درخواست فعالان مجازی از بازاریان تهران برای ملحق شدن به اعتصاب بانه نشون میده که یا واقعا متوجه نیستند جامعه چه تغییراتی کرده، یا اینکه همینجوری یه چیزی میگن.
بازاریهای تهران و بقیه کلانشهرها قابل مقایسه با بازاریهای سال ۴۲ نیستند. به چند دلیل:
بازاریان قدیم یا از خانوادههای اصیل بودند یا سابقه کارگری داشتند. که ترکیب اینا یه طبقهای بوجود آورده بود که یه کلاس اخلاقی خاصی داشت و به قول قدیمیها حلال حروم سرش میشد. اما بازاریان امروزی هیچ شباهتی به اونها ندارند. چون بازاریان جدید یا عطش پول دارند، و حتی در اوج ثروت هم پول درآوردن رو کنار نمیذارن چون براشون به نوعی تفریح تبدیل شده، یا توی بازار یه موقعیت اجتماعی دارن که این موقعیت به فعالیت مغازههایی که در اختیار دارن گره خورده. لذا خیلی از این بازاریان نیازی به درآمدی که از مغازهها به دست میاد ندارن که تحولات اقتصادی بیچارهشون کنه. از بستهشدن مغازهها هم خوششون نمیاد چون تفریحشون رو بهم میریزه، و خونهنشین شدن و بیکاری با پرستیژ اجتماعی که دارن جور در نمیاد.
از طرفی در دوره ما تعداد مستأجرها به مراتب بیشتر از دوران قبل از انقلابه، و به خاطر سیاستهای مالکپرستانه این نظام، مستأجرها جز پول درآوردن اختیار هیچ حرکت دیگهای رو ندارند، و مبالغ اجاره هم انقدر بالاست که حتی یک هفته توقف فعالیت هم براشون حکم یک فاجعه مالی رو داره. با این حال، اینطور هم نیست که مالک و مستأجر خیلی با هم اختلاف نظر داشته باشند. فضا طوری شده که بدون راهزنی و دزدی، بقا در این بازار ممکن نیست، و مجموعه این افراد از فضای راهزنی که جمهوریاسلامی براشون فراهم کرده راضیاند. دلیلی نداره بهمش بزنند.
یک مورد دیگه هم اینه سرانه واحد صنفی در قبل از انقلاب تقریبا نرمال و در سطح بقیه کشورها بود، اما الان به خاطر محتاج بودن شهرداریها به عوارض و صدور فلهای جوازهای کسب، این سرانه به سطح عجیب و غریبی رسیده که در هیچ جای دنیا مشابهش وجود نداره، و اغراق نیست اگه بگیم ۷۰ درصد این واحدها اضافیاند. بنابراین اگه حتی در یک شرایط فرضی تونستید ۷۰ درصد بازار رو با اعتصاب همراه کنید، که در نوع خودش یک موفقیت رویاییه، باز مملکت هیچ تکونی نمیخوره، چون ۳۰ درصد باقیمونده انقدری هستند که نیاز ملت رو تأمین کنند.
ممکنه گفته بشه اعتصاب فقط برای متوقف کردن جریان تأمین نیست، برای اینه که نشون بده مردم و اقشار مختلف با حکومت مخالفند. اما حتی این هم فقط در همون قبل انقلاب موضوعیت داشت. چون ارتباط و رسانه وجود نداشت. و آدم غیرسیاسی میرفت سر کوچه ماستشو بخره میدید همه بستن و میپرسید چرا بستن و بش میگفتن به این دلیل، و تازه میفهمید یه اتفاق سیاسی افتاده. اما الان که حتی زن وانتیهای خربزهفروش هم تو خونه دارن تو کانالهای تلگرامی از تظاهرات شهرهای دیگه مطلع میشن، دیگه اطلاعرسانی با کرکره مغازه معنی چندانی نداره. مخصوصا حالا که همه سر اینکه ملت با این نظام مشکل دارن توافق دارند، حتی وزیر ارتباطات همین نظام.
از سبکهای انقلابی قرن بیستم باید کشید بیرون هموطن. ما تو دوران دیگهای به سر میبریم.
بازاریهای تهران و بقیه کلانشهرها قابل مقایسه با بازاریهای سال ۴۲ نیستند. به چند دلیل:
بازاریان قدیم یا از خانوادههای اصیل بودند یا سابقه کارگری داشتند. که ترکیب اینا یه طبقهای بوجود آورده بود که یه کلاس اخلاقی خاصی داشت و به قول قدیمیها حلال حروم سرش میشد. اما بازاریان امروزی هیچ شباهتی به اونها ندارند. چون بازاریان جدید یا عطش پول دارند، و حتی در اوج ثروت هم پول درآوردن رو کنار نمیذارن چون براشون به نوعی تفریح تبدیل شده، یا توی بازار یه موقعیت اجتماعی دارن که این موقعیت به فعالیت مغازههایی که در اختیار دارن گره خورده. لذا خیلی از این بازاریان نیازی به درآمدی که از مغازهها به دست میاد ندارن که تحولات اقتصادی بیچارهشون کنه. از بستهشدن مغازهها هم خوششون نمیاد چون تفریحشون رو بهم میریزه، و خونهنشین شدن و بیکاری با پرستیژ اجتماعی که دارن جور در نمیاد.
از طرفی در دوره ما تعداد مستأجرها به مراتب بیشتر از دوران قبل از انقلابه، و به خاطر سیاستهای مالکپرستانه این نظام، مستأجرها جز پول درآوردن اختیار هیچ حرکت دیگهای رو ندارند، و مبالغ اجاره هم انقدر بالاست که حتی یک هفته توقف فعالیت هم براشون حکم یک فاجعه مالی رو داره. با این حال، اینطور هم نیست که مالک و مستأجر خیلی با هم اختلاف نظر داشته باشند. فضا طوری شده که بدون راهزنی و دزدی، بقا در این بازار ممکن نیست، و مجموعه این افراد از فضای راهزنی که جمهوریاسلامی براشون فراهم کرده راضیاند. دلیلی نداره بهمش بزنند.
