Forwarded from ☼𝓐𝓹𝓻𝓲𝓬𝓲𝓪 ❂ (𝐒𝐡𝐞𝐫𝐥𝐞𝐲♠)
خب خب دارم یه چالش درست و حسابی میذارم، هر چند نفر که دلتون میخواد میتونید توش شرکت کنید اصلا محدودیت نداره
این پیامو فور کنید و ایموجی 🎲 رو بفرستید :
@moonnight_core
این پیامو فور کنید و ایموجی 🎲 رو بفرستید :
عدد ۱ : یه رنگ بگو و یه گل انیمهای برات بسازم
عدد ۲ : یه حیوون بگو تا یه نسخه تخیلی ازش برات بسازم
عدد ۳ : یه جنسیت و سه تا صفت بگو یه کاراکتر برات بسازم
عدد ۴ : یه آهنگ بفرست یه خواننده انیمهای برات بسازم
عدد ۵ : شب یا روز، انتخاب کن برات یه آسمون انیمهای بسازم
عدد ۶ : هرچی دلت میخواد بگو همونو برات بسازم
@moonnight_core
Forwarded from ☼𝓐𝓹𝓻𝓲𝓬𝓲𝓪 ❂ (⊹𓆩𝑫𝒂𝒛𝒂𝒊 ིྀ)
چالش ولنتاین سریع
این پیامو فور کن کانالت و لطف کن به منم لینک بده چون آپدیت جدید تلگرام نمیذاره بفهمم فور کردی...
بعدش با توجه به وایب کانالت یه کاراکتر انیمهای، یه کاراکتر مانهوا، یه آهنگ و یه هدیه ی ولنتاین بهت میدم...
احتمالا حوصله ام بگیره برات با یکی از کاراکتر هات به عنوان پارتنرت سناریوی ولنتاین میسازم
خیلی چالش توپیه برای همین محدودیت میذارم، پنج نفر اولی که لینک بدن بهم فقط توی این چالش شرکت داده میشن، من خیلی تنبلم پس پارتی بازی نمیکنم
𝑨𝒑𝒊𝒓𝒊𝒄𝒊𝒂
بعدش با توجه به وایب کانالت یه کاراکتر انیمهای، یه کاراکتر مانهوا، یه آهنگ و یه هدیه ی ولنتاین بهت میدم...
احتمالا حوصله ام بگیره برات با یکی از کاراکتر هات به عنوان پارتنرت سناریوی ولنتاین میسازم
کاراکتر انیمهای: Miya Chinen
کاراکتر مانهوا: Jiang Cheng
هدیه ی ولنتاین من به تو:یک ستاره ی خاص از آسمونه
اگه بخوام برات یه سناریو بنویسم با کاراکتر جیانگ چنگ مینویسم:
کاراکتر مانهوا: Jiang Cheng
هدیه ی ولنتاین من به تو:
اگه بخوام برات یه سناریو بنویسم با کاراکتر جیانگ چنگ مینویسم:
اون بعد از اینکه کاملا توسط وی ووشیان طرد شد و مجبور شد تنهایی رهبر قبیله اش باشه، کاملا خودش رو وقف کارهاش کرده بود.
یکی از روز هایی که برای تمرین و آموزش شاگرد هاش توی جنگل قدم میزد که همون لحظه متوجه حرکت سریعی میشه که به سرعت از روی شاخه های درخت ها به اینطرف و اونطرف میپرید، از شلاق جادویی مخصوصش استفاده میکنه تا اون موجود رو گیر بندازه چون فکر میکرد یه اهریمنه اما وقتی اون موجود رو گیر میندازه متوجه میشه که یک شخص خاص رو گیر انداخته، یکی از ماهرترین و خطرناک ترین قاتل های آموزش دیده ی هزب رقیب، یعنی تو!....
از همونجا به بعد آشنایی شما دو نفر شروع میشه و جیانگ چنگ به دلایل مختلف سعی میکنه که تو رو نزدیک خودش نگه داره و خلأ درونیش رو با وجود تو پر کنه، غافل از اینکه اون از وابستگی به علاقه و عشق میرسه و به جایی میرسه که برای اولین بار عشق رو درک میکنه