بریده بریده 📚📖 – Telegram
بریده بریده 📚📖
214 subscribers
93 photos
14 videos
4 files
84 links
دست بر‌ گلویم گرفته‌ام و با کتاب‌ها بریده بریده حرف می‌زنم ...

انتقادات و پیشنهادات:
https://news.1rj.ru/str/HarfinoBot?start=e9267dabdb8f2a0

جهان نخواست مرا، بخت شاعری فرمود :)
Download Telegram
یک جای فیلمنامه‌ای که این روزها جلوم است و شبانه‌روز گرفتارشم، کاراکتر اصلی برمی‌گردد به یکی می گوید "الان که دارم بهش فکر می‌کنم شاید گریه‌م بیاد، اگه گریه‌م اومد نترسیا، مُو زشت گریه می‌کنم." من زشت گریه کردم. از خانه زدم بیرون. توی تاریکی، دیوار را گرفتم و رفتم. یک گریه‌ای توی سرتاپام بود.

#رستخیز
#احسان_عبدی_پور
مامکم، ممکن است آدم یک عمر زندگی کند و نفهمد که کنار دستش یک کتاب هست که کلّ زندگی‌اش را به سادگی یک ترانه بیان می‌کند.

#بیچارگان
#داستایفسکی
2
[انگار داستایفسکی برای هر کتابش می‌گه بیام یه داستان بنویسم و دوتا آدمی که باید به هم برسن رو به هم نرسونونم. هورا باریکلا به من!]
👍2
من بعضی وقتها خودم را قایم می‌کنم، خودم را قایم می‌کنم تا کارهایی را که نتوانسته‌ام بکنم پنهان کنم.

#بیچارگان
#داستایفسکی
💔2
آه، دوست من! بدبختی یک بیماری واگیردار است. آدمهای بیچاره و بدبخت بایستی از هم دوری کنند، تا بدبختی‌شان به هم سرایت نکند و بیشتر نشود.

#بیچارگان
#داستایفسکی
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎧 «شاعر صبح»، قسمت جدید پادکست شعر پارسی، منتشر شد.

🎙در این قسمت به معمار زبان و خیالِ شعر پارسی، «خاقانی» می‌پردازیم. برای شنیدن نسخه کامل این قسمت، به کانال کست‌باکس ما سر بزنید.

🔹️لینک کانال شعر پارسی در کست‌باکس:
📎 https://b2n.ir/Shearparsipodcast

🔹️لینک نصب نرم‌افزار کست‌باکس:
📎 https://b2n.ir/Castboxinstall


🔸️درصورت بازنشدن لینک‌ها، با فیلترشکن امتحان کنید.


🎧 @shearparsipod
[بیچارگان تا حالا یه عالمه از کتابایی که از داستایفسکی خوندم عقب‌تره.
بعدش یه چیز هیجان‌انگیز‌تر بخونیم. 🚶🏻‍♀️]
👍1
این فقط عقل توست که این حرفها را می‌زند؛ یقین دارم که دلت حرف دیگری می‌زند.

#بیچارگان
#داستایفسکی
ای خفته در مزار سر از خاک کن برون
احوال چاکران تو بعد از تو در هم است

#محمد_سهرابی
1
بعضی وقتها لحظاتی پیش می‌آید که خوشحال می‌شوم تنها بمانم _تنها بمانم و در غم خودم فرو بروم، در افسردگی ام، بی‌آنکه احساسم را با کسی قسمت کنم _ و چنین لحظاتی حالا هرچه بیشتر به سراغم می‌آیند.

#بیچارگان
#داستایفسکی
شماها اینو خوندین؟
این کتاب در ژانر شوخی و کمدیه :)
بریده بریده 📚📖
شماها اینو خوندین؟
دفعه بعدی چراغ اتاقمو روشن می‌کنم 🚶🏻‍♀️
و احتمالا بعد از بیچارگان کتاب اصلی‌مون همین باشه.
👍1
توش نقاشی هم داره :)
[تبلیغاتتان را به ما بسپارید]
1
صفحه ۱۶۵ و ۱۶۶ نشر نی. خیلی خوبه‌.
بعدا عکس می‌ذارم.

#بیچارگان
#داستایفسکی
1
شرمي ست در نگاه من؛ اما هراس نه
کم صحبتم ميان شما،  کم حواس نه
 
چيزي شنيده ام که مهم نيست رفتن ات!
درخواست مي کنم نروي، التماس نه
 
از بي ستارگي ست دلم آسماني است
من «عابري» فلک زده ام، آس و پاس نه
 
من مي روم، تو باز مي آيي، مسير ما
با هم موازي است وليکن مماس نه
 
پيچيده روزگارِ تو،از دور واضح است
از عشق خسته مي شوي اما خلاص نه

#کاظم_بهمنی
💔41
از من چه ساده دست کشیدی، از من که اتفاق تو بودم
ای خانه‌ی غبارگرفته! من بهترین اتاق تو بودم

احساس عاشقانه نداری، با گریه‌ام میانه نداری
من هیزم شکسته‌ی خیسم، بیهوده در اجاق تو بودم

ای خانه‌ی نشسته به ساحل، طوفان رسید و هیچ نگفتی
ای کوچه‌باغ بی‌سر و سامان، من آخرین رواق تو بودم

ای گونه! ای کویر شکسته، ای چشم! ای دریچه‌ی بسته
من جوی کوچه‌باغ تو بودم، من خسته از فراق تو بودم

جز خانه‌ی تو خانه ندارم، احساس عاشقانه ندارم
ای مرگ نورسیده بفرما، عمری در اشتیاق تو بودم

#دورتر
#امیرعلی_سلیمانی
💔2
از من گذشته است بخواهم
با خاطرات زنده بمانم
با لحن عاشقان پریشان 
در کافه‌ها ترانه بخوانم
کافی‌ست بی‌قرار نشستن 
می‌ایستم اگر بتوانم

می‌ایستم که خوب ببینم 
حالا کدام سوی جهان است 
روزی برای من نگران بود
حالا برای او نگران است
آخر پرید از سر بامم 
بال پرنده‌ها چمدان است

امروز اگر چه نیست پری شب
دستش میان دست خودم بود 
ای شیشه‌ی شراب تو دیدی 
آن شب چقدر مست خودم بود 
این دره قله بود زمانی 
او ارتفاع پست خودم بود

بازیگری که نقشه‌ی شب را 
از من درست‌تر بنویسد 
در دستخط صبح جدایی 
حق دارد از سفر بنویسد 
اما درست نیست پس از من 
از عشق مستمر بنویسد

از سنگری که ساخته بودم 
رفتی به سوی سنگر بعدی 
در دفترم نوشته ام از تو 
از تو میان دفتر بعدی 
گفتی که من پیمبرم اما 
آمد شبی پیمبر بعدی

تصویر عشق در نظر من 
بی‌چهره است، رنگ ندارد
بی‌چهره‌ای که چشم خمارش
چیزی کم از تفنگ ندارد 
اما کسی به شوق غنیمت 
اینجا امید جنگ ندارد

در میهمانی شب حسرت
هر جا که غم نشست نشستم 
رفتی و در تدارک باران 
کنج حیاط بست نشستم 
پایان این قمار ضرر بود 
بیهوده هفت دست نشستم

هر ماه یک ستاره رصد کن 
در آسمان ستاره زیاد است 
کافی‌ست بی‌ملاحظه باشی 
انگشت با اشاره زیاد است 
تسبیح را درست بچرخان 
تاثیر استخاره زیاد است

شاخه نبات حضرت حافظ 
شاید خراب خنده‌ی جامی ست
یا داستان لیلی و مجنون 
مدیون نظم ناب نظامی ست 
جوشیده‌ای به برکت آتش 
این پختگی برابر خامی ست

آن کس که بی‌وفاست قرار است 
با اشک چند شانه بسازد 
بی‌چاره آن کسی که قرار است 
با عشق کودکانه بسازد 
حق داشتی که بگذری از من 
کولی چگونه خانه بسازد؟

باید غرور باخته ام را 
از استکان مست بخواهم
باید دل شکسته.ی خود را 
از آن که دل نبست بخواهم 
شاید که تو هنوز بخواهی 
از من گذشته است بخواهم

از من گذشته است بخواهم
با خاطرات زنده بمانم
با لحن عاشقان پریشان 
در کافه.ها ترانه بخوانم
کافی‌ست بی‌قرار نشستن
می‌ایستم اگر بتوانم

#امیرعلی_سلیمانی
4
۴۰ صفحه‌ی آخر #بیچارگان >>>>>
خب
#بیچارگان هم تموم شد.
کتاب بعدی از #داستایفسکی چی باشه؟
2