"بیخ" – Telegram
"بیخ"
272 subscribers
29 photos
3 videos
8 files
76 links
نشریه‌ی علمی، اجتماعی و سیاسی بیخ

اینستاگرام نشریه‌ی بیخ:
https://instagram.com/biikh.journal

کانال آپارات نشریه‌ی بیخ:
https://www.aparat.com/biikhjournal

دانلود از طریق طاقچه:
https://taaghche.com/book/99093
Download Telegram
Channel created
"بیخ" pinned a video
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"زیستنِ فاجعه"

عینیتِ هر فاجعه در لابه‌لای بازنمایی‌ها گم‌ می‌شود، در این هنگام ضرورتی نو آشکار می‌شود که حقیقتِ فاجعه را از لابه‌لای بازنمایی‌ها بیرون کشید‌. ضرورتِ نگارشِ فاجعه، ضرورتِ نوشتن و بیرون جهیدن از صفوف مردگان.

➡️ @Biikhjournal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی "بیخ"
شماره‌ی یکم گاهنامه‌ی بیخ
"زیستنِ فاجعه"
بهار و تابستان ۹۹

زمان کنونی تنگنایی میان فاجعه و نجات است. بازگشت به وضعیت قبل از وقوع فاجعه تنها ما را برای فجایع بعدی آماده می‌کند، برای درمان فاجعه باید از بازگشتن به وضعیت پیشین اجتناب کرد.

💡 @Biikhjournal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
شماره‌ی یکم گاهنامه‌ی بیخ
"زیستنِ فاجعه"
بهار و تابستان ۹۹

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
1بیخ.pdf
80.9 MB
شماره‌ی یکم گاهنامه‌ی بیخ
"زیستنِ فاجعه"
بهار و تابستان ۹۹

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
بیخ(1).pdf
5.2 MB
شماره‌ی یکم گاهنامه‌ی بیخ
"زیستنِ فاجعه"
بهار و تابستان ۹۹

[نسخه‌ی کم حجم]

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
"بیخ" pinned a file
BiikhJournal.pdf
81.1 MB
شماره‌ی یکم گاهنامه‌ی بیخ
"زیستنِ فاجعه"
بهار و تابستان ۹۹

[نسخه‌ی بهینه و اصلاح‌شده]

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
[نقدِ بیخ]

نقد گشودگی به فهمی نو را میسر میکند، همچون تیغِ ناطقی، کژدیسگیِ اندیشه‌ها را تراش میدهد و تفکر را از ایستایی می‌رهاند و آن را وارد میدان‌های جدال و پویایی می‌کند. بنا به آنچه گفته شد نقد مقوله‌ای ستودنی برای تفکر بشری‌است، به همین خاطر نشریه‌ی بیخ قصد دارد تا نقد‌هایی که به نوشتار‌های این نشریه‌ از سوی خوانندگان آن وارد می‌شود را در کانال نشریه و صفحه‌ی اینستاگرام خود منتشر سازد. اگر نوشتار نقادانه‌ای نسبت به مطالب منتشر شده‌ی نشریه‌ی بیخ دارید در دایرکت اینستاگرام نشریه با ما در میان بگذارید تا آن را منتشر کنیم.

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس‌های زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
[نقدِ بیخ]

نقدِ شماره‌ی یکم
نویسنده: پویا دمیرچلی

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
📌آیا نباید "بحران" را هم به توده ها بازگرداند؟

[یادداشتی بر نشریه دانشجویی بیخ]


