لمس سر انگشتان او – Telegram
I hate that way my thoughts aren't mine, now they're yours
منتظر زندگی نباش که واست اسون بشه
امیدت رو به دیگران گره نزن که نجاتت بدن
نیازی نداری که کس‌ دیگه‌ای بهت دروغ بگه

-To the Bone
غمی از نوعِ بی‌رحمش پریشان کرده افکارم
چند روز پیش، از یک رادیو فرانسوی شنیدم که کسی می‌گفت :« فقط شعر دنیا را نجات خواهد داد.» در این جهانم و به شعر تکیه کرده‌ام تا مرا از بی حوصلگی و حقارت جامعه نجات دهد.

- قسمتی از کتاب عسل و حنظل
Forwarded from ساندیس‌خور!🇵🇸 (میم‌کآف)
انسان اشرف مخلوقات نیست!
می‌تواند اشرف مخلوقات باشد.
-استاد تولایی
تنها ارزویی که برای همه کنکوریای امسال دارم اینکه طراح های سوال اینقدر مهربون باشن و شرایط رو درک کنن که سوال های متوسط و آسون بدن تا هیچکس درد دیگه ای به دردهاش اضافه نشه
Forwarded from Ok but ...
با من حرف میزند ولی نه همیشه ، گاهی اوقات
او حرف میزند و من ساکتم. سوال می پرسد و باز هم ساکتم، میشنوم ولی جوابی نمیدهم
یا شاید جوابی ندارم
او حرف میزند و من وسط حرفایش بلند میشوم و میروم. ناراحت میشود ولی به روی خودش نمیاورد من هم این را میدانم !
حرف هایش قشنگ و رویایی‌ست ولی از او دوری میکنم گاهی اوقات حس میکنم شبیه اویم.
شاید او هم موقعی که مادرش برایش حرف میزد بلند میشد و میرفت. دفترش را پیدا کردم، دفتری که تویش از خاطراتش نوشته است. شب عروسی ، شب خواستگاری ، بدنیا امدن من ، شعرهایی که سروده ، نوجوانی هایش و جوانی هایش
گاهی اوقات سرک میکشم. تاریخ ها را که میبینم باورم نمیشود دست خط همان است ولی تاریخ ها چیزی حدود دهه ۷۰
به زیبایی و با قلم گیرا همه چیز را ذکر کرده است ؛ حتی نامه هایی برای من نوشته. ناخوداگاه وقتی انها را میخوانم اشک از چشمانم بیرون می‌ریزد
برای من تلاش میکند، هرکاری که فکر میکند انگیزه بخش است انجام میدهد. واقعا مادری کامل است
با ذوق شیرینی های جدیدی که پخته است را نشانم میدهد و اصرار میکند کمی مزه کنم،
میدانم برای من پخته است. از طعمش زیاد خوشم نمی آید ولی میگویم خوشمزه است و
سعی میکنم لحنم انقدر طبیعی باشد که باور کند. نمیخواهم احساس کند کارهایش بی فایده است
گاهی اوقات از خودم میپرسم چگونه میتوانم اینقدر بی تفاوت و ناسپاس باشم؟
و لحظه ای بعد دوباره همان آدمی میشوم که علاقه ای ندارد حتی چندین کلمه با مادرش صحبت کند

- برای مادری که هیچوقت دوستش نداشتم
Forwarded from 𝐅𝐮𝐜𝐤𝐢𝐧𝐠 𝐋𝐢𝐟𝐞
امیدوارم اگر یه روزی بچه داشتم تنها انگیزش برای مستقل زندگی کردن توسعه ی فردیش باشه نه فرار از خونه ای که من براش ساختم.
از دید و بازدید عید امسال به یک نتیجه ای رسیدم
فامیل بسیار چیز مزخرف و رو اعصابیه و تحمل کردنش بیشتر از یکی دوساعت ممکن نیست
Audio
تو ماهی و من ، ماهی این برکه کاشی🩵
شمس تبریزی تفکر قشنگی داره که خودمم باهاش موافقم
میگه :« تقدیر به آن معنا نیست که مسیر زندگیمان از پیش تعیین شده. به همین سبب اینکه انسان گردن خم کند و بگوید" چه کنم، تقدیرم این بوده" نشانهٔ جهالت است. تقدیر همهٔ راه نیست، فقط تا سر دو راهی هاست. گذرگاه مشخص است اما انتخاب در دست مسافر است. پس نه بر زندگی ات حاکمی و نه محکوم آنی.»
امشب تو تلگرام خاک مرده پاشیدن انگار
یجوری خلوته فک میکنم واتساپه