کشوری که رییسجمهورش پیراهن شماره ۹ رو هدیه داد به ترامپ، تیمشون رفت فینال!
و کشوری که میخواد همزمان با سفر ترامپ این بالن رو بفرسته هوا تا مثلا مسخرهش کنه، باخت!
آیا ایمان نمیآورید؟
و کشوری که میخواد همزمان با سفر ترامپ این بالن رو بفرسته هوا تا مثلا مسخرهش کنه، باخت!
آیا ایمان نمیآورید؟
❤6
استاد محمد رضا حکیمی (ازین آخوندای بدون عمامه که تیریپ اسلام واقعی این نیست برداشتن): «زن منهای حجاب یعنی تن؛
و این در معیار انسانی نهایت مرتبه سقوط است، زیرا این حیواناتند که ارزش آنها -بطور نوعی- به تن آنهاست. ملاک انسانی و انسانیت چیز دیگری است.»
نمیگه انسان منهای حجاب یعنی تن، میگه زن منهای حجاب یعنی تن! ما مردها اگه لخت بشیم تنگرا نیستیم، فقط زن یه جوریه که اگه لخت بشه تنگرا میشه! فکر میکنید علت این تفکیک مسخره چیه؟ خب مشخصه، این قواعد توسط غدد درونریز و برونریز مردان تعریف شدن. بدن مرد براش تحریککننده نیست، پس پوشش مرد براش اهمیتی نداره، ولی بدن زن پدرشو درمیاره، بنابراین هزاران ساله که آسمون ریسمون میبافه و با فلسفهبافی و سفسطهبازی و هر ابزاری که دم دستش باشه، برای بدن زن قاعده تعیین میکنه.
چطور با ۳۲ کلمه میتونن انقدر مهمل بگن؟ یه شاهکاره این.
کی میگه تنگرایی نهایت سقوط انسانه؟ انسانی که وجود خودش رو در بدنش خلاصه کرده (و فرضا ماتریالیسته) ولی آزارش به کسی نمیرسه در نهایت سقوط انسانیه؟ فعلا که داریم نهایت سقوط انسانی رو از کسانی میبینیم در خاورمیانه که قویا معتقدند انسان در بدن خلاصه نشده و لذا میشه بش بمب بست و خودش و دیگران رو تکه پاره کرد و بقیه زندگی رو در بهشت سپری کرد!
کی گفته ارزش حیوانات فقط به تن آنهاست؟ یه سگ سه کیلویی که تو ساک هم جا میشه، بدنش چه منفعتی داره برای صاحبش که درآمدش رو، وقتش رو، و انرژیش رو صرف نگهداری ازش میکنه؟ چون خودش حیوانات رو به شکل گوشت میبینه فکر میکنه نمیشه طور دیگهای بشون نگاه کرد!
کی گفته چون ملاک انسانیت چیزی غیر از بدن است، بدننمایی یعنی تعطیل شدن اون ملاک؟ چطور ازون به این میرسه؟ خیلی عجیبه. مثل اینه که به یوسین بولت بگن ملاک در دوندگی سرعت، برند کفش نیست! خب نباشه، اگه بولت دقت کنه که کفشی که میپوشه بهترین و پیشرفتهترین باشه یعنی نمیدونه ملاکهای اصلی چی هستند؟ اگه زنی دامن کوتاه بپوشه، یعنی نمیدونه که ملاک انسانیت پاهای خوشفرم نیست؟
تازه اینا خودشون رو دلسوز اسلام حساب میکنند که دچار تحریف و انحراف شده، و گرنه اوریجینالش خیلی خوبه و باید به اون رجعت کرد! ولی اگه توصیه من رو بخوان، اگه مایلند اثری از اسلام باقی بمونه، بهتره ستیز با هنر رو بذارن کنار. بدن انسان یه اثر هنری نابه. هر کی با هنر درافتاد، ورافتاد.
و این در معیار انسانی نهایت مرتبه سقوط است، زیرا این حیواناتند که ارزش آنها -بطور نوعی- به تن آنهاست. ملاک انسانی و انسانیت چیز دیگری است.»
نمیگه انسان منهای حجاب یعنی تن، میگه زن منهای حجاب یعنی تن! ما مردها اگه لخت بشیم تنگرا نیستیم، فقط زن یه جوریه که اگه لخت بشه تنگرا میشه! فکر میکنید علت این تفکیک مسخره چیه؟ خب مشخصه، این قواعد توسط غدد درونریز و برونریز مردان تعریف شدن. بدن مرد براش تحریککننده نیست، پس پوشش مرد براش اهمیتی نداره، ولی بدن زن پدرشو درمیاره، بنابراین هزاران ساله که آسمون ریسمون میبافه و با فلسفهبافی و سفسطهبازی و هر ابزاری که دم دستش باشه، برای بدن زن قاعده تعیین میکنه.
چطور با ۳۲ کلمه میتونن انقدر مهمل بگن؟ یه شاهکاره این.
کی میگه تنگرایی نهایت سقوط انسانه؟ انسانی که وجود خودش رو در بدنش خلاصه کرده (و فرضا ماتریالیسته) ولی آزارش به کسی نمیرسه در نهایت سقوط انسانیه؟ فعلا که داریم نهایت سقوط انسانی رو از کسانی میبینیم در خاورمیانه که قویا معتقدند انسان در بدن خلاصه نشده و لذا میشه بش بمب بست و خودش و دیگران رو تکه پاره کرد و بقیه زندگی رو در بهشت سپری کرد!
کی گفته ارزش حیوانات فقط به تن آنهاست؟ یه سگ سه کیلویی که تو ساک هم جا میشه، بدنش چه منفعتی داره برای صاحبش که درآمدش رو، وقتش رو، و انرژیش رو صرف نگهداری ازش میکنه؟ چون خودش حیوانات رو به شکل گوشت میبینه فکر میکنه نمیشه طور دیگهای بشون نگاه کرد!
کی گفته چون ملاک انسانیت چیزی غیر از بدن است، بدننمایی یعنی تعطیل شدن اون ملاک؟ چطور ازون به این میرسه؟ خیلی عجیبه. مثل اینه که به یوسین بولت بگن ملاک در دوندگی سرعت، برند کفش نیست! خب نباشه، اگه بولت دقت کنه که کفشی که میپوشه بهترین و پیشرفتهترین باشه یعنی نمیدونه ملاکهای اصلی چی هستند؟ اگه زنی دامن کوتاه بپوشه، یعنی نمیدونه که ملاک انسانیت پاهای خوشفرم نیست؟
تازه اینا خودشون رو دلسوز اسلام حساب میکنند که دچار تحریف و انحراف شده، و گرنه اوریجینالش خیلی خوبه و باید به اون رجعت کرد! ولی اگه توصیه من رو بخوان، اگه مایلند اثری از اسلام باقی بمونه، بهتره ستیز با هنر رو بذارن کنار. بدن انسان یه اثر هنری نابه. هر کی با هنر درافتاد، ورافتاد.
