⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆
#lettering سوزن گرامافون رو روی صفحه گذاشت. عاشق این موسیقی بود یا متنفر بود ازش؟ نمیدونست. سالها بود که با این موسیقی اجین شده بود. بارها و بارها بدون خواستهی خودش اونو شنیده بود. اولین چیز نوک تیزی که به دستش رسید رو برداشت . نوک انگشتشو به جشن نوک تیز…
ایدش مال یه نفر دیگه بود . اجازه داد بنویسم باهاش.
ولی خب خیلی به دلم نمیشینه. کرینجشد😂.
ولی خب خیلی به دلم نمیشینه. کرینجشد😂.
⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆
رفتم کتاب خریدم تو راه بخونم کتابایی که همرام بود تمومشدن... امیدوارم خاک نخورن
سزار رو شروع کردم.
و وای خدایا ، دیالوگ هر نفرش دو صفحس. دو سه صفحه یه نفر میگه بعد نفر دوم دو صفحه دیگه حرف میزنه.
و وای خدایا ، دیالوگ هر نفرش دو صفحس. دو سه صفحه یه نفر میگه بعد نفر دوم دو صفحه دیگه حرف میزنه.
دچار ناتوانی در نقاشی شدم. حس میکنم مغزم از عمد چون ممبر جدید اومده میخواد ابرومو ببره. این حق من نیست... نورم بده نمیهش درست عکس گرفت
#drawing
#drawing
یکم دیگه سعی میکنم... باز بد شد دیگه تا یه مدت استراحت میدم به خودم اصن(یه مدت= ۱۵ ساعت )
⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆
Photo
باید همینجا میرفتم میخوابیدم
همچی داره بدتر میشه
همچی داره بدتر میشه
نمیدونم چرا اینو دارم میگم چون نه چیز خاصیه نه کسی پرسیده.
اگه دقت کنید بعد یه مدت راه رفتن شرلوک و جان مثل هم شده، یطورایی دوتاشون خودشونو با همدیگه تطبیق دادن. با این تفاوت که جان هنوز ته مایه های راه رفتن ارتشی(صاف نگه داشتن دستگاه کنار بدنش) رو داره.
شرلوک هم برای احتیاط و ازادی عمل بیشتر دستشو تو جیبش نگه میداره(دسترسی سریع تر به وسایلش و خطر کمتر)
Here u go bunch of useless information.
اگه دقت کنید بعد یه مدت راه رفتن شرلوک و جان مثل هم شده، یطورایی دوتاشون خودشونو با همدیگه تطبیق دادن. با این تفاوت که جان هنوز ته مایه های راه رفتن ارتشی(صاف نگه داشتن دستگاه کنار بدنش) رو داره.
شرلوک هم برای احتیاط و ازادی عمل بیشتر دستشو تو جیبش نگه میداره(دسترسی سریع تر به وسایلش و خطر کمتر)
Here u go bunch of useless information.
👍1
تصمیم گرفتم بعد تعطیلات که معلم زیستو دیدم بهش بگم من هیچی بلد نیستم حالا هر غلطی میخوام بکن. ممنون.
چرا الکی استرس؟
چرا الکی استرس؟
🥰3👍2