Forwarded from فیزیک اتمی
electromagnetism1TMULect2.pdf
430.2 KB
تبدیل مختصات های کارتزین استوانه ای و کروی بهم
و تشریح رنگی مختصاتها👆
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
و تشریح رنگی مختصاتها👆
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
تعادل ترمودینامیکی چیست?
هنگامیکه سیستم در حالت تعادل
1.مکانیکی
2.شیمیایی
3.گرمایی
قرار داشته باشد اصطلاحا گفته میشود سیستم در حالت
" تعادل ترمودینامیکی" است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
هنگامیکه سیستم در حالت تعادل
1.مکانیکی
2.شیمیایی
3.گرمایی
قرار داشته باشد اصطلاحا گفته میشود سیستم در حالت
" تعادل ترمودینامیکی" است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
تعریف انواع تعادل:
1.تعادل مکانیکی
وقتی در داخل سیستم و همچنین بین سیستم و محیط، هیچ گونه نیروی خنثی نشده ای وجود
نداشته باشد،سیستم در تعادل مکانیکی است.
2.تعادل شیمیایی
چنانچه سیستمی که در حالت تعادل مکانیکی است، تمایلی به تغییر خود بخودی ساختار داخلی،
مانند واکنش های شیمیایی، و یا انتقال ماده از یک قسمت سیستم به قسمت دیگر، مانند پخش یا حل شدن، ولو به آهستگی، نداشته باشد، سیستم در حالت تعادل شیمیایی است.
3.تعادل گرمایی
هنگامیکه در مختصات سیستمی که در حالت تعادل شیمیایی و مکانیکی است، و از محیط خود توسط یک دیواره گرمابر جدا شده است، هیچ گونه تغییر خودبخودی رخ ندهد، تعادل گرمایی وجود دارد.
در تعادل گرمایی تمام قسمت های یک سیستم در یک دما به سر
می برند و این دما با دمای محیط یکسان است.
تعادل ترمودینامیکی چیست?
هنگامیکه سیستم در حالت تعادل
1.مکانیکی
2.شیمیایی
3.گرمایی
قرار داشته باشد اصطلاحا گفته میشود سیستم در حالت
" تعادل ترمودینامیکی" است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
1.تعادل مکانیکی
وقتی در داخل سیستم و همچنین بین سیستم و محیط، هیچ گونه نیروی خنثی نشده ای وجود
نداشته باشد،سیستم در تعادل مکانیکی است.
2.تعادل شیمیایی
چنانچه سیستمی که در حالت تعادل مکانیکی است، تمایلی به تغییر خود بخودی ساختار داخلی،
مانند واکنش های شیمیایی، و یا انتقال ماده از یک قسمت سیستم به قسمت دیگر، مانند پخش یا حل شدن، ولو به آهستگی، نداشته باشد، سیستم در حالت تعادل شیمیایی است.
3.تعادل گرمایی
هنگامیکه در مختصات سیستمی که در حالت تعادل شیمیایی و مکانیکی است، و از محیط خود توسط یک دیواره گرمابر جدا شده است، هیچ گونه تغییر خودبخودی رخ ندهد، تعادل گرمایی وجود دارد.
در تعادل گرمایی تمام قسمت های یک سیستم در یک دما به سر
می برند و این دما با دمای محیط یکسان است.
تعادل ترمودینامیکی چیست?
هنگامیکه سیستم در حالت تعادل
1.مکانیکی
2.شیمیایی
3.گرمایی
قرار داشته باشد اصطلاحا گفته میشود سیستم در حالت
" تعادل ترمودینامیکی" است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
استلاراتور
استلاراتور به وسیله های محصور سازی چنبره ای گفته می شود که با استفاده از آهنرباهای خارجی سطوح شار بسته تولید میکند.
استلاراتورها جزء اولین ابزارها برای محصور سازی بوده اند.
اما
موفقیت های بیشتر توکامک ها در دهه 1960 توجه به آنها را کاهش داد.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
استلاراتور به وسیله های محصور سازی چنبره ای گفته می شود که با استفاده از آهنرباهای خارجی سطوح شار بسته تولید میکند.
استلاراتورها جزء اولین ابزارها برای محصور سازی بوده اند.
اما
موفقیت های بیشتر توکامک ها در دهه 1960 توجه به آنها را کاهش داد.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
چگونه میدان الکترومغناطیسی نسبی می شود
این میدان مغناطیسی نیست که میدان الکتریکی به وجود می آورد.
