⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆ – Telegram
⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆
162 subscribers
4.02K photos
265 videos
8 files
296 links
Download Telegram
نمیخوام نمیشه.
یه بخشم اینطوریه که: بابا بیخیال تو هرچی تمرینم کنی نمیتونی هیچوقت بیخیال شد دیگه
یه بخش دیگه اینطوریه که: انقد تمرین میکنی که بتونییی.
و در این حین که این دوتا دارن دعوا میکنن دستم خودش داره سعی میکنه یچیزی بکشه.
#drawing
3
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
راستش آرامش خاصی بهم میدی و هر وقت میام ببینم چیکار کردی یه لبخند بزرگ رو صورتمه کارات و که میبینم انگاری نشستم روی یه کاناپه نرم قدیمی نسکافمم دستمه و دارم نقاشیایی که خودم کشیدم و میبینم و ذوق میکنم برا کارای گذشته و حس خوبی میده که تو تواناییشو داری و من فعلا نمیتونم برم سمتش
به کارات ادامه بده 🥺💕 تو خیلی خوبی 🍃
👍1
برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌ راستش آرامش خاصی بهم میدی و هر وقت میام ببینم چیکار کردی یه لبخند بزرگ رو صورتمه کارات و که میبینم انگاری نشستم روی یه کاناپه نرم قدیمی نسکافمم دستمه و دارم نقاشیایی که خودم کشیدم و میبینم و ذوق…
این پیام میتونه باعث شه کل روز رو با لبخند گوش تا گوش اینور اونور برم.
پنج دقیقه داشتم ذوق میکردم بعد اومدم جواب بدم.
حقیقتا همیشه خیلی سعی میکنم طوری باشم که وقتی یکی باهام یه مکالمه داره، ارامش داشته باشه و آروم شه‌ ‌. خیلی خوشحال شدم اینو خوندم. ممنون.
3
حدس بزنید کی تنها داره تو ماگما استودیو برا خودش نقاشی میکشه.
#drawing
4
هنوزم هستم. ولی تنها نیستم. هه
#drawing
🔥3👏1
تازه مجبور شدم بیخیال کلی از اسکرین شاتا بشم.
شاید باید به مرور بزارم ولی یادم میره.
1
⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆
Photo
Literally me in every family gathering.
NO MA'AM IM NOT ENJOYING.
Me everytime I rewatch Sherlock:
Oh dear , He is the kindest asshole I have ever known.
👍1
چند وقت پیش یه نفر بهم یه قلم هدیه داده بود، و من اینطوری بودم که
What the hell should I do with a fuckin fancy قلمممم
برا همین تصمیم گرفتیم بریم عوضش کنیم، و من هرچی توضیح دادم به هرحال یه روان نویس گرون نمیخوام و پولشو بهم بدید بجاش قبول نکردن ، اینطوری که: نه یچیزی اونجا بدردت میخوره. Man, no!
در نتیجه امروز کشون کشون رفتیم مغازه روان نویس های بدرد نخور خدا تومنیه فنسی. و واقعا فهمیدن به درد نمیخوره. در نهایت پس دادن کلا. میشد از همون اول به حرف من گوش بدن.‌ but never
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
و سپس مامانم راه خونه رو به من نشون داد تا برم. « این خیابون رو مستقیم برو، اخرین فرعی بپیچ»
منم چون عصبانی بودم سر تکون دادم و رفتم. ولی وسط راه برام یه سوال پیش اومد: آخرین فرعی کجا؟ آخرین فرعی از اول یا اخر؟ فرعی کدوم میشه؟ نایس. بعد همینطوری مستقیم رفتم و رفتم و رفتم. ولی از رو سطل اشغالا شناختم کوچه رو.
حداقل کمتر اعصبانیم، چون موتور و ماشین قشنگ دیدم.بعدش، رسیدم خونه، ولی کلید نداشتم. اوه. بعد هرچی صبر کردم کسی نیومد ، ولی چون باهوش بودم فهمیدم وقتی گرممه نباید زیر افتاب وایسم، رفتم اونور خیابون و رو جدولا راه رفتم . میتونستم برم تو لابیه ساختمون، ولی بهترین تصمیم وقتی تشنتونه و گرمتونه و حوصلتون سر رفته چیه ؟ افرین! سرتون رو بندازید پایین و تو خیابونایی که بلد نیستید رندوم برید جلو.
1
بزارید بهتون بگم، کاری که شما هیچوقت نباید تو زندگیتون انجام بدید: نزارید من تنها تو خیابونا بچرخم، چون تنها چیزی که حواسم بهش نیست خودمم. یبار کلم تو کتاب بود و رفتم تو ساختمون در حال ساخت، کارگرا:well, who are you?
یبارم دنبال یه گربه بودم رفتم تو محوطه ساختمون سازی. این دفعه هم یه خانوم رندوم اومد گفت عابر بانک کار نمیکنه پول تاکسی ندارم. من: I don't know who you are and I didn't hear well what you said because of music, but sure! Why not ma'am?
بعد رفتم جلو دوباره چون، چرا که نه؟ رسیدم به یه شیرینی فروشی که خیلی بوی خوبی میومد ازش، ولی خب من روم‌ نمیشه برم تو مغازه ها پس نرفتم.بعد رسیدم به این لواز التحریره که دوربین قدیمی داشت! کلی دم درش وایسادم ولی روم‌نشد برم‌تو باز، پس برگشتم.
3