...حالا که فکرش را میکنم...| بهاره آروین
فردا صبح در این نشست در مورد اینکه در حوادث اخیر، در سطح جامعه از نظر اعتماد و همبستگی اجتماعی با چه پدیده و رخدادی مواجه بودیم، آنرا چه بنامیم و این پدیده و رخداد دارای چه ویژگیها و پیامدهایی برای جامعه و حکومت است صحبت خواهم کرد. ⏰ زمان: سهشنبه ۱۷…
Rec 0013
<unknown>
✅ فایل صوتی نشست "انسجام ملی: بیمها و امیدها" که در مرکز پژوهشهای توسعه و آینده نگری در هفدهم تیرماه با حضور دکتر مصطفی زمانیان، دکتر مقصود فراستخواه و من برگزار شد.
تلاشم بیشتر طرح مساله و پرسشهایی بود که برای سخن گفتن از آنچه در جنگ ۱۲ روزه با آن مواجه بودیم، تامل و پاسخ گفتن به آنها ضروری است. به نظرم تفسیر و تبیینهای شتابزده بیشتر نوعی مصادره به مطلوب است، قبل از هر چیز باید بتوانیم آنچه در جامعه رخ داد را فارغ از سوگیری و فرضیات پیشینی توصیف کنیم.
تلاشم بیشتر طرح مساله و پرسشهایی بود که برای سخن گفتن از آنچه در جنگ ۱۲ روزه با آن مواجه بودیم، تامل و پاسخ گفتن به آنها ضروری است. به نظرم تفسیر و تبیینهای شتابزده بیشتر نوعی مصادره به مطلوب است، قبل از هر چیز باید بتوانیم آنچه در جامعه رخ داد را فارغ از سوگیری و فرضیات پیشینی توصیف کنیم.
☑️ برای دکتر ساعی عزیز، استاد و همکاری که در دانشگاه برایم مثل پدر بود
برای لیلا و فاطمه که هر دو زودتر از پدرومادرشان پر کشیدند
و برای نسرین خانم، همسر دکتر ساعی، مادر داغدار دو فرزند و تجسم زندهی صبر و ایمان
همه چیز امروز زیادی عجیب و غیرواقعی بود، عکس دکتر ساعی را با یک سینی خرما گذاشته بودیم روی میز گروه جامعهشناسی، متقاضیان پذیرش در مقطع دکتری برای انجام مصاحبه به نوبت وارد اتاق گروه میشدند، تسلیت میگفتند، مصاحبه انجام میشد و بعد با برداشتن خرما و قرائت فاتحه خداحافظی میکردند. صبح و عصر امروز برنامه همین بود، هی من منتظر بودم از این کابوس بیدار شوم و بفهمم همهچیز یک خواب عجیب و ترسناک بوده اما همه چیز همانطور ادامه پیدا میکرد.
توی اتاق گروه، در راهروهای دانشکده و در حیاط دانشگاه که راه میرفتم هی بدنم یخ می کرد و پایم سست میشد، هی فکر میکردم، وا، یعنی چه که دیگر قرار نیست همراه با دکتر ساعی و دیگر همکاران گروه روی این سنگفرشها راه برویم و دربارهی امور مختلف گروه و جامعهشناسی و مملکت حرف بزنیم؟ مگر میشود؟ همه چیز خیلی غیرواقعی بود، هنوز هم هست. دلم نمیخواهد باور کنم، درواقع نمیتوانم باور کنم، همهی این دو سال و مصیبتهای ریز و درشتی را که تا همین چندماه پیش ادامه داشت، با این تصویر و تصور دوام آوردم که دکتر خوب میشود و برمیگردد دانشگاه و من بهش میگویم بفرمایید، این هم گروه جامعهشناسی که امانت گذاشته بودید پیش ما و من و همکاران هر آنچه در توان داشتیم برای حفظ و بقایش از گزند تنگنظریهای سیاسی انجام دادیم همانطور که شما با آن پایمردی خستگیناپذیرتان در حفظ و بقای گروه جامعهشناسی در سالهای سیاه قبل و بعد ۸۸ یادمان داده بودید، همهی آن ماههای سخت و نفسگیر خفقان در دانشگاه را با همین فکر و تصویر دوام آورده بودم و حالا یکهو زیر پایم خالی شده است، گیج و سردرگم فکر میکنم وا، نمیشود که، حالا من و گروه جامعهشناسی بدون دکتر ساعی چه کنیم؟
رسما احساس یتیمی میکنم، احساس بیکسی، چهل روز پیش فاطمه را از دست دادیم، تنها فرزند باقیماندهی دکتر ساعی؛ لیلا، دختر کوچکتر ۱۰ سال پیش از بینمان رفت، دختر جوان و سالم و زیبا یکهو ناگهانی از دست رفت و ما دیدیم چطور شانههای دکتر ساعی زیر بار این مصیبت خم شد و در تمام سالهای بعد حزن و اندوه از دست دادن لیلا در جان دکتر ماندگار و ریشهدار شد تا همین دو سه سال پیش که دکتر بیمار شد و علیرغم درمان و بهبود موقتی یک ساله، اما تومور مغزی هم مثل همان غم از دست دادن لیلا دیگر رهایش نکرد، این چندماه اخیر و از پس جراحی دوم، دیگر دکتر ساعی آن دکتر ساعی همیشگی نبود، نمیتوانست با ما حرف بزند، نمیتوانست بدون کمک راه برود، نمیتوانست….نمیتوانست غم فرزند دوم را تاب بیاورد، از این یکی مطمئنم، چهل روز پیش که فاطمه هم مثل لیلا ناگهانی و بیدلیل از دنیا رفت و دیگر فرزندی برای دکتر باقی نماند، نفسم بند آمد که دکتر چطور قرار است با این مصیبت کنار بیاید، به دکتر ساعی مصیبت را نگفتیم، او در شرایطی نبود که مطلع شود، کسی هم خواست و توانش را نداشت که مطلعش کند، چهل روز گذشت و درست در شامگاه چهلمین روز، دکتر ساعی ناگهانی و در اثر ایست قلبی در منزلش از دنیا رفت.
فردا صبح قرار است اول بیاید با دانشگاه که مثل خانهاش بود وداع کند و بعد برود در قطعه ۳۰۵ بهشت زهرا کنار لیلا و فاطمهاش آرام بگیرد، از طرفی برای دکتر خوشحالم که از تمام این درد و مصیبت تحملناشدنی از دست دادن دو فرزند جوانش رها شد و از طرفی برای خودم و گروه جامعهشناسی بینهایت غمگینم، برای از دست دادن انسان اخلاقی و منصف و سلیمالنفسی که برای من و بسیاری دیگر از دانشجوهایش پدری کرد، با همان محبت و خیرخواهی بیچشمداشت یک پدر، برای از دست دادن استاد دلسوزی که اصلیترین و بنیانیترین دانستههایم در روش تحقیق را از او آموختهام، برای تجسم مسئولیتپذیری متعهدانهای که اسفند ۹۴ لیلایش در بیمارستان توی کما بود و دکتر آمده بود دانشگاه جلسهی دفاع از پایاننامه برگزار کند که کار دانشجو عقب نیفتد. همین شد که جرات نکردم مصاحبههای امروز را لغو کنم، مطمئنم که باهام دعوا میکرد که نباید حق و حقوق دانشجوها ضایع شود، تاریخ و ساعت اعلام کرده بودیم و مصیبت دیرهنگام دیشب فرصتی برای اطلاعرسانی لغو جلسه باقی نگذاشته بود، این شد که مجبور شدیم ماتمزده با عکس و سینی خرما روی میز جلسهی مصاحبه برگزار کنیم، کابوسوار و غیرواقعی اما پایبند به همان سنت و اصولی که دکتر ساعی گروه جامعهشناسی دانشگاه تربیت مدرس را بر آن بنا کرده و حفظ بود. روحش شاد و میراث و خاطرهاش ماندگار
http://baharvin.ir/wp-content/uploads/2025/07/dr.saee_.jpg
برای لیلا و فاطمه که هر دو زودتر از پدرومادرشان پر کشیدند
و برای نسرین خانم، همسر دکتر ساعی، مادر داغدار دو فرزند و تجسم زندهی صبر و ایمان
همه چیز امروز زیادی عجیب و غیرواقعی بود، عکس دکتر ساعی را با یک سینی خرما گذاشته بودیم روی میز گروه جامعهشناسی، متقاضیان پذیرش در مقطع دکتری برای انجام مصاحبه به نوبت وارد اتاق گروه میشدند، تسلیت میگفتند، مصاحبه انجام میشد و بعد با برداشتن خرما و قرائت فاتحه خداحافظی میکردند. صبح و عصر امروز برنامه همین بود، هی من منتظر بودم از این کابوس بیدار شوم و بفهمم همهچیز یک خواب عجیب و ترسناک بوده اما همه چیز همانطور ادامه پیدا میکرد.
توی اتاق گروه، در راهروهای دانشکده و در حیاط دانشگاه که راه میرفتم هی بدنم یخ می کرد و پایم سست میشد، هی فکر میکردم، وا، یعنی چه که دیگر قرار نیست همراه با دکتر ساعی و دیگر همکاران گروه روی این سنگفرشها راه برویم و دربارهی امور مختلف گروه و جامعهشناسی و مملکت حرف بزنیم؟ مگر میشود؟ همه چیز خیلی غیرواقعی بود، هنوز هم هست. دلم نمیخواهد باور کنم، درواقع نمیتوانم باور کنم، همهی این دو سال و مصیبتهای ریز و درشتی را که تا همین چندماه پیش ادامه داشت، با این تصویر و تصور دوام آوردم که دکتر خوب میشود و برمیگردد دانشگاه و من بهش میگویم بفرمایید، این هم گروه جامعهشناسی که امانت گذاشته بودید پیش ما و من و همکاران هر آنچه در توان داشتیم برای حفظ و بقایش از گزند تنگنظریهای سیاسی انجام دادیم همانطور که شما با آن پایمردی خستگیناپذیرتان در حفظ و بقای گروه جامعهشناسی در سالهای سیاه قبل و بعد ۸۸ یادمان داده بودید، همهی آن ماههای سخت و نفسگیر خفقان در دانشگاه را با همین فکر و تصویر دوام آورده بودم و حالا یکهو زیر پایم خالی شده است، گیج و سردرگم فکر میکنم وا، نمیشود که، حالا من و گروه جامعهشناسی بدون دکتر ساعی چه کنیم؟
رسما احساس یتیمی میکنم، احساس بیکسی، چهل روز پیش فاطمه را از دست دادیم، تنها فرزند باقیماندهی دکتر ساعی؛ لیلا، دختر کوچکتر ۱۰ سال پیش از بینمان رفت، دختر جوان و سالم و زیبا یکهو ناگهانی از دست رفت و ما دیدیم چطور شانههای دکتر ساعی زیر بار این مصیبت خم شد و در تمام سالهای بعد حزن و اندوه از دست دادن لیلا در جان دکتر ماندگار و ریشهدار شد تا همین دو سه سال پیش که دکتر بیمار شد و علیرغم درمان و بهبود موقتی یک ساله، اما تومور مغزی هم مثل همان غم از دست دادن لیلا دیگر رهایش نکرد، این چندماه اخیر و از پس جراحی دوم، دیگر دکتر ساعی آن دکتر ساعی همیشگی نبود، نمیتوانست با ما حرف بزند، نمیتوانست بدون کمک راه برود، نمیتوانست….نمیتوانست غم فرزند دوم را تاب بیاورد، از این یکی مطمئنم، چهل روز پیش که فاطمه هم مثل لیلا ناگهانی و بیدلیل از دنیا رفت و دیگر فرزندی برای دکتر باقی نماند، نفسم بند آمد که دکتر چطور قرار است با این مصیبت کنار بیاید، به دکتر ساعی مصیبت را نگفتیم، او در شرایطی نبود که مطلع شود، کسی هم خواست و توانش را نداشت که مطلعش کند، چهل روز گذشت و درست در شامگاه چهلمین روز، دکتر ساعی ناگهانی و در اثر ایست قلبی در منزلش از دنیا رفت.