یک مورد دیگه هم اینه سرانه واحد صنفی در قبل از انقلاب تقریبا نرمال و در سطح بقیه کشورها بود، اما الان به خاطر محتاج بودن شهرداریها به عوارض و صدور فلهای جوازهای کسب، این سرانه به سطح عجیب و غریبی رسیده که در هیچ جای دنیا مشابهش وجود نداره، و اغراق نیست اگه بگیم ۷۰ درصد این واحدها اضافیاند. بنابراین اگه حتی در یک شرایط فرضی تونستید ۷۰ درصد بازار رو با اعتصاب همراه کنید، که در نوع خودش یک موفقیت رویاییه، باز مملکت هیچ تکونی نمیخوره، چون ۳۰ درصد باقیمونده انقدری هستند که نیاز ملت رو تأمین کنند.
ممکنه گفته بشه اعتصاب فقط برای متوقف کردن جریان تأمین نیست، برای اینه که نشون بده مردم و اقشار مختلف با حکومت مخالفند. اما حتی این هم فقط در همون قبل انقلاب موضوعیت داشت. چون ارتباط و رسانه وجود نداشت. و آدم غیرسیاسی میرفت سر کوچه ماستشو بخره میدید همه بستن و میپرسید چرا بستن و بش میگفتن به این دلیل، و تازه میفهمید یه اتفاق سیاسی افتاده. اما الان که حتی زن وانتیهای خربزهفروش هم تو خونه دارن تو کانالهای تلگرامی از تظاهرات شهرهای دیگه مطلع میشن، دیگه اطلاعرسانی با کرکره مغازه معنی چندانی نداره. مخصوصا حالا که همه سر اینکه ملت با این نظام مشکل دارن توافق دارند، حتی وزیر ارتباطات همین نظام.
از سبکهای انقلابی قرن بیستم باید کشید بیرون هموطن. ما تو دوران دیگهای به سر میبریم.
🤔3
هرچند من اهلش نیستم، ولی رفتن به یک مکان عمومی و با غریبهها از یک رویداد ورزشی به هیجان اومدن و همراه باشون واکنشهای احساسی بروز دادن، از نشانههای اجتماعی بودن آدمه. و اتفاقا اگه جمعش مختلط باشه از نشانههای تربیتیافتگی آدمه، چون به افراد یاد میده در کنار غیرهمجنس خودشون باشن اما همچنان آدم باشن.
این نظام مایله شما گوشهگیر و منزوی باشید و غیرهمجنستون رو به شکل موجودات بیگانه ببینید و رفتار درست در کنارشون رو بلد نباشید.
با تبدیل شدن به آدمی درست معکوس چیزی که این نظام میخواد، خود به خود به یک عنصر برانداز تبدیل میشید.
خواستم تقلب برسونم 😉
https://news.1rj.ru/str/bbcpersian/23242
این نظام مایله شما گوشهگیر و منزوی باشید و غیرهمجنستون رو به شکل موجودات بیگانه ببینید و رفتار درست در کنارشون رو بلد نباشید.
با تبدیل شدن به آدمی درست معکوس چیزی که این نظام میخواد، خود به خود به یک عنصر برانداز تبدیل میشید.
خواستم تقلب برسونم 😉
https://news.1rj.ru/str/bbcpersian/23242
Telegram
BBCPersian
🔸پلیس تهران: کافی شاپها و قهوه خانهها مجوز پخش مسابقات فوتبال را ندارند
🔺حسین رحیمی، رئیس پلیس تهران بزرگ اعلام کرد که کافیشاپها و قهوه خانهها مجوز پخش مسابقات فوتبال را ندارد و پخش مسابقات فوتبال نیاز به مجوز نیروی انتظامی دارد.
@bbcpersian
🔺حسین رحیمی، رئیس پلیس تهران بزرگ اعلام کرد که کافیشاپها و قهوه خانهها مجوز پخش مسابقات فوتبال را ندارد و پخش مسابقات فوتبال نیاز به مجوز نیروی انتظامی دارد.
@bbcpersian
❤3
فتورهچی میگه ۵۰۰ تا، ولی به گمان من چیزی حدود ۵۰ کاربر توعیتر هشتگ براندازم رو به سر زبانها انداختند که حتی ترند هم نشد، اما ۵هزارنفر به اون ۵۰ نفر تاختند و گلایهنامه نوشتند!
متوجه نشدیم ما.. بالاخره اینها انقدر بیاهمیتند که تعداد کمشون رو مسخره میکنید، یا انقدر مهمند که دو سه روزه دارید دربارهشون محتوا تولید میکنید؟
حاکمیت توتالیتر حتی افراد رو هم توتالیتر کرده. همونطور که در مورد روزهخواری نوشتم این حاکمیت به چیزی کمتر از ۹۹ ممیز ۹۹۹ هزارم درصد یکدستی در جامعه رضایت نمیده، افراد هم تقریبا به چنین مرضی مبتلا شدند. توی مملکت ۸۵ میلیونی، چرا نباید ۵ درصد هم برانداز باشند، حتی اگه در اشتباه باشند؟ ۵ درصد ۸۵ میلیون میشه ۴ میلیوننفر.. شما فقط ۵۰ یا ۵۰۰ نفرش رو دیدی و انقد آشفته شدی؟ حالا بگذریم که خیلی بیشتر از ۵ درصد هستند. انقدری هستند که سعید قاسمی میگه مرام به خرج دادن که ما حکومتیها رو تا حالا زنده زنده نخوردن!
