Bebor Be Name Khodavandat
Mohsen Chavoshi
نصف شبی با این گریهام گرفت...
"به یاری هنر، به جای آن که فقط یک جهان، جهان شخص خودمان را ببینیم، جهانهایی بسیار میبینیم، و به تعداد هنرمندان نوآور جهانهایی در برابر ماست که هر یک با دیگری به اندازهی جهانهای گردان در بینهایت با هم متفاوتاند، و قرنها پس از آنکه کانون تابندهشان (بگو رمبراند، بگو ورمیر) خاموش شده باشد نور یگانهشان هنوز به ما میرسد."
-در جستجوی زمان از دست رفته
(جلد آخر، زمان بازیافته)
-در جستجوی زمان از دست رفته
(جلد آخر، زمان بازیافته)
هر بار با خوندن توصیفات پروست، از حجم اطلاعاتی که داشته و از جوری که زیرکانه اونها رو برای رسوندن پیامش به کار گرفته، شگفتزده میشم.
این چند صفحه انقدر قشنگ و ملموس در مورد نویسندگی و نوشتن حرف زده بود که دلتنگیم برای نوشتن رو چند برابر کرد.
از بدیهای کتاب گرفتن از کتابخونه اینه که نمیتونم کتابها رو پر از خط و نوشته کنم.
*•° غباری معلق در کیهان °•*
"به یاری هنر، به جای آن که فقط یک جهان، جهان شخص خودمان را ببینیم، جهانهایی بسیار میبینیم، و به تعداد هنرمندان نوآور جهانهایی در برابر ماست که هر یک با دیگری به اندازهی جهانهای گردان در بینهایت با هم متفاوتاند، و قرنها پس از آنکه کانون تابندهشان (بگو…
این روزها نمیرسم درست و حسابی کتاب بخونم. فقط جستجو رو میخونم و اونم نه هر روز. اما همین چند صفحه چند صفحه خوندن ازش، قلبم رو گرم نگه میداره.
Panic Attack
Keep my head down and in my hands
My eyes move slowly side to side
I'm fading in and out of consciousness
I never learned to pull myself
Out of my own damn head
Shoulders caved in to protect
All of my insides from falling out
Of the hole above my neck
I'm feeling light in my head
Somebody come close
I just wanna be alone
This feels like a hot summer night
In a turtle neck
I think I wanna die
But I guess I know I'm fine
Oh God, tell me is it over yet?
My words disappear on a dry tongue
And I am trying to let you know it
But I am drowning by the moment
I guess I've been having trouble sleeping
But now I'm having trouble breathing
And I hate that I can be seen like this.
My eyes move slowly side to side
I'm fading in and out of consciousness
I never learned to pull myself
Out of my own damn head
Shoulders caved in to protect
All of my insides from falling out
Of the hole above my neck
I'm feeling light in my head
Somebody come close
I just wanna be alone
This feels like a hot summer night
In a turtle neck
I think I wanna die
But I guess I know I'm fine
Oh God, tell me is it over yet?
My words disappear on a dry tongue
And I am trying to let you know it
But I am drowning by the moment
I guess I've been having trouble sleeping
But now I'm having trouble breathing
And I hate that I can be seen like this.
Forwarded from Boxian Gone Bad;
برای این میزان کار و درس پنج تا نسخه ناقابل دیگه ازم لازمه.
Forwarded from در جستوجوی آلاسکا
احساس میکنم مدتی است که با چیزی بیشاز توانم درگیر بودهام.
Forwarded from آبی مایل به غم؛ (-fatemeh)
در یک حالت تعلیق غریبی هستم
بین امید و ناامیدی
کوفت خب
یا ول کن یا مثل آدم تلاش کن
بین امید و ناامیدی
کوفت خب
یا ول کن یا مثل آدم تلاش کن
دارم سعی میکنم به این فکت که امشب باید بیدار بمونم بیتوجهی کنم.
ای وای من تازه فهمیدم چهارشنبه تعطیله. آخجون الان فیط باید نگران ۹۹ بدبختی باقی موندهام باشم.
چند ساعت رو صرف نوشتن شیوههای داشتن رابطهی پایدار کردم در حالی که خودم پارتنری برای داشتن رابطهی پایدار ندارم. :(
یک ساعت و نیم کامل نشسته بودم و به صحبتهای پسر ۷ سالهی یکی از آشناها گوش میدادم. :))