" تغییرات میدان مغناطیسی"
میدان الکتریکی به وجود می آورد.
تفاوت میدان "الکتریکی استاتیکی"
و" میدان الکتریکی مغناطیسی"
در این است که:
میدان الکتریکی مغناطیسی، تابش میکند.
آنچه در اینجا جالب به نظر می رسد این است که:
میدان الکترومغناطیسی نسبی می شود.
یعنی چه?
یعنی به موقعیت ناظر وابسته میشود.
اگر ناظری نسبت به بار الکتریکی ساکن باشد، فقط میدان الکتریکی را میبیند
ناظری دیگر که نسبت به بار الکتریکی حرکت میکند،
هم میدان الکتریکی را میبیند و هم میدان مغناطیسی را
یعنی میدان الکترومغناطیس را مشاهده میکند.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
این میدان مغناطیسی نیست که میدان الکتریکی به وجود می آورد.
" تغییرات میدان مغناطیسی"
میدان الکتریکی به وجود می آورد.
تفاوت میدان "الکتریکی استاتیکی"
و" میدان الکتریکی مغناطیسی"
در این است که:
میدان الکتریکی مغناطیسی، تابش میکند.
آنچه در اینجا جالب به نظر می رسد این است که:
میدان الکترومغناطیسی نسبی می شود.
یعنی چه?
یعنی به موقعیت ناظر وابسته میشود.
اگر ناظری نسبت به بار الکتریکی ساکن باشد، فقط میدان الکتریکی را میبیند
ناظری دیگر که نسبت به بار الکتریکی حرکت میکند،
هم میدان الکتریکی را میبیند و هم میدان مغناطیسی را
یعنی میدان الکترومغناطیس را مشاهده میکند.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
👍1
چرا برای شتاب دادن به ذرات، آنها باید باردار باشند?
در پلاسما ذرات الکترون و یون داریم.
این ذرات باردار هستند.
برای رساندن ذرات به انرژی های بالا
جهت انجام گداخت هسته ای؛
باید به آنها شتاب بدهیم.
این ذرات باید بار دار باشند ؛
در غیر این صورت از طرف میدانها به آنها نیرو وارد نخواهد شد.
میدانها فقط به "ذرات بار دار" نیرو اعمال میکنند.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
در پلاسما ذرات الکترون و یون داریم.
این ذرات باردار هستند.
برای رساندن ذرات به انرژی های بالا
جهت انجام گداخت هسته ای؛
باید به آنها شتاب بدهیم.
این ذرات باید بار دار باشند ؛
در غیر این صورت از طرف میدانها به آنها نیرو وارد نخواهد شد.
میدانها فقط به "ذرات بار دار" نیرو اعمال میکنند.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
اثر فتوالکتریک
راهی برای بیرون کشیدن الکترون از فلزات
نور همگنی مثل نور بنفش را بر سطح فلزی میتابانیم
این نور الکترون هایی را از فلز بیرون می کشد.
الکترون ها از فلز کنده شده و سرعت آنها در امتداد معین زیاد می شود.
حال تغیری در آزمایش ایجاد میکنیم
شدت نور بنفش را که بر صفحه فلزی می تابد تغییر میدهیم.
کمی صبر کنید
قبل از انجام آزمایش
میتوان اینطور استنباط کرد:
در اثر فتوالکتریک قسمتی از انرژی تشعشعی به انرژی حرکت الکترون ها تبدیل می شود.
پس اگر نوری با همان طول موج( بنفش) ، ولی از چشمه ای نیرومندتر ، بر فلز بتابانیم، انرژی الکترون های گسیل شده هم باید بیشتر شود
یعنی توقع داریم، چون شدت نور زیادتر شود سرعت الکترون ها نیز بیشتر گردد.
اما آزمایش حدس استدلالی ما را نقض میکند.
یک بار دیگر متوجه می شویم که قوانین طبیعت به صورتی نیستند که ما می خواهیم.
نتیجه این آزمایش از دیدگاه موجی حیرت آور است!!
همه الکترون ها دارای سرعتی یکسان و در نتیجه انرژی یکسان هستند.و با افزایش شدت نور تغییر نمیکند!!!