اما این آشفتهها چیه حرف حسابشون علیه این ۵۰ الی ۵۰۰ کاربر؟ میگن ما یه انقلاب ۵۷ دیگه نمیخوایم! عجب.. مگه اونا میخوان؟ میگن براندازی بشه خونریزی میشه! عجب.. تو کازرون آب مقطر ریخت کف خیابون مگه؟ جلوی خونریزی رو نباید گرفت چون خونریزی میشه؟ میگن شما برنامه ندارید! عجب.. مگه الان دارید با برنامه زندگی میکنید که واسه برنامه آینده انقد وسواس دارید؟
یه مغلطهای خیلی استفاده میشه که میخوام اسمشو بذارم مغلطهی «شابلون ۵۷». از انقلاب ۵۷ یه شابلون درست کردن و هر ایدهای میدی میندازن روش و میگن به این دلیل فایده نداره! شابلون میگه افراد زیادی اعدام خواهد شد، شابلون میگه استانهای مرزی تجزیه میشن، شابلون میگه یه کشور خارجی حمله میکنه، شابلون میگه همهچی عقبگرد میکنه!
در حالی که دوره ما هیچ ربطی به دوره ماقبل ۵۷ نداره و هر مقایسهای از بیخ خطاست.
بذارید یه چیزی رو شفاف کنیم.. این بچههای برانداز ممکنه احساساتی باشن، ممکنه سواد سیاسی خیلی بالایی نداشته باشن، ممکنه زیاد واقعگرا نباشن، اما حداقل این مزیت رو دارن که تا خرخره تو ایدئولوژی فرو نرفتن. انقلاب ۵۷ یا دست کمونیستها بود یا آخوندها، یعنی دو ایدئولوژی که ازشون هر کثافتکاری سر میزد، و در عین حال هیچ تجربه موفقی در هیچجای جهان ازشون ثبت نشده بود. اونها ایران رو به یک موش آزمایشگاهی تبدیل کردند، و سر ایران هم دقیقا همون بلایی اومد که سر موشهای آزمایشگاهی میاد. فرق دوره ما اینه که دقیقا برعکسه، براندازها از هر ایدئولوژیای فراریاند، و نمیخوان چیز جدیدی رو آزمایش کنند، اونها میخوان ایران نرمال بشه، یعنی همون چیزهایی که در دنیا آزمایش شده و معلوم شده که کار میکنند، اینجا هم اجرا بشه. نرمال شدن برنامه پیچیدهای نمیخواد. کافیه از عرف جهانی تبعیت کنی. اون تست معجونهای مهلکه که برنامه پیچیده میخواد.
ایران تجزیه نخواهد شد، چون هیچکدوم از نواحی مستعد جدایی، که در جایی که هستند قفل خواهند شد، توان مقابله با «مابقی ایران» به عنوان همسایه متخاصم رو نخواهند داشت. سال ۵۷ آب فراوان بود. الان کشورهایی که چند قرنه مستقل هستند سر آب دارند یقه همدیگه رو پاره میکنند، در حین این دعوا هر نوع استقلال جدیدی، حکم خودکشی رو داره.
ایران دچار جنگ داخلی هم نمیشه. چون اگه میخواست بشه همین الان میشد و چیزی مانعش نبود. حتی کردهایی که با اسلحه بزرگ شدن به اعتصاب مدنی اکتفا میکنند. اگه میخواستن خون به پا کنند، کارهایی که نظام با کولبرها کرده تا الان، بهانه کافی بود. کسی که فکر میکنه آرامش فعلی محصول اقتدار نیروهای مسلح حکومته، سنتی و صنعتی رو با هم مصرف کرده. این صبوری و آرامش مدیون خودمونه، نه کس دیگه.
هیچ قدرت خارجی هم به ایران حمله نخواهد کرد، چون چیزی گیرش نمیاد که حمله کنه. منطقه هم از مجنونهایی مثل صدام پاکسازی شده و رهبران عرب هرروز عاقلتر از دیروزشون هستند. این اف۱۶ هواپیمای عجیبیه. این رو به هرکی که فروختند ناگهان عاقلتر از قبل شده. الان حتی عراق هم اف۱۶ داره، و ازش برای از بین بردن داعش استفاده میکنه! اونهایی که امروز رو با خاورمیانه سال ۵۷ یکی میدونند، خودشون و ما رو چی فرض کردند؟
اما چرا باید درباره فضای تخیلی بعد از جمهوریاسلامی بحث کرد؟ مگه براندازها تنها فاعل صحنه هستند؟ خود این نظام با کله داره به سمت فروپاشی میره.. چه شما مخالف براندازی باشید چه نباشید، مجبورید با تغییرات کنار بیایید. ایران اینجوری که هست باقی نخواهد موند.
متوجه نشدیم ما.. بالاخره اینها انقدر بیاهمیتند که تعداد کمشون رو مسخره میکنید، یا انقدر مهمند که دو سه روزه دارید دربارهشون محتوا تولید میکنید؟
حاکمیت توتالیتر حتی افراد رو هم توتالیتر کرده. همونطور که در مورد روزهخواری نوشتم این حاکمیت به چیزی کمتر از ۹۹ ممیز ۹۹۹ هزارم درصد یکدستی در جامعه رضایت نمیده، افراد هم تقریبا به چنین مرضی مبتلا شدند. توی مملکت ۸۵ میلیونی، چرا نباید ۵ درصد هم برانداز باشند، حتی اگه در اشتباه باشند؟ ۵ درصد ۸۵ میلیون میشه ۴ میلیوننفر.. شما فقط ۵۰ یا ۵۰۰ نفرش رو دیدی و انقد آشفته شدی؟ حالا بگذریم که خیلی بیشتر از ۵ درصد هستند. انقدری هستند که سعید قاسمی میگه مرام به خرج دادن که ما حکومتیها رو تا حالا زنده زنده نخوردن!
