بریده بریده 📚📖 – Telegram
بریده بریده 📚📖
214 subscribers
93 photos
14 videos
4 files
84 links
دست بر‌ گلویم گرفته‌ام و با کتاب‌ها بریده بریده حرف می‌زنم ...

انتقادات و پیشنهادات:
https://news.1rj.ru/str/HarfinoBot?start=e9267dabdb8f2a0

جهان نخواست مرا، بخت شاعری فرمود :)
Download Telegram
فرشیم، اگر زمینمان می‌خواهی
عرشیم، اگر برینمان می‌خواهی
ما آنِ توییم، آنِ تو، کاری کن
کاری کن اگر جز این‌مان می‌خواهی

#امیر_مرادی
3
فوروارد کنید تا که افزون بشویم 🚶🏻‍♀️
👍2💔1
Forwarded from علویات
آقا امیرالمومنین‌علیه‌السلام:

دوای دردها،
دیدار با رفیقان است.

@alaviaat | نثر اللئالی،ص۶۶
1
آخرین پرنده را هم رها کرده‌ام
اما هنوز غمگینم
چیزی در این قفس خالی هست
که آزاد نمی‌شود

#پذیرفتن
#گروس_عبدالملکیان
2
امیرالمومنین علیه‌السلام:

كُنْ لِمَا لاَ تَرْجُو أَرْجَى مِنْكَ لِمَا تَرْجُو فَإِنَّ مُوسَى ع خَرَجَ يَقْتَبِسُ لِأَهْلِهِ نَاراً فَكَلَّمَهُ اَللَّهُ وَ رَجَعَ نَبِيّاً وَ خَرَجَتْ مَلِكَةُ سَبَإٍ فَأَسْلَمَتْ مَعَ سُلَيْمَانَ ع وَ خَرَجَتْ سَحَرَةُ فِرْعَوْنَ يَطْلُبُونَ اَلْعِزَّ لِفِرْعَوْنَ فَرَجَعُوا مُؤْمِنِينَ.

در آنچه نااميدی، اميدوارتر باش از آنچه به آن اميد بسته ای؛زيرا موسی عليه‌السلام رفت تا برای خانواده‌اش آتش بياورد، خدا با او سخن گفت و مقام پيامبری يافت و برگشت و ملكه سبا رفت و هنگام همراهی كردن سلیمان، مسلمانی اختيار كرد و جادوگران فرعون براي آن كه نزد او عزت يابند به مبارزۀ موسی عليه‌السلام رفتند ولی مومن بازگشتند.

[تحف العقول عن آل الرسول صلی ال، ج 2، ص 208]
1
صدای پای تو در گوش کوچه‌ها جاری‌ست
و گریه آخر این ماجرای تکراری‌ست

نه شب شده‌ست ـ که مهتاب بیش و کم بزند ـ
نه قصّه است ـ که باران به صورتم بزند ! ـ

زمان به سر نرسیده، زمین به هم نشده
و هیچ چیز از این روزگار کم نشده!

همان که بود: همان تکّه سنگ گرد مذّاب
همین که هست: همین آسمان و جنگل و آب!

ببین که تیغ تو بر استخوان نخورده عزیز
ببین که رفتی و دنیا تکان نخورده عزیز !

فقط دو سایه‌ی بی‌دست‌و‌پا، دو عابر کور
دو تا غریبه‌ی تنها، دو تا مسافر کور!

دو مرغ خیس، دو تا کفتر پرانده شده
همین دو آدمک از بهشت رانده شده!

گذشته جمع شده ، چرک کرده در سر من
گذشته پُر شده در پاره‌های دفتر من

کسی نیامد از این درد کور کم بکند
و شعر . . . شعر نیامد که راحتم بکند !

کسی نیامد ازان اتّفاق دم بزند
برهنه روی غزل‌های من قدم بزند

نشد ستاره‌ی شب‌های آشیانه شوی
خدا نخواست که بانوی این ترانه شوی

عقیم شد گل صد آرزوی کوچک من
برای عشق کمی دیر شد، عروسک من!

در این کویر امیدی به قدکشیدن نیست
قفس شکست، ولی فرصت پریدن نیست

برای بال و پرم ارتفاع روز کم است
برای رفتن من آسمان هنوز کم است!

تو لا اقل بزن و دور شو، به خاطر من!
برو! سفر به سلامت، برو مسافر من

 نگو زمین به هم آمد، زمانمان گم شد
هوا سیاه شد و آسمانمان گم شد

نگو که رفتن پایان ماجراست رفیق
خدا بزرگ تر از دردهای ماست رفیق!

فقط اجازه بده چشم خواب خسته شود
شب از سماجت این آفتاب خسته شود

به حرف دور و برت گوش می‌کنی گل یخ
مرا دوباره فراموش می‌کنی، گل یخ!

دوباره سرخ، دوباره سپید خواهی شد
و قهرمان رمانی جدید خواهی شد!

دو گونه سرخ‌تر از روز پیش خواهی کرد
به روی دوش دو گیسو پریش خواهی کرد

دوباره بوی حضورت، دوباره بوی تنت
طپیدن دو کبوتر به زیر پیرهنت

دوباره خنده‌ی معصوم سرسری گل من
و حرف‌های قشنگی که از بری گل من!

دوباره وسوسه‌ی داغ باده ای دیگر
برای آمدن شاهزاده‌ای دیگر 

به جز دلم، لبت از هر چه هست ، تنگ‌تر است
بخند! خنده‌ات از دیگران قشنگ‌تر است!

ببین هنوز دهان هزارخنده تویی
بخند ! آخر این داستان برنده تویی

به خود نگیر  اگر شعر دلپسند نبود
مرا ببخش اگر مثنوی بلند نبود!

نگیر خرده بر این بیت‌های سر در گم
که بی‌تو شاعر خوبی نمی‌شوم خانم!

دوباره قلب من و وسعت غمی که نگو
من و خیال شما و جهنّمی که نگو

و داغ خاطره ها تا همیشه بر تن من
گناه با تو نبودن فقط به گردن من!

#حامد_ابراهیم‌پور
👍2
Forwarded from عصفورة قلبي🕊
خنده‌هایم گرچه حاشا کرده بغضم را ولی
چشم‌هایم آبروداران خوبی نیستند...

#علیرضا_نورعلیپور
حرفِ من اینه که چپ می‌زنی بزن، راست می‌زنی بزن، ولی دستِ آخر یه داستان کوفتی هم تحویل من بده! متوجهین؟ یه مردِ بزرگ یه وقتی گفته بود «اولین وظیفه‌ی قصه‌گو اینه که قصه بگه.»

#مرد_بالشی
#مارتین_مک‌دونا
گمونم آدمایی که فقط درموردِ چیزایی که می‌دونن می‌نویسن، واسه این فقط در موردِ چیزایی که می‌دونن می‌نویسن که یه جورِ گندی خنگ‌تر از اونن که بتونن چیزی خلق کنن،

#مرد_بالشی
#مارتین_مک‌دونا
لازم نیس حتما انقدری خوب باشم که بتونم یه عالَمه از مشکلاتو حل کنم، چون ازم برنمی‌آد، ولی انقدری خوب هستم که پای یه چیزی وایسم. پای یه چیزی وامی‌سّم. سمتِ درست وامی‌سّم. ممکنه همیشه کارم درست نباشه، ولی سمتِ درستی وامی‌سّم.

#مرد_بالشی
#مارتین_مک‌دونا
به‌به به این شب 🥳
هشتگ #مست رو بخونید.
امشب بر آن سرم که جنون را ادب کنم
بر چهره‌ی تو صبح و به روی تو شب کنم
لب لب کنان به یاد لبت باز تب کنم
شیرانه‌سر تصرف ری تا حلب کنم

وز آه خود کشم به بخارا بخار را

#محمد_سهرابی
#مست_بشید
1
کسی نیامده او را علی جواب کند
علی به سمت گدایان؛ خودش شتاب کند

کسی که روی علی ذره‌ای حساب کند
"به آسمان رود و کار آفتاب کند"

علی فقط که علی نیست، چارده نور است
از او جداشدن از هفت پشت ما دور است

برای دایره‌ی شاعران بی‌تکرار
شده‌ست خطبه‌ی بی‌نقطه، نقطه‌ی پرگار

در اولین خم زلفش اسیر شد عطار
هزار شاعر مضمون سرا هزاران بار

خیال وصف علی را قلم به دست شدند
شراب عشق علی را نخورده مست شدند

علی، علی‌ست و زهرا شناسنامه‌ی اوست
شروع او حسن است و حسین ادامه‌ی اوست

صفات خاص ملائک صفات عامه‌ی اوست
من از خودم که نمی‌گویم، این چکامه‌ی اوست

برای او و خدا، دل، شریک قایل نیست
میان عاشق و معشوق، هیچ حائل نیست

که گفته روی زمین قرن هاست گم شده‌ ایم؟
نه ! ما مجاور کوی صد و دهم شده ایم

مسافر نجف و کربلا و قم شده ایم
مُبلّغ جریان غدیر خم شده ایم

غدیر از نظر شیعه عید الاعیاد است
خدا ولایت خود را به شیعیان داده ست

به هر که عاشق او شد اسیر می‌گویند
به دست‌های علی دستگیر می‌گویند

و اهل عرش ، علی را امیر می‌گویند
هنوز جن و ملک از غدیر می‌گویند

جماعت این دو سه خط را ولی نمی‌فهمند
که چیزی از درجات علی نمی‌فهمند

علی که بود؟ نه می‌دانم و نه می‌دانی
محب او چه عرب باشد و چه ایرانی

چه آشکار سلامش کند چه پنهانی
چه در سلامت کامل چه در پریشانی

جواب می‌شنود از علی : سلام علیک
اگر مرید مرامش شدی بگو لبیک

به پاست تیر و علی روی پاست وقت نماز
نماز اوست زکات و گداست غرق نیاز

دهان کعبه از این کارهای او شده باز
که در نهایت ایجاز می‌کند اعجاز‌‌؟

به جز علی، که هر انگشت او هنرمند است
برای او در خیبر به تار مو بند است

اگر که دشمن او تیغ را غلاف کند
علی که جنگ ندارد، چرا مصاف کند؟

عمر به خوبی او باید اعتراف کند ؟!!
رواست کعبه نجف را اگر طواف کند

کجا شبیه به نهج البلاغه آمده است؟
کتاب‌های جهان را کسی ورق زده است؟

ستاره‌ای‌ست برای خودش ابوریحان
ولی کنار علی می شود ابوحیران

که گفته نام علی نیست داخل قرآن؟!
هزار بار بخوان از شروع تا پایان

قسم به نقطه‌ی زیرین باء بسم الله
علی‌ست معنی قرآن، سخن کنم کوتاه

ستاره روزنی از وصله‌ی عبای علی ست
روایت است سماوات زیر پای علی ست

به عرش رفته محمد، پی خدای علی ست
به نقل قول، صدای خدا صدای علی ست

قرار شعر بر این شد سخن شود کوتاه
چه ”یا علی” بنویسم چه ”فی امان الله“


#محمدحسین_ملکیان
#مست_بشید:)
جنون گریخت سراسیمه از ملاقاتم
شب شراب که باشد دچار افراطم

بریز هرچه که داری مکن مراعاتم
تو بی ملاحظه ، من نیز بی مبالاتم

سیاه مست تو هستم گذشته کار از کار
 “شب شراب می ارزد به بامداد خمار “

نمی رسد به شکوه تو فکر کوتاهم
اگر مدیح تورا از خود تو می خواهم

بگو که دهر به دست تو خلق شد ، ما هم
بگو بگو و مگو من صنایع الهم

لطیف طبع خدا آنِ آشکار تویی
که شعر جوششی آفریدگار تویی

تو آن قصیده ی بی اختیار موزونی
پر از خیالی و از هر خیال بیرونی

شکوه شعر کهن در کلام اکنونی
بریز قاعده ها را به هم تو قانونی

سرودنِ تو حماسی ترین مغازله است
جهان بدون تو اسلوب بی معادله است

رسیده ام به تو در نظمی از پریشانی
به شاعرانه ترین لحظه های حیرانی

نگفته ام که چه می خواهم از تو … می دانی –
شراب شعر صغیر و فواد کرمانی

تو ای قصیده ی اعلا مسمط عالی
جنون ” فاتح علی خان ” در اوج قوّالی

کتاب معجزه در بی شمار ابوابی
اگر چه نقطه ی ایجاز غرق اطنابی

بخوانمت منِ وامانده با چه القابی
اگر خدات بگویم تو بر نمی تابی

اگر ملال توام بی دریغ کن دفعم
تو تیغ می کشی اما منم که ذینفعم

تو همزمانِ زمان نیستی کجایی تو
کنار فاطمه ای همدم حرایی تو

به چشم حیرت جبرییل آشنایی تو
به ذهن کوچک دنیا پر از چرایی تو

تو در نهایت معراج در نبایدها
نشسته ای به تماشای رفت و آمد ها

تو آفتابی و هرگز نمی شوی انکار
دریغ و درد که نهج البلاغه را یک بار –

کسی مرور نکرد ای شکوه بی تکرار
برای مالک اشتر نوشته ای بسیار

هنوز جوهر آن نامه ها تر و تازه است
غریبیِ سخنت در زمین پر آوازه است

به ناشناسیِ منظومه ی علی نامه
به الغدیر به موی سپید علامه

به یا علی مددِ پوریا به هنگامه
به شرمگینیِ من در چکامه و چامه

تو دیگری و دلم در خیال دیگر نیست
که سرنوشتی از این سرنوشت بهتر نیست

#حمیدرضا_برقعی
#مست_بشید :)
محتاجم به دعاتون.
2
من فکر می‌کنم اصلی‌ترین علاقه‌ام در مقام نویسنده پرداختن به آن لحظاتی است که نمی‌توان بسته‌بندی‌شان کرد، نیز مبهم نشان‌دادن چیزهایی که ظاهرا به خوبی بسته‌بندی شده‌اند. فکر می‌کنم بیش از همه برای چیزی ارزش قائلم که محکم تکانمان بدهد و مجبورمان کند به سفتیِ زمین زیر پایمان شک کنیم.

#در_میان_گمشدگان
#دن_شاون
2
Niaz
Fereidoon Foroughi
هوای سرد زمستونی من‌و یاد فریدون فروغی می‌اندازه.
@boride_boride