تاریخ ایران – Telegram
تاریخ ایران
2.53K subscribers
596 photos
86 videos
394 files
75 links
شناسایی منابع و مآخذ مربوط به تاریخ ایران باستان و تاریخ ایران دوره اسلامی و تاریخ اجتماعی زرتشتیان و ذکر مطالب محققان و پژوهشگران تاریخ کیش زرتشتی.
Download Telegram
ماتیکان هزار دادستان(شماره ۲)

#ماتیکان

مجازات مرگ ارزان لزوما مرگ نیست

ماتیکان هزار دادستان،فصل ۱۶، بند ۱۰

برخی(از صاحبنظران)گفته اند که بجز(موارد)مربوط به(تادیه)وام و خیرات و(پرداخت جریمه ی مقرر جهت مجازات)مرگ ارزان،در هر مورد دیگر درخواست پس پرداخت معتبر است؛مگر هنگامی که واگذاری دارایی(به مالک جدید به نوعی)انجام نگرفته باشد(که امکان تحقیق این وضعیت وجود داشته باشد)(ص.۱۶۶)

بن مایه:مادیان هزار دادِستان،پژوهش سعید عریان،تهران،نشر علمی،۱۳۹۱

🔥 @atorshiz 🔥
سیر بهدینی بنابر روایت داراب هرمزیار

#کتاب

دیگر چون اسکندر رومی بیامد و دارا را بکشت و کتاب های اوستا و زند و پازند بیشتر سوخت و پس روزگاری پادشاهی کرد و کار دین سخت باریک شد و هر روز باریکتر می شد تا اردشیر بابکان پادشاهی نشست و آن همه رنج ها در کار دین برد و تا این نیرنگ ها که دین زرتشت اسفنتمان از پیش ایزد تعالی آورد اردای ویراف به مینو فرستاد و احوال مینو معلوم کرد چنانکه هفت شبانروز بیهوش بود تا خوانندگان را همه معلوم باشد و پس که روزگار شاپور اردشیر و گروهی پر رشک بود تا موبدان موبد آذرباد مهرسفندان که از سوی پدر تخمه ی زراتشت اسفنتمان بود و از مادر سوی گشتاسب شاه گفت اگر شما را شکی است من به درستی و راستی میدانم که دین بِه آویز(خالص)مازدیسنان است و من سوگند می خورم و آن قوم اندک شکی داشتند گفتند که سوگند چگونه میخوری،آدرباد گفت که چنانکه نُه مَن روی بگدازید و من در پیش شما سر و تن بشویم و روی گداخته بر سینه ی من بریزند اگر آن باشد که بسوزم شما راست می گویید و نسوزم شما دست از گمراهی بباید شست و چون بر دینِ بِهِ مازدیسنان و بر قول ویراف بی شک و شبهه باید شد و دین پذیرفت.پس تمام گمراهان بدین قول اقرار کردند آدرباد در پیش هفتاد هزاران مرد سر و تن بشست و نُه مَن روی بگداخته بر سینه ی او ریختند و او را هیچ رنجی نرسید پس ایشان را همه بی شک و بی گمان شدند و همه بر دین به قول ویراف اقرار دادند...(ص.۵۰)

بن مایه:روایات داراب هرمزیار،ارواد منکجی رستمجی اونوالا،ج۱،بمبئی،۱۹۲۲

🔥 @atorshiz 🔥
یورش تازیان به نقل از سرود گورانی ورمزگان از سده ی نخست هجری

#کتاب

هرمزکده ها را خراب کرد،آتشان را کشت
خودشان را پنهان کردن،بزرگ بزرگان
زشت کاریِ عرب،ویران کرده
روستا و شهر تا شهر زور(=نزدیک به سلیمانیه عراق)
زن و دختران به اسیری رفتند
آزادمرد غلتیده بر روی خون
روشِ زرتشت بی یاور مانده
تکیه نکرد،اورمزد به هیچ کس(ص.۲۳)

بن مایه:اکبری مفاخر.آرش،سرود ورمزگان شعری به زبان گورانی از سده ی نخست هجری به خط پهلوی،مجله ی مطالعات ایرانی،دانشگاه شهید باهنر کرمان،سال نهم،شماره ۱۷،بهار ۱۳۸۹

