"بیخ" – Telegram
"بیخ"
272 subscribers
29 photos
3 videos
8 files
76 links
نشریه‌ی علمی، اجتماعی و سیاسی بیخ

اینستاگرام نشریه‌ی بیخ:
https://instagram.com/biikh.journal

کانال آپارات نشریه‌ی بیخ:
https://www.aparat.com/biikhjournal

دانلود از طریق طاقچه:
https://taaghche.com/book/99093
Download Telegram
📌آیا نباید "بحران" را هم به توده ها بازگرداند؟

[یادداشتی بر نشریه دانشجویی بیخ]


"باید از نوشتن دفاع کرد" این گزین گویه ای است که نشریه ی "بیخ" حول محور آن خود را استخوان بندی می‌کند.
امروز که "نوشتن" در ظلمانی ترین عصر خود به محاق سیاهی فرو افتاده، پشتِ هزاران کنش روزمره جا مانده است و یا به بازنویسی و ترجمه و تقلید بدل شده است، دفاع از نوشتنِ خلاق و فردی و آزاد؛ نوشتنی که از شخص می جوشد و چنان "فَضله ای" راهی جز برآمدن و دفع ندارد، دفاع از تمامیت انسان و زنده بودنِ بایسته انسان است. بنابراین "بیخ" شایسته توجه و تامل است. اما این به معنای توافق با محتوا و نوع جهان بینی حاکم بر این گاهنامه نیست.
موضوع انتخابی شماره نخست "بحران" است؛ موضوعی حساس و فراموش شده. اما آیا تحریریه گاهنامه نیز با آن، چنان که شایسته است، مواجه شده اند؟
جواب این سوال نیاز به بررسی بیشتری دارد اما پیش از هر نقد و نظری باید دید این گاهنامه برای پرسشهایی نظیر؛
بحران چیست؟
آیا صرف وجود یک اپیدمی جهانی که معادلات را برهم زده است بحران می سازد؟
آیا بحران امری جهانشمول است یا به فراخور ساختارهای جغرافیایی فکری فرهنگی و تاریخی نواحی مختلف جهان با "بحران ها" مواجه ایم؟
در صورتی که به وجود بحران‌ها اذعان داشته باشیم به چه نحو میتوانیم راجع به تجربه ی زیسته ی بحران فردی آنسوی جهان صحبت کنیم؟
در واقع آیا چون به ظاهر کل جهان درگیر این بیماری هستند واکنش ها، دریافت ها و درک افراد نیز یکسان است؟
چه موضعی را اتخاذ کرده است.

تفاوتی وجود دارد؛ در نگاه من ابتدا باید راجع به این مسئله تدقیق نمود که آیا درکی از بحران وجود دارد؟ این بحران به چه نحوی خود را به زیست انسانِ ایرانی پیوند می‌زند؟
میگویم انسان ایرانی زیرا برای شخص من کنکاش در درک پیوندها نه از بالا و از سوی مفاهیم بلکه از پایین ترین سطوح آغاز می‌شود. یعنی به سادگی تا جایی که چشمم می‌بیند و گوشم می‌شنود را مدارِ درک و تلقی و تفسیر خود قرار میدهم. بدین ترتیب سخن گفتن از بحران در فضای ایران(بر حسب این پیشفرض که چون پایه ی زبانی مشترک تری داریم درک نزدیک تری هم از وضعیت داریم) نیازمند بررسی است. و این بنظر حقیر نکته ای است که گاهنامه آن را از قلم می اندازد.
بر اساس چنین نگاهی میتوان چنین پرسشهایی را صورت بندی کرد:

آیا نباید بحران را هم به توده ها و مردم بازگرداند؟
آیا مردم ما "بحران زدایی" نشده اند؟ آیا قوه درک بحران در مردم با مشکل مواجه نشده است؟
آیا این نهادهای فرادست نیست که حتی بحران را برای ما صورت بندی میکند و به ما میگوید باید برای چه مسئله ای به چه صورتی "بحران زده" شویم؟
تصویری که از "بحران" در این مجلد نشان داده شده است آیا با تصویر بحران نزد انسانِ این جغرافیای خاص همپوشانی هرچند اندکی دارد؟
و شاید از همه مهم تر؛ آیا در جغرافیایی که هیچ ساختار بنیادینی ندارد سخن گفتن از بحران معنا دارد؟

تصویر بحران در شماره نخست بیخ فرادستانه و جهانشمول است، درک خود از بحران را به توده تعمیم می‌دهد بدون آنکه حتی به این پرسش بیاندیشید که آیا اصلا توده تصویری از بحران دارد یا خیر و اگر دارد چگونه است و به همین نحو هم از تغییر و توصیف جهانِ پس از بحران سخن می‌گوید.
شاید بتوان با کمی اغماض مطالب آقایان "مسعودی" و "اوحدی حائری" را تلاشی اندک در جهت درک مفهوم بحران قلمداد کرد اما نکته اینجاست که هیچ یک از این دو مطلب هم پیوند خود را با بحران و تصویر آن نزد توده و مردم این جغرافیا روشن نمیسازند.
شاید کسی چنین واکاوی ها و ریشه یابی ها را ضروری نداند، آن را نوعی تکلّف به شمار آورده و آن را تنها در سطح تئوریک ضروری یابد اما میتوان نشان داد_و این مهم از هدف این یادداشت کوتاه خارج است_که چنین نیست و پاسخگویی به این سوالات نقش مستقیمی در تعیین جهانِ پس از بحران و امکان دیگرگونه گشتن جهان دارند.
حداقل چیزی که میتوان گفت این است که در شرایط بحرانی و هنگامی که به قول عامه وضعیت "بیخ" پیدا می‌کند باید نوشتن را از "بیخِ" آغازید.

پی نوشت: با تشکر از رفیق عزیز، علی محمد مهاجر ناصر، که بار زحمت این نشریه روی دوش اوست.

پویا دمرچلی

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
[نقدِ بیخ]

