شاید توی یه دنیای دیگه، دنیایی که توی اون اسم موردعلاقهات رو داری، من هم به تو تعلق پیدا کنم.
دارم مبحث دلبستگی رو دوباره میخونم و هی یاد شون میافتم و حتی بیشتر و بیشتر از قبل درکش میکنم. واقعا امیدوارم بتونه آیندهی شادتری رو تجربه کنه. :(
احساس میکنم این چند روز بیشتر از تمام عمرم نوشیدنی گرم خوردم. بابا تو این دما من میخوام تو یخ غلت بزنم نوشیدنی گرم چیه دیگه😭
🪵
سلیقهی فاطمه بهترینه!! ( قلبم برای بوبن به تپش افتاده )
بوبن بخونین و لذت ببرین.
چهارسال روانشناسی خوندن، باعث شد بفهمم که هیچی نمیدونم! این علم انقدر گسترده و وسیع و انباشته از اطلاعاته که حالا حالاها هم قرار نیست بتونم بگم میدونم!
باعث شد سنجیدهتر حرف بزنم و به جای تفکرات قالبی و از پیش تعیین شده به ریسرچ و منبع متکی بشم. کار خاصی میکنم؟ اصلا!
آدمهایی هستن که سالها و سالها عمرشون رو گذاشتن و هر کدوم در بخشی از این حوزهی وسیع، تحقیقاتی انجام دادن و نتایجشون رو هم بدون قطعیت منتشر کردن. سادهترین کاری که من میتونم به عنوان دانشجوی این رشته بکنم خوندن این مقالات و جدا کردن نظرات شخصیام از بحثهای تخصصیه.
برای همین واسم عجیبه وقتی میبینم کسایی که تازه وارد این حیطه شدن یا دو سه تا کتاب از فروید خوندن جوری حرف میزنن و در مورد همه چیز اظهار نظر تخصصی و برای بقیه باید نباید میکنن که انگار مرزهای روانشناسی رو فتح کردن. :)))
بله. هر کسی میتونه نظر شخصی خودش رو داشته باشه و اون رو بیان کنه. ولی لطفا وقتی دارین با عنوانِ این حیطه صحبت میکنید و میخواین نظر خودتونو بگین، حتما قید کنید که نظر شخصی شماست. چون به هر حال نظر شخصی شما با نظر شخصی عمه و خاله و همسایه رو به رویی فرقی نداره.
باعث شد سنجیدهتر حرف بزنم و به جای تفکرات قالبی و از پیش تعیین شده به ریسرچ و منبع متکی بشم. کار خاصی میکنم؟ اصلا!
آدمهایی هستن که سالها و سالها عمرشون رو گذاشتن و هر کدوم در بخشی از این حوزهی وسیع، تحقیقاتی انجام دادن و نتایجشون رو هم بدون قطعیت منتشر کردن. سادهترین کاری که من میتونم به عنوان دانشجوی این رشته بکنم خوندن این مقالات و جدا کردن نظرات شخصیام از بحثهای تخصصیه.
برای همین واسم عجیبه وقتی میبینم کسایی که تازه وارد این حیطه شدن یا دو سه تا کتاب از فروید خوندن جوری حرف میزنن و در مورد همه چیز اظهار نظر تخصصی و برای بقیه باید نباید میکنن که انگار مرزهای روانشناسی رو فتح کردن. :)))
بله. هر کسی میتونه نظر شخصی خودش رو داشته باشه و اون رو بیان کنه. ولی لطفا وقتی دارین با عنوانِ این حیطه صحبت میکنید و میخواین نظر خودتونو بگین، حتما قید کنید که نظر شخصی شماست. چون به هر حال نظر شخصی شما با نظر شخصی عمه و خاله و همسایه رو به رویی فرقی نداره.
یکی از اولین چیزهایی که توی این رشته یاد میگیریم اینه که چیزی به نام ۱۰۰ درصد و قطعیت وجود نداره. طبیعی هم هست. ما داریم در مورد انسانها حرف میزنیم و تحقیق میکنیم. میلیاردها انسان که هر کدوم ژن، محیط و انتخابهای خاص خودش رو داره. طبیعیه که همه چیز با درصد و احتمال بیان بشه. برای همین اگه برین و حاصل سالها تحقیق و تجربهی یه پروفسور رو بخونین توش به جای قطعا، کلی احتمالا میبینین. لطفا زیاد به این پست و ریلزهای ساندویچی و یه خطی تحت عنوان روانشناسی اعتماد نکنید.
در انسان صبح بودن موفق بودم تا اینکه بیماری آمد و شب و روزم رو با تب و درد یکی کرد. حالا بهترم اما وسوسهی صبح کردن یه شب آروم تمام این چند روز توی سرم وول میخورد و اجازه دادم امشب راهش رو به واقعیت پیدا کنه تا شاید بالاخره با ذهنم خداحافظی کنه. پس امشب رو بیدار میمانیم، میخوانیم، مینویسیم و به صبح میرسیم.
دارم فکر میکنم شاید بعدا برم طلوع رو تماشا کنم. خیلی وقته که اینکار رو نکردم. یه زمانی تقریبا هر روز بیدار میشدم و طلوع رو تماشا میکردم.
*•° غباری معلق در کیهان °•*
LE SSERAFIM – 1-800-hot-n-fun
دوست داشتم در شرایطی باشم که مثل این آهنگ dance و kiss کنم اما متاسفانه جوانی هستم در بند گای زندگی.
Forwarded from دُری گمشده
بچه که بودم فکر میکردم پاییز کلا فرقی با تابستون نداره. نگو من فقط جنوب زندگی میکنم.
از غم نبود بارون امشب هم بیدار میمونم و خودم رو مشغول کار و درس میکنم. :(
یه جوری کارام تو هم پیچیدهان که نمیدونم کدوم رو انجام بدم کدوم رو انجام ندم...
فارغ از خواستنها و نخواستنهای من، زمان با سرعت خودش در حال گذره. نمیدونم حالی که در آینده به گذشته میپیونده، قراره برای من چه احساسی رو به ارمغان بیاره.
امشب هم بیدار میمونم و ادامهاش میدم اگه تا صبح اوکی نشد چارهای نیست جز اینکه کنارش بذارم تا به بقیهی کارها برسم.