فردا صبح قرار است اول بیاید با دانشگاه که مثل خانهاش بود وداع کند و بعد برود در قطعه ۳۰۵ بهشت زهرا کنار لیلا و فاطمهاش آرام بگیرد، از طرفی برای دکتر خوشحالم که از تمام این درد و مصیبت تحملناشدنی از دست دادن دو فرزند جوانش رها شد و از طرفی برای خودم و گروه جامعهشناسی بینهایت غمگینم، برای از دست دادن انسان اخلاقی و منصف و سلیمالنفسی که برای من و بسیاری دیگر از دانشجوهایش پدری کرد، با همان محبت و خیرخواهی بیچشمداشت یک پدر، برای از دست دادن استاد دلسوزی که اصلیترین و بنیانیترین دانستههایم در روش تحقیق را از او آموختهام، برای تجسم مسئولیتپذیری متعهدانهای که اسفند ۹۴ لیلایش در بیمارستان توی کما بود و دکتر آمده بود دانشگاه جلسهی دفاع از پایاننامه برگزار کند که کار دانشجو عقب نیفتد. همین شد که جرات نکردم مصاحبههای امروز را لغو کنم، مطمئنم که باهام دعوا میکرد که نباید حق و حقوق دانشجوها ضایع شود، تاریخ و ساعت اعلام کرده بودیم و مصیبت دیرهنگام دیشب فرصتی برای اطلاعرسانی لغو جلسه باقی نگذاشته بود، این شد که مجبور شدیم ماتمزده با عکس و سینی خرما روی میز جلسهی مصاحبه برگزار کنیم، کابوسوار و غیرواقعی اما پایبند به همان سنت و اصولی که دکتر ساعی گروه جامعهشناسی دانشگاه تربیت مدرس را بر آن بنا کرده و حفظ بود. روحش شاد و میراث و خاطرهاش ماندگار
http://baharvin.ir/wp-content/uploads/2025/07/dr.saee_.jpg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☑️ اگر زینب نبود....
سخنرانی کوتاه دکتر هاشم آقاجری در مراسم تشییع و بدرقهی مرحوم دکتر علی ساعی در دانشگاه تربیت مدرس
سخنرانی کوتاه دکتر هاشم آقاجری در مراسم تشییع و بدرقهی مرحوم دکتر علی ساعی در دانشگاه تربیت مدرس
فراخوانی برای مشارکت در تدوین یادنامهی دکتر ساعی
درگذشت زندهیاد دکتر علی ساعی، استاد اثرگذار گروه جامعهشناسی دانشگاه تربیت مدرس، برای همهی ما ناگهانی و غمانگیز بود. در طول سالیانی که ایشان در دانشگاه فعالیت داشتند، همکاران و دانشجویان بسیاری از کمکها و راهنماییهای ایشان در عرصهی زیست دانشگاهی خود بهرهمند شدهاند.
از اینرو، ما در گروه جامعهشناسی دانشگاه تربیتمدرس، قصد داریم یادنامهای برای ایشان تدوین کنیم تا گامی هرچند کوچک برای گرامیداشت یاد و خاطرهی ایشان برداریم.
بدین وسیله از همهی دانشجویان، همکاران و دوستداران ایشان دعوت میکنیم با ارسال مطالب خود در تدوین این یادنامه همکاری نمایند.
محورهای پیشنهادی:
جستارهایی با محوریت کارهای علمی دکتر ساعی (حداکثر 3000 کلمه)
سوگنوشتهها و خاطرات مرتبط با منش شخصی ایشان (حداکثر 1000 کلمه)
تصاویر یا دستخطها و دستنوشتههای منتشر نشده از استاد که ممکن است نزد بعضی از نزدیکان و دوستان و دانشجویان ایشان باشد.
لطفا نوشتههای خود را با فرمت word تا تاریخ ۲۰ مرداد ۱۴۰۴ به نشانی inmemoriam.dr.saei@gmail.com ارسال نمایید.
درگذشت زندهیاد دکتر علی ساعی، استاد اثرگذار گروه جامعهشناسی دانشگاه تربیت مدرس، برای همهی ما ناگهانی و غمانگیز بود. در طول سالیانی که ایشان در دانشگاه فعالیت داشتند، همکاران و دانشجویان بسیاری از کمکها و راهنماییهای ایشان در عرصهی زیست دانشگاهی خود بهرهمند شدهاند.
از اینرو، ما در گروه جامعهشناسی دانشگاه تربیتمدرس، قصد داریم یادنامهای برای ایشان تدوین کنیم تا گامی هرچند کوچک برای گرامیداشت یاد و خاطرهی ایشان برداریم.
بدین وسیله از همهی دانشجویان، همکاران و دوستداران ایشان دعوت میکنیم با ارسال مطالب خود در تدوین این یادنامه همکاری نمایند.
محورهای پیشنهادی:
جستارهایی با محوریت کارهای علمی دکتر ساعی (حداکثر 3000 کلمه)
سوگنوشتهها و خاطرات مرتبط با منش شخصی ایشان (حداکثر 1000 کلمه)
تصاویر یا دستخطها و دستنوشتههای منتشر نشده از استاد که ممکن است نزد بعضی از نزدیکان و دوستان و دانشجویان ایشان باشد.
لطفا نوشتههای خود را با فرمت word تا تاریخ ۲۰ مرداد ۱۴۰۴ به نشانی inmemoriam.dr.saei@gmail.com ارسال نمایید.
Forwarded from موسسه حامی علوم انسانی
🔴حامی با همکاری مدرسه مفید، نشر چشمه و مرکز حنیف برگزار میکند.
✅ دومین همایش معرفی رشتههای علوم انسانی و اجتماعی برای دانشآموزان
این همایش با هدف کمک به انتخاب آگاهانه مسیر تحصیلی در حوزه علوم انسانی و اجتماعی برای دانشآموزان در سه بخش برگزار میشود:
1️⃣ ارایه اساتید
توضیح اساتید برجسته با محوریت اهمیت و تاثیر، فرصتهای تحصیلی و پژوهشی و چالشهای هر رشته علوم انسانی.
2️⃣ کارگاههای تعاملی
کارگاههای همزمان و موازی برای هر رشته.
دانشآموزان بر اساس علاقه در کارگاه موردنظر خود شرکت میکنند. تسهیلگری کارگاهها توسط جمعی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی و نخبگان علوم انسانی انجام میشود.
3️⃣ میزگرد فرصتهای شغلی در علوم انسانی
ارائه دو نفر از اساتید پیرامون فرصتهای شغلی در علوم انسانی
🗓 اطلاعات تکمیلی، شامل نام مدرسان هر کارگاه و برنامه زمانبندی دقیق، متعاقبا اعلام میشود.
🗓 پنجشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۹ تا ۱۸
📍ویژه دانشآموزان پایه یازدهم و دوازدهم
📭 مرزداران، خیابان حضرت ابوالفضل، بوستان سوم غربی، دبستان پسرانه مفید۲، سالن همایش
🔗ثبتنام از طریق لینک زیر یا QRcode روی پوستر
https://evnd.co/HaS0V
✅ دومین همایش معرفی رشتههای علوم انسانی و اجتماعی برای دانشآموزان
این همایش با هدف کمک به انتخاب آگاهانه مسیر تحصیلی در حوزه علوم انسانی و اجتماعی برای دانشآموزان در سه بخش برگزار میشود:
1️⃣ ارایه اساتید
توضیح اساتید برجسته با محوریت اهمیت و تاثیر، فرصتهای تحصیلی و پژوهشی و چالشهای هر رشته علوم انسانی.
2️⃣ کارگاههای تعاملی
کارگاههای همزمان و موازی برای هر رشته.
دانشآموزان بر اساس علاقه در کارگاه موردنظر خود شرکت میکنند. تسهیلگری کارگاهها توسط جمعی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی و نخبگان علوم انسانی انجام میشود.
3️⃣ میزگرد فرصتهای شغلی در علوم انسانی
ارائه دو نفر از اساتید پیرامون فرصتهای شغلی در علوم انسانی
🗓 اطلاعات تکمیلی، شامل نام مدرسان هر کارگاه و برنامه زمانبندی دقیق، متعاقبا اعلام میشود.
🗓 پنجشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۹ تا ۱۸
📍ویژه دانشآموزان پایه یازدهم و دوازدهم
📭 مرزداران، خیابان حضرت ابوالفضل، بوستان سوم غربی، دبستان پسرانه مفید۲، سالن همایش
🔗ثبتنام از طریق لینک زیر یا QRcode روی پوستر
https://evnd.co/HaS0V
✅ جنگ ۱۲ روزه: شکست یا احیای بازدارندگی؟
@baharvin
برخلاف آنچه در یادداشت قبلی (+) پیشبینی کرده بودم جنگ شد. در متن فعلی میخواهم به این بپردازم که کدام فرضهای تحلیلی منجر به این خطای پیشبینی شد؛ به عبارت دیگر، کدام وجوهی از واقعیت نادیده گرفته شده بود که منجر به عدم پیشبینی درگیری نظامی میان ایران و اسراییل شد. در نهایت تلاش میکنم به این پرسش پاسخ دهم که در دستگاه تحلیلی مورد بحث کدام فرضها همچنان معتبر است و کدام فرضها باید بنابر خطای رخ داده مورد بازنگری و تجدیدنظر قرار گیرند و بنابراین دستگاه تحلیلی بازنگری شده، پیشبینیام از آینده چه خواهد بود؟
پینوشت: این متن با تاخیر بسیار منتشر میشود، شروعش در همان دو سه هفتهی بعد از جنگ بود اما مصیبت از دست دادن دکتر ساعی و ماجرای طاقتفرسای اسبابکشی اتمام و انتشارش را تا به امروز به تعویق انداخت. همچنان فکر میکنم هم متن قبلی و هم این متن نیازمند تکلمهای است بر محور پاسخ به این سوال که اصلا مسالهی جمهوری اسلامی با جهان و در راسشان غرب چیست؟ چرا به قول دوستان ایران نمیتواند و نباید کشوری نرمال مشابه دیگر کشورها باشد؟ مساله صرفا بر سر چسبیدن به پوستهای نخنما و بیحاصل از ایدئولوژی است یا واقعیتی اصیلتر و پایدارتر در میان است. امیدوارم به زودی بتوانم متن مربوط به این پرسش را هم بنویسم و منتشر کنم.
@baharvin
برخلاف آنچه در یادداشت قبلی (+) پیشبینی کرده بودم جنگ شد. در متن فعلی میخواهم به این بپردازم که کدام فرضهای تحلیلی منجر به این خطای پیشبینی شد؛ به عبارت دیگر، کدام وجوهی از واقعیت نادیده گرفته شده بود که منجر به عدم پیشبینی درگیری نظامی میان ایران و اسراییل شد. در نهایت تلاش میکنم به این پرسش پاسخ دهم که در دستگاه تحلیلی مورد بحث کدام فرضها همچنان معتبر است و کدام فرضها باید بنابر خطای رخ داده مورد بازنگری و تجدیدنظر قرار گیرند و بنابراین دستگاه تحلیلی بازنگری شده، پیشبینیام از آینده چه خواهد بود؟
پینوشت: این متن با تاخیر بسیار منتشر میشود، شروعش در همان دو سه هفتهی بعد از جنگ بود اما مصیبت از دست دادن دکتر ساعی و ماجرای طاقتفرسای اسبابکشی اتمام و انتشارش را تا به امروز به تعویق انداخت. همچنان فکر میکنم هم متن قبلی و هم این متن نیازمند تکلمهای است بر محور پاسخ به این سوال که اصلا مسالهی جمهوری اسلامی با جهان و در راسشان غرب چیست؟ چرا به قول دوستان ایران نمیتواند و نباید کشوری نرمال مشابه دیگر کشورها باشد؟ مساله صرفا بر سر چسبیدن به پوستهای نخنما و بیحاصل از ایدئولوژی است یا واقعیتی اصیلتر و پایدارتر در میان است. امیدوارم به زودی بتوانم متن مربوط به این پرسش را هم بنویسم و منتشر کنم.