"باید از نوشتن دفاع کرد" این گزین گویه ای است که نشریه ی "بیخ" حول محور آن خود را استخوان بندی می‌کند.
امروز که "نوشتن" در ظلمانی ترین عصر خود به محاق سیاهی فرو افتاده، پشتِ هزاران کنش روزمره جا مانده است و یا به بازنویسی و ترجمه و تقلید بدل شده است، دفاع از نوشتنِ خلاق و فردی و آزاد؛ نوشتنی که از شخص می جوشد و چنان "فَضله ای" راهی جز برآمدن و دفع ندارد، دفاع از تمامیت انسان و زنده بودنِ بایسته انسان است. بنابراین "بیخ" شایسته توجه و تامل است. اما این به معنای توافق با محتوا و نوع جهان بینی حاکم بر این گاهنامه نیست.
موضوع انتخابی شماره نخست "بحران" است؛ موضوعی حساس و فراموش شده. اما آیا تحریریه گاهنامه نیز با آن، چنان که شایسته است، مواجه شده اند؟
جواب این سوال نیاز به بررسی بیشتری دارد اما پیش از هر نقد و نظری باید دید این گاهنامه برای پرسشهایی نظیر؛
بحران چیست؟
آیا صرف وجود یک اپیدمی جهانی که معادلات را برهم زده است بحران می سازد؟
آیا بحران امری جهانشمول است یا به فراخور ساختارهای جغرافیایی فکری فرهنگی و تاریخی نواحی مختلف جهان با "بحران ها" مواجه ایم؟
در صورتی که به وجود بحران‌ها اذعان داشته باشیم به چه نحو میتوانیم راجع به تجربه ی زیسته ی بحران فردی آنسوی جهان صحبت کنیم؟
در واقع آیا چون به ظاهر کل جهان درگیر این بیماری هستند واکنش ها، دریافت ها و درک افراد نیز یکسان است؟
چه موضعی را اتخاذ کرده است.

تفاوتی وجود دارد؛ در نگاه من ابتدا باید راجع به این مسئله تدقیق نمود که آیا درکی از بحران وجود دارد؟ این بحران به چه نحوی خود را به زیست انسانِ ایرانی پیوند می‌زند؟
میگویم انسان ایرانی زیرا برای شخص من کنکاش در درک پیوندها نه از بالا و از سوی مفاهیم بلکه از پایین ترین سطوح آغاز می‌شود. یعنی به سادگی تا جایی که چشمم می‌بیند و گوشم می‌شنود را مدارِ درک و تلقی و تفسیر خود قرار میدهم. بدین ترتیب سخن گفتن از بحران در فضای ایران(بر حسب این پیشفرض که چون پایه ی زبانی مشترک تری داریم درک نزدیک تری هم از وضعیت داریم) نیازمند بررسی است. و این بنظر حقیر نکته ای است که گاهنامه آن را از قلم می اندازد.
بر اساس چنین نگاهی میتوان چنین پرسشهایی را صورت بندی کرد:

آیا نباید بحران را هم به توده ها و مردم بازگرداند؟
آیا مردم ما "بحران زدایی" نشده اند؟ آیا قوه درک بحران در مردم با مشکل مواجه نشده است؟
آیا این نهادهای فرادست نیست که حتی بحران را برای ما صورت بندی میکند و به ما میگوید باید برای چه مسئله ای به چه صورتی "بحران زده" شویم؟
تصویری که از "بحران" در این مجلد نشان داده شده است آیا با تصویر بحران نزد انسانِ این جغرافیای خاص همپوشانی هرچند اندکی دارد؟
و شاید از همه مهم تر؛ آیا در جغرافیایی که هیچ ساختار بنیادینی ندارد سخن گفتن از بحران معنا دارد؟

تصویر بحران در شماره نخست بیخ فرادستانه و جهانشمول است، درک خود از بحران را به توده تعمیم می‌دهد بدون آنکه حتی به این پرسش بیاندیشید که آیا اصلا توده تصویری از بحران دارد یا خیر و اگر دارد چگونه است و به همین نحو هم از تغییر و توصیف جهانِ پس از بحران سخن می‌گوید.
شاید بتوان با کمی اغماض مطالب آقایان "مسعودی" و "اوحدی حائری" را تلاشی اندک در جهت درک مفهوم بحران قلمداد کرد اما نکته اینجاست که هیچ یک از این دو مطلب هم پیوند خود را با بحران و تصویر آن نزد توده و مردم این جغرافیا روشن نمیسازند.
شاید کسی چنین واکاوی ها و ریشه یابی ها را ضروری نداند، آن را نوعی تکلّف به شمار آورده و آن را تنها در سطح تئوریک ضروری یابد اما میتوان نشان داد_و این مهم از هدف این یادداشت کوتاه خارج است_که چنین نیست و پاسخگویی به این سوالات نقش مستقیمی در تعیین جهانِ پس از بحران و امکان دیگرگونه گشتن جهان دارند.
حداقل چیزی که میتوان گفت این است که در شرایط بحرانی و هنگامی که به قول عامه وضعیت "بیخ" پیدا می‌کند باید نوشتن را از "بیخِ" آغازید.

