بزارید بهتون بگم، کاری که شما هیچوقت نباید تو زندگیتون انجام بدید: نزارید من تنها تو خیابونا بچرخم، چون تنها چیزی که حواسم بهش نیست خودمم. یبار کلم تو کتاب بود و رفتم تو ساختمون در حال ساخت، کارگرا:well, who are you?
یبارم دنبال یه گربه بودم رفتم تو محوطه ساختمون سازی. این دفعه هم یه خانوم رندوم اومد گفت عابر بانک کار نمیکنه پول تاکسی ندارم. من: I don't know who you are and I didn't hear well what you said because of music, but sure! Why not ma'am?
بعد رفتم جلو دوباره چون، چرا که نه؟ رسیدم به یه شیرینی فروشی که خیلی بوی خوبی میومد ازش، ولی خب من روم نمیشه برم تو مغازه ها پس نرفتم.بعد رسیدم به این لواز التحریره که دوربین قدیمی داشت! کلی دم درش وایسادم ولی رومنشد برمتو باز، پس برگشتم.
یبارم دنبال یه گربه بودم رفتم تو محوطه ساختمون سازی. این دفعه هم یه خانوم رندوم اومد گفت عابر بانک کار نمیکنه پول تاکسی ندارم. من: I don't know who you are and I didn't hear well what you said because of music, but sure! Why not ma'am?
بعد رفتم جلو دوباره چون، چرا که نه؟ رسیدم به یه شیرینی فروشی که خیلی بوی خوبی میومد ازش، ولی خب من روم نمیشه برم تو مغازه ها پس نرفتم.بعد رسیدم به این لواز التحریره که دوربین قدیمی داشت! کلی دم درش وایسادم ولی رومنشد برمتو باز، پس برگشتم.
❤3
Alec Benjamin - The Way You Felt: The Words
<unknown>
تو راه وقتی این پخش شد حس شخصیت اصلی یه انیمه یا فیلم بهم دست داد و خوش گذشت. یکمم ورونیکا ایو بین این در ، اپن د دور پلیز خوندم برا خودم که خوشحالم ماسک داشتم، چون عجیب میشد.
⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆
خداروشکر امتحان تستی بود. شانسی زدم. از چهل تا سوال حداقل ۳۰ تارو شانسی زدم حتی سوالو نخوندم.واقعا دیگه توانایی حل کردن شیمی و فیزیک و ریاضی نداشتم. هرچی نگای برگه میکردم نمیفهمیدم چخبره.خیلی سعی کردم خودمو قانع کنم از رو سوالا بخونم، نشد. جالبه ، خانواده…
اینو یادتونه؟ قبول شدم . اسکلی چیزین؟ بلدن برگه تصحیح کنن؟(من بعد هر امتحان وقتی قبول میشم:)
🎉3
Forwarded from Challenges RS
قبل از اینکه به من زنگ بزنید، هماهنگ کنید. دوتا شماره ناشناس بهم زنگ زدن و من کل مدتی که زنگ میخورد رو در حالت پنیک زل زده بودم به شماره ها.
+ مشاور مدرسمون بود.
+ مشاور مدرسمون بود.
⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆
قبل از اینکه به من زنگ بزنید، هماهنگ کنید. دوتا شماره ناشناس بهم زنگ زدن و من کل مدتی که زنگ میخورد رو در حالت پنیک زل زده بودم به شماره ها. + مشاور مدرسمون بود.
پسر، مطمئنم ازم متنفره مشاورمون، شیش بار بهم زنگ زد ، بعد که برداشتم، سه بار لپم خورد به صفحه گوشی تماس قطع شد. چرا پیام نمیده بجاش.
_خب زهرا.
+اسم من زهرا نیست.
_ها؟ نیست؟ پس چیه
+ گفتن اسمم*
_خب، داشتم میگفتم زهرا.
+ من زهرا نیستم.
_ای بابا مشخص کن اخر همین الان گفتی اسمت زهراس.
+... باش
_خب زهرا.
+اسم من زهرا نیست.
_ها؟ نیست؟ پس چیه
+ گفتن اسمم*
_خب، داشتم میگفتم زهرا.
+ من زهرا نیستم.
_ای بابا مشخص کن اخر همین الان گفتی اسمت زهراس.
+... باش