Forwarded from Holy Tangerine (Narengi🌱)
@Blankforwhile
• دلش میخواد که کنارش احساس راحتی و ارامش کنی.
• ازوناست که گوش دادن به حرفای بقیه دوستاشو دوست داره.(اشاره به فورواردی ها)
• دلش میخواد که کنارش احساس راحتی و ارامش کنی.
• ازوناست که گوش دادن به حرفای بقیه دوستاشو دوست داره.(اشاره به فورواردی ها)
خرید کردن من: نگاه کردن مغازه ها از دور. انتخاب سه تا چیز. پنج دقیقه فکر کردن. خرید.
نتیجه: راضی از وسیله و استفاده ازش برای هفت سال
خرید کردن مامان بابام : چک کردن تک تک مغازه ها برای بار پنجم. دوباره چک کردن.دوباره. خریدن
نتیجه: ناراضی و معتقدن سرشون کلاه رفته.
نتیجه: راضی از وسیله و استفاده ازش برای هفت سال
خرید کردن مامان بابام : چک کردن تک تک مغازه ها برای بار پنجم. دوباره چک کردن.دوباره. خریدن
نتیجه: ناراضی و معتقدن سرشون کلاه رفته.
👍1
Forwarded from yama⋆
گایز من طلسم شدم پوستر سفارشم اماده نمیشه..
تاوقت اگر کسی مایل بود سفارش بده بیاد پیوی @Owaranaiyume ⋆°⊹
تاوقت اگر کسی مایل بود سفارش بده بیاد پیوی @Owaranaiyume ⋆°⊹
اسپویل 19days
پست قبلی old xian: جیان درحالی که تو خون پل پل میخوره، بقیه روبه موت از نگرانی
پست جدیدش: همه رندوملی درحال خوردن کیک ماه و سیاحت و گرفتن عکسای کیوت
پست جدیدش: همه رندوملی درحال خوردن کیک ماه و سیاحت و گرفتن عکسای کیوت
👍7
Good news, I'm not a perfectionist anymore!
Bad news, i simply don't care anymore.
Bad news, i simply don't care anymore.
❤4👍2
امروز بالاخره رفتم بیرون. انقلاب.
Wow, how surprising.
بگذریم. کاش نمیرفتم، ولنتاینی چیزی بود؟ چرا همه جفت جفت بودن.
And so many gorgeous girls✨
Cough, i mean girlsss if you're so pretty , don't come out of your homes... Consider people might get heart attache- i mean attack.
Wow, how surprising.
بگذریم. کاش نمیرفتم، ولنتاینی چیزی بود؟ چرا همه جفت جفت بودن.
And so many gorgeous girls✨
Cough, i mean girlsss if you're so pretty , don't come out of your homes... Consider people might get heart attache- i mean attack.
👍3❤2
ازونجایی که سه روزه کل روز خوابم، خواب زیاد میبینم. این یادم موند.
متنش برا اونایی که به طرز قابل فهمی نمیتونن خطمو بخونن:
داشتم پرواز میکردم و همچی طبق برنامه بود. بعد سقوط کردم. از بالای بالا. نمیدونستم چخبره ، هیچکس راجب این مکان چیزی بهم نگفته بود.
من رو رها کرده بودن. هیچ راهی به بیرون نبود و همه جا تاریک بود. شبیه یه شهر بازی بود، فکر کنم. ولی تنها بودم.
اطراف میچرخیدم تا رفتم تو یه رستوران. کلی پنجره بلند اونجا بود. پنجره ها خیلی بلند و بیشتر شبیه در بودن. ولی هیچ پله ای نبود و بیرون ارتفاع خیلی زیاد بود.
رفتم بیرون. یه فضای کوچیک برای ایستادن بود. فقط یه دیوار، یه راه و ماه بیرون بود. ماه تنها امیدم بود.
بعد یک نفر اومد و به زور در رو بست. انگار عجله داشت.
اون من بودم، یه منِ دیگه.
ترسیده بود و انتظار داشت سعی کنم در رو به زور باز کنم.
احمق. بهش پوزخند زدم.
منظورم اینه که... به هرحال میخواستم بپرم، زودتر یا دیر تر.
و بعدش دیگه هیچی نبود.
پایان
متنش برا اونایی که به طرز قابل فهمی نمیتونن خطمو بخونن:
داشتم پرواز میکردم و همچی طبق برنامه بود. بعد سقوط کردم. از بالای بالا. نمیدونستم چخبره ، هیچکس راجب این مکان چیزی بهم نگفته بود.
من رو رها کرده بودن. هیچ راهی به بیرون نبود و همه جا تاریک بود. شبیه یه شهر بازی بود، فکر کنم. ولی تنها بودم.
اطراف میچرخیدم تا رفتم تو یه رستوران. کلی پنجره بلند اونجا بود. پنجره ها خیلی بلند و بیشتر شبیه در بودن. ولی هیچ پله ای نبود و بیرون ارتفاع خیلی زیاد بود.
رفتم بیرون. یه فضای کوچیک برای ایستادن بود. فقط یه دیوار، یه راه و ماه بیرون بود. ماه تنها امیدم بود.
بعد یک نفر اومد و به زور در رو بست. انگار عجله داشت.
اون من بودم، یه منِ دیگه.
ترسیده بود و انتظار داشت سعی کنم در رو به زور باز کنم.
احمق. بهش پوزخند زدم.
منظورم اینه که... به هرحال میخواستم بپرم، زودتر یا دیر تر.
و بعدش دیگه هیچی نبود.
پایان
❤3