Telegraph
جنگ ۱۲ روزه: شکست یا احیای بازدارندگی؟
برخلاف آنچه در یادداشت قبلی (+) پیشبینی کرده بودم جنگ شد، در متن فعلی میخواهم به این بپردازم که کدام فرضهای تحلیلی منجر به این خطای پیشبینی شد، به عبارت دیگر، کدام وجوهی از واقعیت نادیده گرفته شده بود که منجر به عدم پیشبینی درگیری نظامی میان ایران…
✅ با لباس عروسیام چه کار کنم؟ مساله این است
این یک پست بیات شده است، نیمهی تیر که مینوشتماش هنوز مصیبت از دست دادن دکتر ساعی پیش نیامده بود و فرآیند پرماجرای اسبابکشی روی دور تند و نفسگیر بعدش نیفتاده بود، الان حدود دو ماهی از آن روزها گذشته است و گرچه هنوز پنجرهها پرده ندارند اما آنقدر آرام و قرار پیدا کردهام که بنشینم این متنهای بیات شده را مرور کنم و با انتشارشان یک بار هرچند کوچک از حجم تلنبار شدهی کارهای توی ذهنم بردارم.
این یک پست بیات شده است، نیمهی تیر که مینوشتماش هنوز مصیبت از دست دادن دکتر ساعی پیش نیامده بود و فرآیند پرماجرای اسبابکشی روی دور تند و نفسگیر بعدش نیفتاده بود، الان حدود دو ماهی از آن روزها گذشته است و گرچه هنوز پنجرهها پرده ندارند اما آنقدر آرام و قرار پیدا کردهام که بنشینم این متنهای بیات شده را مرور کنم و با انتشارشان یک بار هرچند کوچک از حجم تلنبار شدهی کارهای توی ذهنم بردارم.
Telegraph
با لباس عروسیام چه کار کنم؟ مساله این است
۱۷ سال گذشته است و لابد اگر امروز کسی بپوشدش به بینندگان حس بیرون آمدن از عکسهای قدیمی را میدهد، این است که نه میشود اهداءاش کرد نه میشود فروخت، همینطور مانده روی دستم و نمیدانم باهاش چه کار کنم، ببرم بگذارم سر کوچه؟ یکطور ناجوری نیست آدم لباس عروساش…
Forwarded from مدرسه روش
"مدرسه تابستانه روش: طراحی تحقیق در علوم اجتماعی"
💢 اساتید دوره:
🔸روحالله هنرور
(دکتری سیستمهای اطلاعاتی مدرسه اقتصاد و علوم سیاسی لندن)
🔹️ یاسر خوشنویس
(دکتری فلسفه علم و فناوری پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)
🔸️ مسعود شادنام
(دکتری مدیریت و مطالعات سازمان دانشگاه سایمون فریزر)
🔹️ مرضیه ثقفیان
(پستدکتری مدیریت دانشگاه استنفورد)
🔸 بهاره آروین
(دکتری جامعهشناسی دانشگاه تهران)
🔹 مهدی نادی
(دانشجوی دکتری روشهای کمی، سنجش و آمار دانشگاه کالیفرنیا)
💢 محتوای دوره:
کارگاههای مهارتی:
۱- مرور ادبیات
٢- مطالعه و تفکر انتقادی
٣- درک و تحلیل مقالات کمی و کیفی
۴- پروپوزال نویسی
چارچوب روششناسی:
۱- مبانی طراحی تحقیق
۲- توسعه سوال تحقیق
۳- معرفی روشهای تحقیق کمی و کیفی
مباحث بنیادین:
۱- تاریخ و فلسفه علم
۲- دینامیک علم و نظریه پردازی
۳- رابطه نظریه و پژوهش
❇️ ظرفیت: ۱۵ نفر
❇️ هزینه: ۳ میلیون تومان (ثبتنام اولیه رایگان است و پرداخت پس از بررسی فرم ثبتنام کنندگان خواهد بود.)
❗️بارگذاری فایل "چکیده یک پاراگرافی از ایده تحقیق" در فرم ثبتنام ضروری است.
🔗ثبتنام
ارتباط با ما:
@MethodsAdminist
💢 اساتید دوره:
🔸روحالله هنرور
(دکتری سیستمهای اطلاعاتی مدرسه اقتصاد و علوم سیاسی لندن)
🔹️ یاسر خوشنویس
(دکتری فلسفه علم و فناوری پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)
🔸️ مسعود شادنام
(دکتری مدیریت و مطالعات سازمان دانشگاه سایمون فریزر)
🔹️ مرضیه ثقفیان
(پستدکتری مدیریت دانشگاه استنفورد)
🔸 بهاره آروین
(دکتری جامعهشناسی دانشگاه تهران)
🔹 مهدی نادی
(دانشجوی دکتری روشهای کمی، سنجش و آمار دانشگاه کالیفرنیا)
💢 محتوای دوره:
کارگاههای مهارتی:
۱- مرور ادبیات
٢- مطالعه و تفکر انتقادی
٣- درک و تحلیل مقالات کمی و کیفی
۴- پروپوزال نویسی
چارچوب روششناسی:
۱- مبانی طراحی تحقیق
۲- توسعه سوال تحقیق
۳- معرفی روشهای تحقیق کمی و کیفی
مباحث بنیادین:
۱- تاریخ و فلسفه علم
۲- دینامیک علم و نظریه پردازی
۳- رابطه نظریه و پژوهش
❇️ ظرفیت: ۱۵ نفر
❇️ هزینه: ۳ میلیون تومان (ثبتنام اولیه رایگان است و پرداخت پس از بررسی فرم ثبتنام کنندگان خواهد بود.)
❗️بارگذاری فایل "چکیده یک پاراگرافی از ایده تحقیق" در فرم ثبتنام ضروری است.
🔗ثبتنام
ارتباط با ما:
@MethodsAdminist
✅ لحظهی بازشناختن
نمیخواستم بدانم ولی حالا دیگر میدانم
@baharvin
ناخودآگاه بغض کردم، یاد تمام آن لحظات عمیقا اندوهناکی افتادم که ناگهان واقعیت با وضوحی کورکننده خودش را آشکار کرده بود و من مبهوت آن مقاوت و انکاری شده بودم که باعث شده بود واقعیت مدتی طولانی جلوی چشمام باشد اما نبینمش چون لابد "نمیخواستم بدانم"، شاید چون در سطحی ناخودآگاه حس کرده بودم واقعیت فراتر از حد تحملم ترسناک یا دردناک است ولی عاقبت ناگزیر به دانستناش شده بودم وقتی بالاخره آن شاهد موثق در نقش چوپان نمایشنامهی سوفوکل از راه رسیده بود و راه گریزی برای ادیپ جز دانستن واقعیت، بازشناختن آن درواقع، باقی نگذاشته بود.
«نمیخواستم بدانم ولی حالا دیگر میدانم، در دل این نمیخواستم بدانم، یک جور از قبل میدانستم نهفته است، تغییر بنیادین ناشی از بازشناختن فقط با انباشت دانش ممکن میشود، دانشی که داشتهایم اما با آن رودررو نشدهایم… بااینحساب بازشناختن یعنی ادراک روشن چیزی که آنرا - در سطحی- از اول هم میدانستهای اما شاید نمیخواستهای بدانی…
ارسطو این لحظهی بازشناختن را آناگنوریسیس مینامد، لحظهای که اسرار هویدا میشود، هر چیزی که خیال میکردهایم میدانیم زیر و زبر میشود و با اینحال همهچیز جور در میآید.»
برای من خواندن این کتاب، فارغ از بینشهای درخشان و عمیق و آرامشبخشی که در مورد موضوع اصلیاش، فلسطین، داشت و در متن دیگری بهش خواهم پرداخت، این مبحث "بازشناختن" به طور خاص پیوندی شخصی با تجربیات اخیرم در جلسات تراپی داشت، انگار این جمله "نمیخواستم بدانم ولی حالا دیگر میدانم" شاهبیت جلسات تراپی باشد، انکار و مقاومتی در برابر دانستن که آشناترین کنش در اتاق درمان است، اما چنانکه نویسنده به درستی میگوید «حتی انکار هم بر نوعی شناخت مبتنی است، انکار یعنی روگردانی عامدانه از دانشی ویرانگر، شاید از سر ترس» یا درد.
نویسنده به درستی میگوید که این لحظهی بازشناختن عمدتا لحظهای تراژیک است و درعینحال رایجترین شکل رخداد آن در ادبیات و رمان و سینماست که دستمایهی قصهگویی و روایت داستانی قرار میگیرد.
«در تراژدی هم مثل رمان و مثل زندگی، زور انسان به دست سرنوشت یا شرایط محیطی یا بخت و اقبال نمیرسد. این نیروها که میشود اسمشان را «خدایان» بگذاریم خودرای، فهمناپذیر و بیانصافاند. مثلا اوضاع ادیپ بینوا هیچ منصفانه نبود: آخر از کجا باید می فهمید که یوکاسته مادرش است؟»
این لحظههای بازشناختن تراژیک دستمایهی اصلی روایت داستانی هستند چون به قول نویسنده «خود خواننده مشتاقانه این دگرگونی تراژیک را طلب می کند، چون داستان میتواند «مبهوتمان کند، آرامشمان را برهم بزند، و ادارکمان را به شیوهای تغییر دهد که گونههای دیگر به کارگیری زبان از پساش برنمیآیند». اما «آنچه در داستان لذتبخش و زیباست خیلیوقتها در زندگی واقعی، ترسناک است» و به همین دلیل این لحظهی بازشناختن که در روایتها داستانی مکرر و معمول است در زندگی واقعی به ندرت و در موقعیتهایی خاص رخ میدهد.
«نمیخواستم بدانم ولی حالا دیگر میدانم»، تکراری نمیشود، هربار که زیر لب تکرارش میکنم اشک توی چشمهایم جمع میشود.
نمیخواستم بدانم ولی حالا دیگر میدانم
@baharvin
ناخودآگاه بغض کردم، یاد تمام آن لحظات عمیقا اندوهناکی افتادم که ناگهان واقعیت با وضوحی کورکننده خودش را آشکار کرده بود و من مبهوت آن مقاوت و انکاری شده بودم که باعث شده بود واقعیت مدتی طولانی جلوی چشمام باشد اما نبینمش چون لابد "نمیخواستم بدانم"، شاید چون در سطحی ناخودآگاه حس کرده بودم واقعیت فراتر از حد تحملم ترسناک یا دردناک است ولی عاقبت ناگزیر به دانستناش شده بودم وقتی بالاخره آن شاهد موثق در نقش چوپان نمایشنامهی سوفوکل از راه رسیده بود و راه گریزی برای ادیپ جز دانستن واقعیت، بازشناختن آن درواقع، باقی نگذاشته بود.
