*•° غباری معلق در کیهان °•*
برای Aerom🌱 تو یه گل زمستونی میشدی. یک گل که با اولین برف سال سبز میشد و با آخرین برف ناپدید. گلی که همیشه روی گلبرگهای ارغوانیش، دونههای کریستالیای از برف در حال درخشیدن بودن.
چالشی که واسش نوشته بودم رو کشیده :))
ایشون واقعا خیلی قشنگ و هنرمنده😭
ایشون واقعا خیلی قشنگ و هنرمنده😭
*•° غباری معلق در کیهان °•*
Ariana Grande – Santa Tell Me
به محض اینکه بیدار شدم و یادش افتادم، رفتم بهش گوش دادم. حس عجیبیه که ده سال میگذره. ده سال از من نوجوونی که شب زمستونی تو راه خونه اینو گوش میداد و به آیندهای رنگیتر فکر میکرد، میگذره.
میدونم که از خیلی قبلتر شروع شده بود اما یادم نمیاد دقیقا کی بود که رویاهام کاملا تیره و تار شدن. که دیگه به دیدن روشنایی روز هم امیدی نداشتم چه برسه به رویا.
امروز حس خیلی عجیبی داشت. معمولا ازش خوشم نمیاد ولی امسال فرق داشت. چون فکر نمیکردم به این سن برسم. اما حالا حتی یک روز از ۲۴ سالگی رو هم گذروندم.
امروز نه آیندهی رنگی نوجوانیم رو زندگی میکنم نه اون سیاهی که فکر میکردم جلوی رسیدنم به این عدد رو میگیره.
امروز سردرگم و شگفتزده و خاکستریم.
میدونم که از خیلی قبلتر شروع شده بود اما یادم نمیاد دقیقا کی بود که رویاهام کاملا تیره و تار شدن. که دیگه به دیدن روشنایی روز هم امیدی نداشتم چه برسه به رویا.
امروز حس خیلی عجیبی داشت. معمولا ازش خوشم نمیاد ولی امسال فرق داشت. چون فکر نمیکردم به این سن برسم. اما حالا حتی یک روز از ۲۴ سالگی رو هم گذروندم.
امروز نه آیندهی رنگی نوجوانیم رو زندگی میکنم نه اون سیاهی که فکر میکردم جلوی رسیدنم به این عدد رو میگیره.
امروز سردرگم و شگفتزده و خاکستریم.
دارم فکر میکنم برم معتاد بشم آسونتره یا امتحان روانشناسی اعتیاد رو بخونم.
در حالی که من توی " میخوام یه گوشه تو خودم جمع شم و هیچکس و هیچ چیز رو نبینم." eraام هستم مامانم حاضره جسدمم لباس پیچ کنه ببره عروسی.
*•° غباری معلق در کیهان °•*
تموم شد اما حالا میترسم شروع کنم و توی شروع همه چیز خراب بشه...
خب خیلی بد شروع کردم ولی بالاخره شروع کردم. :))
یهو دلم واسه رامین سوخت از بس که این چند روز فحشش دادم. ولی خب تقصیر خودشه وسط امتحانات وقت عروسی گرفتن نیست. 🚶♀
یکی دیگه زن میگیره مهمونداری و ایناشو من باید بکنم. خدایا منو بخور.
Forwarded from 𝕄𝔼𝕋𝔸ℕ𝕆𝕀𝔸 (~𝘮𝘢𝘳𝘻𝘪𝘺𝘦𝘩 •ᴗ•)
برای واقعی نمیخوام فردا برم امتحان بدم ولی نمیتونم.
*•° غباری معلق در کیهان °•*
یهو دلم واسه رامین سوخت از بس که این چند روز فحشش دادم. ولی خب تقصیر خودشه وسط امتحانات وقت عروسی گرفتن نیست. 🚶♀
دیگه دلم نمیاد. خیلی خوشحال بنظر میرسید.
جاهای دیگه رو نمیدونم و عروسیهای اینجا اینجورین که تو یه شب باید چند نوع رقص رو برقصی. فارسی، تشمال، عربی، بندری، دیسکو و...
*•° غباری معلق در کیهان °•*
جاهای دیگه رو نمیدونم و عروسیهای اینجا اینجورین که تو یه شب باید چند نوع رقص رو برقصی. فارسی، تشمال، عربی، بندری، دیسکو و...
و اینجوریه که شما کمر و پاهات رو از دست خواهی داد.