Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
وحدت حوزه و دانشگاه.
بچه‌شیعه فکر می‌کنه مداحی عربی اصیل‌تره! ولی داره اینو با قرآن اشتباه می‌گیره. زبان متن مقدس باید اوریجینال بمونه. قداست باید فرم خودش رو حفظ کنه، و گرنه زیادی زمینی میشه. و برای همین نماز فارسی و نماز انگلیسی نه تنها مسخره‌اند، بلکه در دزار مدت به ضرر نماز تموم میشن.
اما مدح امام داستانش فرق داره. هیچ فرقه‌ای بدون پس‌زمینه هویتی نیست. عزاداری شیعه ایرانی باید به زبان خودش باشه (چه فارسی، چه ترکی، چه هرچی)، و باید همون سبک رو ترویج بده. چون بدون این تفکیک‌های هویتی فرهنگی، تمایز فرقه‌ایش هم رنگ میبازه.

البته به من مربوط نیست. برن سرشون رو بکوبند به دیوار.
3
هربار چین بیت‌کوین رو ممنوع می‌کنه، در شصت روز بعد از ممنوعیت، نوسان قیمت کمتر میشه!
باید بشون گفت شما همینطور به ممنوع کردن ادامه بدید، مرسی!
Anarchonomy
علی‌اکبر رفوگران که دایی همین کاتوزیان میشه گفته بود مهم‌ترین عامل موفقیتم در راه اندازی کارخونه خودکار بیک این بود که رفتم فرانسه به مدیر گفتم دستگاه تزریق پلاستیک‌تون رو بفروشید به من و شانس آوردم که خیلی راحت قبول کردند. این‌ها کارآفرین‌های زرنگی بودن‌.…
بعضی از دوستان میفرمایند اینطور نیست هرچیزی در ایران تولید میشه بی‌کیفیت باشه.
درسته. خودکار بیکی که در ایران تولید میشد هم بی‌کیفیت نبود. چون درست عین فرانسویش بود. چون ماشین‌آلات ساختش هم از فرانسه اومده بود!
شما از زاویه دید یک مهندس نگاه می‌کنید، اما من از منظر بیزینس و رقابت درازمدت می‌بینم. همین الان شرکت‌های داخلی ما میتونند ماشین لباسشویی بوش رو مونتاژ کنند. شکافت اتم نیست. اما تنها مزیت تجاری که خواهد داشت ارزان بودن کارگر و انرژیه. اگه به هر دلیلی ارزانی این دو کنسل بشه، دیگه هیچ مزیتی وجود نخواهد داشت. و انرژی مفت هم اینطور نیست که همه رو وسوسه کنه. ژاپن حاضره کارگر ویتنامی که مهارت بیشتری داره و سخت‌کار هست رو استفاده کنه، یکم هم پول انرژی بیشتری بده، اما بساطش رو جمع نکنه بیاره یه جای ارزونتر مثل خاورمیانه. و البته خیلی مسائل ریز و درشت دیگه. مثل زیرساخت شبکه تأمین که تو ویتنام شکل گرفته و قرص و محکم شده. در این دوره زمانه دیگه اینجوری نیست که بری به طرف بگی خطت رو بردار بیار تو بیابونای ما، خودم پولشو میدم اونم ذوق کنه بگه باشه. حالا بگذریم که دیگه وقتی یخچال رو هم با ربات مونتاژ می‌کنند، انتقال خط تقریبا بی‌معنیه. مردم تصوری ندارند که حمل و نقل دریایی داره چقدر مفت تموم میشه. شما یه بیسکوییت رو از تهران بفرستی مشهد گرونتر درمیاد تا همون بیسکوییت رو از شنزن بیارن بندرعباس.
یکم به سیستم فکر کنید. مرسی.
نمیخوام ازین‌هایی باشم که از هر تصویری یک مفهوم فلسفی بیرون می‌کشند. اما این یکی میطلبه.
در این سبک عکاسی که بش نقاشی نور میگن (که البته عنوان دقیقی نیست، چون همه عکس‌ها نقاشی نورند)، حامل نور، که میتونه انسان باشه، میتونه درون باشه یا هرچی، دیده نمیشه، با اینکه در کادر وجود داشته‌. چه چیزی حامل رو محو کرده؟ دستکاری صورت نگرفته. کار فوتوشاپ نیست.

وقتی شاتر برای مدت طولانی‌تر باز میمونه، و فوتون‌ها در ظرف پیکسل‌ها جمع میشن، فوتون‌های انعکاس یافته از جسمی که در حال حرکته، زیر فوتون‌های اجسامی که ثابتند، دفن میشن. چون کمترند. چرا کمترند؟ چون جسم ثابت فرصت بیشتری داشته تا اون پیکسل رو پر کنه. اما جسم متحرک خیلی سریع رد شده. دو نفر رو در نظر بگیرید که هر ثانیه یک سکه به سمت یک جعبه میندازن. اما یکیشون سرجاش ثابت ایستاده، و اون یکی میره یک میدان رو دور میزنه و وقتی از کنار جعبه رد شد، سکه‌ش رو توش میندازه. واضحه جعبه پر میشه از سکه‌های کسی که ثابت ایستاده. چون تا اون یکی بره دورش رو بزنه و برگرده، این یکی صدها سکه انداخته توش. و در نهایت وقتی به جعبه نگاه کنیم، فقط سکه‌های فرد ثابت رو می‌بینیم.

اما نور متحرک، حتی به جسم ثابت هم غلبه می‌کنه. چون هرچند جسم ثابت فرصت بیشتری برای پر کردن پیکسل داره، اما داراییش انعکاس نوره، نه خود نور. نور متحرک، خود منبع نوره. و از جلوی هر پیکسلی رد بشه، اشباعش می‌کنه. حتی اگه یک میدان رو دور بزنه و از جلوش رد بشه. پس این زمانه که حامل رو محو می‌کنه.

عناصر موجود رو میشه به سه دسته تقسیم کرد که میتونند سمبلی از کلیت جهان هستی باشند. جسم متحرک که زمان محوش می‌کنه، ماییم. ما مردنی‌ها و موقتی‌ها. جسم ثابت که به وجود ما غلبه می‌کنه، جهان خلقته (همون سنگ‌ها و دریاها و خاک‌ها)، و نور متحرک که به زمان غلبه می‌کنه، خداست. شمایی که محو میشی، رد خدا رو بر جهان میندازی.


عطار شاگرد نمیخواست؟


https://news.1rj.ru/str/Aghmoallem/4902
چندماه پیش نوشتم قرنطینه اگه به همون شکل خشن که چین انجام داد انجام نشه بیفایده‌ست. اینجا فوتی‌های کالیفرنیا و فلوریدا رو می‌بینید که مشابه هم هستند و بلکه کالیفرنیا با اون همه تعطیلی و ممنوعیت، بیشتر هم هست‌.
ایندفعه فرق داره. متن صریح قانون دولت‌های محلی رو موظف کرده که هرگونه ماینینگ، هرگونه خرید، فروش، انتقال، و ارائه خدمات سرمایه‌گذاری و حتی امانتداری برمبنای هر نوع رمزارزی رو مورد پیگرد قضایی قرار بدن. حتی شرکت‌های تبلیغاتی، حق ندارند در هیچ محتوایی، اعم از چاپی یا دیجیتال، از کلمه کریپتو استفاده کنند.
اون منافعی که به زعم خودشون از سرکوب رمزارزها دارند، خیلی کلفت‌تر از منافع محدودیه که از بازی دادن بازار به دست میارن. قانون جدید، جارو زدن کامل کشوره برای بی‌رقیب کردن یوآن دیجیتال در بازار.
Anarchonomy
ایندفعه فرق داره. متن صریح قانون دولت‌های محلی رو موظف کرده که هرگونه ماینینگ، هرگونه خرید، فروش، انتقال، و ارائه خدمات سرمایه‌گذاری و حتی امانتداری برمبنای هر نوع رمزارزی رو مورد پیگرد قضایی قرار بدن. حتی شرکت‌های تبلیغاتی، حق ندارند در هیچ محتوایی، اعم از…
به زودی فقط دو ارز رسمی در دنیا خواهیم داشت. یوآن دیجیتال، و دلار. پول ملی بقیه کشورها در برابر این دو، حکم شت‌کوین‌هایی رو خواهند داشت که کسی باشون معامله‌ای انجام نمیده. تنها راه استقلال کشورها ازین دو غول، پذیرفتن بیت‌کوینه. اما همه دولت‌ها به اندازه کافی بی‌کفایت و وابسته هستند که این راه رو انتخاب نکنند. مردم این کشورها اصلا در جریان نیستند چی در انتظارشونه.
نیویورک خیلی درباره آزادی مذهبی ادعا داشت. امروز فرماندار نیویورک میگه «هیچگونه امتناع از زدن واکسن به دلیل معذوریت‌های مذهبی پذیرفته نیست، چون از رهبران مذهبی پرسیدیم و اونا گفتن مانعی وجود نداره». مگه قرار بود حدود آزادی فرد مذهبی رو رهبر مذهبی تعیین کنه؟ اونم رهبری که معلوم نیست همه قبولش دارند یا ندارند. اگه قرار بود تقید به شرع رو به رهبر مذهبی بسپریم، خب نماز روزه‌هامون رو هم میدادیم اونا بخونن و بگیرن.

البته این اظهارات و این سیاست‌ها برکت‌های زیادی داره. حداقلش اینه که همه می‌بینند «آزادی مذهبی» در جامعه لیبرال، چقدر فیکه. آزادی مذهبی رو فقط تا اونجایی تحمل می‌کنند که با لباس خاصت خودت رو متمایز نشون بدی، که بعد بگن وای چه جامعه رنگین‌کمانی و متنوعی داریم!
وقتی خودم میرم پیش پزشک یا یکی مسن‌تر از خودم رو میبرم پیش پزشک، و موضوع یک مشکل فیزیکی در بدنه که فقط با ورزش میشه فیکسش کرد، اون پزشک راهنمایی‌های لازم رو می‌کنه، اما در پس کلامش یک نوع یأس هم وجود داره و یک‌جوری بت میفهمونه که خیلی هم توقعت رو بالا نبر. اما وقتی همون مشکل رو میبری پیش یک مربی فیتنس، یکجوری صحبت می‌کنه انگار فقط دو سال با شرکت در المپیک فاصله داری! وقتی میپرسی میشه درستش کرد؟ میگه چرا نمیشه، کار نشد نداره. از همین الان شروع کن. و بعد میگه این کارو بکن اون کارو نکن.

هیچ‌کدوم فیلم بازی نمی‌کنند. نه اون میخواد الکی مأیوس باشه، نه این میخواد الکی امیدوار باشه. هر دو سعی می‌کنند واقع‌گرا باشند. فکر می‌کنم تفاوت نگاه‌شون خیلی متأثر از مراجعه‌کنندگانشونه. پزشک از صبح تا شب با کسانی طرفه که هر کدوم به نحوی در اصلاح خودشون و سبک زندگی‌شون ناکام بودن. اما مربی فیتنس از صبح تا شب با کسانی طرفه که یا در اصلاح خودشون موفق بودند، یا دارند با جدیت تقلا می‌کنند که موفق بشن.
خودم اینجا درباره درآمد نجومی «بعضی» از پزشک‌ها نوشتم قبلا، و اینکه یک وضعیت نرمال نیست. اما این عزیزان بحث اختلاف درآمد رو به صورت کلی درست متوجه نشدن. همین الان در انگلیس بابت خرابکاری‌های دنباله‌دار برگزیت، ویزای خیلی از مهاجرها رو هواست، و این باعث شد با بحران سوخت مواجه بشن، چون یهو دیدند عه، شرایط کار راننده‌ها انقدر بده که مردم خودمون انجامش نمیدن، برای همین بیشتر راننده‌ تانکرهامون مهاجرند! بعد پیش پیش تو رسانه‌ها گفتند اوخ اوخ الانه که جایگاه‌ها سوخت کم بیارن! بعد ملت ترسیدند ریختند جایگاه‌ها بنزین بزنند. بعد دولت گرخید دستور داد راننده‌های ارتش بیان تانکرها رو برونند! (در بی‌کفایتی دولت‌ها و بحران‌سازی‌های زنجیره‌ای‌شون هفت جلد مثنوی بنویسیم باز هم کمه). یک لحظه تفکر کنید. وقتی درآمد یک شغل پایینه، که خیلی‌ها حاضرند انجامش بدن. و وقتی بالاست، که تعداد کمی حاضرند یا می‌تونند انجامش بدن. اگه همین امشب دو میلیون ایرانی رو بریزید تو انگلیس، دیگه درآمد پیک پیتزا در کمترین حالت ۱۵۰۰ پوند نمیشه. کمتر میشه. پس به نفع شمای ایرانی که اونجا پیک موتوری هستی نیست که دو میلیون ایرانی بریزن اونجا.
Anarchonomy
خودم اینجا درباره درآمد نجومی «بعضی» از پزشک‌ها نوشتم قبلا، و اینکه یک وضعیت نرمال نیست. اما این عزیزان بحث اختلاف درآمد رو به صورت کلی درست متوجه نشدن. همین الان در انگلیس بابت خرابکاری‌های دنباله‌دار برگزیت، ویزای خیلی از مهاجرها رو هواست، و این باعث شد…
و اما یک مسئله مهم‌تر:
اختلاف درآمدی پیک موتوری و پزشک، نباید موضوع بحث باشه بین موتوری‌ها و پزشک‌ها، چه در ایران و چه در انگلیس. چون هر دو دارند کار فیزیکی انجام میدن و به خروجی اقتصاد اضافه می‌کنند. اصل اختلاف درآمد و شکاف، بین اون‌هاییه که کار می‌کنند، و اون‌هاییه که بدون کار کردن دارند پول هنگفت درمیارن، یعنی همونایی که در بخش فاینانشال هستند و منتفع از پول فیات؛ که اتفاقا در انگلیس خیلی زیادند.
انتظار دارید توجیهاتی که گاومیش‌های وطنی درباره معضلات اقتصادی میارن رو از دهان مقامات کشورهای غربی نشنوید، ولی انتظارتون بیجاست.
پنج تریلیون دلار میخوان پمپاژ کنند به اقتصاد و میگن تورم‌زا نیست، چون بعدن مردم با مالیات پسش میدن. بعد وقتی مشاغل کوچک و بزرگ قیمتاشون رو بالا میبرن تا مالیات اضافی تحمیل شده رو جبران کنند، میگن اینایی که گرانفروشی میکنند خیلی کار زشت و بدی دارند می‌کنند!
چرا روسیه نباید آلمان رو دوباره اشغال کنه؟

این سوال خنده‌داری به نظر میرسه و شاید از ذهن حتی ناسیونالیست‌های کله‌خر روس هم عبور نکنه. اما باید به این فکر کرد که چرا با چنین اقدامی مخالفیم. با اشغال آلمان توسط پوتین مخالفیم چون باعث خونریزی میشه؟ اگه بدون شلیک حتی یک گلوله تونست اینکارو بکنه چی؟ مخالفیم چون خدا در انجیل گفته سرزمین آلمان فقط متعلق به آلمانی‌هاست و گرفتنش ازین مردم خشم خدا رو بر می‌انگیزه؟ این که نیست قطعا. مخالفیم چون اشغال یک کشور توسط یک کشور دیگه خلاف قوانین بین‌المللیه؟ اگه صادق باشیم، این هم دلیلش نیست. چون قوانین و عرف بین‌المللی خیلی هم وحی منزل نیستند و خیلی جاها نقض میشن‌. ما کشورهای ضعیف‌تر که خیلی تجربه‌ش کردیم.
یا مخالفیم چون یک نیروی قهری بیرونی میاد حق مالکیت آلمانی‌ها رو ازشون می‌گیره؟ اگه این باشه جالبه.

مردم برلین همزمان با انتخابات ایالتی، درباره مصادره واحدهای مسکونی شرکت‌هایی که مسکن اجاره میدن هم رأی دادند. و رأی اکثریت این بود که با مصادره موافقیم! توجیه‌شون اینه قیمت‌ها سرسام‌آور شده، و این شرکت‌ها که تعداد زیادی آپارتمان زیر دستشون دارند، نمیذارن پایین بیاد. اگه مالکیتش دست دولت محلی باشه، قیمت‌ها کنترل میشه! ساده‌لوحانه بودن این استدلال رو بذاریم کنار. موضوع اینه که اکثریت، یک نیروی بیرونی شکل میدن، و به پشتوانه اون نیرو، بدون اینکه گلوله‌ای شلیک کنند، حق مالکیت فرد یا افرادی رو ازشون می‌گیرند. سوال اینه که اگه این قلدری پذیرفته‌ست، چرا پوتین نباید همین کار رو با برلینی‌ها بکنه؟

ممکنه گفته بشه خب پوتین یک بیگانه‌ست، ولی اونایی که آپارتمان رو از مالکش می‌گیرند، همشهریان اون مالک هستند.‌ اما این تفکیک هیچ اثری در اصل سوال نداره. مخصوصا اینکه مالباخته، به ملیت دزد اهمیتی نمیده. اگه ماشین شما رو بدزدند و مراجعه کنید به پاسگاه، و مأمور نیروی انتظامی به شما بگه حالا بی‌خیال شو و شکایت نکن، دزد هرکی بوده ایرانی بوده، خارجی که نبوده! واکنش شما چطور خواهد بود؟

این تناقض، یا بهتره بگیم تف سر بالا، در گذشته‌های دور پیش نمی‌اومد. سند مالکیت، در واقع اجازه یک حاکم بود، به شما، برای تصرف یک دارایی. بدون اتوریته اون حاکم، اون سند هم اعتباری نداشت. خود اون حاکم اتوریته خودش رو از مافوقش دریافت می‌کرد، و اون هم از مافوقش. تا اینکه می‌رسید به شاه. که کسی بود که حاکمیت خودش رو از بالا به پایین به صورت آبشاری توزیع کرده بود. بنابراین شما زمین داشتی، چون شاه، از طریق چند واسطه، اراده کرده بود که اون زمین برای تو باشه. و خود شاه اتوریته خودش رو از خدا می‌گرفت. برای همین مهم بود که یک آدم رندوم نباشه. بنابراین هر نوع مالکیتی در جهان مادی، ریشه در «حاکمیت الهی بر کل هستی» داشت. وقتی جهان سکولار خدا و سپس پادشاه رو زد کنار، دیگه اتوریته حاکم هیچ ریشه‌ای نداشت، و محکوم هم می‌دونست که ریشه نداره. در این فضای اتوریته‌های فیک، که آدم‌های رندوم با رأی عوام به دستش میارن و دو سه سال بعد از دستش میدن و یه سری آدم پاپتی دیگه که دوباره از عوام رأی گرفتن جایگزین‌شون میشن، مالکیت فقط یک کده. که میشه به هر دلیلی عوضش کرد. امروز کد به نام شما میخوره، و فردا ممکنه به نام یکی دیگه بخوره. مثل اینه که شماره شناسنامه‌ت امروز یه عددی باشه، و فردا یه عدد دیگه.

تو این فضا، «غصب می‌کنم چون دلم میخواد» رسمیت پیدا می‌کنه. بنابراین اگر پوتین دلش بخواد، باید آلمان رو غصب کنه، و مالباخته‌ها نباید غر بزنند. این دقیقا دنیاییه که ساختن و دارند بزرگترش می‌کنند.
پاول دوروف میگه دو سه تا کانال که مردم رو تشویق میکرده به دکترها و مسئولان بهداشت آسیب بزنند، بسته. البته پلتفرم خودشه و هر کانالی رو که خواست میتونه ببنده‌. مشکل اون دوتا جمله انتهای پستشه. که میگه جنگیدن برای حقوقت اوکیه، اما آسیب زدن به مردم، اوکی نیست!
خب اون کانال‌ها که بسته شدن که نگفتند برید مردم رو بکشید. هدفشون یک صنف و چند مسئول بوده. اهداف مشخص رو «مردم» جا زدن، کار حکومت‌های اقتدارگراست. مثل جمهوری‌اسلامی که وقتی کسی رو دستگیر می‌کنه که مدعیه مثلا میخواسته امام جمعه یک شهری رو بکشه، میاد میگه این میخواست مردم ایران رو قتل عام کنه!
اما اصل ایراد حتی این هم نیست. مشکل اینه که وانمود می‌کنه جنگیدن برای حقوقت، یک‌جور بازیه! و بازی تو تلگرام مجازه. اما نباید بیشتر از یه بازی باشه!
جنگیدن برای حق، یه بازی نیست آقای برنامه‌نویس. جنگ بدون خشونت و درد معنی نداره. اگه میخوای طبق خواسته دولت‌ها و نهادهای قضایی عمل کنی، بیا بگو مجبور بودم تن به قانون بدم. درک می‌کنیم. ولی شعر نباف.
نمی‌دونم گزارش اقوال گاومیش‌های خارجی کسل‌کننده‌ست براتون یا نه، ولی اینم یکی دیگه‌ست. وزیر خزانه‌داری آمریکا گفته سود محقق نشده سرمایه‌گذاری‌ها هم درآمد محسوب میشه! و میتونیم ازش مالیات بگیریم.

مثل اینه که خونه‌ای که توش نشستی گرونتر بشه بعد بگن درآمدت بیشتر شده!

#لبخند_شبانه
بدی سانسور اینه که من و شما حتی نمیدونیم هدف‌شون دقیقا کی بوده که بتونیم بگیم هدف درستی بوده یا نبوده. یه بدی دیگه سانسور اینه که واقعیت دنیای بیرون رو عوض نمی‌کنه. اونایی که فکر می‌کنند دکتری که میگه باید اونایی که واکسن نمی‌زنند رو حبس کرد (این یه مثاله)، باید جوابش رو با خشونت داد، بعد از سانسور شدن هم فکر می‌کنند باید جوابش رو با خشونت داد. هیچکس و هیچکس بعد از سانسور شدن با خودش نمیگه «شاید فکرم اشتباه بوده»، و هیچکدوم از مخاطبان فرد سانسور شده با خودشون نمیگن «شاید نباید به حرفاش گوش میدادم». اصلا نداریم چنین حالت‌هایی رو در دنیای واقعی.
سانسور معمولا یک نوع تسلیم در برابر قدرته. که همونطور که گفتم قابل درکه. اما بعضی‌ها بعد از تسلیم‌شدن، میخوان از همون تسلیم برای خودشون قبای اخلاقی بدوزن! که یعنی اگه من نبودم جلوی اینارو بگیرم معلوم نبود چه بلایی سر مردم می‌اومد!
برای همین مهمه که بدونید هیچ موقعیتی وجود نداره که لازم نباشه تو صورت سانسورچی خودقهرمان‌پندار، خاک پاشید.
Anarchonomy
چرا روسیه نباید آلمان رو دوباره اشغال کنه؟ این سوال خنده‌داری به نظر میرسه و شاید از ذهن حتی ناسیونالیست‌های کله‌خر روس هم عبور نکنه. اما باید به این فکر کرد که چرا با چنین اقدامی مخالفیم. با اشغال آلمان توسط پوتین مخالفیم چون باعث خونریزی میشه؟ اگه بدون…
بعضی دوستان درباره این پست میگن «ولی شاه خودش رو به دروغ منتسب می‌کرد به خدا، همونطور که الان علی خامنه‌ای این کارو می‌کنه».
این سوال یعنی متوجه اصل مطلب نشده‌اند. موضوع صرفا اعتقادات نیست، که باور کنیم طرف ربطی به خدا داره یا باور نکنیم. موضوع استراکچر قدرت و مشروعیته‌. خانواده سلطنتی در این ساختار در یک مرتبه انسانی بالاتری قرار می‌گرفت و خودش از این مرتبه نگهبانی میکرد. مهم نبود که شما واقعا باور داری که شاه یک پله از خدا پایین‌تره یا باور نداری، مهم این بود که از نگهبانی این خانواده از مرتبه خودش، منتفع می‌شدی. خیلی‌ها به درستی اشاره کردند به این واقعیت که محمدرضا پهلوی بیش از حد خودش رو وارد جزییات مملکت‌داری می‌کرد. شاه نباید راه بیفته ازینطرف به اونطرف خط تولید افتتاح کنه، از کارگرانی که تونل حفر می‌کنند بازدید کنه، یا معمار پل رو زهر ترک کنه. وقتی حتی پیامبر گفته بود قیمت‌ها دست خداست، چرا شاه باید برای نفت نرخ تعیین می‌کرد و دوره میفتاد در کشورهای مختلف تا شخصا با مشتری‌ها چونه بزنه؟ شاه پهلوی به جای صرفا توزیع اتوریته به مراتب پایین‌تر، خودش رو اپراتور سیستم کرده بود! و خب معلومه وقتی مردم از عملکرد سیستم ناراضی بشن، یقه اوپراتورش رو خواهند گرفت. اما این عزیزان توجه ندارند که این غلط‌کاری شاه، یک خطا نبود. به قول خارجی‌ها «طبق دیزاین» بود. خاندان پهلوی خاندان سلطنتی نبودند. و نمی‌تونستند باشند‌. آدم معمولی بودند. و آدم معمولی به هرحال خودش رو قاطی جزییات خواهد کرد. چون قرار نیست از مرتبه سلطنت نگهبانی کنه. شاه اصیل، هیچوقت فاجعه‌ای مثل اصلاحات ارضی رو رقم نمیزد. چون ارباب زمین‌دار آخرین لایه دریافت‌کننده اتوریته از بالا بود. وقتی خودت آخرین لایه اتوریته‌ت رو از بین ببری، یعنی داری میگی من اتوریته ندارم! شاه پهلوی در مورد همه‌چیز به مثابه یک مدیر اداره دولتی عمل کرد که براش مهم نبود پروژه‌ش چه عواقبی داره چون دو سال دیگه قرار بود بازنشست بشه! این موقعیت پست، موقعیت یک شاه که یک پله تا خدا فاصله داره نیست. ما سلطنت رو در همون دوران مشروطه از دست دادیم، نه در شورش ۵۷. و الان حتی شمایی که اعتقادی به خدا و سلطنت نداری، داری هزینه‌های بیشمارش رو میدی‌.
3