نقدِ شماره‌ی یکم
نویسنده: محمد بیات

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس‌های زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
به نام خدا
در ابتدا لازم می‌دانم به مدیر مسئول و سردبیران گاهنامه بیخ برای آغاز این گام نو تبریک و خدا قوت گفته و برای ایشان در پیشگاه خداوند متعال آرزوی موفقیت و سربلندی داشته باشم.
با سخن سردبیر شروع کنیم. "از نوشتن باید دفاع کرد!" حمله به پناهگاه (تفرجگاه) امن روشنفکران راحت طلب و "سر به آسمان" نکته ای بود که من قلباً با سردبیر محترم همراه هستم؛ اما نکاتی در متن وجود داشت که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. نخست آنکه نقد نگارنده به متن های کوتاه و مختصر یا به قول ایشان "واکنشی" به نظر حقیر دیدی سحطی نسبت به دوران ما است! ما در زمانی زیست می‌کنیم که انقلاب ارتباطات و فناوری اطلاعات در کنار سرعت بسیار بالای وقایع و رویداد های روز جهان ایجاب می‌کند تا نخبگان، اندیشمندان و روشنفکران اجتماع ما بتوانند در زمانی کوتاه وقایع مهم و روز جهان را تحلیل کرده و بصیرتی نسبت به جهان برای مخاطبان عام و خاص ایجاد کنند. البته این سخن به این معنا نیست که نویسنده نباید دید عمیق، راهبردی و بلند مدت نسبت به مسائل نداشته و یا اینکه عالمان نباید به شکل مفصل و ریشه ای به مسائل بپردازند. به تعبیر هگل روح زمانه ما این است! ما برای اینکه بتوانیم با تحولات شتابان جهان گام به گام به پیش رویم، نیازمند این سبک از قلم زنی و اندیشدن هستیم تا از روزگار عقب نمانیم اما باید مراقب باشیم تا در پرتگاه ژورنالیسم زرد و چهارچوبی بسته به نام ایدئولوژی هلاک نشویم!
اما نکته بعدی نقد سردبیر محترم به دید تک بعدی روشنفکران و اندیشمندان از واقعیت های روز اجتماع ما و از دست دادن سوژگی خود در برابر دانش غریی بود. شاید ایشان این ضرب المثل قدیمی را شنیده باشند که "یک سوزن به خودت بزن یک جوالدوز به دیگران!"
انسان ایرانی در برخورد با تمدن غرب سال ها است سوژگی خود را از دست داده و به حاشیه تاریخ رانده شده است. اندیشمندان و روشنفکران ایرانی برای رهایی از این حقارت تحمیلی هر کدام به ایسم های روزگار خود پناه برده و به جای تلاش برای فهم درست، علمی، چند وجهی و دقیق مدرنیته، در پناه افیون ایدئولوژی آرام گرفتند! فهم ناصحیح نسبت به موقعیت و شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و مذهبی اجتماع سبب آن شده تا عالمان و روشنفکران ما از توده مردم جدا افتاده و با دیدی از بالا به پایین هر قشری را با برچسبی از زیست اجتماعی طرد و به ترک تازی بپردازند! اندیشه و علم مانند ادکلن فرانسوی یا اتومبیل های لوکس آلمانی نیست که با مد شدن مکتبی در قسمتی از عالم، چند جمله از آن بزرگان فرنگی را پشت سر هم قطار کرده و "کوس اناالحق" بزنیم! بنده قصد ندارم تجربه بشری را نادیده گرفته یا نفی کنم اما معتقدم روشنفکر ما حداقل باید بداند که مسائل و مشکلات اجتماع ایرانی با مسائل و مشکلات جامعه فرانسه، آمریکا، انگلستان و روسیه تزاری! متفاوت است و همین تفاوت راه و درمانی دیگر طلب می‌کند.
سیاهه فوق گامی در جهت کمک به ایجاد فضا نقد و نقد پذیری در جامعه علمی و دانشگاهی ما بود. امیدوارم گامی هر چند کوچک در این جهت برداشته باشم و برای تیم بیخ آرزوی سلامتی، سعادت و سربلندی دارم.

محمد بیات

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس‌های زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
از بیخ بنویسید!
از بیخ نقد کنید!

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس‌های زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
《بحران جامعه‌ی ما و بحران کرونا》

مصاحبه‌ی علی‌محمد مهاجر ناصر با #دکتر_ناصر_فکوهی، استاد انسان‌شناسی دانشگاه تهران

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس‌های زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
[بخش اول]

بحران جامعه ما و بحران کرونا
گفتگو با #دکتر_ناصر_فکوهی
استاد انسانشناسی دانشگاه تهران

امروز ما به عنوان دانشجویانی که به وضعیت بحران و پس از بحران فکر می‌کنیم به صورت کلی می‌خواهیم افق‌ها، ابعاد و صورت‌های زیست سیاسی و اجتماعی را در وضعیت بحران بسنجیم. به گمان ما بینش انسان‌شناسانه و نقادانه‌ی شما در این فرایند شناخت به ما کمک خواهد کرد.

. اولین پرسش ما با توجه به وضعیت بحران شیوع جهانی ویروس کرونا این است که حال با توجه به همه‌گیری تجربه‌ی این بحران آیا ما می‌توانیم برای توضیح این وضعیت کرونایی از مفهوم و اصطلاح بحران با مضمون و معنایی که پیش از این وضعیت داشت استفاده کنیم؟ به نظر شما شیوع کرونا نقطه عطفی است که ما مضامین مربوط به بحران را بازتعریف کنیم؟ و این بازتعریف چگونه خواهد بود؟

"بدون شک این یک بحران است، نه فقط به دلیل گستره و آسیب‌های بهداشتی و مرگ و میرها و انسان‌هایی که تاکنون ضربه خورده‌اند و برغم گذشت کمتر از شش ماه از آغاز آن شمار بزرگی هستند، بسیار زیادند و یا به دلیل بیلان انسانی مستقیم که این بحران تا یک یا دو سال آینده خواهد داشت، بلکه به دلیل تمام آسیب‌های انسانی غیر مستقیم آن به ویژه در زمینه‌های روان‌شناسی و میانکنش‌های انسان‌هایی که حتی پیش از این بحران هم در سرمایه‌های اجتماعی خود دچار آسیبزدگی شدید بودند، رفتار میان این انسان‌‎‌ها مسئله‌ای جدی است. افزون بر این بحران کرونا می‌تواند عاملی باشد در مدیریت و نظم و کنترل و شدید‌تر شدن موقعیت‌ها و مشروعیت بخشیدن به وضعیت‌های «اضطراری» و «امنیتی» شهرها؛ قدرت گرفتن نژاد‌پرستی و همین طور و شاید از همه مهم‌تر آسیب‌های اقتصادی و موج گسترده فقر و گرسنگی که لزوما به همراه خواهد آورد. اما اینکه ما باید چیزهایی را بازتعریف کنیم یا تغییر بدهیم، بدون آنکه این امر را نفی کنم، فکر می‌کنم این نکته ای است که سال‌های سال است همه متخصصان علمی و اجتماعی بر آن تاکید دارند که جهان به صورت کنونی نمی‌تواند پیش برود، بنابراین کرونا ضربه سختی است اما لزوما چیزی‌ غیر‌قابل پیش‌بینی یا شوک آور نبوده است. اما اصرار زیادی هست که چنین وانمود شود در حالی که در منطقی کاملا روشن از خط سیر جامعه داروینسم اجتماعی و نخبه‌گرایی قرار می‌گیرد که نولیبرالیسم پنجاه سال است جهان را در آن تثبیت کرده است."

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس‌های زیر دنبال کنید.
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
بحران جامعه ما و بحران کرونا
گفتگو با #دکتر_ناصر_فکوهی
[بخش دوم]

. به گمانم می‌توان گفت شیوع جهانی ویروس کرونا یک وضعیت خاص جهانی پدید آورده است که در آن بنا به اقتضائات اقتصادی و سیاسی بخشی از قانون‌ها و عرف‌ها گویی به صورت موقت برای مقابله با بحران تعلیق یا ملغی می‌گردد. آیا سرمایه‌داری نئولیبرال متاخر می‌تواند به قدری انعطاف پذیر باشد که نابرابری وحشتناکی که میان انسان‌ها حاکم است را تعدیل کند؟ به صورت کلی چه نوع صورت‌بندی و روابطی قابل پیشبینی است که این نظم سرمایه سالار نسبت به انسان‌های نابرابر در واکنش به این بحران برقرار سازد؟