❤9
داعشیهای خجالتی
عبارت «مائده+ترویج» رو سرچ کنید، طوماری از خبر و تحلیل و ویدئو میاد درباره اینکه کار صداسیما غلط بود چون باعث شد مائده معروفتر شه و بقیه هم برقصن! یکی هم نیست بپرسه مگه مردم قبلا رقص بلد نبودن؟ مگه تو زندگیشون نرقصیده بودن تا حالا؟ مگه این رقصیدنها دلیلش این نبود که با یک «قربانیِ شریعت» همدردی کنن؟
فکر کنم خودشون هم میدونن. منظورشون از ترویج این نیست که بقیه یاد گرفتن رقصیدنشون رو به بقیه نشون بدن. چون آلردی اینکارو میکردن، حتی تو ترافیک جاده چالوس. منظورشون از ترویج اینه که چرا باعث شدید تا معلوم شه شریعت اسلام، قربانی میگیره؟
داعش در چیزی که بود، رک بود. سر میبرید و فیلم سر بریدن رو با مهارت تمام کارگردانی میکرد و همهجا منتشر میکرد. اونها ازینکه وحشی خطاب بشن ابایی نداشتند. اونها وحشی خطاب شدن هم جزء هزینههای جهاد میدونستن، و در جهاد باید تن به هر هزینهای داد. اما داعشی خجالتی، میگه سرببرید، اما ببرید تو گاراژ ببرید، همهجا رو هم تمیز کنید که اثری نمونه. داعشی میگفت اگه من بترسم که اجرای دستور الهی چه عواقبی برام داره، یعنی دارم از چیزی غیرازخدا میترسم، و این یعنی شرک محض! اما داعشی خجالتی، فکر میکنه خدا یه دستوراتی داده، ولی خودش متوجه نبوده این دستورات چه عواقبی در افکار عمومی داره، پس ما باید حواسمون باشه خدا با دست خودش، خودشو بیآبرو نکنه! داعشی معتقده شلاقزدن شرابخوار، بهترین نوع مجازات یک شرابخواره. اما داعشی خجالتی معتقده خیلی هم روش جالبی نیست، ولی چون پیامبر انجام داده ناچاریم ما هم انجام بدیم! پس حالا که از رو ناچاریه، بهتره خیلی بولدش نکنیم!
و از همه مهمتر، داعشی نگران رویگردان شدن مردم از داعش نیست. اگه تک و تنها هم باشه مشکلی نداره. اما داعشی خجالتی نگرانه که تک بیفته! نگرانه که دورهش کنن، نگرانه که هو کننش، نگرانه که ایزوله بشه. داعشی ۳ دلار خرج اجرای حدود الهی میکنه و ۱ دلار خرج «ستایش» کردنش. داعشی خجالتی ۱ دلار خرج اجرای حد میکنه و ۳ دلار خرج «توجیه» کردنش!
داعشیهای خجالتی که تعداد پیادهنظامشون خیلی بیشتر از داعشیهای عراق و سوریهست، تصور میکنند چون خجالتیاند باید با اونها مهربانتر باشیم! هم خجالتیاند، هم خوشخیال.
عبارت «مائده+ترویج» رو سرچ کنید، طوماری از خبر و تحلیل و ویدئو میاد درباره اینکه کار صداسیما غلط بود چون باعث شد مائده معروفتر شه و بقیه هم برقصن! یکی هم نیست بپرسه مگه مردم قبلا رقص بلد نبودن؟ مگه تو زندگیشون نرقصیده بودن تا حالا؟ مگه این رقصیدنها دلیلش این نبود که با یک «قربانیِ شریعت» همدردی کنن؟
فکر کنم خودشون هم میدونن. منظورشون از ترویج این نیست که بقیه یاد گرفتن رقصیدنشون رو به بقیه نشون بدن. چون آلردی اینکارو میکردن، حتی تو ترافیک جاده چالوس. منظورشون از ترویج اینه که چرا باعث شدید تا معلوم شه شریعت اسلام، قربانی میگیره؟
داعش در چیزی که بود، رک بود. سر میبرید و فیلم سر بریدن رو با مهارت تمام کارگردانی میکرد و همهجا منتشر میکرد. اونها ازینکه وحشی خطاب بشن ابایی نداشتند. اونها وحشی خطاب شدن هم جزء هزینههای جهاد میدونستن، و در جهاد باید تن به هر هزینهای داد. اما داعشی خجالتی، میگه سرببرید، اما ببرید تو گاراژ ببرید، همهجا رو هم تمیز کنید که اثری نمونه. داعشی میگفت اگه من بترسم که اجرای دستور الهی چه عواقبی برام داره، یعنی دارم از چیزی غیرازخدا میترسم، و این یعنی شرک محض! اما داعشی خجالتی، فکر میکنه خدا یه دستوراتی داده، ولی خودش متوجه نبوده این دستورات چه عواقبی در افکار عمومی داره، پس ما باید حواسمون باشه خدا با دست خودش، خودشو بیآبرو نکنه! داعشی معتقده شلاقزدن شرابخوار، بهترین نوع مجازات یک شرابخواره. اما داعشی خجالتی معتقده خیلی هم روش جالبی نیست، ولی چون پیامبر انجام داده ناچاریم ما هم انجام بدیم! پس حالا که از رو ناچاریه، بهتره خیلی بولدش نکنیم!
و از همه مهمتر، داعشی نگران رویگردان شدن مردم از داعش نیست. اگه تک و تنها هم باشه مشکلی نداره. اما داعشی خجالتی نگرانه که تک بیفته! نگرانه که دورهش کنن، نگرانه که هو کننش، نگرانه که ایزوله بشه. داعشی ۳ دلار خرج اجرای حدود الهی میکنه و ۱ دلار خرج «ستایش» کردنش. داعشی خجالتی ۱ دلار خرج اجرای حد میکنه و ۳ دلار خرج «توجیه» کردنش!
داعشیهای خجالتی که تعداد پیادهنظامشون خیلی بیشتر از داعشیهای عراق و سوریهست، تصور میکنند چون خجالتیاند باید با اونها مهربانتر باشیم! هم خجالتیاند، هم خوشخیال.
❤7
اگه انسان بیگناهی رو بازداشت کنند و در دادگاه نتونه ثابت کنه که بیگناهه و در نهایت به زندان بیفته و مثلا سیسال اون جا بمونه، با اینکه تحملش خیلی سخته اما میتونه به خودش دلخوشی بده که سرنوشتش این بوده، چون نه دادستان و نه قاضی و نه پلیس باش پدرکشتگی نداشتند، این ترتیب حوادث بود که اونو تو اون مهلکه انداخت، بعضی وقتها انقدر همه بیتقصیرند که حتی یک پیشامد قضایی مثل یک بلای طبیعی به نظر میاد. همین آدم حتی بعد ازینکه موهاش در یک حبس ناعادلانه سفید شد و فهمیدند که بیگناه بوده، میاد بیرون بدون اینکه از عالم و آدم متنفر باشه. اما عباس امیرانتظام قربانی یک پیشامد قضایی نبود، قربانی یک ترور قضایی بود. یعنی تشکیلاتی در پوستین قانون، و عامدانه، و با نیتی خبیثانه، زندگیش رو نابود کرد. امیرانتظام توسط عدهای عقدهایِ بیسوادِ لجوج، قربانی شد. عقدهای، چون چشم نداشتند که ببینند کسی مثل امیرانتظام مخاطب ابرقدرت دنیا قرار گرفته باشه، ولی قدرتهای خارجی این مومنین پرشور انقلابی رو نئاندرتالهایی به حساب میارن که تا گروگانی نگیرند و جایی رو منفجر نکنند، نباید جدی گرفتشون! هیچکسهایی که حتی قدرت رو برای خود قدرت نمیخواستن، بلکه برای مطرحشدن میخواستند. انقدر هیچکس بودن براشون زجرآور بود که ترجیح دادند گروگانگیر باشند اما هیچکس باقی نمونند. و بیسواد بودند که نمیدونستند دنیای سیاست چطور کار میکنه، منافع ملی چیست و چطور باید ازش محافظت کرد. انقدر بیسواد که ندونند چطور باید به یک ابرقدرت نامه نوشت، و نامهی یک ابرقدرت رو باید چطور ترجمه کرد. و لجوج بودند که بعد از گذشت چهار دهه حاضر نیستند اعتراف کنند که مرتکب جنایت شدند، حتی اگه این اعتراف هزینهای براشون نداشته باشه!
امیرانتظام در زندانهایی که بقیه رو ششماهه دچار سرطان جسم و زوال روح میکرد، باید دوام میآورد و هشتاد و اندی سال عمر میکرد تا به شاهدی مجسم تبدیل شه از تباهی حاکمیتی که زندگی همه ماها رو تباه کرد، که نسلهای جدید نگن ما نبودیم و نمیدونیم چه خبر بوده. عباس دوران ما، اون خلبان کامیکازی که تو بغداد تقدیم الهه جنگ کردیم نبود. امیرانتظام، عباسِ دورانِ ما، و همه دورانهای آینده ایرانه. مثل یک تابلوی هشدار، که همیشه بمون یادآوری کنه عقدهای بودن و بیسواد بودن و لجوج بودن، خودمون و کشور رو به چه بیراههای هدایت میکنه، و اعتماد کردن به چنین آدمهایی چه راحت میتونه کشتی جامعه رو به گل بنشونه.
اینکه به اون تابلو توجه کنیم یا نکنیم، به خودمون بستگی داره، اما اون تابلو تا ابد در تاریخ ایران پابرجاست.
روحش شاد، و نامش جاویدان.
امیرانتظام در زندانهایی که بقیه رو ششماهه دچار سرطان جسم و زوال روح میکرد، باید دوام میآورد و هشتاد و اندی سال عمر میکرد تا به شاهدی مجسم تبدیل شه از تباهی حاکمیتی که زندگی همه ماها رو تباه کرد، که نسلهای جدید نگن ما نبودیم و نمیدونیم چه خبر بوده. عباس دوران ما، اون خلبان کامیکازی که تو بغداد تقدیم الهه جنگ کردیم نبود. امیرانتظام، عباسِ دورانِ ما، و همه دورانهای آینده ایرانه. مثل یک تابلوی هشدار، که همیشه بمون یادآوری کنه عقدهای بودن و بیسواد بودن و لجوج بودن، خودمون و کشور رو به چه بیراههای هدایت میکنه، و اعتماد کردن به چنین آدمهایی چه راحت میتونه کشتی جامعه رو به گل بنشونه.
اینکه به اون تابلو توجه کنیم یا نکنیم، به خودمون بستگی داره، اما اون تابلو تا ابد در تاریخ ایران پابرجاست.
روحش شاد، و نامش جاویدان.
❤7
یکی از مخاطبین کانال نوشته:
«همانطور که از برق مساله صرفهجویی که در هر حالتی معقوله رو حذف میکنی تا اون چیزی بشه که میخوای، از انتظام هم ملیگراییش رو حذف میکنی تا اون چیزی بشه که میخوای»
ظاهرا اجازه نداریم از مظلومیت تاریخی امیرانتظام و «تابلوی هشدار» بودنش برای تمام نسلهای آینده ایران بنویسیم، اما با همه عقایدش و سبک ملیگراییش موافق نباشیم! این جماعت همهچیز رو در قالب مرید و مراد میبینند. یعنی اینطور فتوا میدن که یا درباره امیرانتظام لب باز نکن، یا اگه لب باز کردی، مثل یه بت بپرستش!
وقتی به امیرانتظام پاسپورت دادن و گفتن برو و دیگه برنگرد، نرفت، که شاید اگه من بودم میرفتم و دیگه برنمیگشتم (مخصوصا در شرایطی که خانوادهم خارج از کشور هستند. نوبت به خانواده که میشه، کاملا یه ایتالیایی سیسیلی هستم).
ما آدمها، بزغالههای شبیهسازی شده نیستیم. هرکی سبک و سیاق و فلسفه و اخلاق خودش رو داره. نه تنها لزومی نداره، بلکه معنی هم نداره که برای چراغ راهنما قرار دادن یک فرد، باش همراهی ۱۰۰ درصدی داشت. اگه سعادت داشتم که با امیرانتظام در یک اتاق بشینیم و بحث کنیم، مطمئنم که بیشتر گفتگو شامل مخالفت میشد. اما باز وقتی از اتاق میاومدم بیرون، حرفم این میبود که این بابا خیلی مَرده!
پربازدیدترین پست این کانال، پستیه که در ستایش رضاخان نوشته بودم. حالا هم پستی در ستایش امیرانتظام نوشتم که جزء همونایی بود که حکومت پسرش رو منقرض کردند! اگه کسی فکر میکنه این تناقضه، هنوز متوجه نیست اینجا داریم درباره چه چیزهایی حرف میزنیم.
«همانطور که از برق مساله صرفهجویی که در هر حالتی معقوله رو حذف میکنی تا اون چیزی بشه که میخوای، از انتظام هم ملیگراییش رو حذف میکنی تا اون چیزی بشه که میخوای»
ظاهرا اجازه نداریم از مظلومیت تاریخی امیرانتظام و «تابلوی هشدار» بودنش برای تمام نسلهای آینده ایران بنویسیم، اما با همه عقایدش و سبک ملیگراییش موافق نباشیم! این جماعت همهچیز رو در قالب مرید و مراد میبینند. یعنی اینطور فتوا میدن که یا درباره امیرانتظام لب باز نکن، یا اگه لب باز کردی، مثل یه بت بپرستش!
وقتی به امیرانتظام پاسپورت دادن و گفتن برو و دیگه برنگرد، نرفت، که شاید اگه من بودم میرفتم و دیگه برنمیگشتم (مخصوصا در شرایطی که خانوادهم خارج از کشور هستند. نوبت به خانواده که میشه، کاملا یه ایتالیایی سیسیلی هستم).
ما آدمها، بزغالههای شبیهسازی شده نیستیم. هرکی سبک و سیاق و فلسفه و اخلاق خودش رو داره. نه تنها لزومی نداره، بلکه معنی هم نداره که برای چراغ راهنما قرار دادن یک فرد، باش همراهی ۱۰۰ درصدی داشت. اگه سعادت داشتم که با امیرانتظام در یک اتاق بشینیم و بحث کنیم، مطمئنم که بیشتر گفتگو شامل مخالفت میشد. اما باز وقتی از اتاق میاومدم بیرون، حرفم این میبود که این بابا خیلی مَرده!
پربازدیدترین پست این کانال، پستیه که در ستایش رضاخان نوشته بودم. حالا هم پستی در ستایش امیرانتظام نوشتم که جزء همونایی بود که حکومت پسرش رو منقرض کردند! اگه کسی فکر میکنه این تناقضه، هنوز متوجه نیست اینجا داریم درباره چه چیزهایی حرف میزنیم.
❤5
به فمنیسم امروزی باید گفت «جنبشِ زنانِ بدترکیبِ گشادِ حسود». یه عده از زنانی که یا زشت بودن، یا چاق بودن، یا مثل من بدعکس بودن، یا چاق بودن، یا حوصله نداشتن موی زیربغلشون رو بزنن، با خودشون گفتن چیکار میشه کرد که نه از چاق بودن حس بدی بکنیم نه از خوشگل نبودن، نه لازم باشه موهای زائد بدنمونو بزنیم؟ بعد یه راه حل عالی به ذهنشون رسید: یه جوی درست میکنیم که توش همهچی اعتبار خودشو از دست بده! زیبایی با زشتی فرقی نداشته باشه، بدن فیت با بدن پر از چربی فرقی نداشته باشه، بدن اصلاح نشده هم با بدن اصلاحشده فرقی نداشته باشه. هرکی هم گفت فرق داره، میریزیم سرش و انقد بش انگ میزنیم تا لباش دوخته بشه!
فمنیسم امروزی، از طبیعت متنفره. از طبیعتی که به یکی چشمای آبی و پوستی بدون لک و دماغی خوشتراش میده و به خیلیها نمیده، متنفره. و فکر میکنه چون خودش از طبیعت متنفره، ما هم باید متنفر باشیم.
فقط اسلام نیست که با بدن انسان درافتاده. فمنیسم هم باش درافتاده، و اون هم وَر خواهد افتاد.
https://news.1rj.ru/str/mamlekate/39129
فمنیسم امروزی، از طبیعت متنفره. از طبیعتی که به یکی چشمای آبی و پوستی بدون لک و دماغی خوشتراش میده و به خیلیها نمیده، متنفره. و فکر میکنه چون خودش از طبیعت متنفره، ما هم باید متنفر باشیم.
فقط اسلام نیست که با بدن انسان درافتاده. فمنیسم هم باش درافتاده، و اون هم وَر خواهد افتاد.
https://news.1rj.ru/str/mamlekate/39129
Telegram
مملکته
فیفا از رسانهها خواسته تا از تمرکز روی زنان جذاب در میان تماشاگران جام جهانی خودداری کنند و این حرکت را مصداق جنسیت زدگی (سکسیسم) دانسته است .
t.co/j9aROK5z09
Behrooz Samadbeygi
@mamlekate
t.co/j9aROK5z09
Behrooz Samadbeygi
@mamlekate
❤5
Anarchonomy
Photo
سلبریتیهای بزرگ دنیا میرن آفریقا، پاکستان، بنگلادش، عراق، افغانستان، تا دست نوازش بکشن به سر کودکان محروم. اما ستارههای ما لازم نیست جایی برن، تو همین کشور خودمون انقدر خرابه هست که نوبت به دهکورههای لائوس نمیرسه!
مدتی در این عکس تأمل کنید. شبیه مناطق جنگ زدهست. جهانبخش رو ازش حذف کنید، آیا قابل تشخیصه که اینجا ایرانه و حومه دیرالزور سوریه نیست؟ راه خاکی، بچهای رنجکشیده از سوء تغذیه، که کفش نداره، محیطی پر از آشغال، و بناهایی که شبیه مخروبههای متروکند!
استمرارطلب خوشخیال پایتختنشین میره با بکگراند پل طبیعت عکس میگیره و فکر میکنه در مسیر توسعهایم! اما واقعیتی که دیگه اصلا هم پنهان نیست، اینه که حتی مناظر کشورمون هم شبیه کشورهای جنگزده و پر از آواره شده.
موضوع فقط ریخت و قیافه مملکت نیست. اگه تو منطقهای که این عکس اونجا گرفته شده، یه بمب اصابت کنه و یه چاله ده متری ایجاد کنه، چه کسی اهمیتی میده؟ همهچی انقدر زشت و کثیف و خرابه، که اگه متلاشی هم شد کسی دلش نمیسوزه. تو افغانستان پدر و مادر همه بمبها رو هم بندازن جایی، کسی نمیگه اوه چه خرابیای ببار آورد! اما تو یکی از سطلآشغالهای شهر سیدنی یه بمب صوتی دستساز بذارن که بعد انفجار شیشه چندتا مغازه بشکنه، یه جور نگرانی ایجاد میشه که انگار تمدن بشری در معرض تهدید قرار گرفته!
افههای عدالتطلبانه رو باید رها کرد، اینها واقعیتهای دنیاست. اگه بخوای هزینه نابود کردن کشورت بره بالا، باید ارزشش رو برای دنیا بالا ببری. ارزش سیدنی برای دنیا بالاست. و نمیتونی ارزش کشورت رو بالا ببری، مگه اینکه توسعهش بدی.
ما که دنبال براندازی سیستم فعلی و کنفیکون شدن متن قانون و حاکمیت قانون هستیم رو ویرانیطلب معرفی میکنند. اما جنگطلبها و ویرانیطلبها اونایی هستند که ترجیح میدند شرایط موجود ادامه پیدا کنه. ادامه شرایط موجود، یعنی بیش از پیش بیارزشتر شدن، و با سرعت زیاد. انتهای این سراشیبی، یعنی وضعیت امروز یمن و سوریه.
مدتی در این عکس تأمل کنید. شبیه مناطق جنگ زدهست. جهانبخش رو ازش حذف کنید، آیا قابل تشخیصه که اینجا ایرانه و حومه دیرالزور سوریه نیست؟ راه خاکی، بچهای رنجکشیده از سوء تغذیه، که کفش نداره، محیطی پر از آشغال، و بناهایی که شبیه مخروبههای متروکند!
استمرارطلب خوشخیال پایتختنشین میره با بکگراند پل طبیعت عکس میگیره و فکر میکنه در مسیر توسعهایم! اما واقعیتی که دیگه اصلا هم پنهان نیست، اینه که حتی مناظر کشورمون هم شبیه کشورهای جنگزده و پر از آواره شده.
موضوع فقط ریخت و قیافه مملکت نیست. اگه تو منطقهای که این عکس اونجا گرفته شده، یه بمب اصابت کنه و یه چاله ده متری ایجاد کنه، چه کسی اهمیتی میده؟ همهچی انقدر زشت و کثیف و خرابه، که اگه متلاشی هم شد کسی دلش نمیسوزه. تو افغانستان پدر و مادر همه بمبها رو هم بندازن جایی، کسی نمیگه اوه چه خرابیای ببار آورد! اما تو یکی از سطلآشغالهای شهر سیدنی یه بمب صوتی دستساز بذارن که بعد انفجار شیشه چندتا مغازه بشکنه، یه جور نگرانی ایجاد میشه که انگار تمدن بشری در معرض تهدید قرار گرفته!
افههای عدالتطلبانه رو باید رها کرد، اینها واقعیتهای دنیاست. اگه بخوای هزینه نابود کردن کشورت بره بالا، باید ارزشش رو برای دنیا بالا ببری. ارزش سیدنی برای دنیا بالاست. و نمیتونی ارزش کشورت رو بالا ببری، مگه اینکه توسعهش بدی.
ما که دنبال براندازی سیستم فعلی و کنفیکون شدن متن قانون و حاکمیت قانون هستیم رو ویرانیطلب معرفی میکنند. اما جنگطلبها و ویرانیطلبها اونایی هستند که ترجیح میدند شرایط موجود ادامه پیدا کنه. ادامه شرایط موجود، یعنی بیش از پیش بیارزشتر شدن، و با سرعت زیاد. انتهای این سراشیبی، یعنی وضعیت امروز یمن و سوریه.
❤6
یکی از دوستان لینک این عکس رو برام فرستاده و میگه پستی که درباره فمنیسم امروزی نوشتم ایشون رو یاد این عکس انداخته!
ولی من یاد یه چیز دیگه افتادم.. یاد اظهارنظر یک محقق که گفته بود خیلی از مشکلات گوارشی انسانها ریشه در این داره که برخلاف حیوانات، خودشو مجبور کرده که در زمان و مکانهای خاصی عمل دفع رو انجام بده! یعنی خودشو نگه داره. بعید نیست با منطق فمنیسم امروزی، برسیم به جایی که در جهت رجعت به «خویشتن خویش»، دفع در هر مکانی و هر زمانی رو به عنوان تجددطلبی! تبلیغ کنند.
البته همین الانش هم شروع شده.. مثلا تو شهرهایی در آمریکا که لیبرالها و فمنیستها بشون تسلط دارند، مثل نیویورک و سانفرانسیسکو، تو ایستگاه مترو بوی ادرار میاد، و یا کنار پیادهرو به راحتی آثار مدفوع شهروندان دیده میشه 😉
https://www.instagram.com/p/Bg1c6l1ntC4/
ولی من یاد یه چیز دیگه افتادم.. یاد اظهارنظر یک محقق که گفته بود خیلی از مشکلات گوارشی انسانها ریشه در این داره که برخلاف حیوانات، خودشو مجبور کرده که در زمان و مکانهای خاصی عمل دفع رو انجام بده! یعنی خودشو نگه داره. بعید نیست با منطق فمنیسم امروزی، برسیم به جایی که در جهت رجعت به «خویشتن خویش»، دفع در هر مکانی و هر زمانی رو به عنوان تجددطلبی! تبلیغ کنند.
البته همین الانش هم شروع شده.. مثلا تو شهرهایی در آمریکا که لیبرالها و فمنیستها بشون تسلط دارند، مثل نیویورک و سانفرانسیسکو، تو ایستگاه مترو بوی ادرار میاد، و یا کنار پیادهرو به راحتی آثار مدفوع شهروندان دیده میشه 😉
https://www.instagram.com/p/Bg1c6l1ntC4/
❤2
ترامپ در سفرش به اروپا اول حمله بیرحمانهای به آنگلا مرکل کرد، به خاطر معامله انرژی که با روسیه بستن اما در مورد ناتو اونجوری که کاخسفید میخواد همکاری نمیکنند (البته آلمان داره پول خوبی میده، ولی بقیه کشورها نه. ترامپ به درستی به آلمان فهموند که مسئولیت بهراه کردن بقیه هم با آلمانه. مثل مسئول ساختمان که باید شارژ واحدها رو جمع کنه. ترامپ بشون فهموند که اگه در مورد امورات اتحادیه اروپا، آلمان آقابالاسر بقیه کشورهاست، در مورد امورات ناتو هم باید آقابالاسر باشه و شارژها رو جمع کنه)، و ازونجا به لندن رفت و ترزا می رو هم بینصیب نذاشت و کلا عملکردش در مورد برگزیت رو زیر سوال برد و تهدیدش کرد که با این وضعیت معاملات تجاری خوبی نمیتونه با آمریکا داشته باشه.
حالا دارن میگن دلیل این حملات و انتقادات اینه که اینها زنان قدرتمندی هستند، و ترامپ به عنوان یک مرد مردسالار، چشم نداره اینارو ببینه!
خانومهای سادهدل مملکت ما هم همچنان بر این باورند که فمنیسم دنبال انسانیته!.. بیدار شید عزیزان. فمنیسمی که در دهه هفتاد وجود داشت، به اهدافش رسید و تموم شد و رفت. زنها از پستوها بیرون اومدند و قصه دنیای قدیم به سر رسید. این فمنیسمی که الان هست یه زرنگبازی کثیفه.
چه حقهای برای فرار از مسئولیت و جوابگویی بهتر از زنستیز معرفی کردن منتقد؟ هرکس زیرسوالت برد، خیلی راحت بگو چون غرور مردانهش نمیذاره که وجود زن موفقی مثل منو بپذیره، بم حمله میکنه! واقعا چه حقهای بهتر ازین؟.. اما در واقعیت چه خبره؟ خبر اینه که ترزا می در عملکردش گند زده! مذاکرات برگزیت رو به نحوی پیش برده که انگار قراره منافع اتحادیه اروپا تأمین بشه نه انگلیس! و انقدر کش داده که همه خسته شدن. و همینها باعث شده شانس پیروزی محافظهکارها در انتخابات بعدی هم پایینتر بیاد. راستهای تند که تا الان ممکن بود به محافظهکارها رأی بدن، میخوان به حزب راستی که نظراتشون رو نمایندگی میکنه رأی بدن، و اگه حتی فقط ۶ درصد هم باشن کافیه تا رأیها پخش بشه و حزب کارگر، یعنی جرمی کوربین و بقیه اون دیوانههای ضدیهود، همه چیز رو در اختیار بگیرن. و این یعنی فارغ ازینکه لای پاهای ترزا می چه چیزهایی باشه، آمریکا دلایل خیلی خوبی داره که بش بگه داری چه غلطی میکنی؟
اتفاقا ترامپ در بین همه اون سیاستمدارهایی که اونجا جمع هستند، تنها کاراکتریه که فقط به منفعت و معامله فکر میکنه، نه به جنس طرف مقابل. ترامپ تو رختکن میتونه خیلی چیزها درباره زنها بگه، اما موقع معامله فقط به سود فکر میکنه. فمنیستها اگه واقعا دنبال زدودن سکسیسم از فضای عمومی بودند، باید آرزو میکردن تعداد سیاستمدارهایی که مثل ترامپ هستند بیشتر شه. ولی دنبال این چیزها نیستند. اونها فقط میخوان بچهزرنگ باشند.
حالا دارن میگن دلیل این حملات و انتقادات اینه که اینها زنان قدرتمندی هستند، و ترامپ به عنوان یک مرد مردسالار، چشم نداره اینارو ببینه!
خانومهای سادهدل مملکت ما هم همچنان بر این باورند که فمنیسم دنبال انسانیته!.. بیدار شید عزیزان. فمنیسمی که در دهه هفتاد وجود داشت، به اهدافش رسید و تموم شد و رفت. زنها از پستوها بیرون اومدند و قصه دنیای قدیم به سر رسید. این فمنیسمی که الان هست یه زرنگبازی کثیفه.
چه حقهای برای فرار از مسئولیت و جوابگویی بهتر از زنستیز معرفی کردن منتقد؟ هرکس زیرسوالت برد، خیلی راحت بگو چون غرور مردانهش نمیذاره که وجود زن موفقی مثل منو بپذیره، بم حمله میکنه! واقعا چه حقهای بهتر ازین؟.. اما در واقعیت چه خبره؟ خبر اینه که ترزا می در عملکردش گند زده! مذاکرات برگزیت رو به نحوی پیش برده که انگار قراره منافع اتحادیه اروپا تأمین بشه نه انگلیس! و انقدر کش داده که همه خسته شدن. و همینها باعث شده شانس پیروزی محافظهکارها در انتخابات بعدی هم پایینتر بیاد. راستهای تند که تا الان ممکن بود به محافظهکارها رأی بدن، میخوان به حزب راستی که نظراتشون رو نمایندگی میکنه رأی بدن، و اگه حتی فقط ۶ درصد هم باشن کافیه تا رأیها پخش بشه و حزب کارگر، یعنی جرمی کوربین و بقیه اون دیوانههای ضدیهود، همه چیز رو در اختیار بگیرن. و این یعنی فارغ ازینکه لای پاهای ترزا می چه چیزهایی باشه، آمریکا دلایل خیلی خوبی داره که بش بگه داری چه غلطی میکنی؟
اتفاقا ترامپ در بین همه اون سیاستمدارهایی که اونجا جمع هستند، تنها کاراکتریه که فقط به منفعت و معامله فکر میکنه، نه به جنس طرف مقابل. ترامپ تو رختکن میتونه خیلی چیزها درباره زنها بگه، اما موقع معامله فقط به سود فکر میکنه. فمنیستها اگه واقعا دنبال زدودن سکسیسم از فضای عمومی بودند، باید آرزو میکردن تعداد سیاستمدارهایی که مثل ترامپ هستند بیشتر شه. ولی دنبال این چیزها نیستند. اونها فقط میخوان بچهزرنگ باشند.
دوستان در نقد سفر پر از باخت ولایتی به روسیه، کمکهای بیشائبه این کشور به صدام در زمان جنگ رو یادآوری میکنند. هردفعه که معاملهای در کاره این یادآوری رو انجام میدن. بله اون یک واقعیت بود. حتی بحث این نیست که اگه کمکهای روسیه نبود احتمال داشت تلفات خیلی کمتری بدیم، اون کمکها انقدر مهم بود که اگه وجود نداشت احتمالا صدام اصلا حمله نمیکرد، که بعد لازم باشه درباره تلفات بحث کنیم. اما این واقعیت با همه بزرگیش، متعلق به گذشتهست. اگه قرار بود سوابق کشورها رو بکشیم بیرون.. خب همین برندهای اتومبیلسازی مشهور آلمان که الان این همه پرستیژ دارند در بازار دنیا، یه زمانی برای نازیها خودرو میساختن.. باید همشون رو بایکوت کرد!
بعضیها چنان روسیهستیزند که گویی اگه روزی نظم حاکم فرو ریخت و سیستم دیگهای حاکم شد، باید بعد از آشتی با آمریکا شروع کنیم به دشمنی با روسیه! یا باید با عربستان متحد بشیم و با عراق، متخاصم! این هم همونقدر احمقانهست. حفظ منافع ملی، یعنی حداقلی کردن هزینهها. نه جابجا کردن هزینهها. درسته دشمنی با روسیه به اندازه دشمنی با آمریکا هزینه نداره (و قابل مقایسه نیست) ولی به هرحال هزینهست، و اونی که دنبال منافع ملیه، حتی همین هزینه رو هم نباید بپذیره.
یه ذهنیت دیگه هم در کنار این رویه غلط وجود داره که روسها رو ذاتا خبیث حساب میکنه! و نه به جنگ هشتساله، که به همین دوران بعد از جنگ استناد میکنه که بارها پشت جمهوریاسلامی رو خالی کردند. و نتیجه میگیره هرگونه کار کردن با اینها بیفایدهست، یا پرضرره! باید ازین عزیزان پرسید چطور وقتی بقیه با روسیه معامله میکنند انقدر ضرر نمیکنند؟ برید قراردادهایی که هند با روسیه بسته (چه در بخش نظامی، و چه در بخش انرژی) رو چک کنید و ببینید اثری از ضرر برای هند توش میبینید یا نه. باید قدرت داشت تا بشه معاملات خوب انجام داد. وقتی که نه قدرت نظامی داری، نه قدرت اقتصادی داری، و نه قدرت سیاسی، بعد میری پای میز مذاکره یا معامله، معلومه که آدم حسابت نمیکنند، ربطی به خباثت و ژنشون و تاریخشون نداره. عجیبه که حتی اونایی که مخالف نظام هستند هم متوجه نیستند که باختهای نظام در برابر روسیه، تقصیر خود نظامه، نه روسیه!
بعضیها چنان روسیهستیزند که گویی اگه روزی نظم حاکم فرو ریخت و سیستم دیگهای حاکم شد، باید بعد از آشتی با آمریکا شروع کنیم به دشمنی با روسیه! یا باید با عربستان متحد بشیم و با عراق، متخاصم! این هم همونقدر احمقانهست. حفظ منافع ملی، یعنی حداقلی کردن هزینهها. نه جابجا کردن هزینهها. درسته دشمنی با روسیه به اندازه دشمنی با آمریکا هزینه نداره (و قابل مقایسه نیست) ولی به هرحال هزینهست، و اونی که دنبال منافع ملیه، حتی همین هزینه رو هم نباید بپذیره.
یه ذهنیت دیگه هم در کنار این رویه غلط وجود داره که روسها رو ذاتا خبیث حساب میکنه! و نه به جنگ هشتساله، که به همین دوران بعد از جنگ استناد میکنه که بارها پشت جمهوریاسلامی رو خالی کردند. و نتیجه میگیره هرگونه کار کردن با اینها بیفایدهست، یا پرضرره! باید ازین عزیزان پرسید چطور وقتی بقیه با روسیه معامله میکنند انقدر ضرر نمیکنند؟ برید قراردادهایی که هند با روسیه بسته (چه در بخش نظامی، و چه در بخش انرژی) رو چک کنید و ببینید اثری از ضرر برای هند توش میبینید یا نه. باید قدرت داشت تا بشه معاملات خوب انجام داد. وقتی که نه قدرت نظامی داری، نه قدرت اقتصادی داری، و نه قدرت سیاسی، بعد میری پای میز مذاکره یا معامله، معلومه که آدم حسابت نمیکنند، ربطی به خباثت و ژنشون و تاریخشون نداره. عجیبه که حتی اونایی که مخالف نظام هستند هم متوجه نیستند که باختهای نظام در برابر روسیه، تقصیر خود نظامه، نه روسیه!
این توعیت توجه زیادی جلب کرد دو سه روز پیش. سمت چپ خبر کایلی جنر رو گذاشته که همونطور که احتمالا خبر دارید یه کمپین راه انداختن که با یه گلریزون بزرگ، این دختر بیست ساله رو میلیاردر کنند (صد میلیون دلار کم داره!) و سمت راست خبر یه بیمار دیابتی رو گذاشته که چون برای مادر تازه از دنیا رفتهش به یه ایالت دیگه سفر کرده بود، شرکت بیمهش هزینه انسولینی که تو اون ایالت باید میخرید رو متقبل نمیشد، و یه گلریزون راه انداخت واسه خودش تا ۷۵۰ دلار جمع کنه، که جمع هم شد ولی ۵۰ دلار کم اومد، و میگن در نهایت به خاطر کمبود انسولین فوت کرد! یعنی از یه طرف بدون هیچ دلیلی هزاران دلار برای سلبریتیای که نیاز به پول نداره جمع میشه، اما یک بیمار لنگ ۵۰ دلار میمونه و حتی میمیره! حس خودانتقادی «چقدر بدیم ما» که در غرب رایجه (برخلاف چقدر خوبیم ما، که در ایران رایجه)، باعث شد چندصدهزار لایک بخوره. اما توعیتی که زیرش اضافه کرد زیاد به چشم نیومد. توی اون توعیت میگه:
«سیستم اقتصادی که توش ما پولدارها رو میپرستیم و فقرا رو طرد میکنیم، جواب نمیده. در ثروتمندترین کشور سیاره زمین، میلیونها نفر در فقر بسر میبرند و بیمه درمانی درست حسابی ندارند. من همه رو تشویق میکنم که یه نگاهی به سازمان سوسیالیستهای آمریکا بندازن».
اونایی که توعیت بالا رو ریتوعیت کردن نمیدونستن که این یه آگهی تبلیغاتی واسه سوسیالیسم بوده، یا میدونستن و اهمیتی ندادن.
واسه سوسیالیستها اینکه اون بنده خدا به خاطر نداشتن انسولین مرده، مهم نیست. مرگ اون فقط یه ابزار تبلیغاتیه. اون چیزی که حرصشون رو در میاره اینه که: اولا، چرا یه جامعه باید انقدر پول اضافی داشته باشه که بتونه چند میلیارد دلارش رو فقط تو کمپینهای بیمعنی بریزه دور؟ مردم نباید اجازه داشته باشند که انقدر پول اضافه داشته باشند، دولت باید انقدر تیغشون بزنه که چیز اضافهای باقی نمونه. و دوما، چرا مردم باید انقدر آزاد باشند که به هرکس که دلشون میخواد کمک کنند، نه به اونایی که ماها تشخیص میدیم؟ دولت، یا طبقه روشنفکر باید تعیین کنه که پولها باید کجا صرف بشه. سوما، اصلا چه معنی داره که سرنوشت افراد با هم متفاوت باشه؟ اگه قراره کسی تو ۴۵ سالگی بمیره، هممون باید تو ۴۵ سالگی بمیریم، و اگه قراره کسی ۹۵ سال عمر کنه، هممون باید ۹۵ سال زنده بمونیم! نظام هستی بیخود کرده که زندگی رو کوپنی نکرده و به یکی کم میده و به یکی زیاد!
این چیزها فقط از ذهن یک لوزر بیرون میاد. در سالهای اخیر میانگین سنی اعضای این سازمان به زیر ۴۰ رسیده! یعنی یه مشت علاف که اگه بخوایم به فارسی سخت صحبت کنیم دارن از شدت حسادت به کایلی جنر، از وسط جر میخورند!
هزینه انسولین در آمریکا ماهی ۳۶۰ دلاره. میگن گرونه، ولی ۳۶۰ دلار برای چیزی که آدم رو زنده نگه میداره گرونه؟ اون چیزی که انقدر ارزونش کرد، سرمایهداری بود، نه سوسیالیسم. اگه حتی درآمدش فقط ۱۵۰۰ دلار هم بود، هزینه انسولین فقط یک چهارم حقوق ماهیانهش بود. که تازه قرار نبوده هر ماه بده. داشته بیمه میداده. فقط قرار بوده دو ماه که خونه مادرشه، از جیب بده. یعنی نمیتونست در طول یکسال ۷۰۰ دلار بذاره کنار؟ چطور مهاجران مکزیکی غیرقانونی میتونن بذارن کنار؟ شرط میبندم اگه فاکتورهای خرید روزمرهش در اختیارمون بود، میدیدید که هرماه کلی خرج عطینا میشده. توقع عزیزان سوسیالیست اینه: باید خرج عطینا بکنیم، هیچ پس اندازی هم نداشته باشیم، قرارداد بیمهمون هم درست نخونیم، و هیچ مشکلی هم پیش نیاد. و اگه پیش اومد یعنی نظام اقتصادی ظالمه! کلا انسان خودش نباید تلاشی برای بقای خودش بکنه، مسئولیت بقا رو باید کنتراتی بدیم به پیمانکار همیشه فشلی به نام گاورمنت!
همینقدر تباه.
«سیستم اقتصادی که توش ما پولدارها رو میپرستیم و فقرا رو طرد میکنیم، جواب نمیده. در ثروتمندترین کشور سیاره زمین، میلیونها نفر در فقر بسر میبرند و بیمه درمانی درست حسابی ندارند. من همه رو تشویق میکنم که یه نگاهی به سازمان سوسیالیستهای آمریکا بندازن».
اونایی که توعیت بالا رو ریتوعیت کردن نمیدونستن که این یه آگهی تبلیغاتی واسه سوسیالیسم بوده، یا میدونستن و اهمیتی ندادن.
واسه سوسیالیستها اینکه اون بنده خدا به خاطر نداشتن انسولین مرده، مهم نیست. مرگ اون فقط یه ابزار تبلیغاتیه. اون چیزی که حرصشون رو در میاره اینه که: اولا، چرا یه جامعه باید انقدر پول اضافی داشته باشه که بتونه چند میلیارد دلارش رو فقط تو کمپینهای بیمعنی بریزه دور؟ مردم نباید اجازه داشته باشند که انقدر پول اضافه داشته باشند، دولت باید انقدر تیغشون بزنه که چیز اضافهای باقی نمونه. و دوما، چرا مردم باید انقدر آزاد باشند که به هرکس که دلشون میخواد کمک کنند، نه به اونایی که ماها تشخیص میدیم؟ دولت، یا طبقه روشنفکر باید تعیین کنه که پولها باید کجا صرف بشه. سوما، اصلا چه معنی داره که سرنوشت افراد با هم متفاوت باشه؟ اگه قراره کسی تو ۴۵ سالگی بمیره، هممون باید تو ۴۵ سالگی بمیریم، و اگه قراره کسی ۹۵ سال عمر کنه، هممون باید ۹۵ سال زنده بمونیم! نظام هستی بیخود کرده که زندگی رو کوپنی نکرده و به یکی کم میده و به یکی زیاد!
این چیزها فقط از ذهن یک لوزر بیرون میاد. در سالهای اخیر میانگین سنی اعضای این سازمان به زیر ۴۰ رسیده! یعنی یه مشت علاف که اگه بخوایم به فارسی سخت صحبت کنیم دارن از شدت حسادت به کایلی جنر، از وسط جر میخورند!
هزینه انسولین در آمریکا ماهی ۳۶۰ دلاره. میگن گرونه، ولی ۳۶۰ دلار برای چیزی که آدم رو زنده نگه میداره گرونه؟ اون چیزی که انقدر ارزونش کرد، سرمایهداری بود، نه سوسیالیسم. اگه حتی درآمدش فقط ۱۵۰۰ دلار هم بود، هزینه انسولین فقط یک چهارم حقوق ماهیانهش بود. که تازه قرار نبوده هر ماه بده. داشته بیمه میداده. فقط قرار بوده دو ماه که خونه مادرشه، از جیب بده. یعنی نمیتونست در طول یکسال ۷۰۰ دلار بذاره کنار؟ چطور مهاجران مکزیکی غیرقانونی میتونن بذارن کنار؟ شرط میبندم اگه فاکتورهای خرید روزمرهش در اختیارمون بود، میدیدید که هرماه کلی خرج عطینا میشده. توقع عزیزان سوسیالیست اینه: باید خرج عطینا بکنیم، هیچ پس اندازی هم نداشته باشیم، قرارداد بیمهمون هم درست نخونیم، و هیچ مشکلی هم پیش نیاد. و اگه پیش اومد یعنی نظام اقتصادی ظالمه! کلا انسان خودش نباید تلاشی برای بقای خودش بکنه، مسئولیت بقا رو باید کنتراتی بدیم به پیمانکار همیشه فشلی به نام گاورمنت!
همینقدر تباه.
❤7
یک توصیه برادرانه
به خاطر بدبختیهای گوارشیم بم توصیه شد آب زیاد بخورم، و علیرغم میل باطنی این کار رو کردم. و باید الان بگم خاک بر سرم که انقدر دیر اینکارو شروع کردم. شاید از فرط بدیهی بودن مسخره به نظر برسه، ولی مهمترین کاری که در طول روز باید انجام بدید خوردن هشت تا ده لیوان آبه! اصلا نمیخوام مثل تبلیغات داروهای گیاهی، ادعای معجزه بکنم. هیچ معجزهای در کار نیست، آب سرطان رو درمان نمیکنه، آنتیبیوتیک نیست، ویتامین نیست، خیلی چیزها که لازمه باشند نیست، اما خیلی چیزها رو میتونه تغییر بده. این هشت تا ده لیوان آب، کلا منو تغییر داده. همه اعضای آدم یه جور دیگه کار میکنند. از سیستم گوارش گرفته تا مغز. حتی با مصرف آب بیشتر، شوخیهای بیشتری به ذهنم میرسه! (میگن برای بهبود کیفیت رابطه جنسی هم خوبه، ولی من چون در اون حیطه فعالیتی ندارم قاعدتا نمیتونم نظری بدم، ولی ندید میتونم بگم بیتأثیر نیست). یک عمر بدن رو در عطش نگه داشتم و خبر نداشتم. الان چنان ایمانی به آب پیدا کردم که معتقدم تمام مسئولین مملکت باید قبل از تصدی هر پستی، چک بشن که آیا به اندازه کافی آب میخورن یا نه. چون مطمئنم اونایی که کم میخورن تصمیمات غلط بیشتری میگیرند.
خلاصه اوصیکم بالماء!
به خاطر بدبختیهای گوارشیم بم توصیه شد آب زیاد بخورم، و علیرغم میل باطنی این کار رو کردم. و باید الان بگم خاک بر سرم که انقدر دیر اینکارو شروع کردم. شاید از فرط بدیهی بودن مسخره به نظر برسه، ولی مهمترین کاری که در طول روز باید انجام بدید خوردن هشت تا ده لیوان آبه! اصلا نمیخوام مثل تبلیغات داروهای گیاهی، ادعای معجزه بکنم. هیچ معجزهای در کار نیست، آب سرطان رو درمان نمیکنه، آنتیبیوتیک نیست، ویتامین نیست، خیلی چیزها که لازمه باشند نیست، اما خیلی چیزها رو میتونه تغییر بده. این هشت تا ده لیوان آب، کلا منو تغییر داده. همه اعضای آدم یه جور دیگه کار میکنند. از سیستم گوارش گرفته تا مغز. حتی با مصرف آب بیشتر، شوخیهای بیشتری به ذهنم میرسه! (میگن برای بهبود کیفیت رابطه جنسی هم خوبه، ولی من چون در اون حیطه فعالیتی ندارم قاعدتا نمیتونم نظری بدم، ولی ندید میتونم بگم بیتأثیر نیست). یک عمر بدن رو در عطش نگه داشتم و خبر نداشتم. الان چنان ایمانی به آب پیدا کردم که معتقدم تمام مسئولین مملکت باید قبل از تصدی هر پستی، چک بشن که آیا به اندازه کافی آب میخورن یا نه. چون مطمئنم اونایی که کم میخورن تصمیمات غلط بیشتری میگیرند.
خلاصه اوصیکم بالماء!
❤113
در تأیید این تحلیل اینو هم اضافه کنم که اعتراضات دیماه ایران، و بصره و نجف در عراق، ازین منظر کپی هم هستند که هردو کاملا طوفانی، و بدون اطلاعرسانی قبلی رخ دادند. گویی نیازی به مشارکت عموم مردم نبوده! و هر دو خیلی قبلتر از اینکه حجم تجمعات زیاد بشه، مستقیم رفتند سراغ ساختمانهای حکومتی! که یه روش قرنبیستمی در تظاهراته و در اعتراضات امروزی که بیشتر رو نافرمانی تأکید داره و نه گلاویز شدن بیثمر با مأموران، این حرکتها نباید دیده بشه. لذا گویی هدف ازین تظاهرات، نمایش اعتراضه، نه خود اعتراض، و با حمله به ساختمانها قصد تهدید و ارعاب حاکمیت رو دارند.
موضع ما در برابر این دعواهای درون خانوادگی، باید صرفا حول مسائل حقوقبشری باشه که ممکنه برای آدمای زیر دست و پا پیش بیاد. هر کاری خارج ازین مرز، خوشخدمتی به یکی از طرفینه.
نظام الیگارشی شیعی به جاهای باریک مسیر خودش رسیده، و حالا که دارن برای هم نور بالا میزنن، ما باید چراغهامون رو خاموش کنیم فعلا.
https://news.1rj.ru/str/farhadjafaripolitic/41
موضع ما در برابر این دعواهای درون خانوادگی، باید صرفا حول مسائل حقوقبشری باشه که ممکنه برای آدمای زیر دست و پا پیش بیاد. هر کاری خارج ازین مرز، خوشخدمتی به یکی از طرفینه.
نظام الیگارشی شیعی به جاهای باریک مسیر خودش رسیده، و حالا که دارن برای هم نور بالا میزنن، ما باید چراغهامون رو خاموش کنیم فعلا.
https://news.1rj.ru/str/farhadjafaripolitic/41
Telegram
Farhad jafari
[منشاء واحدِ اعتراضات دی ماه در عمدتا غرب سنی نشین ایران، و تیرماه در جنوب شیعه نشین شرقِ عراق!]
.
.
به نظرم باتوجه به آثار و شواهد متعدد؛ بتوان مدعی شد:
"تظاهرات های ضدجمهوری اسلامی در شهرهای شیعه نشین جنوب عراق"؛ توسط همان اشخاص و جریانی ترتیب داده و…
.
.
به نظرم باتوجه به آثار و شواهد متعدد؛ بتوان مدعی شد:
"تظاهرات های ضدجمهوری اسلامی در شهرهای شیعه نشین جنوب عراق"؛ توسط همان اشخاص و جریانی ترتیب داده و…
❤4