🔥 @atorshiz 🔥
ویثانسک،بندهای ۳۹_۲۳

#کتاب

پرسش درباره ی زنا و فرزندان حرامزاده

پس زرتشت از اهورامزدا پرسید:اگر مردی مزدیسن باشد،و تخمه در زنی جُددین ریزد،و بدین واسطه پسری به دنیا آید،اگر مرد دارایی داشته باشد،آن را به پسر خواهد داد یا نخواهد داد؟.پس اهورامزدا پاسخ گفت:اگر مردی مزدیسن باشد و تخمه در زنی جُددین ریزد،بدین واسطه پسری به دنیا آید،نباید جانش را گرفت. اگر(پسر)به دست او به قصد بمیرد،پس به واسطه ی(این کار بد)مرد مجرم است، همچون کسی که تنش را باید تاوان دهد(پشوتن).پس آن مرد جُددین می شود.من او را از پل چینود نخواهم گذراند،من که اهورامزدایم.اگر آن مرد دارایی داشته باشد،(فرض کنید)باید نیمی از سهم را به پسر و نیم دیگر را به زن جُددین دهد.و به مردم(یعنی خانواده ی)خود او(=مرد)(چیزی)نمیرسد،پس مرد دروند می شود(ص.۱۰۹)

بن مایه:تاریخ ادبیات فارسی/به قلم گروهی از ایرانشناسان؛به اهتمام"بنیاد میراث ایرانی"و"مرکز مطالعات ایرانشناسی"دانشگاه کلمبیا؛زیر نظر احسان یارشاطر؛ پیوست ۱:ویراستۀ دونالد امریک و ماریا ماتسوخ؛ترجمۀ فارسی زیر نظر ژالۀ آموزگار،جلد هفدهم_پیوست ۱،تهران،انتشارات سخن،۱۳۸۹

🔥 @atorshiz 🔥
Forwarded from پژوهشگاه ایران‌شناسی (داریوش میرزاخانی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نوروز

ترانه قدیمی چهارشنبه سوری درسال۱۳۴۰باصدای بانو هما و استاد ناصرمسعودی
@atorabanorg
ورهمهر(Varahamihir)،اخترمار هندی در سده ی ششم میلادی
🔥 @atorshiz 🔥
پرتو دانش ستاره شناسی مغانِ سکایی در هندوستان

#کتاب

چنین پیداست که از زمان فرمانروایی پارتیان،مهاجرت تعدادی از مغ ‎های ستاینده ‎ی"مِهر"از سرزمین سیستان(سکستان)به غرب و به سوی هند آغاز گردید و این موج مهاجرت به دفعات در سده ‎های دیگر نیز تکرار شد.گفته شده که اقوام سکایی مقیم در سیستان که مِهرپرست بودند،در حدود ۲۳۰۰ سال پیش به اطراف رود "سند" عزیمت کردند و با خود،دانشی عظیم از ستاره ‎شناسی و تقویم را به هند بردند. تقویم این اقوام سکایی در نزد هندیان:"شکاکا دوباها" نام داشته است. "ورهمهر" (Varahamihir)ستاره ‎شناس معروف سده ‎ی ششم میلادی،فرزند شخصی به نام"آدی تیاس"به معنای خدمتگزار خورشید،یک"مغ-برهمن"بوده است.و نیز چنین آمده که"ورهمهر"کتاب بزرگ خویش موسوم به «بریهاتها»را به"مِهر" تقدیم داشته است.علاوه بر این شخص،ستاره ‎شناس معروف هند به نام"براهما گوپتا"که در حدود ۶۰۰ پس از میلاد می ‎زیسته و کتاب مهم ستاره ‎شناسی به نام"براهما سیدهانتا"را نگاشته،نیز از"مغ-برهمنان" سیستانی به شمار می‎آمده است.این"مغ-برهمنان"به زبان سانسکریت:"سکادیپی"یعنی مردمی از سکستان (سیستان)نامیده می‎شده ‎اند.(ص.۱۴۶)

بن مایه:فرشاد.مهدی،تاریخ علم در ایران،تهران،انتشارات میرماه،۱۳۹۵

🔥 @atorshiz 🔥
آیین کهن چهارشنبه‌سوری بر شما فرخنده و خجسته باد و کانون گرم خانه و خانواده‌تان، پرفروغ و سوزنده باد.
🌷🔥🌸🔥🌸🔥🌷
آیین چهارشنبه سوری(شماره ۱)