پی نوشت: با تشکر از رفیق عزیز، علی محمد مهاجر ناصر، که بار زحمت این نشریه روی دوش اوست.

پویا دمرچلی

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
[نقدِ بیخ]

نقدِ شماره‌ی یکم
نویسنده: محمد بیات

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس‌های زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
به نام خدا
در ابتدا لازم می‌دانم به مدیر مسئول و سردبیران گاهنامه بیخ برای آغاز این گام نو تبریک و خدا قوت گفته و برای ایشان در پیشگاه خداوند متعال آرزوی موفقیت و سربلندی داشته باشم.
با سخن سردبیر شروع کنیم. "از نوشتن باید دفاع کرد!" حمله به پناهگاه (تفرجگاه) امن روشنفکران راحت طلب و "سر به آسمان" نکته ای بود که من قلباً با سردبیر محترم همراه هستم؛ اما نکاتی در متن وجود داشت که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. نخست آنکه نقد نگارنده به متن های کوتاه و مختصر یا به قول ایشان "واکنشی" به نظر حقیر دیدی سحطی نسبت به دوران ما است! ما در زمانی زیست می‌کنیم که انقلاب ارتباطات و فناوری اطلاعات در کنار سرعت بسیار بالای وقایع و رویداد های روز جهان ایجاب می‌کند تا نخبگان، اندیشمندان و روشنفکران اجتماع ما بتوانند در زمانی کوتاه وقایع مهم و روز جهان را تحلیل کرده و بصیرتی نسبت به جهان برای مخاطبان عام و خاص ایجاد کنند. البته این سخن به این معنا نیست که نویسنده نباید دید عمیق، راهبردی و بلند مدت نسبت به مسائل نداشته و یا اینکه عالمان نباید به شکل مفصل و ریشه ای به مسائل بپردازند. به تعبیر هگل روح زمانه ما این است! ما برای اینکه بتوانیم با تحولات شتابان جهان گام به گام به پیش رویم، نیازمند این سبک از قلم زنی و اندیشدن هستیم تا از روزگار عقب نمانیم اما باید مراقب باشیم تا در پرتگاه ژورنالیسم زرد و چهارچوبی بسته به نام ایدئولوژی هلاک نشویم!
اما نکته بعدی نقد سردبیر محترم به دید تک بعدی روشنفکران و اندیشمندان از واقعیت های روز اجتماع ما و از دست دادن سوژگی خود در برابر دانش غریی بود. شاید ایشان این ضرب المثل قدیمی را شنیده باشند که "یک سوزن به خودت بزن یک جوالدوز به دیگران!"
انسان ایرانی در برخورد با تمدن غرب سال ها است سوژگی خود را از دست داده و به حاشیه تاریخ رانده شده است. اندیشمندان و روشنفکران ایرانی برای رهایی از این حقارت تحمیلی هر کدام به ایسم های روزگار خود پناه برده و به جای تلاش برای فهم درست، علمی، چند وجهی و دقیق مدرنیته، در پناه افیون ایدئولوژی آرام گرفتند! فهم ناصحیح نسبت به موقعیت و شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و مذهبی اجتماع سبب آن شده تا عالمان و روشنفکران ما از توده مردم جدا افتاده و با دیدی از بالا به پایین هر قشری را با برچسبی از زیست اجتماعی طرد و به ترک تازی بپردازند! اندیشه و علم مانند ادکلن فرانسوی یا اتومبیل های لوکس آلمانی نیست که با مد شدن مکتبی در قسمتی از عالم، چند جمله از آن بزرگان فرنگی را پشت سر هم قطار کرده و "کوس اناالحق" بزنیم! بنده قصد ندارم تجربه بشری را نادیده گرفته یا نفی کنم اما معتقدم روشنفکر ما حداقل باید بداند که مسائل و مشکلات اجتماع ایرانی با مسائل و مشکلات جامعه فرانسه، آمریکا، انگلستان و روسیه تزاری! متفاوت است و همین تفاوت راه و درمانی دیگر طلب می‌کند.
سیاهه فوق گامی در جهت کمک به ایجاد فضا نقد و نقد پذیری در جامعه علمی و دانشگاهی ما بود. امیدوارم گامی هر چند کوچک در این جهت برداشته باشم و برای تیم بیخ آرزوی سلامتی، سعادت و سربلندی دارم.

محمد بیات

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس‌های زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
از بیخ بنویسید!
از بیخ نقد کنید!

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس‌های زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
《بحران جامعه‌ی ما و بحران کرونا》

مصاحبه‌ی علی‌محمد مهاجر ناصر با #دکتر_ناصر_فکوهی، استاد انسان‌شناسی دانشگاه تهران

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس‌های زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
[بخش اول]

بحران جامعه ما و بحران کرونا
گفتگو با #دکتر_ناصر_فکوهی
استاد انسانشناسی دانشگاه تهران

امروز ما به عنوان دانشجویانی که به وضعیت بحران و پس از بحران فکر می‌کنیم به صورت کلی می‌خواهیم افق‌ها، ابعاد و صورت‌های زیست سیاسی و اجتماعی را در وضعیت بحران بسنجیم. به گمان ما بینش انسان‌شناسانه و نقادانه‌ی شما در این فرایند شناخت به ما کمک خواهد کرد.

. اولین پرسش ما با توجه به وضعیت بحران شیوع جهانی ویروس کرونا این است که حال با توجه به همه‌گیری تجربه‌ی این بحران آیا ما می‌توانیم برای توضیح این وضعیت کرونایی از مفهوم و اصطلاح بحران با مضمون و معنایی که پیش از این وضعیت داشت استفاده کنیم؟ به نظر شما شیوع کرونا نقطه عطفی است که ما مضامین مربوط به بحران را بازتعریف کنیم؟ و این بازتعریف چگونه خواهد بود؟

"بدون شک این یک بحران است، نه فقط به دلیل گستره و آسیب‌های بهداشتی و مرگ و میرها و انسان‌هایی که تاکنون ضربه خورده‌اند و برغم گذشت کمتر از شش ماه از آغاز آن شمار بزرگی هستند، بسیار زیادند و یا به دلیل بیلان انسانی مستقیم که این بحران تا یک یا دو سال آینده خواهد داشت، بلکه به دلیل تمام آسیب‌های انسانی غیر مستقیم آن به ویژه در زمینه‌های روان‌شناسی و میانکنش‌های انسان‌هایی که حتی پیش از این بحران هم در سرمایه‌های اجتماعی خود دچار آسیبزدگی شدید بودند، رفتار میان این انسان‌‎‌ها مسئله‌ای جدی است. افزون بر این بحران کرونا می‌تواند عاملی باشد در مدیریت و نظم و کنترل و شدید‌تر شدن موقعیت‌ها و مشروعیت بخشیدن به وضعیت‌های «اضطراری» و «امنیتی» شهرها؛ قدرت گرفتن نژاد‌پرستی و همین طور و شاید از همه مهم‌تر آسیب‌های اقتصادی و موج گسترده فقر و گرسنگی که لزوما به همراه خواهد آورد. اما اینکه ما باید چیزهایی را بازتعریف کنیم یا تغییر بدهیم، بدون آنکه این امر را نفی کنم، فکر می‌کنم این نکته ای است که سال‌های سال است همه متخصصان علمی و اجتماعی بر آن تاکید دارند که جهان به صورت کنونی نمی‌تواند پیش برود، بنابراین کرونا ضربه سختی است اما لزوما چیزی‌ غیر‌قابل پیش‌بینی یا شوک آور نبوده است. اما اصرار زیادی هست که چنین وانمود شود در حالی که در منطقی کاملا روشن از خط سیر جامعه داروینسم اجتماعی و نخبه‌گرایی قرار می‌گیرد که نولیبرالیسم پنجاه سال است جهان را در آن تثبیت کرده است."

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس‌های زیر دنبال کنید.
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