"تکرار می‌کنم زیرا این نکته مهمی است و باید تکرار شود: این ویروس نتیجه مستقیم سرمایه‌داری نولیبرالی متاخر و تقسیم کار بزرگی است که در جهان به وجود آورده و در دو سوی غایی آن از یک طرف با تمرکز فناوری‌های پیشرفته و بخش مالی در آمریکا سروکار داشته‌ایم و در سوی دیگرش با تمرکز سرمایه‌داری دولتی صنعتی و یک دولت و استراتژی‌های ضد دموکراتیک آن در چین که در سطح جهانی به کمک روسیه که به عنوان بخش بزرگی از بازوی نظامی - جاسوسی خود در غرب برای تخریب دموکراسی ‌های غربی از آن استفاده می‌کند. بنابراین مسئولیت هر دو سو بسیار بالا است. در آنچه به «جبران» مربوط می‌شود فکر می‌کنم اتفاقا در کوتاه مدت شاید نولیبرالیسم بتواند جبران اقتصادی مثلا کمک به بیکاران و آسیب دیدگان را با تخصیص اعتبارات ویژه انجام بدهد، اما در دراز مدت‌تر، یعنی چه این ویروس ادامه پیدا کند و چه ویروس‌هایی جدیدتر یا بلایایی دیگر از راه برسند، امکانات چنین کاری هر روز کمتر می‌شود. واقعیت آن است که ما در جهانی سیاره‌ای زندگی می‌کنیم و در جوامعی که در آن‌ها اجزاء به شدت به کل و برعکس پیوند خورده و بر هم تاثیر می‌گذارند: می‌بینیم کشوری که در کشورهای توسعه‌یافته سخت‌ترین ضربه را از این بیماری، آمریکا خورد و این به دو دلیل عمده بود: یکی فقدان توان رهبری مبارزه با آن در دولت ترامپ که جز به خود و سرمایه‌های خویش نمی‌اندیشد و دوم به دلیل ساختارهای بسیار ضعیف بهداشت عمومی (و اصولا دولت هر چه کوچکتر شده جز در زمینه نظامی و امنیتی) در این کشور که نتیجه مستقیم سیاست‌های نولیبرالی درآن است . به نظر می‌رسد ترامپ آنچه را که دیگر سرمایه داران فکر می‌کنند اما آنقدر شعور دارند که بر زبان نیاورند، با بی‌شعوری مطلقی که در او سراغ داریم، با صدای بلند می‌گوید: اینکه جهان باید هرچه زودتر دقیقا به وضعیت سابق برگردد و حتی بیشتر، باید در جهتی که قبلا پیش می‌رفت یعنی نابرابری و داورینیسم اجتماعی هر چه بیشتر پیش رود. در نتیجه پس از کرونا، بی‌شک خطرات بزرگتر و کوچکتری از راه می‌رسند و متاسفانه می‌توان تصور کرد که میزان ضربات آن‌ها ممکن است بسیار سنگین‌تر از این ویروس تا زمان حاضر و حتی در پیش بینی‌هایی که برای آن در آینده می‌شود، باشند."

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس‌های زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ‌
بحران جامعه‌ی ما و بحران کرونا
گفتگو با #دکتر_ناصر_فکوهی
[بخش سوم]

. با توجه به وجوه و خصلت‌های اقتصادی و اجتماعی وضعیت سرمایه سالار حاکم، انسان‌ها را منقسم در نابرابری‌های گوناگون اقتصادی و اجتماعی محصور می‌ببینیم و می‌توان گفت وقتی که ساختار جامعه طبقاتی است متعاقبا نوع مواجهه‌ی با ویروس کرونا ( مثل هر بحران دیگری ) نیز طبقاتی‌ست. حال چگونه و با توجه به چه منطقی رسانه‌ها به شهروندان نابرابر توصیه‌ی مشترکی می‌کنند که مثلا « همه در خانه بمانید » و یا ... در صورتی که معیشت فرودستان و طبقه‌ی کارگر با مخاطرات بسیار جدی رو‌به‌رو می‌شود اگر که برای کار به بیرون از خانه نروند، چگونه می‌توان این کژفهمی رسانه‌ها و نهادهای مختلف را تبیین کرد؟

"توصیه‌هایی که می‌شود که من نیز با اصل آن‌ها موافقم، توصیه‌های عمدتا از سر ناچاری و کوتاه‌مدت است. توصیه‌هایی که به موقعیت‌های اورژانس برمی‌گردند وگرنه مشخص است که نابرابری خصلت اصلی جهان کنونی است که حاضر نیست بپذیرد این روند و یک سبک از زندگی که در آن 99 درصد ثروت برابر با سهم یک درصد جمعیت جهان باشد، بیش از اندازه خطرناک است. این وضعیت دیر یا زود به فاجعه وفجایع غیر قابل کنترل دیگری منجر می‌شود. توصیه «در خانه بمانیم» کاملا درست است، اما مشکل در آن است که سرمایه داری نولیبرال درست برعکس به دنبال آن است که تنها «یقه‌سپیدان» و توانگران در خانه بمانند و بقیه همه به سر کار برگردند تا زیان های مالی اش را کاهش دهد و در این میان چندان دغدغه‌ای برای سلامت مردم ندارد. بدون شک اگر در جهان پیش رو‌، نابرابری درون جوامع و بین آنها به همین صورت پیش رود و اگر سبک زندگی زیاده‌خواهی که ما در نزد اقلیت بسیار کوچک فوق ثروتمند می‌بینیم، ادامه داشته باشد، ما به سوی فاجعه‌ای دیگر با ضرب‌آهنگی شتابزده‌تر پیش خواهیم رفت."

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس‌های زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
بحران جامعه‌ ما و بحران کرونا
گفتگو با #دکتر_ناصر_فکوهی
[بخش چهارم]

. به نظر می‌رسد در مواجهه‌ی با بحران کرونا دو واکنش و بینش از سوی مردم، روشنفکران و سیاست‌مداران در حال شکل‌گیری است. اولی رویکردی انسان‌‌گرایانه است که موجب شده کشورهای مختلف با بینشی انسان‌دوستانه نسبت به یکدیگر همدردی و کمک انجام بدهند. ( به عنوان مثال ما شاهد فرستادن تیم‌های پزشکی و درمانی از سوی کوبا به کشورهای اروپایی بودیم). از سویی دیگر ما شاهد شکل‌‌گیری یک نوع ادبیات نژادپرستانه هستیم که نسبت به مردم چین میان برخی رسانه‌ها و سیاست‌مداران ترویج یافته است. ( به عنوان مثال کرونا بارها توسط ترامپ و رسانه‌های راست‌گرای آمریکایی « ویروس چینی » خوانده شده ). چگونه دانش انسان‌شناسی، علوم اجتماعی و رویکرد انتقادی می‌تواند به ما در این زمان حساس کمک کند تا رویکردهای انساندوستانه تحکیم شود و بتوانیم با رویکردهای نژادپرستانه مقابله کنیم؟

"مبارزه با نژادپرستی، با پوپولیسم و با ایدئولوژی‌های دولتی، کاری است که همیشه باید در دستور کار همه انسان‌دوستان و همه کسانی که مایل به ایجاد رابطه‌ای سالم از مبادله میان انسان‌ها با یکدیگر، با سایر موجودات و با طبیعت هستند، قرار بگیرد. روشن است که این امر، امروز بیشتر حس می‌شود، اما باید از این گفتمان که مشکلات را همه در این بیماری ببینیم خارج شویم. کرونا صرفا یکی از معلول‌ها در میان صدها معلول دیگر جامعه سرمایه‌داری متاخر است. ویروس واقعی در این ایدئولوژی است که اگر با آن مقابله اساسی و جدی و سریع نشود کل بشریت را نابود خواهد کرد. تنها در همین سال‌های اخیر ما چندین تهدید بزرگ علیه کل بشریت داشته‌ایم که ریشه همه آن‌ها در استراتژی داروینیسم اجتماعی ِ نولیبرالیسم اقتصادی – اجتماعی است. پس هدف خود را اشتباه نگیریم. کرونا ویروس، یک بیماری است و باید با آن مثل هر بیماری دیگری که عارض می‌شود، عمدتا با ابزارهای علمی مبارزه کرد. اما مشکلات انسان ِ مدرن جوامع متاخر، نه با کرونا ویروس شروع شده و نه با آن پایان می‌گیرد."

