⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆ – Telegram
⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆
162 subscribers
4.02K photos
265 videos
8 files
296 links
Download Telegram
اگه 221 بشه یدونه b Baker st. میزارم سر اسم چنل
Forwarded from Thy neighborhood Crow
خب، من دارم یکاری برای دوستام میکنم. به یه وسیله تشبیهشون میکنم و داستانشون رو میگم. نمونش رو میفرستم الان. میتونید این رو فوروارد کنید تا برای شماهم بگم. شاید یکم طول بکشه چون نمیشناسمتون و کلی باید فکر کنم.
تا وقتی خط بخوره.

15:43
اگه می‌شناسمتون اوکیه.
3🍓2
Forwarded from Phantom of soap opera (Suta)
دث اگه یه وسیله بود فنجون بود. فنجون خیلی اشرافی یه فنجون سفید سفید با به سری طرح های سیاه و طلایی که یه افسانه رو روایت میکنه. که متعلق به یه پیرزنه که ازش زیاد استفاده می‌کنه ولی همیشه سالم نگهشون می‌داره.
Forwarded from Phantom of soap opera (Suta)
سارا انگشتره با نگین یاقوت کبود، ظریف کاری زیادی داره اما چشم به سمت همون نگین ابی براقش جلب میشه.متعلق به یه بانوی جوان نون فروش که هیچکس گذشتشو نمی‌دونه و این انگشتر با زنجیر نقره ای همیشه تو گردنشه.
🐳1
Forwarded from Phantom of soap opera (Suta)
الکس یه ساعتِ جیبی که صدای تیک تاک بلندی داره. ولی صدای تیک تاکش آزار دهنده نیست و همه زود به صداش عادت میکنن. فلزش سیاهه و براق و صیقلی بجز پایین درش که یه تاریخ حک شده. ساعت متعلق به یه مرد جوانِ که ساکنِ لندنه. کارش ترجمه هست و با وجود اینکه همیشه این ساعت رو داره بازم برای قرارهای ملاقاتش دیر می‌رسه.
Forwarded from Phantom of soap opera (Suta)
اتریااا
کفش الستار یه لنگه سفید یه لنگه سیاه با رگه های قرمز. کفشا همیشه رو شلف اتاقن. آخرین جفت ازون مدل بودن. متعلق به یه دختر بیست سالن که تونسته تو یه مزایده بخرتشون خودشم نمی‌دونه چرا اونارو خریده ولی مطمئنه کار درستی کرده و اگه کاری تو زندگیش باشه که اصلا از انجامش پشیمون نشده خرید همون کفشاست.
Forwarded from Phantom of soap opera (Suta)
اسکای یه شنل سیاه بلنده.از جنس ساتن ولی ضخیم تر. ولی در واقع سمت دیگه شنل یه کهکشانه. شنل متعلق به یه جادوگره دوره گرد و معروفه. از توی شنل کلی چیز میز در میاره و هرکی ازش می‌پرسه چطوری، می‌گه من فقط دستم رو به سمت آسمون دراز می‌کنم و این آرزو های شماست که باعث میشه من بتونم بهتون هدیه‌ای بدم.
Forwarded from Phantom of soap opera (Suta)
خب. آنا یه جعبست(it sounds weird when I say it like this)
نه فقط یه جعبه، یه جعبه با وسایل توش. توش مجسه های سفالی رنگی رنگیه. کلی زیرورآلاتی رنگارنگی که هیجا ندیدید. گلای خشکی که توی شیشه هستن. حتی اسباب بازیایی که بچه ها براشون میمیرن‌. چندتا شیشه ابنبات و کلوچه. چندتا کتاب کودک. کلاهای عجیب غریبی که انگاری از مد هتر خریده شدن. اگه خوب بگردید میتونید عینکای خاصی پیدا کنید. خلاصه جعبه هیچوقت شمارو نا‌امید نمی‌کنه.
جعبه تو اتاق زیر شیروونیه یه خونه وسط جنگله. یه پسر بچه همیشه سعی می‌کنه بره سراغش. از نردبون میره بالا، در اتاق زیر شیروونی رو باز میکنه...
و یهو بوم! یه قورباغه می‌پره رو صورتش!
🍓1
Forwarded from Phantom of soap opera (Suta)
رعنااا
رعنا یه رول فیلمِ. ازین فیلمای نگاتیو قدیمی. ازین فیلمایی که توی آخر دنیا پیدا میشن. سبز و غبار گرفته‌. بوی خورشید میده فیلم. گرمای خورشید تو یه روز زمستونی سرد. توی فیلم پر صداهایی که همزمان هم آدم رو ناراحت میکنن هم خوشحال. صدای زندگی وقتی همچی تموم شده.
حلقه‌ی فیلم توی یه سینما جا مونده. آخرین فیلمی بوده که پخش میشده. هنوز همون جاست ولی تماشا چی‌ای نداره.
پیرو شیرکاکائو
یه گردونه شانس. گردونه های شانس معمولا رنگای مختلفی دارن یا روی هر قسمت چیز متفاوتی نوشته شده. ولی این یکی همه قسمت هاش شبیه به هم دیگست‌. و درواقع هیچوقت نمیتونید بشمارید که دقیقا چند قسمته. یا خساب قسمت ها وسط شمردن از دستتون در میره یا هر دفعه که بشمارید عوض میشه.
این گردونه آخر آخر یه شهربازیه. کنار فنس ها. کنار گردونه یه توضیح نوشته شده: هر قسمتی که بیفته بهتون، فردای اون روز یه اتفاق خوب براتون میفته. شاید یه آرزو براورده شه. شاید پول شاید کسی رو ببینید که همیشه می‌خواستید ببینید. شاید زندگیتون عوض شه. ولی فقط یدونه قسمت از گردونه هست که باعث میشه یه اتفاق خیلی بد براتون بیفته. یه اتفاقی که شاید باعث شه حتی بعد از مرگ هم آروم نباشید.
حالا چیکار میکنید، آیا گردونه رو می‌چرخونید؟
1
Ella
یه آویز که به چهارچوب پنجره وصل میشه. بهش یه مَنگوله خیلی خیلی نرم و ابریشمی وصله. با سنگای کریستالی‌ای که تو نور، رنگای متخلف رو منعکس میکنن روی زمین. حتی شب ها هم میدرخشه و انگاری نور نقره‌ای از خودش ساتع می‌کنه.
یه خونه سفید و نوساز طبقه آخر یه آپارتمان هست. آپارتمانایی که درشون جداعه و با راه پله از خیابون مستقیم میشه رسید بهشون. پنجره همیشه بازه با یه پرده سفید. صدایی که آویز درست می‌کنه همیشه باعث می‌شه رهگذرا یکم وایسن و بالا رو نگاه کنن. دنبال منبع صدا بگردن و با خودشون فکر کنن اون صدارو قبلا کجا شنیدن. ولی صدا طوری آرومشون می‌کنه که انگار با خودش جادو داره‌. ولی یادشون نمیاد کجا اون رو شنیدن...
1
https://news.1rj.ru/str/Agujero4

ماشین تایپ. یه ماشین تایپ که همیشه روی یه میز چوبیه. دقیقا جلوی پنجره. متعلق به یه معلمه. از معلمی خوشش نمیاد ولی برای اون زمان بهترین شغلی هست که میتونه به عنوان یه زن داشته باشه. ماشین تایپ رو سالهای سالِ که داره. از وقتی بچه بوده براش پول جمع می‌کرده تا بالاخره تونسته بخرتش. شب ها خسته برمی‌گرده ، موهاش رو بالای سرش گوجه می‌بنده و گرد خاک رو از روی ماشین تایپ پاک می‌کنه. و شروع می‌کنه به نوشتن. بعضی وقتا با ماشین تایپ حرف می‌زنه و از اون نظر می‌خواد.
امیدوارم یک روز کتابش چاپ بشه ولی اگه نشد، ماشین تایپ تنها کسی هست که داستانش رو می‌دونه و شنیده.
1
https://news.1rj.ru/str/namitronActivatted

یه جعبه موزیکال‌. جعبه از فلز ساخته شده و نقره ایه. ساده ساده. رو سرش به ستاره حک شده و قفل داره. این جعبه موسیقی هر وقت که درش رو باز کنید، آهنگی که پخش می‌کنه بر اساس روح اون فرد هست. البته ممکنه برای هر فرد هم آهنگ عوض شه. یه طورایی با آهنگاش روح هر فرد رو نشون می‌ده ولی روح هر شخص که همیشه یه شکل نیست. وقتی در جعبه رو باز کنید، داخلش یه کاغذ هست که نوت های اون موسیقی رو نوشته و باتوجه به موسیقی عوض میشه‌.
جعبه متعلق به یه پیرمرد عتیقه فروشه و همیشه توی ویترینه. کلیدش همیشه دور گردنشه. و خب هیچکس نتونسته از ساز و کار جعبه سر در بیاره.
2