فیزیک اتمی – Telegram
فیزیک اتمی
2.84K subscribers
4.79K photos
517 videos
806 files
163 links
💗💗
☀️فیزیک قوانین الهی در طبیعت
بر اساس دروس دانشگاهی:
کارشناسی،کارشناسی ارشد و دکتری
و منابع معتبر علمی.
برای ارتقاء سطح علمی و مرور معلومات خود با ما همراه باشید.
اینستاگرام :
https://www.instagram.com/atomicphysicsss

@zohreh2019phy
ادمین
Download Telegram
هيوم قائل شد كه گواهي حس بر هر چيزي مقدم و اولي است،

لكن اين سخن صحيح نيست و مخالفين زيادي هم دارد.
زيرا قوام گواهي های حس بوسيله گواهي هاي عقل است.

مثلا اگر من هيچگونه گواهي عقلي نداشته باشم، وقتي شما بگوييد:
«من اين شيئ را سياه مي بينيم» مي توانم اظهار كنم كه :
«اين شيئ هم سياه است و هم سياه نيست»
چرا اين جمله را شما و من نميپذيريم ؟

رمزش اين است كه همه ما در تصديقات خود لااقل دو اصل ضروري عقلي را قبول داريم،
ولو خودمان توجه نداشته باشيم؛ آن دو اصل عبارتند از :
1- اصل تناقض 2- اصل هو هويت

بعلاوه اگر مبناي شما صحيح باشد، ما از شما اين مطلب را نمي پذيريم كه،
زمين به دور خورشيد و به دور خودش مي چرخد
و خورشيد نسبت به زمين ثابت است،
چرا كه اين امر را حس نكرده ايم.

اگر بگوييد چون دانشمندان اين مطلب را گفته اند ما مي پذيريم،

در جواب مي گوييم
كه بر مبناي شما ، حس بر نقل مقدم است
و در اينجا

حس ما بر ثبات زمين گواهي مي دهد.
پس بايد سخن حس خود را بپذيريم.

ما كه حركت زمين را نديده ايم و جايي را سراغ نداريم كه از آنجا بتوان حركت زمين و ثبات خورشيد را ديد !

پس معلوم مي شود رمز اينكه ما به گواهي حس خود اعتماد نمي كنيم اين است كه حس ما خام است.

يا به اصطلاح روانشناسي نسخته (Brute) است.
فلذا سخن دانشمندان (نقل) را بر حس خود مقدم مي كنيم.

(استاد ملکیان)

@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
اجسام از نظر الکتریکی به سه دسته تقسیم میشوند:
رسانا
نیم رسانا
نارسانا

رسانا:
جسمی است که در دمای اتاق تقریبا تمام الکترون های ظرفیتش آزاد شده باشند.
رساناها منبع الکترون آزاد هستند.

در الکتریسته الکترون های آخرین مدار اتم الکترون ظرفیت نام دارد.

الکترون ظرفیت هنوز به اتم وابسته است، مگر اینکه با دادن انرژی گرمایی، آن را از اتم جدا کرده، و به الکترون آزاد تبدیل کنیم.
الکترون آزاد در لا به لای اتم ها سرگردان است و حرکت ارتعاشی دارد.

نارسانا:
جسمی است که در دمای اتاق تقریبا الکترون آزاد نداشته باشد.

به این معنا که دمای اتاق قدرت آن را ندارد که الکترون نارسانا را آزاد کند.
اما
اگر دما را بالا ببریم و انرژی گرمایی بیشتر شود، ممکن است که الکترون آزاد شود
و معنای این جمله آن است که:
رسانا بودن نسبی است
مثلا اگر چوب را حرارت دهیم تا بخواهد رسانا شود خاکستر خواهد شد.

نیم رسانا:
جسمی که در دمای اتاق به مقدار قابل ملاحظه ای الکترون آزاد دارد
و به مقدار قابل ملاحظه ای الکترون ظرفیت دارد.

@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
عملکرد باتری

باتری الکترون آزاد ندارد،
فقط منبع انرژی است.
به دلیل داشتن ماده شیمیایی در درونش.

نقش باتری در انتقال بارهای الکتریکی
مثل نقش پمپ آب ، در بالا کشیدن و انتقال آب از چاه است

اگر در چاه آب باشد، پمپ ،
آب را بالا میکشد و به هر جا خواستیم می آورد.

باتری هم مانند پمپ آب،
الکترون را از یک صفحه خازن به صفحه دیگر می برد.

اگر صفحات نارسانا باشند ، یعنی الکترون آزاد نداشته باشند
مثل این است که، چاه ما بدون آب باشد.
یعنی الکترون آزادی نیست تا منتقل شود.

پمپ آب به اندازه توانش ، آب را از چاه، بالا میکشد
به همین صورت
باتری هم به اندازه "ولتاژش" الکترون را از یک صفحه به صفحه دیگر می برد.

این انتقال بار زمان می خواهد

به محض آنکه باتری یک الکترون از یک صفحه به صفحه دیگر ببرد
میگویند
شارژ صورت گرفته اما به اندازه همان یک الکترون
پس از مدتی خازن کاملا شارژ میشود
یعنی دیگر بار از صفحه ای به صفحه دیگر منتقل نمیشود.


باتری قطب مثبت و منفی دارد
قطب مثبت باتری
به الکترون های آزاد نیرو وارد میکند، و آنها را از خودش عبور میدهد و به صفحه دیگر میرساند.
یک صفحه الکترون از دست میدهد و صفحه دیگر الکترون میگیرد.

@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
1
کمیت های
نافزونور(intensive)
و فزونور(extensive)

فرض کنید سیستم در حال تعادلی
به دو قسمت مساوی با جرمهای برابر تقسیم شود.

ویژگی هایی از هر نیمه سیستم که "بدون تغییر باقی" می مانند،
ویژگی های "نافزونور"

و ویژگیهایی که مقدارشان نصف میشود، ویژگیهای "فزونور" نامیده میشوند.

مختصات نافزونور یک سیستم
مانند دما و فشار، مستقل از جرم اند.
و مختصات فزونور متناسب با جرم هستند.

به عنوان مثال:
در یک سیم کشیده
"کشش سیم" نافزونور
و "طول سیم " فزونور است.

@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
animation.gif
45.6 KB
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
آنچه به عنوان ماده بر روی حواس ما تاثیر میکند، در واقع همان انرژی است که شدیدا در ناحیه کوچکی از فضا متمرکز شده است.
می توان ماده را همچون ناحیه ای از فضا شمرد که در آن میدان فوق العاده نیرومند است .
به این ترتیب زمینه فلسفی تازه ای ایجاد می گردد.
در فیزیک جدید جائی برای
هم میدان و هم ماده وجود ندارد،
و حقیقت واقع همان میدان است و بس.
" اینشتین"
از کتاب تکامل فیزیک

@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی


" وَ قُلْ رَبِّ زِدْنی عِلْماً "

و دائم بگو: پروردگارا بر علم من بیفزا
(سوره طٰه- آیه114)



@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
مفهوم گرما:

سالها طول کشید تا معلوم شد که گرما نوعی انرژی است.

گرما انرژی داخلی "گذرا" است

این انرژی از بخشی از یک سیستم به بخش دیگر
و یا
از یک سیستم به سیستم دیگر،
صرفا به علت"اختلاف دما "
جریان پیدا میکند.

پس از پایان یافتن جریان می توان
گرما را به عنوان:

" انرژی داخلی منتقل شده از یک سیستم با دمای بالاتر به یک سیستم با دمای پایین تر تلقی کرد"

عبارت
"گرما در یک جسم"
غلط است.
همانطور که عبارت
" کار در یک جسم"
غلط است.

انجام کار و جریان گرما ،
روش هایی هستند که توسط آنها انرژی داخلی یک سیستم تغییر داده میشود.

منبع:
کتاب "حرارت و ترمودینامیک"
مارک والدو زیمانسکی
ریچارد دیتمن


@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
ما دو نوع میدان الکتریکی داریم

میدان الکتریکی الکترواستاتیکی
و میدان الکتریکی الکترومغناطیسی

میدان الکتریکی الکترواستاتیکی
یک میدان پایستار هست
و غیر چرخشی و با زمان تغییر نمیکنه

میدان الکتریکی الکترومغناطیسی
پایستار نیست
یعنی کارش روی مسیر بسته صفر نیست
و میتونه میدان مغناطیسی تولید کنه
این میدان ،میدان القایی هست

تفاوت مهم این دو میدان الکتریکی
اینه که
میدان الکتریکی ِ الکترومغناطیسی تابش میکنه
یعنی این میدان الکتریکی ممکنه از خورشید هم به زمین برسه
در حالیکه
میدان الکتریکی الکترواستاتیکی
وقتی ازش
دور بشیم
شدتش کاهش پیدا میکنه( با مجذور فاصله) تا در نهایت به صفر میرسه

وقتی میدانها وابسته به زمان باشند
میدان الکتریکی میدان مغناطیسی ایجاد میکنه و بلعکس

@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
مقایسه دیدگاه ماکروسکوپیکی و میکروسکوپیکی:

رابطه بین این دو دیدگاه در این واقعیت نهفته است که

ویژگی های ماکروسکوپیکی که مستقیما قابل اندازه گیری هستند
در واقع
همان میانگین های زمانی تعداد زیادی از مشخصه های میکروسکوپیکی
در یک مدت زمان هستند.

مثلا
کمیت ماکروسکوپیکی "فشار"
عبارتست از:

میانگین آهنگ تغییرات اندازه حرکت ناشی از تمام برخورد های مولکولی در واحد مساحت.
با این وجود فشار توسط حواس ما درک می شود.

@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
"مفهوم دیورژانس"


ما در فیزیک هر مفهومی را نمیتوانیم آزمایش کنیم.
بنابراین مجبوریم قواعد فیزیکی را به صورت ریاضی دربیاوریم.
در واقع ارتباط ریاضی و فیزیک از اینجا ناشی میشود.
در کنار هر فیزیکدان بزرگ ، یک ریاضی دان بزرگ هست.
همسر اینشتین یک ریاضی دان بزرگ بود.

کرل، دیورژانس، و گرادیان را ریاضی دانها تعریف کردند.
و فیزیکدانها، از اینها استفاده میکنند.
یعنی اینها را با پدیده های فیزیکی در دنیای واقعی، تطبیق می دهند.

دیورژانس یعنی "واگرایی"

چه زمانی واگرایی داریم?!

اکر یک بار الکتریکی را بیرون از حجمی بگذاریم
شار از یک سمت وارد ، و از سمت دیگر خارج می شود.
یعنی در این حالت دیورژانس یا واگرایی صفر است.
زیرا شار خروجی از حجم برابر با شار وردی به حجم است.

حال فرض کنید
بار الکتریکی را " داخل" یک حجم معین قرار دهیم

میدان الکتریکی ناشی از بار به سمت خارج حجم است
یعنی واگراست
در این جا ، فقط شار خروجی داریم.

ما تک بار الکتریکی داریم
خود ذره بار دار به تنهایی میتواند
میدان الکتریکی تولید کند.

اما
تک قطبی مغناطیسی نداریم.
ما هر وقت از میدان مغناطیسی صحبت میکنیم، همیشه یک قطب N و یک قطبS داریم.

دیورژانس میدان مغناطیسی صفر است،
و این یعنی واگرایی ، صفر است

واگرایی مسیر های بسته صفر است.

واگرایی یا دیورژانس زمانی وجود دارد که مسیر از یک نقطه شروع شود و انتهایی نداشته باشد.

بنابراین دیورژانس میدان مغناطیسی همیشه صفر است.

@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
باوری وجود دارد که معتقد است علم در یک طرف قرار دارد
و خدا در طرف دیگر
اما این تصوری بسیار ساده انگارانه است.
تعارضی بین خدا و علم نیست
تعارض فقط در جهان بینی هاست
وقتی در تاریخ علم می نگریم
در می یابیم
که بنیانگذاران علم مدرن
کوپرنیک
کپلر
گالیله
نیوتون و...
همه به خدا باور داشتند.
ارتباطی بین ظهور علم مدرن و باور به خدا وجود دارد
سی اس لوئیس می گوید:
انسانها علمی شدند چون توقع داشتند در طبیعت قوانینی وجود داشته باشد،
چرا که به قانون گذار باور داشتند.
نیوتون و هاکینگ هر دو فیزیکدان هستند
نیوتون قانون جاذبه را کشف کرد
و این برای او دلیلی برای باور به خدا بود.
هاکینگ در مقابل بر این باور است
که جاذبه دلیلی است برای باور نداشتن به خدا.
چرا کاشف جاذبه( نیوتون) به خداوند باور دارد?!
و هاکینگ خداناباور است?!
دلیل اصلی ابهام در تعریف مفهوم خداوند است.
افرادی مثل هاکینگ به خدای رخنه ها باور داشته اند.
خدای رخنه ها یعنی چه?
یعنی هر جا نتوانیم چیزی را تبیین کنیم می گوییم کار خداوند است.
اما
خداوند، خدای رخنه ها نیست
او خدای کل ماجراست
یعنی هم خالق بخش هایی هست که ما نمی فهمیم
و
هم خالق بخش هایی که می فهمیم.
آیا وقتی می گوییم:
هنری فورد ماشین فورد و موتور ماشین را آفرید،
با قوانین موتور درون سوز در تعارض است?

اگر به شما بگویند بین
هنری فورد و قوانین موتور یکی را انتخاب کن!
میگویید:
شوخی نکن هر دو را انتخاب میکنم
اینها دو مرحله متفاوت از تبیین هستند
علم سطحی از سطوح تبیین است
سطوح تبیین با هم در تعارض نیستند
بلکه مکمل هم هستند.
نیوتون با کشف قانون جاذبه عمومی مدعی نشد که من قانون جاذبه دارم و دیگر به خدا نیاز ندارم
در عوض او کتاب" اصول ریاضی فلسفه طبیعی" که احتمالا مهمترین کتاب علمی تاریخ است را نوشت
او در این کتاب امیدوار است که کشف جاذبه افراد را متقاعد کند که به خدا باور پیدا کنند
به عبارتی
هر چه فهم او از جهان بیشتر شد
تحسین خداوندی که اینچنین آن را خلق کرده نیز افزایش یافت.

معمولا ما اینگونه هستيم
هر چه بیشتر از مهندسی سر دربیاورید بیشتر میتوانیم
"رولز رویس" را تحسین کنیم
هر چه بیشتر از هنر سر در بیاوریم
بیشتر میتوانیم هنرمند را ستایش کنیم
بنابرین
هر چه بیشتر طبیعت را بفهمیم بیشتر مشتاقیم خداوندی که خالق آن است را تحسین کنیم
چرا که خداوند،
خدای رخنه ها نیست
خدای کل داستان است.
قوانین حرکت نیوتون هیچ گاه باعث نشدند چیزی حرکت کند
قوانین حرکت فقط حرکت را توصیف میکنند
علت حرکت گوی های روی میز بیلیارد، قوانین حرکت نیوتون نیست.
علت حرکت آنها این است که
شخصی در حال ضربه زدن به آنهاست
این ایده "هاکینگ"
که" قانون جاذبه" چیزی را به وجود بیاورد بسیار عجیب است
هاکینگ فکر میکند قانون جاذبه علت است و خلق میکند
اولین مثال او از این قانون این است که:
خورشید در شرق طلوع میکند
و در غرب غروب می کند.

ولی این قانون و نظم،
نه خورشید را خلق میکند و نه شرق و غرب را!!
فقط توصیفی است از آنچه در طبیعت رخ میدهد.
اگر بگوییم
الف، ب ، را خلق میکند
یعنی
اگر الف را داشته باشیم ب را هم خواهیم داشت
اگر بگوییم
الف، الف را خلق میکند یعنی چه?!!
نا مفهوم است
ایده آفرینش از هیچ به بیهوده ترین سخنانی انجامیده که من تا به حال خوانده ام.

پروفسور"جان لنکس"
استاد ریاضی دانشگاه آکسفورد

@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
کار بزرگ ماکسول چه بود?!

ماکسول از بین تئوری ها و نظریات گوناگون 4 معادله را انتخاب کرد.

جالب است بدانید که
در واقع معادلات معروف ماکسول "انتخاب" او بودند و معادلات خودش نبودند.

کار بزرگ او این بود که پرسید
آیا میدانهای الکتریکی و مغناطیسی در " خلاء" هم میتوانند وجود داشته باشند?!

ماکسول برای دستیابی به پاسخ این سوال
معادلات خود را
( 4 معادله معروف) با هم ترکیب کرد
و یک معادله موج بدست آورد.

از روی معادله موج فهمید که در خلاء هم میدانها میتوانند وجود داشته باشند
اما فقط به صورت موج!

و ماکسول از اینجا کشف کرد که
سرعت انتشار موج الکترومغناطیس در خلاء
برابر با
سرعت "نور" است.
بنابراین مطرح کرد که:

شاید نور هم یک موج الکترومغناطیس باشد.

@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
هر کس برای خدا دانش بیاموزد ،
و به آن عمل کند ،
و به دیگران آموزش دهد،

در ملکوت آسمانها
به بزرگی یاد شود.

و می گویند:
برای خدا آموخت
و برای خدا عمل کرد.
و برای خدا آموزش داد.

امام صادق ( ع)

@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
عامل اصلی گداخت در ستاره ها:


با کشف مکانیک کوانتومی و در نظر گیری تابع موج شرودینگر برای اجزای سازنده اتم

گاموف، گارنی، و کندون
احتمال تونل زنی از یک
سد پتانسیل هسته ای را حساب کردند.

اتکینسون و هاترمن
نشان دادند که پدیده تونل زنی عامل اصلی وقوع واکنش های گداخت بین هسته های هیدروژن در ستاره هاست.

منبع:
کتاب فیزیک پلاسما و انرژی گداخت هسته ای
مولف: فرید برگ
مترجم: دکتر رضا امراللهی

@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی