لمس سر انگشتان او – Telegram
فعلا در بی محتوایی مطلق به سر میبرم و حتی دوس دارم خودمم از اینجا لفت بدم. ولی خب یهویی چیزای خوب به ذهنم میرسه و فعلا منتظر اون زمانم
من وقتی با عارفه حرف میزنم:🤌
Forwarded from ' R̶a̶i̶n̶y̶S̶o̶u̶l̶s̶
به قول اروس، فاقد محتوام فعلا خودمو دوست داشته باشید تا محتوا سازی کنم
Forwarded from "𝙏𝙝𝙚 𝙒𝙖𝙩𝙚𝙧𝙇𝙞𝙡𝙮"🖤 (𝑺𝒂𝒌𝒖𝒓𝒂.)
قشنگترین سوالی که امشب شنیدم این بود:

اگه حافظمو از دست بدم برام چیو تعریف میکنی تا تورو یادم بیاد؟
Forwarded from me n who
حرفای ادمارو قاب بگیرین، نه عکساشونو
از وقتی که مجبور میشی برای کارای روزانت از خونه بزنی بیرون پاییز به تابستون ترجیح میدی.
مود این روزام اینجوریه که:
از خواب خسته ام به چيزی بيشتر از خواب نياز دارم چيزی شبيه بيهوشی برای زمان طولانی شايد هم از بيداری خسته ام از اين كه بخوابم تهش بيداری باشد،كاش ميشد سه سال يا شش سال يا نه سال خوابيد بعد بيدار شد.
لمس سر انگشتان او
<unknown> – Mohsen Chavoshi - Mariz Hali (320)
رجوع کن به دستانت!
چه روز های بسیاری، که ظلم‌ها روا کردی، به دست های بسیاری.
او سنگین نیست، او برادر من است:)
از چیزی که تو عکس افتاده نازتر بود ولی ...
سلام بر کسانی كه زخم و جراحت من خوشحال‌شان مى‌كند!
- محمود درویش
ای من ریدم تو این احساساتی که هروقت میام حرف بزنم لرزش صدام به اوج میرسه و چشمه اشکم میجوشه.
Forwarded from Raised from snow𑁍 (Pariya)
من از مردن نمی‌ترسم، از زندگی‌نکردن می‌ترسم. از اینکه زنده باشم اما زندگی نکنم. از اینکه صدا داشته باشم اما سکوت کنم. از اینکه درد داشته باشم اما رؤیا نه.
کی رفته‌ای ز دل که تمنا کنم تو را
کی بوده‌ای نهفته که پیدا کنم تو را
با صد هزار جلوه برون امدی که من
با صدهزار دیده تماشا کنم تو را...
"کسی چه میداند
چند نفر در بسترهایی جدا از هم
یکدیگر را در آغوش گرفته
و به خواب رفته اند؟" و شب بخیر.