حاشا که ز دل، مهر تو آسان برود
وان عشق گرانخریده، ارزان برود
ای از بر من نرفته، مهر تو مرا
با شیر فرو شدهست، با جان برود
#اثیرالدین_اخسیکتی
وان عشق گرانخریده، ارزان برود
ای از بر من نرفته، مهر تو مرا
با شیر فرو شدهست، با جان برود
#اثیرالدین_اخسیکتی
پیش از اینَت بیش از این اندیشهٔ عُشّاق بود
مِهرورزیِ تو با ما شُهرهٔ آفاق بود
یاد باد آن صحبتِ شبها که با نوشینلبان
بحثِ سِرِّ عشق و ذکرِ حلقهٔ عُشّاق بود
پیش از این کاین سقفِ سبز و طاقِ مینا بَرکِشند
مَنظَرِ چشمِ مرا ابرویِ جانان طاق بود
از دَمِ صبحِ ازل تا آخرِ شامِ ابد
دوستی و مِهر بر یک عهد و یک میثاق بود
سایهٔ معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد؟
ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود
حُسنِ مَه رویانِ مجلس گرچه دل میبُرد و دین
بحثِ ما در لطفِ طبع و خوبیِ اخلاق بود
بر درِ شاهم گدایی نکتهای در کار کرد
گفت بر هر خوان که بِنْشَستَم خدا رزّاق بود
رشتهٔ تسبیح اگر بُگْسَست معذورم بدار
دستم اندر دامنِ ساقیِ سیمین ساق بود
در شبِ قدر ار صَبوحی کردهام، عیبم مکن
سرخوش آمد یار و جامی بر کنارِ طاق بود
شعرِ حافظ در زمانِ آدم اندر باغِ خُلد
دفترِ نسرین و گُل را زینتِ اوراق بود
#حافظ
یلدای ۱۴۰۴
مِهرورزیِ تو با ما شُهرهٔ آفاق بود
یاد باد آن صحبتِ شبها که با نوشینلبان
بحثِ سِرِّ عشق و ذکرِ حلقهٔ عُشّاق بود
پیش از این کاین سقفِ سبز و طاقِ مینا بَرکِشند
مَنظَرِ چشمِ مرا ابرویِ جانان طاق بود
از دَمِ صبحِ ازل تا آخرِ شامِ ابد
دوستی و مِهر بر یک عهد و یک میثاق بود
سایهٔ معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد؟
ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود
حُسنِ مَه رویانِ مجلس گرچه دل میبُرد و دین
بحثِ ما در لطفِ طبع و خوبیِ اخلاق بود
بر درِ شاهم گدایی نکتهای در کار کرد
گفت بر هر خوان که بِنْشَستَم خدا رزّاق بود
رشتهٔ تسبیح اگر بُگْسَست معذورم بدار
دستم اندر دامنِ ساقیِ سیمین ساق بود
در شبِ قدر ار صَبوحی کردهام، عیبم مکن
سرخوش آمد یار و جامی بر کنارِ طاق بود
شعرِ حافظ در زمانِ آدم اندر باغِ خُلد
دفترِ نسرین و گُل را زینتِ اوراق بود
#حافظ
یلدای ۱۴۰۴
دردا که ز عمر مایۀ سود نماند
یک دوست کزو دلی بیاسود نماند
چون کیسۀ ایام بجستم در او
یا نقد وفا نبود، یا بود نماند
#اثیرالدین_اخسیکتی
یک دوست کزو دلی بیاسود نماند
چون کیسۀ ایام بجستم در او
یا نقد وفا نبود، یا بود نماند
#اثیرالدین_اخسیکتی
اضطراب و نگرانی، ما را از پای درآوردهاست، اضطرابی که مثل خوره روح و زندگیمان را میخورد و فاسد میکند. پاها دیگر حرکت نمیکنند، دستها رعشه گرفتهاند و وجودمان پوستۀ نازک و دردناکی است که بر روی عصیانهای بهزنجیر کشیدهشده و فریادهای به گلوله رسیده، کشیدهشدهباشد.
دندانها را به هم میفشاریم و به خود میگوییم تمام میشود، تمام میشود، شاید بتوانیم طاقت بیاوریم.
#در_غرب_خبری_نیست
#اریش_ماریا_رمارک
دندانها را به هم میفشاریم و به خود میگوییم تمام میشود، تمام میشود، شاید بتوانیم طاقت بیاوریم.
#در_غرب_خبری_نیست
#اریش_ماریا_رمارک
❤2
میگویم: «اما دروغ توی جبهۀ دشمن، بیشتر از جبهۀ ما رواج داره. اوراق تبلیغاتی رو که از اسرا به دست اومده ندیدین که نوشته ما بچههای بلژیکی رو زندهزنده میخوریم. اونایی که این دروغها را مینویسن، باید مجازات بشن. تقصیر اصلی گردن هموناس.»
#در_غرب_خبری_نیست
#اریش_ماریا_رمارک
#در_غرب_خبری_نیست
#اریش_ماریا_رمارک
❤3
بریده بریده 📚📖
میگویم: «اما دروغ توی جبهۀ دشمن، بیشتر از جبهۀ ما رواج داره. اوراق تبلیغاتی رو که از اسرا به دست اومده ندیدین که نوشته ما بچههای بلژیکی رو زندهزنده میخوریم. اونایی که این دروغها را مینویسن، باید مجازات بشن. تقصیر اصلی گردن هموناس.» #در_غرب_خبری_نیست…
نمیدونم واقعا کتابی که چاپ یازدهمشه و مال نشر خوب علمی فرهنگیه، چرا باید انقدر احتیاج به ویرایش داشته باشه؟
مرا ببخش رفیق، ما همیشه وقتی به حقایق پی میبریم که دیگر خیلی دیر شده است. چرا هیچوقت به ما نگفتند که شما هم بدبختهایی هستید مثل خود ما.
مادرهای شما هم مثل مادرهای ما نگران و چشمبهراه هستند و وحشت از مرگ برای همه یکسان است و مرگ و دردِ جانکندن یکسان. مرا ببخش رفیق، آخر چطور تو میتوانی دشمن باشی؟ اگر این تفنگ و این لباس را دور میانداختیم، آنوقت تو هم مثل کات و آلبرت، برادر من بودی.
#در_غرب_خبری_نیست
#اریش_ماریا_رمارک
مادرهای شما هم مثل مادرهای ما نگران و چشمبهراه هستند و وحشت از مرگ برای همه یکسان است و مرگ و دردِ جانکندن یکسان. مرا ببخش رفیق، آخر چطور تو میتوانی دشمن باشی؟ اگر این تفنگ و این لباس را دور میانداختیم، آنوقت تو هم مثل کات و آلبرت، برادر من بودی.
#در_غرب_خبری_نیست
#اریش_ماریا_رمارک
راستی که با چنین جنایاتی خونین، چقدر نوشتهها و اندیشههای بشر باطل و بیاساس جلوه میکند. آنجا که فرهنگ و تمدن هزارانسالۀ بشر نتوانسته باشد جلوی این رودهای خون را بگیرد و صدهزار کانون شکنجه را از بین ببرد، پس هرچه میگویند و میکنند، دروغ و بیارزش است و تنها یکی از بیمارستانها برای نشاندادن چهرۀ مخوف جنگ کافی است.
#در_غرب_خبری_نیست
#اریش_ماریا_رمارک
#در_غرب_خبری_نیست
#اریش_ماریا_رمارک
حاصلِ کارگه کون و مکان این همه نیست
باده پیش آر که اسبابِ جهان این همه نیست
از دل و جان شرفِ صحبتِ جانان غرض است
غرض این است، وگرنه دل و جان این همه نیست
مِنَّتِ سِدره و طوبی ز پیِ سایه مکش
که چو خوش بنگری ای سروِ روان، این همه نیست
دولت آن است که بی خونِ دل آید به کنار
ور نه با سعی و عمل باغِ جَنان این همه نیست
پنج روزی که در این مرحله مهلت داری
خوش بیاسای زمانی که زمان این همه نیست
بر لبِ بحرِ فنا منتظریم ای ساقی
فرصتی دان که ز لب تا به دهان این همه نیست
زاهد ایمن مشو از بازیِ غیرت، زنهار
که ره از صومعه تا دیرِ مغان این همه نیست
دردمندیِّ منِ سوختهٔ زار و نَزار
ظاهرا حاجتِ تقریر و بیان این همه نیست
نام حافظ رقمِ نیک پذیرفت ولی
پیش رندان رقمِ سود و زیان این همه نیست
#حافظ
باده پیش آر که اسبابِ جهان این همه نیست
از دل و جان شرفِ صحبتِ جانان غرض است
غرض این است، وگرنه دل و جان این همه نیست
مِنَّتِ سِدره و طوبی ز پیِ سایه مکش
که چو خوش بنگری ای سروِ روان، این همه نیست
دولت آن است که بی خونِ دل آید به کنار
ور نه با سعی و عمل باغِ جَنان این همه نیست
پنج روزی که در این مرحله مهلت داری
خوش بیاسای زمانی که زمان این همه نیست
بر لبِ بحرِ فنا منتظریم ای ساقی
فرصتی دان که ز لب تا به دهان این همه نیست
زاهد ایمن مشو از بازیِ غیرت، زنهار
که ره از صومعه تا دیرِ مغان این همه نیست
دردمندیِّ منِ سوختهٔ زار و نَزار
ظاهرا حاجتِ تقریر و بیان این همه نیست
نام حافظ رقمِ نیک پذیرفت ولی
پیش رندان رقمِ سود و زیان این همه نیست
#حافظ