برای درک روندهای کلی در اجتماع، میشه از جزییات هم کمک گرفت. به جزییات اطرافتون نگاه کنید حتما سرنخهایی بتون میدن.
به آپارتمانها نگاه کنید.. تا حالا توجهتون جلب نشده که تراس یک متر در شصت سانت رو برای چی میسازن؟ بیشترشون به هیچدردی نمیخورن، جز اینکه یه محلی برای قرار دادن منقل یا کبابپز باشه، که به طرز ترحمبرانگیزی اسمش رو گذاشتن باربیکیو! حالا بیایید ما هم بش بگیم باربیکیو. چرا باید هر واحد یک باربیکیو مستقل داشته باشه؟ واضحه.. چون قرار نیست کبابی که میپزن رو با همسایهشون بخورن. این نشانهای از یک تکخوری سیستماتیکه.
حالا برید درست اونطرف کره زمین، یعنی آمریکا. در اونجا باربیکیو دقیقا کارکرد معکوس داره، یعنی تبدیل شده به قسمتی از فرهنگ که توش همسایهها جمع میشن دور هم و کباب میپزن و باهم میخورن. ازونایی که اونجا زندگی میکنن بپرسید.. کسی که یا خودش اهل این بساط نیست، یا دعوت دیگران رو نمیپذیره، منزوی حسابش میکنند! یعنی با استاندارد آمریکایی، ما که هر کدوم مایلیم یه باربیکیو مستقل داشته باشیم و با کسی شریک نشیم، منزوی و اجتماعگریز هستیم! ممکنه بگن با گوشت کیلو شصتهزارتومنی دیگه چی رو میشه با کسی شریک شد؟ این بهانهست. آمریکا پر از گیاهخواره، که حتی همونا هم باربیکیو راه میندازن. گوجه خیار سیبزمینی رو سرخ میکنن و میخورن. آدمی که دنبال محفل انسانی باشه، حتما وسیلهش رو پیدا میکنه.
مطمئنم الان یه عده میگن باز گودرز رو به شقایق اتصال داد.. ولی حتی با یه کبابپز میشه فهمید جریان چیه. و جریان فعلی جامعه هم متأسفانه در جهت خودخواهی، انزوا، تکخوری و اجتماعگریزی هستش.
اگه منو باور ندارید باز از کسانی که اونجا زندگی میکنند بپرسید. در خیلی از شهرهای آمریکا، اینکه همسایه در بزنه بیاد تو درباره پردههای جدیدی که خریدی نظر بده، یه چیز عادیه. اینکه خانوم خونه اونطرف خیابون یهو یه قابلمه سوپ کدو تنبل بزنه زیر بغلش بیاره تا با هم بخورید یه چیز عادیه. تو خیلی از شهرها، وقتی یه زن و شوهر جوانِ تازه وارد یه خونه میخرن، اینکه مردهای محل میریزن بشون نصیحت میکنن که خونه رو اینجوری تعمیر کن و اونجوری نکن، یه چیز عادیه. و اینکه مرد جوان همشونو به شام دعوت کنه، یه چیز عادیه. اینکه وقتی دختره حامله شد، یکی از همسایهها بیاد ببرتش دکتر، و یکی دیگه بیاد خونشو جارو بزنه یه چیز عادیه. اینکه زنها جمع بشن درباره نامگذاری بچه خالهزنکبازی دربیارن و بگن و بخندن یه چیز عادیه. اینکه وقتی ماشین پسره خراب شد یهو یه هممحلی بیاد بگه فعلا وانتم رو لازم ندارم بیا این سوییچش، یه چیز عادیه. اینکه خونه جاهایی بهتر فروش بره که همه همدیگه رو میشناسن یه چیز عادیه.
و اما در ایران چه چیزی عادی شده؟ اینکه در روستاها هم ممکنه طرف بیفته بمیره، اما انقدر ارتباطات انسانی به حداقل رسیده باشه که تا دو سه روز هیچکس متوجه مرگش نمیشه و از بوی تعفن جنازهش میفهمن و اقدام میکنند!.. اینکه تو یه روستای پونصدنفره هم افراد به همدیگه اعتماد ندارند و با هم ارتباط ندارند و حتی با هم حرف نمیزنند، اسمش «دوره زمونه بد» نیست. اسمش بحران انسانیه.
به اطرافتون دقت کنید.. شما هم میبینید.
به آپارتمانها نگاه کنید.. تا حالا توجهتون جلب نشده که تراس یک متر در شصت سانت رو برای چی میسازن؟ بیشترشون به هیچدردی نمیخورن، جز اینکه یه محلی برای قرار دادن منقل یا کبابپز باشه، که به طرز ترحمبرانگیزی اسمش رو گذاشتن باربیکیو! حالا بیایید ما هم بش بگیم باربیکیو. چرا باید هر واحد یک باربیکیو مستقل داشته باشه؟ واضحه.. چون قرار نیست کبابی که میپزن رو با همسایهشون بخورن. این نشانهای از یک تکخوری سیستماتیکه.
حالا برید درست اونطرف کره زمین، یعنی آمریکا. در اونجا باربیکیو دقیقا کارکرد معکوس داره، یعنی تبدیل شده به قسمتی از فرهنگ که توش همسایهها جمع میشن دور هم و کباب میپزن و باهم میخورن. ازونایی که اونجا زندگی میکنن بپرسید.. کسی که یا خودش اهل این بساط نیست، یا دعوت دیگران رو نمیپذیره، منزوی حسابش میکنند! یعنی با استاندارد آمریکایی، ما که هر کدوم مایلیم یه باربیکیو مستقل داشته باشیم و با کسی شریک نشیم، منزوی و اجتماعگریز هستیم! ممکنه بگن با گوشت کیلو شصتهزارتومنی دیگه چی رو میشه با کسی شریک شد؟ این بهانهست. آمریکا پر از گیاهخواره، که حتی همونا هم باربیکیو راه میندازن. گوجه خیار سیبزمینی رو سرخ میکنن و میخورن. آدمی که دنبال محفل انسانی باشه، حتما وسیلهش رو پیدا میکنه.
مطمئنم الان یه عده میگن باز گودرز رو به شقایق اتصال داد.. ولی حتی با یه کبابپز میشه فهمید جریان چیه. و جریان فعلی جامعه هم متأسفانه در جهت خودخواهی، انزوا، تکخوری و اجتماعگریزی هستش.
اگه منو باور ندارید باز از کسانی که اونجا زندگی میکنند بپرسید. در خیلی از شهرهای آمریکا، اینکه همسایه در بزنه بیاد تو درباره پردههای جدیدی که خریدی نظر بده، یه چیز عادیه. اینکه خانوم خونه اونطرف خیابون یهو یه قابلمه سوپ کدو تنبل بزنه زیر بغلش بیاره تا با هم بخورید یه چیز عادیه. تو خیلی از شهرها، وقتی یه زن و شوهر جوانِ تازه وارد یه خونه میخرن، اینکه مردهای محل میریزن بشون نصیحت میکنن که خونه رو اینجوری تعمیر کن و اونجوری نکن، یه چیز عادیه. و اینکه مرد جوان همشونو به شام دعوت کنه، یه چیز عادیه. اینکه وقتی دختره حامله شد، یکی از همسایهها بیاد ببرتش دکتر، و یکی دیگه بیاد خونشو جارو بزنه یه چیز عادیه. اینکه زنها جمع بشن درباره نامگذاری بچه خالهزنکبازی دربیارن و بگن و بخندن یه چیز عادیه. اینکه وقتی ماشین پسره خراب شد یهو یه هممحلی بیاد بگه فعلا وانتم رو لازم ندارم بیا این سوییچش، یه چیز عادیه. اینکه خونه جاهایی بهتر فروش بره که همه همدیگه رو میشناسن یه چیز عادیه.
و اما در ایران چه چیزی عادی شده؟ اینکه در روستاها هم ممکنه طرف بیفته بمیره، اما انقدر ارتباطات انسانی به حداقل رسیده باشه که تا دو سه روز هیچکس متوجه مرگش نمیشه و از بوی تعفن جنازهش میفهمن و اقدام میکنند!.. اینکه تو یه روستای پونصدنفره هم افراد به همدیگه اعتماد ندارند و با هم ارتباط ندارند و حتی با هم حرف نمیزنند، اسمش «دوره زمونه بد» نیست. اسمش بحران انسانیه.
به اطرافتون دقت کنید.. شما هم میبینید.
احمدینژاد در نامه اخیرش نوشته چندتا کار مهم بود که نذاشتن انجام بدم، اگه میذاشتن انجام بدم موقعیت ما و آمریکا در مذاکره برابر میشد!
موقعیت برابر با آمریکا؟ seriously؟
چرا هم به خودت و هم به شعور دیگران توهین میکنی بزرگوار؟ الان آلمان هم با آمریکا در موقعیت برابر نیست. به خودتون بیایید عـٰایِ احمدینژاد!
موقعیت برابر با آمریکا؟ seriously؟
چرا هم به خودت و هم به شعور دیگران توهین میکنی بزرگوار؟ الان آلمان هم با آمریکا در موقعیت برابر نیست. به خودتون بیایید عـٰایِ احمدینژاد!
یادتونه زمانی رو که اسنودن فاش کردن جیک و پوک اروپاییها تو دست آژانسهای اطلاعاتی آمریکاست؟ یادتونه معلوم شد حتی تلفن مرکل رو هم شنود میکردن؟ یادتونه چه بلوایی شد و آلمانیها چه تشرهایی میزدن به آمریکا؟ یادتونه رو در خونههاشون یه کاغذ میچسبوندن که روش نوشته شده بود اگه اسنودن بیاد میتونه تو خونه ما پناه بگیره؟ الان کسی یادشه؟ کسی صحبت میکنه دربارهش؟ حتی یه تیتر تو مطبوعاتشون در این باره دیده نمیشه. پیگیریهایی که دولتهای اروپایی درباره «رفتار غیرقابلقبول آمریکا» قولش رو داده بودن به کجا رسید؟
حالا این بساط مخالفت اروپا با آمریکا سر برجام هم همینشکلیه (تازه از لحاظ حیثیتی خیلی کماهمیتتر از چیزهایی که اسنودن فاش کرد). یه عده خجسته هم تصور کردند اتفاقات خاصی داره میفته و «اندفعه فرق داره». حافظه تاریخی نداریم، سواد تاریخی هم نباید داشته باشیم؟ اروپا دویست و پنجاه ساله که دل خوشی از آمریکا نداره. خیلی قبلتر از اینکه پدربزرگ جواد ظریف و قاسم سلیمانی به دنیا بیان. و در عین حال دویست و پنجاه ساله که با آمریکا، از هر کشوری بیشتر در ارتباط ناگسستنی هستن.
بعد از تشکیل اتحادیه اروپا، یه تصور بهروزشدهای از قدرت در بینشون ایجاد شد، که بعد از مدتی باز زور واقعیات به تصوراتشون چربید. طبیعیه که سوال بنیادی «یعنی هممون با هم انقدی نیستیم که جلو آمریکا قد علم کنیم؟» یه نوع سرخوردگی مضاعف ایجاد کرد. سیاستمداران و رسانههاشون برای تخلیه این سرخوردگی، اجازه میدن دوز کنترلشدهای از «لجبازی با عموسام» در جامعه جریان داشته باشه. اون عزیزان خجسته نباید جدی بگیرنش.
حالا این بساط مخالفت اروپا با آمریکا سر برجام هم همینشکلیه (تازه از لحاظ حیثیتی خیلی کماهمیتتر از چیزهایی که اسنودن فاش کرد). یه عده خجسته هم تصور کردند اتفاقات خاصی داره میفته و «اندفعه فرق داره». حافظه تاریخی نداریم، سواد تاریخی هم نباید داشته باشیم؟ اروپا دویست و پنجاه ساله که دل خوشی از آمریکا نداره. خیلی قبلتر از اینکه پدربزرگ جواد ظریف و قاسم سلیمانی به دنیا بیان. و در عین حال دویست و پنجاه ساله که با آمریکا، از هر کشوری بیشتر در ارتباط ناگسستنی هستن.
بعد از تشکیل اتحادیه اروپا، یه تصور بهروزشدهای از قدرت در بینشون ایجاد شد، که بعد از مدتی باز زور واقعیات به تصوراتشون چربید. طبیعیه که سوال بنیادی «یعنی هممون با هم انقدی نیستیم که جلو آمریکا قد علم کنیم؟» یه نوع سرخوردگی مضاعف ایجاد کرد. سیاستمداران و رسانههاشون برای تخلیه این سرخوردگی، اجازه میدن دوز کنترلشدهای از «لجبازی با عموسام» در جامعه جریان داشته باشه. اون عزیزان خجسته نباید جدی بگیرنش.
🤔6
یادتونه میگفتن انتقال سفارت آمریکا به اورشلیم سه سال طول میکشه؟ تابلوشو که زدن 😄
باید یه هشتگ #یادتونه درست کنم.. اینجوری نمیشه
باید یه هشتگ #یادتونه درست کنم.. اینجوری نمیشه
صحنهای رو تصور کنید که معلمهای مقطع دبیرستان بعد از خوردن زنگ جمع میشن تو دفتر تا چای بیسکوییت بخورن، بعد یکیشون میپرسه ویدئوهای اعتراضات صنفی معلمان رو دیدن؟ و بقیه میگن نه تلگرام فیلتره خب. بعد بشون میگه خب موبوگرام بریزید! بعد چای رو نصفه رها میکنن و مشغول دانلود و نصب موبوگرام و انواع اقسام جاسوسگرام های دیگه میشن.
از قشر فرهنگی جامعه انتظار میره آگاهی، سواد و مطالعهش لاقل در حد شاگردانش باشه. الان حتی خیلی از نوجوانها هم میدونن که این اپها همه خطرات امنیتی ایجاد میکنند و ازشون استفاده نمیکنند، اما معلمشون نمیدونه یا اهمیت نمیده. اون هم با اینهمه هشدار در اینترنت که کارشناسان منتشر کردند تا الان.
خوبی فیلترینگ تلگرام این بود که توفیق اجباری شد پشت یه لایه حفاظتی دیگه قرار بگیریم.. با این کاربران سهلانگاری که وجود داره، حتی اگه خودت هم اشتباه نکنی ممکنه حریم خصوصیت در معرض تهدید قرار بگیره.
از قشر فرهنگی جامعه انتظار میره آگاهی، سواد و مطالعهش لاقل در حد شاگردانش باشه. الان حتی خیلی از نوجوانها هم میدونن که این اپها همه خطرات امنیتی ایجاد میکنند و ازشون استفاده نمیکنند، اما معلمشون نمیدونه یا اهمیت نمیده. اون هم با اینهمه هشدار در اینترنت که کارشناسان منتشر کردند تا الان.
خوبی فیلترینگ تلگرام این بود که توفیق اجباری شد پشت یه لایه حفاظتی دیگه قرار بگیریم.. با این کاربران سهلانگاری که وجود داره، حتی اگه خودت هم اشتباه نکنی ممکنه حریم خصوصیت در معرض تهدید قرار بگیره.
❤3
ارتش آمریکا یه موسسه تخصصی داره که کارش آموزش زبان به کارکنان ارتشه.. مثلا اگه لازم باشه طرف قبل از اعزام به افغانستان، فارسی یا عربی یاد بگیره، اول میره اونجا دوره میبینه. از طرفی چون پوتین آمریکاییها تقریبا همهجای دنیا به زمین خورده، همیشه هستند آدمهایی از ملیتهای مختلف که لازمه با ارتش آمریکا همکاری کنند اما انگلیسی بلد نیستن، اونها هم باید برن اونجا و آموزش ببینند. این موسسه یه محیط پادگانی داره. داشتم هندبوک راهنمای دانشآموزان ورودی رو یه نگاه مینداختم.. تو قسمت مربوط به خوابگاه نوشته کارتون با اطو که تموم شد از برق درش بیارید! .. یعنی بعضیها انقدر بیعقلند که این کارو نمیکنند و این مسئله انقدر تکرار شده که مجبور شدن تو کتابچه راهنما بش اشاره کنند. حدس میزنم بیشتر کار برادران عراقیمون باشه 😅 یه جا دیگه گفته بود تنظیمات تهویه مطبوع اتاقتون رو انگولک نکنید! اینم احتمالا کار پاکستانیهاست.
تو یه قسمت دیگه میگه صبحانه رو از پنج و نیم میدن تا هشت. ناهار از یازده تا یک و نیم. و شام از پنج تا هفت!.. حالا صبحانه و ناهار رو میگیم طبیعیه، ولی شام ساعت ۷؟ خیلی ستمه. من ساعت ۱۰ شام میخورم هم باز تا صبح احساس گشنگی میکنم.. تو پادگانهای معمولی خب فعالیت زیاده، تا سرشون رو میذارن رو بالش خوابشون میبره.. ولی اونی که فقط اومده انگلیسی یاد بگیره چجوری باید هشت شب خوابش ببره؟ و اگه خوابش نبرد چجوری ممکنه گشنهش نشه؟
درسته که شهید بابایی و بقیه خلبانهای نخبه ایران هم انگلیسی رو تو همچین جایی یاد گرفتن، ولی این سیستم پادگانی اصلا با روحیه من سازگار نیست. ترجیح میدم تو یه ساحل مدیترانهای یه ویلای شخصی داشته باشم، بعد یه خانوم ایتالیایی که باباش قبلنا سفیر آمریکا در رم بوده خودش هر روز بیاد زیر آلاچیق تدریس خصوصی داشته باشه برام.. اینجوری خیلی بهتر یاد میگیرم 😄
تو یه قسمت دیگه میگه صبحانه رو از پنج و نیم میدن تا هشت. ناهار از یازده تا یک و نیم. و شام از پنج تا هفت!.. حالا صبحانه و ناهار رو میگیم طبیعیه، ولی شام ساعت ۷؟ خیلی ستمه. من ساعت ۱۰ شام میخورم هم باز تا صبح احساس گشنگی میکنم.. تو پادگانهای معمولی خب فعالیت زیاده، تا سرشون رو میذارن رو بالش خوابشون میبره.. ولی اونی که فقط اومده انگلیسی یاد بگیره چجوری باید هشت شب خوابش ببره؟ و اگه خوابش نبرد چجوری ممکنه گشنهش نشه؟
درسته که شهید بابایی و بقیه خلبانهای نخبه ایران هم انگلیسی رو تو همچین جایی یاد گرفتن، ولی این سیستم پادگانی اصلا با روحیه من سازگار نیست. ترجیح میدم تو یه ساحل مدیترانهای یه ویلای شخصی داشته باشم، بعد یه خانوم ایتالیایی که باباش قبلنا سفیر آمریکا در رم بوده خودش هر روز بیاد زیر آلاچیق تدریس خصوصی داشته باشه برام.. اینجوری خیلی بهتر یاد میگیرم 😄
❤5
رهبر انقلاب فرموده فلسفه اسلامی ما ریشهدارتر از فلسفه غرب است!
یا شیخ، اونها هزار سال قبل از به دنیا اومدن پیامبر اسلام شروع کرده بودن به اندیشیدنِ اندیشهها. «تاریخ» هم کار دژمنه؟
یا شیخ، اونها هزار سال قبل از به دنیا اومدن پیامبر اسلام شروع کرده بودن به اندیشیدنِ اندیشهها. «تاریخ» هم کار دژمنه؟
هزار سال قبل از اسلام، اونها حرفهای رد و بدل شده در جلساتشون هم مکتوب میکردن! حتی گفتگوی مستند رو هم اونا کلید زدن. که شعور بشر رو ارتقاء داد.
اسلام اومد مثلا خیلی انقلاب کرد گفت «وصیت بنویسید مومنین.. تا بعد از مرگتون شر نشه!». و آخرش خود پیامبر هم بش عمل نکرد!
اسلام اومد مثلا خیلی انقلاب کرد گفت «وصیت بنویسید مومنین.. تا بعد از مرگتون شر نشه!». و آخرش خود پیامبر هم بش عمل نکرد!
Anarchonomy
- تو کل هالیوود چندنفر کار بندیکت رو کردن؟ صفر نفر! پس چرا وانمود میکنید ایرانیها به طور شاخصی ایراد دارن؟ - چندتا هنرمند اندازه بندیکت ثروتمند هست که براشون مهم نباشه دیگه بشون پیشنهاد کاری ندن؟
جایی که پز اخلاقی نه تنها هزینهای نداره برای آدم، بلکه وجهه اجتماعی هم ایجاد میکنه، چرا نباید پز داد؟ جو عمومی و رسانهها، به اونایی که ادای «شرایط زنان برای من مهمه» رو در میارن، پاداش میده. خیلی سریع تبدیل میشن به «پسر خوب». خب چرا طرف ازش بهرهبرداری نکنه؟
اگه از اهالی صنعت سرگرمی قرار باشه کسی به عنوان یه پسر خوب معرفی شه، اتفاقا اون یه نفر همونیه که همه این پز دهندهها ازش نفرت دارند، یعنی ترامپ. کدوم یکی از این هنرمندان، ثروت و سرمایهشون رو رها میکنند تا وارد سیاست شن و به زعم خودشون مشکلات مملکت رو حل کنند با اینکه میدونن قراره ثروتشون رو از دست بدن و قراره بیست و چهار ساعت در معرض فحاشی رسانهها باشن؟ کی کاری رو میکنه که ترامپ کرد؟ نشسته بود داشت پول چاپ میکرد، همه هم دوسش داشتن، هیشکی هم بش نمیگفت نژادپرست، هیتلر، ظالم، فلان، بهمان. همهچیزی که آرزوی ماهاست داشته باشیم رو ول کرد رفت خودشو انداخت تو قفس گرگها. وقتی بگی «وضعیت زنها عادلانه نیست» و همه جیغ و هورا بکشن برات، کاری نداره که هی تکرارش کنی. مهم نیست اصلا که معنی داره این حرف یا نه. من بیننده فیلم هم به وضوح میبینم بازیگر زن مقابل بندیکت چهارفرسخ باش فاصله داره، هم در پرفرمنس هم در قدرت جذب منِ مخاطب.. معلومه که سهم بیشتری از پول بلیت منو باید از آن خودش کنه. چرا باید به زنانگی سوبسید داد؟
اگه من صاحب یه شرکت بودم و برای معرفی محصولم دو راه داشتم، یا اینکه خودم تو کلیپ تبلیغاتی بازی کنم، یا یه مدل ایتالیایی رو انتخاب کنم و بش ده هزار دلار بدم، به خودم سوبسید نمیدادم.. ده هزار دلارو میدادم و ازون استفاده میکردم. طبیعت عادلانه نیست و من به اندازه اون خوشتیپ نیستم؟ به درک. مهم اینه که کار خوب در بیاد. و سهم هرکس ازون کار خوب اندازه ایتالیاییه نیست. یکی باید به ایشون بگه ما به خاطر تو میاییم سینما، نه به خاطر همبازیت. نمیتونی مجبورمون کنی از کسی که به خوبی تو نیست همونقدری خوشمون بیاد که از تو خوشمون میاد. البته گمون میکنم خودش این واقعیت رو میدونه، اما شهوت پز اخلاقی شهوت پرقدرتیه.
اگه از اهالی صنعت سرگرمی قرار باشه کسی به عنوان یه پسر خوب معرفی شه، اتفاقا اون یه نفر همونیه که همه این پز دهندهها ازش نفرت دارند، یعنی ترامپ. کدوم یکی از این هنرمندان، ثروت و سرمایهشون رو رها میکنند تا وارد سیاست شن و به زعم خودشون مشکلات مملکت رو حل کنند با اینکه میدونن قراره ثروتشون رو از دست بدن و قراره بیست و چهار ساعت در معرض فحاشی رسانهها باشن؟ کی کاری رو میکنه که ترامپ کرد؟ نشسته بود داشت پول چاپ میکرد، همه هم دوسش داشتن، هیشکی هم بش نمیگفت نژادپرست، هیتلر، ظالم، فلان، بهمان. همهچیزی که آرزوی ماهاست داشته باشیم رو ول کرد رفت خودشو انداخت تو قفس گرگها. وقتی بگی «وضعیت زنها عادلانه نیست» و همه جیغ و هورا بکشن برات، کاری نداره که هی تکرارش کنی. مهم نیست اصلا که معنی داره این حرف یا نه. من بیننده فیلم هم به وضوح میبینم بازیگر زن مقابل بندیکت چهارفرسخ باش فاصله داره، هم در پرفرمنس هم در قدرت جذب منِ مخاطب.. معلومه که سهم بیشتری از پول بلیت منو باید از آن خودش کنه. چرا باید به زنانگی سوبسید داد؟
اگه من صاحب یه شرکت بودم و برای معرفی محصولم دو راه داشتم، یا اینکه خودم تو کلیپ تبلیغاتی بازی کنم، یا یه مدل ایتالیایی رو انتخاب کنم و بش ده هزار دلار بدم، به خودم سوبسید نمیدادم.. ده هزار دلارو میدادم و ازون استفاده میکردم. طبیعت عادلانه نیست و من به اندازه اون خوشتیپ نیستم؟ به درک. مهم اینه که کار خوب در بیاد. و سهم هرکس ازون کار خوب اندازه ایتالیاییه نیست. یکی باید به ایشون بگه ما به خاطر تو میاییم سینما، نه به خاطر همبازیت. نمیتونی مجبورمون کنی از کسی که به خوبی تو نیست همونقدری خوشمون بیاد که از تو خوشمون میاد. البته گمون میکنم خودش این واقعیت رو میدونه، اما شهوت پز اخلاقی شهوت پرقدرتیه.
❤6
به قسمتی از کارتون رسید که خانواده دور میز نشسته و آماده بودن که غذا بخورن، اما چشمهاشون رو بستن و یکیشون یه چیزهایی گفت که معلوم بود دارند از خدا تشکر میکنند که این غذاها رو بشون ارزانی کرده. بچه پرسید ما چرا ازین کارها نمیکنیم موقع غذا خوردن؟ گفتم چرا ما هم انجام میدیم اما یکم شکلش فرق میکنه، دستامون رو میاریم به سمت آسمون و میگیم الحمدلله!
اون از جوابی که شنید راضی به نظر میرسید اما خودم یادم افتاد که سالهاست چنین صحنهای ندیدم. اگه هم دیده بشه از پیرمردها و پیرزنهاست. اصلا الحمدللهی شنیده نمیشه، و اگه هم بشه دستی به سوی آسمان نمیره. و این هم یادم افتاد که ما حتی قدیما که دست رو بالا میبردیم بعد از خوردن غذا بود، اما مسیحیها قبل از خوردن غذا از خدا تشکر میکنند. یعنی قبل ازینکه لذتش رو تجربه کنند پیشاپیش تشکر میکنند، و این خیلی نجیبانهتره.
یه ویدئو خودمونی دیدم از یه خانواده یهودی در اسراییل.. شب یکی از اعیادشون بود. یه میز بزرگ بود و دور تا دورش آدم نشسته بود. پسر و عروس و مادر و خواهر و هر جور نسبتی که ممکنه. اونی که این طرف میز بود دستشو دراز میکرد و دست کسی که اون طرف میزه رو میگرفت و محکم فشار میداد انگار داره از موج دریا نجاتش میده، بعد چشماشون رو میبستن و دعا میخوندن. انگار داشتن به خدا میگفتن «ببین چه همبستگی محکمی داریم ما؟ تو گفتی کنار هم باشید تا بتون رحم کنم، و ما حرفتو گوش دادیم، پس بمون رحم کن». ما نهایت حرفی که داریم اینه که «خدا برکت سفرهتون رو زیاد کنه» یا «ایشالاع سفره مکه، کربلا». یعنی یه سری درخواست کمیتی، و اونم به نفع صاحبخونه فقط. ولی اونا باهم تشکر میکنن و لطف و رحمت رو برای همهی جمعشون میخوان، و این خیلی نجیبانهتره.
شانس آوردم حواس بچه به ادامه کارتونه پرت شد و سوال کردنش رو ادامه نداد.
اون از جوابی که شنید راضی به نظر میرسید اما خودم یادم افتاد که سالهاست چنین صحنهای ندیدم. اگه هم دیده بشه از پیرمردها و پیرزنهاست. اصلا الحمدللهی شنیده نمیشه، و اگه هم بشه دستی به سوی آسمان نمیره. و این هم یادم افتاد که ما حتی قدیما که دست رو بالا میبردیم بعد از خوردن غذا بود، اما مسیحیها قبل از خوردن غذا از خدا تشکر میکنند. یعنی قبل ازینکه لذتش رو تجربه کنند پیشاپیش تشکر میکنند، و این خیلی نجیبانهتره.
یه ویدئو خودمونی دیدم از یه خانواده یهودی در اسراییل.. شب یکی از اعیادشون بود. یه میز بزرگ بود و دور تا دورش آدم نشسته بود. پسر و عروس و مادر و خواهر و هر جور نسبتی که ممکنه. اونی که این طرف میز بود دستشو دراز میکرد و دست کسی که اون طرف میزه رو میگرفت و محکم فشار میداد انگار داره از موج دریا نجاتش میده، بعد چشماشون رو میبستن و دعا میخوندن. انگار داشتن به خدا میگفتن «ببین چه همبستگی محکمی داریم ما؟ تو گفتی کنار هم باشید تا بتون رحم کنم، و ما حرفتو گوش دادیم، پس بمون رحم کن». ما نهایت حرفی که داریم اینه که «خدا برکت سفرهتون رو زیاد کنه» یا «ایشالاع سفره مکه، کربلا». یعنی یه سری درخواست کمیتی، و اونم به نفع صاحبخونه فقط. ولی اونا باهم تشکر میکنن و لطف و رحمت رو برای همهی جمعشون میخوان، و این خیلی نجیبانهتره.
شانس آوردم حواس بچه به ادامه کارتونه پرت شد و سوال کردنش رو ادامه نداد.
❤5
معاون هماهنگکننده ارتش جمهوریاسلامی: اگر دشمنان اقدامی کنند تا آخر عمر پشیمان میشوند!
جناب امیر پرستاره، حالا که قمپز کنتور نمیندازه، دیگه چرا صرفهجویی میکنید؟ «تا آخر عمر» یعنی قراره زنده بمونن؟ شما که دارید نعره میکشید خب بگید نفسشونو خواهیم گرفت! یا همچین چیزی که معنی اتمام ماجرا بده. سریاله مگه که پشیمون کنی بعد بنویسی to be continued؟
جناب امیر پرستاره، حالا که قمپز کنتور نمیندازه، دیگه چرا صرفهجویی میکنید؟ «تا آخر عمر» یعنی قراره زنده بمونن؟ شما که دارید نعره میکشید خب بگید نفسشونو خواهیم گرفت! یا همچین چیزی که معنی اتمام ماجرا بده. سریاله مگه که پشیمون کنی بعد بنویسی to be continued؟
میگن تیم فوتسال زنان ایران غیر از حریفانشون در مسابقات، مراجع قم رو هم شکست دادند!
متأسفم، این یک توهمه. در سوریه، نیروهای حاج قاسم گروگانگیر با این تصور که هدف آمریکا جلوگیری از ورودشون به یک منطقه خاصه، برای در هم شکستن هژمونی آمریکا (و ازین قبیل اباطیل پرطرفدار در بین این جماعت) وارد اون منطقه شدند و اتفاقی نیفتاد. سرخوش ازینکه دیدید آمریکا نتوانست هیچ غلطی بکند همینطور پیشروی کردند تا رسیدند به نیروهای مورد حمایت آمریکا. با خودشون گفتن تا اینجا که غلطی نکرد، لابد ازین جا به بعد هم غلطی نمیکنه. اما اندفعه یه صداهای از آسمون اومد و همشون به مقام رفیع شهادت نائل شدند! در اون زمان و مکان، هدف آمریکا فقط نجات نیروهای خودی بود، نه کنترل سرزمین. آمریکاییها در موردی مشابه حتی نیروهای روسیه رو هم قتل عام کردند، و درست ازون موقعست که روسیه بشون میگه هرجا رو میزنید بزنید ولی سربازای منو نکشید!
تصور نادرست از هدف طرف مقابل، آدم رو در مورد شکست یا پیروزی هم دچار خطای محاسباتی میکنه.
تصور دوستان از هدف روحانیت اینه که میخوان زنان را خانهنشین کنند! گول چهارتا حرف داعشیطور رو که در کلاسهای حضرات به زبان آورده میشه رو میخورید؟ اگه واقعا اینطور بود چرا اینها نوامیس خودشون رو خانهنشین نکردند؟ دختر پیامبر یه بار تو عمرش رفت یه خطبه خوند، حالا به استناد اون واقعه استثنایی، زنان و دختران اینها هزار و یک فعالیت دارن انجام میدن. اینها نوههاشون رو فرستادن کانادا درس بخونند، لای هزار و یک مرد نامحرم، که غیر ازینکه اجنبیاند، کافر هم هستند! اگه از یک پدر ایرانی میانگین اینو بخوای ممکنه مقاومت بیشتری نشون بده، و احتمالا بگه بذارید شوهرش بدم بعد بره خارج!
اتفاقا اتفاقی که افتاده اینه که زن ایرانی مجهز به حجاب خاصی که آخوندها تعریفش کردند، تونست تمام زنان بیحجاب رقیب رو شکست بده و به اوج آسیا برسه! پس دیدید حجاب محدودیت نیست، فقط مصونیت است؟
کجای این شکست دادن آخوندهاست؟
متأسفم، این یک توهمه. در سوریه، نیروهای حاج قاسم گروگانگیر با این تصور که هدف آمریکا جلوگیری از ورودشون به یک منطقه خاصه، برای در هم شکستن هژمونی آمریکا (و ازین قبیل اباطیل پرطرفدار در بین این جماعت) وارد اون منطقه شدند و اتفاقی نیفتاد. سرخوش ازینکه دیدید آمریکا نتوانست هیچ غلطی بکند همینطور پیشروی کردند تا رسیدند به نیروهای مورد حمایت آمریکا. با خودشون گفتن تا اینجا که غلطی نکرد، لابد ازین جا به بعد هم غلطی نمیکنه. اما اندفعه یه صداهای از آسمون اومد و همشون به مقام رفیع شهادت نائل شدند! در اون زمان و مکان، هدف آمریکا فقط نجات نیروهای خودی بود، نه کنترل سرزمین. آمریکاییها در موردی مشابه حتی نیروهای روسیه رو هم قتل عام کردند، و درست ازون موقعست که روسیه بشون میگه هرجا رو میزنید بزنید ولی سربازای منو نکشید!
تصور نادرست از هدف طرف مقابل، آدم رو در مورد شکست یا پیروزی هم دچار خطای محاسباتی میکنه.
تصور دوستان از هدف روحانیت اینه که میخوان زنان را خانهنشین کنند! گول چهارتا حرف داعشیطور رو که در کلاسهای حضرات به زبان آورده میشه رو میخورید؟ اگه واقعا اینطور بود چرا اینها نوامیس خودشون رو خانهنشین نکردند؟ دختر پیامبر یه بار تو عمرش رفت یه خطبه خوند، حالا به استناد اون واقعه استثنایی، زنان و دختران اینها هزار و یک فعالیت دارن انجام میدن. اینها نوههاشون رو فرستادن کانادا درس بخونند، لای هزار و یک مرد نامحرم، که غیر ازینکه اجنبیاند، کافر هم هستند! اگه از یک پدر ایرانی میانگین اینو بخوای ممکنه مقاومت بیشتری نشون بده، و احتمالا بگه بذارید شوهرش بدم بعد بره خارج!
اتفاقا اتفاقی که افتاده اینه که زن ایرانی مجهز به حجاب خاصی که آخوندها تعریفش کردند، تونست تمام زنان بیحجاب رقیب رو شکست بده و به اوج آسیا برسه! پس دیدید حجاب محدودیت نیست، فقط مصونیت است؟
کجای این شکست دادن آخوندهاست؟
❤5
جمهوریاسلامی هیچ وقت رسما چنین تهدیدی نمیکنه، اما من هیچ تردیدی ندارم که پولهای کثیفی این وسط رد و بدل شده بوده. جان کری به خاطر برقراری صلح و جلوگیری از وقوع جنگ تو هتلهای اروپایی سرگردان نبود این روزها. بعید نیست دنبال گرفتن تضمین باشه که آخر عمری آبرو و سابقه چندین سالهش رو به باد ندن.
به برجام از هر زاویهای که نگاه میکنی، یه تصویر زشت میبینی.
به برجام از هر زاویهای که نگاه میکنی، یه تصویر زشت میبینی.