«نمیخواستم بدانم ولی حالا دیگر میدانم، در دل این نمیخواستم بدانم، یک جور از قبل میدانستم نهفته است، تغییر بنیادین ناشی از بازشناختن فقط با انباشت دانش ممکن میشود، دانشی که داشتهایم اما با آن رودررو نشدهایم… بااینحساب بازشناختن یعنی ادراک روشن چیزی که آنرا - در سطحی- از اول هم میدانستهای اما شاید نمیخواستهای بدانی…
ارسطو این لحظهی بازشناختن را آناگنوریسیس مینامد، لحظهای که اسرار هویدا میشود، هر چیزی که خیال میکردهایم میدانیم زیر و زبر میشود و با اینحال همهچیز جور در میآید.»
برای من خواندن این کتاب، فارغ از بینشهای درخشان و عمیق و آرامشبخشی که در مورد موضوع اصلیاش، فلسطین، داشت و در متن دیگری بهش خواهم پرداخت، این مبحث "بازشناختن" به طور خاص پیوندی شخصی با تجربیات اخیرم در جلسات تراپی داشت، انگار این جمله "نمیخواستم بدانم ولی حالا دیگر میدانم" شاهبیت جلسات تراپی باشد، انکار و مقاومتی در برابر دانستن که آشناترین کنش در اتاق درمان است، اما چنانکه نویسنده به درستی میگوید «حتی انکار هم بر نوعی شناخت مبتنی است، انکار یعنی روگردانی عامدانه از دانشی ویرانگر، شاید از سر ترس» یا درد.
نویسنده به درستی میگوید که این لحظهی بازشناختن عمدتا لحظهای تراژیک است و درعینحال رایجترین شکل رخداد آن در ادبیات و رمان و سینماست که دستمایهی قصهگویی و روایت داستانی قرار میگیرد.
«در تراژدی هم مثل رمان و مثل زندگی، زور انسان به دست سرنوشت یا شرایط محیطی یا بخت و اقبال نمیرسد. این نیروها که میشود اسمشان را «خدایان» بگذاریم خودرای، فهمناپذیر و بیانصافاند. مثلا اوضاع ادیپ بینوا هیچ منصفانه نبود: آخر از کجا باید می فهمید که یوکاسته مادرش است؟»
این لحظههای بازشناختن تراژیک دستمایهی اصلی روایت داستانی هستند چون به قول نویسنده «خود خواننده مشتاقانه این دگرگونی تراژیک را طلب می کند، چون داستان میتواند «مبهوتمان کند، آرامشمان را برهم بزند، و ادارکمان را به شیوهای تغییر دهد که گونههای دیگر به کارگیری زبان از پساش برنمیآیند». اما «آنچه در داستان لذتبخش و زیباست خیلیوقتها در زندگی واقعی، ترسناک است» و به همین دلیل این لحظهی بازشناختن که در روایتها داستانی مکرر و معمول است در زندگی واقعی به ندرت و در موقعیتهایی خاص رخ میدهد.
«نمیخواستم بدانم ولی حالا دیگر میدانم»، تکراری نمیشود، هربار که زیر لب تکرارش میکنم اشک توی چشمهایم جمع میشود.
اطراف
بازشناختن غریبه - اطراف
ایزابلا حماد | الهام شوشتریزاده «فلسطینیگرایی نوعی وضعیتِ غربتنشینی مزمن است؛ غربتنشینی به مثابهٔ رنج و همچنین غربتنشینی به مثابهٔ موضعی اخلاقی. جدا ماندن از گروه ضمنِ احترام به همخونیِ خود با آن؛ سر کردن میان تنهایی و همراهی با دیگران؛ همیشه اندکی…
Forwarded from انجمن جامعه شناسی ایران
سلسله نشستهای انجمن جامعهشناسی ایران
با همکاری
دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
در موضوع
«بازخوانی اجتماعی جنگ ۱۲ روزه»
با حضور:
۱- بهاره آروین (جامعه شناسی)
۲- محمد فاضلی (جامعهشناسی)
۳-جواد کاشی (علوم سیاسی)
۴- محمد ملاعباسی (جامعهشناسی)
دبیر نشست: سمیه توحیدلو
دوشنبه ۷ مهرماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۶ الی ۱۸
نشستها به صورت زنده از آدرس اینترنتی اینستاگرام و آپارات انجمن جامعهشناسی ایران پخش خواهد شد.
آدرس صفحه اینستاگرام انجمن جامعهشناسی: @isa13_99
آدرس صفحه آپارات انجمن جامعهشناسی:
https://www.aparat.com/Iran_sociology
@iran_sociology
#انجمن_جامعه_شناسی_ایران
با همکاری
دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
در موضوع
«بازخوانی اجتماعی جنگ ۱۲ روزه»
نشست نهم: جنگ و پساجنگ
با حضور:
۱- بهاره آروین (جامعه شناسی)
۲- محمد فاضلی (جامعهشناسی)
۳-جواد کاشی (علوم سیاسی)
۴- محمد ملاعباسی (جامعهشناسی)
دبیر نشست: سمیه توحیدلو
دوشنبه ۷ مهرماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۶ الی ۱۸
نشستها به صورت زنده از آدرس اینترنتی اینستاگرام و آپارات انجمن جامعهشناسی ایران پخش خواهد شد.
آدرس صفحه اینستاگرام انجمن جامعهشناسی: @isa13_99
آدرس صفحه آپارات انجمن جامعهشناسی:
https://www.aparat.com/Iran_sociology
@iran_sociology
#انجمن_جامعه_شناسی_ایران
...حالا که فکرش را میکنم...| بهاره آروین
☑️ برای دکتر ساعی عزیز، استاد و همکاری که در دانشگاه برایم مثل پدر بود برای لیلا و فاطمه که هر دو زودتر از پدرومادرشان پر کشیدند و برای نسرین خانم، همسر دکتر ساعی، مادر داغدار دو فرزند و تجسم زندهی صبر و ایمان همه چیز امروز زیادی عجیب و غیرواقعی بود، عکس…
☑️ اتاق طبقه چهارم
@baharvin
▪️از همه جا که رانده میشدم، عقلم که به جایی قد نمیداد، پناهم اتاق طبقه چهارم دانشکده بود، اتاق دکتر ساعی، اتاقی کوچک و گرم، خیلی گرم آنقدر که بارها به شوخی بهش میگفتیم دکتر اینجا دیگر رسما سوناست و او هم با خنده تایید میکرد:) آن اتاق گرم با همان لبخند گشودهی دکتر که آدم را دعوت به نشستن میکرد، با همان لیوانهای پاکیزهای که دکتر اصرار داشت هربار خودش درشان برای مهمان اتاق چای تازهدم بیاورد، حالا هرچقدر هم که ادم ابراز شرمندگی میکرد و درخواست که حداقل بگذارید چای را دیگر خودم بیاورم، دکتر اما راضی نمیشد، چای مخصوص و خوش طعم را خودش برای مهمان میآورد در همان لیوانهای شیشهای که از خانه آورده بود و همیشه خودش بعد از استفاده خیلی تمیز میشست و آدم را شرمندهتر میکرد.
▪️روزهای زیادی روی صندلی فلزی آن اتاق نشستم و دکتر ساعی با آن لحن آرام و شمرده ذهنم را روشن کرد، بارهای زیادی از اتاق که میآمدم بیرون، نفسم جا آمده بود، تکلیفم روشن شده بود، آرام و قرار گرفته بودم، دلم قرص شده بود که تنها نیستم و پشت و پناه دارم.
▪️روزهای زیادی با همکاران در همان یک گله جای اتاق که سجادهی دکتر هم به زور درش پهن میشد، نشسته و گپ زده بودیم، روی همان صندلیهای فلزی و مبل قرمز کوچک و تکنفرهی کنار پنجره که وقتی تعداد زیاد میشد بالاخره یکیمان رویاش مینشست… خاطرات زیادی هست، خاطراتی دلنشین از روزهای خوش از دست رفته...
▪️فردا ظهر، دوشنبه هفتم مهر، ساعت ۱۲:۳۰ ما، یعنی همهی کسانی که از اتاق طبقهی چهارم خاطره داریم، میخواهیم در کنار همکاران و دانشجویان و همسر دکتر ساعی برویم و آخرین تصویر و خاطرهمان از اتاق طبقه چهارم را ثبت کنیم، جای خالی دکتر را در کنار یادداشتها و کتابها و پژوهشها و…لیوانها، جای خالیای که هرگز پر نمیشود با همهی آن صمیمت و محبت پدرانهی پرحجمی که از درودیوارهای آن اتاق سرازیر بود و من مطمئنم تا سالها، وقتی از آسانسور طبقهی چهارم بیرون بیایم، ناخودآگاه همچنان پاهایم را سمت راهروی شمالی میکشد، به سمت اتاق دکتر ساعی، جایی که ده پانزده سال از جوانیام پناه و مشکلگشای سردرگمیها و استیصال جوانانهام بود.
پینوشت: مراسم یادبود و گرامیداشت خاطرهی دکتر ساعی را به همراه رونمایی از یادنامهای که حاوی نوشتههای دوستان و همکاران و دانشجویان دربارهی اوست، برای اواخر مهر ماه برنامهریزی کردهایم که در وقت خودش اطلاعرسانی خواهد شد. یکبار دیگر از همهی کسانی که یاد و خاطرهای هرچند کوتاه از دکتر ساعی دارند دعوت میکنم حداکثر تا نیمهی مهرماه این یاد و خاطرات دلنشین را مکتوب کنند و به آدرس inmemoriam.dr.saei@gmail.com ارسال کنند تا در یادنامهای که آخرین مراحل تدوین را طی میکند جای گیرد و ماندگار شود.
@baharvin
▪️از همه جا که رانده میشدم، عقلم که به جایی قد نمیداد، پناهم اتاق طبقه چهارم دانشکده بود، اتاق دکتر ساعی، اتاقی کوچک و گرم، خیلی گرم آنقدر که بارها به شوخی بهش میگفتیم دکتر اینجا دیگر رسما سوناست و او هم با خنده تایید میکرد:) آن اتاق گرم با همان لبخند گشودهی دکتر که آدم را دعوت به نشستن میکرد، با همان لیوانهای پاکیزهای که دکتر اصرار داشت هربار خودش درشان برای مهمان اتاق چای تازهدم بیاورد، حالا هرچقدر هم که ادم ابراز شرمندگی میکرد و درخواست که حداقل بگذارید چای را دیگر خودم بیاورم، دکتر اما راضی نمیشد، چای مخصوص و خوش طعم را خودش برای مهمان میآورد در همان لیوانهای شیشهای که از خانه آورده بود و همیشه خودش بعد از استفاده خیلی تمیز میشست و آدم را شرمندهتر میکرد.
▪️روزهای زیادی روی صندلی فلزی آن اتاق نشستم و دکتر ساعی با آن لحن آرام و شمرده ذهنم را روشن کرد، بارهای زیادی از اتاق که میآمدم بیرون، نفسم جا آمده بود، تکلیفم روشن شده بود، آرام و قرار گرفته بودم، دلم قرص شده بود که تنها نیستم و پشت و پناه دارم.
▪️روزهای زیادی با همکاران در همان یک گله جای اتاق که سجادهی دکتر هم به زور درش پهن میشد، نشسته و گپ زده بودیم، روی همان صندلیهای فلزی و مبل قرمز کوچک و تکنفرهی کنار پنجره که وقتی تعداد زیاد میشد بالاخره یکیمان رویاش مینشست… خاطرات زیادی هست، خاطراتی دلنشین از روزهای خوش از دست رفته...
