چرا پر و گلوله فلزی رها شده از ارتفاع ، هم زمان به زمین میرسند?
اولین بار گالیله این آزمایش را انجام داد و جرمهای مختلف را از بالای برجی رها کرد، و مشاهده کرد که آنها هم زمان سقوط می کنند
یعنی حرکت جرم ساقط شونده به جرم آن بستگی ندارد.
طبق جرم ماندی
اگر نیروی واحدی به دو جسم ساکن متفاوت وارد کنیم
جسم بزرگتر، سرعت کمتری پیدا میکند.
یعنی سرعت به جرم جسم بستگی دارد.
با این استدلال؛ اجسامی که جرم ماندی بیشتری دارند، سقوط شان باید کند تر باشد.
ولی چنین نیست.
همه اجسام به یک طریق سقوط میکنند.
از اینجا نتیجه میشود که زمین اجرام مختلف را با نیرو های متفاوت به خود میکشد.
باید نتیجه گرفت جرم گرانشی و جرم ماندی با هم برابرند.
بیان فیزیکدانان اینطور میشود که:
شتاب جسم ساقط شونده متناسب با جرم گرانشی زیاد می شود و متناسب با جرم ماندی کاهش
می یابد.
چون همه اجسام ساقط شونده دارای یک شتاب هستند،
دو جرم گرانشی و ماندی با هم برابرند.
فیزیک کلاسیک برابر بودن این دو جرم را تصادفی میدانست.
اما فیزیک جدید کاملا مخالف این نظر است،
تساوی این دو جرم مسئله ای بنیادی است و نظریه نسبیت عام از آن نشأت می گیرد.
آلبرت اینشتین
از کتاب تکامل فیزیک
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
اولین بار گالیله این آزمایش را انجام داد و جرمهای مختلف را از بالای برجی رها کرد، و مشاهده کرد که آنها هم زمان سقوط می کنند
یعنی حرکت جرم ساقط شونده به جرم آن بستگی ندارد.
طبق جرم ماندی
اگر نیروی واحدی به دو جسم ساکن متفاوت وارد کنیم
جسم بزرگتر، سرعت کمتری پیدا میکند.
یعنی سرعت به جرم جسم بستگی دارد.
با این استدلال؛ اجسامی که جرم ماندی بیشتری دارند، سقوط شان باید کند تر باشد.
ولی چنین نیست.
همه اجسام به یک طریق سقوط میکنند.
از اینجا نتیجه میشود که زمین اجرام مختلف را با نیرو های متفاوت به خود میکشد.
باید نتیجه گرفت جرم گرانشی و جرم ماندی با هم برابرند.
بیان فیزیکدانان اینطور میشود که:
شتاب جسم ساقط شونده متناسب با جرم گرانشی زیاد می شود و متناسب با جرم ماندی کاهش
می یابد.
چون همه اجسام ساقط شونده دارای یک شتاب هستند،
دو جرم گرانشی و ماندی با هم برابرند.
فیزیک کلاسیک برابر بودن این دو جرم را تصادفی میدانست.
اما فیزیک جدید کاملا مخالف این نظر است،
تساوی این دو جرم مسئله ای بنیادی است و نظریه نسبیت عام از آن نشأت می گیرد.
آلبرت اینشتین
از کتاب تکامل فیزیک
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
تونل زنی در گداخت هسته ای!
همجوشی شامل
فرایند" نفوذ در سد" است.
شکل سد پتانسیلی که با همجوشی مخالفت می کند،
شبیه سد پتانسیلی است که با واپاشی آلفا مخالفت میکند.
تنها ارتفاع سد، در این مورد فرق میکند.
زیرا ارتفاع سد با حاصلضرب بار هسته ها متناسب است.
احتمال تونل زنی در داخل سد مستقل از آن است که:
ذره از داخل(در مورد واپاشی آلفا)
یا از خارج( مانند همجوشی هسته ای)
به سد نزدیک شود.