. با توجه به این که در بسیاری از نقاط دنیا بر کالبد نظام سرمایه‌داری نئولیبرال، اشباح تازه‌ای از پوپولیسم، ملی‌گرایی افراطی و نژادپرستی دمیده شده و در کشور ما نیز در کنار تجربه‌ی اقتصادی نئولیبرالیسم ( خصوصا با توجه به تجربه‌ی خصوصی‌سازی‌های گشترده اخیر ) اندیشه‌های ملی‌گرایی افراطی ( نظیر اندیشه‌های ایرانشهری و سایر برداشت‌های قومی، فرهنگی و زبانی از ملت که سویه‌های مرکزگرایانه دارند ) رونق دوباره‌ای یافته‌اند، چه مخاطراتی زیست سیاسی و اجتماعی و فضای آکادمیک ما را می‌تواند در معرض خود قرار دهد و چگونه دیدگاه انتقادی با این مخاطرات باید مواجه شود؟

"این یک خطر واقعی است که سال‌ها است نسبت به آن هشدار داده می‌شود. حال که کرونا مثل شمشیری بالای سرمان آویزان شده، خطر را بیشتر احساس می‌کنیم، اما چه قبل و چه پس از کرونا، این خطر برای ما همچنان باقی خواهد ماند. دقت کنید که همین گونه نژاد‌پرستی‌ها و ملی‌گرایی‌ها و پوپولیسم‌ها بود که سه سال است شخصیتی دیوانه چون ترامپ را در راس بزرگترین قدرت اقتصادی – نظامی جهان که کل اقتصاد جهان را با دلار، کنترل می‌کند قرار داده است. در این میان، ما به ازای ِ جهان سومی وقایعی که در کشورهای با ابزارهای دموکراتیک پیشرفته و با پیشینه دموکراتیک چند صد ساله می گذرد، موقعیت‌هایی بسیار هولناک‌تر است که می تواند روندی بازهم بمخرب‌تر به خود بگیرد. بنابراین باید با تمام توان علیه این گونه برداشت‌های سطحی از هویت و فرهنگ مبارزه کنیم. متاسفانه در این زمینه، به نظرم می‌رسد که بسیاری از روشنفکران و دانشجویان ما، گاه به دلیل تمایل به واکنش نسبت به قدرت حاکم و گاه به دلیل ترغیب بخشی از خود این حاکمیت، در این تله ملی‌گرایی‌های افراطی افتاده‌اند که از آن هیچ چیز جز مرگ و نیستی و شرایط بدتر بیرون نمی‌آید‌. اما نباید از یاد ببریم که بنا بر تجربه چند قرن گذشته، آخرین چیزی که می‌تواند از چنین گرایش‌هایی بیرون بیاید وضعیت‌های عادلانه‌تر و به خصوص دموکراتیک است."

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس‌های زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ‌
بحران جامعه‌ی ما و بحران کرونا
گفتگو با #دکتر_ناصر_فکوهی
[بخش پنجم]

. با توجه به ضربات اقتصادی بحران شیوع جهانی کرونا به اقتصاد جهانی و انباشت نارضایتی‌های دوران پیش از کرونا؛ فرض‌ها و پیشبینی‌هایی در مورد امکان وقوع یک سلسله اعتراضات و جنبش‌های طبقاتی از سوی فرودستان در سطح جهانی مطرح است. تحلیل شما نسبت به این مسئله چیست؟ و مواجهه‌ی جامعه و روشنفکران اجتماعی با این مسئله چگونه خواهد بود؟

"به نظر من مگر اینکه معجزه‌ای از راه برسد، این امر اجتناب‌ناپذیر است (ولو شکلش بسیار نامعلوم و پیش‌بینی ناپذیر باشد) زیرا ضربه اقتصادی که این بیماری به دلیل پهنه‌های گسترده نابرابری به جهان زده است، به نظر نمی‌رسد جز با یکی از دو ابزاری که همیشه در تاریخ این گونه بحران‌ها را پشت سر گذاشته‌اند، یعنی یا با جنگ یا با انقلاب بتواند حل شود. اما نکته متناقض‌نما (پارادوکسال) در اینجا آن است که جهان امروز و کنشگرانش به دلایل بی‌شمار برای هیچ یک از این دو آمادگی ندارد و هرکدام از آن‌ها می توانند به منزله پایانی برایشان باشند. بنابراین چشم‌انداز موقعیت‌های بسیار دشوار و دستکاری‌ها و تله‌های بزرگی بر سر راهی هر گونه چنبشی در آینده وجود خواهند داشت. به نظر من پاهر شدن گروهی از «روشنفکران» و «دانشگاهیان» مدعی سکولاریسم و طرفدار تزهای نژادپرستانه، ملی‌گرایانه و «تحلیل های تاریخی کلان‌نگر» از این قبیل دام‌های فکری هستند که بارها در طول صد سال اخیر فرایندها رشدو دستاوردهای دموکراتیک را تخریب کرده‌اند. نباید تصور کنیم که صاحبان قدرت‌های بزرگ و ثروت‌های بی‌پایان نامشروع در جهان کنونی به سادگی از آن‌ها خواهند گذشت. درست برعکس آن‌ها همه راه‌ها را روی گستره‌ای از چپ افراطی تا راست افراطی خواهند رفت تا بتوانند نظام‌های خودانگیختگی مقاومت مردم جهان در برابر نابرابری ها را تصاحب و آن‌ها را به انحراف‌های خشونت‌آمیز و کوچه‌های بن بست بکشانند. غیر متخصص بگذارند: اکثریت کنشگران جهان کنونی متاسفانه از قابلیت‌های مادی و مهارت‌های فناروی برای گریز از این دام‌ها محرومند. اینجاست که وظیفه روشنفکران ودانشگاهیان سنگین می شود زیرا مثل روشنفکران پیشین این وظیفه آن‌ها در نوعی انسان‌گرایی انسان محور، خلاصه نمی‌شود، بلکه بیشتر شامل باز کردن گره‌های کور این جهان پیچیده و ارائه راه‌حل برای مردمی است که هنوز برخی از ساده‌ترین پیچیدگی‌های آن را درک نمی‌کنند، آن هم در حالی که خودشان هم هنوز بسیاری از این پیچیدگی‌ها را کاملا درک نکرده اند."

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس‌های زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
بحران جامعه‌ ما و بحران کرونا
گفتگو با #دکتر_ناصر_فکوهی
[بخش ششم]

. چه امکانی برای روشنفکران اجتماعی متصور هستید که پا را فراتر از التذاذ حاصل از موشکافی روشنفکرانه‌ی بحران بگذارند و بتوانند فراتر از گفتارها و نوشتارهایشان درباره‌ی هر بحران ثمربخشی اجتماعی را پدید بیاورند؟
"مهم‌ترین مسئله از نظر من در حال حاضر، حفط قابلیت‌ها و توانایی‌های فرهنگی است که در این بحران بیشترین خطر تهدیدشان می‌کند. می‌دانیم که هم اکنون بحران اقتصادی بیش از همه، مشاغل فرهنگی را هدف گرفته زیرا این تفکر رایج در همه جای جهان وجود داشته و دارد که می‌توان از آن‌ها صرف نظر کرد. بنابراین وظیفه همه ما نشان دادن حفظ فرهنگ به مثابه ابزاری اساسی در حفظ قابلیت‌های انسانی است. این امر بسیار فراتر از توصیف و تحلیل وضعیت موجود در کوتاه مدت می‌رود و نیاز به آن دارد که این روشنفکران خود در ابتدا، حاد بودن شرایط را درک کنند که چنین به نظر نمی‌رسد که در این راه قدم مهمی برداشته باشند و سپس بتوانند کمکی به حال مردم باشند."
. آیا با توجه به تجربه‌ی بحران جهانی شیوع کرونا می‌توان افقی را در وضعیت پس از کرونا متصور بود که به ترقی‌هایی نظیر برابری و دموکراسی در سطح جهانی نزدیک‌تر شویم؟
"بدون شک اگر درک و تحلیل‌های درستی از وضعیت داشته باشیم، می‌توانیم از آن‌ها برای مقابله با نابرابری‌، سلسله‌مراتبی شدن، کالایی شدن جهان و تفکر‌های محلی‌گرایانه و ملی‌گرایانه و نژاد‌پرستانه استفاده کنیم. ولی اگر تن به گفتمان‌های سطحی‌نگرانه‌ای بدهیم که یا با حرکت از پزشکی‌شدن جامعه صرفا از گروهی از اصلاحات بهداشتی به مثابه راه حل برای جهان پس از کرونا می‌دهد، یا از «تجهیز» بهتر ِ فناورانه یا علمی برای مقابله با خطرات آینده به عنوان بزرگترین هدف دم می‌زند، در حقیقت از رویکرد ِ «نظامی- امنیتی» فراتر نرفته‌ایم. راه حل اساسی نه در این درمان‌های ناپایدار بلکه در درمان پایدار از میان بردن نابرابری‌ها و ایجاد عدالت واقعی اجتماعی در سطح سیاره‌‌ای و تغییر رادیکال سبک‌های زندگی بر اساس نظریات پسا توسعه است."

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس‌های زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
گفتگو با #دکتر_فرهاد_محرابی

مصاحبه‌ی علی‌محمد مهاجر ناصر با #دکتر_فرهاد_محرابی، استاد ادبیات تطبیقی دانشگاه ردینگ انگلستان

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس‌های زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
گفتگو با #دکتر_فرهاد_محرابی

مصاحبه‌ی علی‌محمد مهاجر ناصر با #دکتر_فرهاد_محرابی، استاد ادبیات تطبیقی دانشگاه ردینگ انگلستان
[بخش اول]

.اولین پرسش ما با توجه به وضعیت خاص بحران شیوع جهانی ویروس کرونا این است؛ حال که برخی رسانه‌ها در هر لحظه افکار مردم را با اصطلاح «بحران» بمباران می‌کنند، برخی دیگر از رسانه‌ها نیز بحران را انکار می‌کنند و از سویی طبقات مختلف مردم نوعی دیگر از وضعیت بحرانی را (نه به‌عنوان بازنمایی شده به صورت فانتزی و ایدئولوژیک، بلکه عینی و قابل تجربه و زیست) تجربه می‌کنند، چگونه می‌توان واژة بحران را متناسب با شرایط عینی وضعیت امروز بازتعریف کرد؟

"بکار بردن لفظ «بحران» برای وضعیت امروز ایران نه در مقام واژه ای که قادر است موقعیت امروز کشور را صرفاً «توصیف» کند بلکه باید به مثابه واژه ای در نظر گرفته شود که همچنین قادر است زمینه ها و «فرصت» های ایران آینده را نیز در درون خود تصویر کند. واقعیت دهشتناک کرونا، یک لایه به ماهیت چندلایه ی ایران معاصر افزوده است. هراس جمعی ای را تشدید کرده که دست کم قریب یک دهه است که در فضای فکری و اجتماعی-سیاسی ایران جریان دارد. اقتصاد در ایران در چنبره ی ائتلافی پنهانی مابین محافظه کاری سنتی و نسخه های سطحی مدلهای نئولیبرالیستی درآمده که کلیت ساختار سیاسی ایران را به گروگان گرفته، و به تبع آن آینده ی فضای سیاسی و چند و چون ساختار سیستم مدیریتی و سیاست گذاری کلان کشور را نیز در هاله ای از ابهام قرار داده. بحران بیولوژیک حاضر در واقع کاستی ها و سترونی ساختاری و ریشه دار مکانیسم های مدیریتی ایران را تشدید کرده. در کنار اینها فشار هر دم فزاینده ی تحریم های غیرقانونی ایالات متحده نیز ثباتِ شکننده ی سیاسی در ایران را هدف قرار داده و با تمام قوا فروپاشی سیاسی کشور و در واقع کل خاورمیانه را نشانه گرفته که همین الان هم در آتش بی ثباتی می سوزد.

در عین حال این وضعیت انضمامی با بحرانی در سطح اندیشه و دیدگاههای متقابل مابین حاکمیت و مردم نیز همراه شده. بحرانی که شاید بیشتر و بالاتر از تمامی کاستی های مدیریتی و سیاسی مخاطره آمیز است، بحرانی که ماحصل نبود هیچ شکلی از اعتماد میان مردم و حاکمیت است. سطح تعامل و هم کنشی حاکمیت و حوزه ی عمومی در وضعیت امتناع مطلق قرار گرفته. وضعیت حاضر به گونه ایست که هر گونه حرکتی از جانب حکومت به هر شکلی و تحت هر عنوانی و با هر درصدی از توفیق و یا شکست، با موضع گیری منفی مردم مواجه می شود. وضعیتی که اتفاقات تلخ چند ماهه ی اخیر از آبانماه تا امروز بر دامنه و عمق اش افزوده. شرایط بدون تردید بحرانیست اما روزنه های امید نیز از مجرای پرسشگری و پاسخگو کردن سیستم می تواند بوجود آید و بایستی با جدیدت نیز پی گرفته شود. ایران در یک آستانه ایستاده، آستانه ای که خطر فروپاشی از یک سو و نیز بازتعریف و دگردیسی ساختاری آن به سمت وضعیت مطلوب تر و قابل پذیرش تر از سوی دیگر می تواند دو امکانی باشد که از آن سربرآورد. اینکه اتفاقات چند ماه آتی به چه سمتی بچرخد به میزان بالایی به کنش و پیگیری نهادهای مدنی و گستره ی عمومی جامعه بستگی دارد. در شرایطی که همه از بازگشت به شرایط عادی پیشاکرونایی دم می زنند شاید باید یادآور شد که آن شرایط عادی «پیشین» اساسا در هیچ سطحی مطلوب نبود و بازگشت به آن صرفا در جا زدنی حسرت بار خواهد بود."


ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس‌های زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
گفتگو با دکتر #فرهاد_محرابی
[بخش دوم]

. شاید بتوان گفت هر فاجعه به دو صورت کلی درک می‌شود: اول درک فاجعه با زیستن درون آن و دوم بررسی روایت‌های باقی‌مانده از فاجعه. سینما و ادبیات همیشه بستری برای بازنمایی فاجعه‌ها در کشاکش دو گونه درک مذکور بوده است. موزائیکی بودن جامعه (از لحاظ فرهنگی، اعتقادی و اجتماعی) و طبقاتی بودن آن (از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و سیاسی) باعث شد روایت عده‌ای در مواجهة با بحران کرونا کلافگی و بی‌حوصلگی، دلتنگی برای تفریحات متنوع شهری، اضافه وزن در خانه و ... باشد و روایت عده‌ای دیگر مشکلات معیشتی و اقتصادی بسیار شدید باشد که قرنطینة خانگی و فاصله‌گذاری اجتماعی به وخامت این مشکلات افزوده است. ما چگونه می‌توانیم با توجه به توضیحات ذکر شده فاجعه را روایت کنیم؟
رسانه‌ها بدون توجه به طبقاتی بودن جامعه یک روایت کلی و فانتزی را از فاجعه نشان می‌دهند که مملو‌‌ء از قهرمان‌سازی‌های ایدئولوژیک است، چگونه می‌توان فاجعه را به‌صورت واقع‌گرایانه و موشکافانه روایت کرد تا روایت ما دچار بازنمایی‌های فانتزی و ایدئولوژیک نشود؟


"رکن اصلی هر گونه روایتگری صادقانه و درست در نظر من رجوع مستقیم به خود آن واقعه فارغ از نظرگاهها و تفاسیری است که حول و حوش آن می چرخد. هیچ چیز به اندازه ی خود یک واقعه نمی تواند روایت دقیقی از آن واقعه ارائه دهد. من قریب ۹ سال از بهترین سالهای زندگی ام را در بریتانیا سپری کرده ام، جاییکه سینمایش با رئالیسم اجتماعی ناب گره خورده. در سینمای فیلمسازانی چون تونی ریچاردسون از نسل قدیمتر و نیز کن لوچ و مایک لی از نسل بعد با یک اصل اساسی روبه رو می شوید و آن رجوع مستقیم، صریح و گاههاً زمخت به درون خود واقعیت برای روایت آن بوده که فارغ از هرگونه رهیافت تفسیری انجام می شود. این درس بزرگی بود که از سینما و ادبیات بریتانیا گرفتم. این نظرگاه می تواند در سطحی کلان در حوزه ی روشنفکریِ به شدت تئوری زده و نیز فضای فکری ایران امروز پی گرفته شود تا تصویر روشنتری از امور به دست آید. این امر خصوصا برای در امان ماندن از پروپاگاندای داخلی و خارجی بسیار ضروریست. مشکل اساسی در تفکر در ایران معاصر اسارت اش در قفس تحلیل های کلیشه ای و تکراری رسانه ای و قالب های فکری سترون بدون هیچ گونه پرسشگری عمیق است. یکی از کارهای اساسی کارگزاران اندیشه در ایران امروز بایستی پرسشگری بی امان و بی رحمانه ی «هرچیزی» باشد که تصور کرده ایم شمایلی مشخص دارد و نیاز به نقد و بازخوانی آن نیست."

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس‌های زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
گفتگو با دکتر #فرهاد_محرابی
[بخش سوم]

. به نظر می‌رسد شیوع جهانی ویروس کرونا وضعیت جدیدی برای اقتصاد سرمایه‌داری نئولیبرال جهانی ایجاد کرده است، نمودهای این وضعیت نوین را در سقوط سهمگین قیمت نفت و یا کلان‌سودهای اخیر شرکت‌هایی نظیر آمازون می‌توانیم ببینیم. به‌نظر شما سرمایه‌داری نئولیبرال جهانی برای واکنش‌های کوتاه مدت خود به وضعیت بحران و پس از بحران چه سیاست‌های اقتصادی‌ای را تدارک دیده است؟

"شکی در این نباید داشت که دنیای پساکرونا با دنیای پیشاکرونا متفاوت خواهد خود. بشریت طوفانی را از سر می گذراند و دوباره دیر یا زود به ساحل آرامش می رسد، اما با این حال تغییراتی نیز در نوع زندگی و سازکارهای زیستی خود اعمال خواهد کرد و این طبیعی است. اما اگر از من بپرسید که ما پس از کرونا دنیای بهتری را تجربه خواهیم کرد که از مشکلات و مصائب امروزش درس گرفته جواب من منفیست. من با کانت عمیقا هم نظرم که «سرشت تلخ بشر هرگز میوه ای شیرین به بار نخواهد آورد». این دیدگاه شاید زیادی تلخ و ناامید کننده باشد اما اگر تلخی اش یاری مان کند که کمی به خودمان بیاییم و برای شرایط عادلانه تر و بهتر در جهان و کشور خودمان تلاش کنیم خیلی هم خوب خواهد بود که هر از چند گاهی به آن بیاندیشیم. سرمایه داری نئولیبرال که ما هم در ایران نسخه ای کاریکاتور وار و می توان گفت حتی مخاطره آمیز تر آنرا تجربه می کنیم در اساس قرار است مرجع تصمیم گیری را از جامعه و حوزه ی عمومی به جمعی بسته در رأس هرم قدرت مالی و سیاسی منتقل کند. نئولیبرالیسم در اساس قرار است امکان مداخله ی خواسته های دموکراتیک و مردمی را از حوزه ی سیاستگذاری ها حذف کند. قرار است سازوکار اقتصادی جامعه را به سیستمی مبتنی بر بهره کشی جمعی تنزل دهد که بر مبنای آن آنچه مهم است صرفاً امنیت سرمایه گذاری و منفعت بیشتر برای شرکتهای بزرگ و صاحبان کلان سرمایه در سطح جامعه است که از کوچکترین دخالتهای نهادهای دولتی و مردمی رها شده اند. نئولیبرالیسم با تکانه ی کرونا دچار شوک شدیدی شده اما خام دستانه و ساده انگارانه خواهد بود که فکر کنیم به این آسانی میدان را به نفع سیاستهای عادلانه تر و دموکراتیک در عرصه توزیع ثروت در جامعه باز خواهد کرد. حلقه ی اصلی اقتصاددانان نزدیک به هسته ی مرکزی قدرت در ایران مصرانه به دنبال این هستند که مدلهایی مبتنی بر کمترین تعهد دولتی را در اقتصاد پیاده کنند، که نسخه ای وطنی و باب طبع ساختار سیاسی محافظه کار ایران برگرفته از مدلهای «شیگاگو بویز» است. آنها بر آنچه اقتصاد «خصولتی محور» است تاکید دارند تا از یک سو تعهدات دولتی خود را کم کنند و از سوی دیگر زمام امور اصلی را نیز در دستان خود و نه بخش خصوصی حقیقی نگاه دارند. ریشه ی بحران های اصلی اقتصاد-سیاسی ایرانِ این سالها در این امر ریشه دارد."

