کشکول اژدری – Telegram
کشکول اژدری
388 subscribers
854 photos
58 videos
121 files
449 links
عمری به جز بیهوده بودن سر نکردیم
Download Telegram
معرفی کتاب «جان بخشیدن به اعداد»
https://taaghche.com/book/230454

اون بخش نمونه را بزنید و چند صفحه از کتاب را بخوانید.
در ماتم پدر
شهریار
Forwarded from کشکول اژدری
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شاخسی گئدن قدملر احساندی یا محمد

تصویر مشترک آنانکه تو را می شناختند ای پدر، در این لحظات ریشه دارد، صبح تا ظهر عاشورا میدانگاه روستا

جایی که آدمهای متفاوت و حتی متضاد کنار هم قرار می گرفتند با لباس مشترک سپید، هم قدم می شدند و چون رشته زنجیر متصل، چند ساعت دم می گرفتند و دوره ای ذکر حسین و عباس و زینب و مظلوم و عطشان و حیدر می گفتند.

ابراهیم اژدری پیرمرد اول صف دسته شاخسی، در خاطره جمعی چند نسل خواهی ماند، دوران شکوه دسته شاه حسین گویان روستا، با نام تو گره خورده است.

اتفاقات روزها و ماهها و سالها فراموش می شوند، اما هر آدمی قصه ای دارد که کل زندگیش را رنگ می پاشد، توافق جمعی در خاطره مشترک از یک نفر، محور قصه است، قصه پدرم، مرد کفن پوش عاشوراست، سالها و دهه ها سر دسته( دسته باشی) شاخسی بود. کفن پوش رجز خوان روضه خوان

این نعمت بزرگی است که نام کسی پیوند خورده است به عاشورا،
حتی تکیه داد به عصا و مراسم را ترک نکرد.

انشاالله ثبات و پایمردی او در محبت اهل بیت علیهم السلام در اضطراب عالم آخرت دستگیرش باشد

برای درگذشتگان خویش و والدین من دعا کنید

فیلم برای چند سال پیش است و پدرم نفر اول دسته است.
از اردیبهشت ۱۴۰۰ که ننه به کما رفت و چند ماه بعد درگذشت تا اکنون که یک روز مانده به سومین سالگرد داداش ، تلخی بسیار است.

سوگنامه ها را خواندم و خاطرات رنج دیگران را. با روضه ها گریستم و حزن همزاد زندگی ام شد.

اینجا و برخی گروه های خصوصی بخشی کوچک از این دوران را نوشتم و قطعاتی از نوشته های دیگران را منتشر کردم. بیشتر حرف زدم با دوستان البته.

یتیمی در کودکی، رنجی که تحمیل می کند متفاوت با رنج یتیمی در میانسالی است، اینجا زندگی ات رنگ حسرت می گیرد و تو به آنچه انجام نداده ای فکر می کنی و طعم تلخی زیرزبانت هست و صدای ای کاش در گوشت .
همه آنچه می بینی و می اندیشی و می شنوی، می شود تداعی خاطره ای از آنکه رفته است.
گویی هوا به یاد او آغشته می سود

بسیار گفته اند و نوشته اند در باب رهایی از سوگ و هر کدام از منظری به این فاجعه نگریسته اند.
اما چیزی جایگزین آنچه تو می اندیشی نمی شود، انگار پلی که تو همیشه به بودنش دل بسته بودی ناگهان نیست شده است. حتی اگر مدتهاست از پل استفاده نکرده ای. اما فقدانش، اتصال تو را و امید تو را قطع می کند.

گاهی اندوه، به انبان ذهنت فشار می آورد و کلماتی می گویی و می نویسی که نباید و نشاید. تجربه سوگ، گفتنی نیست و آرزوی رفتن هم نمی توان کرد.
آن لحظه که می آید ، آدمی آماده نیست و یکباره چیزی در درون تغییر می کند و همه چیز ، معنایی جدید می یابد.


رفتن ها، برای ما درد می زایند، رفتن به فتح ر گاهی به رفتن به ضم ر شبیه ترهستند.

خداوند ببخشد تقصیرات اولاد خطاکار در حق پدران و مادران را و مرا و شما را نیز.
خداوند بیامرزد همه رفتگان شما و پدر و مرا نیز
در سال ۲۰۱۶ مبلغ ۱۴۸ میلیون دلار تخصیص یافته به سازمان پشتوانه ملی هنرهای آمریکا ۰۰۰۴٪ کل بخش هزینه های بودجه فدرال (به مبلغ ۱۳۹ تریلیون دلار) را به خود اختصاص می داد. فکر میکنید باید این بخش از بودجه را در پاسخ به انتقادها حذف میکردیم؟

پاسخ

تلاش برای برقراری توازن بودجه با حذف سهم سازمان پشتوانه ملی هنرهای آمریکا مثل این خواهد بود که زمانی ۹۰,۰۰۰ کلمه ای را با حذف فقط ۴ کلمه ویرایش کنیم.

خطاب به کسی که از اشتباه فاحش در تخصیص دلارهای مالیاتی شهروندان برای تأمین مخارج هنرهای موهن گلایه دارد کسی که سالانه حدود ۶۰,۰۰۰ دلار درآمد دارد، حدود ۶,۳۰۰ دلار به عنوان مالیات بر درآمد به دولت فدرال می پردازد. این ۲۵ سنتی که الان کف دستت میگذارم کمک سالانه تو به پشتوانه ملی هنرهای آمریکاست. چون از شنیدن جار و جنجالت خسته شده ام، دارم پولت را شخصاً به تو بر می گردانم.

کتاب جان بخشیدن به اعداد صفحه ۸۷ و ۱۴۱
وقتی از کارمندان یکی از سازمانها نظر سنجی کردند. فقط ۳۷ گفتند از دستاوردی که سازمانشان میکوشد کسب کند و دلیل این دستاورد درکی واضحدارند.... فقط ۱ نفر از هر ۵ نفر برای اهداف تیم و سازمانش ذوق و شوق داشت.

فقط ۱ نفر از هر ۵ کارمند گفت بین وظایف خود و اهداف تیم و سازمانش خط ديد واضحی دارد.... فقط ۱۵ احساس میکردند سازمانشان آنها را کاملاً قادر به اجرای اهداف کلیدی میکنند... فقط ۲۰ به سازمانی که برای آن کار می کردند اعتماد کامل داشتند.

بیان دیگر: تصور کنید مربی ۱۱ نفر در تیم فوتبال هستید و فقط ۴ نفر از بازیکنانتان می دانند به طرف کدام دروازه حمله کنند فقط ۲ نفر از بازیکنانتان اهمیت می دهند که دروازه خودی کدام است فقط ۲ بازیکن از پست خودشان و چگونگی ارتباط آن با کل تیم آگاه اند فقط ۲ بازیکن واقعاً به مربیان و مالکان تیم اعتماد دارند. فقط ۲ بازیکن فکر میکنند حمایت کافی دریافت میکنند تا در پست خودشان ایفای نقش کنند و همچنین میدانند توان انجام این کار را دارند. بیشتر بازیکنانتان بی هدف زیر توپ می زنند و آن را به این سو و آن سوی زمین می فرستند.

جان بخشیدن به اعداد، ۱۸۱
امروز در جمعی به این سخنرانی دیوید فاستر والاس ارجاع دادم و شب هم کل این سخنرانی را برای جمعی خواندم.
البته محل سخنرانی را اشتباعی گفتم در دانشگاه استنفورد بوده .سخنرانی در مراسم فارغ التحصیلی کالج کنیون بوده.
متن را بخوانید تا آخر بخوانید

«این آب است» تکرار کن
https://tarjomaan.com/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A2%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86/
Forwarded from طبقه سه| مجتبی نامخواه (مجتبی نامخواه)
moarefi book- ejmae landan-ok.pdf
981.1 KB
گزارشی از کتاب "اجماع لندن: اصول اقتصادی برای قرن بیست و یکم"

تهیه شده در موسسه عالی پژوهش تامین‌اجتماعی
گفتگوی پیکتی و سندل را می خوانم در مورد معنای برابری.

الله الله
معنا و چیستی برابری.pdf
276 KB
چند صفحه اول کتاب گفتگوی سندل و پیکتی در مورد معنای برابری را از اینجا بخوانید
در طول این گفتگو ما سه جنبه از برابری را مورد بحث قرار دادیم. یکی اقتصادی است، در مورد توزیع درآمد و ثروت دومی سیاسی است، در مورد صدا، قدرت و مشارکت.

و سپس دسته سومی وجود دارد در مورد کرامت»، «منزلت»، «احترام»، «به رسمیت شناخته شدن»، «افتخار» و «ارجمندی» گمان من این است که این بعد سوم از نظر سیاسی و نیز شاید از نظر اخلاقی قدرتمندترین است. و هر گونه امید احتمالی به کاهش نابرابری در دو بعد اقتصادی و سیاسی بستگی به ایجاد شرایط جهت برابری بیشتر از نظر به رسمیت شناخته شدن شرافت کرامت و احترام پیدا می کند. این یک گمان است. من نمیتوانم آن را به اثبات برسانم نظرت چیست؟
گفتگوی ۱۰۰ صفحه ای سندل و پیکتی ، چون آب گوارای خنکی است که میان گرما تشنه ای بنوشد.
در آخر گفتگو سندل می گوید
در طول این گفتگو ما سه جنبه از برابری را مورد بحث قرار دادیم. یکی اقتصادی است، در مورد توزیع درآمد و ثروت دومی سیاسی است، در مورد صدا، قدرت و مشارکت.

و سپس دسته سومی وجود دارد در مورد کرامت»، «منزلت»، «احترام»، «به رسمیت شناخته شدن»، «افتخار» و «ارجمندی» گمان من این است که این بعد سوم از نظر سیاسی و نیز شاید از نظر اخلاقی قدرتمندترین است. و هر گونه امید احتمالی به کاهش نابرابری در دو بعد اقتصادی و سیاسی بستگی به ایجاد شرایط جهت برابری بیشتر از نظر به رسمیت شناخته شدن شرافت کرامت و احترام پیدا می کند. این یک گمان است. من نمیتوانم آن را به اثبات برسانم نظرت چیست؟

این پرسش ، هم جمع بندی خوبی از محتوای کتاب است و هم تردید پایانی نشان می دهد هزار باده ناخورده در رگ تاک است.

دو متفکر بزرگ دوران ما گذشته و حال ما را تفسیر کردند و برای تغییر آینده ، ایده داده اند.

برای کنش‌گران این کتاب یک دستور کار است.

این گفتگو، چند ترجمه فارسی دارد ولی کتاب ترجمه راغفر یک بخشی اضافه تر هم دارد از کتاب دیگر پیکتی
کتابی است که می تواند حلقه وصل جمعی هم فکر باشد
اگر کتاب جاه طلبی اخلاقی را هم بخوانند که می توانند یک جریان بسازند روش از این کتاب و معنا از حرفهای پیکتی و سندل
W&S_Volume 1404_Issue بهار_Pages 64-77.pdf
466.2 KB
بخشهایی از گفتگوی سندل و پیکتی.
Forwarded from کشکول اژدری
چند سال پیش وقت خوش شد که متوجه شدم امام موسی صدر(شخصیت اسطوره ای تاریخ تشیع)، در دانشگاه تهران اقتصاد خوانده است.

اگر قرار باشد روزی
به هم رشته ای و هم دانشگاهی بودن
با کسی افتخار کنم
یکی شان امام موسی صدر است
که نشان داد
یک نفر
چقدر می تواند بزرگ باشد


گواهینامه پایان دوره لیسانس او را ببینید.