حجابِ چهرهی جان میشود غبارِ تنم
خوشا دَمی که از آن چهره پرده برفکنم
چُنین قفس نه سزایِ چو من خوش اَلحانیست
رَوَم به گلشنِ رضوان، که مرغِ آن چمنم
عیان نشد که چرا آمدم، کجا رفتم؟
دریغ و درد که غافل ز کارِ خویشتنم
چگونه طوف کنم در فضایِ عالمِ قدس؟
که در سراچهی ترکیب، تخته بندِ تنم
اگر ز خونِ دلم بویِ شوق میآید
عجب مدار که همدردِ نافهی خُتَنَم
طرازِ پیرهنِ زَرکشم مَبین چون شمع
که سوزهاست نهانی درونِ پیرهنم
بیا و هستیِ حافظ زِ پیشِ او بردار
که با وجودِ تو کَس نَشنَوَد زِ من که منم
#حافظ
حجابِ چهرهی جان میشود غبارِ تنم
خوشا دَمی که از آن چهره پرده برفکنم
چُنین قفس نه سزایِ چو من خوش اَلحانیست
رَوَم به گلشنِ رضوان، که مرغِ آن چمنم
عیان نشد که چرا آمدم، کجا رفتم؟
دریغ و درد که غافل ز کارِ خویشتنم
چگونه طوف کنم در فضایِ عالمِ قدس؟
که در سراچهی ترکیب، تخته بندِ تنم
اگر ز خونِ دلم بویِ شوق میآید
عجب مدار که همدردِ نافهی خُتَنَم
طرازِ پیرهنِ زَرکشم مَبین چون شمع
که سوزهاست نهانی درونِ پیرهنم
بیا و هستیِ حافظ زِ پیشِ او بردار
که با وجودِ تو کَس نَشنَوَد زِ من که منم
#حافظ
❤2💔2👍1👎1
دلبر بِرَفت و دلشدگان را خبر نکرد
یادِ حریفِ شهر و رفیقِ سفر نکرد
یا بختِ من طریقِ مروت فروگذاشت
یا او به شاهراهِ طریقت گذر نکرد
گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم
چون سخت بود در دلِ سنگش اثر نکرد
شوخی مکن که مرغِ دلِ بیقرارِ من
سودایِ دامِ عاشقی از سر به درنکرد
هر کس که دید رویِ تو بوسید چشمِ من
کاری که کرد دیدهٔ من بی نظر نکرد
من ایستاده تا کُنَمَش جان فدا چو شمع
او خود گذر به ما چو نسیمِ سحر نکرد
#حافظ
یادِ حریفِ شهر و رفیقِ سفر نکرد
یا بختِ من طریقِ مروت فروگذاشت
یا او به شاهراهِ طریقت گذر نکرد
گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم
چون سخت بود در دلِ سنگش اثر نکرد
شوخی مکن که مرغِ دلِ بیقرارِ من
سودایِ دامِ عاشقی از سر به درنکرد
هر کس که دید رویِ تو بوسید چشمِ من
کاری که کرد دیدهٔ من بی نظر نکرد
من ایستاده تا کُنَمَش جان فدا چو شمع
او خود گذر به ما چو نسیمِ سحر نکرد
#حافظ
❤2
سلام بچهها
من برای این محرم میخوام یک "کتابِ آه" هدیه بدم به کسی که این کتاب رو نداره و مشتاقه بخونه.
اگه دوستدارید کمک کنید که بیشتر بتونم هدیه بدم که بسم الله. (بگین من شماره کارت بفرستم)
اگه هم میخواین در قرعهکشی کتاب شرکت کنین ناشناس بدین و بگین.
همین دیگه.
التماس دعا
من برای این محرم میخوام یک "کتابِ آه" هدیه بدم به کسی که این کتاب رو نداره و مشتاقه بخونه.
اگه دوستدارید کمک کنید که بیشتر بتونم هدیه بدم که بسم الله. (بگین من شماره کارت بفرستم)
اگه هم میخواین در قرعهکشی کتاب شرکت کنین ناشناس بدین و بگین.
همین دیگه.
التماس دعا
بریده بریده 📚📖
سلام بچهها من برای این محرم میخوام یک "کتابِ آه" هدیه بدم به کسی که این کتاب رو نداره و مشتاقه بخونه. اگه دوستدارید کمک کنید که بیشتر بتونم هدیه بدم که بسم الله. (بگین من شماره کارت بفرستم) اگه هم میخواین در قرعهکشی کتاب شرکت کنین ناشناس بدین و بگین.…
تا ۲۷ تیرماه فرصت دارید.
اون روز یا یه سید گیرمیارم برای قرعهکشی یا خودم انجام میدم. 😅🚶🏻♀️
اون روز یا یه سید گیرمیارم برای قرعهکشی یا خودم انجام میدم. 😅🚶🏻♀️
ای که به عشقت اسیر، خیل بنی آدمند!
سوختگان غمت، با غم دل خرمند
هر که غمت را خرید، عشرت عالم فروخت
باخبران غمت بیخبر از عالمند
در شکن طرّهات، بسته دل عالمیست
وان همه دلبستگان، عقده گشای همند
یوسف مصر بقا، در همه عالم تویی
در طلبت مرد و زن، آمده با درهمند
تاج سر بوالبشر، خاک شهیدان توست
کاین شهدا تا ابد، فخر بنیآدمند
در طلب اشک ماست، رونق مرآت دل
کاین دُرر با فروغ، پرتو جام جمند
چون به جهان خرّمی، جز غم روی تو نیست
باده کشان غمت، مست شراب غمند
عقد عزای تو بست، سنت اسلام و بس
سلسلهی کائنات، حلقهی این ماتمند
گشت چو در کربلا، رایت عشقت بلند
خیل ملک در رکوع، پیش لوایت خمند
خاک سر کوی تو، زنده کند مرده را
زان که شهیدان او، جمله مسیحا دمند
هردم از این کشتگان، گر طلبی بذل جان
در قدمت جان فشان، با قدمی محکمند
سرّ خدای ازل، غیب در اسرار توست
سرّ تو با سرّ حق، خود ز ازل توأَمند
محرم سرّ حبیب، نیست به غیر از حبیب
پیک و رسل در میان، محرم و نامحرمند
در غم جسمت ” فؤاد ”، اشک نبارد چرا؟
کاین قطرات عیون، زخم تو را مرهمند
#فؤاد_کرمانی
سوختگان غمت، با غم دل خرمند
هر که غمت را خرید، عشرت عالم فروخت
باخبران غمت بیخبر از عالمند
در شکن طرّهات، بسته دل عالمیست
وان همه دلبستگان، عقده گشای همند
یوسف مصر بقا، در همه عالم تویی
در طلبت مرد و زن، آمده با درهمند
تاج سر بوالبشر، خاک شهیدان توست
کاین شهدا تا ابد، فخر بنیآدمند
در طلب اشک ماست، رونق مرآت دل
کاین دُرر با فروغ، پرتو جام جمند
چون به جهان خرّمی، جز غم روی تو نیست
باده کشان غمت، مست شراب غمند
عقد عزای تو بست، سنت اسلام و بس
سلسلهی کائنات، حلقهی این ماتمند
گشت چو در کربلا، رایت عشقت بلند
خیل ملک در رکوع، پیش لوایت خمند
خاک سر کوی تو، زنده کند مرده را
زان که شهیدان او، جمله مسیحا دمند
هردم از این کشتگان، گر طلبی بذل جان
در قدمت جان فشان، با قدمی محکمند
سرّ خدای ازل، غیب در اسرار توست
سرّ تو با سرّ حق، خود ز ازل توأَمند
محرم سرّ حبیب، نیست به غیر از حبیب
پیک و رسل در میان، محرم و نامحرمند
در غم جسمت ” فؤاد ”، اشک نبارد چرا؟
کاین قطرات عیون، زخم تو را مرهمند
#فؤاد_کرمانی
💔2
سلام
گزارش قرعهکشی:
۴ نفر ناشناس گفتن که میخوان شرکت کنن.
من قرعهکشی رو انجام دادم.
کد۴ اسمش دراومد.
لطفا پیامی که کد رو براش اعلام کردم ریپلای کنه :)
انشاالله که قول میده کتاب بین اعضای فامیل و دوستانش بچرخه :)))
والسلام.
التماس دعا.
گزارش قرعهکشی:
۴ نفر ناشناس گفتن که میخوان شرکت کنن.
من قرعهکشی رو انجام دادم.
کد۴ اسمش دراومد.
لطفا پیامی که کد رو براش اعلام کردم ریپلای کنه :)
انشاالله که قول میده کتاب بین اعضای فامیل و دوستانش بچرخه :)))
والسلام.
التماس دعا.
❤3
Forwarded from میم ر میم (به قول ما مشهدیا)
میدونم الان همه دنبال محتواهای محرمی و عاشورایی هستید، ولی به همه مخصوصا به شاعرهایی که این کانال به حضورشون مفتخره، پیشنهاد میکنم وقت بگذارید و با این شاعر شهید، با این تربیتشده مکتب سیدالشهدا، که زمان جنگ برای سرش جایزه تعیین کرده بودن، بیشتر آشنا بشید:
https://b2n.ir/Shahidzaarei
https://b2n.ir/Shahidzaarei
Forwarded from میم ر میم (به قول ما مشهدیا)
میم ر میم (به قول ما مشهدیا)
میدونم الان همه دنبال محتواهای محرمی و عاشورایی هستید، ولی به همه مخصوصا به شاعرهایی که این کانال به حضورشون مفتخره، پیشنهاد میکنم وقت بگذارید و با این شاعر شهید، با این تربیتشده مکتب سیدالشهدا، که زمان جنگ برای سرش جایزه تعیین کرده بودن، بیشتر آشنا بشید:…
رفقایی که سوال داشتن چطور باید به این پادکستها گوش بدن، اول کستباکس رو از لینک زیر نصب کنید، بعد کانال شعر پارسی رو جستجو کنید، یا از همین لینکی که تو پیام گذاشتم بیاین کانال شعر پارسی و از اونجا کارها رو دنبال کنید:
https://b2n.ir/Castboxinstall
https://b2n.ir/Castboxinstall
《۱》
ای دیده خون ببار که ماه محرم است
نزد خدای، دیدهی گریان مکرم است
بیدیدهی پر آب و نفسهای آتشین
گر لاف مهر شاه زنی، نامسلّم است
بر یاد نور چشم پیمبر ز آب چشم
بالله اگر جهان همه دریا کنی کم است
بشناس در مصیبت سلطان کربلا
قدر سرشک خویش که اکسیر اعظم است
بیشرم دیدهای که نگرید در این عزا
خالی جهان از آنکه دلش خالی از غم است
جایی که سرو قامت اکبر فتد ز پای
شرمنده باد سرو که سرسبز و خرم است
بر صورت هلال درین ماه پر ملال
کاهیده جسم حیدر و پشت نبی خم است
موسی شکسته خاطر و عیسی فسرده دم
یوسف ز تخت سیر و سلیمان ز خاتم است
آمیخته به اشک خلیل و سرشک خضر
امروز آب چشمهی حیوان و زمزم است
○●○
پیش از شهادت شه لبتشنگان، رُسُل
بگریستند بر وی و مظلومیاش به کل
#محتشم_نامه
#سروش_اصفهانی
#ترکیب_بند
ای دیده خون ببار که ماه محرم است
نزد خدای، دیدهی گریان مکرم است
بیدیدهی پر آب و نفسهای آتشین
گر لاف مهر شاه زنی، نامسلّم است
بر یاد نور چشم پیمبر ز آب چشم
بالله اگر جهان همه دریا کنی کم است
بشناس در مصیبت سلطان کربلا
قدر سرشک خویش که اکسیر اعظم است
بیشرم دیدهای که نگرید در این عزا
خالی جهان از آنکه دلش خالی از غم است
جایی که سرو قامت اکبر فتد ز پای
شرمنده باد سرو که سرسبز و خرم است
بر صورت هلال درین ماه پر ملال
کاهیده جسم حیدر و پشت نبی خم است
موسی شکسته خاطر و عیسی فسرده دم
یوسف ز تخت سیر و سلیمان ز خاتم است
آمیخته به اشک خلیل و سرشک خضر
امروز آب چشمهی حیوان و زمزم است
○●○
پیش از شهادت شه لبتشنگان، رُسُل
بگریستند بر وی و مظلومیاش به کل
#محتشم_نامه
#سروش_اصفهانی
#ترکیب_بند
تو وقتی اومدی گفتم
که تقصیر دل من بود
تو که دیدی بابات خوابه
چه وقت گریه کردن بود؟
حالا که اومدی پیشم
بازم آغوشتو وا کن
بغل کن بغضمو بازم
غریبیمو تماشا کن
حالا که اومدی پیشم
بذار خلوت کنم با تو
بذار تعریف کنم، بعدش
ببین من پیر شدم یا تو
ببخش حرفای تعریفیم
دیگه حرفای خوبی نیست
ببخش واسه پذیرایی
خرابه جای خوبی نیست
خرابه بسترش خاکه
خرابه بالشش خشته
تو خیلی خاکیای اما
برای دخترت زشته
برای دخترت زشته
که خونهش این طوری باشه
بذار چیزی نگم شاید
تو حرفام دلخوری باشه
کدوم خانم با این حالش
پیش مهمون معذب نیست
ببخش از راه طولانی
سر و وضعم مرتب نیست
اگه مهمون داری باید
براش با جون مهیا شی
خجالت میکشی وقتی
نتونی از زمین پاشی
نگی من بیادب بودم
نگی این دختر عاشق نیست
نمیتونم پاشم از جام
پاهام پاهای سابق نیست
حالا چشمای کم سومو
به هر چی جز تو میبندم
به زورم باشه پا میشم
به زورم باشه میخندم
مگه تو صورتم امشب
به غیر از خنده چی دیدی
که از وقتی پیشم هستی
یه بار حتی نخندیدی
یکی دستش تو تاریکی
به گونهم خورده، چیزی نیست
یکی از من یه گوشواره
امانت برده، چیزی نیست
فقط دلتنگ تو بودم
که اعصابم به هم ریخته
یه قدری خستۀ راهم
یه کم خوابم به هم ریخته
میخوام امشب سرت تا صبح
به روی دامنم باشه
میخوام امشب شب خوب
از اینجا رفتنم باشه
دیگه اخماتو واکردی
منم با بغض میخندم
بیا آغوشتو وا کن
منم چشمامو میبندم
#هادی_جانفدا
که تقصیر دل من بود
تو که دیدی بابات خوابه
چه وقت گریه کردن بود؟
حالا که اومدی پیشم
بازم آغوشتو وا کن
بغل کن بغضمو بازم
غریبیمو تماشا کن
حالا که اومدی پیشم
بذار خلوت کنم با تو
بذار تعریف کنم، بعدش
ببین من پیر شدم یا تو
ببخش حرفای تعریفیم
دیگه حرفای خوبی نیست
ببخش واسه پذیرایی
خرابه جای خوبی نیست
خرابه بسترش خاکه
خرابه بالشش خشته
تو خیلی خاکیای اما
برای دخترت زشته
برای دخترت زشته
که خونهش این طوری باشه
بذار چیزی نگم شاید
تو حرفام دلخوری باشه
کدوم خانم با این حالش
پیش مهمون معذب نیست
ببخش از راه طولانی
سر و وضعم مرتب نیست
اگه مهمون داری باید
براش با جون مهیا شی
خجالت میکشی وقتی
نتونی از زمین پاشی
نگی من بیادب بودم
نگی این دختر عاشق نیست
نمیتونم پاشم از جام
پاهام پاهای سابق نیست
حالا چشمای کم سومو
به هر چی جز تو میبندم
به زورم باشه پا میشم
به زورم باشه میخندم
مگه تو صورتم امشب
به غیر از خنده چی دیدی
که از وقتی پیشم هستی
یه بار حتی نخندیدی
یکی دستش تو تاریکی
به گونهم خورده، چیزی نیست
یکی از من یه گوشواره
امانت برده، چیزی نیست
فقط دلتنگ تو بودم
که اعصابم به هم ریخته
یه قدری خستۀ راهم
یه کم خوابم به هم ریخته
میخوام امشب سرت تا صبح
به روی دامنم باشه
میخوام امشب شب خوب
از اینجا رفتنم باشه
دیگه اخماتو واکردی
منم با بغض میخندم
بیا آغوشتو وا کن
منم چشمامو میبندم
#هادی_جانفدا
💔2
《۲》
چون رایت ستم به یزید لعین رسید
از کوفه نامهها به امام مبین رسید
کای گشته انس و جان به سلیمانیت مُقِر
در دست دیو سفله به ناحق نگین رسید
آدمصفت بیا و زمین را خلیفه باش
کابلیس را خلافت روی زمین رسید
هستی تو مستحقّ خلافت پس از حسن
ما را به اتفاق روایت چنین رسید
باز ای سوی کوفه و برکش لوای دین
ورنه لوای کفر به چرخ برین رسید
بهر هدایت ار نخرامی بدین دیار
خواهد خلل ز خصم به بنیان دین رسید
گر دستگیر ما نشوی روز بازخواست
گوییم دست ما نه به حبلالمتین رسید
چون نامه را بخواند، بدانست شاه دین
کاو را گه شدن به دم تیغ کین رسید
نزدیک شد که دختر زهرا شود اسیر
وقت شهادت پسر نازنین رسید
○●○
با خویش گفت: "وقت ادای امانت است
بیع بهشت را سرِ ما در ضمانت است"
#محتشم_نامه
#سروش_اصفهانی
#ترکیب_بند
چون رایت ستم به یزید لعین رسید
از کوفه نامهها به امام مبین رسید
کای گشته انس و جان به سلیمانیت مُقِر
در دست دیو سفله به ناحق نگین رسید
آدمصفت بیا و زمین را خلیفه باش
کابلیس را خلافت روی زمین رسید
هستی تو مستحقّ خلافت پس از حسن
ما را به اتفاق روایت چنین رسید
باز ای سوی کوفه و برکش لوای دین
ورنه لوای کفر به چرخ برین رسید
بهر هدایت ار نخرامی بدین دیار
خواهد خلل ز خصم به بنیان دین رسید
گر دستگیر ما نشوی روز بازخواست
گوییم دست ما نه به حبلالمتین رسید
چون نامه را بخواند، بدانست شاه دین
کاو را گه شدن به دم تیغ کین رسید
نزدیک شد که دختر زهرا شود اسیر
وقت شهادت پسر نازنین رسید
○●○
با خویش گفت: "وقت ادای امانت است
بیع بهشت را سرِ ما در ضمانت است"
#محتشم_نامه
#سروش_اصفهانی
#ترکیب_بند
Forwarded from طریق آلام
باکین
در لغت عرب زمانی که بخواهند از کسی مهلتی طلب کنند به او میگویند نظر کند. بهعنوان مثال در قرآن کریم در مورد مهلت دادن میفرماید: «وَإِن كَانَ ذُو عُسْرَةٍۢ فَنَظِرَةٌ» و یا زمانی که شیطان از خداوند طلب فرصت میکند میگوید: «قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ» که در هر دو آیه فعل نظر به معنای مهلت گرفتن است. در یک حدیث از امام صادق علیهالسلام آمده است که اباعبدالله الحسین هماره به چند نفر نگاه میکند و نظر دارند. یکی از آن نفرات کسی است که برای او گریان است. به چشمات التماس کن تا برای اباعبدالله اشک بریزن، این یک مهلت است، یک نوع پناه است. به چشمات التماس کن تا آقا نظر کنند.
در لغت عرب زمانی که بخواهند از کسی مهلتی طلب کنند به او میگویند نظر کند. بهعنوان مثال در قرآن کریم در مورد مهلت دادن میفرماید: «وَإِن كَانَ ذُو عُسْرَةٍۢ فَنَظِرَةٌ» و یا زمانی که شیطان از خداوند طلب فرصت میکند میگوید: «قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ» که در هر دو آیه فعل نظر به معنای مهلت گرفتن است. در یک حدیث از امام صادق علیهالسلام آمده است که اباعبدالله الحسین هماره به چند نفر نگاه میکند و نظر دارند. یکی از آن نفرات کسی است که برای او گریان است. به چشمات التماس کن تا برای اباعبدالله اشک بریزن، این یک مهلت است، یک نوع پناه است. به چشمات التماس کن تا آقا نظر کنند.
❤3
《۳》
بگرفت راه بادیه سالار کربلا
مشتاق کشته گشتن و آمادهی بلا
درهای آسمان همه شد باز و آمدند
در خدمتش ملائکه از عالم علا
آمد نخست حر به سر راه شاه دین
هر سنگ میزدش سوی خلد برین صلا
اول امیر لشگر کین بود و ای عجب
شد اولین شهید به شمشیر ابتلا
شه در زمین ماریه آمد فرود و گفت
زین خاک یافت دیدهی امید من جلا
بنمود مقتل شهدا را یکان یکان
فرمود آمدیم به سوی وطن، هلا
ما والی ولایت رنج و مصیبتیم
با ما نیاید آنکه ندارد سر ولا
در تیره شب روانه به سوی وطن شوید
کز انفعال رفت نیارید بر ملا
○●○
افراشتند خیمه در آن عرصهی الم
کامد برون ز کوفه علم از پی علم
#محتشم_نامه
#سروش_اصفهانی
#ترکیب_بند
بگرفت راه بادیه سالار کربلا
مشتاق کشته گشتن و آمادهی بلا
درهای آسمان همه شد باز و آمدند
در خدمتش ملائکه از عالم علا
آمد نخست حر به سر راه شاه دین
هر سنگ میزدش سوی خلد برین صلا
اول امیر لشگر کین بود و ای عجب
شد اولین شهید به شمشیر ابتلا
شه در زمین ماریه آمد فرود و گفت
زین خاک یافت دیدهی امید من جلا
بنمود مقتل شهدا را یکان یکان
فرمود آمدیم به سوی وطن، هلا
ما والی ولایت رنج و مصیبتیم
با ما نیاید آنکه ندارد سر ولا
در تیره شب روانه به سوی وطن شوید
کز انفعال رفت نیارید بر ملا
○●○
افراشتند خیمه در آن عرصهی الم
کامد برون ز کوفه علم از پی علم
#محتشم_نامه
#سروش_اصفهانی
#ترکیب_بند
👍1
