*•° غباری معلق در کیهان °•* – Telegram
*•° غباری معلق در کیهان °•*
52 subscribers
274 photos
18 videos
106 links
غباری که نمی‌دونه کجاست یا به کجا میره اما با وجود سرگردان بودن هم دوست داره که یاد بگیره.


http://t.me/HidenChat_Bot?start=109009767
Download Telegram
برای شکیبای عزیز 🌱

گفته بودم که تو فرشته‌ی به زنجیر کشیده شده‌ی منی؟ فرشته‌ای که تماشای بال‌های قشنگش هیچوقت تکراری نمی‌شه‌؛ حتی با وجود زنجیرها. عزیزم، تو لایق پروازی و من هر کاری برای باز کردن زنجیر‌هات می‌کنم. پس عزیزم پرواز کن. اوج بگیر و فراموشم کن.
برای lindenmere عزیز 🌱

عزیزم، این دنیا برای ما نبود. من و تو تنها چند خط‌خطی بی‌اهمیت بین صفحه‌های مهم تاریخ بودیم. همین. عزیزم، این‌ رو می‌نویسم چون می‌خوام بدونی که حتی توی دنیایی که برای من نبود هم تو رو عاشقانه دوست داشتم. قول می‌دم توی دنیایی که برای ماست، تو رو محکم ببوسم.
برای بارون عزیز 🌱

عزیزم، نامه‌ات رو گرفتم. قبوله! با اولین بارون پاییز میام دنبالت تا با هم زیر بارون قدم بزنیم. شب کیک درست می‌کنیم و توی ایوون کوچیک خونه‌ات کنار گل‌های قشنگت، لم می‌دیم و بارون رو تماشا می‌کنیم. عزیزم، قول می‌دم که تا اون موقع دووم بیارم. قول بده که تو هم دووم بیاری.
برای the hat blue عزیز 🌱

آخرین باری که هم رو دیدیم یادته؟ قول دادیم همیشه کنار هم بمونیم. ولی می‌دونی، اون‌موقع معنی همیشه رو نمی‌دونستیم. عزیزم، بودن تا همیشه خیلی سخته و من چطور می‌تونستم تا همیشه غمگینت کنم؟ عزیزم، من بهت باور دارم. من می‌دونم که می‌تونی تا همیشه خوشحال باشی؛ اما نه با من.
برای خونه مادربزرگه عزیز 🌱

سلام غریبه‌ی عزیز. مدتی می‌شه که دارم تو رو تماشا می‌کنم. بیا صادق باشیم. یک سالی می‌شه که تماشات می‌کنم. دیدن خنده‌هات، گریه‌هات و حتی نشستن و ساعت‌ها سکوتت برای من لذت بخشه. غریبه‌ی عزیز، می‌شه یه بار من هم کنارت بشینم و با هم سکوت کنیم؟
برای from the sun for his star عزیز 🌱

گفته بودی از خداحافظی بدت میاد. یادته؟ همون موقع که پرسیدم ویژگی بدت چیه. تو گفتی از خداحافظی بدت میاد و من خندیدم. نمی‌دونستم یه روزی قراره برای شنیدن یه خداحافظی ساده اشک بریزم. عزیزم، رفتی؛ بدون خداحافظی و من می‌نویسم. هر شب و هر شب می‌نویسم و برای شنیدن "خداحافظ" التماس می‌کنم.
برای la folle allure عزیز 🌱

عزیزم، داره برف می‌باره. همه خوشحالن؛ همه جز من. می‌دونی که!‌ من برف رو فقط وقتی روی موهای تو می‌شینه دوست دارم. عزیزم، باید زود برگردی تا بتونم خوشحال باشم. از وقتی که رفتی فهمیدم همه‌ی چیزهای موردعلاقه‌ام شامل تو می‌شن. مثل برف و تو. در ضمن چیزی که مال من رو هم زودتر برگردون. بله. خودت رو.
برای Dorothy in middle Earth عزیز 🌱

این نامه رو می‌نویسم چون این مدت تنها چیزی که نظرت رو جلب می‌کنه چیزیه که روی کاغذ باشه. درسته. من توی اتاق کناریم! کاغذهات رو کنار بذار و بیا پیشم. عزیزم، تا صبح، به ازای هر بوسه، یکی از فیلم‌های موردعلاقه‌ات رو تماشا می‌کنیم. منتظرم.
برای engourdie عزیز 🌱

اگه فردا آخرین روز دنیا باشه، به من فکر می‌کردی؟ عزیزم، من هنوز هم فکر می‌کنم که ما آدم‌های درستی بودیم در زمان اشتباه. اگه زمانی در کار نباشه، می‌تونیم همدیگر رو خوشحال کنیم؟ می‌خوام جوابش رو بدونم پس، اگه فردا آخرین روز دنیا باشه، پیش من برمی‌گردی؟
برای Tomb of midas عزیز 🌱

عزیزم، حالا دیگه خونه پر از رنگه. فکر کنم بالاخره یاد گرفتم چطوری سیاهی‌ها رو رنگ کنم‌. اما عزیزم، باید یک چیز دیگه هم بهم یاد بدی. بهم یاد بده چطوری تو رو توی بغلم نگه دارم.
برای corpse lord عزیز 🌱

دیشب با ماشین همه‌ی خیابون‌هایی که با هم دور می‌زدیم‌ رو روندم و با پلی لیست همیشگی‌امون حنجره‌ام رو جر دادم. نمی‌دونم چطوری و کجا رو جهنم کردی. اما هی، دلم برای جهنم دوتایی‌امون تنگ شده. منتظرم. فندکت یادت نره.
برای lummox عزیز 🌱

عزیزم، خوشحالی می‌تونه بیاد توی خونه‌ام، جلوم بشینه و بهم زل بزنه و من باز هم قبولش نمی‌کنم؛ چون صورت همیشه خیس و قلب غمگین کنار تو داشتن رو ترجیح می‌دم. عزیزم، این دیوونگیه اما من عقلم رو عم برای با تو بودن می‌دم. دیگه هیچوقت به بهانه‌ی لبخندم من رو ترک نکن.
برای نشریه گیشا عزیز 🌱

عزیزم، یادته گفتی‌ رویای با من بودن رو نقاشی کردی؟ همون نقاشی‌ات رو می‌گم که از خودمون روی تاب کشیدی. عزیزم، دارم میام تا رویات رو به واقعیت تبدیل کنم. از این به بعد نقاشی کن تا من برای تو بسازمش.
برای gatto sullo scaffale عزیز 🌱

قرار بعد از آخرین ماموریت دیگه با هم ارتباطی نداشته باشیم. اما هر دومون می‌دونیم که من خیلی هم پایبند قانون نیستم. می‌خوام بدونی تو هنوزم ستاره‌ی شب‌های منی. اگه هنوزم دوست داشتی توی آسمون من بدرخشی، همون جای همیشگی، به دیدنم بیا.
برای مرسانای عزیز 🌱

عزیزم، این نامه رو می‌نویسم چون دلم نیومد بیدارت کنم. چیکار کنم خب؟ چشم‌هات حتی وقتی بسته‌ان هم قلبم رو به لرزه در میارن. نگران نشو. خیلی زود پیش تو و پیشی‌ ملسمون برمی‌گردم. دوستت دارم.
برای Iawtme عزیز 🌱

دوباره دلتنگی برای تو من رو بین کاغذها حبس کرده. حین خوندن نوشته‌هات زمان رو از دست دادم و شمار بوسه‌هایی که به جای تو به رد دست‌هات زدم، از دستم دررفته. عزیزم، می‌نویسم چون تو نوشتن رو دوست داشتی و من تو و هر چیزی که تو دوست داری رو، دوست دارم. می‌نویسم تا شاید روزی جوهر روی کاغذهای من دلت رو قلقلک بده. می‌نویسم تا شاید روزی لب‌هام به جای کاغذهات، تو رو لمس کنن.
برای blue عزیز 🌱

عزیزم، وقتی که داری این نامه رو می‌خونی، من کنارت نخواهم بود. می‌دونی، زندگی عاشق شکستن زیبایی‌هاست و من و تو زیبا بودیم؛ خیلی زیبا. عزیزم، ما زخم‌هایی بهم زدیم که تنها زمان می‌تونه به اون‌ها التیام ببخشه. اما این به معنی خداحافظی نیست. عزیزم، من برمی‌گردم و ما دوباره زیبا خواهیم بود. زیبا و جدانشدنی.
برای کاظم عزیز 🌱

این نامه رو در حالی می‌نویسم که خوشحالم؛ خیلی خوشحال. عزیزم، تو به من دیدن زیبایی‌ها رو یاد دادی و من حالا غرق لذتم. از همه چیز عکس می‌گیرم و همراه نامه می‌فرستم. می‌خوام همونطور که تو هر لحظه همراهمی منم همراهت باشم. عزیزم، من این شادی رو مدیون توئم و می‌خوام اون‌قدر خوشحالی جمع کنم که بتونم به تو هم هدیه‌اشون کنم. پس منتظرم باش.