احتمال تونل زنی برای هسته هایی که در آنها
بار هسته زیاد یا متوسط است،
از احتمال مربوط به هسته هایی با بار پایین کمتر خواهد بود.
و احتمال
در دمای پایین خیلی کمتر از احتمال در دمای بالاست.
به این ترتیب وقوع واکنش گداخت برای هسته های با بار خیلی پایین مانند هیدروژن،
در پلاسمایی با دمای فوق العاده زیاد، دارای حداکثر احتمال است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
همجوشی شامل
فرایند" نفوذ در سد" است.
شکل سد پتانسیلی که با همجوشی مخالفت می کند،
شبیه سد پتانسیلی است که با واپاشی آلفا مخالفت میکند.
تنها ارتفاع سد، در این مورد فرق میکند.
زیرا ارتفاع سد با حاصلضرب بار هسته ها متناسب است.
احتمال تونل زنی در داخل سد مستقل از آن است که:
ذره از داخل(در مورد واپاشی آلفا)
یا از خارج( مانند همجوشی هسته ای)
به سد نزدیک شود.
احتمال تونل زنی برای هسته هایی که در آنها
بار هسته زیاد یا متوسط است،
از احتمال مربوط به هسته هایی با بار پایین کمتر خواهد بود.
و احتمال
در دمای پایین خیلی کمتر از احتمال در دمای بالاست.
به این ترتیب وقوع واکنش گداخت برای هسته های با بار خیلی پایین مانند هیدروژن،
در پلاسمایی با دمای فوق العاده زیاد، دارای حداکثر احتمال است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
کانال تخصصی فیزیک اتمی
هيوم قائل شد كه گواهي حس بر هر چيزي مقدم و اولي است،
لكن اين سخن صحيح نيست و مخالفين زيادي هم دارد.
زيرا قوام گواهي های حس بوسيله گواهي هاي عقل است.
مثلا اگر من هيچگونه گواهي عقلي نداشته باشم، وقتي شما بگوييد:
«من اين شيئ را سياه مي بينيم» مي توانم اظهار كنم كه :
«اين شيئ هم سياه است و هم سياه نيست»
چرا اين جمله را شما و من نميپذيريم ؟
رمزش اين است كه همه ما در تصديقات خود لااقل دو اصل ضروري عقلي را قبول داريم،
ولو خودمان توجه نداشته باشيم؛ آن دو اصل عبارتند از :
1- اصل تناقض 2- اصل هو هويت
بعلاوه اگر مبناي شما صحيح باشد، ما از شما اين مطلب را نمي پذيريم كه،
زمين به دور خورشيد و به دور خودش مي چرخد
و خورشيد نسبت به زمين ثابت است،
چرا كه اين امر را حس نكرده ايم.
اگر بگوييد چون دانشمندان اين مطلب را گفته اند ما مي پذيريم،
در جواب مي گوييم
كه بر مبناي شما ، حس بر نقل مقدم است
و در اينجا
حس ما بر ثبات زمين گواهي مي دهد.
پس بايد سخن حس خود را بپذيريم.
ما كه حركت زمين را نديده ايم و جايي را سراغ نداريم كه از آنجا بتوان حركت زمين و ثبات خورشيد را ديد !
پس معلوم مي شود رمز اينكه ما به گواهي حس خود اعتماد نمي كنيم اين است كه حس ما خام است.
يا به اصطلاح روانشناسي نسخته (Brute) است.
فلذا سخن دانشمندان (نقل) را بر حس خود مقدم مي كنيم.
(استاد ملکیان)
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
لكن اين سخن صحيح نيست و مخالفين زيادي هم دارد.
زيرا قوام گواهي های حس بوسيله گواهي هاي عقل است.
مثلا اگر من هيچگونه گواهي عقلي نداشته باشم، وقتي شما بگوييد:
«من اين شيئ را سياه مي بينيم» مي توانم اظهار كنم كه :
«اين شيئ هم سياه است و هم سياه نيست»
چرا اين جمله را شما و من نميپذيريم ؟
رمزش اين است كه همه ما در تصديقات خود لااقل دو اصل ضروري عقلي را قبول داريم،
ولو خودمان توجه نداشته باشيم؛ آن دو اصل عبارتند از :
1- اصل تناقض 2- اصل هو هويت
بعلاوه اگر مبناي شما صحيح باشد، ما از شما اين مطلب را نمي پذيريم كه،
زمين به دور خورشيد و به دور خودش مي چرخد
و خورشيد نسبت به زمين ثابت است،
چرا كه اين امر را حس نكرده ايم.
اگر بگوييد چون دانشمندان اين مطلب را گفته اند ما مي پذيريم،
در جواب مي گوييم
كه بر مبناي شما ، حس بر نقل مقدم است
و در اينجا
حس ما بر ثبات زمين گواهي مي دهد.
پس بايد سخن حس خود را بپذيريم.
ما كه حركت زمين را نديده ايم و جايي را سراغ نداريم كه از آنجا بتوان حركت زمين و ثبات خورشيد را ديد !
پس معلوم مي شود رمز اينكه ما به گواهي حس خود اعتماد نمي كنيم اين است كه حس ما خام است.
يا به اصطلاح روانشناسي نسخته (Brute) است.
فلذا سخن دانشمندان (نقل) را بر حس خود مقدم مي كنيم.
(استاد ملکیان)
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
اجسام از نظر الکتریکی به سه دسته تقسیم میشوند:
رسانا
نیم رسانا
نارسانا
رسانا:
جسمی است که در دمای اتاق تقریبا تمام الکترون های ظرفیتش آزاد شده باشند.
رساناها منبع الکترون آزاد هستند.
در الکتریسته الکترون های آخرین مدار اتم الکترون ظرفیت نام دارد.
الکترون ظرفیت هنوز به اتم وابسته است، مگر اینکه با دادن انرژی گرمایی، آن را از اتم جدا کرده، و به الکترون آزاد تبدیل کنیم.
الکترون آزاد در لا به لای اتم ها سرگردان است و حرکت ارتعاشی دارد.
نارسانا:
جسمی است که در دمای اتاق تقریبا الکترون آزاد نداشته باشد.
به این معنا که دمای اتاق قدرت آن را ندارد که الکترون نارسانا را آزاد کند.
اما
اگر دما را بالا ببریم و انرژی گرمایی بیشتر شود، ممکن است که الکترون آزاد شود
و معنای این جمله آن است که:
رسانا بودن نسبی است
مثلا اگر چوب را حرارت دهیم تا بخواهد رسانا شود خاکستر خواهد شد.
نیم رسانا:
جسمی که در دمای اتاق به مقدار قابل ملاحظه ای الکترون آزاد دارد
و به مقدار قابل ملاحظه ای الکترون ظرفیت دارد.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
رسانا
نیم رسانا
نارسانا
رسانا:
جسمی است که در دمای اتاق تقریبا تمام الکترون های ظرفیتش آزاد شده باشند.
رساناها منبع الکترون آزاد هستند.
در الکتریسته الکترون های آخرین مدار اتم الکترون ظرفیت نام دارد.
الکترون ظرفیت هنوز به اتم وابسته است، مگر اینکه با دادن انرژی گرمایی، آن را از اتم جدا کرده، و به الکترون آزاد تبدیل کنیم.
الکترون آزاد در لا به لای اتم ها سرگردان است و حرکت ارتعاشی دارد.
نارسانا:
جسمی است که در دمای اتاق تقریبا الکترون آزاد نداشته باشد.
به این معنا که دمای اتاق قدرت آن را ندارد که الکترون نارسانا را آزاد کند.
اما
اگر دما را بالا ببریم و انرژی گرمایی بیشتر شود، ممکن است که الکترون آزاد شود
و معنای این جمله آن است که:
رسانا بودن نسبی است
مثلا اگر چوب را حرارت دهیم تا بخواهد رسانا شود خاکستر خواهد شد.
نیم رسانا:
جسمی که در دمای اتاق به مقدار قابل ملاحظه ای الکترون آزاد دارد
و به مقدار قابل ملاحظه ای الکترون ظرفیت دارد.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
عملکرد باتری
باتری الکترون آزاد ندارد،
فقط منبع انرژی است.
به دلیل داشتن ماده شیمیایی در درونش.
نقش باتری در انتقال بارهای الکتریکی
مثل نقش پمپ آب ، در بالا کشیدن و انتقال آب از چاه است
اگر در چاه آب باشد، پمپ ،
آب را بالا میکشد و به هر جا خواستیم می آورد.
باتری هم مانند پمپ آب،
الکترون را از یک صفحه خازن به صفحه دیگر می برد.
اگر صفحات نارسانا باشند ، یعنی الکترون آزاد نداشته باشند
مثل این است که، چاه ما بدون آب باشد.
یعنی الکترون آزادی نیست تا منتقل شود.
پمپ آب به اندازه توانش ، آب را از چاه، بالا میکشد
به همین صورت
باتری هم به اندازه "ولتاژش" الکترون را از یک صفحه به صفحه دیگر می برد.
این انتقال بار زمان می خواهد
به محض آنکه باتری یک الکترون از یک صفحه به صفحه دیگر ببرد
میگویند
شارژ صورت گرفته اما به اندازه همان یک الکترون
پس از مدتی خازن کاملا شارژ میشود
یعنی دیگر بار از صفحه ای به صفحه دیگر منتقل نمیشود.
باتری قطب مثبت و منفی دارد
قطب مثبت باتری
به الکترون های آزاد نیرو وارد میکند، و آنها را از خودش عبور میدهد و به صفحه دیگر میرساند.
یک صفحه الکترون از دست میدهد و صفحه دیگر الکترون میگیرد.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
باتری الکترون آزاد ندارد،
فقط منبع انرژی است.
به دلیل داشتن ماده شیمیایی در درونش.
نقش باتری در انتقال بارهای الکتریکی
مثل نقش پمپ آب ، در بالا کشیدن و انتقال آب از چاه است
اگر در چاه آب باشد، پمپ ،
آب را بالا میکشد و به هر جا خواستیم می آورد.
باتری هم مانند پمپ آب،
الکترون را از یک صفحه خازن به صفحه دیگر می برد.
اگر صفحات نارسانا باشند ، یعنی الکترون آزاد نداشته باشند
مثل این است که، چاه ما بدون آب باشد.
یعنی الکترون آزادی نیست تا منتقل شود.
پمپ آب به اندازه توانش ، آب را از چاه، بالا میکشد
به همین صورت
باتری هم به اندازه "ولتاژش" الکترون را از یک صفحه به صفحه دیگر می برد.
این انتقال بار زمان می خواهد
به محض آنکه باتری یک الکترون از یک صفحه به صفحه دیگر ببرد
میگویند
شارژ صورت گرفته اما به اندازه همان یک الکترون
پس از مدتی خازن کاملا شارژ میشود
یعنی دیگر بار از صفحه ای به صفحه دیگر منتقل نمیشود.
باتری قطب مثبت و منفی دارد
قطب مثبت باتری
به الکترون های آزاد نیرو وارد میکند، و آنها را از خودش عبور میدهد و به صفحه دیگر میرساند.
یک صفحه الکترون از دست میدهد و صفحه دیگر الکترون میگیرد.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
❤1
کمیت های
نافزونور(intensive)
و فزونور(extensive)
فرض کنید سیستم در حال تعادلی
به دو قسمت مساوی با جرمهای برابر تقسیم شود.
ویژگی هایی از هر نیمه سیستم که "بدون تغییر باقی" می مانند،
ویژگی های "نافزونور"
و ویژگیهایی که مقدارشان نصف میشود، ویژگیهای "فزونور" نامیده میشوند.
مختصات نافزونور یک سیستم
مانند دما و فشار، مستقل از جرم اند.
و مختصات فزونور متناسب با جرم هستند.
به عنوان مثال:
در یک سیم کشیده
"کشش سیم" نافزونور
و "طول سیم " فزونور است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
نافزونور(intensive)
و فزونور(extensive)
فرض کنید سیستم در حال تعادلی
به دو قسمت مساوی با جرمهای برابر تقسیم شود.
ویژگی هایی از هر نیمه سیستم که "بدون تغییر باقی" می مانند،
ویژگی های "نافزونور"
و ویژگیهایی که مقدارشان نصف میشود، ویژگیهای "فزونور" نامیده میشوند.
مختصات نافزونور یک سیستم
مانند دما و فشار، مستقل از جرم اند.
و مختصات فزونور متناسب با جرم هستند.
به عنوان مثال:
در یک سیم کشیده
"کشش سیم" نافزونور
و "طول سیم " فزونور است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
آنچه به عنوان ماده بر روی حواس ما تاثیر میکند، در واقع همان انرژی است که شدیدا در ناحیه کوچکی از فضا متمرکز شده است.
می توان ماده را همچون ناحیه ای از فضا شمرد که در آن میدان فوق العاده نیرومند است .
به این ترتیب زمینه فلسفی تازه ای ایجاد می گردد.
در فیزیک جدید جائی برای
هم میدان و هم ماده وجود ندارد،
و حقیقت واقع همان میدان است و بس.
" اینشتین"
از کتاب تکامل فیزیک
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
می توان ماده را همچون ناحیه ای از فضا شمرد که در آن میدان فوق العاده نیرومند است .
به این ترتیب زمینه فلسفی تازه ای ایجاد می گردد.
در فیزیک جدید جائی برای
هم میدان و هم ماده وجود ندارد،
و حقیقت واقع همان میدان است و بس.
" اینشتین"
از کتاب تکامل فیزیک
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
☘☘☘☘
" وَ قُلْ رَبِّ زِدْنی عِلْماً "
و دائم بگو: پروردگارا بر علم من بیفزا
(سوره طٰه- آیه114)
☘☘☘
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
" وَ قُلْ رَبِّ زِدْنی عِلْماً "
و دائم بگو: پروردگارا بر علم من بیفزا
(سوره طٰه- آیه114)
☘☘☘
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
مفهوم گرما:
سالها طول کشید تا معلوم شد که گرما نوعی انرژی است.
گرما انرژی داخلی "گذرا" است
این انرژی از بخشی از یک سیستم به بخش دیگر
و یا
از یک سیستم به سیستم دیگر،
صرفا به علت"اختلاف دما "
جریان پیدا میکند.
پس از پایان یافتن جریان می توان
گرما را به عنوان:
" انرژی داخلی منتقل شده از یک سیستم با دمای بالاتر به یک سیستم با دمای پایین تر تلقی کرد"
عبارت
"گرما در یک جسم"
غلط است.
همانطور که عبارت
" کار در یک جسم"
غلط است.
انجام کار و جریان گرما ،
روش هایی هستند که توسط آنها انرژی داخلی یک سیستم تغییر داده میشود.
منبع:
کتاب "حرارت و ترمودینامیک"
مارک والدو زیمانسکی
ریچارد دیتمن
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
سالها طول کشید تا معلوم شد که گرما نوعی انرژی است.
گرما انرژی داخلی "گذرا" است
این انرژی از بخشی از یک سیستم به بخش دیگر
و یا
از یک سیستم به سیستم دیگر،
صرفا به علت"اختلاف دما "
جریان پیدا میکند.
پس از پایان یافتن جریان می توان
گرما را به عنوان:
" انرژی داخلی منتقل شده از یک سیستم با دمای بالاتر به یک سیستم با دمای پایین تر تلقی کرد"
عبارت
"گرما در یک جسم"
غلط است.
همانطور که عبارت
" کار در یک جسم"
غلط است.
انجام کار و جریان گرما ،
روش هایی هستند که توسط آنها انرژی داخلی یک سیستم تغییر داده میشود.
منبع:
کتاب "حرارت و ترمودینامیک"
مارک والدو زیمانسکی
ریچارد دیتمن
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
ما دو نوع میدان الکتریکی داریم
میدان الکتریکی الکترواستاتیکی
و میدان الکتریکی الکترومغناطیسی
میدان الکتریکی الکترواستاتیکی
یک میدان پایستار هست
و غیر چرخشی و با زمان تغییر نمیکنه
میدان الکتریکی الکترومغناطیسی
پایستار نیست
یعنی کارش روی مسیر بسته صفر نیست
و میتونه میدان مغناطیسی تولید کنه
این میدان ،میدان القایی هست
تفاوت مهم این دو میدان الکتریکی
اینه که
میدان الکتریکی ِ الکترومغناطیسی تابش میکنه
یعنی این میدان الکتریکی ممکنه از خورشید هم به زمین برسه
در حالیکه
میدان الکتریکی الکترواستاتیکی
وقتی ازش
دور بشیم
شدتش کاهش پیدا میکنه( با مجذور فاصله) تا در نهایت به صفر میرسه
وقتی میدانها وابسته به زمان باشند
میدان الکتریکی میدان مغناطیسی ایجاد میکنه و بلعکس
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
میدان الکتریکی الکترواستاتیکی
و میدان الکتریکی الکترومغناطیسی
میدان الکتریکی الکترواستاتیکی
یک میدان پایستار هست
و غیر چرخشی و با زمان تغییر نمیکنه
میدان الکتریکی الکترومغناطیسی
پایستار نیست
یعنی کارش روی مسیر بسته صفر نیست
و میتونه میدان مغناطیسی تولید کنه
این میدان ،میدان القایی هست
تفاوت مهم این دو میدان الکتریکی
اینه که
میدان الکتریکی ِ الکترومغناطیسی تابش میکنه
یعنی این میدان الکتریکی ممکنه از خورشید هم به زمین برسه
در حالیکه
میدان الکتریکی الکترواستاتیکی
وقتی ازش
دور بشیم
شدتش کاهش پیدا میکنه( با مجذور فاصله) تا در نهایت به صفر میرسه
وقتی میدانها وابسته به زمان باشند
میدان الکتریکی میدان مغناطیسی ایجاد میکنه و بلعکس
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
مقایسه دیدگاه ماکروسکوپیکی و میکروسکوپیکی:
رابطه بین این دو دیدگاه در این واقعیت نهفته است که
ویژگی های ماکروسکوپیکی که مستقیما قابل اندازه گیری هستند
در واقع
همان میانگین های زمانی تعداد زیادی از مشخصه های میکروسکوپیکی
در یک مدت زمان هستند.
مثلا
کمیت ماکروسکوپیکی "فشار"
عبارتست از:
میانگین آهنگ تغییرات اندازه حرکت ناشی از تمام برخورد های مولکولی در واحد مساحت.
با این وجود فشار توسط حواس ما درک می شود.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
رابطه بین این دو دیدگاه در این واقعیت نهفته است که
ویژگی های ماکروسکوپیکی که مستقیما قابل اندازه گیری هستند
در واقع
همان میانگین های زمانی تعداد زیادی از مشخصه های میکروسکوپیکی
در یک مدت زمان هستند.
مثلا
کمیت ماکروسکوپیکی "فشار"
عبارتست از:
میانگین آهنگ تغییرات اندازه حرکت ناشی از تمام برخورد های مولکولی در واحد مساحت.
با این وجود فشار توسط حواس ما درک می شود.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
"مفهوم دیورژانس"
ما در فیزیک هر مفهومی را نمیتوانیم آزمایش کنیم.
بنابراین مجبوریم قواعد فیزیکی را به صورت ریاضی دربیاوریم.
در واقع ارتباط ریاضی و فیزیک از اینجا ناشی میشود.
در کنار هر فیزیکدان بزرگ ، یک ریاضی دان بزرگ هست.
همسر اینشتین یک ریاضی دان بزرگ بود.
کرل، دیورژانس، و گرادیان را ریاضی دانها تعریف کردند.
و فیزیکدانها، از اینها استفاده میکنند.
یعنی اینها را با پدیده های فیزیکی در دنیای واقعی، تطبیق می دهند.
دیورژانس یعنی "واگرایی"
چه زمانی واگرایی داریم?!
اکر یک بار الکتریکی را بیرون از حجمی بگذاریم
شار از یک سمت وارد ، و از سمت دیگر خارج می شود.
یعنی در این حالت دیورژانس یا واگرایی صفر است.
زیرا شار خروجی از حجم برابر با شار وردی به حجم است.
حال فرض کنید
بار الکتریکی را " داخل" یک حجم معین قرار دهیم
میدان الکتریکی ناشی از بار به سمت خارج حجم است
یعنی واگراست
در این جا ، فقط شار خروجی داریم.
ما تک بار الکتریکی داریم
خود ذره بار دار به تنهایی میتواند
میدان الکتریکی تولید کند.
اما
تک قطبی مغناطیسی نداریم.
ما هر وقت از میدان مغناطیسی صحبت میکنیم، همیشه یک قطب N و یک قطبS داریم.
دیورژانس میدان مغناطیسی صفر است،
و این یعنی واگرایی ، صفر است
واگرایی مسیر های بسته صفر است.
واگرایی یا دیورژانس زمانی وجود دارد که مسیر از یک نقطه شروع شود و انتهایی نداشته باشد.
بنابراین دیورژانس میدان مغناطیسی همیشه صفر است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
ما در فیزیک هر مفهومی را نمیتوانیم آزمایش کنیم.
بنابراین مجبوریم قواعد فیزیکی را به صورت ریاضی دربیاوریم.
در واقع ارتباط ریاضی و فیزیک از اینجا ناشی میشود.
در کنار هر فیزیکدان بزرگ ، یک ریاضی دان بزرگ هست.
همسر اینشتین یک ریاضی دان بزرگ بود.
کرل، دیورژانس، و گرادیان را ریاضی دانها تعریف کردند.
و فیزیکدانها، از اینها استفاده میکنند.
یعنی اینها را با پدیده های فیزیکی در دنیای واقعی، تطبیق می دهند.
دیورژانس یعنی "واگرایی"
چه زمانی واگرایی داریم?!
اکر یک بار الکتریکی را بیرون از حجمی بگذاریم
شار از یک سمت وارد ، و از سمت دیگر خارج می شود.
یعنی در این حالت دیورژانس یا واگرایی صفر است.
زیرا شار خروجی از حجم برابر با شار وردی به حجم است.
حال فرض کنید
بار الکتریکی را " داخل" یک حجم معین قرار دهیم
میدان الکتریکی ناشی از بار به سمت خارج حجم است
یعنی واگراست
در این جا ، فقط شار خروجی داریم.
ما تک بار الکتریکی داریم
خود ذره بار دار به تنهایی میتواند
میدان الکتریکی تولید کند.
اما
تک قطبی مغناطیسی نداریم.
ما هر وقت از میدان مغناطیسی صحبت میکنیم، همیشه یک قطب N و یک قطبS داریم.
دیورژانس میدان مغناطیسی صفر است،
و این یعنی واگرایی ، صفر است
واگرایی مسیر های بسته صفر است.
واگرایی یا دیورژانس زمانی وجود دارد که مسیر از یک نقطه شروع شود و انتهایی نداشته باشد.
بنابراین دیورژانس میدان مغناطیسی همیشه صفر است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی