آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی) – Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
1.18K subscribers
447 photos
95 videos
164 files
519 links
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی

لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
Download Telegram
Forwarded from توسعه ایران (Alireza Sadeghi)
جمع بندی یادگیری های خود از سفر نوروزی اخیر به بخشی از غرب کشور

احتمالا برخی از دوستان کانال "برنامه درسی و فرهنگ"؛ @cacpc نوشته های نوروزی بنده را به مناطق غرب کشور دنبال می کردند. در این نوشته ها سعی کردم با تاکید بر زیست - بوم، فرهنگ هر شهر مطلبی بنگارم. اما خارج از موارد مربوط به مقوله های زیست - بوم، فرهنگ، موارد دیگری را هم مشاهده کردم که مایلم هر کدام را به صورت یک یادداشت مستقل با رویکرد تحلیلی، تقدیم کنم. مواردی که شاید با موضوع توسعه ارتباط بیشتری داشته باشد.
لذا سعی خواهم کرد در این تاملات، به موضوعات زیر بپردازم:

الف) ایران سه تاریخه و فراموشی تاریخ باستان ایران!

ب) بررسی میزان اطلاع اقوام و فرهنگ های ایرانی از یکدیگر؟

ج) قلب عناوین و اسامی مکان ها!

د) تاملی مجدد بر مفهوم با فرهنگی و بی فرهنگی!

ه) همایندی آوار مصیبت آتش، زباله و قلیان در زندگی مردمان ایرانی!

در تمامی این نوشته ها سعی خواهم تحلیلی از وضعیت حال و روز خودمان را با تاکید بر مشاهدات خود به تصویر کشده و در حد توان پیشنهادهایی هم ارایه دهم.

#تحلیل
#زیست_بوم_فرهنگ_ایرانی

@cacpc
@irandeveloped
Forwarded from توسعه ایران (A A)
ایران سه تاریخه!!!

وقتی به غرب کشور قدم می گذارید دو تاریخ ایران، به جهت میزان توجه و یا عدم توجه به آن، به وضوح قابل تشخیص است؛ تاربخ ایران باستان و تاریخ ایران پس از جنگ.
در واقع اگر بخواهیم ایران سه تاریخه را به ترتیب و به صورت کورنولوژیکی نام ببریم عبارتند از؛ ایران باستان، ایران بعد از اسلام و ایران بعد از جمهوری اسلامی بویژه ایران دوره جنگ هشت ساله. ممکن است سوال بفرمایید این چه جور تقسیم بندی است؟ ایران، ایران است با تمامی حوادث و تاریخ آن. اما وقتی به غرب کشور که رویش و ماندگاری ایران قدیم و نیز ایران دوره جنگ هشت ساله است، قدم می گذارید آنوقت است که تفکیک تاریخ را به وضوح مشاهده می کنید. اجاره بدهید بحث را روشنتر تقدیم کنم. همان طور که می دانید و می دانیم شکل گیری ایران باستان عمدتا در غرب ایران بوده به طوری که بقایای تاریخ ایران باستان همچنان در مناطقی از غرب و جنوب غرب کشور با تمامی بی توجهی های اخیر، همچنان هویداست که در نوشته های قبلی به آثار به جامانده از آنها تا حدودی اشاره کرده ام. معابد مختلف، چغارزنبیل ها، بناها و غیره. از جمله معبد آناهیتا در کنگاور، سنگ نوشته ها در همدان و کرمانشاه، آثار به جا مانده از آثار باستانی در شوش و جای جای استان های ایلام و لرستان و خوزستان، فارس امروزی و ... اما وقتی به این بخش از تاریخ و آثار به جا مانده از آنها نگاهی می اندازید، تقریبا همه آنها یا به طور کامل تخریب شده اند و یا در حال تخریب و بی توجهی هستند. امکان حفاری سیستماتیک پژوهشی، توسعه و مهم تر از همه معرفی و تبلیغ آنها برای بازدید مردم تا حدود زیادی با مشکل سیستماتیک مواجه است. در بخش دیگر ؛ تاریخ معاصر به ویژه تاریخ جنگ هست ساله ما وجود دارد که به نظر می رسد تقریبا همه توجه ها به این بخش از تاریخ میهن ماست. که البته کاری است با ارزش، همان طوری که احتمالا بارها شنیده ایم و یا برخی به چشم دیده اند در کشورهای دیگر حتی پوتین یک سربازی در یک جایی از کشور که از جنگ باقی مانده باشد، آن را حصارکشی کرده و به عنوان تاریخ کشور و هویت آن محافظت کرده و ثبت و صبط می کنند. اما نکته ای که وجود دارد این است که بقیه تاریخ و هویت خود را فراموش و یا حتی زیر سوال نبمی برند. چه با اعمالشان چه با تبلیعاتشان و چه با هر نوع وسیله دیگر ...

اما تاریخ سوم ایران؛ برمی گردد به تاریخ بعد از اسلام. یعنی تاریخی که پس از جنگ اعراب به ایران اتفاق افتاده است...
کارشناسان میراث فرهنگی توضیح می دادند که بودجه کشور به ترتیب اولویت سرازیر می شود به بازسازی مناطق عملیاتی و مشابه آن، اشتباه نکنید نه بازسازی شهرهای به جامانده از جنگ. اگر اینگونه بود که خوب بود، بلکه به مناطق عملیاتی. در مرحله بعد به بازسازی و محافظت از بناهای به جامانده از دوره اسلامی و اگر بودجه ای باقی بماند به احیای آثار باستانی ایران!

نکته!
واقعا برخی از مسئولین ما چرا فکر کرده اند که تاریخ ایران را باید اینگونه از هم تفکیک کرد؟ بویژه در تخصیص بودجه و امکانات. مگر همان ایرانی های باستان نبودند که اسلام را به گرمی پذیرفتند و نشر دادند، مگر همان نوادگان ایرانی نبودند که در جنگ هشت ساله جان فشانی کردند؟
هیچ کشوری تاریخ و هویت خود را سلسله مراتبی نمی کند. هیچ کشوری بخشی از هویت خود را پنهان و یا برجسته نمی کند. لذا ایران با همه تاریخش زیباست. در هیچ کشوری مسئولین هنگام سخنرانی طوری القا نمی کنند که گویی تاریخ کشور از اکنون شروع می شود تا زمانی که ما قبولش یا دوستش داشته باشیم و گویی که پیش از آن تاریخی وجود نداشته و یا تاریخش مهم نیست. مثلا در خصوص ایران ،تاریخ هشت هزار ساله را به تاریخ هزار و چهارصد ساله تقلیل نمی دهند....
بیایید ایران را با تمام هویتش ایران بدانیم نه برشی از آن را که بیشتر دوستش داریم به هر دلیلی. این نه تنها کمکی به اتحاد کشور نمی کند بلکه هویت یک کشور باسابقه ای مثل ایران را چندپاره و چند تکه می کند. لذا پیشنهاد مشخص من این است همان طوری که برای حفظ و تقویت هویت تاریخ معاصر خودمان، افراد و دانش آموزان را به مناطق جنگی کشورمان می بریم،آنها را به بازدید از اماکن و آثار باستانی کشورمان هم ببریم . زیرا به نظر من تاریخ ایران باستان به هیج وجه جدای از تاریخ معاصر مان نیست. ایرانی همان ایرانی است که وطن خود را با تمام و همه تاریخ آن دوست دارد. در این صورت است که افراد با تمام تاریخ ایران آشنا می شوند نه با برشی از آن...
توسعه، زمانی توسعه است که متوازن باشد حتی در حفظ و اشاعه میراث فرهنگی و تاریخ...
#تاریخ
#ایران_سه_تاریخه

@irandeveloped
@cacpc
Forwarded from توسعه ایران (Alireza Sadeghi)
میران آشنایی اقوام ایرانی از همدیگر؛

سواد چندفرهنگی یکی از معیارهای سنجش شایستگی های چندفرهنگی و نیز سنحش میزان آشنایی اقوام ار همدیگر است. با توجه به اینکه مدت هاست در خصوص ابعاد مختلف چندفرهنگی مطالعه و بعضا پژوهش می کنم، میزان آشنایی اقوام ایرانی از یکدیگر در وضعیت مطلوبی نیست. پژوهش های مختلفی موید این موضوع است. اما این بدان معنی نیست که اقوام ایرانی حس خوب و تعلق خاطر یا دوستی نسبت به همدیگر ندارند. اتفاقا وقتی اقوام در کنار یکدبگر قرار می گیرند این حس تعلق بسیار در آنها نمابان می شود. اما اطلاعات روشنی از همدیگر ندارند واین یک خطای استراتژیک هم دوره گذشته و هم دوره حاضر است.
در بحث چند فرهنگی مبحثی داریم با عنوان "فرصت چندفدهنگی"، چون ما در ایران فرصت چندفرهنگی برای آشنایی اقوام از یکدیگر فراهم نکردیم سواد چندفرهنگی ما در حد بسیار پایینی قرار دارد. این فرصت می تواند به طرق مختلف، چه با استفاده از هنر، رسانه، نوشته و از همه‌مهمتر شرکت در مراسم یکدیگر فراهم شود.
در سفر اخیرم به بخشی از غرب کشور این موضوع را به عینه مشاهده کردم که فقر شناختی افراد و فرهنگ های ایرانی از یکدیگر به شدت قابل لمس است. به طوری که اعراب خوزستانی ما اطلاعات سازمان یافته ای از ترک های غرب کشور نداشتند و یا اغلب مردمان ایرانی اطلاع دقیقی ندارند که مسیحیان ایرانی تاریخ شان چیست؟ و احتمالا اطلاعاتی از هنر و موسیقی بلوچی ندارند و نداریم. اساسا نمی دانیم کردهای ایرانی و یا ترک های ایرانی و عرب های ایرانی در کدام مناطق ایران پراکنده اند.
اما نکته ای که می خواهم مجدد به آن تاکید کنم، این است که این عدم شناخت به هبچ وجه به منزله عدم پذیرش یکدیگر نیست. اما برای این عدم شناخت باید فکری کرد‌. همان طوری که عرض کردم، به نظر می رسد فراهم آوردن فرصت چندفرهنگی می تواند کارساز باشد. مثلا اقوام بتوانتد در مراسم های فرهنگی و آیینی یکدیگر شرکت کرده و یا ادیان ایرانی بتوانند خود را برای یکدیگر عرضه کنند. مثلا مسلنانان بتوانند در اعیاد مسیحیان، یهودیان و زردتشتیان و ...شرکت کنند و برعکس. راهکارهای مختلفی وجود دارد اما به نظر می رسد بهترین کار سفر به درون اقوام و فرهنگ های ایرانی و عرضه خود به یکدیگر است.