این نتیجه با نظریه موجی توجیه نمیشود
نتیجه این میشودکه:
نور همگن از دانه های انرژی تشکیل شده، که کوانتوم های نور هستند و فوتون نام دارند.
فوتونها، در واقع تکه های کوچک انرژی هستند، که در خلاء با سرعت نور حرکت می کنند.
اما چه اتفاقی می افتد?
هنگامی که رگباری از فوتون ها بر ورقه فلز می بارد، کنشی که میان اشعه نور و ماده روی میدهد، عبارت از رویداد های منفرد است.
یعنی در هر کدام فوتونی به اتم برخورد میکند و الکترونی از آن بیرون می کشد،
این رویدادهای منفرد، همه مثل هم هستند.بنابراین ، الکترونهای کنده شده نیز انرژی یکسانی دارند.
با این تعبیر ، ازدیاد شدت نور ،
به معنی، افزایش تعداد فوتون های تابنده است.
یعنی با این ازدیاد ، فقط تعداد الکترون هایی که از سطح فلز کنده میشوند، بیشتر میشود،
ولی انرژی هر الکترون همان است که بود.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
راهی برای بیرون کشیدن الکترون از فلزات
نور همگنی مثل نور بنفش را بر سطح فلزی میتابانیم
این نور الکترون هایی را از فلز بیرون می کشد.
الکترون ها از فلز کنده شده و سرعت آنها در امتداد معین زیاد می شود.
حال تغیری در آزمایش ایجاد میکنیم
شدت نور بنفش را که بر صفحه فلزی می تابد تغییر میدهیم.
کمی صبر کنید
قبل از انجام آزمایش
میتوان اینطور استنباط کرد:
در اثر فتوالکتریک قسمتی از انرژی تشعشعی به انرژی حرکت الکترون ها تبدیل می شود.
پس اگر نوری با همان طول موج( بنفش) ، ولی از چشمه ای نیرومندتر ، بر فلز بتابانیم، انرژی الکترون های گسیل شده هم باید بیشتر شود
یعنی توقع داریم، چون شدت نور زیادتر شود سرعت الکترون ها نیز بیشتر گردد.
اما آزمایش حدس استدلالی ما را نقض میکند.
یک بار دیگر متوجه می شویم که قوانین طبیعت به صورتی نیستند که ما می خواهیم.
نتیجه این آزمایش از دیدگاه موجی حیرت آور است!!
همه الکترون ها دارای سرعتی یکسان و در نتیجه انرژی یکسان هستند.و با افزایش شدت نور تغییر نمیکند!!!
این نتیجه با نظریه موجی توجیه نمیشود
نتیجه این میشودکه:
نور همگن از دانه های انرژی تشکیل شده، که کوانتوم های نور هستند و فوتون نام دارند.
فوتونها، در واقع تکه های کوچک انرژی هستند، که در خلاء با سرعت نور حرکت می کنند.
اما چه اتفاقی می افتد?
هنگامی که رگباری از فوتون ها بر ورقه فلز می بارد، کنشی که میان اشعه نور و ماده روی میدهد، عبارت از رویداد های منفرد است.
یعنی در هر کدام فوتونی به اتم برخورد میکند و الکترونی از آن بیرون می کشد،
این رویدادهای منفرد، همه مثل هم هستند.بنابراین ، الکترونهای کنده شده نیز انرژی یکسانی دارند.
با این تعبیر ، ازدیاد شدت نور ،
به معنی، افزایش تعداد فوتون های تابنده است.
یعنی با این ازدیاد ، فقط تعداد الکترون هایی که از سطح فلز کنده میشوند، بیشتر میشود،
ولی انرژی هر الکترون همان است که بود.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
🔹انسان مدرن از علم (science )يك جهان بيني درست کرد.
يعني او science را تبديل به ساینتيزم کرد.
يعني انسان مدرن هرچه را که علوم «به حق» مي توانند در مورد عالم طبيعت بگويند ،
به عالمهای ديگر هم تعميم داد
و بنابراين از «علم»، «جهان بيني علمي»(scientism)درست کرد
و اين کار را انسان قديم نكرد.
يعني واقعاً انسان سنتي ساينسي که داشت (به همان مقدار پيشرفتي که ساينس نزد او کرده بود) را محدود به همين عالم طبيعت مي دانست و اعتقاد داشت که اين ساينس فقط در محدوده عالم طبيعت حق دارد سخن بگويد و در برابر عوالم ديگر، نفياً و اثباتاً حق هيچ سخني را ندارد.