اما این آشفتهها چیه حرف حسابشون علیه این ۵۰ الی ۵۰۰ کاربر؟ میگن ما یه انقلاب ۵۷ دیگه نمیخوایم! عجب.. مگه اونا میخوان؟ میگن براندازی بشه خونریزی میشه! عجب.. تو کازرون آب مقطر ریخت کف خیابون مگه؟ جلوی خونریزی رو نباید گرفت چون خونریزی میشه؟ میگن شما برنامه ندارید! عجب.. مگه الان دارید با برنامه زندگی میکنید که واسه برنامه آینده انقد وسواس دارید؟
یه مغلطهای خیلی استفاده میشه که میخوام اسمشو بذارم مغلطهی «شابلون ۵۷». از انقلاب ۵۷ یه شابلون درست کردن و هر ایدهای میدی میندازن روش و میگن به این دلیل فایده نداره! شابلون میگه افراد زیادی اعدام خواهد شد، شابلون میگه استانهای مرزی تجزیه میشن، شابلون میگه یه کشور خارجی حمله میکنه، شابلون میگه همهچی عقبگرد میکنه!
در حالی که دوره ما هیچ ربطی به دوره ماقبل ۵۷ نداره و هر مقایسهای از بیخ خطاست.
بذارید یه چیزی رو شفاف کنیم.. این بچههای برانداز ممکنه احساساتی باشن، ممکنه سواد سیاسی خیلی بالایی نداشته باشن، ممکنه زیاد واقعگرا نباشن، اما حداقل این مزیت رو دارن که تا خرخره تو ایدئولوژی فرو نرفتن. انقلاب ۵۷ یا دست کمونیستها بود یا آخوندها، یعنی دو ایدئولوژی که ازشون هر کثافتکاری سر میزد، و در عین حال هیچ تجربه موفقی در هیچجای جهان ازشون ثبت نشده بود. اونها ایران رو به یک موش آزمایشگاهی تبدیل کردند، و سر ایران هم دقیقا همون بلایی اومد که سر موشهای آزمایشگاهی میاد. فرق دوره ما اینه که دقیقا برعکسه، براندازها از هر ایدئولوژیای فراریاند، و نمیخوان چیز جدیدی رو آزمایش کنند، اونها میخوان ایران نرمال بشه، یعنی همون چیزهایی که در دنیا آزمایش شده و معلوم شده که کار میکنند، اینجا هم اجرا بشه. نرمال شدن برنامه پیچیدهای نمیخواد. کافیه از عرف جهانی تبعیت کنی. اون تست معجونهای مهلکه که برنامه پیچیده میخواد.
ایران تجزیه نخواهد شد، چون هیچکدوم از نواحی مستعد جدایی، که در جایی که هستند قفل خواهند شد، توان مقابله با «مابقی ایران» به عنوان همسایه متخاصم رو نخواهند داشت. سال ۵۷ آب فراوان بود. الان کشورهایی که چند قرنه مستقل هستند سر آب دارند یقه همدیگه رو پاره میکنند، در حین این دعوا هر نوع استقلال جدیدی، حکم خودکشی رو داره.
ایران دچار جنگ داخلی هم نمیشه. چون اگه میخواست بشه همین الان میشد و چیزی مانعش نبود. حتی کردهایی که با اسلحه بزرگ شدن به اعتصاب مدنی اکتفا میکنند. اگه میخواستن خون به پا کنند، کارهایی که نظام با کولبرها کرده تا الان، بهانه کافی بود. کسی که فکر میکنه آرامش فعلی محصول اقتدار نیروهای مسلح حکومته، سنتی و صنعتی رو با هم مصرف کرده. این صبوری و آرامش مدیون خودمونه، نه کس دیگه.
هیچ قدرت خارجی هم به ایران حمله نخواهد کرد، چون چیزی گیرش نمیاد که حمله کنه. منطقه هم از مجنونهایی مثل صدام پاکسازی شده و رهبران عرب هرروز عاقلتر از دیروزشون هستند. این اف۱۶ هواپیمای عجیبیه. این رو به هرکی که فروختند ناگهان عاقلتر از قبل شده. الان حتی عراق هم اف۱۶ داره، و ازش برای از بین بردن داعش استفاده میکنه! اونهایی که امروز رو با خاورمیانه سال ۵۷ یکی میدونند، خودشون و ما رو چی فرض کردند؟
اما چرا باید درباره فضای تخیلی بعد از جمهوریاسلامی بحث کرد؟ مگه براندازها تنها فاعل صحنه هستند؟ خود این نظام با کله داره به سمت فروپاشی میره.. چه شما مخالف براندازی باشید چه نباشید، مجبورید با تغییرات کنار بیایید. ایران اینجوری که هست باقی نخواهد موند.
❤15
کی فکرشو میکرد، جنگنده اف۳۵، گرانترین و جنجالیترین پروژه نظامی جهان، برای اولین بار توسط اسراییل و علیه ایران استفاده بشه؟ حمل بر خودستایی نشه، ولی: من!
خیلیها، از جمله ژنرالهای پرستاره آمریکایی میگفتند آخه به چه دردمون میخوره این که نه به چابکی اف۱۶ و نه به سختجانی اف۱۸ و نه به قدرت اف۲۲ ساخته شده؟ یکیشون حتی گفت اصلا چه فایده رادارگریزی وقتی دیگه هیچچیزی وجود نداره که از چشم رادارها مخفی شه و دیگه هیچچیزی وجود نداره که بتونه از چنگ موشکهای هوا به هوا فرار کنه؟
اونها داشتن سناریوهایی که برای ارتش خودشون پیش میاد رو تصور میکردند. غافل ازینکه این پرنده مرگ رو برای اسراییل، و برای نیازهای اسراییل و برای آینده اسراییل ساختن. اف۳۵ مثل یه سگ نیست که بیاد بچسبه بت و گازت بگیره. مثل یه افعیه که ازت فاصله داره، ناگهان نیشش رو میزنه و بر میگرده. کجا ممکنه چنین اتفاقی بیفته؟ مرزهای اسراییل! یعنی جایی که پر شده از موشک و پدافند و ضدهوایی. اف۳۵ این امکان رو میده که لازم نباشه پا به جهنم بذارن. پرندهای که از ۱۰۰ کیلومتری! میتونه حرارت راکت رو تشخیص بده و از همونجا یه موشک حواله محل شلیکش کنه، نیازی نداره خودشو درگیر دعوا کنه. همین نیشهای سریع و کشندهش کافیه.
مجموعهای از بهترین نخبگان مهندسی جهان گرد هم اومدن و از نهایت تکنولوژی استفاده کردن و حاصل کارشون رو هدیه دادن به اسراییل، و البته پول خوبی هم گرفتن. دمشون هم گرم.
خیلیها، از جمله ژنرالهای پرستاره آمریکایی میگفتند آخه به چه دردمون میخوره این که نه به چابکی اف۱۶ و نه به سختجانی اف۱۸ و نه به قدرت اف۲۲ ساخته شده؟ یکیشون حتی گفت اصلا چه فایده رادارگریزی وقتی دیگه هیچچیزی وجود نداره که از چشم رادارها مخفی شه و دیگه هیچچیزی وجود نداره که بتونه از چنگ موشکهای هوا به هوا فرار کنه؟
اونها داشتن سناریوهایی که برای ارتش خودشون پیش میاد رو تصور میکردند. غافل ازینکه این پرنده مرگ رو برای اسراییل، و برای نیازهای اسراییل و برای آینده اسراییل ساختن. اف۳۵ مثل یه سگ نیست که بیاد بچسبه بت و گازت بگیره. مثل یه افعیه که ازت فاصله داره، ناگهان نیشش رو میزنه و بر میگرده. کجا ممکنه چنین اتفاقی بیفته؟ مرزهای اسراییل! یعنی جایی که پر شده از موشک و پدافند و ضدهوایی. اف۳۵ این امکان رو میده که لازم نباشه پا به جهنم بذارن. پرندهای که از ۱۰۰ کیلومتری! میتونه حرارت راکت رو تشخیص بده و از همونجا یه موشک حواله محل شلیکش کنه، نیازی نداره خودشو درگیر دعوا کنه. همین نیشهای سریع و کشندهش کافیه.
مجموعهای از بهترین نخبگان مهندسی جهان گرد هم اومدن و از نهایت تکنولوژی استفاده کردن و حاصل کارشون رو هدیه دادن به اسراییل، و البته پول خوبی هم گرفتن. دمشون هم گرم.
پلیس جرثقیل آورده بود تا ماشین یه دختره رو برداره ببره، دخترک مضطر و مامور مصر!.. چند نفر از مردان مغازهدار و عابر جمع شدن دور ماشین و از مأمور خواهش میکردن بیخیال بشه و بذاره بره. حرفشون هم این بود که دردسر میشه براش، علاف میشه، سختش میشه، و ازین قبیل.
این خواهش رو وقتی یه مرد دیگه گرفتار این وضعیته نمیکنن. چون یه دختر جوان بود خواهش میکردن. چون میدونن یه مرد مثل خودشون اولا اختیار زندگیش دست خودشه، و مثل این دختره لازم نیست نگران باشن که چه جوابی به پدرشون بدن! و دوما برای یه مرد مثل خودشون افتادن دنبال کارهای ترخیص خیلی سخت نیست ولی برای یه دختر سخته، چون مأمور بیمار زیاد هست!
فکر میکنید اون دختر بعد ازینکه خرش از پل گذشت میاد تو شبکههای اجتماعی شهادت بده که مردان ایرانی همشون هم هیولا نیستند؟.. من که چشمم آب نمیخوره.
این خواهش رو وقتی یه مرد دیگه گرفتار این وضعیته نمیکنن. چون یه دختر جوان بود خواهش میکردن. چون میدونن یه مرد مثل خودشون اولا اختیار زندگیش دست خودشه، و مثل این دختره لازم نیست نگران باشن که چه جوابی به پدرشون بدن! و دوما برای یه مرد مثل خودشون افتادن دنبال کارهای ترخیص خیلی سخت نیست ولی برای یه دختر سخته، چون مأمور بیمار زیاد هست!
فکر میکنید اون دختر بعد ازینکه خرش از پل گذشت میاد تو شبکههای اجتماعی شهادت بده که مردان ایرانی همشون هم هیولا نیستند؟.. من که چشمم آب نمیخوره.
❤4
نظر حضرت علی درباره سفره انقلاب، خطاب به مالک:
«به هیچ یک از اطرافیان و بستگان خود زمینى از اراضى مسلمانان وامگذار، و باید طمع نکنند که قرار دادى بسود آنها منعقد سازى که مایه ضرر سایر مردم باشد، خواه در آبیارى و یا عمل مشترک دیگر، بطوریکه هزینههاى آنرا بر دیگران تحمیل کنند که در این صورت سودش براى آنها است و عیب و ننگش براى تو در دنیا و آخرت».
حتما میدونید چرا مالک رو بین راه کشتن.
«به هیچ یک از اطرافیان و بستگان خود زمینى از اراضى مسلمانان وامگذار، و باید طمع نکنند که قرار دادى بسود آنها منعقد سازى که مایه ضرر سایر مردم باشد، خواه در آبیارى و یا عمل مشترک دیگر، بطوریکه هزینههاى آنرا بر دیگران تحمیل کنند که در این صورت سودش براى آنها است و عیب و ننگش براى تو در دنیا و آخرت».
حتما میدونید چرا مالک رو بین راه کشتن.
❤4
یکی از سوالهای معلم تاریخمون تو امتحان که هیچکس نتونست جواب کاملا درست رو بش بده (حتی من که بهترین شاگردش بودم) این بود که چرا در اواخر دوره قاجار جنبشها، قیامها و شورشهایی در مناطق مختلف ایران و تقریبا همزمان رخ داد اما هیچوقت این حرکتها بهمدیگر متصل نشدند تا یک جنبش ملی بوجود بیاورند و جزیرهای باقی ماندند؟
به نظر میرسه دوباره داریم به اون شرایط میرسیم. اعتصابهایی که در یک مکان خاص یا در یک زمان خاص یا در یک صنف خاص اتفاق میفتن و اتفاقا خیلی موفقند، اما بهمدیگه وصل نمیشن تا یه موج بزرگتر بوجود بیاد.
اگه قرار باشه تاریخ تکرار بشه (که البته ازین جمله خوشم نمیاد)، انقلاب ۵۷ نیست که تکرار میشه، باید منتظر چیزی شبیه انقلاب مشروطه بود. و خیلی جالبه که زمان مشروطه هم غالبا با براندازی مخالف بودند 😅
به نظر میرسه دوباره داریم به اون شرایط میرسیم. اعتصابهایی که در یک مکان خاص یا در یک زمان خاص یا در یک صنف خاص اتفاق میفتن و اتفاقا خیلی موفقند، اما بهمدیگه وصل نمیشن تا یه موج بزرگتر بوجود بیاد.
اگه قرار باشه تاریخ تکرار بشه (که البته ازین جمله خوشم نمیاد)، انقلاب ۵۷ نیست که تکرار میشه، باید منتظر چیزی شبیه انقلاب مشروطه بود. و خیلی جالبه که زمان مشروطه هم غالبا با براندازی مخالف بودند 😅
❤6
راننده کامیونه میگه اون موقع که دلار هزار تومن بود، ۵۰۰ تومن کرایه میگرفتیم، الان که هفت هشت هزارتومنه هم همون ۵۰۰ رو داریم میگیریم!
یعنی مدتها بوده که داشته هرسال فقیرتر میشده اما هیچکس اهمیتی نداده. قشر فقیر که در سراشیبی قرار گرفته، شاید نتونه یقه طبقه مرفه رو بگیره، اما میتونه یکم از فشاری که روی خودشه پخش کنه روی بقیه و اونایی که یکم ازش بالاتر هستند. مثلا افرایش کرایه اگه اتفاق بیفته (که باید چندین برابر بشه تا این چندسال روجبران کنه)، هزینهش رو باید مردمی بدن که تا حالا خبر نداشتن این راننده کامیون در چه وضعیتی بوده. یعنی اونها هم شروع میکنند به فقیرتر شدن. و این تنها گپ موجود نیست، خیلی جاهای دیگه هم هست که هنوز بین قیمت فعلی و قیمت واقعی فاصله زیادی هست. اگه همه اینها بخواد به تعادل برسه، یعنی اگه همه اونهایی که بیشتر از بقیه فقیرتر شدن بخوان فشار فقرشون رو پخش کنن، یه سری از طبقات میانی به کلی حذف میشن، و تبدیل میشیم به ۸۰ میلیون گرسنه در یک طرف، و ۱ میلیون ثروتمند در اونطرف.
البته این تصویر یکم اغراقآمیزه ولی گویی داریم به اون سمت میریم.
یعنی مدتها بوده که داشته هرسال فقیرتر میشده اما هیچکس اهمیتی نداده. قشر فقیر که در سراشیبی قرار گرفته، شاید نتونه یقه طبقه مرفه رو بگیره، اما میتونه یکم از فشاری که روی خودشه پخش کنه روی بقیه و اونایی که یکم ازش بالاتر هستند. مثلا افرایش کرایه اگه اتفاق بیفته (که باید چندین برابر بشه تا این چندسال روجبران کنه)، هزینهش رو باید مردمی بدن که تا حالا خبر نداشتن این راننده کامیون در چه وضعیتی بوده. یعنی اونها هم شروع میکنند به فقیرتر شدن. و این تنها گپ موجود نیست، خیلی جاهای دیگه هم هست که هنوز بین قیمت فعلی و قیمت واقعی فاصله زیادی هست. اگه همه اینها بخواد به تعادل برسه، یعنی اگه همه اونهایی که بیشتر از بقیه فقیرتر شدن بخوان فشار فقرشون رو پخش کنن، یه سری از طبقات میانی به کلی حذف میشن، و تبدیل میشیم به ۸۰ میلیون گرسنه در یک طرف، و ۱ میلیون ثروتمند در اونطرف.
البته این تصویر یکم اغراقآمیزه ولی گویی داریم به اون سمت میریم.
Anarchonomy
تو دعوای ایلان ماسک با خبرنگارها (فیکنیوزها که برای گرفتن تبلیغ هرکاری میکنند) این توعیتش عالیه: یه مشت بچه پولدارن که استاد علوم سیاسیشون رو زیادی جدی گرفتن 😅
یه چیزی تو این دعواها مشخصه: فرقی نداره کجای دنیا زندگی میکنی و تحت تأثیر چه فرهنگ و تمدنی بودی و چی خوندی و کجا خوندی و چقدر سواد داری و چقدر به اطلاعات دسترسی داری. شهامت پذیرفتن واقعیت و فریب ندادن خودت، یه چیزیه ماورای همه اونها. اگه اون شهامت رو نداشته باشی، هیچ کدوم از امکانات و موهبتهای محیطی نمیتونه نجاتت بده.
Anarchonomy
ترجمه: بدون فحش و ناسزا بم بگید چرا خوبه که نجات پیدا کنیم؟ فقط کسی دنبال نجات نیست که به نظرش اوضاع خیلی هم بد نیست. باید بگردیم ببینیم زندگی اینا چجوریه که اوضاعشون خیلی هم بد نیست.
جالبه که عراق هم میارن تو مثالها. الان عراق چه مشکلی داره که بدتر از دوره صدام باشه؟ و جالبه که میگن ایران هم یه چیزی مثل این کشورهای داغونه که تا سیستم عوض شد همه بریزن همدیگه رو بخورن!
آرزوی آخوندزادهها اینه که ما هم مثل همسایگانمون داغون باشیم، ولی نیستیم. ما تنها ملت واقعی تو این منطقه هستیم. این دیکتاتوری نیست که ما رو کنار هم نگه داشته که اگه فنر این دیکتاتوری در رفت حمام خون راه بیفته.
همونطور که احتمالا میدونید ریشه آخوندیسم به جبل عامل لبنان برمیگرده، اونجا هم هیچوقت یه کشور و یه ملت نبوده. آخوندها به صورت تاریخی فهم کاملی از ملیت ندارن، نه وقتی به کاظمین مهاجرت کردند فهمیدند کشور و ملیت یعنی چی، و نه وقتی به اصفهان مهاجرت کردند. و الان نوادگان عراقی و ایرانیشون هم دچار همون نفهمی هستند. به این آخوندزادههای کراواتی و بیحجاب باید گفت: ایران ما بزرگتر از مخیله همه پدران شماست. ما برای نجات این ایران بزرگ از آخوندها، اگه لازم باشه از کمک شیطان هم استفاده میکنیم، ترامپ و پمپئو که جای خود دارند.
آرزوی آخوندزادهها اینه که ما هم مثل همسایگانمون داغون باشیم، ولی نیستیم. ما تنها ملت واقعی تو این منطقه هستیم. این دیکتاتوری نیست که ما رو کنار هم نگه داشته که اگه فنر این دیکتاتوری در رفت حمام خون راه بیفته.
همونطور که احتمالا میدونید ریشه آخوندیسم به جبل عامل لبنان برمیگرده، اونجا هم هیچوقت یه کشور و یه ملت نبوده. آخوندها به صورت تاریخی فهم کاملی از ملیت ندارن، نه وقتی به کاظمین مهاجرت کردند فهمیدند کشور و ملیت یعنی چی، و نه وقتی به اصفهان مهاجرت کردند. و الان نوادگان عراقی و ایرانیشون هم دچار همون نفهمی هستند. به این آخوندزادههای کراواتی و بیحجاب باید گفت: ایران ما بزرگتر از مخیله همه پدران شماست. ما برای نجات این ایران بزرگ از آخوندها، اگه لازم باشه از کمک شیطان هم استفاده میکنیم، ترامپ و پمپئو که جای خود دارند.
❤2
حتی اینکه افغانستان هم داخل مثالهاست خندهداره. تصور میکنند اگه آمریکا به افغانستان حمله نمیکرد الان وضع بهتری داشتند؟ طالبان همه جا رو گرفته بود، الان لاقل کابل و دو سه تا شهر پرجمعیت از «خلافت اسلامی» در امان هستند، و مبارزه با طالبان همچنان ادامه داره، و اگه متوقف بشه معلوم نیست چه فاجعهای پیش بیاد. طالبان نه انتخابات میفهمه چیه نه قانون مدنی.
میگن تقصیر آمریکا بود که طالبان ایجاد شد! این هم ازون حرفهای مهمله که انقدر تکرار شده که بردنش تو لیست بدیهیات. مخصوصا اینکه خود آمریکاییها طبق عادت «خود انتقادی»شون عامل اصلی این تکرار بودند. اما خب آمریکاییها با تقلیلگرایی به موضوع نگاه میکنند. تو الکترونیک یه قطعه داریم به نام آوالانچ دیود. این یه چیزیه که بش یه دونه الکترون میدی، چهارتا الکترون بت پس میده، بعد اون چهارتا رو دوباره بش میدی، بت شونزدهتا پس میده، الی خیلی مقدار! برای همین بش میگن آوالانچ، یا بهمن! این قطعات حساس تو آزمایشگاه سرن خیلی بدرد میخورن. ولی آدما اینجوری کار نمیکنن. اینجوری نیست که مامور سیا بره چهارنفرو بخره و تجهیز کنه، بعد اون چهارنفر برن شونزدهنفرو مثل خودشون تربیت کنن، بعد اون شونزده نفر بشه دویست و پنجاه نفر. این بلایی که جامعه اسلامی گرفتارش شده با «بهمن» بوجود نیومده. رادیکالیسم اسلامی ریشهدارتر ازین حرفهاست و اتفاقا جرقههاش زمانی داشت میخورد که هنوز هیچ سرباز شوروی تو افغانستان حضور نداشت.
آمریکا سعی داره گندی رو جمع کنه که مسلمونها مسئولش هستند، نه ماموران آژانسهای اطلاعاتیش. اما آیا موفق خواهد شد؟ به تنهایی خیر. کسی هم نگفت آمریکا میتونه بیاد همه کثافتی که ما تو ایران توش غرق هستیم رو تخلیه کنه. آمریکا قدرت اینو داره که خیلی چیزها رو تغییر بده و بارها اینو نشون داده. ما به عنوان کسی که زورمون کافی نیست، باید از هر کسی که زور داره استفاده بکنیم. این عین عقلانیت، و عین منفعتطلبیه. بله ما بعد از قرنها قربانی بودن، باید یاد بگیریم که به فکر منفعتمون باشیم. مظلوم بودن برای اجدادمون نون و آب نشد، برای ما هم نخواهد شد.
میگن تقصیر آمریکا بود که طالبان ایجاد شد! این هم ازون حرفهای مهمله که انقدر تکرار شده که بردنش تو لیست بدیهیات. مخصوصا اینکه خود آمریکاییها طبق عادت «خود انتقادی»شون عامل اصلی این تکرار بودند. اما خب آمریکاییها با تقلیلگرایی به موضوع نگاه میکنند. تو الکترونیک یه قطعه داریم به نام آوالانچ دیود. این یه چیزیه که بش یه دونه الکترون میدی، چهارتا الکترون بت پس میده، بعد اون چهارتا رو دوباره بش میدی، بت شونزدهتا پس میده، الی خیلی مقدار! برای همین بش میگن آوالانچ، یا بهمن! این قطعات حساس تو آزمایشگاه سرن خیلی بدرد میخورن. ولی آدما اینجوری کار نمیکنن. اینجوری نیست که مامور سیا بره چهارنفرو بخره و تجهیز کنه، بعد اون چهارنفر برن شونزدهنفرو مثل خودشون تربیت کنن، بعد اون شونزده نفر بشه دویست و پنجاه نفر. این بلایی که جامعه اسلامی گرفتارش شده با «بهمن» بوجود نیومده. رادیکالیسم اسلامی ریشهدارتر ازین حرفهاست و اتفاقا جرقههاش زمانی داشت میخورد که هنوز هیچ سرباز شوروی تو افغانستان حضور نداشت.
آمریکا سعی داره گندی رو جمع کنه که مسلمونها مسئولش هستند، نه ماموران آژانسهای اطلاعاتیش. اما آیا موفق خواهد شد؟ به تنهایی خیر. کسی هم نگفت آمریکا میتونه بیاد همه کثافتی که ما تو ایران توش غرق هستیم رو تخلیه کنه. آمریکا قدرت اینو داره که خیلی چیزها رو تغییر بده و بارها اینو نشون داده. ما به عنوان کسی که زورمون کافی نیست، باید از هر کسی که زور داره استفاده بکنیم. این عین عقلانیت، و عین منفعتطلبیه. بله ما بعد از قرنها قربانی بودن، باید یاد بگیریم که به فکر منفعتمون باشیم. مظلوم بودن برای اجدادمون نون و آب نشد، برای ما هم نخواهد شد.
❤5
در غریبگی آخوندزادهها با مفهوم ملیت همین بس که حتی در کشورهای غربی که ساکن شدند هم نتونستند داخل اون جوامع هضم بشن و هیچ تعلق خاطری به اون کشورها ندارند. در آمریکا زندگی میکنند اما آمریکا رو دوست ندارند، در کانادا زندگی میکنند اما کانادا رو دوست ندارند، تو انگلستان زندگی میکنند اما انگلستان رو دوست ندارند (چطور یه آدم سالم میتونه عاشق انگلیس نباشه؟)، چون اصلا بلد نیستند کشوری رو دوست داشته باشند. بیشتر اینها حتی زبان رسمی کشوری که توش هستند هم بلد نیستند، با فرهنگش خو نگرفتن و حتی تمدنش رو پس میزنند. کدوم آخوندزادهای رو دیدید که تو کشوری که بش مهاجرت کرده، به جایی رسیده باشه؟ کدومشون شهردار حتی یه شهر کوچک شدن؟ کدومشون قاضی شدن؟ کدومشون مدیر یه دانشگاه معتبر شدن؟ کدومشون پلیس یا آتشنشان یا رییس یه بیمارستان شدن؟ کدومشون یه بیزینس راه انداختن که کاری غیر از قاچاق تجهیزات ممنوعه به سپاه داشته باشه؟ رسیدن به اینها یه حداقلی از علاقه به اون جامعه رو میطلبه، که اینها ندارن. در شبکههای اجتماعی ممکنه از غربت بنالند اما مثل پدرانشون بیوطن هستند. اینها خارج از ایران هستند فقط به این دلیل که از جهنمی که خانوادهها و خاندانشون در ایران درست کردند خلاص باشند.
البته در صورت آزادشدن ایران اینها هم حق رأی دارند، اما در تلنگری به خودم باید بگم: اشتباه ما بود که تصور کردیم با اینها طرفیم. اینها خودشون رو زورکی در مقابل ما قرار دادن تا حواسمون از موانع اصلی سر راهمون پرت بشه. یه آخوندزاده بیوطن، هیچوقت برای هیچ کشوری نمیجنگه، پس جلوی ما هم نخواهد جنگید. درستترین کاری که باید انجام بدیم اینه که نادیده بگیریمشون. مانع ما اینها نیستند. مانع ما مثلا اینه که کامیوندار عزیزمون که امروز اعتصاب کرده فکر کنه اگه ۲۰ درصد کرایهش رو بالا ببرن به موفقیت رسیده.
البته در صورت آزادشدن ایران اینها هم حق رأی دارند، اما در تلنگری به خودم باید بگم: اشتباه ما بود که تصور کردیم با اینها طرفیم. اینها خودشون رو زورکی در مقابل ما قرار دادن تا حواسمون از موانع اصلی سر راهمون پرت بشه. یه آخوندزاده بیوطن، هیچوقت برای هیچ کشوری نمیجنگه، پس جلوی ما هم نخواهد جنگید. درستترین کاری که باید انجام بدیم اینه که نادیده بگیریمشون. مانع ما اینها نیستند. مانع ما مثلا اینه که کامیوندار عزیزمون که امروز اعتصاب کرده فکر کنه اگه ۲۰ درصد کرایهش رو بالا ببرن به موفقیت رسیده.
1❤4