کاراکتر انیمهای : Cid Kageno
کاراکتر مانهوا : Wei Wuxian
هدیه ی ولنتاین من به تو :یه عروسک خیلی خاصه
سناریو با کاراکتر سید کاگنو مینویسم برات:
کاراکتر مانهوا : Wei Wuxian
هدیه ی ولنتاین من به تو :
سناریو با کاراکتر سید کاگنو مینویسم برات:
تو به عنوان یکی از دخترای مدرسه حتی معمولا ترجیح میدادی برای خودت بهترین باشی اما هرچقدر هم تلاش میکردی تا امتیاز بالایی بگیری با این حال بازم دخترای خانواده های معروف و سرشناس زیادی بودن که فقط بخاطر سابقه ی درخشان خانوادگی مورد توجه قرار میگرفتن و باعث میشدن تو عملا نامرئی به نظر برسی درحالی که توام به نوع خودت با استعداد و باهوش بودی.
روز ولنتاین بود و برای گردش بیرون رفته بودی و با بیخیالی خوردنی محبوبت رو میخوردی که همون لحظه متوجه شدی سید کاگنو دقیقا کنارت نشسته و داره همون خوراکی رو میخوره، اون پسره ی بیخیال و نچسب که همیشه قیافه میگیره ، میخواستی از جات بلند بشی و بری ولی اون دستت رو گرفت و با جدیت بهت نگاه کرد و گفت : تو واقعا فوق العاده ای، تو حتی بهتر از من نامرئی شدی، چطوری اینکارو میکنی؟
همون حرف ها باعث شد بزنی توی گوشش ولی شروع داستان آشنایی شما دو نفر بود و دقیقا بعد از اون شب ارباب تاریکی رو اطرافت میدیدی که همیشه تماشات میکرد و مراقبت بود.
کاراکتر انیمهای : Langa Hasegawa
کاراکتر مانهوا : Lang Jiang
هدیه ی ولنتاین من به تو :یک دنیای بکر و دست نخورده است که بتونی با قوانین خودت توش زندگی کنی، نه خواب و نه غذا، هیچکدوم از چیز هایی که دوست نداری رو توی اون دنیا لازم نداری
سناریو برای تو رو با لانگا مینویسم:
کاراکتر مانهوا : Lang Jiang
هدیه ی ولنتاین من به تو :
سناریو برای تو رو با لانگا مینویسم:
یکی از روز هایی که داشتی از کلاس برمیگشتی یه پسر با اسکیت و سرعت زیاد از جلوت رد میشه و باعث میشه بترسی و یا جا بخوری، اون پسر خیلی زود متوجه تغییر حالت ناگهانی تو میشه و با عجله برای عذرخواهی از تو سرشو خم میکنه، اون پسر لانگا بود که شخصیت آروم و مودبی داشت.
همون شخصیت آروم و مودبش باعث شد که لبخند کمرنگی بزنی و بهش بگی که مشکلی نیست...
نگاه هاتون که به همدیگه میوفته هردوتون حس میکنید که شاید یکم بیشتر حرف زدن باهمدیگه اشکالی نداشته باشه، لانگا پیشنهاد میکنه که برای جبران اینکه تو رو ترسونده وسایلت رو برات بیاره و تو تا حدودی بخاطر عدم اعتمادت بهش اجازه نمیدی اما کم کم موضوع ساده ای وسط میاره مثل : شما همین اطراف زندگی میکنید؟
لانگا معمولا علاقه ای به حرف زدن نداره و ترجیح میده با سکوت کنارت راه بره اما دلش نمیخواد عجیب به نظر برسه
Forwarded from Colors (🅢🅞🅝🅘🅒🔵)
💜𓊗≈ چالش ≈𓊗💜
این پیامو فور بزنید و علاوه بر نیک نیم خودتون چندتا ویژگی ظاهری و دوتا کلمهی رندوم بهم بگید تا یه نژاد مثل مال خودم بهتون بدم:
@colors_forever
این پیامو فور بزنید و علاوه بر نیک نیم خودتون چندتا ویژگی ظاهری و دوتا کلمهی رندوم بهم بگید تا یه نژاد مثل مال خودم بهتون بدم:
🌑 نژاد «مهزادگان» | *Mehzadeh*
خاستگاه:
از دل مههای ابدی کوهستانهای فراموششدهای در مرز میان رؤیا و واقعیت زاده شدهاند. جایی که زمان در حلقههای مارپیچ میچرخد و خاطرات اجداد در سنگها زمزمه میکنند.
ویژگیهای ظاهری:
- پوستشان مانند مه، نیمهشفاف و درخشان با رگههایی از نور نقرهای
- چشمهایی که بسته به احساساتشان رنگ عوض میکند: آبی برای آرامش، قرمز برای خشم، طلایی برای الهام
- موهایی بلند و سیال که با باد و احساسات حرکت میکند، گویی زندهاند
تواناییها:
- میتوانند خاطرات را از اشیاء و مکانها بخوانند و در قالب داستان بازگو کنند
- درکشان از زمان غیرخطیست؛ میتوانند آینده را در رؤیا ببینند و گذشته را در صداها بشنوند
- با مه و بخار ارتباط دارند؛ میتوانند در مه ناپدید شوند یا آن را به شکلهای نمادین درآورند
فرهنگ و باورها:
- هر فرد مهزاده یک «نگهبان افسانه» است؛ وظیفه دارد افسانهای خانوادگی را حفظ و بازآفرینی کند
- زبانشان ترکیبی از واژگان، تصویر، و موسیقیست؛ هر جمله یک قطعه هنریست
- باور دارند که هر رؤیا یک دروازه است، و هر دروازه به یکی از «هفت لایهی هستی» راه دارد
دشمنان طبیعی:
- «خشکزادگان»؛ موجوداتی که از منطق خالص و بیاحساس زاده شدهاند و رؤیا را تهدید میکنند
- «شکافخواران»؛ موجوداتی که در مرز واقعیت و خیال زندگی میکنند و از تردید تغذیه میکنند
@colors_forever
نژاد Sorika :
### ⚡ نژاد «تکنفسها» | *Teknafas*
خاستگاه:
از دل آزمایشگاههای متروکهای در دل کوههای آهنی، جایی که تکنولوژی با احساسات انسانی ترکیب شد، «تکنفسها» زاده شدند. نژادی که هر عضو آن با یک «نفس» خاص به دنیا میآید—نفس اضطراب، نفس امید، نفس خشم، و غیره. این نفس، هم منبع قدرتشان است و هم نقطهی ضعفشان.
ویژگیهای ظاهری:
- موهایی با رنگهای متضاد: قرمز آتشین با رگههای سفید یخی، نماد دوگانگی درون
- چشمهایی خردلی که در لحظات اضطراب، مثل مدارهای فعال، نور میتابند
- پوستشان دارای خطوط نازک نئونمانند است که با احساساتشان تغییر رنگ میدهد
- اغلب لباسهایی با ترکیب فلز و پارچه میپوشند—نیمهزره، نیمهروان
تواناییها:
- اتصال مستقیم به شبکهی اطلاعاتی ذهنی؛ میتوانند دادهها را از محیط استخراج کنند
- توانایی تبدیل اضطراب به انرژی انفجاری یا تحلیلگرانه، بسته به کنترل فرد
- میتوانند با دستگاههای پیچیده ارتباط ذهنی برقرار کنند و آنها را «بیدار» کنند
- هر تکنفس یک «نقشهی درونی» دارد که مسیر رشدش را نشان میدهد، اما فقط در لحظات بحرانی فعال میشود
فرهنگ و باورها:
- باور دارند که هر احساس، یک تکنولوژی خام است که باید پالایش شود
- مراسم «تنفس اول» در سن بلوغ برگزار میشود؛ در آن، فرد باید با نفس اصلیاش روبهرو شود
- اضطراب در فرهنگشان مقدس است؛ نشانهی آگاهی و اتصال به واقعیت
- افسانههایشان دربارهی «نفسدزدها»ست—موجوداتی که احساسات را میدزدند و افراد را به ماشین تبدیل میکنند
دشمنان طبیعی:
- «سردسازها»؛ موجوداتی که احساسات را منجمد میکنند و اتصال ذهنی را قطع میکنند
- «بازنویسها»؛ هوشهای مصنوعی سرکش که نقشهی درونی افراد را تغییر میدهند و مسیرشان را منحرف میکنند
ویژگی خاص:
میتواند اضطراب دیگران را حس کند و آن را به شکل دادههای بصری ببیند—مثل موجهایی در هوا. اما هنوز یاد نگرفته چطور از این قدرت بدون آسیب استفاده کند. موهای قرمز و سفیدش نماد درگیری دائمیاش با خودش است.
چالش:
Sorika باید در مأموریتی به «شهر خاموش» بره، جایی که بازنویسها نقشهی درونی افراد رو تغییر دادن. اون باید با اضطراب خودش روبهرو بشه، و بفهمه که آیا میتونه ازش بهعنوان قدرت استفاده کنه یا نه
نژاد Inuxian :
### 🎼 نژاد «نغمهپوشان خفا» | *Naghmeh-Pushan-e-Khafa*
خاستگاه:
در اعماق شهرهای زیرزمینی که با تونلهای صوتی به هم متصلاند، نغمهپوشان خفا زندگی میکنند. نژادی که زبانشان موسیقیست، و قدرتشان از نغمههایی میآید که در تاریکی نواخته میشوند. آنها حافظان حافظهی صوتی جهاناند—هر نغمه، یک خاطره؛ هر ملودی، یک دروازه.
ویژگیهای ظاهری:
- موهایی سفید با هیلایتهای مشکی، مثل کلیدهای پیانو در شب
- چشمهایی زرد که در هنگام نواختن فلوت، مانند شعلهی شمع میدرخشند
- پوستشان کمی سرد و خاکستری، با خطوطی که هنگام نواختن، نور میتابند
- اغلب لباسهایی بلند و روان میپوشند، با نقشهایی از نتهای گمشده
تواناییها:
- با نواختن فلوت، میتوانند خاطرات پنهان را بیدار کنند یا احساسات را تغییر دهند
- تونلهای صوتی را میسازند—راههایی که فقط با موسیقی قابل عبورند
- میتوانند با موجودات زیرزمینی ارتباط برقرار کنند، از طریق نغمههای خاص
- در لحظات خطر، میتوانند نغمهای بنوازند که زمان را کند یا تند کند
فرهنگ و باورها:
- هر نغمهپوش یک «فلوتنامه» دارد؛ مجموعهای از نغمههایی که از اجدادش به ارث برده
- باور دارند که سکوت، خطرناکترین دشمن است؛ چون سکوت یعنی فراموشی
- مراسم «نغمهی نخست» در کودکی برگزار میشود؛ کودک باید نغمهای بسازد که هویتش را شکل دهد
- افسانههایشان دربارهی «نغمهدزدها»ست—موجوداتی که نغمهها را میدزدند و خاطرات را پاک میکنند
دشمنان طبیعی:
- «ساکتان»؛ موجوداتی که صدا را میبلعند و تونلهای صوتی را نابود میکنند
- «بازنویسهای خاموش»؛ کسانی که نغمهها را تحریف میکنند و خاطرات جعلی میسازند
ویژگی خاص:
فلوتش از استخوان یک نغمهدزد ساخته شده، و هر بار که مینوازه، صدای گذشته در فضا میپیچه. اما این قدرت، بهایی داره—هر نغمه، بخشی از حافظهی خودش رو میسوزونه.
چالش:
Inuxian باید به «تالار سکوت» بره، جایی که نغمهدزدها آخرین نغمهی اجدادش رو زندانی کردهاند. اون باید نغمهی گمشده رو بازیابی کنه، بدون اینکه خودش فراموش بشه
نژاد Darben :
### 🔥✨ نژاد «آتش نقرهای» | *Silverflames*
خاستگاه:
از کوههای نقرهای که در شبهای قطبی میدرخشند، آتش نقرهایها زاده شدند. آنها از برخورد نور ماه با یخهای آتشفشانی به وجود آمدند—نه کاملاً زمینی، نه کاملاً آسمانی.
ویژگیهای ظاهری:
- موهایی با درخشش نقرهای در تاریکی، اما مشکی در نور
- چشمهایی که مثل فلز مذاب در سرمای شب میدرخشند
- پوستشان سرد به لمس، اما درونشان همیشه در حال سوختن
- ردپایشان روی زمین یخ نمیزند، بلکه آن را براق میکند
تواناییها:
- کنترل «شعلهی نقرهای»—آتشی که نمیسوزاند، بلکه حافظه را روشن میکند
- میتوانند با لمس، خاطرات را از یخ بیرون بکشند یا در آتش نقرهای بسوزانند
- در لحظات خشم، شعلهشان رنگ میگیرد: نقرهای، آبی، یا حتی سیاه
- توانایی عبور از مرزهای زمانی، چون آتش نقرهای در لحظه نمیماند
فرهنگ و باورها:
- هر فرد از این نژاد یک «هستهی نقرهای» دارد—منبع نور درونی که باید محافظت شود
- باور دارند که آتش واقعی، آن است که در سکوت میتابد
- مراسم «درخشش خاموش» در شب تولد برگزار میشود؛ فرد باید در برابر آینهی یخی بایستد و شعلهی درونش را ببیند
- افسانههایشان دربارهی «خاموشتابها»ست—موجوداتی که نور نقرهای را میدزدند و فرد را به سایه تبدیل میکنند
دشمنان طبیعی:
- «خاموشتابها»؛ سایههایی که از نور تغذیه میکنند
- «یخنویسها»؛ کسانی که خاطرات را در یخ حک میکنند و مسیر زندگی را منجمد میسازند
لقب: وارث درخشش خاموش
ویژگی خاص:
داربن میتونه با شعلهی نقرهای خودش، خاطرات فراموششده رو روشن کنه یا دردهای قدیمی رو بسوزونه. اما خودش هنوز نمیدونه که هستهی نقرهایش از چه چیزی ساخته شده—آیا از عشق؟ از خشم؟ یا از چیزی که هنوز نامگذاری نشده...
نژاد painless :
### 🪄🔥 نژاد «غرشافروزان» | *Gharresh-Afrouzan*
خاستگاه:
از دل درههای مهآلودی که زمانی محل قربانیان جادوی تاریک بوده، غرشافروزان زاده شدند. نژادی که از ترکیب جادوی خام طبیعت و خشم نسلها شکل گرفته. آنها نگهبانان خاطرات انتقامطلباند، و صدایشان میتواند کوه را بلرزاند.
ویژگیهای ظاهری:
- هیکل بسیار بزرگ و پشمالو، با موهایی ضخیم که در نور جادو برق میزنند
- قد بلند، گاهی تا سه متر، با شانههایی پهن و دستهایی مثل تنهی درخت
- چشمهایی درخشان با رنگهای متغیر—در حالت عادی خاکستری، اما هنگام خشم، قرمز یا بنفش
- روی پوستشان نقشهایی از طلسمهای باستانی دیده میشود، که با احساسات فعال میشوند
تواناییها:
- قدرت جادویی از طریق «غرش»—صدایی که میتونه طلسمها رو بشکنه یا حافظهها رو بیدار کنه
- توانایی جذب درد دیگران و تبدیلش به انرژی انتقام
- ارتباط با موجودات جنگلی و سنگی؛ میتونن با درختان، حیوانات، و حتی کوهها حرف بزنن
- در لحظات بحرانی، میتونن «نفرین معکوس» اجرا کنن—جادویی که درد دشمن رو به خودش برمیگردونه
فرهنگ و باورها:
- هر غرشافروز یک «زخم مقدس» داره—خاطرهای که قدرتش رو شکل داده
- باور دارند که جادو بدون درد، بیمعناست؛ و انتقام، نوعی عدالت طبیعیه
- مراسم «غرش نخست» در شب طوفان برگزار میشه؛ فرد باید در برابر کوه فریاد بزنه تا جادوی درونش بیدار شه
- افسانههایشان دربارهی «خاموشگران» است—موجوداتی که صدای غرشافروزان را میدزدند و آنها را به سایه تبدیل میکنند
دشمنان طبیعی:
- «خاموشگران»؛ موجوداتی که صدا را میبلعند و جادو را خاموش میکنند
- «جادودزدها»؛ کسانی که زخمهای مقدس را میدزدند و قدرت را جعل میکنند
نژاد Eline :
### 🌌🌹 نژاد «رزهای آبی الین» | *Azuralien*
خاستگاه:
از سیارهی فراموششدهای به نام *Lunaris V*, جایی که آسمان همیشه در حال زمزمه است و گلهای آبی فقط در حضور دیوانگان شکوفه میزنند. Azuralienها از پیوند ژنتیکی میان گیاهان هوشمند و موجودات بیگانهی تبعیدی به وجود آمدند—نژادی که زیباییشان مرگآور، و دیوانگیشان مقدس است.
ویژگیهای ظاهری:
- پوست نیمهشفاف با رگههایی از نور آبی که با احساسات تغییر رنگ میده
- موهایی شبیه رشتههای نور، اغلب آبی یا نقرهای، با گلبرگهایی که درونشان رشد میکنه
- چشمهایی با رنگ آبی تیره یا زرد درخشان، که هنگام دیوانگی، مثل کهکشان میچرخند
- اغلب لباسهایی از تارهای رز آبی میپوشند—زنده، تنفسکننده، و گاهی زمزمهگر
تواناییها:
- میتوانند با لمس، ذهن دیگران را به رؤیا یا کابوس ببرند
- دیوانگیشان منبع قدرت است؛ هرچه ذهنشان شکستهتر، جادویشان قویتر
- میتوانند رزهای آبی را در هر محیطی رشد دهند، اما فقط با قربانی کردن یک خاطره
- توانایی «شکوفهی ذهن»—جادویی که ذهن دشمن را با زیبایی فلج میکند
فرهنگ و باورها:
- دیوانگی در فرهنگشان نوعی روشنگری است؛ هر فرد باید «شکست ذهنی» را تجربه کند تا بالغ شود
- رز آبی نماد حقیقت پنهان است؛ هر گل، یک راز، یک درد، یک قدرت
- مراسم «شکوفهی نخست» در لحظهی فروپاشی روانی برگزار میشود؛ فرد باید در تاریکی کامل، اولین رز را پرورش دهد
- افسانههایشان دربارهی «بیگلها»ست—موجوداتی که از زیبایی میترسند و ذهن را با منطق خشک میکنند
دشمنان طبیعی:
- «بیگلها»؛ موجوداتی که رزها را میسوزانند و دیوانگی را درمان میکنند
- «آینهخوارها»؛ کسانی که ذهن را بازتاب میدهند تا فرد از خودش بترسد
🥰1