#نوروز

جشن چهارشنبه سوری در اصل جشن سوری نام داشت و اصطلاح چهارشنبه احتمالا بعد از اسلام به آن افزوده شده است.چون پیش از اسلام،واژه های شنبه و یک شنبه در میان زرتشتیان رواج نداشت و برای روزهای هفته از نام ایزدان استفاده می کردند مثل هرمزد روز،بهمن روز و غیره...اطلاق لفظ چهارشنبه برای این جشن دقیقا معلوم نیست.اما ایرانیانِ زرتشتی مانند یهودیان و برخی از اقوام دیگر ایرانی از شنبه،یکشنبه و... بهره می بردند.ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه اشاره ای دارد به این که اول شب چهارشنبه در نزد یهودیان ایران،ساعتِ آفریده شدنِ خورشید بوده و چون در یکی از گاهشماری های قدیم،آغازِ شب چهارشنبه را مبدا سال قرار داده اند،این روز،روز خاصی شد و جشن و شادی چهارشنبه سوری شاید به این دلیل باشد.شاید هم عدد چهار در چهارشنبه نماد چهار فصل سال باشد که در این روز به پایان می رسد.به هر جهت،جشن سوری عبارت بوده از روشن کردن آتش برای گرم کردن هوا و زود رسیدن بهار و نوروز.(ص.۳۵)

بن مایه:اسماعیل پور.ابوالقاسم،چشمه های بیدار_جستارهای ایران شناسی،تهران، انتسارات هیرمند،چاپ اول ۱۳۹۶

🔥 @atorshiz 🔥
آیین چهارشنبه سوری(شماره ۲)

#نوروز

در نزد ایرانیان باستان،آتش مظهر پاکی و پاک کنندگی و از میان برنده ی آلودگی ها بوده،و آتش را مقدس می دانستند.آتش افروزیِ جشن سوری در واقع جشنی بسیار کهن و باوری عامیانه بوده و بیشتر جنبه ی جادویی داشته است،و به راستی جادوی گرم کردن هوا بود تا خورشید نزدیک تر شود و گرما به زمین برسد.از نظر نجومی در آغاز نوروز،خورشید از برج حوت(برج ماهی)به برج حمل(برج بره)می آید یعنی به زمین بسیار نزدیک می شود.

در شب چهارشنبه سوری،آتش می افروختند تا زردی و سستی و رخوت زمستانی از تن دور شود و سرخی و گرمی آتش به انسان برسد.در برخی از مناطق ایران،از جمله در آذربایجان و همدان در چهارشنبه سوری،تندیسه و مظهری از زمستان درست می کردند و آن را می زدند و از آبادی بیرون می کردند و جشن می گرفتند. حتی امروز هم در شب چهارشنبه سوری بچه ها معمولا صورت خود را می پوشانند یا چادر برسر می کنند و به در خانه ها می آیند تا هدیه بگیرند.این یک آیین معمولی است ولی می توان آن را با بازگشت فره وشی ها یا ارواح متوفا سنجید.(۳۶_۳۵)

بن مایه:اسماعیل پور.ابوالقاسم،چشمه های بیدار_جستارهای ایران شناسی،تهران، انتسارات هیرمند،چاپ اول ۱۳۹۶

🔥 @atorshiz 🔥
آیین چهارشنبه سوری(شماره ۳)

#نوروز

رابطه ی چهارشنبه سوری و گذر سیاوش از آتش

[علی محمد کاوه]معتقد است که جشن چهارشنبه سوری،یادگار و بازمانده از گذر سیاوش از آتش است که البته آن یک مراسم کهن و سنتی برای اثبات بی گناهی موسوم به وَر یا وَرَنگه Varangah،یعنی آزمایش ایزدی بوده است...

سرگذشت زندگی سیاوش،سرگذشت عبرت انگیز و آموزنده ایست که شرح تفضیلی آن در شاهنامه ی فردوسی نقل شده است.آموزنده ترین قسمت این جریان تاریخی گذشتن از خرمن آتش به منظور برائت از اتهام و اثبات بی گناهی وی بوده است. معهذا از جریانات تاریخی فوق آن چه به دست فراموشی سپرده شده،ارتباط روز چهارشنبه ی پایان سال با تاریخ کشته شدن این شاهزاده ی جوان می باشد که تا کنون شاید شناخته نشده باشد و می بایست مورد توجه قرار گیرد.

آثار و علائم اندکی که از جریان تاریخی فوق برجای مانده نشان می دهند که سیاوش در پایان سال ثابت ۱۰۱۳ پیش از میلاد/۷۱۳ تاریخ مبنا،که برابر با روز چهارشنبه بوده به دستور افراسیاب کشته‌ شده و یک روز پس کشته شدن سیاوش، فرزند وی کی خسرو در روز پنجشنبه،یکم فروردین ماه سال ۱۰۱۲ پیش از میلاد/۷۱۴ تاریخ مبنا در توران متولد شد و چون در آیین زرتشتی مراسم سوگواری در رثای مردگان جایز نیست،پارسیان زرتشتی در آخرین شب چهارشنبه ی پایان سال از آتش می گذشته اند تا خاطره ی سیاوش به منظور دفاع از عفت و پاکدامنی، جاودان باقی بماند،معهذا روایت زیر نشان می دهد که مهرگرایان سغدی بر خلاف پارسیان زرتشتی در آخرین روز از پایان سال سغدی،به سوگواری می نشسته اند.(ص.۹۶_۹۵)

بن مایه:رضی.هاشم،جشن های آتش،مهرگان:جشن مهرگان،چله...همراه با پژوهشی درباره ی جشن های آتش در جهان و مراسم برگزاری و آیین های سنتی میان زرتشتیان ایران و پارسیان،تهران،بهجت،۱۳۸۳

🔥 @atorshiz 🔥
متون فارسی میانه در علوم طبیعی جانورشناسی و گیاه شناسی و پزشکی

#کتاب

از میان متونی که پیشتر به آنها اشاره کردیم،بندهش و گزیده های زادسپرم هر دو دربردارنده ی فصل های نسبتا مفصلی درباره ی جانورشناسیند.بندهش مشتمل بر فصلی درباره ی چگونگی پنج گونه حیوان(فصل ۱۳)و چگونگی انواع پرندگان (فصل ۱۵)و نیز بخشی درباره ی گیاه شناسی(فصل ۱۶:درباره ی گیاهان و گلها) است که در واقع جزئی است از توصیف کیهان در آن کتاب.فصل سوم گزیده های زادسپرم به برشمردن انواع مختلف اختصاص دارد.در هر دو متن این بخشها ظاهرا بر پایه ی زند پهلوی دامداد نسک اوستا تدوین شده اند که خلاصه ی کوتاهی از آن در کتاب هشتم دینکرد هم آمده است.در واقع زادسپرم دوبار(در فصل۳ بند۳۴و۳۵) از این نسک یاد می کند و همچنین از کتاب گمشده ی دیگری یاد می کند درباره ی جانورشناسی نوشته ی خودِ او. این اثر برگردان کوتاهی از همان نسک با عنوان نوشته ای در شمار انواع(nibēg ī tômag õšmurišnīh)بوده است.از آنجا که توضیحات درباره ی حیوانات و گیاهانی که در این متن فهرست شده اند بسیار ناچیز است،تفسیر این بخش ها که خود مشتمل بر بسیاری اصطلاحات تخصصی و واژه های ناشناخته اند،بسیار دشوار است.

اثر زادسپرم دربردارنده ی بخشی بسیار با اهمیت در زمینه ی پزشکی هم هست (فصل های ۲۹_۳۵)که به جز دیگر رساله ی کوتاه پزشکی در کتاب سوم دینکرد (Abar bizeškīh)،تنها اطلاعات موجود در این شاخه از دانش در کتاب های پهلوی به شمار می رود.نویسنده انسان را دارای سه جزء می داند:تن(tan)، جان (gyān)و روان(ruwān).هر جزء نیز خود به سه جزء فرعی تقسیم می شود. توصیفات متن در وظایف الاعضا و تشریح یادآور مکتب پزشکی جالینوس است که تا زمان های اخیر مرجعی مشهور در زمینه ی پزشکی به شمار می رفت.اما بخش هایی که درباره ی روان یا نفس است عمدتا ایرانی به نظر می رسد و تنها نشانه هایی از اندیشه های هندی و یونانی را می توان در آنها یافت.محتمل به نظر می رسد که طب یونانی به واسطه ی نویسندگان سریانی انتقال یافته باشد،به ویژه به واسطه ی آن دسته از نسطوریانی که در قرن پنجم میلادی در ایران سکنی گزیدند و مدارسی را بنیان نهادند و در آنها به تدریس پزشکی مشغول شدند. مشهورترین این مراکز مدرسه ی جندی شاپور بود که حتی پس از سقوط ساسانیان هم یکی از مهم ترین مراکز پزشکی باقی ماند.رساله ی زادسپرم شباهت های جالبی نیز با نوشته های اخوان الصفا دارد که در قرن چهارم هجری در بصره به نشر عقاید باطنی مشغول بودند و اعتقاداتشان متاثر از نوشته های یونانی و ایرانی و هندی بود و در پزشکی تحت تاثیر جالینوس بودند.نمونه ی زیر از آغاز فصل پزشکی گزیده هاست درباره ی اجزای وجود آدمی:

تن که سازندگان آن گوشت و استخوان و پی و دیگر چیزهاست شبیه است به خانه که ساختنش از گل و سنگ و چوب و دیگر چیزهاست. رویانندگی فروهر است که دست و پای برویاند و نری و مادگی پدید آورد و رگ و پی را بسازد و استخوان ها را به هم پیوند دهد و راه گذر پدید آورد و در و روزن(یعنی چشم ها)را گشاید، همچون بنّا که خانه سازد.و جان که تن را زنده دارد همانند است به آتش اندر گنبد(یعنی آتشکده)که بر آتشگاه نشانند.(ص.۲۲۳_۲۲۲)

بن مایه:تاریخ ادبیات فارسی/به قلم گروهی از ایرانشناسان؛به اهتمام"بنیاد میراث ایرانی"و"مرکز مطالعات ایرانشناسی"دانشگاه کلمبیا؛زیر نظر احسان یارشاطر؛ پیوست ۱:ویراستۀ دونالد امریک و ماریا ماتسوخ؛ترجمۀ فارسی زیر نظر ژالۀ آموزگار،جلد هفدهم_پیوست ۱،تهران،انتشارات سخن،۱۳۸۹

🔥 @atorshiz 🔥
طبقات اجتماعی در فرهنگ ایران باستان(شماره ۱)

#کتاب

شکل گیری طبقات و مراتب اجتماعی در فرهنگ ایران باستان و بویژه ایران دوره ی ساسانی،پیوندی با نظام های کلی جوامع هند و اروپایی دارد؛در اجتماع هند و اروپایی نظامی سه بخشی را می توان دید که به پندار جامعه شناسان،مظاهر آن به وضوح در جامعه ی ایران،هند،روم و اسکاندیناوی و در ایزدکده ی ایران،هند و یونان مشاهده می شود؛این سه نقش اجتماعی،یکی نقش روحانیون است که بُعد حکومتی و جادوگری جامعه را نیز دربرمی گیرد و نقش نخست است.دیگر،رزم آوری و سوم،برکت بخشی و تولید.نمایندگی نقش نخست،در نظام مینوی ایران با بهمن و"اشه"و در زمین با موبدان و شاهان است.نقش دوم،در مینو با شهریور و در زمین با جنگاوران و سلاح بدستان است و خویشکاری سوم،منطبق بر وظایف دو ایزد خرداد و امرداد و در زمین کشاورزان و صنعتگران و شبانان نماینده ی آن هستند...

از گروه چهارم نیز در اوستا می توان جای پای دید؛اینان"هوتی"(-hūti)هستند که بعدها در اوستا با واژه ی"پیشتره"(-pištra،فارسی میانه:pēšag)مشخص می کنند که فارسی نوعی"پیشه"بازمانده ی همین واژه ی فارسی میانه است.

رعایت این طبقه ها در زمان ساسانیان با شدت هرچه تمام تر رواج داشته است.در آثار کتیبه ای این دوره و برخی از نوشته های دوره ی اسلامی،مانند"نامه ی تنسر" اصطلاحات شهریاران،واسپوهران،بزرگان و آزادگان احتمالا معرف طبقه های یاد شده در دوره ی اشکانی باشد.(ص.۱۴_۱۳)

بن مایه:راشد محصل.محمد تقی،فروردگ:گفتارهایی درباره زبان ها و فرهنگ ایران،به کوشش مهدی علائی،تهران،پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، چاپ اول ۱۳۹۴

🔥 @atorshiz 🔥
روز خرداد،ماه فروردین .pdf
106 KB
متن پهلوی "روز خرداد ماه فروردین"

ترجمه از متن پهلوی به انگلیسی:دستور کیخسرو جاماسب جی جاماسب آسانا

(شماره ۲۰۴)

🔥 @atorshiz 🔥
نمازنامه ی جشن نوروز زرتشتیان.pdf
2.6 MB
نمازنامه ی جشن نوروز زرتشتیان

(شماره ۲۰۵)

🔥 @atorshiz 🔥
فروردین ماه به روایت استاد زنده یاد دکتر ابراهیم پورداود

#کتاب

فرور یا فرورد از یک واژه ی فرس هخامنشی به ما رسیده است.این واژه در یک نام خاص در سنگ نپشته ی بهستان(کتیبه ی بیستون)به جا مانده. داریوش بزرگ یکی از هماوردان خود را به نام فرَوَرتی Fravarti یاد کرده است.دومین پادشاه ماد نیز فرَوَرتی نام داشته پدر دیوکو سرسلسله ی پادشاهان ماد که در سال ۷۱۳ پیش از میلاد در مغرب ایران بنای شهریاری گذاشت و همدان را پایتخت خود ساخت نیز چنین خوانده میشده و هرودوت آنرا Deiokes و Phraortes یاد کرده است. فرَوَرتی برابر است با واژه ی اوستایی فرَوَشی Fravashi که در پهلوی فرَوَهر Fravahr شده است.فروشی در اوستا یکی از نیروهای نهانی(قوای باطنی)است که پس از درگذشت آدمی با روان و دین(وجدان)از تن جدا گشته به سوی جهان مینوی گراید.اما در آغاز هر سال برای سرکشی خان و مان دیرین خود فرود آید و در هنگام ده شبانه روز به روی زمین بسر برد.و به مناسبت فرود آمدن فروهرهای نیکان؛هنگام نوروز را فروردین خوانده اند.(ص.۵۴_۵۳)

بن مایه:پورداود.ابراهیم،فرهنگ ایران باستان،تهران،انتشارات دانشگاه تهران،چاپ دوم ۲۵۳۵ شاهنشاهی

🔥 @atorshiz 🔥
نوروز بنابر روایت دانشنامه ی مزدیسنا

#نوروز

نوروز که آن را به جمشید نسبت می دهند یکی از جشن های بزرگ ملی ایرانیان است که در آغاز بهار و اولین روز سال و اول فروردین ماه برگزار می شود.حوادث روزگار و تسلط اقوام بیگانه نتوانسته خللی بدان وارد سازد.آئین نوروز با برگزاری مراسمی در دربارها،مقر فرمانروایان و خانواده ها برگزار می گردد.جاحظ که در ۲۵۵ هجری درگذشت در کتاب المحاسن و الاضداد در سخن از مهرگان و نوروز گوید که در جشن فروردین،در سر خوان چند شاخه از درخت بید و زیتون و انار می نهادند. عمر خیام در نوروزنامه می نویسد:"سبب نام نهادن نوروز از آن بوده که آفتاب در هر ۳۶۵ شبانه روز و ربعی به اول دقیقه ی حمل باز آید.و چون جمشید آن روز را دریافت نوروز نهاد و جشن آئین آورد".هفت سین و کاشتن هفت رقم غلات نیز از آداب و مراسم بوده که هنوز رایج است.نوروز و مهرگان دو جشن بزرگ طبیعی هستند که اولی آغاز بهار و دومی آغاز پائیز است.نوروز نمایان ترین جشن های بهاری جهان به شمار می رود.تقدس و احترام و بزرگی نوروز بیش از حد توجه و انتظار است زیرا با ماه فروردین،که ویژه ی فروشی ها و ارواح مقدس است،آغاز می گردد.و اول بهار و اعتدال ربیعی و رستاخیز طبیعت و زندگی مجدد در جهان است.ابوریحان در پیدایش نوروز عللی چند را بیان می نماید که نمایان ترین آن نسبتِ نوروز است به جمشید که فردوسی موجب رواج و شهرت آن شده است:اینکه جمشید پس ار برقرار ساختن نظام زندگی و عدل و داد،سر سال نو،روز هرمزد از فروردین،به تخت نشست و مردم شادی کردند و آن روز را روز نو خواندند و از وی چنین تجدید خاطره ای یادگار ماند.

در تاریخ از دو نوروز بزرگ و کوچک یاد شده:نوروز بزرگ،روز ششم فروردین است که بنا بر سنت مصادف با زادروز خجسته ی زرتشت است و از احترام و تقدسی خاص بهره مند است که هنوز میان زرتشتیان اثرات ویژه ی آن باقی است.بعضی،جشن نوروز را متناسب با موضوع پایان یافتن آفرینش جهان می دانند،که با خلقت انسان خاتمه یافته است.خلاصه اینکه درباره ی جشن نوروز سخن بسیار است که از توضیح آن خودداری می شود و فقط اشاره می گردد که هفت سین(هفت چین)به مناسبت تقدس عدد هفت می باشد که نظیرش در هفت امشاسپندان،هفت کواکب،هفت طبقه ی زمین و آسمان،هفت ملکِ مقرب،هفت یشت،هفتن بوخت،هفته و از این قبیل کلمات موجود است و همه نماینده ی عظمت و تقدس این عدداند در بین ایرانیان باستان و امروز.(ص.۴۵۵)

بن مایه:اوشیدری.جهانگیر،دانشنامه مزدیسنا،تهران،نشر مرکز،چاپ اول ۱۳۷۱

🔥 @atorshiz 🔥
طبقات اجتماعی در فرهنگ ایران باستان(شماره ۲)

#کتاب

در اوستای متاخر،تقسیمات اجتماعی ایران قبل از دولت ساسانی،شامل سه طبقه یا گروه اجتماعی مانند"روحانیون،جنگیان و کشاورزان"بود.تنها یک عبارت در اوستا(یسنا ۱۹،فقره ۱۷)،دلالت بر دسته چهارم به نام"صنعتگران"دارد.

در عصر ساسانیان،تشکیلات،تشکیلات اجتماعی بر اساس چهار طبقه و با این تفاوت وجود داشت:

۱.روحانیان(آسروک=آسروان،آثروان)
۲.جنگیان(ارتشتاران)
۳.دبیران(دپیران یا کار مندان اداری)
۴.شهریان(هَتخشان)،روستائیان و صنعتگران(واستریوشان)

هر یک از این طبقات و آحاد مردم،بر اساس نظام اجتماعی به چند دسته تقسیم می شدند و هر طبقه رئیس مخصوص خود را داشت.

بر اساس کتیبه ی حاجی آباد که مربوط به دوران اولیه ی ساسانی و عصر شاپور اول و به دو زبان پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی است،جوامع اجتماعی در شرح چگونگی تیراندازی شاپور،به این صورت اعلام می شود:

"شهرداران"(امرای دولتی)،"واسپوهران"(ویس پوهران)،(روسا و خاندان های اعیان)،"وزرگان"(بزرگان)،و"آزادان"(احتمالا نجبای رده ی دوم)که معمولا مستخدمان ایالات و ولایات کشور را تشکیل می دادند.بطور کلی در روند تاریخ تحولات سیاسی و تقسیم بندی های اجتماعی عصر ساسانی،دو عامل"تمرکز"قدرت در خاندان نجبا و اشراف و"تحکیم"دستگاه حکومتی و دیوانی به شدت وجود داشته است.(ص.۶۳۹)

بن مایه:میراحمدی.مریم،تاریخ تحولات ایران شناسی،ج۱،تهران،طهوری،۱۳۸۹

🔥 @atorshiz 🔥
ترجمه کتیبه ی حاجی آباد

طبقات اجتماعی شهریاران_ویسپوهران_بزرگان_آزادان

بن مایه:عریان_سعید، راهنمای کتیبه های ایرانی میانه پهلوی-پارتی،تهران،نشر علمی، ۱۳۹۲،ص. ۳۸

🔥 @atorshiz 🔥