Anarchonomy
اما یه مقدارش هم یک معضل جهانیه. برخلاف تصور عموم، سطح آگاهی و گیرایی یک نوجوانِ تیپیکالِ دائم آنلاین، از حتی اینترنت و کامپیوتر هم خیلی پایینه، چه برسه به علومی که مربوط به دنیای فیزیکی هستند. یعنی حتی اون دنیایی که دائم کلهش توشه رو هم نمیشناسه، چه برسه…
خیلی از کلیشههای جنسیتی، فقط کلیشه هستند؛ جنسیتی نیستند. مثلا یک دختر وقتی یاد میگیره چطور شیر حمام رو عوض کنه، فکر میکنه از یک فنس نامرئی عبور کرده! یا ده هزارسال مردسالاری مدون رو زده زمین! ولی چنین کار سادهای هیچ ربطی به جنسیت نداره. اینکه خیلیها نمیتونند انجامش بدن به خاطر جداشدگی از دنیای فیزیکیه. برای همینه که مردهای زیادی رو هم میبینیم که نمیتونند انجامش بدن.
بزرگترین جعبه ابزاری که ما تو خونه داشتیم، و هیچکس تو محل به اندازه ما ابزار نداشت، به اندازه جعبه یه چرخ خیاطی بود. گاراژهای خونههای آمریکایی، کابینت دارند برای ابزار، و باز هم جا نمیشه و یهسریش رو از دیوار آویزان میکنند! قطعا تفاوت ایجاد میشه بین این جامعه، و اون جامعه. البته یکی از مهمترین دلایل جداشدگی ما از دنیای فیزیکی، فقر بود. سازنده بودن، نیاز به درگیری با دنیای فیزیکی داره، و ما خیلی درگیر نمیشدیم چون پول نبود. اما ترند فعلی دنیا، اینه که پول هست، اما در این توهمند که لازم نیست درگیر بشیم! چون یه عده تو چین به جای ما درگیرند، بسه! اگه چیزی خواستیم بسازیم، اگه مشکلی رو خواستیم حل کنیم، اگه به بنبستی رسیدیم، میدیم اونا انجام میدن. اما این در دراز مدت آدمها رو پرت بار میاره.
ویدئوهای سیل شیراز رو لابد یادتون هست. نمایش کاملی بود از آدمهایی که از ماشینشون پیاده شدند و یهو متوجه شدند عه، انگار طبیعتی وجود داره، و زورش زیاده!
بزرگترین جعبه ابزاری که ما تو خونه داشتیم، و هیچکس تو محل به اندازه ما ابزار نداشت، به اندازه جعبه یه چرخ خیاطی بود. گاراژهای خونههای آمریکایی، کابینت دارند برای ابزار، و باز هم جا نمیشه و یهسریش رو از دیوار آویزان میکنند! قطعا تفاوت ایجاد میشه بین این جامعه، و اون جامعه. البته یکی از مهمترین دلایل جداشدگی ما از دنیای فیزیکی، فقر بود. سازنده بودن، نیاز به درگیری با دنیای فیزیکی داره، و ما خیلی درگیر نمیشدیم چون پول نبود. اما ترند فعلی دنیا، اینه که پول هست، اما در این توهمند که لازم نیست درگیر بشیم! چون یه عده تو چین به جای ما درگیرند، بسه! اگه چیزی خواستیم بسازیم، اگه مشکلی رو خواستیم حل کنیم، اگه به بنبستی رسیدیم، میدیم اونا انجام میدن. اما این در دراز مدت آدمها رو پرت بار میاره.
ویدئوهای سیل شیراز رو لابد یادتون هست. نمایش کاملی بود از آدمهایی که از ماشینشون پیاده شدند و یهو متوجه شدند عه، انگار طبیعتی وجود داره، و زورش زیاده!
چند توصیه درباره گوشیهای هوشمند، که احتمالا بیشترتون با همونا اینجا رو میخونید.
باتری گوشی شما در بهترین حالت معادل ۸۰۰ سیکل کامل شارژ، عمر میکنه. یعنی بعد از ۸۰۰ شارژ کامل، که میتونه صفر تا ۱۰۰ باشه، یا دو تا پنجاه درصد یا هر ترکیبی، ۲۰ درصد از ظرفیت خودش رو از دست میده. اگه هنوز با ۸۰ درصد ظرفیتش کار خواهد کرد، چرا پایان عمرش رو در اون مرز تعیین کردند؟ برای اینکه شیب پیرتر شدن باتری بعد از ازون افت ۲۰ درصدی، تندتر خواهد بود.
پس اگه روزی یک بار شارژ کنید، باتری گوشیتون تا دو سال طوری کار خواهد کرد که تقریبا متوجه نشید ظرفیتش کمتر شده. اما بعد از دو سال متوجه خواهید شد.
اما ۸۰۰ سیکل، ایدهآله، چون خیلیها با ۵۰۰ سیکل باتریشون رو پیر میکنند. که خب دلیل واضحش بیشتر مصرف کردنه. اما یکی دیگه از دلایل اصلیش اینه که میذارن باتری خیلی خالی بشه، بعد میزنند شارژ. و میذارن تا ۱۰۰ درصد شارژ بشه بعد درش میارن. که هر دو برای سلامت شیمیایی باتری مضره.
محدوده مناسب شارژ باتری لیتیوم بین ۳۰ و ۸۰ درصده. به ۳۰ که رسید بزنید به شارژ، و به ۸۰ که رسید در بیارید. اینجوری با هربار شارژ از ماکزیمم ظرفیت باتری استفاده نمیکنید، اما بیشتر عمر میکنه.
تا اونجایی که میتونید از شارژر فست یا سوپرفست استفاده نکنید. شرکت سازنده پز داده که خیلی سریع شارژ میشه بدون اینکه آسیبی ببینه، اما دروغ میگن. هرچه سریعتر شارژ بشه، زودتر پیر میشه. اگه باتری گوشی شما ۴ هزار میلیآمپر باشه، ضربدر ۳ ممیز ۸ کنید، که ولتاژ این نوع از باتریهاست، که میشه حدود ۱۵ وات. شارژرتون هم باید همینقدر خروجی داشته باشه. اگه شارژر ۳۰ واتی باشه یعنی داره دو برابر ظرفیت باتری رو بش میده. که بش میگن 2C. گوشیهای جدید برندهای چینی الان به 6C رسیدن! اینکه با این نسبت شارژ انجام بشه و باتری هیچیش نشه، افسانهست. اگه گوشیتون شارژ سریع رو ساپورت میکنه، فقط در مواقع ضروری ازش استفاده کنید که اصلا وقت ندارید صبر کنید.
و اما یک نکته درباره شارژ کامل. اون ۱۰۰ درصدی که بالای صفحه به شما نشون میده، یه ۱۰۰ واقعی نیست، فیکه. یعنی اولش فیکه بعد واقعی میشه. وقتی به ۱۰۰ رسید، در واقع به ۹۰ رسیده (عدد دقیقش برای هر برند فرق میکنه). این کارو کردن که اگه شما یادت رفت تو ۸۰ درصد دربیاری و تو ۱۰۰ دربیاری، تو ۹۰ درآورده باشی. اما اگه زیاد به تأخیر بندازید بالاخره به ۱۰۰ واقعی میرسه. پس اگه یادتون رفت تو ۸۰ دربیارید و رسید به ۱۰۰، نگید دیر شد دیگه فایده نداره، همون لحظه دربیارید. شاید خیلی هم دیر نشده باشه و ۹۰ بوده باشه.
باتری گوشی شما در بهترین حالت معادل ۸۰۰ سیکل کامل شارژ، عمر میکنه. یعنی بعد از ۸۰۰ شارژ کامل، که میتونه صفر تا ۱۰۰ باشه، یا دو تا پنجاه درصد یا هر ترکیبی، ۲۰ درصد از ظرفیت خودش رو از دست میده. اگه هنوز با ۸۰ درصد ظرفیتش کار خواهد کرد، چرا پایان عمرش رو در اون مرز تعیین کردند؟ برای اینکه شیب پیرتر شدن باتری بعد از ازون افت ۲۰ درصدی، تندتر خواهد بود.
پس اگه روزی یک بار شارژ کنید، باتری گوشیتون تا دو سال طوری کار خواهد کرد که تقریبا متوجه نشید ظرفیتش کمتر شده. اما بعد از دو سال متوجه خواهید شد.
اما ۸۰۰ سیکل، ایدهآله، چون خیلیها با ۵۰۰ سیکل باتریشون رو پیر میکنند. که خب دلیل واضحش بیشتر مصرف کردنه. اما یکی دیگه از دلایل اصلیش اینه که میذارن باتری خیلی خالی بشه، بعد میزنند شارژ. و میذارن تا ۱۰۰ درصد شارژ بشه بعد درش میارن. که هر دو برای سلامت شیمیایی باتری مضره.
محدوده مناسب شارژ باتری لیتیوم بین ۳۰ و ۸۰ درصده. به ۳۰ که رسید بزنید به شارژ، و به ۸۰ که رسید در بیارید. اینجوری با هربار شارژ از ماکزیمم ظرفیت باتری استفاده نمیکنید، اما بیشتر عمر میکنه.
تا اونجایی که میتونید از شارژر فست یا سوپرفست استفاده نکنید. شرکت سازنده پز داده که خیلی سریع شارژ میشه بدون اینکه آسیبی ببینه، اما دروغ میگن. هرچه سریعتر شارژ بشه، زودتر پیر میشه. اگه باتری گوشی شما ۴ هزار میلیآمپر باشه، ضربدر ۳ ممیز ۸ کنید، که ولتاژ این نوع از باتریهاست، که میشه حدود ۱۵ وات. شارژرتون هم باید همینقدر خروجی داشته باشه. اگه شارژر ۳۰ واتی باشه یعنی داره دو برابر ظرفیت باتری رو بش میده. که بش میگن 2C. گوشیهای جدید برندهای چینی الان به 6C رسیدن! اینکه با این نسبت شارژ انجام بشه و باتری هیچیش نشه، افسانهست. اگه گوشیتون شارژ سریع رو ساپورت میکنه، فقط در مواقع ضروری ازش استفاده کنید که اصلا وقت ندارید صبر کنید.
و اما یک نکته درباره شارژ کامل. اون ۱۰۰ درصدی که بالای صفحه به شما نشون میده، یه ۱۰۰ واقعی نیست، فیکه. یعنی اولش فیکه بعد واقعی میشه. وقتی به ۱۰۰ رسید، در واقع به ۹۰ رسیده (عدد دقیقش برای هر برند فرق میکنه). این کارو کردن که اگه شما یادت رفت تو ۸۰ درصد دربیاری و تو ۱۰۰ دربیاری، تو ۹۰ درآورده باشی. اما اگه زیاد به تأخیر بندازید بالاخره به ۱۰۰ واقعی میرسه. پس اگه یادتون رفت تو ۸۰ دربیارید و رسید به ۱۰۰، نگید دیر شد دیگه فایده نداره، همون لحظه دربیارید. شاید خیلی هم دیر نشده باشه و ۹۰ بوده باشه.
❤2
در حالی که تولیدکننده داخلی لوازم خانگی، یخچالی که در بازار جهانی یک یخچال درجه سه حساب میشه رو هزار دلار با مشتری گروگانگرفته شده ایرانی حساب میکنه، الجی از خط تولید رباتیک یخچال! رونمایی میکنه. خطی که قراره ۳۰ درصد مصرف انرژیش هم کاهش پیدا کنه، و با سرمایهگذاریهای سه سال آینده، به ظرفیت ۳ میلیون دستگاه در سال برسه.
«چهارنفر تو گوگل درباره یه رستوران کامنت منفی میذارن، میگردی یه جای دیگه رو پیدا کنی برای غذا خوردن. بعد میلیونها نفر میگن واکسن براشون عوارض ناجور داشته اما بچهت رو میبری میدی همون بلایی که سر اونا اومد سرش بیارن».
ترفند ترغیبی جالبیه. وقتی استدلالهای دیگه جواب نمیده، از تناقضات رفتار روزمره طرف مقابل استفاده میکنند برای اینکه بش القاء بشه مشکل از استدلال ما نیست، مشکل خود تویی.
اما آیا این واقعا یک تناقضه؟
هزینه جدی گرفتن اون چهارتا کامنت منفی، غذا خوردن تو رستورانی دوتا خیابون پایینتره. اما تو ذهن کسی که از کرونا میترسه، هزینه جدی گرفتن شهادت کسانی که عوارض داشتن، واکسن نزدن، و متعاقبا بیمار شدنه. بنابراین تعداد شهود تعیینکننده نیست، و این تفاوت میتونه برعکس بشه: اگه فقط یک نفر هم به شما بگه که دریاچه تمساح داره، توش شنا نمیکنید. اما اگه یک میلیون نفر هم بگن آیفون برای کاربر ایرانی که زیر سایه تحریم و فیلترینگه، انتخاب درستی نیست، بازم اهمیتی نمیدید و میرید میخریدش.
ترفند ترغیبی جالبیه. وقتی استدلالهای دیگه جواب نمیده، از تناقضات رفتار روزمره طرف مقابل استفاده میکنند برای اینکه بش القاء بشه مشکل از استدلال ما نیست، مشکل خود تویی.
اما آیا این واقعا یک تناقضه؟
هزینه جدی گرفتن اون چهارتا کامنت منفی، غذا خوردن تو رستورانی دوتا خیابون پایینتره. اما تو ذهن کسی که از کرونا میترسه، هزینه جدی گرفتن شهادت کسانی که عوارض داشتن، واکسن نزدن، و متعاقبا بیمار شدنه. بنابراین تعداد شهود تعیینکننده نیست، و این تفاوت میتونه برعکس بشه: اگه فقط یک نفر هم به شما بگه که دریاچه تمساح داره، توش شنا نمیکنید. اما اگه یک میلیون نفر هم بگن آیفون برای کاربر ایرانی که زیر سایه تحریم و فیلترینگه، انتخاب درستی نیست، بازم اهمیتی نمیدید و میرید میخریدش.
وقتی همه واکسینه بشن دیگه جمعیت واکسننزده نداریم که به عنوان گروه کنترل ازش استفاده کنیم. یعنی راه راستیآزمایی این سیاست سلامت، مسدود میشه. و اتفاقا بعضیها ازین مسدودی خوششون میاد. دوست دارند تبعات منفی پروژه واکسیناسیون همگانی در حین شیوع، اگر واقعی باشه، غیرقابل اثبات بشه. اگه فردا با نسخه بدتری از ویروس مواجه شدیم، که محصول اجرای این سیاست بود، نمیشه یقه کسی رو گرفت. خیلی راحت میگن «همیشه زمستونا بدتر میشه خب». خطاها و خرابکاری رو میشه در «عمل جمعی» گم و گور کرد. درسته که مردم میتونند بگن کارشناسان اشتباه کردند، اما چون خودشون مشتاقانه در پروژه شرکت کردند، خودشون هم شریک هستند و نمیتونند فرد یا افراد خاصی رو متهم کنند.
ایشالا که گربهست و اتفاق بدی نمیفته، ولی بهتره بدونیم که اگر و اگر اتفاق بدی افتاد، هرکس باید به خودش فحش بده. از قضا اینکه هر فردی مستحق فحش باشه، از ساید افکتهای تسلط چپ آمریکایی بر فرهنگ عمومی دنیاست. در ساختار مسیحی، همه فقط در برابر خدا گناهکارند، حتی از بدو تولد. اما نه در برابر بقیه انسانها. در ادیان ابراهیمی، «ما» به عنوان مومن، خوبیم! و «آنها» بدند. در دوران ضدمسیحی ما، دیگه این رابطه وجود نداره. همه بدند! تو سفیدپوستی؟ بدی، چون سفیدی. تو مردی؟ بدی، چون مردی. تو وطندوستی؟ بدی، چون وطن چه کوفتیه؟ دوس نداری بچهت رو سقط کنی؟ بدی، چون به خودت اهمیت نمیدی! اینطور نیست که فقط هوای اقلیت رو داشته باشند. اقلیت هم بده، اگه حرف بزرگترها رو گوش نده. مهم نیست هرکس چیه و چهکارهست. حتما جنبهای در زندگیش وجود داره که باعث میشه بد باشه! وقتی همه بدند، دیگه کسی نمیتونه بگه خوب چیست!
نظامهای سیاسی در آینده استفادههای خیلی بیشتری از همگانی بودن بدی خواهند کرد. که فقط یکیش سلامته. شما به هرحال آدم بده خواهید بود. اگه واکسن نزده باشید، شیوع تقصیر شماست. اگه واکسن زده باشید، جهش ویروس تقصیر شماست. و چون شما در هر حالتی آدم بد هستید، در هیچ حالتی صاحبان قدرت خطا نکردند.
ایشالا که گربهست و اتفاق بدی نمیفته، ولی بهتره بدونیم که اگر و اگر اتفاق بدی افتاد، هرکس باید به خودش فحش بده. از قضا اینکه هر فردی مستحق فحش باشه، از ساید افکتهای تسلط چپ آمریکایی بر فرهنگ عمومی دنیاست. در ساختار مسیحی، همه فقط در برابر خدا گناهکارند، حتی از بدو تولد. اما نه در برابر بقیه انسانها. در ادیان ابراهیمی، «ما» به عنوان مومن، خوبیم! و «آنها» بدند. در دوران ضدمسیحی ما، دیگه این رابطه وجود نداره. همه بدند! تو سفیدپوستی؟ بدی، چون سفیدی. تو مردی؟ بدی، چون مردی. تو وطندوستی؟ بدی، چون وطن چه کوفتیه؟ دوس نداری بچهت رو سقط کنی؟ بدی، چون به خودت اهمیت نمیدی! اینطور نیست که فقط هوای اقلیت رو داشته باشند. اقلیت هم بده، اگه حرف بزرگترها رو گوش نده. مهم نیست هرکس چیه و چهکارهست. حتما جنبهای در زندگیش وجود داره که باعث میشه بد باشه! وقتی همه بدند، دیگه کسی نمیتونه بگه خوب چیست!
نظامهای سیاسی در آینده استفادههای خیلی بیشتری از همگانی بودن بدی خواهند کرد. که فقط یکیش سلامته. شما به هرحال آدم بده خواهید بود. اگه واکسن نزده باشید، شیوع تقصیر شماست. اگه واکسن زده باشید، جهش ویروس تقصیر شماست. و چون شما در هر حالتی آدم بد هستید، در هیچ حالتی صاحبان قدرت خطا نکردند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رسانههای رسمی چنان همدست دستگاه سیاسی شدن که کسی مثل جیمز اوکیف از توی خلاء ایجاد شده یک شغل و سپس یک برند برای خودش ایجاد کرد! کمی در این وضعیت باید تأمل کرد.
(و چه سکسیه این مرد)
(و چه سکسیه این مرد)
آدمها باید آزاد باشند تاید ماشینلباسشویی بخورند. واقعا به این حد از آزادی باور دارم. و واکسنهای موجود کرونا، حتی نوع چینی که مثل تخممرغشانسی عمل میکنه، اونقدر ریسک ندارند که با تاید قابل مقایسه باشند. اما من خودم رو به شکل یک الاغ میبینم اگه برم بشینم اونجا تا همون دولتی که زندگیم و آیندهم رو نابود کرده، چیزی که خودش صلاح دونسته رو بم تزریق کنه. با اون حالت خودالاغبینی مشکل دارم، نه با محصول فلان شرکت دارویی.
رییس شرکت تویوتا میگه «اگه اونا (دولتهای غربی) میگن موتور درونسوز دشمنه و باید از بین بره، یعنی ما ژاپنیها دیگه هیچ ماشینی نمیتونیم تولید کنیم و بیشتر پنج و نیم میلیون نفری که تو این صنعت شاغلند بیکار میشن».
این آدم که همه سیاستمدارها و قانونگذارهای دنیا جمع بشن رو هم نمیتونند به اندازه یک ساعت از عمر ایشون مفید باشند، داره زورش رو میزنه که حداقل اونایی که تخصصشون تو قسمت مکانیکی خودروعه، به بازنشستگی برسند و بعد اون بخش تعطیل بشه. اما حتی این فرصت رو هم دارند ازش دریغ کنند.
همه دولتها یک نوع طالبان هستند، اما برخلاف طالبان افغانی که تازه از پشت کوه اومده، خیلی وقته که روش بازی رو بلدند.
این آدم که همه سیاستمدارها و قانونگذارهای دنیا جمع بشن رو هم نمیتونند به اندازه یک ساعت از عمر ایشون مفید باشند، داره زورش رو میزنه که حداقل اونایی که تخصصشون تو قسمت مکانیکی خودروعه، به بازنشستگی برسند و بعد اون بخش تعطیل بشه. اما حتی این فرصت رو هم دارند ازش دریغ کنند.
همه دولتها یک نوع طالبان هستند، اما برخلاف طالبان افغانی که تازه از پشت کوه اومده، خیلی وقته که روش بازی رو بلدند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مدتی بود میخواستم درباره «صغارت بچه شیعه» بنویسم و دنبال یه سمپل میگشتم و بالاخره پیدا کردم. این مداحی درباره حضرت فاطمهست و در ایام فاطمیه امسال اجرا شده. متن، اجرا، اتمسفر، همه انعکاسی از مردان صغیره. مردان بتایی که دنبال سرپرست میگردند. و این در بینشون همهگیره. نسخههای لات و لوتشون، سعی میکنند خلاء آلفائیسم رو با لخت شدن تو هیئت و بددهنی بیرون هیئت پر کنند. و گرنه «آوارگی عاطفی در پی سرپرست» در همهشون مشترکه.
ما با بحران مردانگی مواجهیم و تبعاتش داره از همهجا بیرون میزنه. حتی در فرهنگ مذهبی.
ما با بحران مردانگی مواجهیم و تبعاتش داره از همهجا بیرون میزنه. حتی در فرهنگ مذهبی.
بدویتی که میگفتم در اون فرد روی حادثه کنترلی نداره، ولی مرگ خودش رو تنظیم میکنه، اینجا خیلی قشنگ دیده میشه. چیزی که آدم شهری نه توان درکش رو داره نه توان اجراش رو.
https://news.1rj.ru/str/Irann_News_ir/133149
https://news.1rj.ru/str/Irann_News_ir/133149
Telegram
ایران نیوز | Iran News
🔴هشدار حاوی صحنه های دلخراش
🎥 طالبان یک مبارز پنجشیری را پس از آخرین نماز اعدام کرد
🔹️ویدئویی در شبکههای اجتماعی منتشر شده که گفته شده عناصر طالبان یک مبارز پنجشیری را پس از اقامه نماز اعدام میکنند.
🔹️در ویدئوی منتشر شده نیروهای طالبان با سجادهای که…
🎥 طالبان یک مبارز پنجشیری را پس از آخرین نماز اعدام کرد
🔹️ویدئویی در شبکههای اجتماعی منتشر شده که گفته شده عناصر طالبان یک مبارز پنجشیری را پس از اقامه نماز اعدام میکنند.
🔹️در ویدئوی منتشر شده نیروهای طالبان با سجادهای که…
Anarchonomy
چهل و پنج سال از پایان جنگ ویتنام گذشت، و در فضای اینترنت اونچه که سوژه اصلی محتویات مناسبتی این سالگرد بود، تبدیل شدن آمریکا و ویتنام به دو شریک تجاری بزرگ برای همدیگه بود. البته سالهای قبل هم به این معجزه اقتصادی اشاره میکردند اما امسال به نظرشون جلوه…
یکی از اپلیکیشنهای مدیتیشن، ازینایی که موسیقی آرام پخش میکنند که مثلا تمرکز کنی؛ در قسمتی از تبلیغاتش دلایل عمده استرس رو ردیف کرده، و یکیش اینه که: «ازینکه بیکارید احساس گناه میکنید». (منظور نداشتن شغل نیست، هیچ فعل فیزیکی انجام ندادنه).
زن شهری بعد از جنگ جهانی دوم، نه تنها پسرها رو دخترانه بار آورد، تا دیگه نشه برای جنگ مرد گیر آورد، بلکه لایف استایل خودش رو هم به استانداردهای اخلاقی اضافه کرد، که بیهودگی آپارتمانی جزیی ازون لایف استایل بود. نفرت از جامعه مردانه، باعث شد رفتار متضاد رو تجلیل کنند. مرد، دائم مشغوله؟ پس زندگی خوب یعنی مشغول نبودن! و رسیده تا اینجا که تلقین میکنه «اشتباه میکنی که از علاف بودن احساس گناه میکنی، اتفاقا علاف بودن خوبه!».
و البته طبیعت ما این لجبازی فرهنگی رو پس میزنه. فرمول ساخت ما برای لش کردن طراحی نشده. ما دوست داریم فعال باشیم و آروم نگیریم. پس با طبیعت هم لج میکنند. وقتی پسر بچه، که حبسش کردن تو یک محیط شصت متری، میپره روی وسایل خونه، میگن بیشفعاله! باید دارو مصرف کنه!
زن شهری بعد از جنگ جهانی دوم، نه تنها پسرها رو دخترانه بار آورد، تا دیگه نشه برای جنگ مرد گیر آورد، بلکه لایف استایل خودش رو هم به استانداردهای اخلاقی اضافه کرد، که بیهودگی آپارتمانی جزیی ازون لایف استایل بود. نفرت از جامعه مردانه، باعث شد رفتار متضاد رو تجلیل کنند. مرد، دائم مشغوله؟ پس زندگی خوب یعنی مشغول نبودن! و رسیده تا اینجا که تلقین میکنه «اشتباه میکنی که از علاف بودن احساس گناه میکنی، اتفاقا علاف بودن خوبه!».
و البته طبیعت ما این لجبازی فرهنگی رو پس میزنه. فرمول ساخت ما برای لش کردن طراحی نشده. ما دوست داریم فعال باشیم و آروم نگیریم. پس با طبیعت هم لج میکنند. وقتی پسر بچه، که حبسش کردن تو یک محیط شصت متری، میپره روی وسایل خونه، میگن بیشفعاله! باید دارو مصرف کنه!
❤3
Anarchonomy
یکی از اپلیکیشنهای مدیتیشن، ازینایی که موسیقی آرام پخش میکنند که مثلا تمرکز کنی؛ در قسمتی از تبلیغاتش دلایل عمده استرس رو ردیف کرده، و یکیش اینه که: «ازینکه بیکارید احساس گناه میکنید». (منظور نداشتن شغل نیست، هیچ فعل فیزیکی انجام ندادنه). زن شهری بعد از…
بشین یه گوشه پسرجان. ساکت. ندو. چرا میپری؟ چته؟ نرو بیرون. شلوارت پاره بشه من میدونم و تو. با خواهرت دعوا نکن. با هیشکی دعوا نکن. تو مدرسه فحشت دادن چیزی نگو. با بابات برو بیرون. چرا صداتو بلند میکنی؟ با دوچرخه جای دور نرو. نرو رو دیوار. برو خدمت مرد بشی. به زنت رو نده. از دهن خواهرات سم میریزه. ادای خانداییها رو نیار. آخی غیرتی شدی؟ با من بحث نکن. فکر کردی الان دوره قاجاره؟ تو مگه مرد نیستی من برم بیرون کار کنم؟ همیشه خستهای. حالا خوبه زیاد به سایز اهمیت نمیدم. به خاطر قدبازیهات اخراجت کردن.
از چنین آکواریومی آدم جنگجو درنمیاد. اگه هیئت هم بره میزنه تو سر خودش میگه «مامان دستمو بگیر!».
از چنین آکواریومی آدم جنگجو درنمیاد. اگه هیئت هم بره میزنه تو سر خودش میگه «مامان دستمو بگیر!».
از اول هدف، زدن «مرد سنتی» نبود. هدف خود مرد بودن بود. شما هر رفتار مردانه نشون بدی میشه اگرسیو! لازم نیست چیزی رو به کسی تحمیل کنی، همین که مردی، اگرشن داری! مدیر فعلی شرکت شما شاید از ترس چپها محیط کاری رو باب میل اونها تنظیم کنه، اما مدیر بعدی دیگه اینکارو از رو ترس انجام نمیده. کیفیت این فضا، توسط شخصیت و طرز فکر مدیر بعدی هدایت میشه. کاملا خودجوش. چون این خودشه که معتقده «درستش اینجوریه». چون خودش تو چنین محیطی پرورانده شده.
«آزادی بدون مسئولیتپذیری خطرناک است».
آدم آزادیخواه این حرف بیمعنی رو به زبان نمیاره. اما این روزها در توجیه اجبار ماسک زیاد استفاده میشه. اگه این جمله رو برای ماسک استفاده کنند، برای هرچیز دیگهای هم استفاده خواهند کرد.
آزادی، آب و برق و مدرسه رایگان نیست که به طرف بدیم و بگیم به جاش این کارها رو انجام بده. آزادی حق اساسی انسانه و به خاطرش به هیچ احدی بدهکار نیست. همونطور که بابت حیات به هیچکس بدهکار نیست. وظیفه آتشنشان نیست جان خودش رو فدا کنه تا جان سه نفر رو نجات بده. اگه اینکارو کرد بش میگیم قهرمان و تندیسش رو جلوی ایستگاه آتشنشانی نصب میکنیم، اما وظیفهش نیست. با اینکه حتی بش پول دادیم تا آدمها رو نجات بده. چون قرار نیست لازم باشه بقای خودش رو جبران کنه. که بعد با نجات سه نفر دیگه این جبران رو انجام بده. آزادی هم همینطوره. این چیزیه که نخستوزیر کانادا نمیفهمه، یا میخواد مردم نفهمند.
مسئولیتپذیری فقط همونجایی پیدا میشه که قدرت پیدا شده. مسئولیتپذیری در قبال یک قدرت، به دوش کشیدن داوطلبانه یه سری از وظایف و یه سری از استانداردهاست، برای اثبات شایستگی دارنده اون قدرت. جایی که قدرت وجود نداره، مسئولیتی هم وجود نداره. آدمی که دارند به روشهای مختلف تهدیدش میکنند، و محدودش میکنند، و جریمهش میکنند، و بازداشتش میکنند، تا ماسک بزنه؛ در موضع قدرت نیست، که بخواد مسئولیتپذیر باشه یا نباشه.
آدم آزادیخواه این حرف بیمعنی رو به زبان نمیاره. اما این روزها در توجیه اجبار ماسک زیاد استفاده میشه. اگه این جمله رو برای ماسک استفاده کنند، برای هرچیز دیگهای هم استفاده خواهند کرد.
آزادی، آب و برق و مدرسه رایگان نیست که به طرف بدیم و بگیم به جاش این کارها رو انجام بده. آزادی حق اساسی انسانه و به خاطرش به هیچ احدی بدهکار نیست. همونطور که بابت حیات به هیچکس بدهکار نیست. وظیفه آتشنشان نیست جان خودش رو فدا کنه تا جان سه نفر رو نجات بده. اگه اینکارو کرد بش میگیم قهرمان و تندیسش رو جلوی ایستگاه آتشنشانی نصب میکنیم، اما وظیفهش نیست. با اینکه حتی بش پول دادیم تا آدمها رو نجات بده. چون قرار نیست لازم باشه بقای خودش رو جبران کنه. که بعد با نجات سه نفر دیگه این جبران رو انجام بده. آزادی هم همینطوره. این چیزیه که نخستوزیر کانادا نمیفهمه، یا میخواد مردم نفهمند.
مسئولیتپذیری فقط همونجایی پیدا میشه که قدرت پیدا شده. مسئولیتپذیری در قبال یک قدرت، به دوش کشیدن داوطلبانه یه سری از وظایف و یه سری از استانداردهاست، برای اثبات شایستگی دارنده اون قدرت. جایی که قدرت وجود نداره، مسئولیتی هم وجود نداره. آدمی که دارند به روشهای مختلف تهدیدش میکنند، و محدودش میکنند، و جریمهش میکنند، و بازداشتش میکنند، تا ماسک بزنه؛ در موضع قدرت نیست، که بخواد مسئولیتپذیر باشه یا نباشه.
1
قدرت وقتی معنی پیدا میکنه که متکی به یک اراده آگاهانه باشه. هیچکس اراده نکرده دیگران رو راهی بیمارستان کنه. اگه یه سوسک بپره رو لباس شما، و وحشت کنی و پات سر بخوره و از پلهها بیفتی پایین و سرت بشکنه، نمیگن سوسکه قدرتش رو به انسان اعمال کرد! سوسکه فکر کرده داره میپره روی یه جای امن و هیچ ایدهای نداره که چی شد.
حالا بگذریم که در مورد خاص ماسک، حتی نمیشه فهمید «عامل» دقیقا چه کسی بوده. نسبت دادن قدرت، به چنین وضعیتی، اونم به فردی مجهول، مغلطه دولتها و رسانههاست.
طرف مقابل هم مغلطه خودش رو داره و آزادی رو مترادف دسترسی قرار میده. وقتی یک مالک خصوصی هم ورود افراد بدون ماسک رو به ملکش ممنوع میکنه، میگه آزادیم سلب شد! به عبارتی اختیار و مالکیت برای اون مالک قائل نیست.
حالا بگذریم که در مورد خاص ماسک، حتی نمیشه فهمید «عامل» دقیقا چه کسی بوده. نسبت دادن قدرت، به چنین وضعیتی، اونم به فردی مجهول، مغلطه دولتها و رسانههاست.
طرف مقابل هم مغلطه خودش رو داره و آزادی رو مترادف دسترسی قرار میده. وقتی یک مالک خصوصی هم ورود افراد بدون ماسک رو به ملکش ممنوع میکنه، میگه آزادیم سلب شد! به عبارتی اختیار و مالکیت برای اون مالک قائل نیست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هلندیهای عزیز، هرچند هنوز انقدر دولتستیز نیستید که مثل من آنارشیست باشید، ولی در دوران کرونا بارها سوپرایزم کردید. باورم نمیشد در قلب اروپا هنوز اینهمه آدم کول پیدا بشه. ازینکه نمیتونم در کنار شهروندان باانرژی شما باشم، ناراحتم. چون میدونم خیلی بم خوش میگذشت. کی گفته تو سمت درست تاریخ به آدم خوش نمیگذره؟
اخیرا در شعارها و تبلیغات مذهبی از قید «همه» زیاد استفاده میکنند. ما همه بیمه عباسیم. ما همه خادمالرضاییم. مثل شریعتمداری که فردای روز انتخابات یا فردای روز قدس، صفحه اول کیهان تیتر میزد «همه آمدند» که آدم یه لحظه شک میکرد جدی نوشته یا مسخره میکنه.
ولی شریعتمداری به دلایل سیاسی لازم داشت اینو بگه. از قدیمالایام به حاشیه کشوندن مخالفین با تلقین روانی اینکه عددی نیستند در برابر بقیه جامعه، تو صفحات اول جزوه هر تشکیلات پروپاگاندایی بوده. اما دستگاه مذهبی چرا باید اینکارو بکنه؟
قطعا نمیتونند بگن «همه نمازخونیم». چون خودشون هم ازش به خنده میفتن. میدونند خود مذهب دیگه پیوند دهنده ایرانیها نیست، ولی شاید با نمادهاش بشه این پیوند رو نگه نداشت. یکجور توسل به کلیشه ایرونی «نماز نمیخونیم ولی مخلص امام رضا هستیم». دارند ازین واقعیت که بیشترمون مذهبی نیستیم ولی همهمون درگیر مذهبیم (و در این زمینه خوددرگیریهای زیادی هم داریم) استفاده میکنند برای بازتعریف هویت ملی. مثل اینه که بچههای یه خانواده برای معرفی خودشون بگن: همهمون غشی هستیم.
ولی شریعتمداری به دلایل سیاسی لازم داشت اینو بگه. از قدیمالایام به حاشیه کشوندن مخالفین با تلقین روانی اینکه عددی نیستند در برابر بقیه جامعه، تو صفحات اول جزوه هر تشکیلات پروپاگاندایی بوده. اما دستگاه مذهبی چرا باید اینکارو بکنه؟
قطعا نمیتونند بگن «همه نمازخونیم». چون خودشون هم ازش به خنده میفتن. میدونند خود مذهب دیگه پیوند دهنده ایرانیها نیست، ولی شاید با نمادهاش بشه این پیوند رو نگه نداشت. یکجور توسل به کلیشه ایرونی «نماز نمیخونیم ولی مخلص امام رضا هستیم». دارند ازین واقعیت که بیشترمون مذهبی نیستیم ولی همهمون درگیر مذهبیم (و در این زمینه خوددرگیریهای زیادی هم داریم) استفاده میکنند برای بازتعریف هویت ملی. مثل اینه که بچههای یه خانواده برای معرفی خودشون بگن: همهمون غشی هستیم.
❤1
«یه سفید پوست سوار اسب که کلاه کابویها سرشه و جلیقه ضدگلوله تنشه و طناب انداخته که یه مهاجر سیاهپوست که داره پابرهنه فرار میکنه رو بگیره تصویری نبود که از دولت بایدن در ذهن داشتم».
برای اینکه براشون مهم نیست چه تصویری تو ذهنت داشتی.
#لبخند_شبانه
برای اینکه براشون مهم نیست چه تصویری تو ذهنت داشتی.
#لبخند_شبانه
شاید نظر من مهم نیست اما به نظر من، هم ایرانی مهاجر که از هشتگ ایران «خرابشده» ناراحت شده، و هم ایرانی مهاجر که تشویقمون میکنه بیشتر ازش استفاده کنیم، هر دو به یک اندازه باید دهانشون رو ببندند. البته باید آزاد باشند دهانشون رو باز کنند و هرچی مایلند بگن، ولی برای خودشون بهتره که ببندند.
ما در شرایطی در این مملکت داریم بهترین سالهای خودمون رو بر باد رفته میبینیم که همهچیز و مطلقا همهچیز در حال بدتر شدنه. اقتصاد دیگه نجاتیافتنی نیست. خودمون رو داریم با برجام دومی که قراره امضاء بشه گول میزنیم در حالی که این جنازه رو دیگه دلار هم زنده نمیکنه، و داریم به خودمون تلقین میکنیم که بعد از کرونا اوضاع بهتر میشه در حالی که سقوط با بیماری همزمان شد، معلولش نبود. یه عدهمون خودشون رو با بورس سرگرم کردن، که دیگه حتی پانزی هم نیست، شبیه یه دایره بینهایته که توش فقط شتاب میگیری، به هیچجا نمیرسی! یه عدهمون بدون اینکه بدونند بیتکوین چی هست مبتلا به جنون کریپتویی شدن و یه چیزهایی رو میخرن و میفروشن که من اسمشون رو هم نشنیدم. یه عدهمون رد دادن و همون چندرغازی که درمیارن میریزن پای قمار آنلاین! و البته همه قابل درکند، چون دیگه نمیشه هیچ کاری کرد. هیچ کاری. هشتاد درصد جمعیت مستحق صدقه هستند، و این رو میشه به صورت آماری ثابت کرد. از لحاظ اجتماعی و روانی، همه حالت ابنرمال پیدا کردهاند. هیچکس رو نمیبینم که بشه باش حتی مسافرت رفت. چون نمیشه حتی یک شب تو چادر تحملش کرد. هیچ فلسفهای وجود نداره. سواد وجود نداره. ایمان وجود نداره. قطبنما وجود نداره. ذهن خوب، وجود نداره. ولی همه در مسابقهاند که باهوش و آپدیت به نظر بیان! حکومت کاملا آمادهست یه دهه شصت دیگه تو زندانها درست کنه، کاملا آمادهست یه جنگ هشت ساله دیگه به پا کنه، و توش ببازه، و ما رو قربانی کنه، و همه قدرتها کاملا آماده هستند به عنوان پاکستان ۲ ازش حمایت کنند. یک کشور سالم در اطرافمون نیست. قومیتگرایی اقتدارگرایانه در منطقهمون به اوج خودش رسیده، که خواب و خیال همشون شامل ایران هم هست، و همشون قویتر از حکومت آبدوغخیاری ما هستند. ما دلایل بیشماری داریم که اینجا رو یک خراب شده ببینیم.
اما.. و این اما مهم است، و اما همزمان، بخشی از این خرابی بزرگ، ناشی از فرارهای مکرر خودمون هم هست. مملکتی که هرکس فرصت پیدا کرد، در رفت! راحتتر دریده میشه. ما به جای اینکه حداقل، و حداقل، برای اشرار دردسر درست کنیم، از چرخ هواپیما آویزان شدیم. چون برای زندگی شخصیمون، اینجوری بهتر بود. قضاوت عمومی رو نمیشه به فرد تعمیم داد. نمیشه یقه یک مهاجر رو بگیریم و بگیم تو نباید میرفتی. اما از جنبه جمعی، میشه گفت شماها که ول کردید و رفتید، بخشی از پروسه تخریب بودید، پس درباره خرابشده بودن ایران حرف نزنید.
ما مثل جامعهای که سرزمینش رو به نابودیه رفتار نکردیم و نمیکنیم. اینجوری که ما هستیم، بش نمیاد اوضاع خیلی بد باشه. شاید برای همین خارجیها اینکه شفاهی بگیم چقدر بده رو باور نمیکنند. ما مثل کسی هستیم که وقتی خونه داره میسوزه، میپرسه «جوراب منو ندیدید؟». اینایی که خیلی عینیتر اینجوری بودند، نباید بمون یادآوری کنند ایران یه خرابشدهست.
ما در شرایطی در این مملکت داریم بهترین سالهای خودمون رو بر باد رفته میبینیم که همهچیز و مطلقا همهچیز در حال بدتر شدنه. اقتصاد دیگه نجاتیافتنی نیست. خودمون رو داریم با برجام دومی که قراره امضاء بشه گول میزنیم در حالی که این جنازه رو دیگه دلار هم زنده نمیکنه، و داریم به خودمون تلقین میکنیم که بعد از کرونا اوضاع بهتر میشه در حالی که سقوط با بیماری همزمان شد، معلولش نبود. یه عدهمون خودشون رو با بورس سرگرم کردن، که دیگه حتی پانزی هم نیست، شبیه یه دایره بینهایته که توش فقط شتاب میگیری، به هیچجا نمیرسی! یه عدهمون بدون اینکه بدونند بیتکوین چی هست مبتلا به جنون کریپتویی شدن و یه چیزهایی رو میخرن و میفروشن که من اسمشون رو هم نشنیدم. یه عدهمون رد دادن و همون چندرغازی که درمیارن میریزن پای قمار آنلاین! و البته همه قابل درکند، چون دیگه نمیشه هیچ کاری کرد. هیچ کاری. هشتاد درصد جمعیت مستحق صدقه هستند، و این رو میشه به صورت آماری ثابت کرد. از لحاظ اجتماعی و روانی، همه حالت ابنرمال پیدا کردهاند. هیچکس رو نمیبینم که بشه باش حتی مسافرت رفت. چون نمیشه حتی یک شب تو چادر تحملش کرد. هیچ فلسفهای وجود نداره. سواد وجود نداره. ایمان وجود نداره. قطبنما وجود نداره. ذهن خوب، وجود نداره. ولی همه در مسابقهاند که باهوش و آپدیت به نظر بیان! حکومت کاملا آمادهست یه دهه شصت دیگه تو زندانها درست کنه، کاملا آمادهست یه جنگ هشت ساله دیگه به پا کنه، و توش ببازه، و ما رو قربانی کنه، و همه قدرتها کاملا آماده هستند به عنوان پاکستان ۲ ازش حمایت کنند. یک کشور سالم در اطرافمون نیست. قومیتگرایی اقتدارگرایانه در منطقهمون به اوج خودش رسیده، که خواب و خیال همشون شامل ایران هم هست، و همشون قویتر از حکومت آبدوغخیاری ما هستند. ما دلایل بیشماری داریم که اینجا رو یک خراب شده ببینیم.
اما.. و این اما مهم است، و اما همزمان، بخشی از این خرابی بزرگ، ناشی از فرارهای مکرر خودمون هم هست. مملکتی که هرکس فرصت پیدا کرد، در رفت! راحتتر دریده میشه. ما به جای اینکه حداقل، و حداقل، برای اشرار دردسر درست کنیم، از چرخ هواپیما آویزان شدیم. چون برای زندگی شخصیمون، اینجوری بهتر بود. قضاوت عمومی رو نمیشه به فرد تعمیم داد. نمیشه یقه یک مهاجر رو بگیریم و بگیم تو نباید میرفتی. اما از جنبه جمعی، میشه گفت شماها که ول کردید و رفتید، بخشی از پروسه تخریب بودید، پس درباره خرابشده بودن ایران حرف نزنید.
ما مثل جامعهای که سرزمینش رو به نابودیه رفتار نکردیم و نمیکنیم. اینجوری که ما هستیم، بش نمیاد اوضاع خیلی بد باشه. شاید برای همین خارجیها اینکه شفاهی بگیم چقدر بده رو باور نمیکنند. ما مثل کسی هستیم که وقتی خونه داره میسوزه، میپرسه «جوراب منو ندیدید؟». اینایی که خیلی عینیتر اینجوری بودند، نباید بمون یادآوری کنند ایران یه خرابشدهست.
در سایت باستانشناسی تلالحمام در نزدیکی رود اردن، در بین آثاری که متعلق به ۳۶۰۰ سال قبل هستند، قطعاتی از ظروف سفالی پیدا کردن که سطح بیرونیشون ذوب شده بوده! و این دمایی میخواد که تولیدش خارج از توان تکنولوژیک تمدن اون زمان بوده، و مشخصه که حاصل یک انفجار با منشأ فضایی بوده. اما تنها شاهدش این نیست. سنگهای کوارتز موجود در لایههای خاک مربوط به اون دوره، ترکهایی دارند که فقط با شوک فشاری خیلی بالا ایجاد میشه. اما فقط این نیست. مقدار نمک موجود در این لایهها به طور ناگهانی افزایش پیدا کرده، که میتونه مربوط به کرانههای دریای مرده باشه که بر اثر اصابت جسم آسمانی در کل منطقه پراکنده شده بوده.
این کشفیات با این خصوصیات، با توصیفات کتاب مقدس از بلای قوم لوط مو نمیزنه. در اونجا به پیامبر گفته میشه از شهر بیرون برو و اصلا به پشتت نگاه نکن، که علاوه بر معنای ایمانی، میتونه مربوط به شدت نور اصابت باشه که کور کننده بوده. همچنین ذکر شده که زن لوط که در شهر باقی موند، به جنازهای پوشیده از نمک تبدیل شد!
این کشفیات با این خصوصیات، با توصیفات کتاب مقدس از بلای قوم لوط مو نمیزنه. در اونجا به پیامبر گفته میشه از شهر بیرون برو و اصلا به پشتت نگاه نکن، که علاوه بر معنای ایمانی، میتونه مربوط به شدت نور اصابت باشه که کور کننده بوده. همچنین ذکر شده که زن لوط که در شهر باقی موند، به جنازهای پوشیده از نمک تبدیل شد!
❤3
از یه طرف زنهایی داریم که پشت سپر «ما کاری به سیاست نداریم» تن به هر خفتی میدن که نظام سیاسی براشون طراحی کرده. از یه طرف نیهیلیستهایی داریم که میگن چه گیری دادید، چرا یه ورزشکار باید مبارز سیاسی باشه؟ از یه طرف یه مشت نئاندرتال داریم که میخوان از طالبان شرقی عقب نمونند و زن رو تعطیل کنند کلا، از یه طرف «نواندیش»های خندهداری داریم که با حمله به حجاب میخوان از شرع مقدس دفاع کنند!
حقیقتا عجب وضع کسشریه.
حقیقتا عجب وضع کسشریه.
❤1