▪️فردا ظهر، دوشنبه هفتم مهر، ساعت ۱۲:۳۰ ما، یعنی همهی کسانی که از اتاق طبقهی چهارم خاطره داریم، میخواهیم در کنار همکاران و دانشجویان و همسر دکتر ساعی برویم و آخرین تصویر و خاطرهمان از اتاق طبقه چهارم را ثبت کنیم، جای خالی دکتر را در کنار یادداشتها و کتابها و پژوهشها و…لیوانها، جای خالیای که هرگز پر نمیشود با همهی آن صمیمت و محبت پدرانهی پرحجمی که از درودیوارهای آن اتاق سرازیر بود و من مطمئنم تا سالها، وقتی از آسانسور طبقهی چهارم بیرون بیایم، ناخودآگاه همچنان پاهایم را سمت راهروی شمالی میکشد، به سمت اتاق دکتر ساعی، جایی که ده پانزده سال از جوانیام پناه و مشکلگشای سردرگمیها و استیصال جوانانهام بود.
پینوشت: مراسم یادبود و گرامیداشت خاطرهی دکتر ساعی را به همراه رونمایی از یادنامهای که حاوی نوشتههای دوستان و همکاران و دانشجویان دربارهی اوست، برای اواخر مهر ماه برنامهریزی کردهایم که در وقت خودش اطلاعرسانی خواهد شد. یکبار دیگر از همهی کسانی که یاد و خاطرهای هرچند کوتاه از دکتر ساعی دارند دعوت میکنم حداکثر تا نیمهی مهرماه این یاد و خاطرات دلنشین را مکتوب کنند و به آدرس inmemoriam.dr.saei@gmail.com ارسال کنند تا در یادنامهای که آخرین مراحل تدوین را طی میکند جای گیرد و ماندگار شود.
Telegram
...حالا که فکرش را میکنم...| بهاره آروین
فراخوانی برای مشارکت در تدوین یادنامهی دکتر ساعی
درگذشت زندهیاد دکتر علی ساعی، استاد اثرگذار گروه جامعهشناسی دانشگاه تربیت مدرس، برای همهی ما ناگهانی و غمانگیز بود. در طول سالیانی که ایشان در دانشگاه فعالیت داشتند، همکاران و دانشجویان بسیاری از کمکها…
درگذشت زندهیاد دکتر علی ساعی، استاد اثرگذار گروه جامعهشناسی دانشگاه تربیت مدرس، برای همهی ما ناگهانی و غمانگیز بود. در طول سالیانی که ایشان در دانشگاه فعالیت داشتند، همکاران و دانشجویان بسیاری از کمکها…
Forwarded from انجمن جامعه شناسی ایران
کنکاش_های_مفهومی_و_نظری_درباره_جامعه_ایران_۵.pdf
1.3 MB
برنامه تفصیلی همایش کنکاشهای مفهومی و نظری در جامعه ایران
دوشنبه الی پنجشنبه
۱۴-۱۷ مهرماه
دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
📣 لازم به ذکر است برای عزیزانی که علاقمندند به شکل برخط در جلسات حضور داشته باشند، لینک هر جلسه در فایل بالا قرار داده شده است.
@iran_sociology
#انجمن_جامعه_شناسی_ایران
دوشنبه الی پنجشنبه
۱۴-۱۷ مهرماه
دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
📣 لازم به ذکر است برای عزیزانی که علاقمندند به شکل برخط در جلسات حضور داشته باشند، لینک هر جلسه در فایل بالا قرار داده شده است.
@iran_sociology
#انجمن_جامعه_شناسی_ایران
✅ برای حفظ نهادمندی و سنت
درباره ضرورت مشارکت در انتخابات انجمن جامعه شناسی ایران
@baharvin
🔷 از دیروز انتخابات هیات مدیره انجمن جامعهشناسی ایران به صورت مجازی در حال برگزاری است و تا فردا، پنجشنبه ۱۷ مهر همزمان با برگزاری مجمع عمومی انجمن ادامه خواهد یافت (+)
🔶 تا جاییکه میدانم انجمن جامعهشناسی ایران به لحاظ تعداد اعضا بزرگترین انجمن علمی ایران است که مجمع عمومی و انتخابات آن هر سه سال یکبار با مشارکت چندصدنفر برگزار میشود. مشارکتی که از میزان مشارکت در انتخابات بسیاری از تشکلها و احزاب شناخته شده بیشتر است.
🔶 سه سال پیش که برخی دوستان و همکاران باسابقهی انجمن پیشنهاد کاندیداتوری و عضویت در هیات مدیره انجمن را با من طرح کردند، به واقعیت مخاطرات و دشواریهای فعالیت انجمن در آن سال و سالهای پیش رو در آن زمان اشاره و تاکید کردند که حفظ نهاد انجمن در آن شرایط سخت نیازمند حضور و مشارکت کسانی همسو با سنت انجمن است که به اهمیت و ارزش این سنت آگاه باشند و در جهت حفظ آن تلاش کنند.
🔶 در آن سالها هنوز از فعالیت چهارساله در شورای شهر خسته بودم و میخواستم کمی از کارهای جمعی فاصله بگیرم و در کنج خلوت دانشگاه به کار و فعالیت فردی بپردازم با اینحال احساس دین به انجمن جامعهشناسی باعث شد پیشنهاد دوستان را بپذیرم و با کسب اعتماد اعضای انجمن در انتخابات هیات مدیره یازدهم، سه سال گذشته را به فعالیت در هیات مدیره این نهاد ارزشمند بپردازم.
🔶 حقیقتا سالهای سخت و نفسگیری بود، اثرات کرونا در محدودیت فعالیتها هنوز از بین نرفته بود که محدودیتهای عجیب و غریب سیاسی هم قوز بالای قوز شد و شرایط به گونهای شد که انجمن از هر گونه برگزاری جلسه و نشست در دفتر خودش در دانشکده علوم اجتماعی منع شد. این محدودیتها از سمت نهادهای رسمی در شرایطی بود که تلاطمهای سال ۴۰۱ در سطح جامعه هم سطحی از مطالبات را از فعالیت انجمن انتظار میکشید که در پیوند با محدودیتهای نهادهای رسمی مثل دو تیغهی قیچی عمل میکرد. این شد که در سال ۴۰۱ و ۴۰۲ عمدهی انرژی و توان اعضای هیات مدیره صرف ادامه حیات بر لبهی تیغ و حفظ نهاد انجمن علیرغم همهی تضییقات و محدودیتها و انتظارات شد.
🔶 به نظرم آنچه این حیات در شرایط سخت و نفسگیر را امکانپذیر کرد همان نهادمندیای بود که باعث میشد در همان خفقان سال ۴۰۲ نیز روز ملی علوم اجتماعی با مشارکتی عجیب و خیرهکننده در خانه اندیشمندان همراه با دهها نشست در دفاتر انجمن در دانشگاههای سراسر کشور در هفتهی علوم اجتماعی برگزار شود یا همایش دو سالانهی پژوهشهای فرهنگی و اجتماعی در اسفند ۴۰۲ با برگزاری دهها پنل و سخنرانی در حوزههای مختلف برگزار شود.
🔶 سال ۴۰۳ که کمکم فضای نفس کشیدن و فعالیت گشودهتر شد، فعالیتهای انجمن نیز افزایش یافت و مطابق با سنت برگزاری مجامع عمومی و انتخابات انجمن، دورهی یازدهم فعالیت انجمن به همایش سه سالانهی کنکاشهای مفهومی و نظری درباره جامعه ایران ختم شده است که از روز دوشنبه ۱۴ مهر در دانشکده علوم اجتماعی در حال برگزاری است (+).
🔶 در سه سالی که گذشت من به ندرت در عرصه عمومی از جایگاه عضو هیات مدیره انجمن یا نایب رئیس آن که سمت رسمیام بود، سخن گفتم، حتی در دو همایش انجمن در این دوره نیز سخنرانی و ارایهای نداشتم چون به نظرم میرسید ما عضو هیات مدیره نشدهایم که برای خودمان پنل و سخنرانی ترتیب دهیم، عضو هیات مدیره شدهایم که فضا را برای فعالیت بیشترین تعداد جامعهشناسان با بیشترین تنوع رویکرد نظری و پژوهشی فراهم کنیم. من به یاد نمیآورم هیچیک از روسای انجمن جامعهشناسی، انجمن را تریبون بیان نظرات و تحلیلهای شخصی یا سکوی شهرت و معروفیت فردی قرار دهند، همهی آنها علیرغم سوابق علمی جدی، خود را در خدمت حفظ و ارتقای نهاد انجمن قرار دادند به جای اینکه انجمن را ابزار پیشبرد خواست و منفعت شخصیشان قرار دهند. و البته این سنت انجمن جامعهشناسی است، جایی که در آن فرد در خدمت نهاد است نه نهاد در خدمت فرد.
🔶 هرچقدر مشارکت اعضای انجمن در مجمع و انتخابات هیات مدیره گستردهتر و پرشورتر باشد، ریشههای این نهاد و سنتهایش قدرتمندتر و عمیقتر خواهد شد. به همین دلیل از همهی دوستان و همکاران جامعهشناس دعوت میکنم هرچه در توان دارند را برای مشارکت گستردهتر در مجمع و انتخابات انجمن به کار گیرند چراکه نهاد ارزشمند انجمن از معدود نهادهای جامعه است که توانسته است در کوران حوادث و فراز و فرودهای سیاسی نهادمندی و سنتاش را با همین مشارکت و فعالیت اعضایش حفظ کند.
🔷 برای حفظ این نهاد و سنتهای ارزشمندش، در مجمع عمومی و انتخابات هیات مدیره مشارکت کنیم و دیگران را نیز به این مشارکت فرابخوانیم.
درباره ضرورت مشارکت در انتخابات انجمن جامعه شناسی ایران
@baharvin
🔷 از دیروز انتخابات هیات مدیره انجمن جامعهشناسی ایران به صورت مجازی در حال برگزاری است و تا فردا، پنجشنبه ۱۷ مهر همزمان با برگزاری مجمع عمومی انجمن ادامه خواهد یافت (+)
🔶 تا جاییکه میدانم انجمن جامعهشناسی ایران به لحاظ تعداد اعضا بزرگترین انجمن علمی ایران است که مجمع عمومی و انتخابات آن هر سه سال یکبار با مشارکت چندصدنفر برگزار میشود. مشارکتی که از میزان مشارکت در انتخابات بسیاری از تشکلها و احزاب شناخته شده بیشتر است.
🔶 سه سال پیش که برخی دوستان و همکاران باسابقهی انجمن پیشنهاد کاندیداتوری و عضویت در هیات مدیره انجمن را با من طرح کردند، به واقعیت مخاطرات و دشواریهای فعالیت انجمن در آن سال و سالهای پیش رو در آن زمان اشاره و تاکید کردند که حفظ نهاد انجمن در آن شرایط سخت نیازمند حضور و مشارکت کسانی همسو با سنت انجمن است که به اهمیت و ارزش این سنت آگاه باشند و در جهت حفظ آن تلاش کنند.
🔶 در آن سالها هنوز از فعالیت چهارساله در شورای شهر خسته بودم و میخواستم کمی از کارهای جمعی فاصله بگیرم و در کنج خلوت دانشگاه به کار و فعالیت فردی بپردازم با اینحال احساس دین به انجمن جامعهشناسی باعث شد پیشنهاد دوستان را بپذیرم و با کسب اعتماد اعضای انجمن در انتخابات هیات مدیره یازدهم، سه سال گذشته را به فعالیت در هیات مدیره این نهاد ارزشمند بپردازم.
🔶 حقیقتا سالهای سخت و نفسگیری بود، اثرات کرونا در محدودیت فعالیتها هنوز از بین نرفته بود که محدودیتهای عجیب و غریب سیاسی هم قوز بالای قوز شد و شرایط به گونهای شد که انجمن از هر گونه برگزاری جلسه و نشست در دفتر خودش در دانشکده علوم اجتماعی منع شد. این محدودیتها از سمت نهادهای رسمی در شرایطی بود که تلاطمهای سال ۴۰۱ در سطح جامعه هم سطحی از مطالبات را از فعالیت انجمن انتظار میکشید که در پیوند با محدودیتهای نهادهای رسمی مثل دو تیغهی قیچی عمل میکرد. این شد که در سال ۴۰۱ و ۴۰۲ عمدهی انرژی و توان اعضای هیات مدیره صرف ادامه حیات بر لبهی تیغ و حفظ نهاد انجمن علیرغم همهی تضییقات و محدودیتها و انتظارات شد.
🔶 به نظرم آنچه این حیات در شرایط سخت و نفسگیر را امکانپذیر کرد همان نهادمندیای بود که باعث میشد در همان خفقان سال ۴۰۲ نیز روز ملی علوم اجتماعی با مشارکتی عجیب و خیرهکننده در خانه اندیشمندان همراه با دهها نشست در دفاتر انجمن در دانشگاههای سراسر کشور در هفتهی علوم اجتماعی برگزار شود یا همایش دو سالانهی پژوهشهای فرهنگی و اجتماعی در اسفند ۴۰۲ با برگزاری دهها پنل و سخنرانی در حوزههای مختلف برگزار شود.
🔶 سال ۴۰۳ که کمکم فضای نفس کشیدن و فعالیت گشودهتر شد، فعالیتهای انجمن نیز افزایش یافت و مطابق با سنت برگزاری مجامع عمومی و انتخابات انجمن، دورهی یازدهم فعالیت انجمن به همایش سه سالانهی کنکاشهای مفهومی و نظری درباره جامعه ایران ختم شده است که از روز دوشنبه ۱۴ مهر در دانشکده علوم اجتماعی در حال برگزاری است (+).
🔶 در سه سالی که گذشت من به ندرت در عرصه عمومی از جایگاه عضو هیات مدیره انجمن یا نایب رئیس آن که سمت رسمیام بود، سخن گفتم، حتی در دو همایش انجمن در این دوره نیز سخنرانی و ارایهای نداشتم چون به نظرم میرسید ما عضو هیات مدیره نشدهایم که برای خودمان پنل و سخنرانی ترتیب دهیم، عضو هیات مدیره شدهایم که فضا را برای فعالیت بیشترین تعداد جامعهشناسان با بیشترین تنوع رویکرد نظری و پژوهشی فراهم کنیم. من به یاد نمیآورم هیچیک از روسای انجمن جامعهشناسی، انجمن را تریبون بیان نظرات و تحلیلهای شخصی یا سکوی شهرت و معروفیت فردی قرار دهند، همهی آنها علیرغم سوابق علمی جدی، خود را در خدمت حفظ و ارتقای نهاد انجمن قرار دادند به جای اینکه انجمن را ابزار پیشبرد خواست و منفعت شخصیشان قرار دهند. و البته این سنت انجمن جامعهشناسی است، جایی که در آن فرد در خدمت نهاد است نه نهاد در خدمت فرد.
🔶 هرچقدر مشارکت اعضای انجمن در مجمع و انتخابات هیات مدیره گستردهتر و پرشورتر باشد، ریشههای این نهاد و سنتهایش قدرتمندتر و عمیقتر خواهد شد. به همین دلیل از همهی دوستان و همکاران جامعهشناس دعوت میکنم هرچه در توان دارند را برای مشارکت گستردهتر در مجمع و انتخابات انجمن به کار گیرند چراکه نهاد ارزشمند انجمن از معدود نهادهای جامعه است که توانسته است در کوران حوادث و فراز و فرودهای سیاسی نهادمندی و سنتاش را با همین مشارکت و فعالیت اعضایش حفظ کند.
🔷 برای حفظ این نهاد و سنتهای ارزشمندش، در مجمع عمومی و انتخابات هیات مدیره مشارکت کنیم و دیگران را نیز به این مشارکت فرابخوانیم.
Telegram
انجمن جامعه شناسی ایران
اطلاعیه
سلام و عرض ادب
شیوهنامه شرکت در انتخابات انجمن جامعهشناسی ایران به استحضار اعضای محترم میرسد تا طبق مراحل زیر بتوانند در انتخابات شرکت کنند. لازم به ذکر است، انتخابات انجمن جامعهشناسی ایران از سهشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ آغاز خواهد شد و تا پنجشنبه…
سلام و عرض ادب
شیوهنامه شرکت در انتخابات انجمن جامعهشناسی ایران به استحضار اعضای محترم میرسد تا طبق مراحل زیر بتوانند در انتخابات شرکت کنند. لازم به ذکر است، انتخابات انجمن جامعهشناسی ایران از سهشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ آغاز خواهد شد و تا پنجشنبه…
✅ تفکر انتقادی
@baharvin
سرنوشت جامعهشناسی در ایران سرنوشت عجیبی است و خودش مصداقی از این واقعیت اجتماعی است که چطور پدیدهها، حتی از نوع علم و دانشی که درصدد فهم و تبیین معتبر جهان است، در زمینههای اجتماعی متفاوت و تحتتاثیر مقتضیات اجتماعی هر جامعهای، شکل و رنگی خاص و گاه مشابه مورد جامعهشناسی در ایران، شکلی معوج، با محتوایی درتضاد با آموزههای بینادین این علم به خود میگیرد.
علمی بازاندیشانه و ماهیتا انتقادی که حتی بنیادهای مدرنیته و روشنگری را با همهی مشروعیت و پذیرفتگیشان به چالش کشیده است، در ایران به تکرار بیپایان غرغرهای عامیانه تبدیل شده است. چرا و چطور چنین استحالهای رخ داده است؟
به نظرم موضوع برآمده از زمینهی اجتماعی شکاف و تضاد تاریخی میان دولت و جامعه در ایران است. درمیانهی چنین تضادی قابل فهم است که جامعهشناسی سمت جامعه بایستد و خود را در نقد و مطالبهگری از دولت همسو و همراه با جامعه ببیند.
وضعیت وقتی مسالهمند میشود که آن تضاد به اندازهای تشدید شده است که هرنوع نقدی نسبت به خود جامعه و باورهای رایج در آن، شکلی از همدستی و حمایت یا به قولی سفیدشویی از دولت قلمداد شده و این است که مواجههی علمی که قرار بوده اصلیترین منتقد شهود عامیانه(۱) درباب واقعیت باشد، به تکرار پرسروصدای همان باورهای عوامانه درباب واقعیت تبدیل شده است، گیریم در نسخههای پرزرق و برقتر با مفاهیم و زبان جامعهشناسی هم بزک شده باشد.
مساله این است که این به اصطلاح تحلیل و تبیینهای همسو با باورهای رایج در جامعه که معمولا لایک و جیغ و دست و هورا هم برای گویندهاش فراهم میکند، گرچه ظاهری انتقادی نسبت به دولت و سیاستهای حاکم دارد اما نسبت به باورهای رایج در جامعه که عمدتا برامده از شهود عامیانه در باب واقعیت است، مواجههای سراسر غیرانتقادی داشته و کمترین ربط و نسبتی با بینش جامعهشناختی در باب تبیین و چرایی شکلگیری واقعیت اجتماعی ندارد. درواقع همان غرغرهای عوامانهی درون تاکسی و مهمانیهای خانوادگی است که در بهترین حالت در زرورق مفاهیم جامعهشناختی پیچیده شده است.
درواقع اگر جامعهشناسی در ایران بخواهد در قالب محتوای اصیل و انتقادی خود پدیدار شود ناگزیر لست به همان اندازه که دولت و سیاستهای حاکم را نقد میکند، نسبت به باورهای رایج و شهود عامیانه هم موضعی انتقادی داشته باشد اما فضای قطبیشده میان دولت و جامعه ایفای چنین نقشی را بسیار دشوار و پردردسر میسازد.
به بهانهی مرور این مصیبت گریبانگیر جامعهشناسی در ایران و ضرورت چارهجویی برای آن فکر کردم این درسگفتارهای "تفکر انتقادی" ارایه شده توسط دکتر حسن فتحزاده، دانشیار فلسفهی دانشگاه زنجان را با مخاطبان این صفحه به اشتراک بگذارم بلکه در مسیر فروبستهی دانشجویان و علاقمندان به جامعهشناسی و اندیشهورزی روزنهای باز شود.
۱. common sense
@baharvin
سرنوشت جامعهشناسی در ایران سرنوشت عجیبی است و خودش مصداقی از این واقعیت اجتماعی است که چطور پدیدهها، حتی از نوع علم و دانشی که درصدد فهم و تبیین معتبر جهان است، در زمینههای اجتماعی متفاوت و تحتتاثیر مقتضیات اجتماعی هر جامعهای، شکل و رنگی خاص و گاه مشابه مورد جامعهشناسی در ایران، شکلی معوج، با محتوایی درتضاد با آموزههای بینادین این علم به خود میگیرد.
علمی بازاندیشانه و ماهیتا انتقادی که حتی بنیادهای مدرنیته و روشنگری را با همهی مشروعیت و پذیرفتگیشان به چالش کشیده است، در ایران به تکرار بیپایان غرغرهای عامیانه تبدیل شده است. چرا و چطور چنین استحالهای رخ داده است؟
به نظرم موضوع برآمده از زمینهی اجتماعی شکاف و تضاد تاریخی میان دولت و جامعه در ایران است. درمیانهی چنین تضادی قابل فهم است که جامعهشناسی سمت جامعه بایستد و خود را در نقد و مطالبهگری از دولت همسو و همراه با جامعه ببیند.
وضعیت وقتی مسالهمند میشود که آن تضاد به اندازهای تشدید شده است که هرنوع نقدی نسبت به خود جامعه و باورهای رایج در آن، شکلی از همدستی و حمایت یا به قولی سفیدشویی از دولت قلمداد شده و این است که مواجههی علمی که قرار بوده اصلیترین منتقد شهود عامیانه(۱) درباب واقعیت باشد، به تکرار پرسروصدای همان باورهای عوامانه درباب واقعیت تبدیل شده است، گیریم در نسخههای پرزرق و برقتر با مفاهیم و زبان جامعهشناسی هم بزک شده باشد.
مساله این است که این به اصطلاح تحلیل و تبیینهای همسو با باورهای رایج در جامعه که معمولا لایک و جیغ و دست و هورا هم برای گویندهاش فراهم میکند، گرچه ظاهری انتقادی نسبت به دولت و سیاستهای حاکم دارد اما نسبت به باورهای رایج در جامعه که عمدتا برامده از شهود عامیانه در باب واقعیت است، مواجههای سراسر غیرانتقادی داشته و کمترین ربط و نسبتی با بینش جامعهشناختی در باب تبیین و چرایی شکلگیری واقعیت اجتماعی ندارد. درواقع همان غرغرهای عوامانهی درون تاکسی و مهمانیهای خانوادگی است که در بهترین حالت در زرورق مفاهیم جامعهشناختی پیچیده شده است.
درواقع اگر جامعهشناسی در ایران بخواهد در قالب محتوای اصیل و انتقادی خود پدیدار شود ناگزیر لست به همان اندازه که دولت و سیاستهای حاکم را نقد میکند، نسبت به باورهای رایج و شهود عامیانه هم موضعی انتقادی داشته باشد اما فضای قطبیشده میان دولت و جامعه ایفای چنین نقشی را بسیار دشوار و پردردسر میسازد.
به بهانهی مرور این مصیبت گریبانگیر جامعهشناسی در ایران و ضرورت چارهجویی برای آن فکر کردم این درسگفتارهای "تفکر انتقادی" ارایه شده توسط دکتر حسن فتحزاده، دانشیار فلسفهی دانشگاه زنجان را با مخاطبان این صفحه به اشتراک بگذارم بلکه در مسیر فروبستهی دانشجویان و علاقمندان به جامعهشناسی و اندیشهورزی روزنهای باز شود.
۱. common sense
Telegram
دور دور
درسگفتارِ تفکرِ انتقادی
جلسه ١
دانشگاه زنجان، ٢٨ بهمن ١۴٠٣
جلسه ١
دانشگاه زنجان، ٢٨ بهمن ١۴٠٣
✅ نارضایتیها و اعتراضات اجتماعی: وضعیت حال و چشمانداز آینده
@baharvin
فردا و پسفردا، دوشنبه و سهشنبه، پنجم و ششم آبان از ساعت ۸ تا ۱۸ دومین همایش وضعیت اجتماعی کشور در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی واقع در تقاطع همت-شریعتی، خیابان گل نبی برگزار میشود. برنامهی نشستهای این همایش دو روزه را اینجا ببینید: (+)
فردا، دوشنبه، پنجم آبان پس از افتتاحیهی همایش، نشست "نارضایتیها و اعتراضات اجتماعی: وضعیت حال و چشمانداز آینده" از ساعت ۱۰:۳۰ تا ۱۲:۳۰ در سالن ارشاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار خواهد شد. در این نشست آقایان اردشیر انتظاری، محمدحسین پناهی، حمیدرضا جلاییپور و عباس عبدی طرح بحث و گفتوگو خواهند کرد و من به عنوان دبیر نشست گردانندهی بحث خواهم بود.
برای اینکه مباحث منسجمتر ارایه شود و امکان گفتوگوی ثمربخش فراهم شود طرح بحث اولیهای از موضوع این نشست تهیه کرده و با اعضای نشست به اشتراک گذاشتهام که در ادامه خواهد آمد. امیدوارم این طرح بحث اولیه و پرسشهای طرح شده، به گفتوگوی موثر میان اعضای نشست کمک کند.
تعدادی از تحلیلگران معتقدند در جامعهی ایران نارضایتی به شکلی چندلایه و فراگیر انباشته شده است بهگونهای که در زیر پوستهی به ظاهر آرام خود، چون آتشفشانی نیمه فعال در حال تلاطم و جوش و خروش است تا زمانیکه امکانی برای برونریزی یافته و گدازههای سوزانندهی نارضایتیهای انباشته به شکلی انفجاری به سطح آمده و نظم و نظام موجود را به کل دگرگون کند. این دسته از تحلیلگران کوتاه شدن بازههای میان رخداد اعتراضات اجتماعی از یک دهه فاصله (برای مثال اعتراضات اوایل و اواخر دههی ۷۰ تا اعتراضات سال ۸۸) به حدود دو تا سه سال (اعتراضات دی ماه ۹۶، آبان ۹۸ و نیمهی دوم ۴۰۱) را شاهدی از افزایش فعالیت این آتشفشان در حال انفجار ارزیابی میکنند و معتقدند اگر تغییر جدی و بنیادینی در سیاستهای حاکم در جهت کاهش حجم و ابعاد نارضایتی صورت نگیرد، به زودی انفجار نهایی رخ خواهد داد.
در مقابل، طیف دیگری از تحلیلگران معتقدند حجم نارضایتی در جامعهی ایران گرچه از متوسط میزان نارضایتی در جوامع دیگر بالاتر است اما این نارضایتی به طور معمول به شکلی غیرفعال است و اگربرخی سیاستهای افراطی و ناصواب چاشنی فعال کردن این نارضایتی نشود، تغییرات سیاسی برآمده از سیستم انتخاباتی درصورتیکه هرچه گشودهتر و رقابتیتر برگزار شود، میتواند پاسخگوی این نارضایتیهای بالقوه بوده و در جهت کاهش موثر آنها عمل کند. این دسته از تحلیلگران، تغییرات سیاسی برآمده از انتخابات پیشبینیناشدهی ۴۰۳ و وضعیت آرام و غیراعتراضی جامعه در بازهی جنگ اخیر را که برخلاف بسیاری از پیشبینیها شکل گرفت شاهدی بر مدعای خود قلمداد میکنند.
آنچه گفته شد، یک دستهبندی اولیه از رویکردهای دوگانهی ناظر به میزان و حجم نارضایتی و پتانسیل رخداد اعتراضات در جامعهی ایران بود که در دو سر یک طیف قرار میگیرد. براین مبنا پیشنهاد میشود جنابعالی جایگاه و موضع خود بر روی این طیف نظرات را با پاسخ تاحد امکان مشخص و مستدل به سوالات سهگانهی زیر روشن نمایید تا امکان گفتوگوی متقابل و ثمربخش میان اعضای حاضر در این نشست فراهم شود:
۱. به نظر شما میزان و ابعاد فعلی نارضایتی در جامعهی ایران چقدر است و پتانسیل آن برای تبدیل شدن به انواع اعتراضات از شورشهای خیابانی تا جنبشهای مدنی به چه میزان است؟ به عبارت دیگر، کدام یک از ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی یا سیاسی دارای میزان نارضایتی بیشتر و فراگیرتری است و نارضایتی کدامیک از این حوزهها دارای پتانسیل بیشتری برای رخداد اعتراضات است؟
۲. مهمترین عوامل موثر بر تبدیل نارضایتی به انواع اعتراضات فعال در آینده را چه میدانید؟ به عبارت دیگر، به نظر شما چاشنی اصلی تبدیل نارضایتیهای موجود به اعتراضات در حوزهی اقتصاد قرار دارد یا سیاستهای فرهنگی- اجتماعی حاکم یا تغییرات سیاسی احتمالی در راس هرم قدرت پتانسیل اصلی رخداد اعتراضات فراگیر و سرایت به دیگر حوزهها را در خود نهفته دارد؟
۳. باتوجه به وضعیت فعلی نارضایتی و سیاستهای موجود در حوزههای مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، آیندهی اعتراضات در ایران را در کوتاه مدت (کمتر از ۳ سال) و میان مدت (بین ۳ تا ۱۰ سال آینده) چگونه ارزیابی میکنید؟ چه میزان احتمال تبدیل نارضایتی به اعتراض وجود دارد و درصورت رخداد، شکل و ماهیت اعتراضات از چه نوعی خواهد بود؟
لینک حضور مجازی در این نشست: https://meeting.atu.ac.ir/ch/ssi2
سایت همایش: http://ssi2.atu.ac.ir
اینستاگرام: https://www.instagram.com/society_and_economy
تلفن دبیرخانه: 02126402630
@baharvin
فردا و پسفردا، دوشنبه و سهشنبه، پنجم و ششم آبان از ساعت ۸ تا ۱۸ دومین همایش وضعیت اجتماعی کشور در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی واقع در تقاطع همت-شریعتی، خیابان گل نبی برگزار میشود. برنامهی نشستهای این همایش دو روزه را اینجا ببینید: (+)
فردا، دوشنبه، پنجم آبان پس از افتتاحیهی همایش، نشست "نارضایتیها و اعتراضات اجتماعی: وضعیت حال و چشمانداز آینده" از ساعت ۱۰:۳۰ تا ۱۲:۳۰ در سالن ارشاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار خواهد شد. در این نشست آقایان اردشیر انتظاری، محمدحسین پناهی، حمیدرضا جلاییپور و عباس عبدی طرح بحث و گفتوگو خواهند کرد و من به عنوان دبیر نشست گردانندهی بحث خواهم بود.
برای اینکه مباحث منسجمتر ارایه شود و امکان گفتوگوی ثمربخش فراهم شود طرح بحث اولیهای از موضوع این نشست تهیه کرده و با اعضای نشست به اشتراک گذاشتهام که در ادامه خواهد آمد. امیدوارم این طرح بحث اولیه و پرسشهای طرح شده، به گفتوگوی موثر میان اعضای نشست کمک کند.
تعدادی از تحلیلگران معتقدند در جامعهی ایران نارضایتی به شکلی چندلایه و فراگیر انباشته شده است بهگونهای که در زیر پوستهی به ظاهر آرام خود، چون آتشفشانی نیمه فعال در حال تلاطم و جوش و خروش است تا زمانیکه امکانی برای برونریزی یافته و گدازههای سوزانندهی نارضایتیهای انباشته به شکلی انفجاری به سطح آمده و نظم و نظام موجود را به کل دگرگون کند. این دسته از تحلیلگران کوتاه شدن بازههای میان رخداد اعتراضات اجتماعی از یک دهه فاصله (برای مثال اعتراضات اوایل و اواخر دههی ۷۰ تا اعتراضات سال ۸۸) به حدود دو تا سه سال (اعتراضات دی ماه ۹۶، آبان ۹۸ و نیمهی دوم ۴۰۱) را شاهدی از افزایش فعالیت این آتشفشان در حال انفجار ارزیابی میکنند و معتقدند اگر تغییر جدی و بنیادینی در سیاستهای حاکم در جهت کاهش حجم و ابعاد نارضایتی صورت نگیرد، به زودی انفجار نهایی رخ خواهد داد.
در مقابل، طیف دیگری از تحلیلگران معتقدند حجم نارضایتی در جامعهی ایران گرچه از متوسط میزان نارضایتی در جوامع دیگر بالاتر است اما این نارضایتی به طور معمول به شکلی غیرفعال است و اگربرخی سیاستهای افراطی و ناصواب چاشنی فعال کردن این نارضایتی نشود، تغییرات سیاسی برآمده از سیستم انتخاباتی درصورتیکه هرچه گشودهتر و رقابتیتر برگزار شود، میتواند پاسخگوی این نارضایتیهای بالقوه بوده و در جهت کاهش موثر آنها عمل کند. این دسته از تحلیلگران، تغییرات سیاسی برآمده از انتخابات پیشبینیناشدهی ۴۰۳ و وضعیت آرام و غیراعتراضی جامعه در بازهی جنگ اخیر را که برخلاف بسیاری از پیشبینیها شکل گرفت شاهدی بر مدعای خود قلمداد میکنند.
آنچه گفته شد، یک دستهبندی اولیه از رویکردهای دوگانهی ناظر به میزان و حجم نارضایتی و پتانسیل رخداد اعتراضات در جامعهی ایران بود که در دو سر یک طیف قرار میگیرد. براین مبنا پیشنهاد میشود جنابعالی جایگاه و موضع خود بر روی این طیف نظرات را با پاسخ تاحد امکان مشخص و مستدل به سوالات سهگانهی زیر روشن نمایید تا امکان گفتوگوی متقابل و ثمربخش میان اعضای حاضر در این نشست فراهم شود:
۱. به نظر شما میزان و ابعاد فعلی نارضایتی در جامعهی ایران چقدر است و پتانسیل آن برای تبدیل شدن به انواع اعتراضات از شورشهای خیابانی تا جنبشهای مدنی به چه میزان است؟ به عبارت دیگر، کدام یک از ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی یا سیاسی دارای میزان نارضایتی بیشتر و فراگیرتری است و نارضایتی کدامیک از این حوزهها دارای پتانسیل بیشتری برای رخداد اعتراضات است؟
۲. مهمترین عوامل موثر بر تبدیل نارضایتی به انواع اعتراضات فعال در آینده را چه میدانید؟ به عبارت دیگر، به نظر شما چاشنی اصلی تبدیل نارضایتیهای موجود به اعتراضات در حوزهی اقتصاد قرار دارد یا سیاستهای فرهنگی- اجتماعی حاکم یا تغییرات سیاسی احتمالی در راس هرم قدرت پتانسیل اصلی رخداد اعتراضات فراگیر و سرایت به دیگر حوزهها را در خود نهفته دارد؟
۳. باتوجه به وضعیت فعلی نارضایتی و سیاستهای موجود در حوزههای مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، آیندهی اعتراضات در ایران را در کوتاه مدت (کمتر از ۳ سال) و میان مدت (بین ۳ تا ۱۰ سال آینده) چگونه ارزیابی میکنید؟ چه میزان احتمال تبدیل نارضایتی به اعتراض وجود دارد و درصورت رخداد، شکل و ماهیت اعتراضات از چه نوعی خواهد بود؟
لینک حضور مجازی در این نشست: https://meeting.atu.ac.ir/ch/ssi2
سایت همایش: http://ssi2.atu.ac.ir
اینستاگرام: https://www.instagram.com/society_and_economy
تلفن دبیرخانه: 02126402630
✅ نشست ظرفیت پژوهشی کارزار
@baharvin
🔶 امروز در کافهرویداد کارزار نشستی با عنوان «بررسی ظرفیت پژوهشی کارزار» برگزار میشود که هدف از آن همفکری و گفتوگو در مورد پتانسیل دادههای پلتفرم کارزار برای استفاده و تحلیل در پژوهشهاست.
🔷 پیش از این در نشستی که مجموعه دقیقه در مورد عوامل موثر بر عرضه و تقاضای استفاده پژوهشی از دادههای عمومی در شهر کتاب مرکزی برگزار کرد (+) به این ایدهی اولیه رسیده بودم که یکی از دلایل پایین بودن استفادهی پژوهشی از دادههای عمومی موجود، نبود طرح مسالهی موثر و روشن در مورد این دادههاست.
🔷 به زبان سادهتر بخش زیادی از دانشجویان و پژوهشگران ایدهای ندارند که با این دادهها به چه سوالاتی میتوان پاسخ داد و پاسخ به این سوالات چه کمکی به فهم و تبیین کدام مسائل مهم اجتماعی- اقتصادی- فرهنگی میکند.
🔷 به نظرم همین نبود ایدههایی برای طرح مساله و سوالات مهم و جالب از دادهها، در مورد دادههای پلتفرمهای دیجیتال در بخش خصوصی هم وجود دارد و یکی از راههای بالا بردن امکان و احتمال استفادهی پژوهشی از دادههای این پلتفرمها برگزاری نشستهایی مشابه همین نشست امروز کافهرویداد کارزار است برای همفکری در خصوص طرح مسائل و سوالاتی که با دادههای این پلتفرمها می توان به آن پاسخ داد.
🔶 واضح است که یک تک نشست هم احتمالا اثربخشی زیاد و ماندگاری نداشته باشد ولی همفکری کردن درباره ایجاد مسیر پایدار برای طرح مساله و سوال از دادههای پلتفرمها مانند تلاش برای شکل دادن نظامند به برنامههای پژوهشی حول محور دادههای موجود در چنین نشستهایی امکان آغاز دارد.
@baharvin
🔶 امروز در کافهرویداد کارزار نشستی با عنوان «بررسی ظرفیت پژوهشی کارزار» برگزار میشود که هدف از آن همفکری و گفتوگو در مورد پتانسیل دادههای پلتفرم کارزار برای استفاده و تحلیل در پژوهشهاست.
🔷 پیش از این در نشستی که مجموعه دقیقه در مورد عوامل موثر بر عرضه و تقاضای استفاده پژوهشی از دادههای عمومی در شهر کتاب مرکزی برگزار کرد (+) به این ایدهی اولیه رسیده بودم که یکی از دلایل پایین بودن استفادهی پژوهشی از دادههای عمومی موجود، نبود طرح مسالهی موثر و روشن در مورد این دادههاست.
🔷 به زبان سادهتر بخش زیادی از دانشجویان و پژوهشگران ایدهای ندارند که با این دادهها به چه سوالاتی میتوان پاسخ داد و پاسخ به این سوالات چه کمکی به فهم و تبیین کدام مسائل مهم اجتماعی- اقتصادی- فرهنگی میکند.
🔷 به نظرم همین نبود ایدههایی برای طرح مساله و سوالات مهم و جالب از دادهها، در مورد دادههای پلتفرمهای دیجیتال در بخش خصوصی هم وجود دارد و یکی از راههای بالا بردن امکان و احتمال استفادهی پژوهشی از دادههای این پلتفرمها برگزاری نشستهایی مشابه همین نشست امروز کافهرویداد کارزار است برای همفکری در خصوص طرح مسائل و سوالاتی که با دادههای این پلتفرمها می توان به آن پاسخ داد.
🔶 واضح است که یک تک نشست هم احتمالا اثربخشی زیاد و ماندگاری نداشته باشد ولی همفکری کردن درباره ایجاد مسیر پایدار برای طرح مساله و سوال از دادههای پلتفرمها مانند تلاش برای شکل دادن نظامند به برنامههای پژوهشی حول محور دادههای موجود در چنین نشستهایی امکان آغاز دارد.
Telegram
کارزار
📣 نشست بررسی ظرفیت پژوهشی کارزار
📅 یکشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۴
🕕 ساعت ۱۸ تا ۲۰
📍 کافهرویداد کارزار
🔗 ثبتنام رایگان:
evand.com/karzar
☕️ ورود و پذیرایی برای عموم رایگان است.
🔸در این نشست با ارائهی پژوهشی دربارهی کارزار «مخالفت با طرح صیانت» و با حضور اساتید…
📅 یکشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۴
🕕 ساعت ۱۸ تا ۲۰
📍 کافهرویداد کارزار
🔗 ثبتنام رایگان:
evand.com/karzar
☕️ ورود و پذیرایی برای عموم رایگان است.
🔸در این نشست با ارائهی پژوهشی دربارهی کارزار «مخالفت با طرح صیانت» و با حضور اساتید…
☑️ به یاد دکتر ساعی، آموزگار عقلانیت انتقادی
دکتر ساعی، عضو ارزشمند گروه جامعهشناسی دانشگاه تربیت مدرس، در تابستان، در زمان تعطیلی دانشگاه از میان ما رفت. از همان زمان تصمیم گرفتیم در زمان فعالیت دانشگاه، مراسم یادبودی داشته باشیم و در اولین سال تحصیلیای که جایش در دانشگاه خالی است، یاد و خاطرهاش را گرامی بداریم.
دوشنبه ۱۷ آذر، از ساعت ۱۵ تا ۱۸ در طبقهی ۴ دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس، سالن میرحسنی(رئیسی) دور هم جمع میشویم تا در کنار طیف متنوعی از همکاران و دوستان و دانشجویان دکتر ساعی در سخنرانیهای کوتاه چند دقیقهای از خاطرات و سنتهای به یاد یادگار گذاشته از او بگوییم و یاد و خاطرهاش را گرامی بداریم.
دکتر ساعی، عضو ارزشمند گروه جامعهشناسی دانشگاه تربیت مدرس، در تابستان، در زمان تعطیلی دانشگاه از میان ما رفت. از همان زمان تصمیم گرفتیم در زمان فعالیت دانشگاه، مراسم یادبودی داشته باشیم و در اولین سال تحصیلیای که جایش در دانشگاه خالی است، یاد و خاطرهاش را گرامی بداریم.
دوشنبه ۱۷ آذر، از ساعت ۱۵ تا ۱۸ در طبقهی ۴ دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس، سالن میرحسنی(رئیسی) دور هم جمع میشویم تا در کنار طیف متنوعی از همکاران و دوستان و دانشجویان دکتر ساعی در سخنرانیهای کوتاه چند دقیقهای از خاطرات و سنتهای به یاد یادگار گذاشته از او بگوییم و یاد و خاطرهاش را گرامی بداریم.
...حالا که فکرش را میکنم...| بهاره آروین
☑️ به یاد دکتر ساعی، آموزگار عقلانیت انتقادی دکتر ساعی، عضو ارزشمند گروه جامعهشناسی دانشگاه تربیت مدرس، در تابستان، در زمان تعطیلی دانشگاه از میان ما رفت. از همان زمان تصمیم گرفتیم در زمان فعالیت دانشگاه، مراسم یادبودی داشته باشیم و در اولین سال تحصیلیای…
یادنامه دکتر ساعی.pdf
7.4 MB
دوشنبهی گذشته ۱۷ آذر، همزمان با برگزاری مراسم یادبود دکتر ساعی در دانشگاه تربیت مدرس، این یادنامه شامل مجموعهای از نوشتههای همکاران و دوستان و دانشجویان او دربارهی میراث و سنتها و خاطرات به جامانده از دکتر ساعی منتشر شد.
مقدمهی من بر این یادنامه در لینک زیر در دسترس است:
https://telegra.ph/%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-12-13-2
مقدمهی من بر این یادنامه در لینک زیر در دسترس است:
https://telegra.ph/%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-12-13-2
Forwarded from اندیشکده حکمرانی شریف
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#خرداد
#تولیدات_چند_رسانهای
🔰 ظرفیت یادگیری حکمرانی؛ چرا جمهوری اسلامی از اشتباهاتش یاد نمیگیرد؟
🔍در هفتمین قسمت برنامه خرداد، میلاد دخانچی با مصطفی زمانیان و بهاره آروین، به گفتوگو پرداخته است:
🔹 ظرفیت یادگیری نظام حکمرانی ما چقدر است؟
🔸 آیا نظام حکمرانی ما، از تجربههای مختلف برای بهبود خود استفاده میکند؟
🔹 چگونه میتوان این ظرفیت را سنجید و افزایش داد؟
🔸 نظام حکمرانی ایران و قبلتر از آن، جامعه ایرانی از جنگ دوازده روزه چه آموخت؟
🔹 در ساختاری که تصمیم نگرفتن هیچ هزینهای ندارد، چه عواملی فرایند یادگیری سیاستی را مسدود کرده است؟
🔸 نظام بروکراسی ما تا چه حد توانایی حل مسئله دارد؟
📌ویدیوی کامل این گفتوگو را در آپارات اندیشکده حکمرانی شریف و یوتیوب مدرسه علوم انسانی جیوگی ببینید.
💠 اندیشکده حکمرانی شریف
|سایت| |کانال تلگرام| |کانال بله| | اینستاگرام|
#تولیدات_چند_رسانهای
🔰 ظرفیت یادگیری حکمرانی؛ چرا جمهوری اسلامی از اشتباهاتش یاد نمیگیرد؟
🔍در هفتمین قسمت برنامه خرداد، میلاد دخانچی با مصطفی زمانیان و بهاره آروین، به گفتوگو پرداخته است:
🔹 ظرفیت یادگیری نظام حکمرانی ما چقدر است؟
🔸 آیا نظام حکمرانی ما، از تجربههای مختلف برای بهبود خود استفاده میکند؟
🔹 چگونه میتوان این ظرفیت را سنجید و افزایش داد؟
🔸 نظام حکمرانی ایران و قبلتر از آن، جامعه ایرانی از جنگ دوازده روزه چه آموخت؟
🔹 در ساختاری که تصمیم نگرفتن هیچ هزینهای ندارد، چه عواملی فرایند یادگیری سیاستی را مسدود کرده است؟
🔸 نظام بروکراسی ما تا چه حد توانایی حل مسئله دارد؟
📌ویدیوی کامل این گفتوگو را در آپارات اندیشکده حکمرانی شریف و یوتیوب مدرسه علوم انسانی جیوگی ببینید.
💠 اندیشکده حکمرانی شریف
|سایت| |کانال تلگرام| |کانال بله| | اینستاگرام|
Forwarded from مجله تصویری فرهیختگان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 #ایده کاری از مجله تصویری فرهیختگان
میزبان: پرویز امینی
@FarhikhteganMag
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM