عنقاء
مَلعَبۀ ملوک.pdf
🔍 ارتباط کعبه با حج در اسلامِ آغازین
📌 مجموعهٔ «کعبه و حج در اسلام آغازین از نگاه جرالد آر.هاوتینگ»
✨ مقالۀ نخست: «مَلعَبۀ مُلوک؛ حدیث عایشه، ابنزبیر و بازسازی کعبه»
📜 فرستهٔ ۴: بخشهایی از متن مقاله
🔻 به نظر میرسد دو احتمال دربارۀ حدیث عایشه وجود دارد. ما میتوانیم آنچه که سنت دربارۀ تاریخ ساخت کعبه در دوران بحث شده در این مقاله و رفتار و خواستههای طرفهای مختلف درگیر به ما میگوید، بپذیریم. آنوقت حدیث عایشه را میتوان به عنوان بیان حقیقی افکار پیامبر دربارۀ کعبه فهم کرد. پیامد این حدیث دربارۀ ناکاملی کعبۀ موجود، شرایط و وقایع تاریخی را نشان میدهد. بدون تردید بیشتر مسلمانانی که از سنت آگاهی دارند آن را اینگونه خواهند دید: این واقعیت که کعبه، به جای خواستههای پیامبر، بازتابی از خواستههای قریش کافر است نیز یکی دیگر از پیامدهای شوم عملکرد حاکمان و افراد بیتقوایی است که اسلام حقیقی را به نفع اغراض خود تباه کردند.
🔻 جایگزین بدیهی این است که روایت عایشه در حلقههای زبیری شکل گرفته و نمایندۀ سخنان و باورهای منتسب به پیامبر باشد تا اینکه از خود او [پیامبر] آغاز شده باشد. پژوهشهای اخیر نشان دادهاند این زبیریان بودند که نخستینبار بر اهمیت محمد به عنوان پیامبری در کانون هویت اسلامی تأکید کردند، بر خلاف خلفای سفیانی که تأکیدشان بر جایگاه خلیفه بود و رغبت چندانی به ترویج هویتی محمدی برای دین در حال ظهور نداشتند.
🔻پس اگر فرض کنیم حدیث عایشه از چنین بافتاری میآید، اگرچه دربارۀ سازندۀ آن نمیتوان چندان دقیق بود، نکتۀ اصلی این خواهد بود که این سخنان به پیامبر نسبت داده شده است و گفتۀ خود او نیست و این انتساب با هدفی صورت گرفته است. آشکارترین هدف، ادعا کردنِ تاییدیهای محمدی و ابراهیمی برای حَرَمی است که ابنزبیر برپا کرد: او آرزویی را محقق میکرد که پیامبر بیان کرده بود، و بیت یا کعبهاش همانند آنی بود که ابراهیم در همان مکان بنا کرده بود.
🔻 تصویر بزرگتری که تمام این موارد در آن معنا مییابَد، تأسیس حَرَم اسلامی در قالب کعبه در مکّه است. این جریان معمولاً با تسخیر مکّه توسط پیامبر (فتح) مرتبط میشود و تحولات بعدی مرتبط با ابنزبیر و الحجاج، صرفاً به عنوان ضمیمه، دیده میشوند. جایگزینی که در اینجا مطرح شد این است که رویداد کلیدی حقیقی، تصمیم ابنزبیر برای تخریب کعبۀ مَکّی و جایگزین کردنش با بنایی متفاوت بوده است. تا پیش از آن کعبه هنوز حَرَمی پیشااسلامی در مکّه بود و ابنزبیر نخستین فردی بود که حَرَمی اسلامی در جایی بنا کرد که در آن زمان برای نخستینبار به عنوان مکانِ حَرَم ابراهیم، شناخته شد.
#کعبه #بازسازی_کعبه #حج #اسلام_آغازین #هاوتینگ
#The_Kaʿba #Rebuilding_the_Kaʿba #the_Dome_of_the_Rock #The_Umayyad_dynasty
#Hawting
#A_Plaything_for_Kings
✒️Pseudo -Theophorus
@anqanotes
📌 مجموعهٔ «کعبه و حج در اسلام آغازین از نگاه جرالد آر.هاوتینگ»
✨ مقالۀ نخست: «مَلعَبۀ مُلوک؛ حدیث عایشه، ابنزبیر و بازسازی کعبه»
📜 فرستهٔ ۴: بخشهایی از متن مقاله
🔻 به نظر میرسد دو احتمال دربارۀ حدیث عایشه وجود دارد. ما میتوانیم آنچه که سنت دربارۀ تاریخ ساخت کعبه در دوران بحث شده در این مقاله و رفتار و خواستههای طرفهای مختلف درگیر به ما میگوید، بپذیریم. آنوقت حدیث عایشه را میتوان به عنوان بیان حقیقی افکار پیامبر دربارۀ کعبه فهم کرد. پیامد این حدیث دربارۀ ناکاملی کعبۀ موجود، شرایط و وقایع تاریخی را نشان میدهد. بدون تردید بیشتر مسلمانانی که از سنت آگاهی دارند آن را اینگونه خواهند دید: این واقعیت که کعبه، به جای خواستههای پیامبر، بازتابی از خواستههای قریش کافر است نیز یکی دیگر از پیامدهای شوم عملکرد حاکمان و افراد بیتقوایی است که اسلام حقیقی را به نفع اغراض خود تباه کردند.
🔻 جایگزین بدیهی این است که روایت عایشه در حلقههای زبیری شکل گرفته و نمایندۀ سخنان و باورهای منتسب به پیامبر باشد تا اینکه از خود او [پیامبر] آغاز شده باشد. پژوهشهای اخیر نشان دادهاند این زبیریان بودند که نخستینبار بر اهمیت محمد به عنوان پیامبری در کانون هویت اسلامی تأکید کردند، بر خلاف خلفای سفیانی که تأکیدشان بر جایگاه خلیفه بود و رغبت چندانی به ترویج هویتی محمدی برای دین در حال ظهور نداشتند.
🔻پس اگر فرض کنیم حدیث عایشه از چنین بافتاری میآید، اگرچه دربارۀ سازندۀ آن نمیتوان چندان دقیق بود، نکتۀ اصلی این خواهد بود که این سخنان به پیامبر نسبت داده شده است و گفتۀ خود او نیست و این انتساب با هدفی صورت گرفته است. آشکارترین هدف، ادعا کردنِ تاییدیهای محمدی و ابراهیمی برای حَرَمی است که ابنزبیر برپا کرد: او آرزویی را محقق میکرد که پیامبر بیان کرده بود، و بیت یا کعبهاش همانند آنی بود که ابراهیم در همان مکان بنا کرده بود.
🔻 تصویر بزرگتری که تمام این موارد در آن معنا مییابَد، تأسیس حَرَم اسلامی در قالب کعبه در مکّه است. این جریان معمولاً با تسخیر مکّه توسط پیامبر (فتح) مرتبط میشود و تحولات بعدی مرتبط با ابنزبیر و الحجاج، صرفاً به عنوان ضمیمه، دیده میشوند. جایگزینی که در اینجا مطرح شد این است که رویداد کلیدی حقیقی، تصمیم ابنزبیر برای تخریب کعبۀ مَکّی و جایگزین کردنش با بنایی متفاوت بوده است. تا پیش از آن کعبه هنوز حَرَمی پیشااسلامی در مکّه بود و ابنزبیر نخستین فردی بود که حَرَمی اسلامی در جایی بنا کرد که در آن زمان برای نخستینبار به عنوان مکانِ حَرَم ابراهیم، شناخته شد.
#کعبه #بازسازی_کعبه #حج #اسلام_آغازین #هاوتینگ
#The_Kaʿba #Rebuilding_the_Kaʿba #the_Dome_of_the_Rock #The_Umayyad_dynasty
#Hawting
#A_Plaything_for_Kings
✒️Pseudo -Theophorus
@anqanotes
Telegram
آشیانهی عنقاء
🖼️ قدیمیترین تصویرِ موجود از کعبه که در سال ۱۸۸۰ میلادی / ۱۲۹۷ هجری توسط محمد صادق بِیک، مهندسِ مصریِ ارتشِ عثمانی گرفته شده است؛ به همراهِ تصویرِ رویِ درهمی عرب-ساسانی ضرب شده توسط عبدالملک بن عبدالله بن عامر، حاکم زبیریِ فارس، در بیشاپور، سال ۶۷ هجری.…
👍17👎1
ابنزبیر، کعبه و قبة الصخره.pdf
1.6 MB
📌 ترجمهٔ مقالۀ دوم از مجموعهٔ کعبه و حج در اسلام آغازین از نگاه جرالد آر.هاوتینگ، با عنوان: «ابنزبیر، کعبه و قبةالصخره»
@anqanotes
@anqanotes
👍12👎1
عنقاء
ابنزبیر، کعبه و قبة الصخره.pdf
🔍 ارتباط کعبه با حج در اسلامِ آغازین
📌 مجموعهٔ «کعبه و حج در اسلام آغازین از نگاه جرالد آر.هاوتینگ»
✨ مقالۀ دوم: «ابنزبیر، کعبه و قبةالصخره»
📜 فرستهٔ ۱: شرح محتوای مقاله
🔻هاوتینگ در این مقاله با نقلِ روایتی از یعقوبی، تاریخنگارِ قرن چهارم هجری، روند تطورِ حج در نخستین دهههایِ ظهور اسلام و به ویژه در دورانِ فتنۀ دوم را بررسی میکند. در این روایت، عبدالملک بن مروان با بنایِ قبةالصخره در اورشلیم سعی میکند جریان حج را از مکّه و حجاز به سمتِ اورشلیم بازگرداند.
🔻هاوتینگ در این روایت، رگههایی از واقعیت را میبینَد و معتقد است این عملِ عبدالملک، واکنشی به اقداماتِ ابنزبیر در مکّه و بر رویِ کعبه بوده و هر دو، پاسخهایی جداگانه از طرفِ گروههایِ درگیر در فتنۀ دوم به نیاز به وجودِ حَرَمی ابراهیمی در اسلامِ آغازین بودهاست. در واقع حَرَمِ اورشلیم، پاسخی به ساختِ حَرَمی در مکّه بودهاست.
🔻او میکوشد پاسخی برای این پرسش فراهم آورَد که آیا کعبه در دهههایِ آغازینِ اسلام همان نقشی را در آیینِ حج داشتهاست که بعدها مییابد، یعنی زمانی که حج به عنوانِ یکی از ارکانِ اسلام تثبیت میشود. به نظر او در دورانِ شکلگیریِ اسلام، حج به عنوانِ آیینی که مناسکِ اصلیِ آن بیرون از مکّه و در عرفات انجام میشده است با مراسمِ مرتبط با کعبه و خودِ مکّه یعنی عُمره تفاوت داشته و ادغامِ این دو آیین در هم، از نتایجِ فتنۀ دوم بودهاست.
🔻 پس از کشته شدن ابنزبیر و تسلط مروانیان بر مکّه، حجاجِ بن یوسف، فرمانده اُمَویان، کعبۀ ابنزبیر را خراب میکند و آن را به شکلِ پیشین باز میگرداند. پس از این واقعه است که اورشلیم در رقابت با مکّه، به ردۀ دوم تنزل مییابد و جایگاهِ مکّه و کعبه به عنوان جغرافیایِ مقدس اسلام، تثبیت میشود و سه سال بعد، عبدالملک در مقام خلیفه و به عنوانِ امیرالحج، عازم حج و مکّه میشود و کعبه را طواف میکنَد.
🔻 هاوتینگ با استناد به دو روایتی که طبری از واقدی دربارۀ حجِ سال 72 هجری نقل کردهاست، میگوید، تا آن سال، جزء بنیادینِ مناسکِ حج، وقوف در عرفه بودهاست و به نظر نمیآید کعبه و مناسکِ آن، بخشی ضروری از حج بودهباشد. او با اشاره به تغییراتِ ابنزبیر در بنای کعبه، نتیجه میگیرد، تا پیش از این، کعبه ارتباطی با ابراهیم نداشت و پس از این بازسازی بود که برای آن ریشههایِ ابراهیمی در نظر گرفته شد و با ادغامِ آیینهایِ مرتبط با آن در حج (تلفیق عُمره و حج)، این آیین اسلامی نیز با ابراهیم مرتبط شد.
#کعبه #بازسازی_کعبه #حج #اسلام_آغازین #هاوتینگ
#The_Kaʿba #Rebuilding_the_Kaʿba #the_Dome_of_the_Rock #The_Umayyad_dynasty
#Hawting
#IBN_AL_ZUBAYR
✒️Pseudo -Theophorus
@anqanotes
📌 مجموعهٔ «کعبه و حج در اسلام آغازین از نگاه جرالد آر.هاوتینگ»
✨ مقالۀ دوم: «ابنزبیر، کعبه و قبةالصخره»
📜 فرستهٔ ۱: شرح محتوای مقاله
🔻هاوتینگ در این مقاله با نقلِ روایتی از یعقوبی، تاریخنگارِ قرن چهارم هجری، روند تطورِ حج در نخستین دهههایِ ظهور اسلام و به ویژه در دورانِ فتنۀ دوم را بررسی میکند. در این روایت، عبدالملک بن مروان با بنایِ قبةالصخره در اورشلیم سعی میکند جریان حج را از مکّه و حجاز به سمتِ اورشلیم بازگرداند.
🔻هاوتینگ در این روایت، رگههایی از واقعیت را میبینَد و معتقد است این عملِ عبدالملک، واکنشی به اقداماتِ ابنزبیر در مکّه و بر رویِ کعبه بوده و هر دو، پاسخهایی جداگانه از طرفِ گروههایِ درگیر در فتنۀ دوم به نیاز به وجودِ حَرَمی ابراهیمی در اسلامِ آغازین بودهاست. در واقع حَرَمِ اورشلیم، پاسخی به ساختِ حَرَمی در مکّه بودهاست.
🔻او میکوشد پاسخی برای این پرسش فراهم آورَد که آیا کعبه در دهههایِ آغازینِ اسلام همان نقشی را در آیینِ حج داشتهاست که بعدها مییابد، یعنی زمانی که حج به عنوانِ یکی از ارکانِ اسلام تثبیت میشود. به نظر او در دورانِ شکلگیریِ اسلام، حج به عنوانِ آیینی که مناسکِ اصلیِ آن بیرون از مکّه و در عرفات انجام میشده است با مراسمِ مرتبط با کعبه و خودِ مکّه یعنی عُمره تفاوت داشته و ادغامِ این دو آیین در هم، از نتایجِ فتنۀ دوم بودهاست.
🔻 پس از کشته شدن ابنزبیر و تسلط مروانیان بر مکّه، حجاجِ بن یوسف، فرمانده اُمَویان، کعبۀ ابنزبیر را خراب میکند و آن را به شکلِ پیشین باز میگرداند. پس از این واقعه است که اورشلیم در رقابت با مکّه، به ردۀ دوم تنزل مییابد و جایگاهِ مکّه و کعبه به عنوان جغرافیایِ مقدس اسلام، تثبیت میشود و سه سال بعد، عبدالملک در مقام خلیفه و به عنوانِ امیرالحج، عازم حج و مکّه میشود و کعبه را طواف میکنَد.
🔻 هاوتینگ با استناد به دو روایتی که طبری از واقدی دربارۀ حجِ سال 72 هجری نقل کردهاست، میگوید، تا آن سال، جزء بنیادینِ مناسکِ حج، وقوف در عرفه بودهاست و به نظر نمیآید کعبه و مناسکِ آن، بخشی ضروری از حج بودهباشد. او با اشاره به تغییراتِ ابنزبیر در بنای کعبه، نتیجه میگیرد، تا پیش از این، کعبه ارتباطی با ابراهیم نداشت و پس از این بازسازی بود که برای آن ریشههایِ ابراهیمی در نظر گرفته شد و با ادغامِ آیینهایِ مرتبط با آن در حج (تلفیق عُمره و حج)، این آیین اسلامی نیز با ابراهیم مرتبط شد.
#کعبه #بازسازی_کعبه #حج #اسلام_آغازین #هاوتینگ
#The_Kaʿba #Rebuilding_the_Kaʿba #the_Dome_of_the_Rock #The_Umayyad_dynasty
#Hawting
#IBN_AL_ZUBAYR
✒️Pseudo -Theophorus
@anqanotes
Telegram
آشیانهی عنقاء
🖼️ قدیمیترین تصویرِ موجود از کعبه که در سال ۱۸۸۰ میلادی / ۱۲۹۷ هجری توسط محمد صادق بِیک، مهندسِ مصریِ ارتشِ عثمانی گرفته شده است؛ به همراهِ تصویرِ رویِ درهمی عرب-ساسانی ضرب شده توسط عبدالملک بن عبدالله بن عامر، حاکم زبیریِ فارس، در بیشاپور، سال ۶۷ هجری.…
👍14👎2
ایران سرزمین من است و در تب و تابم برای ایرانیان؛ مردمانی که شایستهی بهروزیاند، برخاسته از اندیشه و بازوان توانای خویش؛ رهیده از بیخردان و مردمفریبان و دینفروشان؛ بینیاز از سخنان ناپالوده و دستان بهخونآلودهی بیگانگان.
ز پوچ جهان هیچ اگر دوست دارم
تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم
تو را ای کهن پیر جاوید برنا
تو را دوست دارم، اگر دوست دارم
تو را ای گرانمایه، دیرینه ایران
تو را ای گرامی گهر دوست دارم
جهان تا جهان است، پیروز باشی
برومند و بیدار و بهروز باشی
— مهدی اخوان ثالث
@anqanotes
ز پوچ جهان هیچ اگر دوست دارم
تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم
تو را ای کهن پیر جاوید برنا
تو را دوست دارم، اگر دوست دارم
تو را ای گرانمایه، دیرینه ایران
تو را ای گرامی گهر دوست دارم
جهان تا جهان است، پیروز باشی
برومند و بیدار و بهروز باشی
— مهدی اخوان ثالث
@anqanotes
👍100👎5
🔍 نقشِ ادبیات و زبانِ فارسی در گسترش فرهنگ ایرانی و اسلامی در سرزمینهای شرق و جنوبشرق آسیا
✨ تازههای نشر
📌 انتشار کتاب نثر فارسی فرا-مرزی و شکل گیری ادبیات اسلامی مالایی نوشتهی مجید دانشگر در سال ۲۰۲۵ میلادی از سوی نشر دانشگاه ادینبرا
🔻 بنیاد یادمان گیب و انتشارات دانشگاه ادینبرو کتابی با عنوان «نثر فارسی فرا-مرزی و شکل گیری ادبیات اسلامی مالایی» را اخیرا منتشر کردهاند. این کتاب نتیجهی بیش از هفت سال پژوهش مجید دانشگر دربارهی «دُرّالمجالس» اثر سیف ظفر است. پس از اتمام این اثر در سدهی هشتم هجری (چهاردهم میلادی)، نسخههای کوتاه و بلندی از آن در سرتاسر جهان بازنویسی و همچنین به زبانهای گوناگون ترجمه شد. استقبال گسترده از این اثر دانشگر را بر آن داشت تا آن را رقیبی شایسته برای آثار شاعران و واعظان نامدار اسلامی همچون گلستانِ سعدی، منطق الطّیرِ عطّار، و اشعارِ مولانا بداند.
🔻 دستنویس سیف ظفر به سرزمینهای عربزبانی همچون مصر راه یافت. ساکنان هندی الاصل بندر موزامبیک و ممبوسا در کنیا نسخهی فارسی آن را در قرن نوزدهم بازنویسی کردند و در اختیار مهاجران در شرق آفریقا قرار دادند. تعداد زیادی از حاکمان، تجّار، و عموم مردم در کردستان، استانبول، هرات، سمرقند، بخارا، پنجاب، پتنه، تامیل نادو، بنگال و دهاکه (بنگلادش)، کازان (قازان)، تاشکند، ختن، ایغورِ (اویغور) ترکستان (چین)، تناسر و سیام (تایلند و میانمار) توجه و علاقهی ویژهای به این اثر داشتهاند. دانشگر نشان داده است که «دُرّالمجالس» با سرعت زیادی در گسترش ادبیات و فرهنگ فارسی در آسیا نقش آفرینی کرده است، به نحوی که هویّت تاریخی مردمان جنوب شرق آسیا بهویژه جهان مالایا-اندونزی با این اثر و داستانهای متنوع و خواندنی آن گره خورده است.
🔻 افزون بر یک مقدّمهی انتقادی طولانی به انگلیسی و یک پیشگفتار به فارسی، این کتاب نخستین ویرایش فارسی به همراه ترجمه و شرح کامل انگلیسی «دُرّالمجالس» را با بهرهگیری از دهها نسخه خطّی فارسی، ترکی، عربی، بنگالی، مالایی، کردی، پنجابی، پشتو و دیگر زبانها پیش روی خوانندگان قرار داده است.
🔻مجموعهای از ۳۶ داستان کوتاه و بلند از درّالمجالس توجّه جمع کثیری از سخنوران و نویسندگان را برای دههها به خود مشغول ساخته. داستانهایی پیرامون شرافت، جوانمردی، عشق، ایمان، شهادت، بهشت، تصوّف، و خاکیزیستن به زبانهای بسیاری ترجمه شد و پایههای ابتدایی ادبیات اسلامی-مالایی را شکل داد. برای نمونه، داستان «در فضیلت پیغمبر ما» به موضوع «شق القمر» و حکایات پیرامون آن میپردازد. این داستان بعدها به زبان مالایی ترجمه شد که در میان مردم جنوب شرق آسیا با عنوان «حکایت بولن بربله» (داستان دوپاره شدن ماه) شناخته میشود. همچنین قصّهی شهادت حسن و حسین و انتقام محمد حنفیه از یزیدیان بخش اساسی این مجموعه را تشکیل میدهد که بعدها به عنوان یکی از اصلیٰترین نمادهای ادبیات اسلام در جهان مالایا-اندونزی شناخته شد؛ نسخهی مالایی و جاوهای آن با عنوان «حکایت محمد حنفیه» یا حکایت «مقت حسین» شناخته میشود. همچنین، رد پای داستانهای مالایی «موسی مناجات، حکایت جمجمه، ابراهیم ادهم، خالد بن ولید، و ماریهی قبطی» را میتوان در درّ المجالس یافت.
#نسخهخطی #پارسی #درالمجالس #مجید_دانشگر #جهان_فارسی_فرامرزی #جنوب_شرق_آسیا_و_فارسی_فرامرزی
#Manunoscript #Persian #Majid_Daneshgar #Persianate_World #Persianate_Southeast_Asia
🖋 زهیر میرکریمی
@anqanotes
✨ تازههای نشر
📌 انتشار کتاب نثر فارسی فرا-مرزی و شکل گیری ادبیات اسلامی مالایی نوشتهی مجید دانشگر در سال ۲۰۲۵ میلادی از سوی نشر دانشگاه ادینبرا
🔻 بنیاد یادمان گیب و انتشارات دانشگاه ادینبرو کتابی با عنوان «نثر فارسی فرا-مرزی و شکل گیری ادبیات اسلامی مالایی» را اخیرا منتشر کردهاند. این کتاب نتیجهی بیش از هفت سال پژوهش مجید دانشگر دربارهی «دُرّالمجالس» اثر سیف ظفر است. پس از اتمام این اثر در سدهی هشتم هجری (چهاردهم میلادی)، نسخههای کوتاه و بلندی از آن در سرتاسر جهان بازنویسی و همچنین به زبانهای گوناگون ترجمه شد. استقبال گسترده از این اثر دانشگر را بر آن داشت تا آن را رقیبی شایسته برای آثار شاعران و واعظان نامدار اسلامی همچون گلستانِ سعدی، منطق الطّیرِ عطّار، و اشعارِ مولانا بداند.
🔻 دستنویس سیف ظفر به سرزمینهای عربزبانی همچون مصر راه یافت. ساکنان هندی الاصل بندر موزامبیک و ممبوسا در کنیا نسخهی فارسی آن را در قرن نوزدهم بازنویسی کردند و در اختیار مهاجران در شرق آفریقا قرار دادند. تعداد زیادی از حاکمان، تجّار، و عموم مردم در کردستان، استانبول، هرات، سمرقند، بخارا، پنجاب، پتنه، تامیل نادو، بنگال و دهاکه (بنگلادش)، کازان (قازان)، تاشکند، ختن، ایغورِ (اویغور) ترکستان (چین)، تناسر و سیام (تایلند و میانمار) توجه و علاقهی ویژهای به این اثر داشتهاند. دانشگر نشان داده است که «دُرّالمجالس» با سرعت زیادی در گسترش ادبیات و فرهنگ فارسی در آسیا نقش آفرینی کرده است، به نحوی که هویّت تاریخی مردمان جنوب شرق آسیا بهویژه جهان مالایا-اندونزی با این اثر و داستانهای متنوع و خواندنی آن گره خورده است.
🔻 افزون بر یک مقدّمهی انتقادی طولانی به انگلیسی و یک پیشگفتار به فارسی، این کتاب نخستین ویرایش فارسی به همراه ترجمه و شرح کامل انگلیسی «دُرّالمجالس» را با بهرهگیری از دهها نسخه خطّی فارسی، ترکی، عربی، بنگالی، مالایی، کردی، پنجابی، پشتو و دیگر زبانها پیش روی خوانندگان قرار داده است.
🔻مجموعهای از ۳۶ داستان کوتاه و بلند از درّالمجالس توجّه جمع کثیری از سخنوران و نویسندگان را برای دههها به خود مشغول ساخته. داستانهایی پیرامون شرافت، جوانمردی، عشق، ایمان، شهادت، بهشت، تصوّف، و خاکیزیستن به زبانهای بسیاری ترجمه شد و پایههای ابتدایی ادبیات اسلامی-مالایی را شکل داد. برای نمونه، داستان «در فضیلت پیغمبر ما» به موضوع «شق القمر» و حکایات پیرامون آن میپردازد. این داستان بعدها به زبان مالایی ترجمه شد که در میان مردم جنوب شرق آسیا با عنوان «حکایت بولن بربله» (داستان دوپاره شدن ماه) شناخته میشود. همچنین قصّهی شهادت حسن و حسین و انتقام محمد حنفیه از یزیدیان بخش اساسی این مجموعه را تشکیل میدهد که بعدها به عنوان یکی از اصلیٰترین نمادهای ادبیات اسلام در جهان مالایا-اندونزی شناخته شد؛ نسخهی مالایی و جاوهای آن با عنوان «حکایت محمد حنفیه» یا حکایت «مقت حسین» شناخته میشود. همچنین، رد پای داستانهای مالایی «موسی مناجات، حکایت جمجمه، ابراهیم ادهم، خالد بن ولید، و ماریهی قبطی» را میتوان در درّ المجالس یافت.
#نسخهخطی #پارسی #درالمجالس #مجید_دانشگر #جهان_فارسی_فرامرزی #جنوب_شرق_آسیا_و_فارسی_فرامرزی
#Manunoscript #Persian #Majid_Daneshgar #Persianate_World #Persianate_Southeast_Asia
🖋 زهیر میرکریمی
@anqanotes
Telegram
آشیانهی عنقاء
🔍 نقشِ ادبیات و زبانِ فارسی در گسترش فرهنگ ایرانی و اسلامی در سرزمینهای شرق آسیا
✨ تازههای نشر
📌 انتشار کتاب «نثر فارسی فرا-مرزی و شکل گیری ادبیات اسلامی مالایی» نوشتهی مجید دانشگر در سال ۲۰۲۵ میلادی از سوی نشر دانشگاه ادینبرا
🖋 زهیر میرکریمی
@anqanotes
✨ تازههای نشر
📌 انتشار کتاب «نثر فارسی فرا-مرزی و شکل گیری ادبیات اسلامی مالایی» نوشتهی مجید دانشگر در سال ۲۰۲۵ میلادی از سوی نشر دانشگاه ادینبرا
🖋 زهیر میرکریمی
@anqanotes
👍20👎4
Forwarded from چهرداد - مسعود طاهری
سرانجام نسخه فرانسوی کتاب محمد مورخان کار مشترک محمدعلی امیرمعزی و جان وی تولَن توسط نشر سرف به بازار عرضه شد
پیشتر توضیحات در مورد این پروژه را از زبان خود محمدعلی امیرمعزی در همین کانال گذاشتم که اینجا می توانید ویدئوی سخنان او را تماشاکنید
این تصویری از جلد نسخه فرانسوی کتاب است
پیشتر توضیحات در مورد این پروژه را از زبان خود محمدعلی امیرمعزی در همین کانال گذاشتم که اینجا می توانید ویدئوی سخنان او را تماشاکنید
این تصویری از جلد نسخه فرانسوی کتاب است
👍18👎3
Forwarded from چهرداد - مسعود طاهری
مطلب ویژه مجله لوپوئن درباره کتاب محمد مورخان و نیز مصاحبه این مجله با محمدعلی امیرمعزی سرویراستار کتاب
👍11👎1
Forwarded from چهرداد - مسعود طاهری
متن مطلب مجله لوپوئن :
پیامبر اسلام توسط ۵۰ پژوهشگر بینالمللی در کتاب «محمدِ مورخان » انتشارات سرف مورد بررسی قرار گرفته است که میان اسطوره و واقعیت تفکیک میکند.
پنجاه متخصص بینالمللی اسلام، ۲۰۰۰ صفحه و یک دفترچه تصاویر باشکوه گردآوری شده در یک جعبه زیبا...
این یک مجموعه اختصاص یافته به محمد است که انتشارات سرف به سرپرستی محمدعلی امیرمعزی و جان تولان منتشر کرده است و مجله«لوپوئن» اولین ارائه دهنده آن است.
این اثر، «محمدِ مورخان» ، یک رویداد مهم است. برای اولین بار به زبان فرانسوی، گروهی از پژوهشگران برجسته، چهره پیامبر اسلام، پیام او، عملکردش، نفوذش، بازنماییهایش و پیروانش را به طور علمی بررسی میکنند.
منابع تحلیل میشوند. سنتهای عربی، آفریقایی، ایرانی، اندونزیایی ... بررسی میشوند. ادبیاتها تحلیل میشوند.اسطورهها و افسانهها مورد کنکاش قرار میگیرند.
این اثر موزاییکی ادامه«قرآنِ مورخان» است که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد و بیش از ۳۰۰۰ صفحه دارد و امروزه به یک مرجع تبدیل شده است.
دو پروژهای که توسط محمدعلی امیرمعزی به انجام رسیده است. متولد ۱۹۵۶ در تهران در خانوادهای فرانسه زبان، ورود به فرانسه برای تحصیل در سال ۱۹۷۴، استاد دانشگاهها، مدیر مطالعات در مدرسه عالی مطالعات عملی، این فرد متخصص برجسته تشیع و تاریخ نگارش قرآن است. گفتوگو درباره محمد، میان اسطوره و واقعیت.
پیامبر اسلام توسط ۵۰ پژوهشگر بینالمللی در کتاب «محمدِ مورخان » انتشارات سرف مورد بررسی قرار گرفته است که میان اسطوره و واقعیت تفکیک میکند.
پنجاه متخصص بینالمللی اسلام، ۲۰۰۰ صفحه و یک دفترچه تصاویر باشکوه گردآوری شده در یک جعبه زیبا...
این یک مجموعه اختصاص یافته به محمد است که انتشارات سرف به سرپرستی محمدعلی امیرمعزی و جان تولان منتشر کرده است و مجله«لوپوئن» اولین ارائه دهنده آن است.
این اثر، «محمدِ مورخان» ، یک رویداد مهم است. برای اولین بار به زبان فرانسوی، گروهی از پژوهشگران برجسته، چهره پیامبر اسلام، پیام او، عملکردش، نفوذش، بازنماییهایش و پیروانش را به طور علمی بررسی میکنند.
منابع تحلیل میشوند. سنتهای عربی، آفریقایی، ایرانی، اندونزیایی ... بررسی میشوند. ادبیاتها تحلیل میشوند.اسطورهها و افسانهها مورد کنکاش قرار میگیرند.
این اثر موزاییکی ادامه«قرآنِ مورخان» است که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد و بیش از ۳۰۰۰ صفحه دارد و امروزه به یک مرجع تبدیل شده است.
دو پروژهای که توسط محمدعلی امیرمعزی به انجام رسیده است. متولد ۱۹۵۶ در تهران در خانوادهای فرانسه زبان، ورود به فرانسه برای تحصیل در سال ۱۹۷۴، استاد دانشگاهها، مدیر مطالعات در مدرسه عالی مطالعات عملی، این فرد متخصص برجسته تشیع و تاریخ نگارش قرآن است. گفتوگو درباره محمد، میان اسطوره و واقعیت.
👍14👎2
Forwarded from چهرداد - مسعود طاهری
متن مصاحبه مجله لوپوئن با محمدعلی امیرمعزی
بخش اول
لوپوئن: آیا امروز می توان محمد را به طور علمی مطالعه کرد؟
محمدعلی امیرمعزی : از دیدگاه مورخان، در غرب بله. غرب مطالعه ای انتقادی و فاصله دار از امور ایمان، ازجمله متون مقدس و چهره های مقدس را توسعه داده است که چندین قرن زمان برده است. کشورهای مسلمان چنین تاریخی را تجربه نکرده اند. بنابراین همیشه این بیم وجود دارد که اکثر مسلمانان احساس می کنند یک مطالعه تاریخی و علمی می تواند ایمانشان را تهدید کند، خصوصاً از طریق نسبی سازی تاریخی.
از محمد چه میدانیم؟
همه چیز بستگی به دیدگاهی دارد که اتخاذ میکنیم: دیدگاه مسلمانان یا دیدگاه مورخ مدرن. برای مسلمان، محمد پیامبر و قدیس برتر دیانتش است. او در سده ششم و هفتم میلادی در عربستان غربی زندگی کرد و بنا بر روایت، باواسطه فرشته جبرئیل وحی الهی را دریافت کرد که بهنوشته درآمد و به قرآن تبدیل شد. بر اساس سنت، دیرتر، تقریباً دو قرن پس از مرگ پیامبر، یک نوع زندگینامه رسمی تدوین شد که تقریباً همه جزئیات زندگی او را در بردارد. همین موضوع باعث شد ارنست رنان در پایان قرن نوزدهم بگوید که میان همه پیامبران، فقط محمد واقعاً تاریخی است. اکنون میدانیم چنین نیست. آنچه مورخ مدرن میتواند با اطمینان نسبتاً بالایی درباره زندگی محمد بداند، از یک صفحه تجاوز نمیکند. زندگینامه رسمی پیش از آن، توسط نویسندگان متعلق به گروه های رقیب، نوشته شد که درباره اساسی ترین اطلاعات - تاریخ تولد، وفات، هجرت، تعداد فرزندان، همسران، ویژگیهای شخصیتی - کاملاً متناقض هستند. ما میدانیم که محمد بین سده ششم و هفتم در عربستان وجود داشته است. منابع غیرعربی و غیر اسلامی معاصر یا اندکی متأخر، عمدتاً سوریانی یا عبری، از او بهعنوان پیامبری یاد میکنند که آمد تا خبر پایان دنیا را بدهد. او احتمالاً تلاش کرد اورشلیم را فتح کند اما موفق نشد و درگذشت. تقریباً همین مقدار اطلاعات داریم.
شما تأکید میکنید که زندگی محمد فقط در یک صفحه خلاصه میشود، اما کتاب شما ۲۰۰۰ صفحه دارد؟
برای مورخ، زندگینامه او بسیار مختصر است. اما در تاریخ ادیان، گاهی چهره یک مرد مقدس بسیار مهمتر از هویت تاریخی اوست. نمونه ابراهیم را در نظر بگیرید. چه چیز درباره او میدانیم؟ هیچ، اما ببینید در یهودیت، مسیحیت و اسلام چه نمادی دارد. آنچه در «محمدِ مورخان» برای ما جذاب است، بازنماییهای مختلف پیامبر است، چهره یا چهرههای او در حوزه ها، فرهنگ ها و اسلام های مختلف از قرآن تا سینما.
آیا چهره محمد بسته به سنتها و فرهنگهای اسلامی متفاوت است؟
مسلماً وجوه مشترک زیادی وجود دارد اما چهره او همچنین عناصر برگرفته از فرهنگ های مختلف ازجمله اندونزی، آفریقا، ترک و غیره را جذب میکند. همچنین باید توجه کرد بازنماییهای پیامبر در عرفان، فلسفه، فقه، الهیات و هنر متفاوت است، اما همیشه افق معنوی مشترک برای همه وجود دارد.
در هنر، آیا بازنمایی او ممنوع نیست؟
اینیک تصور اشتباه است. برخی مکاتب فقهی اسلام، بازنمایی انسان را ممنوع کردند اما این فقط درباره برخی از آنهاست. بسیاری مکاتب نهتنها مجاز دانستند بلکه سفارش نسخه های خطی دادند که در آنها تصویر پیامبر وجود دارد. بهعنوانمثال، در اسلام ترک-فارس از قرونوسطی، بازنماییهای فراوانی از پیامبر حتی بدون نقاب داریم. این تصور اشتباه از ممنوعیت کامل تصویرسازی پیامبر اخیراً و خصوصاً با اسلام سیاسی یا سلفیسم مطرح شده است. در کتاب، فصل مفصلی درباره هنر کلاسیک و یک دفترچه تصاویر داریم که در آن تصاویر پیامبر دیده میشود. در تشیع، آیکونوگرافی بسیار غنی است و کافی است در سرزمین شیعه قدم بزنید تا پرترههای فراوانی از اولیاء ببینید.
آیا تسنن و تشیع رویکردهای متفاوتی نسبت به محمد دارند؟
در تشیع، پیامبر چهرهای تئوفانیک دارد، یعنی کسی که باوجود و آموزه خود صفات الهی را متجلی میسازد. او کسی است که میتوان او را«انسان الهی» دانست. همین شکل در عرفان اهل سنت نیز دیده میشود که غالباً از «نور محمد» سخن میگوید. نکته مهم، شیوه انتقال این نور معنوی توسط پیامبر است. در تشیع، این نور از طریق امامان و راهبران روحانی، ابتدا علی (داماد پیامبر)، منتقل میشود؛ اما در تسنن ارتدوکس، نور عمدتاً از طریق قرآن انتقال مییابد. اگر بخواهم خلاصه کنم، میگویم تسنن خدا متجلی در یک کتاب یعنی قرآن است، ولی در تشیع، متجلی در یک انسان یعنی چهره های پیامبر و امام و دارد.
چه پیامدهایی برای سیاست دارد؟
کنشهای سیاسی بسته به عصر و مکان متفاوت است اما همیشه شاهد پدیده جهانی ابزارسازی سیاسی دین هستیم که ارتباط چندانی با محتوای ادیان و چهرههای مقدس ندارد.
پایان بخش اول
بخش اول
لوپوئن: آیا امروز می توان محمد را به طور علمی مطالعه کرد؟
محمدعلی امیرمعزی : از دیدگاه مورخان، در غرب بله. غرب مطالعه ای انتقادی و فاصله دار از امور ایمان، ازجمله متون مقدس و چهره های مقدس را توسعه داده است که چندین قرن زمان برده است. کشورهای مسلمان چنین تاریخی را تجربه نکرده اند. بنابراین همیشه این بیم وجود دارد که اکثر مسلمانان احساس می کنند یک مطالعه تاریخی و علمی می تواند ایمانشان را تهدید کند، خصوصاً از طریق نسبی سازی تاریخی.
از محمد چه میدانیم؟
همه چیز بستگی به دیدگاهی دارد که اتخاذ میکنیم: دیدگاه مسلمانان یا دیدگاه مورخ مدرن. برای مسلمان، محمد پیامبر و قدیس برتر دیانتش است. او در سده ششم و هفتم میلادی در عربستان غربی زندگی کرد و بنا بر روایت، باواسطه فرشته جبرئیل وحی الهی را دریافت کرد که بهنوشته درآمد و به قرآن تبدیل شد. بر اساس سنت، دیرتر، تقریباً دو قرن پس از مرگ پیامبر، یک نوع زندگینامه رسمی تدوین شد که تقریباً همه جزئیات زندگی او را در بردارد. همین موضوع باعث شد ارنست رنان در پایان قرن نوزدهم بگوید که میان همه پیامبران، فقط محمد واقعاً تاریخی است. اکنون میدانیم چنین نیست. آنچه مورخ مدرن میتواند با اطمینان نسبتاً بالایی درباره زندگی محمد بداند، از یک صفحه تجاوز نمیکند. زندگینامه رسمی پیش از آن، توسط نویسندگان متعلق به گروه های رقیب، نوشته شد که درباره اساسی ترین اطلاعات - تاریخ تولد، وفات، هجرت، تعداد فرزندان، همسران، ویژگیهای شخصیتی - کاملاً متناقض هستند. ما میدانیم که محمد بین سده ششم و هفتم در عربستان وجود داشته است. منابع غیرعربی و غیر اسلامی معاصر یا اندکی متأخر، عمدتاً سوریانی یا عبری، از او بهعنوان پیامبری یاد میکنند که آمد تا خبر پایان دنیا را بدهد. او احتمالاً تلاش کرد اورشلیم را فتح کند اما موفق نشد و درگذشت. تقریباً همین مقدار اطلاعات داریم.
شما تأکید میکنید که زندگی محمد فقط در یک صفحه خلاصه میشود، اما کتاب شما ۲۰۰۰ صفحه دارد؟
برای مورخ، زندگینامه او بسیار مختصر است. اما در تاریخ ادیان، گاهی چهره یک مرد مقدس بسیار مهمتر از هویت تاریخی اوست. نمونه ابراهیم را در نظر بگیرید. چه چیز درباره او میدانیم؟ هیچ، اما ببینید در یهودیت، مسیحیت و اسلام چه نمادی دارد. آنچه در «محمدِ مورخان» برای ما جذاب است، بازنماییهای مختلف پیامبر است، چهره یا چهرههای او در حوزه ها، فرهنگ ها و اسلام های مختلف از قرآن تا سینما.
آیا چهره محمد بسته به سنتها و فرهنگهای اسلامی متفاوت است؟
مسلماً وجوه مشترک زیادی وجود دارد اما چهره او همچنین عناصر برگرفته از فرهنگ های مختلف ازجمله اندونزی، آفریقا، ترک و غیره را جذب میکند. همچنین باید توجه کرد بازنماییهای پیامبر در عرفان، فلسفه، فقه، الهیات و هنر متفاوت است، اما همیشه افق معنوی مشترک برای همه وجود دارد.
در هنر، آیا بازنمایی او ممنوع نیست؟
اینیک تصور اشتباه است. برخی مکاتب فقهی اسلام، بازنمایی انسان را ممنوع کردند اما این فقط درباره برخی از آنهاست. بسیاری مکاتب نهتنها مجاز دانستند بلکه سفارش نسخه های خطی دادند که در آنها تصویر پیامبر وجود دارد. بهعنوانمثال، در اسلام ترک-فارس از قرونوسطی، بازنماییهای فراوانی از پیامبر حتی بدون نقاب داریم. این تصور اشتباه از ممنوعیت کامل تصویرسازی پیامبر اخیراً و خصوصاً با اسلام سیاسی یا سلفیسم مطرح شده است. در کتاب، فصل مفصلی درباره هنر کلاسیک و یک دفترچه تصاویر داریم که در آن تصاویر پیامبر دیده میشود. در تشیع، آیکونوگرافی بسیار غنی است و کافی است در سرزمین شیعه قدم بزنید تا پرترههای فراوانی از اولیاء ببینید.
آیا تسنن و تشیع رویکردهای متفاوتی نسبت به محمد دارند؟
در تشیع، پیامبر چهرهای تئوفانیک دارد، یعنی کسی که باوجود و آموزه خود صفات الهی را متجلی میسازد. او کسی است که میتوان او را«انسان الهی» دانست. همین شکل در عرفان اهل سنت نیز دیده میشود که غالباً از «نور محمد» سخن میگوید. نکته مهم، شیوه انتقال این نور معنوی توسط پیامبر است. در تشیع، این نور از طریق امامان و راهبران روحانی، ابتدا علی (داماد پیامبر)، منتقل میشود؛ اما در تسنن ارتدوکس، نور عمدتاً از طریق قرآن انتقال مییابد. اگر بخواهم خلاصه کنم، میگویم تسنن خدا متجلی در یک کتاب یعنی قرآن است، ولی در تشیع، متجلی در یک انسان یعنی چهره های پیامبر و امام و دارد.
چه پیامدهایی برای سیاست دارد؟
کنشهای سیاسی بسته به عصر و مکان متفاوت است اما همیشه شاهد پدیده جهانی ابزارسازی سیاسی دین هستیم که ارتباط چندانی با محتوای ادیان و چهرههای مقدس ندارد.
پایان بخش اول
👍24👎2
Forwarded from چهرداد - مسعود طاهری
مصاحبه مجله لوپوئن با محمدعلی امیرمعزی
بخش دوم
آیا پیام محمد توسط سیاستمداران منحرف شده است؟
بله، همیشه درباره ادیان همینطور است که بهمثابه نهادهای جمعی، ابزار قدرت میشوند. اسلام بهعنوان دین امپراتوری چند دهه پس از مرگ پیامبر، مخصوصاً توسط دودمان اموی ایجاد شد. در واقع، خلفا از آن بهرهبرداری کردند. خلیفه مهمی به نام عبدالملک در انتهای قرن هفتم، احتمالاً مسئول شکلگیری اسلام بهعنوان دین امپراتوری بوده است. او کسی است که این نام را برای دین گذاشت، قرآن را بهعنوان متن مقدس معرفی کرد و محمد را پیامبر قرار داد. ازآنجا روند عربیسازی و اسلامیسازی این دین آغاز شد؛ دینی که اولیه آن بسیار فراگیرتر بود. در کنار اسلام سلطهگر، اسلامهای دیگری هم وجود دارند که راه خود را ادامه دادند و بعد معنوی آن زنده مانده است.
مانند عیسی یا بودا، درباره محمد نیز افسانه ساخته شده است؛ چگونه؟
نهفقط یک افسانه، بلکه افسانههای فراوان بسته به زمان و مکان. این سرنوشت مشترک اولیاء است. حتی در«زندگینامهها» روایتهایی داریم که ذاتاً افسانهوار هستند. وقتی میگویم افسانه، هیچ بار معنایی منفی ندارد؛ اینها روایاتی ستایشی هستند که چهره قدیس را تقویت و گسترش میدهند. این روایات برای مورخ بسیار ارزشمندند، چون تصویری زنده از پیامبر در فرهنگهای مختلف اسلامی ارائه میدهند.
روابط محمد با زنان چگونه بود؟
مانند سایر موارد و همانطور که قبلاً گفتم، هیچچیز قطعی نمیدانیم. بازهم روایات بسیار متناقضاند. اما مناقشه ضداسلامی مسیحی در سراسر قرونوسطی و بعدتر، محمد را مردی اشرافی تصویر کرده و برخی سنتهای اسلامی را به ابزار بدل کرده است.
آیا محمد یک رهبر جنگی بود؟
اگر به سنت رجوع کنیم، بله. سالهای پایانی زندگیاش در جنگها سپری شد. او دعوتش را از مکه آغاز کرد، با استقبال بد مواجه شد، تبعید گشت و در مدینه پناه گرفت. سپس قدرتمند شد، قبایل را متحد کرد و وارد جنگ شد، غالباً علیه قبیله مکی خود. سرانجام فتح مکه رخ داد اگر روایتها را ملاک قرار دهیم، میتوان گفت محمد در مقطعی یک رهبر جنگی بوده است. شاید با همراهی پیروانش میخواست جهانی برای واپسین امور آماده کند. اما مورخ همهجا نقطه تردید میبیند. آنچه طبق قرآن قطعی است، آن است که با پیامبری روبرو هستیم که آمد تا خبر پایان دنیا را بدهد. تصویری که در روایت رسمی از او میبینیم – مردی زاهد، نمازگزار، بردبار اما همچنین سلطهجو که هدف برایش وسیله را توجیه میکند حتی اگر به قتل منجر شود – شخصیتی پر از تناقض، رهبر مشروع سیاست امپراتوری و فتوحات است؛ تا چه حد این تصویر مطابق واقعیت است، مشخص نیست.
آیا فاتح در انکار، حتی نفرت، بهویژه نسبت به یهودیان، رشد میکند؟
برخی بخشهای قرآن و سنتها، گاهی منعکسکننده مجادلات ضدیهودی مسیحی، همین را نشان میدهند. اما آیا واقعیت تاریخی محمد را نقل میکنند یا اراده قدرتهای بعدی برای توجیه سیاست سلطه شان؟ این پرسش جدی برای مورخ مطرح است.
بهعنوان پیامبر، پیام او چیست؟
اگر قرآن را پیام او بدانیم، این پیام برای هر یهودی و مسیحی آشناست: ابتدا یکتاپرستی، یعنی خدا یگانه است. سپس نبوت، یعنی این خدا با انسانهایی سخن میگوید که پیامش را به مردم میرسانند. بعد، امور آخرت و قیامت. اینها اصل اساسی است. اما دادههای معنوی ظریفی هم دارد؛ مثلاً نقش نماز، ذکر، یاد خدا. آیاتی که درباره آن سخن میگویند معمولاً با اشاره به «قلب» همراه است. این پیوند نماز و قلب در قرآن بسیار دیده میشود.
چگونه خشونت برخی آیات را توضیح میدهیم؟
این آیات متعلق به زمان و مکان خود هستند، یعنی تاریخ و جغرافیا آنها را قابل تفسیر کرده و وجه فرعی و نسبیشان را در مقایسه با سایر آیات اساسی اخلاقی و معنوی نشان میدهد. به همین ترتیب نگاه تاریخی توانسته است آیات بسیار خشن عهد عتیق را نیز با نشان دادن کهنگی و عدم امکان اجرایشان، تفسیر کند.
بعد از خشونتهایی که پس از انتشار کاریکاتورهای محمد رخ داد، آیا انتشار «محمد مورخان» در سال ۲۰۲۵ ریسک دارد؟
به نظر من نه. کاریکاتورها توسط اقلیت کوچکی از مسلمانان، که خشن هستند، بهعنوان توهین تلقی شد که باید تأکید کنم اقلیت هستند. این کتاب کاملاً تاریخی، زبانشناختی و مردمشناختی است و به موضوع خود، چهره محمد، احترام میگذارد. منابع با عینک انتقادی اما با احترام و باهدف فهمیدن خوانده میشوند. مورخ حتی با حفظ فاصله باید نسبت به موضوع و به اعتقادات کسانی که ایماندارند، نهایت احترام را داشته باشد.
بخش دوم
آیا پیام محمد توسط سیاستمداران منحرف شده است؟
بله، همیشه درباره ادیان همینطور است که بهمثابه نهادهای جمعی، ابزار قدرت میشوند. اسلام بهعنوان دین امپراتوری چند دهه پس از مرگ پیامبر، مخصوصاً توسط دودمان اموی ایجاد شد. در واقع، خلفا از آن بهرهبرداری کردند. خلیفه مهمی به نام عبدالملک در انتهای قرن هفتم، احتمالاً مسئول شکلگیری اسلام بهعنوان دین امپراتوری بوده است. او کسی است که این نام را برای دین گذاشت، قرآن را بهعنوان متن مقدس معرفی کرد و محمد را پیامبر قرار داد. ازآنجا روند عربیسازی و اسلامیسازی این دین آغاز شد؛ دینی که اولیه آن بسیار فراگیرتر بود. در کنار اسلام سلطهگر، اسلامهای دیگری هم وجود دارند که راه خود را ادامه دادند و بعد معنوی آن زنده مانده است.
مانند عیسی یا بودا، درباره محمد نیز افسانه ساخته شده است؛ چگونه؟
نهفقط یک افسانه، بلکه افسانههای فراوان بسته به زمان و مکان. این سرنوشت مشترک اولیاء است. حتی در«زندگینامهها» روایتهایی داریم که ذاتاً افسانهوار هستند. وقتی میگویم افسانه، هیچ بار معنایی منفی ندارد؛ اینها روایاتی ستایشی هستند که چهره قدیس را تقویت و گسترش میدهند. این روایات برای مورخ بسیار ارزشمندند، چون تصویری زنده از پیامبر در فرهنگهای مختلف اسلامی ارائه میدهند.
روابط محمد با زنان چگونه بود؟
مانند سایر موارد و همانطور که قبلاً گفتم، هیچچیز قطعی نمیدانیم. بازهم روایات بسیار متناقضاند. اما مناقشه ضداسلامی مسیحی در سراسر قرونوسطی و بعدتر، محمد را مردی اشرافی تصویر کرده و برخی سنتهای اسلامی را به ابزار بدل کرده است.
آیا محمد یک رهبر جنگی بود؟
اگر به سنت رجوع کنیم، بله. سالهای پایانی زندگیاش در جنگها سپری شد. او دعوتش را از مکه آغاز کرد، با استقبال بد مواجه شد، تبعید گشت و در مدینه پناه گرفت. سپس قدرتمند شد، قبایل را متحد کرد و وارد جنگ شد، غالباً علیه قبیله مکی خود. سرانجام فتح مکه رخ داد اگر روایتها را ملاک قرار دهیم، میتوان گفت محمد در مقطعی یک رهبر جنگی بوده است. شاید با همراهی پیروانش میخواست جهانی برای واپسین امور آماده کند. اما مورخ همهجا نقطه تردید میبیند. آنچه طبق قرآن قطعی است، آن است که با پیامبری روبرو هستیم که آمد تا خبر پایان دنیا را بدهد. تصویری که در روایت رسمی از او میبینیم – مردی زاهد، نمازگزار، بردبار اما همچنین سلطهجو که هدف برایش وسیله را توجیه میکند حتی اگر به قتل منجر شود – شخصیتی پر از تناقض، رهبر مشروع سیاست امپراتوری و فتوحات است؛ تا چه حد این تصویر مطابق واقعیت است، مشخص نیست.
آیا فاتح در انکار، حتی نفرت، بهویژه نسبت به یهودیان، رشد میکند؟
برخی بخشهای قرآن و سنتها، گاهی منعکسکننده مجادلات ضدیهودی مسیحی، همین را نشان میدهند. اما آیا واقعیت تاریخی محمد را نقل میکنند یا اراده قدرتهای بعدی برای توجیه سیاست سلطه شان؟ این پرسش جدی برای مورخ مطرح است.
بهعنوان پیامبر، پیام او چیست؟
اگر قرآن را پیام او بدانیم، این پیام برای هر یهودی و مسیحی آشناست: ابتدا یکتاپرستی، یعنی خدا یگانه است. سپس نبوت، یعنی این خدا با انسانهایی سخن میگوید که پیامش را به مردم میرسانند. بعد، امور آخرت و قیامت. اینها اصل اساسی است. اما دادههای معنوی ظریفی هم دارد؛ مثلاً نقش نماز، ذکر، یاد خدا. آیاتی که درباره آن سخن میگویند معمولاً با اشاره به «قلب» همراه است. این پیوند نماز و قلب در قرآن بسیار دیده میشود.
چگونه خشونت برخی آیات را توضیح میدهیم؟
این آیات متعلق به زمان و مکان خود هستند، یعنی تاریخ و جغرافیا آنها را قابل تفسیر کرده و وجه فرعی و نسبیشان را در مقایسه با سایر آیات اساسی اخلاقی و معنوی نشان میدهد. به همین ترتیب نگاه تاریخی توانسته است آیات بسیار خشن عهد عتیق را نیز با نشان دادن کهنگی و عدم امکان اجرایشان، تفسیر کند.
بعد از خشونتهایی که پس از انتشار کاریکاتورهای محمد رخ داد، آیا انتشار «محمد مورخان» در سال ۲۰۲۵ ریسک دارد؟
به نظر من نه. کاریکاتورها توسط اقلیت کوچکی از مسلمانان، که خشن هستند، بهعنوان توهین تلقی شد که باید تأکید کنم اقلیت هستند. این کتاب کاملاً تاریخی، زبانشناختی و مردمشناختی است و به موضوع خود، چهره محمد، احترام میگذارد. منابع با عینک انتقادی اما با احترام و باهدف فهمیدن خوانده میشوند. مورخ حتی با حفظ فاصله باید نسبت به موضوع و به اعتقادات کسانی که ایماندارند، نهایت احترام را داشته باشد.
👍60👎21
Forwarded from Inekas | انعکاس
💎 انتشارِ اولین ترجمهٔ انگلیسی از قدیمیترین سیرهٔ موجود پیامبر: «مغازی سیدنا محمد» موسی بنعقبة
🔵 اطلاعات کتابشناختی:
Musa ibn 'Uqbah. (2024). The Maghazi of Sayyiduna Muhammad: The Earliest Known Biography of the Messenger of Allah. Imam Ghazali Publishing.
به کوشش: زندهیاد علی خُمامی
🔵 معرفی:
نخستین ترجمهٔ انگلیسیِ مغازیِ موسی بنعقبه، قدیمیترین سیرهای که امروز در دست داریم (و پیشتر در انعکاس معرفیاش کردهایم)، منتشر شد. ترجمه را گروهِ وُرداِسمیتس ادیتینگ (.Wordsmiths Editing Ltd) انجام داده و پیشگفتاری از عبدالعزیز سُراقه دارد. یادداشتهای توضیحی از طالوت داود است و ناشرِ این ترجمه نشرِ امام غزالی (Imam Ghazali Publishing) است.
متنِ پیشِرو اولین ترجمهٔ انگلیسیِ «مغازیِ سیّدنا محمّد ﷺ»، قدیمیترین سیرهٔ شناختهشدهٔ رسولِ خدا است. نویسندهٔ این کتاب عالمِ تابعیِ برجسته، موسی بن عُقبه، است.
تا همین چند وقت پیش، بهمدتِ بیشاز ۴۰۰ سال هیچ نسخهای از «مغازیِ سیّدنا محمّد ﷺ» در دست نبود، و بیشترِ علما باور داشتند که این متن برای همیشه مفقود شده است. بنابراین پیدا شدنِ دوبارهٔ آن اهمیتِ فوقالعادهای دارد. کشفِ نسخِ این کتاب در بایگانیهای کتابخانهٔ ملّیِ تونس توسطِ دکتر محمّد الطّبرانی رویدادِ مهمی است که شاید امّتِ اسلام نظیرش را تا سالها، بلکه دیگر هیچوقت نبیند. نَود و یک برگه [از این کتاب] پیدا شده که رویِ هم تقریباً سهچهارمِ متنِ اصلی را شامل میشود. امیدواریم بخشهای باقیمانده نیز بهزودی پیدا شوند.
موسی بن عقبه که در زمانِ خود محدّث و مورّخِ مشهوری بود، از اولین کسانیست که به جمعِ روایاتِ منحصراً سیری پرداختهاند. مهمتر آنکه مغازی (یا نبردنامهٔ) موسی عقبه را معاصران و علمای پساز وی بهعنوان صحیحترین در ژانرِ خودش تحسین کردهاند.
«مغازیِ سیّدنا محمّد ﷺ» پساز تدوینش مهمترین مرجع و اساسِ بسیاری از آثارِ بعدی دربارهٔ زندگیِ پیامبر قرار گرفت.
نوشتِجاتِ مغازی از زیرژانرهای علومِ نبوی بوده، و غزوات و پیکارهای نظامیِ در عصرِ نبوی، و همچنین زندگینامهٔ پیامبر را شامل میشود. بنابراین نوشتجاتِ مغازی هم تاریخی است و هم دینی. وجهِ ممیّزِ «مغازیِ سیّدنا محمّد ﷺ» این است که نویسندهاش پیشاز هر چیز یک محدِّث است، بدین ترتیب در آثارِ خود التزامِ اکید به آوردنِ سندِ رُوات و روایات دارد. حاصلِ کار از مغازیِ وی اثری تاریخی ساخته که تقریباً اِستانداردی در حدِ یک اثرِ حدیثیِ مُسنَد دارد.
🔗 معرفی رسول جعفریان از کتاب «مغازی موسی بنعقبة» و دریافت فایل عربی کتاب
⬇️ دریافت فایل ترجمه انگلیسی «مغازی موسی بن عقبة»
🔵 یادبود:
زندهیاد علی خُمامی، از دوستان و همراهان انعکاس، روز ۲۸ مهرماه ۱۴۰۴ در سانحهای رانندگی درگذشت و از میان ما رفت.
متن فوق، آخرین مطلبی است که علی خمامی برای انتشار در انعکاس آماده کرده بود و به ما سپرده بود. اما متأسفانه پیش از انتشار آن، از میان ما رفت.
پیش از این مطالب زیر نیز به قلم او در انعکاس منتشر شده بود:
◀️ معرفی کتاب «مغازی موسی بنعقبة»
◀️ معرفی کتاب «مریم در قرآن: دوستِ خدا، باکره، مادر»
◀️ معرفی کتاب «رمزگشایی از قرآنِ مدنی»
◀️ ترجمه رشتوی «واژهٔ الله و کاربرد آن در سنگنبشتههای پیشا و پسااسلامی»
ما در انعکاس یاد این دوست درگذشته را گرامی میداریم و به بازماندگانش تسلیت میگوییم.
@Inekas
Musa ibn 'Uqbah. (2024). The Maghazi of Sayyiduna Muhammad: The Earliest Known Biography of the Messenger of Allah. Imam Ghazali Publishing.
به کوشش: زندهیاد علی خُمامی
نخستین ترجمهٔ انگلیسیِ مغازیِ موسی بنعقبه، قدیمیترین سیرهای که امروز در دست داریم (و پیشتر در انعکاس معرفیاش کردهایم)، منتشر شد. ترجمه را گروهِ وُرداِسمیتس ادیتینگ (.Wordsmiths Editing Ltd) انجام داده و پیشگفتاری از عبدالعزیز سُراقه دارد. یادداشتهای توضیحی از طالوت داود است و ناشرِ این ترجمه نشرِ امام غزالی (Imam Ghazali Publishing) است.
متنِ پیشِرو اولین ترجمهٔ انگلیسیِ «مغازیِ سیّدنا محمّد ﷺ»، قدیمیترین سیرهٔ شناختهشدهٔ رسولِ خدا است. نویسندهٔ این کتاب عالمِ تابعیِ برجسته، موسی بن عُقبه، است.
تا همین چند وقت پیش، بهمدتِ بیشاز ۴۰۰ سال هیچ نسخهای از «مغازیِ سیّدنا محمّد ﷺ» در دست نبود، و بیشترِ علما باور داشتند که این متن برای همیشه مفقود شده است. بنابراین پیدا شدنِ دوبارهٔ آن اهمیتِ فوقالعادهای دارد. کشفِ نسخِ این کتاب در بایگانیهای کتابخانهٔ ملّیِ تونس توسطِ دکتر محمّد الطّبرانی رویدادِ مهمی است که شاید امّتِ اسلام نظیرش را تا سالها، بلکه دیگر هیچوقت نبیند. نَود و یک برگه [از این کتاب] پیدا شده که رویِ هم تقریباً سهچهارمِ متنِ اصلی را شامل میشود. امیدواریم بخشهای باقیمانده نیز بهزودی پیدا شوند.
موسی بن عقبه که در زمانِ خود محدّث و مورّخِ مشهوری بود، از اولین کسانیست که به جمعِ روایاتِ منحصراً سیری پرداختهاند. مهمتر آنکه مغازی (یا نبردنامهٔ) موسی عقبه را معاصران و علمای پساز وی بهعنوان صحیحترین در ژانرِ خودش تحسین کردهاند.
«مغازیِ سیّدنا محمّد ﷺ» پساز تدوینش مهمترین مرجع و اساسِ بسیاری از آثارِ بعدی دربارهٔ زندگیِ پیامبر قرار گرفت.
نوشتِجاتِ مغازی از زیرژانرهای علومِ نبوی بوده، و غزوات و پیکارهای نظامیِ در عصرِ نبوی، و همچنین زندگینامهٔ پیامبر را شامل میشود. بنابراین نوشتجاتِ مغازی هم تاریخی است و هم دینی. وجهِ ممیّزِ «مغازیِ سیّدنا محمّد ﷺ» این است که نویسندهاش پیشاز هر چیز یک محدِّث است، بدین ترتیب در آثارِ خود التزامِ اکید به آوردنِ سندِ رُوات و روایات دارد. حاصلِ کار از مغازیِ وی اثری تاریخی ساخته که تقریباً اِستانداردی در حدِ یک اثرِ حدیثیِ مُسنَد دارد.
محتویاتِ نسخهی الکترونیکِ مغازیِ سیّدنا محمّد از نشرِ امام غزالی:
• ترجمهٔ متنِ نسخهٔ خطی به انگلیسی
• معرفی و تاریخچهٔ اثر
• پیشگفتار و بحثِ مفصّل دربارهٔ علمِ سیره
• پانویسهایی برای تبیینِ بافتار (پیشزمینه، شرایط و ظرفِ زمانیمکانی)، توضیحات، و نیز [ارجاع به] مأخذِ بسیاری از آیاتِ قرآن که در متنِ اثر تنیده شدهاند.
• زندگینامهٔ مؤلف.
زندهیاد علی خُمامی، از دوستان و همراهان انعکاس، روز ۲۸ مهرماه ۱۴۰۴ در سانحهای رانندگی درگذشت و از میان ما رفت.
متن فوق، آخرین مطلبی است که علی خمامی برای انتشار در انعکاس آماده کرده بود و به ما سپرده بود. اما متأسفانه پیش از انتشار آن، از میان ما رفت.
پیش از این مطالب زیر نیز به قلم او در انعکاس منتشر شده بود:
ما در انعکاس یاد این دوست درگذشته را گرامی میداریم و به بازماندگانش تسلیت میگوییم.
@Inekas
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍47