Xdinary Heroes "Strawberry Cake" M/V
Xdinary Heroes "Strawberry Cake" M/V
یعنی این یک هفته مامانم با طرز عجیبی بهم اعتماد کرد . به طرز ترسناکی.
این چهار روز خونه تنها بودم کلا. سه بار رفتم دوستمو که نمیشناختش دیدم و تا بعد تاریک شدن هوا هم بیرون بودم.
حس میکنم یا دارم میمیرم یا فکر میکنه بزرگ شدم. ولی من هنوز کودکم.
امروز داشتم بهش میگفتم : میخوای نرم؟ ناراحت میشی میخوای نرم؟
و اونم میگفت نه برو.
اعتماد مسئولیت میاره . و ترسناکه
این چهار روز خونه تنها بودم کلا. سه بار رفتم دوستمو که نمیشناختش دیدم و تا بعد تاریک شدن هوا هم بیرون بودم.
حس میکنم یا دارم میمیرم یا فکر میکنه بزرگ شدم. ولی من هنوز کودکم.
امروز داشتم بهش میگفتم : میخوای نرم؟ ناراحت میشی میخوای نرم؟
و اونم میگفت نه برو.
اعتماد مسئولیت میاره . و ترسناکه
❤1
اگه یه روزی دور از جون یه بچه داشته باشم از همین روش استفاده میکنم. اعتماد.
چون الان خودم رو موظف میدونم ناراحتش نکنم یا خلاف اعتمادش کاری نکنم. مهم نیست باشه پیشم یا نه. یعنی خودم رو موظف میدونم طبق ایده الاش پیش برم.
یه حرف شنوی که از خودم سرچشمه میگیره نه اجبار و ترس .
چون الان خودم رو موظف میدونم ناراحتش نکنم یا خلاف اعتمادش کاری نکنم. مهم نیست باشه پیشم یا نه. یعنی خودم رو موظف میدونم طبق ایده الاش پیش برم.
یه حرف شنوی که از خودم سرچشمه میگیره نه اجبار و ترس .
'𝙶𝚘𝚝 𝚊 𝚜𝚎𝚌𝚛𝚎𝚝, 𝚌𝚊𝚗 𝚢𝚘𝚞 𝚔𝚎𝚎𝚙 𝚒𝚝?'
فوروارد کنین تا براتون یه نامه بنویسیم. ممکنه نامههاتون بیمعنی به نظر بیان ولی هرکدومشون یه رمز دارن یه جمله که خطاب به شماست.
بنظرتون میتونین نامهتون رو رمزگشایی کنین؟
ظرفیت: چهار نفر
تموم
Collaboration with Alex
بنظرتون میتونین نامهتون رو رمزگشایی کنین؟
ظرفیت: چهار نفر
تموم
Collaboration with Alex