نمیدونم چرا تو فرهنگ ما اینجوری جا افتاده که آدما هرچی سنشون بیشتر باشه، عاقلترن!
تو را با دیگری میبینم و با گریه می پرسم
از این دیگرنوازیها خدایا چیست مقصودش؟
از این دیگرنوازیها خدایا چیست مقصودش؟
Forwarded from ଘood~
وقتایی که میخوام از عقل راحت باشم و مغز لس
میشینم فیلم هندی میبینم،
دشت های وسیعی از گلهای زردی که اسمشونو نمیدونم، کوهستان، ساری های رنگارنگ درخشان، موهای بلند و رها، النگوها، پاهای برهنه، گلدوزی لباسها، رقص و راحتی، محبت بی تَه بی انتها
سادگی و مرام، از خودگذشتگی
باد و خجالت...
باعث میشه سرِ پُرِ احساساتم خالی بشه
میشینم فیلم هندی میبینم،
دشت های وسیعی از گلهای زردی که اسمشونو نمیدونم، کوهستان، ساری های رنگارنگ درخشان، موهای بلند و رها، النگوها، پاهای برهنه، گلدوزی لباسها، رقص و راحتی، محبت بی تَه بی انتها
سادگی و مرام، از خودگذشتگی
باد و خجالت...
باعث میشه سرِ پُرِ احساساتم خالی بشه
چشمهارو جدی بگیرید؛ آدمها با دهن حرف میزنن اما منظورشون رو با چشماشون میرسونن
تعریف دل تنگی مگر چیزی به جز این است؟
نام تو را تا میبرم تر میشود چشمانم !
نام تو را تا میبرم تر میشود چشمانم !
دنیای پیرامون ما به سرعت تغییر میکند.
یک مصیبت به سرعت جایگزین مصیبتی دیگر میشود.
- پل استر
یک مصیبت به سرعت جایگزین مصیبتی دیگر میشود.
- پل استر
ما گشته ایم، نیست، تو هم جست وجو مكن
آن روزها گذشت، دگر آرزو مکن
دیگر سراغ خاطره های مرا مگیر
خاكستر گداخته را زیر و رو مکن
در چشم دیگران منشین، در کنار من
ما را در این مقایسه بی آبرو مکن
راز من است غنچه لب های سرخ دوست
راز مرا برای کسی بازگو مکن
دیدار ما تصور یک بی نهایت است
با یکدگر دو آینه را رو برو مکن...
- فاضل نظری
آن روزها گذشت، دگر آرزو مکن
دیگر سراغ خاطره های مرا مگیر
خاكستر گداخته را زیر و رو مکن
در چشم دیگران منشین، در کنار من
ما را در این مقایسه بی آبرو مکن
راز من است غنچه لب های سرخ دوست
راز مرا برای کسی بازگو مکن
دیدار ما تصور یک بی نهایت است
با یکدگر دو آینه را رو برو مکن...
- فاضل نظری
Forwarded from تئوری لند | TheoryLand 🖤
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اینکه متوجه همه چی میشم، متوجه رفتار ادما، متوجه روابط ادما، عصبیم میکنه، خب یجا متوجه نشو، یجا فکر نکن بسه
Forwarded from هواداران آیفون ایکس
«من شبیه دیگر عاشقان تو نیستم، اگر دیگری ابری به تو دهد، من بارانت میدهم. اگر دیگری فانوسی دهد، من ماه را در دستانت مینهم!»
• نزار قبانی
• نزار قبانی
Forwarded from Fucking life. (Yegane)
میروم به خیابان و آدم نمیبینم ،
دسته دسته "حسرت" میبینم .
حسرت هایی که راه میروند ،
حرف میزنند و نفس میکشند
اینجا اجتماع حسرت هاست ..
دسته دسته "حسرت" میبینم .
حسرت هایی که راه میروند ،
حرف میزنند و نفس میکشند
اینجا اجتماع حسرت هاست ..