انسان مدرن گويا اين کار را نكرد و وقتي توفيق شگفت انگيز و چشم گيري ساينس را در عالم طبيعت ديد، خواست از دل اين علم معصوم (!) يك سلسله اظهاراتي بيرون بكشد که خود اين علم هيچ وقت اين اظهارات را نمي کرد و از اين راه از ساينس، ساینتيزم درست کرد.
🔹مثال ساده اي بزنم.
همه قبول داريم که چشم ارزشمند است اما فقط براي ديدن.
با چشم، با تمامي ارزشي که دارد هيچ وقت نمي شود صدا را شنيد.
گوش هم ارزشمند است ولي با تمام ارزشي که دارد ما نمي توانيم هيچ شكل و نور و رنگي را ببينيم.
انسان سنتي، حس و مشاهده و آزمايش و تجربه را قبول داشت ولي مي گفت اينها فقط بايد در عالم طبيعت به کار بيايد.
در غير عامل طبيعت، اين ها هيچ کاره اند.
بنابراين به عقيده انسان سنتي، در عين حالي که مي توان با اين ابزار در عالم طبيعت به يك سلسله دستاوردهايي دست يافت،
اما در باب غيرعالم طبيعت اين ها چيزيی نمي توانند بگويند و اگر بخواهند در باب غيرعالم طبيعت سخني بگويند،
مثل اين مي ماند که چشم بخواهد در باب اصوات سخن بگويد يا گوش بخواهد در باب الوان سخن بگويد.
🍁🍁استاد ملکیان
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
يعني او science را تبديل به ساینتيزم کرد.
يعني انسان مدرن هرچه را که علوم «به حق» مي توانند در مورد عالم طبيعت بگويند ،
به عالمهای ديگر هم تعميم داد
و بنابراين از «علم»، «جهان بيني علمي»(scientism)درست کرد
و اين کار را انسان قديم نكرد.
يعني واقعاً انسان سنتي ساينسي که داشت (به همان مقدار پيشرفتي که ساينس نزد او کرده بود) را محدود به همين عالم طبيعت مي دانست و اعتقاد داشت که اين ساينس فقط در محدوده عالم طبيعت حق دارد سخن بگويد و در برابر عوالم ديگر، نفياً و اثباتاً حق هيچ سخني را ندارد.
انسان مدرن گويا اين کار را نكرد و وقتي توفيق شگفت انگيز و چشم گيري ساينس را در عالم طبيعت ديد، خواست از دل اين علم معصوم (!) يك سلسله اظهاراتي بيرون بكشد که خود اين علم هيچ وقت اين اظهارات را نمي کرد و از اين راه از ساينس، ساینتيزم درست کرد.
🔹مثال ساده اي بزنم.
همه قبول داريم که چشم ارزشمند است اما فقط براي ديدن.
با چشم، با تمامي ارزشي که دارد هيچ وقت نمي شود صدا را شنيد.
گوش هم ارزشمند است ولي با تمام ارزشي که دارد ما نمي توانيم هيچ شكل و نور و رنگي را ببينيم.
انسان سنتي، حس و مشاهده و آزمايش و تجربه را قبول داشت ولي مي گفت اينها فقط بايد در عالم طبيعت به کار بيايد.
در غير عامل طبيعت، اين ها هيچ کاره اند.
بنابراين به عقيده انسان سنتي، در عين حالي که مي توان با اين ابزار در عالم طبيعت به يك سلسله دستاوردهايي دست يافت،
اما در باب غيرعالم طبيعت اين ها چيزيی نمي توانند بگويند و اگر بخواهند در باب غيرعالم طبيعت سخني بگويند،
مثل اين مي ماند که چشم بخواهد در باب اصوات سخن بگويد يا گوش بخواهد در باب الوان سخن بگويد.
🍁🍁استاد ملکیان
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
میدانید اولین بار بدون هیچ وسیله ای چگونه فهمیدند زمین کروی هست?
340 سال پیش از میلاد
ارستو فیلسوف یونانی
2 دلیل برای کرویت زمین عرضه کرد
1.در ماه گرفتگی سایه زمین روی ماه گرد است
که فقط در صورت کروی بودن این امکان وجود دارد.
2.وقتی کشتی به ساحل نزدیک میشود
نخست بادبانهای آن در افق دیده میشود و سپس بدنه آن!
منبع: تاریخچه زمان-هاکینگ
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
340 سال پیش از میلاد
ارستو فیلسوف یونانی
2 دلیل برای کرویت زمین عرضه کرد
1.در ماه گرفتگی سایه زمین روی ماه گرد است
که فقط در صورت کروی بودن این امکان وجود دارد.
2.وقتی کشتی به ساحل نزدیک میشود
نخست بادبانهای آن در افق دیده میشود و سپس بدنه آن!
منبع: تاریخچه زمان-هاکینگ
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
چرا پر و گلوله فلزی رها شده از ارتفاع ، هم زمان به زمین میرسند?
اولین بار گالیله این آزمایش را انجام داد و جرمهای مختلف را از بالای برجی رها کرد، و مشاهده کرد که آنها هم زمان سقوط می کنند
یعنی حرکت جرم ساقط شونده به جرم آن بستگی ندارد.
طبق جرم ماندی
اگر نیروی واحدی به دو جسم ساکن متفاوت وارد کنیم
جسم بزرگتر، سرعت کمتری پیدا میکند.
یعنی سرعت به جرم جسم بستگی دارد.
با این استدلال؛ اجسامی که جرم ماندی بیشتری دارند، سقوط شان باید کند تر باشد.
ولی چنین نیست.
همه اجسام به یک طریق سقوط میکنند.
از اینجا نتیجه میشود که زمین اجرام مختلف را با نیرو های متفاوت به خود میکشد.
باید نتیجه گرفت جرم گرانشی و جرم ماندی با هم برابرند.
بیان فیزیکدانان اینطور میشود که:
شتاب جسم ساقط شونده متناسب با جرم گرانشی زیاد می شود و متناسب با جرم ماندی کاهش
می یابد.
چون همه اجسام ساقط شونده دارای یک شتاب هستند،
دو جرم گرانشی و ماندی با هم برابرند.
فیزیک کلاسیک برابر بودن این دو جرم را تصادفی میدانست.
اما فیزیک جدید کاملا مخالف این نظر است،
تساوی این دو جرم مسئله ای بنیادی است و نظریه نسبیت عام از آن نشأت می گیرد.
آلبرت اینشتین
از کتاب تکامل فیزیک
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
اولین بار گالیله این آزمایش را انجام داد و جرمهای مختلف را از بالای برجی رها کرد، و مشاهده کرد که آنها هم زمان سقوط می کنند
یعنی حرکت جرم ساقط شونده به جرم آن بستگی ندارد.
طبق جرم ماندی
اگر نیروی واحدی به دو جسم ساکن متفاوت وارد کنیم
جسم بزرگتر، سرعت کمتری پیدا میکند.
یعنی سرعت به جرم جسم بستگی دارد.
با این استدلال؛ اجسامی که جرم ماندی بیشتری دارند، سقوط شان باید کند تر باشد.
ولی چنین نیست.
همه اجسام به یک طریق سقوط میکنند.
از اینجا نتیجه میشود که زمین اجرام مختلف را با نیرو های متفاوت به خود میکشد.
باید نتیجه گرفت جرم گرانشی و جرم ماندی با هم برابرند.
بیان فیزیکدانان اینطور میشود که:
شتاب جسم ساقط شونده متناسب با جرم گرانشی زیاد می شود و متناسب با جرم ماندی کاهش
می یابد.
چون همه اجسام ساقط شونده دارای یک شتاب هستند،
دو جرم گرانشی و ماندی با هم برابرند.
فیزیک کلاسیک برابر بودن این دو جرم را تصادفی میدانست.
اما فیزیک جدید کاملا مخالف این نظر است،
تساوی این دو جرم مسئله ای بنیادی است و نظریه نسبیت عام از آن نشأت می گیرد.
آلبرت اینشتین
از کتاب تکامل فیزیک
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
تونل زنی در گداخت هسته ای!
همجوشی شامل
فرایند" نفوذ در سد" است.
شکل سد پتانسیلی که با همجوشی مخالفت می کند،
شبیه سد پتانسیلی است که با واپاشی آلفا مخالفت میکند.
تنها ارتفاع سد، در این مورد فرق میکند.
زیرا ارتفاع سد با حاصلضرب بار هسته ها متناسب است.
احتمال تونل زنی در داخل سد مستقل از آن است که:
ذره از داخل(در مورد واپاشی آلفا)
یا از خارج( مانند همجوشی هسته ای)
به سد نزدیک شود.
احتمال تونل زنی برای هسته هایی که در آنها
بار هسته زیاد یا متوسط است،
از احتمال مربوط به هسته هایی با بار پایین کمتر خواهد بود.
و احتمال
در دمای پایین خیلی کمتر از احتمال در دمای بالاست.
به این ترتیب وقوع واکنش گداخت برای هسته های با بار خیلی پایین مانند هیدروژن،
در پلاسمایی با دمای فوق العاده زیاد، دارای حداکثر احتمال است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
همجوشی شامل
فرایند" نفوذ در سد" است.
شکل سد پتانسیلی که با همجوشی مخالفت می کند،
شبیه سد پتانسیلی است که با واپاشی آلفا مخالفت میکند.
تنها ارتفاع سد، در این مورد فرق میکند.
زیرا ارتفاع سد با حاصلضرب بار هسته ها متناسب است.
احتمال تونل زنی در داخل سد مستقل از آن است که:
ذره از داخل(در مورد واپاشی آلفا)
یا از خارج( مانند همجوشی هسته ای)
به سد نزدیک شود.
احتمال تونل زنی برای هسته هایی که در آنها
بار هسته زیاد یا متوسط است،
از احتمال مربوط به هسته هایی با بار پایین کمتر خواهد بود.
و احتمال
در دمای پایین خیلی کمتر از احتمال در دمای بالاست.
به این ترتیب وقوع واکنش گداخت برای هسته های با بار خیلی پایین مانند هیدروژن،
در پلاسمایی با دمای فوق العاده زیاد، دارای حداکثر احتمال است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
کانال تخصصی فیزیک اتمی
هيوم قائل شد كه گواهي حس بر هر چيزي مقدم و اولي است،
لكن اين سخن صحيح نيست و مخالفين زيادي هم دارد.
زيرا قوام گواهي های حس بوسيله گواهي هاي عقل است.
مثلا اگر من هيچگونه گواهي عقلي نداشته باشم، وقتي شما بگوييد:
«من اين شيئ را سياه مي بينيم» مي توانم اظهار كنم كه :
«اين شيئ هم سياه است و هم سياه نيست»
چرا اين جمله را شما و من نميپذيريم ؟
رمزش اين است كه همه ما در تصديقات خود لااقل دو اصل ضروري عقلي را قبول داريم،
ولو خودمان توجه نداشته باشيم؛ آن دو اصل عبارتند از :
1- اصل تناقض 2- اصل هو هويت
بعلاوه اگر مبناي شما صحيح باشد، ما از شما اين مطلب را نمي پذيريم كه،
زمين به دور خورشيد و به دور خودش مي چرخد
و خورشيد نسبت به زمين ثابت است،
چرا كه اين امر را حس نكرده ايم.
اگر بگوييد چون دانشمندان اين مطلب را گفته اند ما مي پذيريم،
در جواب مي گوييم
كه بر مبناي شما ، حس بر نقل مقدم است
و در اينجا
حس ما بر ثبات زمين گواهي مي دهد.
پس بايد سخن حس خود را بپذيريم.
ما كه حركت زمين را نديده ايم و جايي را سراغ نداريم كه از آنجا بتوان حركت زمين و ثبات خورشيد را ديد !
پس معلوم مي شود رمز اينكه ما به گواهي حس خود اعتماد نمي كنيم اين است كه حس ما خام است.
يا به اصطلاح روانشناسي نسخته (Brute) است.
فلذا سخن دانشمندان (نقل) را بر حس خود مقدم مي كنيم.
(استاد ملکیان)
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
لكن اين سخن صحيح نيست و مخالفين زيادي هم دارد.
زيرا قوام گواهي های حس بوسيله گواهي هاي عقل است.
مثلا اگر من هيچگونه گواهي عقلي نداشته باشم، وقتي شما بگوييد:
«من اين شيئ را سياه مي بينيم» مي توانم اظهار كنم كه :
«اين شيئ هم سياه است و هم سياه نيست»
چرا اين جمله را شما و من نميپذيريم ؟
رمزش اين است كه همه ما در تصديقات خود لااقل دو اصل ضروري عقلي را قبول داريم،
ولو خودمان توجه نداشته باشيم؛ آن دو اصل عبارتند از :
1- اصل تناقض 2- اصل هو هويت
بعلاوه اگر مبناي شما صحيح باشد، ما از شما اين مطلب را نمي پذيريم كه،
زمين به دور خورشيد و به دور خودش مي چرخد
و خورشيد نسبت به زمين ثابت است،
چرا كه اين امر را حس نكرده ايم.
اگر بگوييد چون دانشمندان اين مطلب را گفته اند ما مي پذيريم،
در جواب مي گوييم
كه بر مبناي شما ، حس بر نقل مقدم است
و در اينجا
حس ما بر ثبات زمين گواهي مي دهد.
پس بايد سخن حس خود را بپذيريم.
ما كه حركت زمين را نديده ايم و جايي را سراغ نداريم كه از آنجا بتوان حركت زمين و ثبات خورشيد را ديد !
پس معلوم مي شود رمز اينكه ما به گواهي حس خود اعتماد نمي كنيم اين است كه حس ما خام است.
يا به اصطلاح روانشناسي نسخته (Brute) است.
فلذا سخن دانشمندان (نقل) را بر حس خود مقدم مي كنيم.
(استاد ملکیان)
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
اجسام از نظر الکتریکی به سه دسته تقسیم میشوند:
رسانا
نیم رسانا
نارسانا
رسانا:
جسمی است که در دمای اتاق تقریبا تمام الکترون های ظرفیتش آزاد شده باشند.
رساناها منبع الکترون آزاد هستند.
در الکتریسته الکترون های آخرین مدار اتم الکترون ظرفیت نام دارد.
الکترون ظرفیت هنوز به اتم وابسته است، مگر اینکه با دادن انرژی گرمایی، آن را از اتم جدا کرده، و به الکترون آزاد تبدیل کنیم.
الکترون آزاد در لا به لای اتم ها سرگردان است و حرکت ارتعاشی دارد.
نارسانا:
جسمی است که در دمای اتاق تقریبا الکترون آزاد نداشته باشد.
به این معنا که دمای اتاق قدرت آن را ندارد که الکترون نارسانا را آزاد کند.
اما
اگر دما را بالا ببریم و انرژی گرمایی بیشتر شود، ممکن است که الکترون آزاد شود
و معنای این جمله آن است که:
رسانا بودن نسبی است
مثلا اگر چوب را حرارت دهیم تا بخواهد رسانا شود خاکستر خواهد شد.
نیم رسانا:
جسمی که در دمای اتاق به مقدار قابل ملاحظه ای الکترون آزاد دارد
و به مقدار قابل ملاحظه ای الکترون ظرفیت دارد.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
رسانا
نیم رسانا
نارسانا
رسانا:
جسمی است که در دمای اتاق تقریبا تمام الکترون های ظرفیتش آزاد شده باشند.
رساناها منبع الکترون آزاد هستند.
در الکتریسته الکترون های آخرین مدار اتم الکترون ظرفیت نام دارد.
الکترون ظرفیت هنوز به اتم وابسته است، مگر اینکه با دادن انرژی گرمایی، آن را از اتم جدا کرده، و به الکترون آزاد تبدیل کنیم.
الکترون آزاد در لا به لای اتم ها سرگردان است و حرکت ارتعاشی دارد.
نارسانا:
جسمی است که در دمای اتاق تقریبا الکترون آزاد نداشته باشد.
به این معنا که دمای اتاق قدرت آن را ندارد که الکترون نارسانا را آزاد کند.
اما
اگر دما را بالا ببریم و انرژی گرمایی بیشتر شود، ممکن است که الکترون آزاد شود
و معنای این جمله آن است که:
رسانا بودن نسبی است
مثلا اگر چوب را حرارت دهیم تا بخواهد رسانا شود خاکستر خواهد شد.
نیم رسانا:
جسمی که در دمای اتاق به مقدار قابل ملاحظه ای الکترون آزاد دارد
و به مقدار قابل ملاحظه ای الکترون ظرفیت دارد.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
عملکرد باتری
باتری الکترون آزاد ندارد،
فقط منبع انرژی است.
به دلیل داشتن ماده شیمیایی در درونش.
نقش باتری در انتقال بارهای الکتریکی
مثل نقش پمپ آب ، در بالا کشیدن و انتقال آب از چاه است
اگر در چاه آب باشد، پمپ ،
آب را بالا میکشد و به هر جا خواستیم می آورد.
باتری هم مانند پمپ آب،
الکترون را از یک صفحه خازن به صفحه دیگر می برد.
اگر صفحات نارسانا باشند ، یعنی الکترون آزاد نداشته باشند
مثل این است که، چاه ما بدون آب باشد.
یعنی الکترون آزادی نیست تا منتقل شود.
پمپ آب به اندازه توانش ، آب را از چاه، بالا میکشد
به همین صورت
باتری هم به اندازه "ولتاژش" الکترون را از یک صفحه به صفحه دیگر می برد.
این انتقال بار زمان می خواهد
به محض آنکه باتری یک الکترون از یک صفحه به صفحه دیگر ببرد
میگویند
شارژ صورت گرفته اما به اندازه همان یک الکترون
پس از مدتی خازن کاملا شارژ میشود
یعنی دیگر بار از صفحه ای به صفحه دیگر منتقل نمیشود.
باتری قطب مثبت و منفی دارد
قطب مثبت باتری
به الکترون های آزاد نیرو وارد میکند، و آنها را از خودش عبور میدهد و به صفحه دیگر میرساند.
یک صفحه الکترون از دست میدهد و صفحه دیگر الکترون میگیرد.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
باتری الکترون آزاد ندارد،
فقط منبع انرژی است.
به دلیل داشتن ماده شیمیایی در درونش.
نقش باتری در انتقال بارهای الکتریکی
مثل نقش پمپ آب ، در بالا کشیدن و انتقال آب از چاه است
اگر در چاه آب باشد، پمپ ،
آب را بالا میکشد و به هر جا خواستیم می آورد.
باتری هم مانند پمپ آب،
الکترون را از یک صفحه خازن به صفحه دیگر می برد.
اگر صفحات نارسانا باشند ، یعنی الکترون آزاد نداشته باشند
مثل این است که، چاه ما بدون آب باشد.
یعنی الکترون آزادی نیست تا منتقل شود.
پمپ آب به اندازه توانش ، آب را از چاه، بالا میکشد
به همین صورت
باتری هم به اندازه "ولتاژش" الکترون را از یک صفحه به صفحه دیگر می برد.
این انتقال بار زمان می خواهد
به محض آنکه باتری یک الکترون از یک صفحه به صفحه دیگر ببرد
میگویند
شارژ صورت گرفته اما به اندازه همان یک الکترون
پس از مدتی خازن کاملا شارژ میشود
یعنی دیگر بار از صفحه ای به صفحه دیگر منتقل نمیشود.
باتری قطب مثبت و منفی دارد
قطب مثبت باتری
به الکترون های آزاد نیرو وارد میکند، و آنها را از خودش عبور میدهد و به صفحه دیگر میرساند.
یک صفحه الکترون از دست میدهد و صفحه دیگر الکترون میگیرد.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
❤1
کمیت های
نافزونور(intensive)
و فزونور(extensive)
فرض کنید سیستم در حال تعادلی
به دو قسمت مساوی با جرمهای برابر تقسیم شود.
ویژگی هایی از هر نیمه سیستم که "بدون تغییر باقی" می مانند،
ویژگی های "نافزونور"
و ویژگیهایی که مقدارشان نصف میشود، ویژگیهای "فزونور" نامیده میشوند.
مختصات نافزونور یک سیستم
مانند دما و فشار، مستقل از جرم اند.
و مختصات فزونور متناسب با جرم هستند.
به عنوان مثال:
در یک سیم کشیده
"کشش سیم" نافزونور
و "طول سیم " فزونور است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
نافزونور(intensive)
و فزونور(extensive)
فرض کنید سیستم در حال تعادلی
به دو قسمت مساوی با جرمهای برابر تقسیم شود.
ویژگی هایی از هر نیمه سیستم که "بدون تغییر باقی" می مانند،
ویژگی های "نافزونور"
و ویژگیهایی که مقدارشان نصف میشود، ویژگیهای "فزونور" نامیده میشوند.
مختصات نافزونور یک سیستم
مانند دما و فشار، مستقل از جرم اند.
و مختصات فزونور متناسب با جرم هستند.
به عنوان مثال:
در یک سیم کشیده
"کشش سیم" نافزونور
و "طول سیم " فزونور است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی