لمس سر انگشتان او – Telegram
من آمدم که تو را با سپاه و تیر بگیرم
مرا به تیر نگاهی، تو بی سپاه گرفتی
نمیدونم چرا تو فرهنگ ما اینجوری جا افتاده که آدما هرچی سنشون بیشتر باشه، عاقل‌ترن!
تو را با دیگری می‌بینم و با گریه می پرسم
از این دیگرنوازی‌ها خدایا چیست مقصودش؟
Forwarded from ଘood~
وقتایی که میخوام از عقل راحت باشم و مغز لس
میشینم فیلم هندی می‌بینم،
دشت های وسیعی از گلهای زردی که اسمشونو نمیدونم، کوهستان، ساری های رنگارنگ درخشان، موهای بلند و رها، النگوها، پاهای برهنه، گلدوزی لباسها، رقص و راحتی، محبت بی تَه بی انتها
سادگی و مرام، از خودگذشتگی
باد و خجالت...
باعث میشه سرِ پُرِ احساساتم خالی بشه
چشمهارو جدی بگیرید؛ آدمها با دهن حرف میزنن اما منظورشون رو با چشماشون میرسونن
تعریف دل تنگی مگر چیزی به جز این است؟
نام تو را تا می‌برم تر می‌شود چشمانم ‌!
دنیای پیرامون ما به سرعت تغییر می‌کند.
یک مصیبت به سرعت جایگزین مصیبتی دیگر می‌شود.
- پل استر
ما گشته ایم، نیست، تو هم جست وجو مكن
آن روزها گذشت، دگر آرزو مکن
دیگر سراغ خاطره های مرا مگیر
خاكستر گداخته را زیر و رو مکن
در چشم دیگران منشین، در کنار من
ما را در این مقایسه بی آبرو مکن
راز من است غنچه لب های سرخ دوست
راز مرا برای کسی بازگو مکن
دیدار ما تصور یک بی نهایت است
با یکدگر دو آینه را رو برو مکن...

- فاضل‌ نظری
Forwarded from تئوری لند | TheoryLand 🖤
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
- وقتی فکر میکنی دیگه تموم‌شده ولی دوباره اون احساس مسخره اومده سراغت
| @Theoryland | #AY
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اینکه متوجه همه چی میشم، متوجه رفتار ادما، متوجه روابط ادما، عصبیم میکنه، خب یجا متوجه نشو، یجا فکر نکن بسه
«من شبیه دیگر عاشقان تو نیستم، اگر دیگری ابری به تو دهد، من بارانت می‌دهم. اگر دیگری فانوسی دهد، من ماه را در دستانت می‌نهم!»

• نزار قبانی
Forwarded from Fucking life. (Yegane)
می‌روم به خیابان و آدم نمی‌بینم ،
دسته دسته "حسرت" می‌بینم .
حسرت هایی که راه می‌روند ،
حرف می‌زنند و نفس می‌کشند
اینجا اجتماع حسرت هاست ..
"اگه بهت بگم نمیتونم قلبم رو تحمل کنم چی؟"
- ویرجینیا وولف
دوایِ من دردیست، که درمانش خودش را محروم کرده از من
اگه شانس وجود داشته باشه
من راضیه آقایا هستم