطر پروژه بازسازی یک واحد آپارتمان توفیق اجباری پیدا کردم تا بالاسر کارگرانی از اصناف مختلف باشم، از لولهکش تا جوشکار، از نصاب پارکت تا نصاب دستگاه تصفیه، از کابینتساز تا نقاش. شاید بعضیهاشون سواد درست حسابی نداشتن، اما همشون مودب بودن و بلد بودن چطور باید حرف زد که هم در شأن خودشون باشه هم در شأن مخاطب.
کاش میذاشتن جراح هم از خارج وارد کنیم. حتی با دلار ۸ هزار تومنی.
این طرز حرف زدن باسوادترین و متخصصترین و مرفهترین صنف ایران با همراه مریضه.
اگه سریالهای تلویزیونی خارجی در ژانر پزشکی رو دیده باشید، جراح معمولا چنین جملاتی رو به کار میبره: «من همه تلاشم رو کردم، همسر شما هم خیلی خوب داره مبارزه میکنه، اون آدم قویایه، امید زیادی داریم که دوباره بتونیم به زندگی برش گردونیم.. شما برید استراحت کنید، ما حواسمون به همهچی هست». اگه فکر میکنید اینها فقط فیلم هستند میتونید ازونایی که تجربه بستری شدن در یک کشور نرمال رو دارند بپرسید که چطور باشون حرف زدن. آموزش دیدن که چطور حرف بزنند. حالا ما میگیم سیستم آموزشی در ایران فشله. آیا خود فرد نباید از حداقلی از شعور برخوردار باشه؟ آیا تو مذهبش نگفتن هرچه برای خود میپسندی برای دیگران هم بپسند؟ عزیز خودش هم اونطور افتاده بود رو تخت دوست داشت همینجوری جوابش رو بدن؟ اوه.. یادم نبود پزشکان ایران آتئیست هستن. اوکی، حالا مذهب نداره، ولی این نکته اخلاقی رو الان والتدیزنی هم داره تو تولیداتش به بچهها یاد میده. آموزش که ندیده، خودش هم عقلش نمیرسه، مذهبی هم نیست، حتی کارتون هم ندیده.. ظاهرا به بنبست خوردیم!
در حالی که جراح ما از اتاق عمل که میاد بیرون میره پشت یه میز قطوری میشینه که انگار مدیرعامل یه شرکت نفتیه، شرکتهای تولیدکننده مبلمان بیمارستانی در آمریکا صندلیهایی درست کردند که وقتی دکتر میشینه روش خط نگاهش درست مقابل خط نگاه مریض یا همراهش باشه، یعنی در یک سطح باشند.. که مریض یا همراه موقع صحبت کردن در موقعیت پایینتر قرار نگیره چون این روی روحیهش تأثیر میذاره، ضمن اینکه فاصله دکتر با مراجعهکننده رو کم میکنه تا دکتر به طرف نزدیکتر شه و بهتر بتونه رابطه صمیمانه برقرار کنه، و اگه لازم شد بتونه دست طرف رو به نشانه همدردی بگیره! صندلیهایی ساختن که به نیمکت شبیهه تا اگه خانواده مریض باش وارد شدن همشون کنار هم بشینن، نه اینکه یکی بشینه سه تا شون سرپا باشن بعد منشی داد بزنه «همراه فقط یک نفر.. بقیه بیرون!». کنار هم نشستن اعضاء خانواده این مزیت رو هم داره که وقتی دارن اخبار ناخوشایند رو از دکتر میشنون، بدنشون در تماس با هم باشه و بتونن دستهای همدیگه رو بگیرن. اونا دارن به چنین چیزهایی فکر میکنند، بعد اینجا جراح مملکت میگه یه جنازه تحویلم دادی، میخوای چی تحویل بگیری؟
عدهای میگن خب دکترها هم جزیی از همین مردم ایران هستند، حتما ایرادی در جامعه هست که اینها هم اینجوری شدن.
متأسفم. من این حرف رو قبول ندارم. جامعه ما داغونه، ولی اینها نمایندهش نیستند. چهارتا لولهکش رو تو خیابون به صورت رندوم انتخاب کنید و روپوش سفید تنشون کنید و ببریدشون تو بیمارستانها و بشون بگید جواب همراهان بیماران رو بدن.. من تضمین میکنم بهتر حرف بزنند. به خاطر پروژه بازسازی یک واحد آپارتمان توفیق اجباری پیدا کردم تا بالاسر کارگرانی از اصناف مختلف باشم، از لولهکش تا جوشکار، از نصاب پارکت تا نصاب دستگاه تصفیه، از کابینتساز تا نقاش. شاید بعضیهاشون سواد درست حسابی نداشتن، اما همشون مودب بودن و بلد بودن چطور باید حرف زد که هم در شأن خودشون باشه هم در شأن مخاطب.
کاش میذاشتن جراح هم از خارج وارد کنیم. حتی با دلار ۸ هزار تومنی.
❤6
خب مبارکه که رفتید فینال.
ولی من ندیدم مثلا ورزشکاران آفریقایی وقتی یه مقام کسب کنند بیان بگن ایهالناس توجه کنید، ما از آفریقا برخاستیم و به این جا رسیدیمها.. آفریقا.. محرومیت.. فلان!
اما یک سوال: درسته که حجاب در ایران اجباریه، ولی شما خودتون انتخاب کردید که تن به این محدودیت بدید. خودتون خواستید «ورزشکار ارسالی از جمهوریاسلامی» باشید. مدال یا کاپ، براتون مهمتر از تن دادن به حجاب اجباری بوده. باید تشکر هم بکنیم ازتون؟
https://news.1rj.ru/str/VahidOnline/31252
ولی من ندیدم مثلا ورزشکاران آفریقایی وقتی یه مقام کسب کنند بیان بگن ایهالناس توجه کنید، ما از آفریقا برخاستیم و به این جا رسیدیمها.. آفریقا.. محرومیت.. فلان!
اما یک سوال: درسته که حجاب در ایران اجباریه، ولی شما خودتون انتخاب کردید که تن به این محدودیت بدید. خودتون خواستید «ورزشکار ارسالی از جمهوریاسلامی» باشید. مدال یا کاپ، براتون مهمتر از تن دادن به حجاب اجباری بوده. باید تشکر هم بکنیم ازتون؟
https://news.1rj.ru/str/VahidOnline/31252
Telegram
Vahid Online وحید آنلاین
صفحه یک ایافسی رو ملاحظه میکنید و فضای تایملاین ایرانی رو. بابا رفتیم فینال. با یه دنیا محدودیت و سختی. با مقنعه و شلوار زیر. ایّهاالنّاس!
#فوتسال_زنان
PooryaTaba: t.co/4ZE4fSVEkr
📡 @VahidOnline
#فوتسال_زنان
PooryaTaba: t.co/4ZE4fSVEkr
📡 @VahidOnline
اگه ساختن ایران رو تا الان به تعویق انداخته بودید تا عملکرد آمریکا مشخص بشه، خائنید.
اگه ۴۰ سال وقت داشتید ولی ساختن ایران هنوز براتون در حد یک آرزوئه، بیعرضهاید.
اگه فکر میکنید بدون کمک دنیا میشه ایران رو ساخت، بیسوادید.
اگه فکر میکنید بدون آمریکا میشه از دنیا کمک گرفت، جاهلید.
اگه بدون به رسمیت شناختن حق ایرانیها در تغییر دادن حکومت دم از همدلی میزنید، منافقید.
و اگه تصور کردید جز اونهایی که از الیگارشی ضدعدالت و ضدانسان آخوندی-سپاهی نفعی میبرند کسی متحدتون خواهد شد، سادهلوحید.
اگه ۴۰ سال وقت داشتید ولی ساختن ایران هنوز براتون در حد یک آرزوئه، بیعرضهاید.
اگه فکر میکنید بدون کمک دنیا میشه ایران رو ساخت، بیسوادید.
اگه فکر میکنید بدون آمریکا میشه از دنیا کمک گرفت، جاهلید.
اگه بدون به رسمیت شناختن حق ایرانیها در تغییر دادن حکومت دم از همدلی میزنید، منافقید.
و اگه تصور کردید جز اونهایی که از الیگارشی ضدعدالت و ضدانسان آخوندی-سپاهی نفعی میبرند کسی متحدتون خواهد شد، سادهلوحید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصویر ارسالی از موشک اسراییل که سیستم ضدهوایی متحرک سوریه رو هدف قرار داد دیشب.
Anarchonomy
تصویر ارسالی از موشک اسراییل که سیستم ضدهوایی متحرک سوریه رو هدف قرار داد دیشب.
اگه دقت کنید ۵ نفر کنار باند وایسادن، یکیشون ازشون جدا میشه و خیلی سریع میدوعه به سمت ماشین و همون لحظه بوم! .. باید تو آگهی ترحیمش بنویسن: یادش گرامی که با پاهای خویش به سوی شهادت دوید! 😅
میپرسید مگه عربها هم آگهی ترحیم دارن؟ خب نه. ولی از کجا میدونید طرف سپاهی نبود؟ 😉
میپرسید مگه عربها هم آگهی ترحیم دارن؟ خب نه. ولی از کجا میدونید طرف سپاهی نبود؟ 😉
برای درک روندهای کلی در اجتماع، میشه از جزییات هم کمک گرفت. به جزییات اطرافتون نگاه کنید حتما سرنخهایی بتون میدن.
به آپارتمانها نگاه کنید.. تا حالا توجهتون جلب نشده که تراس یک متر در شصت سانت رو برای چی میسازن؟ بیشترشون به هیچدردی نمیخورن، جز اینکه یه محلی برای قرار دادن منقل یا کبابپز باشه، که به طرز ترحمبرانگیزی اسمش رو گذاشتن باربیکیو! حالا بیایید ما هم بش بگیم باربیکیو. چرا باید هر واحد یک باربیکیو مستقل داشته باشه؟ واضحه.. چون قرار نیست کبابی که میپزن رو با همسایهشون بخورن. این نشانهای از یک تکخوری سیستماتیکه.
حالا برید درست اونطرف کره زمین، یعنی آمریکا. در اونجا باربیکیو دقیقا کارکرد معکوس داره، یعنی تبدیل شده به قسمتی از فرهنگ که توش همسایهها جمع میشن دور هم و کباب میپزن و باهم میخورن. ازونایی که اونجا زندگی میکنن بپرسید.. کسی که یا خودش اهل این بساط نیست، یا دعوت دیگران رو نمیپذیره، منزوی حسابش میکنند! یعنی با استاندارد آمریکایی، ما که هر کدوم مایلیم یه باربیکیو مستقل داشته باشیم و با کسی شریک نشیم، منزوی و اجتماعگریز هستیم! ممکنه بگن با گوشت کیلو شصتهزارتومنی دیگه چی رو میشه با کسی شریک شد؟ این بهانهست. آمریکا پر از گیاهخواره، که حتی همونا هم باربیکیو راه میندازن. گوجه خیار سیبزمینی رو سرخ میکنن و میخورن. آدمی که دنبال محفل انسانی باشه، حتما وسیلهش رو پیدا میکنه.
مطمئنم الان یه عده میگن باز گودرز رو به شقایق اتصال داد.. ولی حتی با یه کبابپز میشه فهمید جریان چیه. و جریان فعلی جامعه هم متأسفانه در جهت خودخواهی، انزوا، تکخوری و اجتماعگریزی هستش.
اگه منو باور ندارید باز از کسانی که اونجا زندگی میکنند بپرسید. در خیلی از شهرهای آمریکا، اینکه همسایه در بزنه بیاد تو درباره پردههای جدیدی که خریدی نظر بده، یه چیز عادیه. اینکه خانوم خونه اونطرف خیابون یهو یه قابلمه سوپ کدو تنبل بزنه زیر بغلش بیاره تا با هم بخورید یه چیز عادیه. تو خیلی از شهرها، وقتی یه زن و شوهر جوانِ تازه وارد یه خونه میخرن، اینکه مردهای محل میریزن بشون نصیحت میکنن که خونه رو اینجوری تعمیر کن و اونجوری نکن، یه چیز عادیه. و اینکه مرد جوان همشونو به شام دعوت کنه، یه چیز عادیه. اینکه وقتی دختره حامله شد، یکی از همسایهها بیاد ببرتش دکتر، و یکی دیگه بیاد خونشو جارو بزنه یه چیز عادیه. اینکه زنها جمع بشن درباره نامگذاری بچه خالهزنکبازی دربیارن و بگن و بخندن یه چیز عادیه. اینکه وقتی ماشین پسره خراب شد یهو یه هممحلی بیاد بگه فعلا وانتم رو لازم ندارم بیا این سوییچش، یه چیز عادیه. اینکه خونه جاهایی بهتر فروش بره که همه همدیگه رو میشناسن یه چیز عادیه.
و اما در ایران چه چیزی عادی شده؟ اینکه در روستاها هم ممکنه طرف بیفته بمیره، اما انقدر ارتباطات انسانی به حداقل رسیده باشه که تا دو سه روز هیچکس متوجه مرگش نمیشه و از بوی تعفن جنازهش میفهمن و اقدام میکنند!.. اینکه تو یه روستای پونصدنفره هم افراد به همدیگه اعتماد ندارند و با هم ارتباط ندارند و حتی با هم حرف نمیزنند، اسمش «دوره زمونه بد» نیست. اسمش بحران انسانیه.
به اطرافتون دقت کنید.. شما هم میبینید.
به آپارتمانها نگاه کنید.. تا حالا توجهتون جلب نشده که تراس یک متر در شصت سانت رو برای چی میسازن؟ بیشترشون به هیچدردی نمیخورن، جز اینکه یه محلی برای قرار دادن منقل یا کبابپز باشه، که به طرز ترحمبرانگیزی اسمش رو گذاشتن باربیکیو! حالا بیایید ما هم بش بگیم باربیکیو. چرا باید هر واحد یک باربیکیو مستقل داشته باشه؟ واضحه.. چون قرار نیست کبابی که میپزن رو با همسایهشون بخورن. این نشانهای از یک تکخوری سیستماتیکه.
حالا برید درست اونطرف کره زمین، یعنی آمریکا. در اونجا باربیکیو دقیقا کارکرد معکوس داره، یعنی تبدیل شده به قسمتی از فرهنگ که توش همسایهها جمع میشن دور هم و کباب میپزن و باهم میخورن. ازونایی که اونجا زندگی میکنن بپرسید.. کسی که یا خودش اهل این بساط نیست، یا دعوت دیگران رو نمیپذیره، منزوی حسابش میکنند! یعنی با استاندارد آمریکایی، ما که هر کدوم مایلیم یه باربیکیو مستقل داشته باشیم و با کسی شریک نشیم، منزوی و اجتماعگریز هستیم! ممکنه بگن با گوشت کیلو شصتهزارتومنی دیگه چی رو میشه با کسی شریک شد؟ این بهانهست. آمریکا پر از گیاهخواره، که حتی همونا هم باربیکیو راه میندازن. گوجه خیار سیبزمینی رو سرخ میکنن و میخورن. آدمی که دنبال محفل انسانی باشه، حتما وسیلهش رو پیدا میکنه.
مطمئنم الان یه عده میگن باز گودرز رو به شقایق اتصال داد.. ولی حتی با یه کبابپز میشه فهمید جریان چیه. و جریان فعلی جامعه هم متأسفانه در جهت خودخواهی، انزوا، تکخوری و اجتماعگریزی هستش.
اگه منو باور ندارید باز از کسانی که اونجا زندگی میکنند بپرسید. در خیلی از شهرهای آمریکا، اینکه همسایه در بزنه بیاد تو درباره پردههای جدیدی که خریدی نظر بده، یه چیز عادیه. اینکه خانوم خونه اونطرف خیابون یهو یه قابلمه سوپ کدو تنبل بزنه زیر بغلش بیاره تا با هم بخورید یه چیز عادیه. تو خیلی از شهرها، وقتی یه زن و شوهر جوانِ تازه وارد یه خونه میخرن، اینکه مردهای محل میریزن بشون نصیحت میکنن که خونه رو اینجوری تعمیر کن و اونجوری نکن، یه چیز عادیه. و اینکه مرد جوان همشونو به شام دعوت کنه، یه چیز عادیه. اینکه وقتی دختره حامله شد، یکی از همسایهها بیاد ببرتش دکتر، و یکی دیگه بیاد خونشو جارو بزنه یه چیز عادیه. اینکه زنها جمع بشن درباره نامگذاری بچه خالهزنکبازی دربیارن و بگن و بخندن یه چیز عادیه. اینکه وقتی ماشین پسره خراب شد یهو یه هممحلی بیاد بگه فعلا وانتم رو لازم ندارم بیا این سوییچش، یه چیز عادیه. اینکه خونه جاهایی بهتر فروش بره که همه همدیگه رو میشناسن یه چیز عادیه.
و اما در ایران چه چیزی عادی شده؟ اینکه در روستاها هم ممکنه طرف بیفته بمیره، اما انقدر ارتباطات انسانی به حداقل رسیده باشه که تا دو سه روز هیچکس متوجه مرگش نمیشه و از بوی تعفن جنازهش میفهمن و اقدام میکنند!.. اینکه تو یه روستای پونصدنفره هم افراد به همدیگه اعتماد ندارند و با هم ارتباط ندارند و حتی با هم حرف نمیزنند، اسمش «دوره زمونه بد» نیست. اسمش بحران انسانیه.
به اطرافتون دقت کنید.. شما هم میبینید.
احمدینژاد در نامه اخیرش نوشته چندتا کار مهم بود که نذاشتن انجام بدم، اگه میذاشتن انجام بدم موقعیت ما و آمریکا در مذاکره برابر میشد!
موقعیت برابر با آمریکا؟ seriously؟
چرا هم به خودت و هم به شعور دیگران توهین میکنی بزرگوار؟ الان آلمان هم با آمریکا در موقعیت برابر نیست. به خودتون بیایید عـٰایِ احمدینژاد!
موقعیت برابر با آمریکا؟ seriously؟
چرا هم به خودت و هم به شعور دیگران توهین میکنی بزرگوار؟ الان آلمان هم با آمریکا در موقعیت برابر نیست. به خودتون بیایید عـٰایِ احمدینژاد!
یادتونه زمانی رو که اسنودن فاش کردن جیک و پوک اروپاییها تو دست آژانسهای اطلاعاتی آمریکاست؟ یادتونه معلوم شد حتی تلفن مرکل رو هم شنود میکردن؟ یادتونه چه بلوایی شد و آلمانیها چه تشرهایی میزدن به آمریکا؟ یادتونه رو در خونههاشون یه کاغذ میچسبوندن که روش نوشته شده بود اگه اسنودن بیاد میتونه تو خونه ما پناه بگیره؟ الان کسی یادشه؟ کسی صحبت میکنه دربارهش؟ حتی یه تیتر تو مطبوعاتشون در این باره دیده نمیشه. پیگیریهایی که دولتهای اروپایی درباره «رفتار غیرقابلقبول آمریکا» قولش رو داده بودن به کجا رسید؟
حالا این بساط مخالفت اروپا با آمریکا سر برجام هم همینشکلیه (تازه از لحاظ حیثیتی خیلی کماهمیتتر از چیزهایی که اسنودن فاش کرد). یه عده خجسته هم تصور کردند اتفاقات خاصی داره میفته و «اندفعه فرق داره». حافظه تاریخی نداریم، سواد تاریخی هم نباید داشته باشیم؟ اروپا دویست و پنجاه ساله که دل خوشی از آمریکا نداره. خیلی قبلتر از اینکه پدربزرگ جواد ظریف و قاسم سلیمانی به دنیا بیان. و در عین حال دویست و پنجاه ساله که با آمریکا، از هر کشوری بیشتر در ارتباط ناگسستنی هستن.
بعد از تشکیل اتحادیه اروپا، یه تصور بهروزشدهای از قدرت در بینشون ایجاد شد، که بعد از مدتی باز زور واقعیات به تصوراتشون چربید. طبیعیه که سوال بنیادی «یعنی هممون با هم انقدی نیستیم که جلو آمریکا قد علم کنیم؟» یه نوع سرخوردگی مضاعف ایجاد کرد. سیاستمداران و رسانههاشون برای تخلیه این سرخوردگی، اجازه میدن دوز کنترلشدهای از «لجبازی با عموسام» در جامعه جریان داشته باشه. اون عزیزان خجسته نباید جدی بگیرنش.
حالا این بساط مخالفت اروپا با آمریکا سر برجام هم همینشکلیه (تازه از لحاظ حیثیتی خیلی کماهمیتتر از چیزهایی که اسنودن فاش کرد). یه عده خجسته هم تصور کردند اتفاقات خاصی داره میفته و «اندفعه فرق داره». حافظه تاریخی نداریم، سواد تاریخی هم نباید داشته باشیم؟ اروپا دویست و پنجاه ساله که دل خوشی از آمریکا نداره. خیلی قبلتر از اینکه پدربزرگ جواد ظریف و قاسم سلیمانی به دنیا بیان. و در عین حال دویست و پنجاه ساله که با آمریکا، از هر کشوری بیشتر در ارتباط ناگسستنی هستن.
بعد از تشکیل اتحادیه اروپا، یه تصور بهروزشدهای از قدرت در بینشون ایجاد شد، که بعد از مدتی باز زور واقعیات به تصوراتشون چربید. طبیعیه که سوال بنیادی «یعنی هممون با هم انقدی نیستیم که جلو آمریکا قد علم کنیم؟» یه نوع سرخوردگی مضاعف ایجاد کرد. سیاستمداران و رسانههاشون برای تخلیه این سرخوردگی، اجازه میدن دوز کنترلشدهای از «لجبازی با عموسام» در جامعه جریان داشته باشه. اون عزیزان خجسته نباید جدی بگیرنش.
🤔6
یادتونه میگفتن انتقال سفارت آمریکا به اورشلیم سه سال طول میکشه؟ تابلوشو که زدن 😄
باید یه هشتگ #یادتونه درست کنم.. اینجوری نمیشه
باید یه هشتگ #یادتونه درست کنم.. اینجوری نمیشه
صحنهای رو تصور کنید که معلمهای مقطع دبیرستان بعد از خوردن زنگ جمع میشن تو دفتر تا چای بیسکوییت بخورن، بعد یکیشون میپرسه ویدئوهای اعتراضات صنفی معلمان رو دیدن؟ و بقیه میگن نه تلگرام فیلتره خب. بعد بشون میگه خب موبوگرام بریزید! بعد چای رو نصفه رها میکنن و مشغول دانلود و نصب موبوگرام و انواع اقسام جاسوسگرام های دیگه میشن.
از قشر فرهنگی جامعه انتظار میره آگاهی، سواد و مطالعهش لاقل در حد شاگردانش باشه. الان حتی خیلی از نوجوانها هم میدونن که این اپها همه خطرات امنیتی ایجاد میکنند و ازشون استفاده نمیکنند، اما معلمشون نمیدونه یا اهمیت نمیده. اون هم با اینهمه هشدار در اینترنت که کارشناسان منتشر کردند تا الان.
خوبی فیلترینگ تلگرام این بود که توفیق اجباری شد پشت یه لایه حفاظتی دیگه قرار بگیریم.. با این کاربران سهلانگاری که وجود داره، حتی اگه خودت هم اشتباه نکنی ممکنه حریم خصوصیت در معرض تهدید قرار بگیره.
از قشر فرهنگی جامعه انتظار میره آگاهی، سواد و مطالعهش لاقل در حد شاگردانش باشه. الان حتی خیلی از نوجوانها هم میدونن که این اپها همه خطرات امنیتی ایجاد میکنند و ازشون استفاده نمیکنند، اما معلمشون نمیدونه یا اهمیت نمیده. اون هم با اینهمه هشدار در اینترنت که کارشناسان منتشر کردند تا الان.
خوبی فیلترینگ تلگرام این بود که توفیق اجباری شد پشت یه لایه حفاظتی دیگه قرار بگیریم.. با این کاربران سهلانگاری که وجود داره، حتی اگه خودت هم اشتباه نکنی ممکنه حریم خصوصیت در معرض تهدید قرار بگیره.
❤3
ارتش آمریکا یه موسسه تخصصی داره که کارش آموزش زبان به کارکنان ارتشه.. مثلا اگه لازم باشه طرف قبل از اعزام به افغانستان، فارسی یا عربی یاد بگیره، اول میره اونجا دوره میبینه. از طرفی چون پوتین آمریکاییها تقریبا همهجای دنیا به زمین خورده، همیشه هستند آدمهایی از ملیتهای مختلف که لازمه با ارتش آمریکا همکاری کنند اما انگلیسی بلد نیستن، اونها هم باید برن اونجا و آموزش ببینند. این موسسه یه محیط پادگانی داره. داشتم هندبوک راهنمای دانشآموزان ورودی رو یه نگاه مینداختم.. تو قسمت مربوط به خوابگاه نوشته کارتون با اطو که تموم شد از برق درش بیارید! .. یعنی بعضیها انقدر بیعقلند که این کارو نمیکنند و این مسئله انقدر تکرار شده که مجبور شدن تو کتابچه راهنما بش اشاره کنند. حدس میزنم بیشتر کار برادران عراقیمون باشه 😅 یه جا دیگه گفته بود تنظیمات تهویه مطبوع اتاقتون رو انگولک نکنید! اینم احتمالا کار پاکستانیهاست.
تو یه قسمت دیگه میگه صبحانه رو از پنج و نیم میدن تا هشت. ناهار از یازده تا یک و نیم. و شام از پنج تا هفت!.. حالا صبحانه و ناهار رو میگیم طبیعیه، ولی شام ساعت ۷؟ خیلی ستمه. من ساعت ۱۰ شام میخورم هم باز تا صبح احساس گشنگی میکنم.. تو پادگانهای معمولی خب فعالیت زیاده، تا سرشون رو میذارن رو بالش خوابشون میبره.. ولی اونی که فقط اومده انگلیسی یاد بگیره چجوری باید هشت شب خوابش ببره؟ و اگه خوابش نبرد چجوری ممکنه گشنهش نشه؟
درسته که شهید بابایی و بقیه خلبانهای نخبه ایران هم انگلیسی رو تو همچین جایی یاد گرفتن، ولی این سیستم پادگانی اصلا با روحیه من سازگار نیست. ترجیح میدم تو یه ساحل مدیترانهای یه ویلای شخصی داشته باشم، بعد یه خانوم ایتالیایی که باباش قبلنا سفیر آمریکا در رم بوده خودش هر روز بیاد زیر آلاچیق تدریس خصوصی داشته باشه برام.. اینجوری خیلی بهتر یاد میگیرم 😄
تو یه قسمت دیگه میگه صبحانه رو از پنج و نیم میدن تا هشت. ناهار از یازده تا یک و نیم. و شام از پنج تا هفت!.. حالا صبحانه و ناهار رو میگیم طبیعیه، ولی شام ساعت ۷؟ خیلی ستمه. من ساعت ۱۰ شام میخورم هم باز تا صبح احساس گشنگی میکنم.. تو پادگانهای معمولی خب فعالیت زیاده، تا سرشون رو میذارن رو بالش خوابشون میبره.. ولی اونی که فقط اومده انگلیسی یاد بگیره چجوری باید هشت شب خوابش ببره؟ و اگه خوابش نبرد چجوری ممکنه گشنهش نشه؟
درسته که شهید بابایی و بقیه خلبانهای نخبه ایران هم انگلیسی رو تو همچین جایی یاد گرفتن، ولی این سیستم پادگانی اصلا با روحیه من سازگار نیست. ترجیح میدم تو یه ساحل مدیترانهای یه ویلای شخصی داشته باشم، بعد یه خانوم ایتالیایی که باباش قبلنا سفیر آمریکا در رم بوده خودش هر روز بیاد زیر آلاچیق تدریس خصوصی داشته باشه برام.. اینجوری خیلی بهتر یاد میگیرم 😄
❤5
رهبر انقلاب فرموده فلسفه اسلامی ما ریشهدارتر از فلسفه غرب است!
یا شیخ، اونها هزار سال قبل از به دنیا اومدن پیامبر اسلام شروع کرده بودن به اندیشیدنِ اندیشهها. «تاریخ» هم کار دژمنه؟
یا شیخ، اونها هزار سال قبل از به دنیا اومدن پیامبر اسلام شروع کرده بودن به اندیشیدنِ اندیشهها. «تاریخ» هم کار دژمنه؟