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس‌های زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
گفتگو با دکتر #فرهاد_محرابی
[بخش چهارم]

. گویا یکی از وظایف اصلی سرمایه‌داری حاکم این است که برای بقای الگوهای نابرابری و عدم تقارن‌ها، که سود را به شکلی انحصاری به نفع کلان سرمایه‌داران انباشت می‌کند، هر سیاستی را در پیش بگیرد. چگونه می‌توان امیدوار بود با وجود اینکه نیاز به حداقل برابری‌ها مثل بهداشت و درمان رایگان و همگانی از سوی منطق سرمایه‌داری طرد می‌گردد، ما بشریت و تمدن را از دل بحران کرونا و یا بحران‌های زیست محیطی، که در آینده‌ای شاید نه‌چندان دور گریبان ما را خواهد گرفت، نجات دهیم؟

"بشریت اساسا دهه هاست با چالشی سهمگین روبروست. روز به روز ارزش یافته های علمی علی رغم شعاری که عصر حاضر را عصر سیطره ی علم می داند، کم رنگ تر می شود. اساس منطق سرمایه داری متاخر چنان است که هر چیزی من جمله علم را، اگر مانعی در سر راه گسترش و بسط سرمایه باشد، از میان بر دارد. بحران کرونا نسخه ای تکمیلی و ادامه ای بر بحران سهمگین تر گرمایش کره ی زمین و بحران های زیست محیطی ایست که با آنها دست به گریبانیم و فرصت بسیار کمی برای مواجهه با آنها داریم. ابتذال و پوپولیسمی که در جریانهای نئوفاشیستی امروز جهان در ایالات متحده، بریتانیا، برزیل، هند، مجارستان و سایر جاها شاهدیم و به نظر می آید مرزهایش را هر دم گسترش می دهد، فصل جدید و هولناک تری را نیز بر نظریه ی معروف فوکو در باب همنشینی دانش و قدرت اضافه می کند. منطق سرمایه داری نئولیبرال کنونی در واقع هر آنچه را که دست اندازی برای انحصار انباشت های خود در میان اقلیت بالای جامعه باشد را به قیمت هر چیزی حتی انکار علم طرد می کند.
در عین حال بحران کنونی در واقع بار دیگر قدرت طبیعت را به رخ انسان کشید. همین الان که مشغول پاسخ دادن به این سوال هستم زلزله ای مهیب تهران را لرزانده. مردم شهر قرنطینه ی ناشی از کرونا را زیر پا گذاشته اند و در خیابانها هستند. درون و بیرون خانه ها به یک میزان به تسخیر قهر طبیعت در آمده و ابزارهایی که ما برای مواجهه با آن برای خود اختیار کرده ایم بینهایت ناچیز و سطحی جلوه می کند. ما درسرتاسر کره ی زمین خود را به دست سیاستمدارانی فاقد بینش، و نیز منطق خودخواهانه ی کسب منفعت حداکثری نئولیبرال سپرده ایم که به هیچ عنوان نمی توانند نسبتی درست با طبیعت و محیط زیستمان برقرار سازند."


ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس‌های زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
گفتگو با دکتر #فرهاد_محرابی
[بخش پنجم]

. امپریالیسم ایالات متحده در نقاط مختلفی از دنیا فضاهایی به منظور استثمار منابع طبیعی، نیروی کار و ثروت‌های آن مناطق ایجاد کرده است. معمولاً برای پاسداری از این فضاها فقط به دولت‌های تابع و هم‌پیمان اطراف آن مناطق اکتفا نمی‌کند و پایگاه‌ها و نیروهای نظامی خود را برای حراست از استثمار در فضاهای ذکر شده مستقر می‌کند. شیوع جهانی ویروس کرونا چه رابطه‌ای با این استثمار دارد؟
آیا امپریالیست‌ها می‌توانند با تمام قوا به بهره‌کشی در فضاهای استثماری ایجاد شده ادامه دهند یا فرصت رهایی-بخشی برای فضاهای استثمار شده ممکن خواهد بود؟


"شیوع کرونا در واقع در یک نظرگاه مثبت به آن شاید توانسته گونه‌ای از همبستگی جهانی را بین مردم جهان شکل دهد. همگان را در برابر یک دشمن واحد قرار داده و این خود زمینه‌های نزدیکی را فراهم می کند. منطق سلطه‌ی نظامی امپریالیسم ایالات متحده از این ایده بر می‌خیزد که «تمامی دنیا متعلق به من است»، «من حاکم بر جهانم و هر زمان که تمایل داشته باشم بایستی به هر گوشه از جهان دسترسی داشته باشم از آن رو که من جایگاه ویژه ای در جهان دارم». در واقع اینها برخاسته از همان ایده‌ی معروف «استثناگرایی آمریکایی» (american exceptionalism) اند. ایده ای که هر گونه «همبستگی» (Solidarity) در سطح جهان به شکل بالقوه مانعی بر سر راه سلطه‌طلبی یکجانبه‌ی آن است. بدنیست یادآوری کنیم که تمامی فشار بر ایران (بر خلاف گمان بسیاری) نه برای برنامه‌ی هسته‌ای‌اش، و نه برای مسائل حقوق بشری موجود در کشور که صرفا برای تضعیف جایگاه ایران در خاورمیانه دنبال می‌شود. ایران به درست یا غلط و با تمامی مسائل و مشکلاتی که در عرصه ی سیاست داخلی دارد اما مسیری دیگرگون با آمریکا و هم‌پیمانانش را پیموده و از رو این نبایستی موفق شود. اگر ایران بعد از سالها خصومت واشنگتن بتواند کشوری قوی و مستقل و تاثیر گذار باشد قطعا تهدیدی را متوجه دکترین تمامیت‌خواهانه‌ی ایالات متحده در سایر نقاط جهان خواهد کرد. از این رو به نظر من اگر بحران کنونی زمینه ای برای همکاری‌های جهانی ورای آنچه منطق سلطه طلبانه‌ی آمریکا می‌خواهد را دنبال کند، قطعاً می تواند به موفقیت های قابل توجهی دست یابد. منظور همکاری های جهانی مبتنی بر همبستگی مردم است که پا را فراتر از مرزهای محدود سیاست و پروپاگاندا می‌گذارد."

. امروزه ما در رسانه‌ها مشاهده می‌کنیم که سیاست‌مدارانی مانند ترامپ، و بوریس جانسون، که برخاسته از مشی محافظه‌کاری جدید در بستری نئولیبرال هستند، از ادبیات نژادپرستانة خود حتی در دورة بحران‌زدة کنونی دست نمی‌کشند و به‌عنوان مثال ویروس کرونا بارها توسط ترامپ «ویروس چینی» نامیده شد. از سویی دیگر مشاهده می‌کنیم که کشوری مثل کوبا برای مبارزه با ویروس کرونا کاردهای پزشکی و درمانی خود را به کشورهای اروپایی و آفریقایی می‌فرستد. در دوگانة شکل‌گیری نژادپرستی جدید و یا انسان‌گرایی فراوطنی جدید، کدام یک احتمال بالیدن و گسترش بیشتری دارد؟ تحلیل شما از این وقایع چیست؟

"پاسخ این سوال هم در واقع در ادامه ی سوال پیشین می آید. ما حقیقتا در دوره ای تاریک و بحرانی روزگار می گذرانیم. اما شاید به قول هایدگر «هر کجا که خطر هست نجات نیز از آنجا سر بر می آورد». این را هایدگر در مقاله ی معروفش در باب تکنولوژی و با اشاره به شعری از هولدرلین طرح می کند. در واقع در نظر من خطر بیولوژیک حاضر اگر زمینه ساز به چالش کشیدن جدی منطق نئوفاشیسمِ پوپولیستیِ نئولیبرالِ کنونی را فراهم سازد و بر پتانسیل‌های موجود در همبستگی جهانی تکیه کند شانس بالایی برای تبدیل شدن به یک ابزار انتقادی و پیشرو خواهد داشت. ابزاری که می‌تواند امکان به چالش کشیدن منطق سطله‌طلبانه‌ی امروز جهان را گسترش دهد."

