Forwarded from | لغة القلب |
يعاملني بطيبة وإحساس
يدلعني قدام الناس
بيعرف إني رومانسية
بيلعب على الوتر الحساس
يدوب روحي يدوبني
في كل زيارة بيعجبني
ونظرات عينه خليتني
أضرب أخماسي في أسداس
لما يتكلم يجن جنوني
أنا يجن جنوني
يتغير شكلي أنا ومضموني
سيطر واتمكن من قلبي
يسري في دمي والأنفاس
الراية البيضا برفعها
وأوامر حبه بتبعها
ماكر عارف نقطة ضعفي
من بين العالم والناس
لما يتكلم يجن جنوني
أنا يجن جنوني
يتغير شكلي أنا ومضموني
سيطر واتمكن من قلبي
يسري في دمي والأنفاس
يعاملني بطيبة وإحساس
يدلعني قدام الناس
بيعرف إني رومانسية
بيلعب على الوتر الحساس
يدوب روحي يدوبني
في كل زيارة بيعجبني
ونظرات عينه خليتني
أضرب أخماسي في أسداس
با نهایت مهربونی و احساس باهام رفتار میکنه
جلوی دیگران نازم رو میخره
میدونه من احساساتی و رومانتیکم
دست میذاره روی نقطهی حساسم
دلم براش ضعف میره و روحم قطره قطره براش ذوب میشه
هربار که میبینمش باز هم شگفتزدهم میکنه
و نگاههاش باعث میشه دست و پام رو گم کنم و سرگردون بشم
وقتی حرف میزنه از شدت ذوق دیوونه میشم
هم ظاهرم عوض میشه هم درونم تغییر میکنه
روی من سیطره داره و صاحب دلم شده
در خون و نفسهای من جریان داره
پرچم سفید رو بالا میبرم
و هرکاری بگه با عشق انجام میدم
زرنگه و از بین این همه عالم و آدم
نقطه ضعفم رو میدونه
وقتی حرف میزنه از شدت ذوق دیوونه میشم
هم ظاهرم عوض میشه هم درونم تغییر میکنه
روی من سیطره داره و صاحب دلم شده
در خون و نفسهای من جریان داره
با نهایت مهربونی و احساس باهام رفتار میکنه
جلوی دیگران نازم رو میخره
میدونه من احساساتی و رومانتیکم
دست میذاره روی نقطهی حساسم
دلم براش ضعف میره و روحم قطره قطره براش ذوب میشه
هربار که میبینمش باز هم شگفتزدهم میکنه
و نگاههاش باعث میشه دست و پام رو گم کنم و سرگردون بشم
ترجمه: زهرا ایزدینیا
#شیرین_عبدالوهاب
#لهجه_مصری
|@loqatalqalb|
يدلعني قدام الناس
بيعرف إني رومانسية
بيلعب على الوتر الحساس
يدوب روحي يدوبني
في كل زيارة بيعجبني
ونظرات عينه خليتني
أضرب أخماسي في أسداس
لما يتكلم يجن جنوني
أنا يجن جنوني
يتغير شكلي أنا ومضموني
سيطر واتمكن من قلبي
يسري في دمي والأنفاس
الراية البيضا برفعها
وأوامر حبه بتبعها
ماكر عارف نقطة ضعفي
من بين العالم والناس
لما يتكلم يجن جنوني
أنا يجن جنوني
يتغير شكلي أنا ومضموني
سيطر واتمكن من قلبي
يسري في دمي والأنفاس
يعاملني بطيبة وإحساس
يدلعني قدام الناس
بيعرف إني رومانسية
بيلعب على الوتر الحساس
يدوب روحي يدوبني
في كل زيارة بيعجبني
ونظرات عينه خليتني
أضرب أخماسي في أسداس
با نهایت مهربونی و احساس باهام رفتار میکنه
جلوی دیگران نازم رو میخره
میدونه من احساساتی و رومانتیکم
دست میذاره روی نقطهی حساسم
دلم براش ضعف میره و روحم قطره قطره براش ذوب میشه
هربار که میبینمش باز هم شگفتزدهم میکنه
و نگاههاش باعث میشه دست و پام رو گم کنم و سرگردون بشم
وقتی حرف میزنه از شدت ذوق دیوونه میشم
هم ظاهرم عوض میشه هم درونم تغییر میکنه
روی من سیطره داره و صاحب دلم شده
در خون و نفسهای من جریان داره
پرچم سفید رو بالا میبرم
و هرکاری بگه با عشق انجام میدم
زرنگه و از بین این همه عالم و آدم
نقطه ضعفم رو میدونه
وقتی حرف میزنه از شدت ذوق دیوونه میشم
هم ظاهرم عوض میشه هم درونم تغییر میکنه
روی من سیطره داره و صاحب دلم شده
در خون و نفسهای من جریان داره
با نهایت مهربونی و احساس باهام رفتار میکنه
جلوی دیگران نازم رو میخره
میدونه من احساساتی و رومانتیکم
دست میذاره روی نقطهی حساسم
دلم براش ضعف میره و روحم قطره قطره براش ذوب میشه
هربار که میبینمش باز هم شگفتزدهم میکنه
و نگاههاش باعث میشه دست و پام رو گم کنم و سرگردون بشم
ترجمه: زهرا ایزدینیا
#شیرین_عبدالوهاب
#لهجه_مصری
|@loqatalqalb|
در راستای مبحث علم داده نوشته بود:
In God we trust, all others must bring data.
In God we trust, all others must bring data.
❤1👍1
بریده بریده 📚📖
بعد از نوروساینس چی بخونیم که بشوره ببره؟ معلومه که مکدونا 🚶🏻♀️
این دورهی سخت تموم شد.
تبریک به جامعهی بشری🥳
تبریک به جامعهی بشری🥳
🎉7
شد ز نام دگران گرچه مُکَدَر گوشم
خورد از نام علی قند مُکَرر گوشم
هرکسی نام تورا بُرد شنیدم به دو گوش
میبرد فیض زبان را دو برابر گوشم
گوش اِستاده ام از کودکی ام نام تورا
زان اقامه که ز لب ریخت پدر در گوشم
گوش چپ نیست کم از راست که در میلادم
دو سِری خورده مِی از نام علی هر گوشم
من ز هر لب طلب نام علی داشته ام
نیست امروز بدهکار کسی گر گوشم
نامِ آن تیغِ پُر از آب به گوشم خورده است
گوش مالی نشد این وضع که شد پَر گوشم
بیتی از "قصری"ِ شیرین سخن آمد در یاد
که از آن بیت به شوق تو سراسر گوشم
( "قصری"از شوق غلامی شده یک پارچه گوش
قنبری کو که دو صد حلقه کُنَد در گوشم)
#محمد_سهرابی
#مست_بشید
خورد از نام علی قند مُکَرر گوشم
هرکسی نام تورا بُرد شنیدم به دو گوش
میبرد فیض زبان را دو برابر گوشم
گوش اِستاده ام از کودکی ام نام تورا
زان اقامه که ز لب ریخت پدر در گوشم
گوش چپ نیست کم از راست که در میلادم
دو سِری خورده مِی از نام علی هر گوشم
من ز هر لب طلب نام علی داشته ام
نیست امروز بدهکار کسی گر گوشم
نامِ آن تیغِ پُر از آب به گوشم خورده است
گوش مالی نشد این وضع که شد پَر گوشم
بیتی از "قصری"ِ شیرین سخن آمد در یاد
که از آن بیت به شوق تو سراسر گوشم
( "قصری"از شوق غلامی شده یک پارچه گوش
قنبری کو که دو صد حلقه کُنَد در گوشم)
#محمد_سهرابی
#مست_بشید
👍3
حُسنت به اتفاقِ ملاحت جهان گرفت
آری، به اتفاق، جهان میتوان گرفت
افشایِ رازِ خلوتیان خواست کرد شمع
شُکرِ خدا، که سِرِ دلش در زبان گرفت
زین آتشِ نهفته که در سینهٔ من است
خورشید، شعلهایست که در آسمان گرفت
میخواست گُل که دَم زند از رنگ و بویِ دوست
از غیرتِ صبا، نفسَش در دهان گرفت
آسوده بر کنار چُو پرگار میشدم
دوران، چو نقطه، عاقبتم در میان گرفت
آن روز شوقِ ساغرِ مِی، خرمنم بسوخت
کآتش زِ عکسِ عارضِ ساقی در آن گرفت
خواهم شدن به کویِ مُغان آستینفشان
زین فتنهها که دامنِ آخرزمان گرفت
مِی خور که هر که آخرِ کارِ جهان بِدید
از غم سبک برآمد و رَطلِ گران گرفت
بر برگِ گُل به خونِ شقایق نوشتهاند
«کآن کس که پخته شد، مِیِ چون اَرغَوان گرفت»
حافظ چو آبِ لطف ز نظمِ تو میچِکد
حاسِد چگونه نکته تواند بر آن گرفت؟
#حافظ
آری، به اتفاق، جهان میتوان گرفت
افشایِ رازِ خلوتیان خواست کرد شمع
شُکرِ خدا، که سِرِ دلش در زبان گرفت
زین آتشِ نهفته که در سینهٔ من است
خورشید، شعلهایست که در آسمان گرفت
میخواست گُل که دَم زند از رنگ و بویِ دوست
از غیرتِ صبا، نفسَش در دهان گرفت
آسوده بر کنار چُو پرگار میشدم
دوران، چو نقطه، عاقبتم در میان گرفت
آن روز شوقِ ساغرِ مِی، خرمنم بسوخت
کآتش زِ عکسِ عارضِ ساقی در آن گرفت
خواهم شدن به کویِ مُغان آستینفشان
زین فتنهها که دامنِ آخرزمان گرفت
مِی خور که هر که آخرِ کارِ جهان بِدید
از غم سبک برآمد و رَطلِ گران گرفت
بر برگِ گُل به خونِ شقایق نوشتهاند
«کآن کس که پخته شد، مِیِ چون اَرغَوان گرفت»
حافظ چو آبِ لطف ز نظمِ تو میچِکد
حاسِد چگونه نکته تواند بر آن گرفت؟
#حافظ
❤1
Forwarded from Solitude
نَادِ عَلِیًّا مَظْهَرَالْعَجائِبِ
تَجِدْهُ عَوْنًا لَکَ فِی النَّوائِبِ
کُلَّ هَمٍّ وَ غَمٍّ سَیَنْجَلِی
بِعَظَمَتِکَ یا اَللهُ
بِنُبُوَّتِکَ یا مُحَمَّدُ
بِوِلایَتِکَ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ
تَجِدْهُ عَوْنًا لَکَ فِی النَّوائِبِ
کُلَّ هَمٍّ وَ غَمٍّ سَیَنْجَلِی
بِعَظَمَتِکَ یا اَللهُ
بِنُبُوَّتِکَ یا مُحَمَّدُ
بِوِلایَتِکَ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ
❤4
Naad E Ali
Ali Fani
دعای نادعلی
باصدای: علیفانی
تنظیم: مهدی شکارچی
میکسومسترینگ: حسنپورمحمدی
ضبط: استودیو نوریاس
تدوين: استودیو مولود کعبه
تهیهکننده: مدیا ۱۲
#امیرالمومنین
@AlbumFourteen
باصدای: علیفانی
تنظیم: مهدی شکارچی
میکسومسترینگ: حسنپورمحمدی
ضبط: استودیو نوریاس
تدوين: استودیو مولود کعبه
تهیهکننده: مدیا ۱۲
#امیرالمومنین
@AlbumFourteen
❤5
عیدتون مبارک
💚الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ💚
💚الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ💚
🎉3
دوباره میسازمت وطن!
اگر چه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو میزنم،
اگر چه با استخوان خویش
دوباره میبویم از تو گُل،
به میل نسل جوان تو
دوباره میشویم از تو خون،
به سیل اشک روان خویش
دوباره ، یک روز آشنا،
سیاهی از خانه میرود
به شعر خود رنگ میزنم،
ز آبی آسمان خویش
اگر چه صد ساله مردهام،
به گور خود خواهم ایستاد
که بردَرَم قلب اهرمن،
ز نعرهی آنچنان خویش
کسی که « عظم رمیم» را
دوباره انشا کند به لطف
چو کوه میبخشدم شکوه،
به عرصهی امتحان خویش
اگر چه پیرم ولی هنوز،
مجال تعلیم اگر بُوَد،
جوانی آغاز میکنم
کنار نوباوگان خویش
حدیث حب الوطن ز شوق
بدان روش ساز میکنم
که جان شود هر کلام دل،
چو برگشایم دهان خویش
هنوز در سینه آتشی،
بجاست کز تاب شعلهاش
گمان ندارم به کاهشی،
ز گرمی دودمان خویش
دوباره میبخشیام توان،
اگر چه شعرم به خون نشست
دوباره میسازمت به جان،
اگر چه بیش از توان خویش
#سیمین_بهبهانی
اگر چه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو میزنم،
اگر چه با استخوان خویش
دوباره میبویم از تو گُل،
به میل نسل جوان تو
دوباره میشویم از تو خون،
به سیل اشک روان خویش
دوباره ، یک روز آشنا،
سیاهی از خانه میرود
به شعر خود رنگ میزنم،
ز آبی آسمان خویش
اگر چه صد ساله مردهام،
به گور خود خواهم ایستاد
که بردَرَم قلب اهرمن،
ز نعرهی آنچنان خویش
کسی که « عظم رمیم» را
دوباره انشا کند به لطف
چو کوه میبخشدم شکوه،
به عرصهی امتحان خویش
اگر چه پیرم ولی هنوز،
مجال تعلیم اگر بُوَد،
جوانی آغاز میکنم
کنار نوباوگان خویش
حدیث حب الوطن ز شوق
بدان روش ساز میکنم
که جان شود هر کلام دل،
چو برگشایم دهان خویش
هنوز در سینه آتشی،
بجاست کز تاب شعلهاش
گمان ندارم به کاهشی،
ز گرمی دودمان خویش
دوباره میبخشیام توان،
اگر چه شعرم به خون نشست
دوباره میسازمت به جان،
اگر چه بیش از توان خویش
#سیمین_بهبهانی
💔5
Forwarded from تصرف🍃
بچه ها سلام
همه یه لحظه میشه وقت و توجهتون رو بدین بهم
دیشب یه اتفاقی افتاد
ما تو خیابون یه وانت رو کش دار دیدیم
و با فاصله یه ۲۰۶ که راننده صندلی رو خوابونده و استتار کرده بود
مسخره مسخره
زنگ زدیم ۱۱۰
واقعا مسخره بازی
ادامه مسیر
دوتا وانت دیدیم دوتا جای خنده دار
انگار مثلا شوخی قبلی بهمون خوش گذشته باشه
اونارو هم گفتیم ۱۱۰
حدود یکساعت بعد با شماره چهار رقمی با ما تماس گرفتن
گفتن هر سه مورد پهباد و تله انفجاری بوده
ما خودمون ریختیم پشمامون موند
چون اینقدر به نظرمون وانت ها طبیعی بودن که حد نداره
یه موتور دیدیم هی عکس میگرفت حرف میزد اونو رو هم گفته بودیم که حقیقتش من قطعا مطمئن بودم زر زدم و یارو فقط داره از تق تق تو هوا فیلم میگیره با دوستاش شیر میکنه
ولی چی شد ؟
بهم زنگ زدن گفتن گرفتنش و پلاکش جعلی بوده و مخبر بوده
فلذا اون پشمای موندمم ریخت!
امروز صبح هم با من هم مهدی تماس گرفتن
گفتن ما شما رو رصد کردیم
بنا برجمع هاتون
میخواستیم از شپا بخوایم که به رفقای امین خودتون اطلاع بدین تا ما بتونیم بهتر رصد کنیم
ما الان کثرت سنگین نفوذی های خیلی خیلی خیلی طبیعی داریم ؛ و واقعا نیاز به کمک مردم در شناسایی
بهم گفتن
شما برات مهم نباشه که ممکنه این درست نباشه همون یک درصد احتمال هم در این شرایط مهمه
شما زنگ بزن
بررسی با ما
موتور
عکاسی زیاد
پارک ماشین و ماشین مانی(موندن طولانی راننده در ماشین)
وانت روپوشیده
و همینطور
مغازه ای که جنس داره اما نمیفروشه
یا القای کمبود داره
منم گفتم بگم اینجا
شما هم به بقیه معتمدهاتون بگین
من هنوز باورم نمیشه اون سه تارو
چرا
چون جای تابلویی پارک بودن
آدم فکر میکنه خب پس باید جای خاصی پارک کنه یا استتار کنه
ولی قشنگ زیر تیر چراغ خیلی واضح
بهم گفتن دقییا اینبار دردسر اینه
اینقدر طبیعی هستن که مردم باور نمیکنن شک نمیکنن برای همین همه چیز رو بگید
صدای پرواز نزدیک رو بگید درسته ما پهباد داریم
اما باید بگید محدوده رو ما چک کنیم
پارک ماشینها ممکنه پارک انتحاری باشه بگید
تغییر موقعیت سطل آشغال
تغییر وضعیت یهویی بوته ها
در چورد سوخت و بنزین ام راستش پررویی کردم پرسیدم
گفت خانوم ماشین با باک پر بمب متحرک وقتی ریز پرنده تو آسمونه
ضمن این باک نصفه باعث میشه هی نری دور بزنی بچرخی
و مطلب آخر التماس میکرد انگار لحنش که فیلم های اصابت رو نه ببینید نه فوروارد کنید
خیلی این داره کار رو برای ما سخت و برای اسرائیل راحت میکنه
و از جای پدافندها حرف نزنید
ما نزدیک پدافندیم
من رسالت ام داره میزنه
ستارخان آسمونش پره
ولی برای فیلم خیلی التماسی گفت
که هر کی نشر میده اصلا بهش بپرید دعوا بگیرید !
خیلی حرف زدم ببخشید
همه یه لحظه میشه وقت و توجهتون رو بدین بهم
دیشب یه اتفاقی افتاد
ما تو خیابون یه وانت رو کش دار دیدیم
و با فاصله یه ۲۰۶ که راننده صندلی رو خوابونده و استتار کرده بود
مسخره مسخره
زنگ زدیم ۱۱۰
واقعا مسخره بازی
ادامه مسیر
دوتا وانت دیدیم دوتا جای خنده دار
انگار مثلا شوخی قبلی بهمون خوش گذشته باشه
اونارو هم گفتیم ۱۱۰
حدود یکساعت بعد با شماره چهار رقمی با ما تماس گرفتن
گفتن هر سه مورد پهباد و تله انفجاری بوده
ما خودمون ریختیم پشمامون موند
چون اینقدر به نظرمون وانت ها طبیعی بودن که حد نداره
یه موتور دیدیم هی عکس میگرفت حرف میزد اونو رو هم گفته بودیم که حقیقتش من قطعا مطمئن بودم زر زدم و یارو فقط داره از تق تق تو هوا فیلم میگیره با دوستاش شیر میکنه
ولی چی شد ؟
بهم زنگ زدن گفتن گرفتنش و پلاکش جعلی بوده و مخبر بوده
فلذا اون پشمای موندمم ریخت!
امروز صبح هم با من هم مهدی تماس گرفتن
گفتن ما شما رو رصد کردیم
بنا برجمع هاتون
میخواستیم از شپا بخوایم که به رفقای امین خودتون اطلاع بدین تا ما بتونیم بهتر رصد کنیم
ما الان کثرت سنگین نفوذی های خیلی خیلی خیلی طبیعی داریم ؛ و واقعا نیاز به کمک مردم در شناسایی
بهم گفتن
شما برات مهم نباشه که ممکنه این درست نباشه همون یک درصد احتمال هم در این شرایط مهمه
شما زنگ بزن
بررسی با ما
موتور
عکاسی زیاد
پارک ماشین و ماشین مانی(موندن طولانی راننده در ماشین)
وانت روپوشیده
و همینطور
مغازه ای که جنس داره اما نمیفروشه
یا القای کمبود داره
منم گفتم بگم اینجا
شما هم به بقیه معتمدهاتون بگین
من هنوز باورم نمیشه اون سه تارو
چرا
چون جای تابلویی پارک بودن
آدم فکر میکنه خب پس باید جای خاصی پارک کنه یا استتار کنه
ولی قشنگ زیر تیر چراغ خیلی واضح
بهم گفتن دقییا اینبار دردسر اینه
اینقدر طبیعی هستن که مردم باور نمیکنن شک نمیکنن برای همین همه چیز رو بگید
صدای پرواز نزدیک رو بگید درسته ما پهباد داریم
اما باید بگید محدوده رو ما چک کنیم
پارک ماشینها ممکنه پارک انتحاری باشه بگید
تغییر موقعیت سطل آشغال
تغییر وضعیت یهویی بوته ها
در چورد سوخت و بنزین ام راستش پررویی کردم پرسیدم
گفت خانوم ماشین با باک پر بمب متحرک وقتی ریز پرنده تو آسمونه
ضمن این باک نصفه باعث میشه هی نری دور بزنی بچرخی
و مطلب آخر التماس میکرد انگار لحنش که فیلم های اصابت رو نه ببینید نه فوروارد کنید
خیلی این داره کار رو برای ما سخت و برای اسرائیل راحت میکنه
و از جای پدافندها حرف نزنید
ما نزدیک پدافندیم
من رسالت ام داره میزنه
ستارخان آسمونش پره
ولی برای فیلم خیلی التماسی گفت
که هر کی نشر میده اصلا بهش بپرید دعوا بگیرید !
خیلی حرف زدم ببخشید
❤5👍2
Forwarded from امیررضا بهرامنی
دیگه به چه زبونی بگن هدف تجزیه ایرانه؟!
واقعا چطوری هنوز عدهای فکر میکنن که حمله خارجی باعث گل و بلبل شدن اوضاع میشه؟
عراق و لیبی و سوریه و افغانستان بهشتن یا خرابه؟!
یک نگاهی به نقشه بندازین متوجه میشید که اطرافمون خیلیا دندون تیز کردن برای این سرزمین.
https://www.jpost.com/opinion/article-858111
واقعا چطوری هنوز عدهای فکر میکنن که حمله خارجی باعث گل و بلبل شدن اوضاع میشه؟
عراق و لیبی و سوریه و افغانستان بهشتن یا خرابه؟!
یک نگاهی به نقشه بندازین متوجه میشید که اطرافمون خیلیا دندون تیز کردن برای این سرزمین.
https://www.jpost.com/opinion/article-858111
👍2
چرا نه در پِیِ عزمِ دیارِ خود باشم
چرا نه خاکِ سرِ کویِ یارِ خود باشم
غمِ غریبی و غربت چو برنمیتابم
به شهرِ خود رَوَم و شهریارِ خود باشم
ز مَحرمان سراپردهٔ وصال شَوَم
ز بندگانِ خداوندگارِ خود باشم
چو کار عمر نه پیداست باری آن اولی
که روزِ واقعه پیشِ نگارِ خود باشم
ز دستِ بختِ گرانخواب و کارِ بیسامان
گَرَم بُوَد گِلِهای، رازدارِ خود باشم
همیشه پیشهٔ من عاشقی و رندی بود
دگر بکوشم و مشغولِ کارِ خود باشم
بُوَد که لطفِ ازل رهنمون شود حافظ
وگرنه تا به ابد شرمسارِ خود باشم
#حافظ
چرا نه خاکِ سرِ کویِ یارِ خود باشم
غمِ غریبی و غربت چو برنمیتابم
به شهرِ خود رَوَم و شهریارِ خود باشم
ز مَحرمان سراپردهٔ وصال شَوَم
ز بندگانِ خداوندگارِ خود باشم
چو کار عمر نه پیداست باری آن اولی
که روزِ واقعه پیشِ نگارِ خود باشم
ز دستِ بختِ گرانخواب و کارِ بیسامان
گَرَم بُوَد گِلِهای، رازدارِ خود باشم
همیشه پیشهٔ من عاشقی و رندی بود
دگر بکوشم و مشغولِ کارِ خود باشم
بُوَد که لطفِ ازل رهنمون شود حافظ
وگرنه تا به ابد شرمسارِ خود باشم
#حافظ
❤1
بریده بریده 📚📖
چرا نه در پِیِ عزمِ دیارِ خود باشم چرا نه خاکِ سرِ کویِ یارِ خود باشم غمِ غریبی و غربت چو برنمیتابم به شهرِ خود رَوَم و شهریارِ خود باشم ز مَحرمان سراپردهٔ وصال شَوَم ز بندگانِ خداوندگارِ خود باشم چو کار عمر نه پیداست باری آن اولی که روزِ واقعه پیشِ نگارِ…
نوشته بود بعد از راههای پیچدرپیچ از مرز زمینی برگشته ایران "که روز واقعه پیشِ نگار خود باشه".
