⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆ – Telegram
⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆
162 subscribers
4.02K photos
265 videos
8 files
296 links
Download Telegram
شنبه امتحان عربی از سال پیش گذاشتن، از پشت کمد زیر کلی خاک پیداش کردم کتاب عربیو‌. تا الان سه بار بازش کردم سعی کردم شروع کنم بخونم اعصابم خورد شده بستمش.
اصلا نگاش میکنم فشار روانی بهم وارد میشه.

اگه مدرسه پارسالم بود اصلا اهمیت نمیدادم ولی مدرسه جدیده نمیخوام از همین اول شبیه احمقا باشم. به مرور خودشون بفهمن بهتره.
🍓10👎1
تمرکز کامل.
9
هرچی فکرشو میکنم واقعا دست و دلم نمیره اینجا حرف بزنم و چرت و پرت بگم یا کلا چیزی شیر کنم.
عذاب وجدان و این حرفا
دوستان و عزیزانی که وقت و حوصله و اعصاب برای چرت و پرت دارن و این حرفا دارن اگه خواستن بگن. یه چنل کوچک دیگه و این حرفا
نه ولش دست و دلم به اونم نمیره
شاهد خوددرگیری منید
7👍4
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
پس این چرت و پرت ما چی شد؟
👍3
وای😭😭 خیلی خوبید یعنی
چیزه اخه، حس بدی داره وقتی همه دارن تلاش میکنن من بیام بگم، سلام امروز رفتم مدرسه بلاح بلاح
از طرفی هم اطلاعات شر نمیکنم به دلایلی
( کمبود اعتماد و ندونستن اینکه چی درست و موثقه)
و اینکه از اول که اینجارو زدم بخاطر این بود که میخواستم حرفا و چیزایی که نمیتونم بگم جای دیگه، رو بزنم. از اسمشم معلومه. اصلا وقتی چنلو زدم انتظار نداشتم کسی بیاد داشتم برا خودم حرف میزدم و این حرف زدن و اشتراک گذاشتنه کلا خیلی کمکم کرد‌.
خیلی بهش عادت کردم
نمیدانم چه کنم
🍓64
اینو هم دزدیدم راستی.
دانش اموزای مامانم براش اوورده بودن‌. از روز اول چشمم بهش بود دیگه به سرقت بردمش.
6
Forwarded from در میان ستاره‌ها.⋆ (Chihiro)
"ما"🕊
6
خسته شده بودم یکم اومدم بخوابم، بعد تو خواب بیداری به مامانم گفتم ابجوش بزاره نسکافه بخورم باز برم سراغ بقیه درسا.
بعد یکم بعدش مامانم اومدم بالا سرم منم رسما خون به مغزم نمی‌رسید، به مامانم گفتم
: «تو همونی هستی که بهش گفتم ابجوش بزاره؟
ابجوشرو بردار من بیخیال زندگی شدم»
رسما هیچ ایده ای نداشتم کیه. فقط خواب میخواستم
🍓8😁3
Random characters and story
5🔥1
A normal day in my brain.
Boys having fun up there
👍4
زندگی کردن نیازمند انرژیِ قابلِ توجهی هست که در من موجود نیست.
بس.
👍8