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس‌های زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
گفتگو با دکتر #فرهاد_محرابی
[بخش ششم]

. با توجه به ضربات بحران شیوع جهانی کرونا بر اقتصاد جهان و از سویی انباشت نارضایتی‌های دوران پیش از کرونا، فرض‌ها و پیش‌بینی‌هایی در مورد امکان وقوع یک سلسله اعتراضات و جنبش‌های اعتراضی طبقات فرودست در سطح جهانی مطرح است.
تحلیل شما درباره‌ی این پیش‌بینی‌ها و فرض‌ها چیست؟
مواجهة جامعه و روشنفکران اجتماعی با این مسئله چگونه خواهد بود؟


"بحران کرونا همانطور که روشنفکر و نظریه پرداز برجسته ی معاصر هانری جیرو (Henry A. Giroux) به درستی اشاره کرده بیش از آنکه بحرانی بیولوژیک باشد بحرانی سیاسی و ایدئولوژیک است و از این رو مبارزه با وضعیت حال حاضر جهان نیز بایستی بر زمینه ای سیاسی و ایدئولوژیک استوار شود و نه صرفا راهکارهای پزشکی. در واقع آنچنان که چامسکی نیز در یکی از آخرین مصاحبه هایش گفته این بحران قدرتمندترین کشورها و مشخصا ایالات متحده را به مثابه «دولتی فرومانده» (failed state) معرفی کرده. دولتی که از برآورده کردن نیازهای اساسی جامعه اش ناتوان است. این ناتوانی در بسیاری از نقاط جهان و با درصدهایی متفاوت، از این امر ناشی می شود که اساسا کارآمد بودن و رسیدگی به نیازهای جامعه اصل اساسی دولتها نبوده. دولتهای کنونی در عصر نئولیبرال بیش از آنکه به دنبال سامان دادن به امور باشند به دنبال بهره کشی بیشتر از مردم اند. مسیر فعالین جامعه ی مدنی و نیز روشنفکران در ایران و نیز سایر نقاط جهان باید توانمند‌سازی و نیز روشنگری در زمینه‌ی جنبش های اجتماعی به منظور کمک به شکل گیری یک جنبش فراگیر با طرح خواسته های مشخص جهت پاسخگو کردن نظامهای سیاسی باشد. سیاست را بایستی به سیاست بازگرداند. در عصری که سرمایه در پیوند با رویکرد های فاشیستی و محافظه کارانه به دنبال قبضه‌ی قدرت و برکنار نگاه داشتن سازوکارهای دموکراتیک از تصمیم گیریست، تاکید بر فردیت و استقلال فردی، بازپس‌گیری حوزه‌های بروز و ظهور افراد از حوزه های زیر سیطره ی قدرت و نظامهای سیاسی، مهمترین اصل هر گونه فعالیت روشنفکری خواهد بود."

. با توجه به تجربه‌ی بحران شیوع جهانی ویروس کرونا چه افقی را برای وضعیت پس از آن متصور هستید؟ اساساً جهان پس از شیوع کرونا چه مختصاتی دارد؟

"بخش اساسی از شکل و شمایل جهان پس از کرونا همانطور که پیشتر نیز اشاره کردم به خواست ما برای داشتن جامعه و کشوری با مختصاتی دیگرگون بستگی دارد. هر اندازه در پیگیری خواسته هایمان و ایجاد تغییر در جامعه مان مُصر باشیم می توانیم انتظار داشته باشیم تا جهان پساکرونا، جهانی عادلانه تر، مطلوب تر و تحمل پذیرتر از جهان کنونی باشد. باید قدرت را پاسخگو کنیم، ساختار قدرت را زیر چتر حاکمیتی دموکراتیک و شفاف در آوریم که مهمترین دغدغه اش برآوردن نیازهای جامعه و سامان دادن به امور باشد و نه تجمیع ثروت و قدرت. رسیدن به این هدف دشوار است اما غیر ممکن نیست."

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس‌های زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
گفتگو با #دکتر_حسن_محدثی

مصاحبه‌ی علی‌محمد مهاجر ناصر با #دکتر_حسن_محدثی، استاد جامعه‌شناسی و جامعه‌شناسی دین دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس‌های زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ
گفتگو با دکتر #حسن_محدثی
[بخش اول]

. با توجه به وضعیت بحران شیوع جهانی ویروس کرونا اولین پرسش ما این است: حال که رسانه‌های مختلف در حال تولید انواع بازنمایی‌های گوناگون ایدئولوژیک و فانتزی از بحران کرونا هستند، به‌نظر شما دانش جامعه‌شناسی و بینش جامعه‌شناختی چگونه می‌تواند به ما کمک کند تا بتوانیم در شناسایی و تعریف این بحران به عینیت اجتماعی نزدیک‌تر شویم و دچار این‌گونه بازنمایی‌ها در شناسایی و تعریف خود نشویم؟

"دانش‌هایی مانند جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی می‌توانند از این جهت کمک کنند که... خب بحث فاجعه پدیدة تازه‌ای نیست و قرن‌ها است که جوامع مختلف با آن مواجه هستند. جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی فاجعه می‌تواند منابع خود و دانش خود را در این زمینه در اختیار بگذارد که وقتی چنین فاجعه‌ای رخ داد، بدانیم برای جلوگیری از گسترش فاجعه چه مواجهاتی باید صورت بگیرد و همچنین چگونه جامعه‌ای که فاجعه دیده است بازسازی شود و به‌خصوص در حوزه فجایعی که مانند اپیدمی‌ها امکان تسری دارد، جامعه‌شناسی می‌تواند در فرهنگ‌سازی کمک بکند، چون از طریق الگوهای فرهنگی است که اپیدمی‌ها می‌توانند گسترش پیدا کنند یا جلویشان گرفته بشود و فرهنگ در این میان نقش مهمی دارد. در اینجا جامعه شناسی، به‌خصوص در برنامه‌ریزی‌ها، خیلی می‌تواند کمک بکند. ممکن است در یک جامعه برای مدیریت پدیده یک‌سری عوامل لازم باشد که متناسب با فرهنگ آن جامعه است. آنچه که در آمریکا می‌گذرد و آنچه که در ایران می‌گذرد و حتی فرهنگ ما متفاوت است و در اینجا جامعه‌شناس می‌تواند تفاوت‌ها را بررسی بکند و اطلاعات لازم را به مدیران و برنامه‌ریزها بدهد که چگونه باید عمل کرد و چه عواملی را لحاظ کرد. اساساً جامعه‌شناسی با همة دانش‌ خود می‌تواند کاملاً مورد توجه قرار بگیرد و در سطوح مختلف، هم در سطوح مدیریتی آگاهی بخشی بکند و هم در سطوح پایین، در بین مردم، اطلاعات و توضیحاتی را ارائه بکند."

اینجا دقیقاً مرز بین جامعه‌شناسی و سیاست‌گذاری عمومی به چه شکلی روشن می‌شود؟ اختلاف این دو به چه شکل است؟

"سیاست‌گذاری یک مرحلة تصمیم‌گیری است و نیاز به قدرت دارد و نیاز دارد تا آن نیروی رسمی پشت ماجرا باشد. درواقع اینجا جامعه شناس می‌تواند برای سیاست‌گذارها مشاوره بدهد که در این سیاست‌گذاری‌ها چه مسائلی لحاظ بشود و سیاست‌گذاری‌های موجود را نقد بکند... که اینها کدام یک کارآمداند و کدام یک می‌توانند مشکل‌ساز و دردسرآفرین باشند، اینجا جامعه شناس می‌تواند کار قابل توجهی انجام بدهد. در همة حوزه‌های سیاست‌گذاری من‌جمله سیاست‌گذاری برای مواجهه با فجایع اجتماعی مثل کرونا."

ما را در تلگرام و اینستاگرام به آدرس‌های زیر دنبال کنید:
Telegram: https://news.1rj.ru/str/Biikhjournal
Instagram: https://instagram.com/biikh.journal

🔴 نشریه‌ی دانشجویی بیخ