Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
44.4K subscribers
6.78K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
شب انتخابات می‌گفتن اگه رأی ندید میفتیم تو ویل مصیبت! الان میگن حالا یه تُک پا رفتین یه کاغذ انداختین تو صندوق دیگه، کوه که نکندین حالا توقع دارید!
همین چند روز پیش رهبر گفت به اروپا هم اعتماد نکنیدا
یا حرف رهبر برای مسئولان نظام هیچ وزن و اعتباری نداره، یا رهبر با دورویی تمام به مردم یه چیزی میگه و در عمل کار دیگه‌ای می‌کنه
مسعود ریاحی اخیرا مطلبی نوشته بود با عنوان اخلاق دوربینی.. که خلاصه‌ش این بود که لنز دوربین‌ها به هر سمتی باشه، وجدان ما هم فقط نسبت به همون سمت بیداره! و در مورد بقیه چیزهایی که خارج از کادر دوربینه، خوابه!
اما هیچ دوربینی مهم‌تر ازون یه جفتی که رو سر خودمون نصب شده نیست. چون حمالی یه پیرمرد جلوی چشم این بنده خدا بوده، یهو یادش میفته که درست نیست یه انسان انقدر مشقت بکشه تا زنده بمونه، و از امکانات موجود استفاده نشه تا کمی ازون مشقت کم بشه.
اما چیزی که تو کادر دیدگانش نبوده هزاران نفرند که دقیقا در همین وضعیت هستند و حتی این شانس رو ندارن که مشقتی که می‌کشند به اندازه صحنه حمالی، فوتوژنیک! باشه، و یا اساسا امکاناتی «موجود» نیست که بخواد استفاده بشه ازشون یا نشه‌.
اون پیرمرد با وجود همه فلاکتی که وجود داره، هنوز انقدر سالم هست که کیسه سیمان رو بتونه تحمل کنه. چیزی که بیش ازین «انصاف نیست» اون کارگریه که دیابت داره و چون بیمه درمانی نداشته کار به جایی رسیده که انگشتان دست و پاش خونریزی دارند و دیگه هیچ کاری نمی‌تونه انجام بده. یعنی فرصت اینکه در محوطه دانشگاه شهید بهشتی بچرخه رو هم نداره.. و به عبارتی: تو کادر نیست! ولی اونی که تو کادره، با اینکه حال و روز خیلی بهتری داره، برنده‌ی احساس ترحم میشه.

https://news.1rj.ru/str/twitter_farsi/63919
3
میگه از دختران انقلاب بازجویی که کردند مشخص شد یه چیزی بین‌شون مشترکه و اون اینه که نماز نمی‌خونن!

چنان پرت هستند از اجتماع که فکر می‌کنن هنوز نماز نخوندن یه خصلته که تو یه گروه خاصی از جامعه ممکنه دیده بشه (مثل اینه که بگن پنجاه نفرو تو شیراز گرفتیم‌ موهای همشون مشکی بود!)، و خبر نداره برعکس اونایی که نماز میخونن یه گروه خاصن! حتی یه مذهبی معتقد هم دیگه انقدر پرت نیست. این حجم از ایزولگی فقط از کسانی برمیاد که هم مغزشون رو فروختن به نظام هم چشم و گوششون رو.
7
ده‌ها هزار دلار شهریه میگیرند بعد مجبوری بشینی سر کلاس استادی که ترسوعه! و کاش فقط به همین خلاصه میشد.. خیلی از پروفسور! هایی که تو توعیتر می‌بینم، از لحاظ شخصیتی با یه بچه دبیرستانی در جهان‌سوم تفاوتی ندارند. و بعد از خودم می‌پرسم یعنی یه عده دارن پول میدن تا پای صحبت‌های اینا بشینن؟

https://news.1rj.ru/str/behzadmehrani/3341
توتال گفت تا قبل از ۴ نوامبر تمام فعالیت‌هاش در ایران رو متوقف خواهد کرد. مگر اینکه آمریکا استثناء قائل بشه.
بچه‌ای که تمام عمرش در فلاکت و محرومیت بوده و نمی‌تونسته توی درسش هم پیشرفت کنه، در اوج فشارهای عصبی با معلمی مواجه میشه که فکر کرده با رفتار پادگانی میشه همه‌چیز رو درست کرد و جوابش رو با چاقو میده و معلم به قتل می‌رسه و حالا میخوان اعدامش کنند. زندگی نکبت‌باری که بیشترش تقصیر خودش نبود حالا قراره به پایان برسه. اگه قصاصش رو به شما بسپارند حاضرید انجامش بدید؟ می‌تونید آدمی رو بکشید که از وقتی چشمش رو باز کرده بدبیاری آورده و هیچکس به دادش نرسیده؟ می‌تونید تو چشمش نگاه کنید و بگید «می‌دونم هیچی از زندگیت نفهمیدی، ولی همونش هم باید ازت بگیرم»؟

آخوندها میگن هر کدوم از قبایل مکه یه آدم فرستادن برای ترور محمد تا بعدا نشه کسی رو متهم کرد!.. اشتباه می‌کنند. تو اون برهوت بی‌در و پیکر فراری دادن یه آدم‌کش حرفه‌ای کار سختی نبود. این‌ها عثمان رو در روز روشن کشتند و هنوز بعد چهارده قرن معلوم نیست دقیقا کار کی بود. اون‌ها یه تیم فرستادن برای ترور محمد برای اینکه می‌دونستن کشتن این آدم خاص و عجیب، نمی‌تونه بدون مکافات باشه. اونا میدونستن که دارن گناه می‌کنند، و می‌خواستن بار این گناه روی دوش همه بیفته تا سبک‌تر شه. میشه بش گفت «گناه توزیع‌شده». شما آدمی نیستی که یه بچه فلک‌زده رو دار بزنی. اما میسپریش به قانون، و قانون برات دار میزنه. اینجوری گناه دار زدنش میفته رو دوش هشتاد میلیون نفر، و سهم تو بار خیلی سنگینی نمیشه، و می‌تونی خیلی زود فراموشش کنی.
🤔5
یه رقاصه که شغلش نمایش دادن باسنش به دیگرانه، انقدر وقتش پره و به ده‌ها شهر مختلف مسافرت میکنه. این خیلی انرژی میخواد. انرژی‌ای که ماهایی که به جای باسن‌مون به مغزمون می‌بالیم، نداریم.
استارت روزه رو زدیم.. و خدا به فریادمون برسه با ۱۷ ساعت گرسنگی!
یکی از عزیزان بم می‌گفت تو مسلمون ایمانی نیستی، مسلمون فرهنگی هستی. و راست هم می‌گفت. اسلام رو می‌تونم بندازم تو تشت، لگدمال کنم، بعد پهن کنم رو بند رخت. ولی به جهات فرهنگی! سحر پا میشم که روزه بگیرم. خداوکیلی در هیچ‌جای جهان انقدر برای مقوله فرهنگ، از جسم و جان مایه نمیذارن که من می‌ذارم. مادرِ طبیعت قبول کند از هممون انشاءالله.
8
اگه فیلترشکن‌تون جواب میده این ویدئو تبلیغ نیروی هوایی آمریکا رو ببینید. خلاصه‌ش اینه که جدیدا بعضیا قُد قُد می‌کنن، ولی ما همون شیر نری هستیم که بودیم.
همه کشورها تو تبلیغ قوای نظامی‌شون اغراق می‌کنند و طبیعیه، اما بعضی چیزها تو همین یه ذره ویدئو هست که شما تو تبلیغات بقیه کشورها نمی‌بینید. مثلا یه زن دستور لانچ موشک رو میده!
مهم‌ترین جمله‌ش هم در انتها توسط گوینده گفته میشه: «ما رقابت می‌کنیم، و ما برنده میشیم». با اینکه از همه لحاظ قابل مقایسه با بقیه ارتش‌های دنیا نیستند، اما باز میگه در حال رقابتیم!.. خود را در حال رقابت دیدن یعنی به رسمیت شناختن قدرت رقبا، یه جور واقع‌گرایی در کنار اعتماد به نفس. مقایسه کنید با سرداران مملکت ما که به اتکای مشتی تجهیزات متعلق به شوروی سابق، هیچ خدایی رو بنده نیستند‌.
یه نکته دیگه اینه که شما اثری از مرز جغرافیایی نمی‌بینی. یعنی نیروی هوایی آمریکا، فقط مدافع خاک آمریکا نیست. مواظب نظم جهانیه!
ولیعهدجان، حوادث کازرون فقط به خاطر غیردموکراتیک بودن حکومت ایران نیست، بیشتر به خاطر ناکارآمد بودنشه. یه سیستم میتونه دموکراتیک باشه و در عین حال بی‌کفایت باشه و هر موضوعی رو به بحران تبدیل کنه. و یه سیستم دیگه میتونه کاملا دیکتاتوری باشه اما باکفایت باشه و حداقل مشکلات با مقیاس کوچک گرفتارش نکنه. آزادی و دموکراسی لزوما تضمین کننده کارآمدی نیست. اون کفایت مدنظر و مورد نیاز ما، عقلانیت لازم داره. الان عراق، هم آزاده هم دموکراتیک، اما یه مجنونی مثل مقتدی‌صدر به قدرت میرسه!
3
تو خبرها اومده بیشترین جمعیت ببرها بعد از هند، در ایالت تگزاس آمریکا هستند! چرا؟ چون تگزاسی‌ها این حیوان وحشی رو به عنوان حیوان خانگی نگهداری می‌کنند! و تعدادشون به ۲هزار قلاده رسیده! قلاده درسته؟ :-) چون هیچ قانونی وجود نداره که مالکیت حیوان وحشی رو منع کنه!
و نگرانی‌هایی بوجود اومده چون چندتا بچه آسیب دیدن و حتی کشته هم دادن، که هرچند به نظرم تعداد تلفات و حوادث به نسبت تعداد ببرهای موجود نشون میده به طرز عجیبی اصلا اوضاع بحرانی نیست و خیلی عادی هم شده، اما به هرحال به نظر میرسه که شرایط به همین شکل باقی نمونه و مثلا پیشنهاد میدن قوانینی وضع بشه برای استانداردسازی قفس‌ها. چون یک بار که دست بچه رو از جا کنده بودن، به خاطر نامناسب بودن قفس بوده. و خود این هم جالبه که حتی پیشنهاد تغییر رویه هم که میدن نمیگن باید ممنوعش کرد، چون میدونن مردم مخالفت می‌کنن. پیشنهاد میکنن که ایمنی الزامی بشه.

