یادداشتی که قول داده بودم از خانم خورشیدیان در کانال بگذارم، هم اکنون بارگذاری می کنم. نگاه نسبتا متفاوتی است به کشور ژاپن و آنچه که ما پیشتر در مورد این کشور شنیده بودیم.👇👇👇👇👇
Forwarded from Raika Khorshidian
# فرهنگ-ژاپن-امروز
مجتمع آموزشی که من در آن کار میکنم درک درستی از تنوع فرهنگی ندارد، و دیگری فرهنگی را تنها کشورهای غربی و زبان خارجی را انگلیسی میشمرد. در فهرست کارهای من بحث از آموزش تنوع فرهنگی و بومی بود در حالی که انتظار مدرسه از من معلم انگلیسی است. برای مثال یک بار برای بچهها سهتار زدم و به فارسی برایشان آهنگی خواندم، زیرا در دستورکار من نوشته بودند بچهها را با زبان خودتان آشنا کنید؛ دفعه بعد از من خواستند سهتار را با آهنگی انگلیسی بزنم بهتر است! فعلا نمیدانم این کار عجیب را چطور انجام دهم.
برداشت من لین است که در این مدرسه حداقل بحث تنوع فرهنگی نوعی نمایش روشنفکری است برای کسب درآمد که عملا توخالی است. یک جهان دو قطبی است ما و آمریکا، این وسط کودکان ژاپنی بسیار دانا بار میآیند اما خلاقیت و انعطافپذیری اینجا وجود ندارد.
جامعه جمعگرای ژاپن به فردیت اجازه بروز نمیدهد و تفاوتها را به شدت سرکوب میکند واژه ژاپنی " Hikikomori" یه معنی ایزوله شدن از دیگران است که به دلیل تفاوت یک فرد در جامعه اتفاق میافتد. حتی اگر این تفاوت خوب باشد مثلا هوش فرد از متوسط جامعه بیشتر باشد نیز این حالت ممکن است. گویای حالتی است که فرد عموما از جامعه ترد میشود و خود را در محیطی ایزوله میکند و احتمال دست زدن به خودکشی او زیاد است. گویا کم نیستند کودکانی که به دلیل تفاوتشان خودکشی میکنند
پیشنهاد میکنم این متن را که هفت دلیل عمده برای خودکشیهای زیاد در ژاپن را توضیح میدهد ملاحظه بفرمایید:
http://wasa-bi.com/topics/2199
حالا میفهمم که چهارراه تمدن بودن ایران یعنی چه، اینجا یک جغرافیای منزوی است که از دیرباز به اینحال خود خو کرده است. ژاپن کشوری است که نه تنوع نژادی چندانی از پیش داشته و نه اکنون با توجه تراکم زیاد جمعیتی که دارد علاقهای به مهاجر داشته باشد. در نهایت یک مهاجر خیلی باید پوستکلفت باشد که با این فرهنگ جمعگرا و بسیار سلسلهمراتبی در دراز مدت و به خصوص در روابط کاری کنار بیاید.
با این نکته خلاصه میکنم که مشتری برای ژاپنیها خداست شاید به همین خاطر باشد که ما ایرانیان اغلب تصویر فوقالعاده پراحترامی از ژاپنیها داریم اما خدا نکند همکار آدم باشند، حس رقابتجویی بیرحمانه تمام وجود خیلی از آنان را فرامیگیرد. این حس یکی از دلایل عمده خودکشیهای فراوان در این کشور است. این تفاوت در نگاه به مشتری و همکار در سلسه مراتب احترام که پیچیدگی عجیبی در زبان و فرهنگ ژاپنی دارد نیز خود را نشان میدهد. یک کارمند با مشتری در حد پست کردن خود در پایین مرتبه ممکن و بالا بردن او به حد اعلای خدایی صحبت میکند؛ همین مشتری اگر همکار او شود سلام و خداحافظی کردن با او معنی ندارد و گویا طی تحقیقی سلام و خداحافظی کردن با همکاران بازده کار را پایین میآورده است. امری که برای من در بدو ورود بسیار شوکهکننده بود.
ژاپن مردانهترین جامعه جهان است. بدین معنی که رقابت، موفقیت و دستاورد بر کیفیت زندگی و مراقبت از دیگران تفوق دارد. ژاپن از نظر ابهامگریزی نیز از اولینهای جهان است. با این وجود که بلایای طبیعی هر روز باید این مردم را غافلگیر کند اما برای هر کاری از مدتها قبل برنامهریزی میکنند میکنند. قرارهای ملاقاتهای ساده را معمولا از دو ماه پیش برنامهریزی میکنند و از موقعیتهای غیرمنتظره اجتناب میکنند:
https://geert-hofstede.com/japan.html
مجتمع آموزشی که من در آن کار میکنم درک درستی از تنوع فرهنگی ندارد، و دیگری فرهنگی را تنها کشورهای غربی و زبان خارجی را انگلیسی میشمرد. در فهرست کارهای من بحث از آموزش تنوع فرهنگی و بومی بود در حالی که انتظار مدرسه از من معلم انگلیسی است. برای مثال یک بار برای بچهها سهتار زدم و به فارسی برایشان آهنگی خواندم، زیرا در دستورکار من نوشته بودند بچهها را با زبان خودتان آشنا کنید؛ دفعه بعد از من خواستند سهتار را با آهنگی انگلیسی بزنم بهتر است! فعلا نمیدانم این کار عجیب را چطور انجام دهم.
برداشت من لین است که در این مدرسه حداقل بحث تنوع فرهنگی نوعی نمایش روشنفکری است برای کسب درآمد که عملا توخالی است. یک جهان دو قطبی است ما و آمریکا، این وسط کودکان ژاپنی بسیار دانا بار میآیند اما خلاقیت و انعطافپذیری اینجا وجود ندارد.
جامعه جمعگرای ژاپن به فردیت اجازه بروز نمیدهد و تفاوتها را به شدت سرکوب میکند واژه ژاپنی " Hikikomori" یه معنی ایزوله شدن از دیگران است که به دلیل تفاوت یک فرد در جامعه اتفاق میافتد. حتی اگر این تفاوت خوب باشد مثلا هوش فرد از متوسط جامعه بیشتر باشد نیز این حالت ممکن است. گویای حالتی است که فرد عموما از جامعه ترد میشود و خود را در محیطی ایزوله میکند و احتمال دست زدن به خودکشی او زیاد است. گویا کم نیستند کودکانی که به دلیل تفاوتشان خودکشی میکنند
پیشنهاد میکنم این متن را که هفت دلیل عمده برای خودکشیهای زیاد در ژاپن را توضیح میدهد ملاحظه بفرمایید:
http://wasa-bi.com/topics/2199
حالا میفهمم که چهارراه تمدن بودن ایران یعنی چه، اینجا یک جغرافیای منزوی است که از دیرباز به اینحال خود خو کرده است. ژاپن کشوری است که نه تنوع نژادی چندانی از پیش داشته و نه اکنون با توجه تراکم زیاد جمعیتی که دارد علاقهای به مهاجر داشته باشد. در نهایت یک مهاجر خیلی باید پوستکلفت باشد که با این فرهنگ جمعگرا و بسیار سلسلهمراتبی در دراز مدت و به خصوص در روابط کاری کنار بیاید.
با این نکته خلاصه میکنم که مشتری برای ژاپنیها خداست شاید به همین خاطر باشد که ما ایرانیان اغلب تصویر فوقالعاده پراحترامی از ژاپنیها داریم اما خدا نکند همکار آدم باشند، حس رقابتجویی بیرحمانه تمام وجود خیلی از آنان را فرامیگیرد. این حس یکی از دلایل عمده خودکشیهای فراوان در این کشور است. این تفاوت در نگاه به مشتری و همکار در سلسه مراتب احترام که پیچیدگی عجیبی در زبان و فرهنگ ژاپنی دارد نیز خود را نشان میدهد. یک کارمند با مشتری در حد پست کردن خود در پایین مرتبه ممکن و بالا بردن او به حد اعلای خدایی صحبت میکند؛ همین مشتری اگر همکار او شود سلام و خداحافظی کردن با او معنی ندارد و گویا طی تحقیقی سلام و خداحافظی کردن با همکاران بازده کار را پایین میآورده است. امری که برای من در بدو ورود بسیار شوکهکننده بود.
ژاپن مردانهترین جامعه جهان است. بدین معنی که رقابت، موفقیت و دستاورد بر کیفیت زندگی و مراقبت از دیگران تفوق دارد. ژاپن از نظر ابهامگریزی نیز از اولینهای جهان است. با این وجود که بلایای طبیعی هر روز باید این مردم را غافلگیر کند اما برای هر کاری از مدتها قبل برنامهریزی میکنند میکنند. قرارهای ملاقاتهای ساده را معمولا از دو ماه پیش برنامهریزی میکنند و از موقعیتهای غیرمنتظره اجتناب میکنند:
https://geert-hofstede.com/japan.html
Wasabi - Japanese Culture Media
7 Reasons Why The Suicide Rate In Japan Is So High
Japan is a country full of amazing things, but it also has critical issues. One of them is a high suicide rate and it is so serious. About 70 people kill themselves in a day in Japan...
👍1