#اقوام_ایرانی
#سوادچندفرهنگی
@irandeveloped
@cacpc
نظر یکی از دوستان کانال(آقای شعیب خداکرمی) در خصوص "پست میزان آشنایی اقوام ایرانی از همدیگر؛
ضمن سپاس به نظرم حرف درست و دقیقی است. جهت اطلاع سائر دوستان کانال به اشتراک می گذارم.

https://news.1rj.ru/str/cacpc
Forwarded from shoeib khodakarami
-- ارتباطات درون فرهنگی( ارتباط فرهنگ های قومی در داخل یک کشور ):

دو نوع کثرت‌گرایی مطرح‌ می شود: که یکی کثرگرایی مساوات طلبانه است؛ که در آن گروه های مختلف قومی یا دینی استقلال فرهنگی و ساختاری خود را حفظ نموده و تفاوت آنها توسط دولت صیانت می‌شود، پاداش های اجتماعی به طور مساوی بین آنها توزیع میشود. مثل: کشورهای سوئیس و کانادا و حتی لبنان
دومین: کثرت گرایی نابرابر؛ است این سیاست عمدتاً از طرف دولت‌های دنبال می‌شود که ایدئولوژی نژادپرستانه بر آنها تسلط دارد در حقیقت نابرابری بین گروه های قومی به رسمیت شناخته شده است فرهنگ‌ها در این مقوله یک وجود تاریخی- بیولوژیک دارند. فرهنگ گرایی جای نژادگرایی را گرفته است و ارتباط بین فرهنگی امری ناممکن است به این معنا که فرهنگ های متفاوت نمی توانند از همدیگر یاد بگیرند و یا ضعف های همدیگر را جبران کنند. و در موارد نیاز کنار همدیگر قرار بگیرند. و همدلی نشان دهند و امکان (تئوری جنگ فرهنگ ها) مطرح می گردد.
--ارائه راهکار مناسب :
این است که( مفهوم همبستگی) را مطرح کنیم،
۱) همبستگی فرهنگی؛ یعنی اشتراک کلی در ارزش ها
۲) همبستگی هنجاری: یعنی هماهنگی میان ارزش های فرهنگی و شیوه های رفتار
۳) همبستگی ارتباطی: یعنی وابستگی متقابل اجزای نظام یا عدم تغایر میان آنها
۴) ترکیبی از ۳ همبستگی بالا . این ۴ راهکار می‌تواند بر ارتباطات میان فرهنگی و درون گروهی که ضمن تقویت همبستگی ملی، می‌تواند موجب پویایی فرهنگی و همبستگی و کاهش کلیشه سازی نگاه خوار نگارانه به قومیت ها و ترس و عدم اطمینان گردد. که باعث می شود جامعه را در بستر سنت ها و فرهنگ جامعه را به سوی مدرنیته و تغییرات مناسب سوق دهد.....
Forwarded from توسعه ایران (Alireza Sadeghi)
کتک زدن مامور گشت ارشاد!!

اتفاق اخیر و انعکاس آن در فضای مجازی واکنش های اعتراضی هم از سوی مردم، از سوی هنرمندان و نیز سیاسیون را به دنبال داشت. تقرببا همه آن را محکوم کردند. که جای محکومیت هم داشت و دارد. اما سوالی که ذهن من را به خود در گیر کرده این است که این گونه واکنش ها معمولا برای جامعه ای است که از اینگونه اتفاقات به ندرت رخ می دخد. متاسفانه جامعه ما همواره و به کرارت درگیر چنین اتفاقات مشابهی است. کاش از ابن اتفافات فقط به ندرت اتفاق می افتاد و جامعه نیز چنین واکنش نشان می داد. اما مساله این است که از این نوع رفتارها اینقدر زیاد است که تنها یک نفر توانسته است آن را ثبت و منعکس نماید.
اما دو نکته؛
- سوالی که برای من پیش آمد این است که ماموران گشت ارشاد اینگونه می خواهند ما را به بهشت ببرند؟!!!..

- می دانیم که رئوسای جمهور گذشته هبچ کدام مسئولیت گشت ارشاد را نپذیرفته اند و رئیس چمهور فعلی هم مسئولیت آن را نمی پذیرد، مردم هم اساسا چنین نیاز و درخواستی ندارند. سوالی که پیش می آید اینست که گشت ارشاد اساسا برای چیست و مسئولیتش با کیست؟

#گشت_ارشاد
#کتک
@irandeveloped
Forwarded from توسعه ایران (Alireza Sadeghi)
مشاوری که نیازمند مشاوره است!

علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی

یکی از اقدامات خوب دولت آقای روحانی، تعیین مشاور برای اقوام بود. اما ظاهرا خود این فرد لازم است که مشاوره دریافت کنند. خاطرم می آید در دوره اول دولت آقای روحانی ایشان را به دانشگاه علامه دعوت کردم و ایشان نیز حضور پیدا کردند. در آن میزگرد موضوعی که مطرح کرد این بود که ترک ها بخشی از فارس ها هستتد و مواردی از این دست..... هم بنده و هم بقیه اعضای پنل که آنها از افراد نام آشنا در حوزه زبان شناسی، مطالعات فرهنگی و علوم سیاسی کشور هستند به این سخن و موضع گیری جناب مشاور تاختند و استدلال کردند که سخن ایشان علاوه بر این که بی پایه و اساس است، حتی مضر به اتحاد و همزیستی فرهنگ متنوع کشور است. بگذریم از این که دانشجویان حاضر در جلسه هم اغلب از این سخن شوکه شده و حتی واکنش هایی هم نشان دادند...
اخیرا ایشان مجددا در خصوص کردهای کشور چنین موضع گیری کرده اند. به این معنا که کردها نیز شاخه ای از فارس ها هستند. واقعا آدم متاسف می شود فردی که مشاور در یک حوزه خاص است و انتظار می رود در آن حوزه متخصص و متبحر باشد، داده های مجعول ارایه می دهد.
خاطرم است که در همان جلسه به ایشان پیشنهاد کردیم، مشاور یا مشاورهایی برای خود انتخاب کنند، تا از این افاضات بدون استدلال و بدون پایه علمی پرهیز شود. فردی که مسئولیت اصلی وی ظاهرا تقویت ارتباط میان قومی و میان فرهنگی است خود منفصل کننده این مهم است. جهت استحضار ایشان عرض می کنم نه تنها کردی یک زبان مستقل است بلکه خود به چند دسته و هر دسته به چتد بخش و هر بخش به چند گویش تقسیم می شود‌ که با یک جستجوی ساده می توان به غنای این فرهنگ و زبان دست یافت.
دوباره توصیه می شود آقای مشاور یا برای خود مشاور یا مشاورهایی بگیرند و یا زحمت کشیده مقداری مطالعات خود را در خصوص فرهنگ ها و اقوام ایرانی گسترش دهند.

#اقوام_ایرانی
#مشاور
@irandeveloped
سلام دوستان همراه کانال؛
فعالیت "کانال آموزش چندفرهنگی" پس از فیلترینگ نیز ادامه پیدا خواهد کرد. امیدوارم روزی فرا رسد که فیلترینگ رنگ باخته و به شعور افراد احترام گذاشته شود.

https://news.1rj.ru/str/cacpc
جلسه دفاع از رساله دکتری توسط خانم فاطمه هواس بیگی،
ازدوستان علاقه مند دعوت می شود در این جلسه شرکت کنند.👇

https://news.1rj.ru/str/cacpc
Forwarded from beigi
Sadeghi`s speach - lamerd university.m4a
50.7 MB
فایل سخنرانی"همایش تحول در برنامه درسی"
مکان : دانشگاه آزاد لامرد
عنوان: تحول در برنامه های درسی؛ با تاکید بر شایستگی های میان فرهنگی
سخنران: دکتر علیرضا صادقی
..................
#سخنرانی
#شایستگی_میان_فرهنگی
#دانشگاه_لامرد

@cacpc
Forwarded from توسعه ایران (Alireza Sadeghi)
دسته بندی استادان!

علیرضا صادقی(عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی)

--- این نوشته، تقدیم است به بسیاری از استادانی که در دسته سوم این نوشته، طبقه بندی می شوند.

خاطرم است چند سال پیش، در یکی از گردهمایی استادان دانشگاه، از بنده خواستند که استاد سخنران مدعو را معرفی کنم. منظورم از استاد سخنران مدعو استادی بود که قرار بود در این گردهمایی برای استادان دیگر سخنرانی کند.

تا آن زمان، من همواره در ذهن خودم سه دسته استاد دانشگاه را تفکیک و تمییز می دادم. این سه دسته را در آن گردهمایی مطرح کردم تا مثلا از این طریق عظمت آن استاد را به نوعی معرفی کرده باشم. این سه دسته از نظر بنده عبارت بودند از؛

الف) استادانی که نه در داخل دانشگاه خیلی شناخته شده و موثرند نه در جامعه. من بهترین عنوانی که به این استادان می توانم قائل بشوم استادان "بی خطر" است. عمدا از استادان بی خاصیت استفاده نکردم...

ب) دسته دوم، استادانی هستند که در داخل دانشگاه، فرد با سواد و اثرگذاری محسوب می شوند اما جامعه اصولا آنها را نمی شناسد. چون در جامعه فعالیتی ندارند. احتمالا تاثیراتشان به همان کلاس درس و دانشگاه محدود می شود. عنوانی که می توانم برای این گروه اختصاص بدهم استادان "دانشگاه" است.

ج) دسته سوم؛ استادانی هستند که هم در داخل دانشگاه تاثیر گذارند، کلاس های جذابی دارند، به با سوادی مشهورند، دانشجویان علاقمندی تربیت می کنند، از سوی دانشجویان بسیار احترام می شوند و مهمتر از همه در جامعه هم شناخته شده اند. به جهت فعالیت های علمی و اجتماعی که در جامعه دارند، جامعه نیز آنها را می شناسد و به او احترام می کند. این نوع استادان را با عنوان استادان "موثر" نام گذاری می کنم.

وقتی به اینجا رسیدم. آن فرد سخنران را واجد ویژگی سوم؛ استاد موثر، معرفی کردم....

معرفی من تمام شد، سخنرانی ایشان هم انجام شد، اما واکنش استادان شرکت کننده در همایش مزبور، هنوز تمامی نداشت. من هم اساسا نمی توانستم درک کنم که دلیل واکنش منفی برخی از استادان شرکت کننده به این نوع دسته بندی من چیست؟ تنها چیزی که به ذهنم می رسید این بود که احتمالا برخی خود را در دسته سوم نمی دیدند.....

اما دریافت اخیرم از نوع دیگری از استادان!!

دسته بندی چهارم) بعد از اینکه چندسالی از این واقعه گذشت با برخی از استادانی مواجه می شدم که نمی توانستند در سه دسته بالا قرار گیرند. لذا اخیرا به دسته بندی چهارمی هم دست یافته ام. شاید اسم آنها را بشود گذاشت "استادان پلیس یا شاید هم استادان مزاحم"!!

استادان پلیس، افرادی هستند که نه تنها خودشان فعالیت اثرگذار ندارند بلکه کارشان بازجویی از استادان اثرگذار دیگر است، که تو چرا فلان حرف را اینجا زدی، شنیدم فلان بحث را آنجا کردی. به قول دکتر ملکیان به "شورطه استادان" تبدیل شده اند و به نوعی مزاحم استادان فعال.
از ویژگی این نوع استادان همین بس که خیلی خود را وارد مجامع علمی نمی کنند، در جلسات سخنرانی، پنل ها هیچ وقت خودشان به عنوان سخنران شرکت نمی کنند. حداکثر مستمع این گونه جلساتند اما اگر مخالفتی هم با بحث گوینده داشته باشند در همان جلسه به هیچ وجه مطرح نمی کنند، اما بعد از آن، فعالیت آنها تازه شروع می شود. بعد از جلسه به فرد تذکر می دهند، تهدید می کنند و پشت وی موجی از تخریب راه می اندازند....

هرچند ایده آل من در تقسیم بندی استادان دانشگاه، استادان دسته سوم هستند اما اخیرا به این نتیجه رسیده ام که وجود دسته اول و دوم برای حیات و توسعه علمی دانشگاه خیلی هم مشکل ساز نیستند. به نظرم، امروزه وجود دسته چهارم، حیات علمی دانشگاه را بیش از پیش تهدید می کند....

#دسته_بندی_استادان

@irandeveloped
@cacpc
۲۱ می ۳۱ اردیبهشت روز جهانی #تنوع_فرهنگی مبارک باد.

#تنوع_فرهنگی

@cacpc
سلام
دوستان عزیز،
از روش زیر برای کنار زدن فیلتر پیام رسان تلگرام استفاده کنید.

الف) آپدیت جدید تلگرام اندروید، از گوگل پلی:
https://play.google.com/store/apps/details?id=org.telegram.messenger

ب) لمس آدرس زیر:
https://news.1rj.ru/str/proxy?server=proxy.digitalresistance.dog&port=443&secret=d41d8cd98f00b204e9800998ecf8427e

پراکسی های بیشتر
@MTProxy
@MTProtoProxies
@MTProtoTG
@ProxyMTProto
@TelMTProto

ج) خاموش کردن فیلتر شکن

#فیلتر_شکن
@cacpc
حادثه "معین" حاصل عدم آگاهی از تربیت جنسی

علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی

دنیا سال هاست حادثه هایی، همچون حادثه "معین" را تجربه کرده و برای آن روش و منطق اتخاذ کرده است.
اولین گامی هم که برداشته است، این است که تربیت جنسی را در برنامه های رسمی مدارس قرار داده است. دوستان دلواپس کم آگاه، یادتان باشد، تربیت جنسی با آموزش آمیزش جنسی متفاوت است. بلایی که عده ای آگاهانه و با انگیزه سیاسی دوران قبل از انتخابات اخیر و عده ای هم همچون همه کارهای دیگرشان بدون آگاهی از منطق، فلسفه وخرد هر موضوعی و تنها از سر اطاعت از یک رویکردی که سال هاست رنگ باخته است، بر سر دانش آموزان این سرزمین آوردند که به این زودی ها هم پایانی برایش متصور نیست، مانع اجرایی شدن سند ۲۰۳۰ شدند.

من نمی دانم چطور کل دنیا تربیت جنسی را جزء ارکان آموزش خود قرار داده است اما ما تصور می کنیم آنها نمی فهمند، فقط ما هستیم که می فهمیم. البته نتیجه اش همین می شود که مشاهده می کنید. جامعه ما جامعه تحریف شده سکس زده است. ما با پوشش دین، لایه های درونی جامعه را ویران کرده ایم‌‌. لذا اینجاست که اتفاقاتی همچون اتفاق "معین" می افتد...

روایت تجربه جهانی...
اولا مدراس و ثانیا رسانه ها با کمک موسسات علمی جهانی همچون یونسکو، کتاب ها، دستورالعمل ها و حتی فیلم های تولید کرده و در اختیار کشورها قرار داده اند تا استفاده کنند. یکی از آنها ۲۰۳۰بود که همگی شاهدند چه بلایی سر آن آورده شد‌. این سند دقیقا برای پیشگیری از همین اتفاقات بود.

نکته بعدی تربیت ریاکاری سازمان یافته است که جامعه ما گریبانگیرش شده است‌. چون مسئولین رده بالای کشور و به ویژه زعمای قوم، خود به نحوی درگیر این ریا کاری و پنهان کاری اند، این وضعیت در سطوح خرد همچون مدرسه نیز اینچنین خود را نمایان می کند. لذا فردا هم دیر است، مدارس در اولین فرصت باید آموزش های مربوط به حفاظت از بدن را چه برای دختران و چه برای پسران آغاز کنند.

نکته دوم برای زعمای قوم مان!
دست از سرک کشیدن به حریم خصوصی مردم بردارند. به مردم حق بدهند که ارتباط جنسی حق همه مردم و البته جزء حریم خصوصی آنهاست تا این بخش را به رسمیت نشناسیم، پنهان کاری ها و ریا کاری ها "معین"های دیگر را درست خواهد کرد.

لذا تربیت جنسی سه وجه دارد.
الف) به رسمیت شناختن حریم خصوصی افراد از یک سو
ب)آموزش به افراد به ویژه به کودکان که چگونه در مواجهه با چنین مسائلی واکنش مناسب نشان دهند‌.
ج) نکته سوم و مهم این که وقتی دو نفر با علاقه بدون زور، بدون صدمه زدن جسمی و روحی، با رضایت ( و با رعایت موازین معروف و مرسوم) با یکدیگر ارتباطاتی دارند، حاکمیت نباید به خود اجازه دهد در حریم خصوصی آنها وارد و به بیان بهتر فضولی کند. آنچه که به صور مختلف در شهر همگان مشاهده می کنیم( گشت نسبت و یا سرک کشیدن به داخل ماشین افراد از جمله موارد بارز آن است که اخیرا مجدد راه افتاده است).

نکته پایانی
همان طور که آمد، این مساله چند وجهی است تا زمانی که تصمیم گیران این موضوع را با اهمیت ندانند، به حریم خصوصی افراد سرک بکشند و نیز حق ارتباط جنسی مسالمت آمیز را به رسمیت نشناسند از اینگونه اتفاقات بازهم مشاهده خواهیم کرد‌.

به نظرم در این حادثه، آن فرد خاطی، معلول تربیت و نوع نگاه و رویکرد بنیانکن جامعه ماست. به جای مذمت آن فرد، حاکمیت باید رویکرد خود را اصلاح کند. با نوع نگاه هایی که در مورد جامعه ایران روا داشته است، خود را مذمت کند.

پیشنهاد ها
اول) رسانه مثلا ملی! باید به سرعت دست به کار شده، برنامه ها؛ کارتون ها و فیلم هایی را در جهت آموزش نحوه نگهداری اندام جنسی و خصوصی کودکان پخش کند. چنانکه بسیاری از شبکه های کودک خارجی همین الان اقدام به این کار می کنند.

دوم) دفتر تالیف کتب درسی در قالب کتاب های "مهارت های زندگی" یا هر عنوان دیگر، آموزش محافظت جنسی از کودکان را در اینگونه کتاب ها منعکس نماید.

سوم) اگر دفتر تالیف به هر دلیلی از این کار سر باز زد، مدارس راسا به برگزاری برنامه های آموزشی در این زمینه بپردارند و نگران هوچی گری های دلواپسانی که جامعه ما را به اینجا کشانده اند، نباشند. چون حتم بدانند این کار به غیر از نفع، هیچ ضرری به حال جامعه و دانش آموزان کشورمان نخواهد داشت.

#تربیت_جنسی

https://news.1rj.ru/str/cacpc
معرفی کتاب در رابطه با نوشته بالا؛
ممنونم از خانم دکتر افکاری به خاطر ارسال این کتاب مفید، امیدوارم خوانندگان عزیز قیمت کتاب را به نحو مقتضی برای صاحب اثر ارسال دارند.
کتاب "بدن من" 👇

#تربیت_جنسی

https://news.1rj.ru/str/cacpc
Forwarded from (✿◠‿◠)m@ry@m(◠‿◠✿)
Badan man-photodanesh.pdf
3 MB
💝کتاب بدن من مال خودمه
برای همه مامانا و باباهای عزیز 😉
به شدت توصیه میشود.
حتما مطالعه کنید عزیزان👌
به اشتراک بزارید...
بازگشت به شایستگی های حرفه ای معلمان،

علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی.

یادداشت قبلی بنده با موضوع تربیت جنسی مورد اقبال خوانندگان قرار گرفت. هرچند موجب واکنش برخی به یکی از بندهای آن یادداشت شد که لازم است از توجه، تشویق، نقد و نظر دوستان تشکر نمایم. این نوشته و نوشته های مشابه نشان می دهد که چقدر جامعه ما تشنه پرداختن به بعضی از مسائلی است که واقعیت خارجی داشته و کم و بیش همه از وجود آنها آگاهیم، لیکن افراد معدودی وجود داشته که توانایی پذیرفتن ریسک پرداختن به آن مسائل را دارند.
در این یادداشت به موضوع "شایستگی های حرفه ای معلمان"در ایران می پردارم. شاید بتوان این را به نوعی ارائه راهکار عملی برای اصلاح امور دانست.

شایستگی حرفه ای معلمان کدام است؟
بررسی های مختلف نشان می دهد، برای معلمان در اغلب کشورها چند شایستگی کم و بیش مشترک وجود دارد که در ادامه به آنها می پردازیم؛

الف)شایستگی تخصص رشته ای
در این بعد معلم باید در حوزه ای که تدریس می کند، سطحی از صلاحیت ها را دارا باشد. این سطح در کشورهای مختلف البته متفاوت است. مثلا در کانادا متاسفانه و یا شاید هم خوشبختانه تخصص رشته ای معلمان به ویژه در سطح دبیرستان خیلی درسطح بالایی قرار ندارد اما در برخی از کشور ها بسیار به این مهم توجه می شود که ایران هم در این دسته بندی قرار می گیرد. مثلا معلمان ریاضی دبیرستانی کانادا واقعا از سواد ریاضی سطح بالایی برخوردار نیستند. یکی از معلمان ایرانی که در کانادا، ریاضی تدریس می کند، اظهار داشته؛ در مقایسه با ایران تدریس ریاضی در کانادا "بازی بازی" است. پس با این منطق، به شایستگی های رشته ای معلمان در ایران تا حدود زیادی توجه می شود.

ب)شایستگی های‌ تدریس،
این بعد از شایستگی هم در کشورهای مختلف از نوساناتی برخوردار است‌. کشورهایی مثل کانادا، آمریکا و بسیاری از کشورهای اروپایی به ویژه فنلاند، هلند و انگلستان در این زمینه پیشتاز هستند. در ایران نیز به ویژه با رویکرد جدیدی که بعد از تاسیس دانشگاه فرهنگیان به وقوع پیوست، این رویکرد به شدت پیگیری می شود به طوری که در طراحی برنامه های درسی جدید دانشگاه فرهنگیان، به قول معاون آموزشی وقت این دانشگاه، استادان رشته ای دروس از این وضعیت تا حدودی دلخور هم شده اند. تصور آنان این بود که معلم ریاضی باید فقط ریاضی بلد باشد روان شناسی و برنامه ریزی درسی به چه کار معلم می آید؟!

ج)شایستگی های روانشناختی،
بعد سوم از شایستگی ها ناظر به موضوع نحوه کنش و واکنش معلمان و رفتار معلمان با سایر کارکنان و ذی نفعان مدرسه به ویژه دانش آموزان است. در ایران تقریبا چیزی به نام تست رفتار، تست شخصیت و موارد مشابه در ابتدای جذب و استخدام معلمان نداریم. آن چه که اتفاقا در اغلب نظام های آموزشی دنیا حتی بیش از دو مورد قبلی اهمیت دارد. با توجه به این که در این کشور ها نظامی به نام "نظام صنفی معلمان" وجود داشته که این تشکل وظیفه انجام این مهم را بر عهده دارد. امر مهمی که تقریبا در ایران مغفول است. در ایران نه نظام صنفی معلمان است که این کار را انجام دهد و نه سازوکاری برای انجام تست های مربوط به تست های روان شناختی وجود دارد.

د)شایستگی های چندفرهنگی
اینگونه شایستگی ها به ویژه در دو سه دهه اخیر بسیار برجسته شده است. این شایستگی ها ناظر به این است که معلمان علاوه بر صلاحیت های قبلی باید نگاه سو و منفی نسبت به دانش آموزان اقوام و فرهنگ های دیگر نداشته باشند. نه تنها نگاه منفی بلکه حتی علاقه مند کار با دانش آموزانی باشند که؛ دارای تنوعی از فرهنگ ها، نژاد ها و ادیان هستند. تنوع و تفاوت های دانش آموزان آنها را آزار نداده بلکه کار با آنها لذت بخش هم باشد. در کانادا موسسه ای برای سنجش این ویژگی " گواهی صلاحیت چندفرهنگی معلمان " را اعطاء می کند‌(برای اطلاع بیشتر به رساله دکتری علیرضا صادقی، مقالات منتشره و یا یاداشت های پیشین نویسنده در همین کانال مراجعه فرمایید). ادامه👇

https://news.1rj.ru/str/cacpc
ادامه یادداشت؛ شایستگی های حرفه ای معلمان..‌.

لطفا به موارد فوق و نوع شایستگی ها بنگرید و‌ نحوه جذب معلمان در ایران را با آنها مقایسه کنید. ابعاد شایستگی "ج و د" در ایران تقریبا وجود خارجی ندارد. ابعاد "الف و ب" تا حدودی رعایت می شود که قابل تحسین است اما آنچه که به ارتباطات انسانی مربوط می شود ناظر به ویژگی های روان شناختی و چندفرهنگی است که خلا آن با توجه به مسائل پیش آمده، تا حدود زیادی احساس می شود. به نظر نویسنده یادداشت، اتفاقا با توجه به بوم و ویژگی های ایران، وجود شایستگی های مزبور حتی از موارد یاد شده قبلی از اهمیت بیشتری برخوردار است. زیرا اولا جامعه ما در بستری از بحران های مختلف قرار گرفته، لذا شایستگی های روان شناختی از این جهت اهمیت ویژه ای پیدا می کند و از سوی دیگر چون کشور ما تنوعی از فرهنگ های گوناگون را با خود به همراه دارد، داشتن صلاحیت های چندفرهنگی هم اهمیتی بیش از گذشته پیدا کرده است. ناگفته نماند که نظام جذب معلمان در ایران توجه خود را در یک شایستگی دیگر متمرکز کرده است و آن مصاحبه با داوطلبان معلمی با تمرکز بر سوالات مذهبی است. با توجه به وجود نظام مذهبی مستقر، شاید وجود این نوع تست ها هم گریز ناپذیر باشد، اما سوالاتی که مطرح می شود از این دست است؛ "مثلا نماز میت چند رکعت است؟ چند بار به نماز جمعه رفته اید؟ به چه کسی رای داده اید؟ نظرتان در مورد فلان شخص سیاسی چیست؟و..." این قبیل سوالات تا چه اندازه می تواند معرف شایستگی مربوط به حرفه معلمی فرد باشد؟
اینجاست که لزوم چرخش اساسی و تعیین و ارائه "گواهی های صلاحیت حرفه ای معلمان" و استقرار سازوکاری برای "ایجاد نظام صنفی معلمان" برای سنجش میزان شایستگی های معلمان بیش از پیش ضروری به نظر می رسد تا شاید کمتر با حوادثی چون حوادث "معین" مواجه شویم.

#شایستگی_حرفه_ای_معلمان

https://news.1rj.ru/str/cacpc
کدام دانشگاه را برای تحصیل در دوره دکتری انتخاب کنیم؟

علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی

اخیرا با تعدادی از داوطلبان دوره دکتری مواجه شده ام که یک سوال مشابه و مشترک دارند و آن این که کدام دانشگاه برای تحصیل در دوره دکتری مناسب است؟

پاسخ به این سوال از یک سو بسیار سخت و از سوی دیگر چند وجهی و بسیار شخصی است.‌ اما من اغلب به دانشجویان فارغ از رشته، جنسیت و ...‌ یک توصیه کلی دارم که در هر مقطع تحصیلی دانشگاه خود را تغییر دهند. فرض کنید اگر دوره کارشناسی خود را در دانشگاه "الف" گذرانده اید، توصیه می شود کارشناسی ارشد خود را در دانشگاه "ب" بگذرانید. چون همان طور که می دانید، اغلب محتوای دوره کارشناسی ارشد تعمیق یافته دوره کارشناسی است. علاوه بر این سبک تدریس، اخلاق و رفتار استادان برای شما هم تکراری خواهد بود و احتمالا این دوره برای شما خسته کننده خواهد بود. همین طور برای دانشجویان ارشد هم همین توصیه را دارم که دوره دکتری را در دانشگاه ثالث سپری کنند تا آدم های جدید، ایده های جدید و تجربه های جدید کسب کنند. این ایده کلی من است که برای همگان توصیه می کنم.( طبیعی است که تحصیل دست کم یک مقطع در دانشگاه های معتبر خارجی هم در این دسته بندی قرار می گیرد).

اما برخی علاقه مندند که کلیه مقاطع تحصیلی خود را در یک دانشگاه ثابت، سپری کنند پس در اینجا آن فرمول کلی بنده کارگشا نخواهد بود که در این صورت دانشجو باید منافع و مضار احتمالی را که در سطور پیشین عرض کردم، آگاهانه بپذیرد‌.

اما درباره دکتری رشته خودمان!

واقعا توصیه در این خصوص بسیار سخت است و از بنده انتظار نداشته باشید که اسم دانشگاه ها را آورده و یا دست به رتبه بندی بزنم. چون هم ممکن است زمینه دلخوری برخی از همکارانم را فراهم سازد که با اغلب شان رابطه صمیمانه دارم و حتی گاه ممکن است موجب ناراحتی برخی از دانشجویان دکتری شود که اسم دانشگاه شان احتمالا در این رتبه بندی بنده ذکر نشده و یا در رتبه هایی که مایل نیستند، طبقه بندی شود. اما می توانم به ارائه چند نکته بسنده کنم تا شاید بتوانم هم شائبه سو گیری را تا اندازه ای از بین برده باشم و هم این دوستان را بی پاسخ نگذاشته باشم.

در انتخاب محل تحصیل در دوره دکتری مطالعات برنامه درسی و یا هر رشته دیگری در دوره دکتری به چند نکته توجه کنید:

- نخست ترکیب و تعداد اعضای هیات علمی گروه آموزشی را مورد بررسی قرار دهید. مثلا در این خصوص گاها مشاهده می کنید در برخی از دانشگاه ها اساسا گروه مستقلی برای این رشته وجود ندارد و یا فقط یک نفر استاد دارند. اما در برخی دیگر، ترکیب اعضا مختلف و هر کدام هم در حوزه نسبتا متفاوتی کار می کنند که دانشجو پس از پذیرش می تواند با اساتیدی که حوزه هایشان متنوع است کار کند. طبیعی است که توصیه من دانشگاهی است که هم گروه مستقلی دارد و هم ترکیب استادان به جهت علایق پژوهشی متنوع است.

- دوم اینکه انتخاب دانشگاه تابعی است از علایق پژوهشی و یا حتی علایق شخصی فرد به یک استاد خاص. به عنوان مثال اگر فردی به شخصیت علمی و رفتاری آقای دکتر مهرمحمدی علاقه مند است، پس بهتر است دانشگاه تربیت مدرس را انتخاب نماید. خاطرم است سال ها پیش، دانشجویی مایل بود با دکتر ملکی کار کند، چند مرتبه هم در مصاحبه رد شد اما پافشاری در انتخاب استاد و دانشگاه باعث شد عاقبت در دانشگاه علامه پذیرفته شود.

- سوم، برای دانشجو علایق پژوهشی استاد مهمتر از هر چیز دیگری است. در اینجا معیار علاقه شخصی و حتی عنوان دانشگاه و دانشگاهی فرد نیست، بلکه دانشجو مصر است، فلان حوزه را با فلان استاد خاص که در آن حوزه خاص متبحر و شناخته شده است، کار کند. مثلا علاقه پژوهشی دانشجو، برنامه درسی محیط کار است. طبیعی است که دانشگاه شهید بهشتی را انتخاب کرده و با دکتر فتحی کار کند.

- چهارم، عنوان دانشگاه است. برخی فقط می خواهند در یک دانشگاه مادر و پر اسم و رسم ثبت نام کنند. ترکیب استادان، نوع علایق پژوهشی خود و حتی استادان برای فرد اهمیت چندانی ندارد. بلکه این اهمیت دارد که فردا بگویند دکترایش را مثلا از دانشگاه تهران و یا از دانشگاه های تهران اخذ کرده است. به قول بچه های امروزی عشقش اینست که در دانشنامه دکترایش، آرم دانشگاه تهران نقش بسته باشد یا هر دانشگاه جامع و معتبر دیگر. در اینجا طبیعی است که فرد بهتر است، دانشگاه مورد نظر را انتخاب نماید.

همان طور که مشاهده می کنید نوع جهت گیری فرد، نوع دانشگاه محل تحصیل را تا حدود زیادی تحت تاثیر قرار می دهد. لذا امیدوارم این نوشته کمک اندکی برای انتخاب بهینه دانشگاه محل تحصیل دوستان، فراهم کرده باشد.

#انتخاب_رشته

https://news.1rj.ru/str/cacpc