نفس این موضوع که آدم بتونه ببر نگه داره تو حیاط خونه‌ش نشون‌دهنده عمق آزادی و نگاه به آزادی در این کشوره. اون‌هایی که در جوامعی بزرگ شدن که توش آزادی فردی در حد یه جوکه، نمی‌تونن این سبک زندگی و این طرز نگاه رو هضم کنند. به نظرشون این مسائل یه جور هرج و مرجه!
در ایران خودمون حتی نگه داشتن مرغ و خروس دیگه عبور از خط قرمز حساب میشه، و بسیار محتمله که همسایه‌ها برن ازتون شکایت کنن که مثلا خروس تو حیاط‌تون هست و سر و صدا داره (چطور بشر هزاران سال با صدای این حیوون زندگی کرد و مشکلی نداشت، یهو صداش آزاردهنده شد؟ علتش این نیست احتمالا که شنونده ناراحتی اعصاب داره؟). معمولا استدلال‌شون اینه که ما مدرن شدیم دیگه. خروس نگه داشتن یعنی عقب‌افتادگی و مقاومت در برابر مدرنیته! اصلا به ذهنش هم نمیرسه که آزادی مهم‌تر از همه‌چیزه، حتی مهم‌تر از پیشرفت مدنی، یا افه‌ی شهری. مهم‌تر از همه‌چیز یعنی مهم‌تر از همه‌چیز.

تأسف‌باره که علاوه بر شهوت خود حکومت به محدود کردن مردم، خود شهروندان هم مطالبه محدود کردن همدیگه رو دارن، و مثلا اینکه تو پارک‌ها سگ‌گردانی ممنوع بشه، به امضای اهالی محل می‌رسه! درسته که صاحبان سگ‌ها در ایران به اندازه‌ای که باید مسئولیت‌پذیر نیستند و مثلا به اینکه مدفوع حیوونشون تو اماکن عمومی ریخته بشه زیاد اهمیت نمیدن. اما آیا نگرانی اهالی محلی فقط مدفوعه؟ نه. اونا با اینکه افراد آزاد باشند که سگ داشته باشند و آزاد باشند که با سگ‌شون بیان بیرون مشکل دارند.