Forwarded from قدحهای شخصی (Fatemeh Naserifar)
ما نمیخواستیم، اما هست
جنگ، این دوزخ، این شررزا هست!
گفته بودم که «هان مبادا جنگ!»
دیدم اکنون که آن «مبادا» هست
خصم چون ساز کجمداری کرد
کی دگر فرصت مدارا هست؟
این وطن جان ماست، با دشمن
مسپارید، جان ما تا هست
خود گرفتم نبود _گو که مباد!_
چنگ و دندان و سنگ و خارا هست
.
نُزل بیگانگان نشاید کرد
گرچه در خانه، خوان یغما هست
نام ایران بود شناسهی من
اینچنینم جهان شناسا هست
زنده و مردهام بدین خاک است
غیر از اینم کجا پذیرا هست؟
.
دل که همچون کبوتران به طواف
در تپش بود و نیز حالا هست
وآنگه آرامگاه فردوسی
آن عظیم عزیز و والا هست
شهر شیراز و موسم گلسرخ
سعدی و حافظ و مصلا هست
شب و کارون و آسمانی صاف
که در او هر ستاره پیدا، هست
.
ای وطن با تو بستهام عهدی
جانم از آن توست، تن تا هست
شعر و شور و سرورم اینجا بود
تخت و تابوت و گورم اینجا هست
شب اگر وهمناک و تاریک است
روشنیهای صبح فردا هست
خصم اگر با نشان بولهبی است
با شما آیت «سیصلی» هست
#سیمین_بهبهانی
جنگ، این دوزخ، این شررزا هست!
گفته بودم که «هان مبادا جنگ!»
دیدم اکنون که آن «مبادا» هست
خصم چون ساز کجمداری کرد
کی دگر فرصت مدارا هست؟
این وطن جان ماست، با دشمن
مسپارید، جان ما تا هست
خود گرفتم نبود _گو که مباد!_
چنگ و دندان و سنگ و خارا هست
.
نُزل بیگانگان نشاید کرد
گرچه در خانه، خوان یغما هست
نام ایران بود شناسهی من
اینچنینم جهان شناسا هست
زنده و مردهام بدین خاک است
غیر از اینم کجا پذیرا هست؟
.
دل که همچون کبوتران به طواف
در تپش بود و نیز حالا هست
وآنگه آرامگاه فردوسی
آن عظیم عزیز و والا هست
شهر شیراز و موسم گلسرخ
سعدی و حافظ و مصلا هست
شب و کارون و آسمانی صاف
که در او هر ستاره پیدا، هست
.
ای وطن با تو بستهام عهدی
جانم از آن توست، تن تا هست
شعر و شور و سرورم اینجا بود
تخت و تابوت و گورم اینجا هست
شب اگر وهمناک و تاریک است
روشنیهای صبح فردا هست
خصم اگر با نشان بولهبی است
با شما آیت «سیصلی» هست
#سیمین_بهبهانی