Forwarded from کانال امید روزبه
تو بودی!
تو جزییترین خنده با من تو بودی!
تو بودی!
تمومِ کسایی که تنهام گذاشتن تو بودی!
امید روزبه
تو جزییترین خنده با من تو بودی!
تو بودی!
تمومِ کسایی که تنهام گذاشتن تو بودی!
امید روزبه
نخستین پیک بود آن شکرین جام
که از خسرو به شیرین برد پیغام
اگر چه کرد صد جام دگر نوش
نشد جام نخستینش فراموش
میای کاول قدح جام آورد پیش
ز صد جام دگر دارد بها بیش
می اول جام صافیخیز باشد
به آخر جام دردآمیز باشد
گلی کاول برآرد طرف جویش
فزون باشد ز صد گلزار بویش
دری کاول شکم باشد صدف را
ز لؤلؤ بشکند بسیار صف را
زهر خوردی که طعم نوش دارد
حلاوت بیشتر سرجوش دارد
#خسرو_و_شیرین
#نظامی
که از خسرو به شیرین برد پیغام
اگر چه کرد صد جام دگر نوش
نشد جام نخستینش فراموش
میای کاول قدح جام آورد پیش
ز صد جام دگر دارد بها بیش
می اول جام صافیخیز باشد
به آخر جام دردآمیز باشد
گلی کاول برآرد طرف جویش
فزون باشد ز صد گلزار بویش
دری کاول شکم باشد صدف را
ز لؤلؤ بشکند بسیار صف را
زهر خوردی که طعم نوش دارد
حلاوت بیشتر سرجوش دارد
#خسرو_و_شیرین
#نظامی
💔6
به همین مناسبت پاشین بیاین درباره کتابایی که از داستایفسکی خوندین حرف بزنین، غر بزنین و اینا :)
https://telegram.me/BChatBot?start=sc-391958-6JzYAx3
https://telegram.me/BChatBot?start=sc-391958-6JzYAx3
Telegram
برنامه ناشناس
بات پیام ناشناس
یوشیج در جشن یکسالگی فرزندش نوشت:
پسرم؛
یک بهار، یک تابستان، یک پاییز و یک زمستان را دیدی...
از این پس همه چیزِ جهان تکراریست. همه چیز، جز مهربانی.
#نیما_یوشیج
پسرم؛
یک بهار، یک تابستان، یک پاییز و یک زمستان را دیدی...
از این پس همه چیزِ جهان تکراریست. همه چیز، جز مهربانی.
#نیما_یوشیج
❤4👍1
شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد
عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد
ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آنست که پاکباز باشد
به کرشمه عنایت نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد
سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
به کدام دوست گویم که محل راز باشد
چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی
تو صنم نمیگذاری که مرا نماز باشد
نه چنین حساب کردم چو تو دوست میگرفتم
که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد
دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی
که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد
قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران
اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد
#سعدی
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد
عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد
ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آنست که پاکباز باشد
به کرشمه عنایت نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد
سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
به کدام دوست گویم که محل راز باشد
چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی
تو صنم نمیگذاری که مرا نماز باشد
نه چنین حساب کردم چو تو دوست میگرفتم
که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد
دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی
که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد
قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران
اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد
#سعدی
نشر نو عموما توی سیبوک تخفیف خوبی نداره.
این هفته توی سایتش ۲۰ درصد تخفیف گذاشته.
آره خلاصه 🚶🏻♀️
این هفته توی سایتش ۲۰ درصد تخفیف گذاشته.
آره خلاصه 🚶🏻♀️