این تصور که با تغییر حکومت، ایران به یک کشور آزاد تبدیل میشه یک توهمه. آزادی باید به پذیرش جامعه برسه، با تمام دردهایی که ایجاد می‌کنه.
6
وزیر ارتباطات اومده تلویزیون میگه مردم به ما اعتماد ندارند، باید با مردم صحبت کنیم توجیه‌شون کنیم!

برادر، چهل ساله دارید صحبت می‌کنید با ما دیگه. قرار بود توجیه بشیم تا حالا می‌شدیم.
ولی اینکه وزیر مملکت میاد اذعان می‌کنه که مردم ما رو قبول ندارن (و یه بچه پولدار روس که معلوم نیست کیه و کجاست رو به ما ترجیح میدن)، اتفاق مبارکیه که در تمام این چهل سال گذشته رخ نداده. ما داریم وارد دورانی میشیم که نامطلوب بودن نظام دیگه یه ادعای مطرح شده توسط یه گروه معارض اقلیت نیست، یه فکته! یعنی وارد مرحله‌ای شدیم که همه میدونن تنها دلیلی که نظام سرپاست، اسلحه و پوله. و به نظرم این خیلی مهمه.
3
ترامپ این حرف رو درباره یه باند گنگستری خطرناک زد که بیشتر خبرنگارهای سوسول رسانه‌های جهان حتی اگه کنارشون قرار بگیرند شلوار خودشون رو خیس می‌کنند. این باند با مخالفینش همون کارهایی رو می‌کنه که تو فیلم‌های خشن هالیوودی دیده میشه. ساعت‌ها ازون حرف ترامپ گذشته و تو این مدت هر کی تو جمجمه‌ش مغز داشت اشاره کرد که رسانه‌ها دروغ گفتند.. اما بی‌بی‌سی اصرار داره همون ادعای دروغ رو منتشر کنه.
رسانه‌ای که به خاطر نفرت از ترامپ حاضره وکیل مدافع گنگسترها بشه، به خاطر نفرت از کشور یهود حاضر نمیشه سخنگوی حماس بشه؟ البته که میشه. و افتخار هم می‌کنه.

https://news.1rj.ru/str/bbcpersian/23025
5
نه عزیزجان، جهل با لجبازی از بین نمیره. با لجبازی فقط میشه از یه جهل پرید رو یه جهل دیگه. یعنی دقیقا اتفاقی که افتاده.. مذهبی نیستند، اما اخلاقی‌تر نشدن. و لذا با اقشاری مواجهیم که حتی اخلاقیات ابتدایی رو هم نمیشه براشون توجیه کرد. مذهبی نیستند اما هر چرندی رو باور می‌کنند. و لذا با اقشاری مواجهیم که حتی متوجه نیست چرا در فلاکت به سر می‌بره. و ده‌ها مورد دیگه.

جهل رو فقط با عقل و فهم و اندیشه میشه از بین برد. میانبر نداره. تابع شانس و اقبال هم نیست.

https://news.1rj.ru/str/twitter_farsi/64002
مادرم، هفته پیش: اینکه تا ساعت ۳ شب می‌شینی فیلم نگاه می‌کنی منطقی نیست.
مادرم، این هفته: ساعت ۳ شبه، پاشو یه بشقاب برنج بخور.

#رمضان
به سه نفر از کسانی که بتونند بفهمند این «سالاد کلمات» دقیقا چه معنی‌ای میده به قید قرعه تور یک هفته‌ای کوش آداسی به همراه ترانسفر فرودگاهی اهدا می‌گردد.
تعجب می‌کنند ازینکه چطور مردم هند با وضع معیشتی شاید خیلی بدتر از ما چطور انقدر شادتر از ما هستند. عده‌ای میگن به خاطر اختلافات فرهنگیه، عده‌ای میگن به خاطر اختلاف در سطح تحصیلاته، بعضی حتی توجیهات نژادپرستانه میارن که اونا «ذاتا عقل‌شون کمه، خوشن». عده‌ای هم که مبتلا به سندروم «معیوب دانستن ایرانیان» هستند تقصیر رو میندازن گردن ما که زیادی سخت می‌گیریم!

اما به نظر من علتش هیچ‌کدوم این‌ها نیست. علتش اینه که جنس فقر در ایران با جنس فقر در هند خیلی فرق داره. جاهایی مثل هند و یا حتی چین، رشد مثبت وجود داره، ولی اینجا با رشد منفی مواجهیم. کافیه به وضع خودتون و پدرتون نگاه کنید. سال ۴۷ پدر من می‌تونست آخرین مدل مزدا رو بخره، درست یک ماه بعد از معرفیش در ژاپن! سال ۵۷ دیگه نمی‌تونست مزدا بخره اما یه شولت دست‌دوم گیرش می‌اومد. سال ۶۷ دیگه شولته هم وجود نداشت و حداکثر می‌تونست یه وانت مزدا مونتاژ داخل بخره. سال ۷۷ باید به پژو ۴۰۵ فرانسوی اکتفا می‌کرد. سال ۸۷ چیز بهتری از یه ال۹۰ مونتاژ داخل گیرش نمی‌اومد، و سال ۹۷ دیگه همونش هم نمیشه خرید چون ۶۰ میلیون تومن شد! این سیر نزولی رو در مورد مسکن هم میشه پیدا کرد. تو چند سال اخیر حتی در کالاهای خیلی کوچکتر هم مصداق پیدا کرده‌. دوربینی که شش سال پیش با کمی پس انداز میشد خرید، امروز حتی با پس‌انداز هم نمیشه خرید. یعنی مسئله دیگه این نیست که کیفیت رفاهی که قبلا میتونسته بدست بیاره رو الان نمی‌تونه، بلکه حتی در کمیتش هم دچار محدودیت شده. یعنی دیروز میتونسته عکس بگیره، و امروز نمی‌تونه. دیروز می‌تونسته فیلم بسازه و امروز نمی‌تونه. دیروز می‌تونسته بره مسافرت و امروز نمی‌تونه.

شهروند هندی یا در فقر خودش ثابته، یعنی قبلا وضعیت مطلوب‌تری نداشته، یا فقرش در حال کمرنگ‌تر شدنه، یعنی داره وضعش مطلوب‌تر میشه. اما شهروند ایرانی قدرت خرید و رفاه خودش رو با گذشته مقایسه می‌کنه و پسرفت می‌بینه، و آینده خودش رو تخمین می‌زنه و باز پسرفت می‌بینه‌. یعنی شهروند هندی، در زمان حال قرار داره. و حتی میشه گفت زمان حال به کل عمرش استمرار پیدا کرده. اما افسوس گذشته و ناامیدی از آینده، زمان حال رو به کلی از شهروند ایرانی گرفته. کسی که در حال حضور نداره مسلمه که نمی‌تونه شاد باشه.

همونطور که در قانون نسبیت فیزیک موقعیت «ناظر» تعیین‌کننده‌ست، در احساس فقر هم موقعیت ما تعیین می‌کنه که چقدر می‌تونیم خوش باشیم یا نباشیم. در موقعیتی که ما توش قرار داریم و در حال نظاره‌ایم، گذشته و آینده به ما تسلط دارن و دارن حال ما رو می‌بلعند. برای همینه که حتی اگه وضع‌مون خیلی هم بد نباشه باز حس خوبی نداریم، و حتی ثروتمندهامون هم مضطربند‌.
5
ممکنه پرسیده بشه این رشد منفی وضعیت ایران تا کی میتونه ادامه پیدا کنه؟ خب.. تا مدتی بسیار زیاد! همون‌طور که در مورد اقتصادِ زامبی نوشتم، زامبی‌ها به این راحتی‌ها سقوط نمی‌کنند.
اتفاقا یه دلیل عمیق بودن ناشاد بودن ما همینه که این سقوط خیلی کش پیدا کرده. میشه تو آوارگان سوری آدم‌های خوشحال‌تر و باانگیزه‌تری پیدا کرد. چون با اینکه وطن‌شون به کلی از بین رفت و عذاب زیادی کشیدن، ولی سریع اتفاق افتاد و تکلیف‌شون هم زود مشخص شد. کسی که یه بار تو رینگ بوکس مشت خورده و بیهوش افتاده زمین، راحت‌تر به زندگی عادی برمیگرده تا نوجوانی که سال‌ها تو خونه از پدرش کتک خورده. کار اون بوکسوره با چندتا بخیه راه میفته، اما اون نوجوان باید تا چندسال بره پیش مشاور، و حتی دارو بخوره.

اگه کسی به ایرانیان انتقاد وارد کرد که چرا انقدر ناراحتن حتی اگه مثلا گوشی آیفون تو جیب‌شون باشه، باید بش یادآوری کنید که ما اون نوجوان آزاردیده‌ایم، نه اون بوکسوره.
5