لمس سر انگشتان او – Telegram
آن بهشتی که همه در طلبش معتکفند
من کافر همه شب با تو به آغوش کشم
Forwarded from جَرگِه (Negar)
حس می‌کنم مال این دوره نیستم؛ انقدر که عقبم از همه چی!
ممنون می‌شم یک نفر دیگه به جای من زندگی کنه و من برم یک گوشه بخوابم
Forwarded from جَرگِه (Negar)
در ۹۸/۳۴ درصد مواقع، بین توییتر نصب کردن و توهم همه چیزدانی و تراپیست بودن، یک ارتباط کاملا مستقیم وجود داره.
ددی.مرا.لعنت.کن
همه‌چیز در آخرین آدمی خلاصه می‌شود که در تنگنای شب به یاد می‌آورید، قلب شما آن‌جاست.
- بوکوفسکی
واقعا که امسال بدجور درگیر "اندوه تابستانی"هستم
خداروشکر معنی لواط مرامی رو بالاخره فهمیدم
«نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا درِ مِی‌کده شادان و غزل‌خوان بروم»

منم همینطور حافظ، منم همینطور.
دریچه ای به اسمان!
موسیقی چیزیه که باهاش میشه حماقتی مثل زندگی رو‌ تحمل کرد
Forwarded from بایگانی (typist...)
شاپرک برنز رنگ من؛ برای داشتن توجه ات آن چنان به حماقت و خواری افتاده ام، که گاهی به مُردن می اندیشم!....زمانی که تن بی روحِ من را در آغوش داری با چشمان اشکی توجه ات را روانه ام خواهی کرد؟!
Forwarded from 🎬 مووی کاتیج
ﮔﻠﻮﻟﻪ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ،
ﺗﻔﻨﮓ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺖ،
ﺷﮑﺎﺭﭼﯽ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ،
ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻮﺟﻪﻫﺎﯾﺶ ﻏﺬﺍ می‌برد.
ﺧﺪﺍ ﮐﻪ ﻣﯽ‌‌ﺩﺍﻧﺴﺖ؛ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ؟!

- حسین پناهی
این عادیه که هروقت متن مینویسم گریم میگیره؟
Here
تمام. اگر کسی جا مونده بهم بگه
ممنون از صبوریتون
به یه دلیت اکانت ذهنی نیازمندم
لمس سر انگشتان او
پارت بعدی 🤲🏻
این خیلی قدیمیه ولی خب چون سمه باید اینجا باشه😂خلاصه که اگر خواستین ادم احمق پیدا کنین توییتر بهترین جاست
همیشه خواستار به اتش کشیده شدن قلبم بودم. آتش‌دان داشتم، اتش نداشتم
میلم به اتش چنان شد، که بدون وجودش خاکستر شدم. خاکسترم را نسیم سرنوشت برد و به مشامش رسانید!
بعد از ان روزها بود که بو و صدای خوشایندش اطرافم پرسه میزد. سرانجام، آمد. مشتاقانه خاکستر هایم را جمع کردم و به دست او سپردم تا دوباره به اتش کشیده شوم. تو میگویی خاکستر که اتشین نمیشود. حال مرا تماشا کن !
پرشور تر و زیباتر از همیشه در حال سوختنم
- در انتظار معشوق
#خرده‌نوشته