آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی) – Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
1.18K subscribers
447 photos
95 videos
164 files
519 links
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی

لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
Download Telegram
جمعی از پذیرفته شدگان استخدامی ماده ۲۸ آموزش و پرورش نامه ای برای استادان حوزه آموزش ارسال کرده اند که از بنده خواسته اند این نامه را در کانال منتشر نمایم. این دوستان معترض به برگزاری امتحان جامع می باشند و از استادان دانشگاه علامه طباطبائی خواسته اند در این خصوص رهنمودهایی ارائه دهند. بخشی از این نامه را بارگذاری می کنم و اصل نامه در ادامه خواهد آمد. موافقان و مخالفان این موضوع می توانند نظرات خود را به آیدی زیر ارسال کنند.
@sadeghiedu

اساتید محترم دانشکده ی روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی(ره).
موضوع: بیان دلایل و مستندات مبنی بر ناکارآمدی و حذف آزمون جامع به عنوان شرط استخدام
پذیرفته شدگان ماده ۲۸ آموزش و پرورش
سلام علیکم ؛
احتراماً به عرض می رسانیم که آزمون استخدامی آموزش و پرورش در سال ۹۵ برگزار گردید، ما از بین چند صد هزار نفر شرکت کننده در این آزمون، قبول شدیم. پس از آن مراحل مصاحبه های علمی و عقیدتی و انواع آزمایشات بدنی را با موفقیت پشت سر گذاشتیم. با این حال بعد از گذشت دو سال، همگی همکاران همچنان بلاتکلیف هستیم. بند ۶، از صفحه ۱۲ دفترچه استخدامی آورده است که ((در صورت موفقیت در دوره یکساله مهارت آموزی و ارائه اصل گواهی مربوط و اشتغال به کار، احکام کارگزینی با رعایت سایر ضوابط و مقررات مربوط از جمله تأیید گزینش از تاریخ ۱/ ۷/ ۱۳۹۶ به بعد صادر خواهد شد))، بر این اساس همگی همکاران بعد از گذراندن دوره سه ماهه مهارت آموزی و بعد از آنکه (آزمون جامع) در موعد و زمان تعیین شده در دفترچه استخدامی، برگزار نشد و سرانجام در تاریخ ۱/ ۷/ ۹۶ بنابر مفاد دفترچه استخدامی به تدریس مشغول شده، حکم استخدامی دریافت کرده و بیمه شدیم بعلاوه تعهد ۱۰ ساله خدمت هم دادیم. مجدداً از سوی دانشگاه فرهنگیان عنوان شد که باید دوره مهارت آموزی را همزمان با تدریس در کلاس و مدرسه، ادامه دهید. همگی همکاران که اکثراً از دانشگاه های دولتی و در مقاطع ارشد و دکتری هستیم، همزمان با تدریس به ادامه دوره مهارت آموزی و انجام تکالیف، تمرین ها، مقاله نویسی، نقد و تلخیص کتاب ها، تهیه نقشه راه و چشم انداز، کارآموزی و تدریس و انواع آزمون های کتبی به علاوه انواع کارگاه ها و ضمن خدمت های برگزار شده از سوی دانشگاه فرهنگیان و سازمان آموزش و پرورش پرداختیم. در حال حاضر و بعد از گذشت دو سال از آزمون استخدامی ما و داشتن حکم کارگزینی، دانشگاه فرهنگیان مجدداً در پی برگزاری آزمون جامع است و شرط استخدام شدن یا نشدن ما را منوط به اجرای این آزمون دانسته است و اذعان دارد که هنوز بعد از طی مراحل مختلف آزمون استخدامی، انواع مصاحبه ها، آزمایشات بدنی، انواع آزمون های کتبی در دوره مهارت آموزی یکساله، تمامی ضمن خدمت ها و کارگاه های آموزشی و ارزیابی کار و تدریس ما و دادن بازخوردهای بسیار خوب و عالی، هنوز صلاحیت و شایستگی ما برای این دانشگاه محرز و مشخص نشده است.
آزمون جامعی که دانشگاه مذکور بر اجرای آن تأکید دارد چیزی جز آزمونی تکراری از دروسی که همگی همکاران ورودی ۹۵ و ۹۶ در دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد قبلاً با موفقیت گذرانده ایم، نیست. منابع این آزمون درس های سنجش و اندازه گیری و روان شناسی تربیتی از آقای سیف است که همگی ما به سبب تحصیل در رشته ی علوم تربیتی که مرتبط با آموزگاری و دبیری است، قبلاً با نمره های عالی آن ها را پشت سر گذاشته ایم. حال سوال ما از دانشگاه فرهنگیان و از شما اساتید با تجربه این است که: اصولاً منظور دانشگاه از برگزاری آزمون جامع چیست؟ اگر منظور از این آزمون، مطالب و مهارت هایی است که در دوران دانشگاهی و تحصیل در رشته های مرتبط، قبل از ورود و استخدام در آموزش و پرورش گذرانده ایم!؟

ادامه نامه را در فایل پیوستی مطالعه بفرمایید‌‌.

#استخدامی
#ماده_۲۸

https://news.1rj.ru/str/cacpc
س2.docx
18.3 KB
متن کامل نامه پذیرفته شدگان استخدامی ماده ۲۸ آموزش و پرورش

https://news.1rj.ru/str/cacpc
مطلب زیر در ارتباط با پخش اعترافات اجباری یک دختر نوجوان از تلویزیون ضد مصالح ملی است.
صدا و سیما در پاسخ به انتقادات گفته است، پخش این اعترافات از وظایف ذاتی صدا و سیماست. البته نفرموده اند آیا واردات ماشین و مواد خوراکی از وظایف ذاتی صدا و سیما هم هست یا نه؟
در این خصوص مطلبی در کانال "توسعه ایران" با عنوان #اعتراف نوشته ام که دوستان می توانند به آدرس زیر مراجعه کنند.
@irandeveloped

اما مطلب زیر را خانم شیری گرامی ارسال کرده اند که بدینوسیله از ایشان تشکر می شود.

💢 برخورد پیامبر با زنِ خواننده 💢

✳️ ﺳﺎﺭه، ﺩﻭ ﺳﺎﻝ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﺑﺪﺭ ﺍﺯ ﻣﮑﻪ ﺑﻪ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺁﻣﺪ ﻭ ﻧﺰﺩ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﮐﺮﻡ ﺭﻓﺖ. ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ:
– ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺷﺪه‌ﺍﯼ؟
– ﻧﻪ
- ﺑﺮﺍﯼ ﻗﺒﻮﻝ ﺩﯾﻦ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺁﻣﺪهﺍﯼ؟
– ﻧﻪ
– ﭘﺲ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﺁﻣﺪهﺍﯼ؟
– ﺷﻤﺎ همیشه ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﭘﻨﺎه ﻭ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻥ ﺑﻮﺩﯾﺪ، ﺍﮐﻨﻮﻥ ﻣﻦ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎنی ﻧﺪﺍﺭﻡ ﻭ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﺷﺪهﺍﻡ، ﺁﻣﺪهﺍﻡ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯿﺪ؛ نه جامه‌ای دارم، نه مرکبی و نه پولی که زندگی ام را بگذرانم.
– ﺗﻮ ﮐﻪ در مکه روزگاری ﺁﻭﺍﺯهﺧﻮﺍﻥِ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺑﻮﺩﯼ، ﭼﻄﻮﺭ شد که ﻣﺤﺘﺎﺝ ﺷﺪﯼ؟
– ﭘﺲ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﺑﺪﺭ ﮐﺴﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻭﺍﺯهﺧﻮﺍﻧﯽ سراغ من نمی‌آید، فراموش خاص و عام شده‌ام، به سختی زندگی می‌کنم.
✳️ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ (ص) ﺑﻪ ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺯﻥ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﻨﺪ. ﺁﻧﺎﻥ ﮐﻤﮏ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺟﺎﻣﻪ ﻭ ﻣﺮﮐﺐ ﻭ ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺩﻧﺪ.
🔻عجیب ﺭﻭﺍیتی است! هم عجیب و هم ﻏﺮﯾﺐ!
🔺ﯾﮑﯽ ﺍینکه ﺍﯾﻦ ﺯﻥ ﻣﻮﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﮑﻪ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪه ﺑﻮﺩه، ﻫﻢ ﺍﺯ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﮐﻤﮏ ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ هم ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﭘﻨﺎه ﺍﻭ ﺑﻮﺩه است.
🔺ﺩﻭﻡ ﺍینکه ﻧﻔﺮﻣﻮﺩ ﻗﻮﻝ ﺑﺪه ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﻧﮑﻨﯽ ﺗﺎ ﮐﻤﮑﺖ ﮐﻨﻢ، ﺑﻠﮑﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﮐﻤﮑﺶ ﮐﻨﻨﺪ.
🔺ﺳﻮﻡ اینکه ﻫﻨﻮﺯ ﻣﺸﺮﮎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺷﻮﺩ، ﺁﻣﺪ ﮐﻤﮏ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ!
❇️ ﺧﺪﺍﯾﺎ! ﻣﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﻣﺎﻥ ﺷﺒﯿﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ تو ﺍﺳﺖ؟
📚 منبع: علامه ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﺣﮑﯿﻤﯽ، ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺍﺳﻼﻣﯽ، ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻟﺤﯿﺎﺓ ﺟﻠﺪ ﻧﻬﻢ، ﺹ ۲۳۲، ﻧﺸﺮ ﺍﻟﺤﯿﺎﺓ، ﭼﺎﭖ ﺍﻭﻝ، ۱۳۹۱، به نقل از ﻣﺠﻤﻊ ﺍﻟﺒﯿﺎﻥ، ۹/۲۷۰

#اعتراف
#صداوسیما

https://news.1rj.ru/str/cacpc
گونه شناسی دانشجویان دکتری؛

علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی

از مدت ها پیش علاقه مند بودم در خصوص انواع دانشجویان دکتری مطلبی بنویسم. اما هر بار بنا به دلایلی عقب می انداختم تا شاید بتوانم بهتر و بیشتر این دسته بندی را انجام دهم. منظور من از این گونه شناسی صرفا شناسایی وضع موجود است، شاید وسیله ای برای شناسایی وضع مطلوب و انتخاب احسن دانشجو برای این دوره مهم دوره دانشگاهی هم باشد.
قبل از هر چیز به خوبی آگاهید که شاید در هیچ نقطه دنیا هجوم به دوره دکتری و مدرک زدگی برای این دوره تحصیلی به اندازه ایران نیست. گویی برای مسئولین ما از پیشوند دکتری استفاده نکنند آن فرد نمی تواند مدیریت کند و چیزی کم خواهد داشت. متاسفانه این موضوع این قدر عام و در عین حال سطحی شده است که حتی افرادی که نیازی به این مدرک ندارند، بی محابا به سوی اخذ این مدرک هجوم می آورند.‌
البته مشابه این موضوع را در حوزه ها هم داریم. قبلا مدارج حجه الاسلام، حجه الاسلام و المسلمین و آیه الله ارج و قربی داشت. الان شما کسی را کمتر از آیه الله بخوانید ممکن است از دستت شکایت کند!! بگذریم که برخی دیگر به کمتر از امام هم راضی نیستند. یعنی حتی به آیت الله و آیت الله العظمی هم قانع نیستند، فقط با ادای "امام"به یک رضایت نسبی می رسند!!
این وضعیت در دانشگاه به یک طور دیگر متجلی است. دانشجوی دکتری که هنوز وارد دانشگاه نشده دیگران برای وی از کلمه "دکتر" استفاده می کنند. تاسف بار تر از این موضوع این است که خود فرد هم برای خود از کلمه "دکتر" استفاده می کند. یادم است هنگامی که خدمت "پاینار" می رسیدم و از کلمه "استاد" استفاده می کردم، همواره به من تذکر می دادند که ایشان را "بیل" صدا کنم بدون هر گونه القابی(در این مورد مطلب مستقلی در همین کانال نگارش کرده ام). ابا داشت برای ایشان از کلمه استاد استفاده شود. آن وقت دانشجوی دکتری ما اگر از کلمه دکتر استفاده نکنید، احتمالا ناراحت خواهد شد. بدتر ماجرا این است که بعضا استادان ما هم برای دانشحویان دکتری خود از کلمه "دکتر" استفاده می کنند. همان طور‌ که می دانید به کارگیری القاب دکتر و مهندس بدون اخذ این مدرک طبق قانون ممنوع است.
این موضوع بالا را در نظر بگیرید حال برویم به سراغ گونه شناسی دانشجویان دکتری؛

الف) دانشجویان محقق و صاحب ایده؛
گونه اول دانشجویانی هستند که واقعا صلاحیت این دوره را دارند. صاحب ایده، خلاقیت و سعی و تلاشند. تجربه نشان داده، این گروه همواره دوره دکتری را به نحو احسن تمام می کنند و بعدا نیز صاحب تفکر در حوزه خود می شوند. هرچند تعداد این دانشجویان زیاد نیست ولی در هر دوره با یکی دو نفر از این دانشجویان مواجه می شوید. این گروه بعد از ورود به دوره دکتری به دو بخش تقسیم می شوند:
۱)ایده خود را تقویت کرده، از استادان خود بیشترین بهره را می برند و از سعی و تلاش باز نمی ایستند.(ای کاش می شد برای تشویق ایشان می توانستم تعدادی را اسم ببرم).
۲) دسته دوم؛ بعد از قبولی از نشاط قبلی شان کاسته می شود. مغرور می شوند و یا کار و پیشه ای پیدا می کنند و فرصت پیدا نمی کنند به هر دلیلی مثل قبل پر تلاش باشند.
در مجموع، این گروه پر از ایده و تحلیل گر خوبی هستند حتی در بسیاری از اوقات کتاب ها و استادهای بزرگ را هم به چالش می کشند....

ب) دانشجویان کاتب؛ برخی از دانشجویان دوره دکتری میرزا بنویس خوبی هستند. نوشتن از تفکر نو می آید. اما این گونه از دانشجویانی که بنده مد نظرم است هرگز خویشاوند این نوع از افراد نیستند. فقط می نویسند. مهم هم نیست در مورد چی بنویسند. می بینید برخی از دانشجویان دکتری بیش از یکصد مقاله دارند. شما بگو در مورد فلان چیز مقاله بنویس، یک مقاله، در عرض یک هفته برای شما آماده کرده و احتمالا چاپ هم خواهد کرد. ولی اگر محتوای مقالات ایشان را بررسی کنید دارای دو ویژگی منحصر به فرد است؛
۱)ایده نویی در مقالاتش یافت نمی شود. به قول معروف آجری به آجرهای ادبیات رشته و علم اضافه نمی کنند،
۲) پر است از ارجاعات مجعول. کلا کپی - پیست کارند، اما حتی آن هم مجعول. مثلا نوشته و ایده یکی را برای فرد دیگری رفرنس می دهند. یعنی حتی رفرنس هایش هم واقعی نیست، یا نوشته دیگری را بدون رفرنس رها کرده و نویسنده بعدی را فریب می دهند. چون نویسنده بعدی فکر می کند این مطلب یا پاراگراف مال اوست به جای نویسنده اصلی به این کپی - پیست کار ارجاع می دهد.
اما ویژگی اصلی این گروه از دانشجویان در کلاس درس بسیار جالب توجه است؛ هر موضوعی را در کلاس طرح کنید از لام تا کام حرف نمی زنند فقط میرزا بنویس(کپی پیست کار) خوبی هستند یک تحلیل، حتی تحلیل اولیه از رشته شان بلد نیستند. تعدادشان کم اما به نظر من کم شان هم زیاد است.
ادامه در یادداشت بعدی...

https://news.1rj.ru/str/cacpc
ادامه یادداشت #گونه_شناسی دانشجویان دکتری

ج)دسته غالب؛ بیشترین فراوانی در این دسته قرار می گیرند.دانشجویان مستعدی که با فاصله نسبتا زیادی از دسته اول قرار می گیرند. مستعد هستند اما خیلی صاحب ایده یا صاحب تلاش وافر نیستند. موضوع نسبتا تکراری برای رساله خود انتخاب می کنند تا به زودی دفاع کنند. خیلی اهل چالش نیستند، هرچه اساتید امر کنند، اطاعت می کنند. در دوره تحصیل این گروه به دو دسته تقسیم می شوند.
۱) سعی می کنند خود را به دسته اول نزدیک کنند. اینها معمولا چون تلاشگرند و ادعایی هم ندارند معمولا موفق هم می شوند.
۲) اما دسته دوم چون نمی توانند خود را به سطح کلاس برسانند صرفا در میان جمع خود را پنهان می کنند تا درس ها را به هر نحوی که شده تمام کنند و از مباحث چالشی و تحلیلی دکتری خلاصی یابند.

د) دانشجویان اشتباهی! منظور از این گروه، دانشجویانی هستند که اشتباهی به این دوره ورود پیدا کرده اند. در واقع اشتباها به جای یکی دیگر در صندلی دانشگاه نشسته اند. فرقی هم نمی کند این گروه از دانشجویان را هم در دانشگاه های دولتی می توان مشاهده کرد و هم در دانشگاه های غیر دولتی. نه اهل اندیشه اند، نه اهل نوشتن، نه اهل کار و تلاش. حتی سطح اندکی از سواد رشته را هم دارا نیستند. گویی وارد دانشگاه شده اند که وقت و سرمایه های خود و کشور را هدر دهند!! تعداد این دانشجویان بسیار اندک است اما وجود دارد. در میان این گروه می توان یک ویژگی دیگر هم مشاهده کرد. این ویژگی اگر به ویژگی های قبلی این گروه اضافه شود دیگر بسیار خسارت بار است. این ویژگی، ویژگی اخلاقی و رفتاری است. مهارت های برخورد با هم کلاسی ها و حتی استادان را بلد نیستند. بعضا رفتار و کردارشان از سطح عمومی جامعه هم بسیار پایین تر است.

امیدوارم این نوع دسته بندی بتواند در گزینش های بعدی دانشگاه ها موثر بیفتد...

#گونه_شناسی
#دانشجویان_دکتری

https://news.1rj.ru/str/cacpc
تجارب زیسته یک دانشجوی دکتری؛

دوستانی که از مدت ها پیش همراه کانال "آموزش چندفرهنگی" بودند، تجارب زیسته دکتر صادقی را از دانشگاه بریتیش کلمبیا درکانادا ملاحظه کردند. اخیرا یکی از دانشجویان دکتری تکنولوژی آموزشی دانشگاه علامه طباطبائی به همان دانشگاه رفته و هم اکنون محقق مهمان UBC هستند. فرصت خوبی پیش آمد تا تجارب زیسته ایشان را هم داشته باشیم. مقایسه خوبی هم ممکن است، به وجود آید؛ تجربه زیسته و نوع نگاه و برداشت یک عضو هیات علمی با یک دانشجوی دکتری. ایشان هشت یادداشت برای کانال آموزش چندفرهنگی فرستادند، حال اولین یادداشت " آقای سید کاظم بنی هاشم" تقدیم می شود. از ایشان برای نگارش این یادداشت ها تشکر می کنیم.

#یادداشت_اول
در این مدت نسبتا کوتاهی که در دانشگاه بریتیش‌کلمبیا هستم، چند نکته بارز توجه مرا به خود جلب کرده است که علاقه مند هستم با دوستان به اشتراک بگذارم، شاید مفید باشد.

🔹نکته اول، تلفیق مناسب محیط تحصیل با محیط زندگی و تفریحی است. در جای جای دانشگاه، کافی شاپ ها، رستوران ها، سالن های ورزشی، سالن های مطالعه متنوع و درسترس همه دانشجویان وجود دارد که ترکیب مناسبی از تحصیل و تفریح را رقم زده است. به نظرم این فضا با رویکرد سنتی که در ایران وجود دارد (دانشگاه محل درس است) متفاوت است.

🔹نکته دوم، روابط بسیار صمیمی،دوستانه و محترمانه بین استاد و دانشجو است. این روابط در کلاس درس و خارج از کلاس درس عمومیت دارد، به گونه ای که بعید است از نوع روابط یا حتی پوشش، دانشجو را با استاد تشخیص داد. معمولا دانشجوها، اساتید را با اسم کوچک صدا می کنند و اساتید بسیار صمیمانه و محترمانه با دانشجو برخورد می کند. به عبارت دیگر، روابط هم سطح است نه از بالا به پایین. وجود چنین رابطه ای در ایران شاید به تلطیف فضای تحصیل و کاهش استرش دانشجویان کمک کند.
🔹سومین نکته، فعالیت ها و همکاری های بین المللی اساتید و حتی دانشجویان می باشد. شاید اغراق نباشد اگر بگوییم که حتی یک استاد هم بدون فعالیت و همکاری تحقیقاتی بین المللی وجود ندارد. چنین همکاری های باعث مطرح شدن جایگاه اساتید و دانشگاه در سطح بین المللی شده و حتی فرصت های شغلی و تحقیقاتی را برای دانشجویان دکتری و ارشد فراهم می کند. متاسفانه دانشگاه های ما در این زمینه کم کاری داشته اند که امیدواریم به این مسئله مهم توجه بیشتری شود.
🔹نکته چهارم، محصول محور بودن دوره های درسی می باشد. فرصتی شد تا در یک دوره درسی به صورت مهمان شرکت کنم و چیزی که توجه مرا به خود جلب کرد، محصول محور بودن دوره درسی و استفاده کردن از اساتید مختلف در یک دوره تحصیلی می باشد. به طوری که برای یک دوره درسی با توجه به موضوع درسی، از استاد صاحب نظر آن موضوع دعوت می شد تا تدریس کلاس را برعهده بگیرد.

#تجربه_زیسته
#بنی_هاشم

https://news.1rj.ru/str/cacpc
Forwarded from توسعه ایران (Alireza Sadeghi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جای خوشحالیست که علیرغم مخالفت ها و تنگ نظری ها، مردم یزد و به ویژه سپنتا به حقش رسید. به نظر شما چرا یک گروه فکر می کنند که فقط آنها حق دارند به جای دیگران تصمیم بگیرند؟
#سپنتا
@irandeveloped
@cacpc
Forwarded from توسعه ایران (Alireza Sadeghi)
اصلاح یک قانون غلط(سهمیه ایثارگری)
علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی

تصور بفرمایید سواد زبان انگلیسی یا فرانسه یا هر نوع زبان خارجی مان در سطح پایینی قرار دارد. آیا فردی که به این زبان ها مسلط است می تواند تمام یا بخشی از سواد زبانیش را به ما ببخشد؟ یعنی بدون این که ما تلاشی بکنیم بخشی از سوادش به یکباره به ما منتقل شود؟ به نظر می رسد به غیر از علم، دانش و مهارت همه چیز را می توان به دیگران بخشید. مشکلی هم پیش نمی آید. مثلا فردی که مشکل مالی دارد، شما می توانید تمام یا بخشی از دارایی تان را به دیگران منتقل کنید. بدون اینکه وی تلاشی بکند. اما آیا قابل تصور است که فوکو، ژیرو، فوکویاما، اینشتین بتوانند دانش خود را به یکباره به ما منتقل کنند و ما یک شبه فوکو، ژیرو، اینشتین و .... شویم؟ آیا این عملی است؟
سال هاست که در کشور ما سهمیه ای وجود دارد به نام سهمیه خاص "ایثارگری". خواهشمندم تامل بفرمایید و از کوره در نروید. من هم مثل خیلی از شماها قدردان خانواده های ایثارگران هستم. اما در این مجال می خواهم این مساله را از منظر علمی بررسی کنم.
هر کشوری وظیفه خود می داند در مقابل ایثارگران کشورش تمام قد بایستد و هر آنچه در توانش است را در اختیار آنها قرار دهد. اما اینکه سهیمه ای به نام سهمیه" ایثارگری" یا هر سهمیه دیگر برای علم و دانش در نظر گرفته شود، اقدام غیر معقول و غیر اخلاقی به نظر می رسد. حاکمیت برای ایثارگران باید سنگ تمام بگذارد. مسکن در اختیار آنها قرار دهد، مسائل درمانی آنها را حل کند، نیازهای آنها را رفع کند. مردم هم باید همگی قدردان ایثارگری های آنها باشند. اما علم که اعطا کردنی نیست، بخشیدنی نیست، سهمیه دادنی نیست. ما با اختصاص سهمیه برای خانواده های ایثارگران دقیقا در این مسیر غلط قدم برداشته ایم که عوارض آن مترتب بر جامعه می شود...
حال سوالی که مطرح می شود این است که آیا این اخلاقی است که فردی که علم یک چیزی را ندارد برایش سهمیه ای گذاشته شود؟ آیا این نوعی سواد فروشی قانونی محسوب نمی شود؟ به نظرم سهمیه ایثارگری برای ورود به دانشگاه جز همین موارد محسوب می شود. گویی که علم را به کسی بخشش می کنیم. در حالیکه می دانیم علم، دانش و مهارت از جنس یادگرفتنی است، کسب کردنی است نه بخشیدنی‌. ..

حیفم آمد این فکت را در پایان این نوشته برای شما نقل نکنم. برای اجرای کارگاه روش تدریس به یک مجتمعی دعوت شده بودم. در این میان دریافتم دو نفر از معلمان مفاهیم بسیار ساده تدریس را هم بلد نیستند. برایم سوال شد. از معاون مدرسه جویا شدم. متوجه شدم یکی از آنها در حوزه علمیه درس خوانده، یکی دیگر لیسانس کامپیوتر دارد. هر دو از سهمیه ایثارگری استفاده کرده و وارد آموزش و پرورش شده بودند‌. هر دو معلم دانش آموزان استثنایی شده بودند!! مدارسی که صلاحیت هایی بیش از صلاحیت های یک معلم در یک مدرسه عادی نیاز دارد.... معاون مدرسه توضیح می داد که کار مدرسه در این یک سال گذشته که این دو فرد وارد مدرسه شده اند، مختل شده است. چون نه تنها نمی توانند تدریس کنند و دانش آموزان عملا بی بهره شده اند و نه تنها آنها صلاحیت تدریس و علم تدریس ندارند، بلکه مدیر، سرپرست آموزشی و سایر معلمان نیز وقتشان را برای آموزش آنها به کار گرفته اند....
توسعه کسب کردنی است نه هبه کردنی، توسعه با کسب صلاحیت اتفاق می افتد، توسعه با عقلانیت اتفاق می افتد، نه با بذل و بخشش امتیازهای نامرتبط و نامعقول!

#سهمیه_ایثارگری
@irandeveloped
@cacpc
Forwarded from توسعه ایران (Alireza Sadeghi)
اولین جامعه چندفرهنگی، اولین منشور حقوق بشر،

می دانید که اولین جامعه چندفرهنگی و به بیان بهتر مبدع چندفرهنگی ما ایرانیان بوده ایم و همینطور اولین تدوین کننده منشور حقوق بشر در دنیا.
در تصویر زیر مشاهده خواهید کرد که به جای ما کدام کشورها به داشته های ما ایرانیان می بالند. این عکس مربوط به مرکز سیدنی در کشور استرالیاست. لطفا توضیحات عکس را ملاحظه بفرمایید.
چیزی که ما می توانستیم بدان ببالیم ودر عمل پیاده کنیم، حال استرالیا، کانادا و خیلی از کشورهای دیگر به آن می بالند و عمل می کنند.
ممنونم از خانم قائم پناه به خاطر ارسال این تصویر.

#چندفرهنگی
#حقوق_بشر
@irandeveloped
@cacpc
Forwarded from توسعه ایران (Alireza Sadeghi)
#یادداشت_دوم
آقای کاظم بنی هاشم، دانشجوی دکتری تکنولوژی آموزشی دانشگاه علامه و محقق مهمان در UBC

#دانشگاه_و_برندسازی!
در یادداشت دوم خودم تلاش دارم در رابطه با برندسازی صحبت کنم که شاید بتوان گفت یکی از مؤلفه های کلیدی غیر آموزشی و پژوهشی در دانشگاه ها به ویژه دانشگاه های پیشرو و معتبر محسوب می شود. منظورم از برندسازی یعنی تقویت جایگاه دانشگاه به عنوان یکی از مؤلفه های تعیین هویت دانشجو می باشد. در دانشگاه بریتیش کلمبیا (UBC) انواع محصولات (لباس از قبیل تی شرت، سویشرت، کاپشن، شلوار و شورت همچنین کفش، لوازم تحریر، فلاکس، فنجان و موارد دیگر) با برند و آرم دانشگاه به فروش می رسد. دانشجویان زیادی را مشاهده می کنید که لباس با آرم دانشگاه پوشیده اند و نسبت به آن حس غرور دارند. دانشگاه شعار مخصوص خود را دارد (a place of mind) و سیستم مدیریتی دانشگاه تمام تلاش خود را به طرق مختلف به کار می برد تا دانشجو نسبت به دانشگاهی که در آن تحصیل می کند احساس افتخار و غرور کند. حال شاید این سؤال پیش آید که این عمل چه مزیتی دارد؟ به نظر بنده، یکی از مهمترین مزیت های چنین فعالیتی تقویت حس تعلق نسبت به دانشگاه در یکایک دانشجویان می باشد. همانگونه که در مباحث اجتماعی، حس تعلق به گروه به عنوان یکی از عوامل کلیدی موفقیت گروه محسوب می شود، در اینجا هم چنین به نظر می رسد دانشجویی که نسبت به دانشگاه خود حس تعلق داشته باشد، تلاش خود را برای موفقیت هر چه بیشتر دانشگاه در سطح ملی و بین المللی به کار خواهد گرفت.
امیدوارم که دانشگاه های ما به ویژه دانشگاه های ممتاز ما هم هر چه بیشتر مسئله برندسازی برای دانشگاه را جدی بگیرند و سعی کنند این حس را با شدت بیشتری در دانشجویان خود ایجاد کنند.

#برندینگ

https://news.1rj.ru/str/cacpc
مرکز ماکس وبر برای مطالعات پیشرفته اجتماعی و فرهنگی واقع در دانشگاه ارفورت آلمان به ده دانشجوی علاقه‌مند به اقامت و پژوهش در این مرکز کمک هزینه اقامت و پژوهش ارائه می‌کند. این کمک هزینه‌ها به ده دانشجو ارائه خواهد شد و از شهریور سال ۱۳۹۸ آغاز خواهد شد. این فرصت‌ها به مدت دوازده ماه ارائه می‌شوند و در شرایط خاص قابل تمدید هستند. علاقه‌مندان می‌باید حداکثر تا ۹ مهر ماه سال جاری مدارک خود را به این دانشگاه ارسال کنند. https://www.uni-erfurt.de/max-weber-kolleg/forschungsgruppen-und-stellen/forschungsgruppen-am-max-weber-kolleg/mwk-fellows/call-application/
Forwarded from توسعه ایران (Alireza Sadeghi)
از توکیو تا خنداب، تا اصفهان!
علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی

در این نوشته قصد دارم چندنکته را با نگاه نقد توسعه ای، فرهنگی و اجتماعی در قالب چند اپیزود تقدیم کنم.

اپیزود اول؛ سفر به ژاپن!!!
از ماه ها پیش برنامه ریزی شده بود در پنلی در دانشگاه ناگویا حضور یابم. فرایند اداری و علمی آن در سطح دانشکده، دانشگاه و وزارت علوم طی شده بود، متن سخنرانی ام را تدوین کرده بودم، تهیه ویزا و برنامه ریزی های علمی و فرهنگی ازجمله مصاحبه با استادان دانشگاه ناگویا و البته تدوین یادداشت هایی از مشاهداتم از فرهنگ و اجتماع از شهرهای ژاپن و از مراکز آموزش عالی و مدارس، بخشی از برنامه هایم بود.
به خاطر نوسانات ارز، گران شدن بلیط پروازهای خارجی و ...، برنامه ریزی چندین ماهه به همین سادگی از بین رفت. مدیر یک آژانس هواپیمایی می گفت که تداوم این امر ممکن است بیش از یک میلیون شغل مستقیم و غیر مستقیم مربوط به این صنف را در کل کشور به مخاطره بیاندازد. هشدار رانندگان فرودگاه ها را هم که احتمالا همگان شنیده ایم.....

اپیزود دوم: سفر به خنداب
پس از اتفاقات یاد شده، تصمیم به مسافرت کوتاه مدت گرفتم. از تهران به استان مرکزی و اصفهان.
جای جای ایران پهنه گهرباری است که همتا ندارد‌. طبق قراری که با یکی از دانشجویانم داشتم به اراک رفتم و از آنجا به خنداب. خنداب یکی از شهرهای غربی استان مرکزی و شاید یکی از سرسبزترین و باشکوه ترین آنهاست‌. هرچند استان مرکزی شهرهای سرسبز زیادی دارد؛ شازند، ساوه، محلات، دلیجان و ...
نوار مرزی استان مرکزی به سمت همدان بسیار سرسبز است. به این نوار سرسبز " شراء" گفته می شود که خنداب هم در این منطقه واقع شده است. شراء از نزدیکی شهرستان شازند (سرچشمه قره چای ) شروع شده و تا شهرستان میلاجرد در مرز استان همدان می رسد.
اما خنداب بر گرفته از "خندق آب" و با احتمال قوی تر برگرفته از "کنداب" است. به معنی مکان و روستای پرآب. جاذبه طبیعی و گردشگری خنداب بی نظیر است. به قول خودشان شمال مرکزی است! اخیرا پس از راه اندازی کارخانه آب سنگین اراک که در منطقه خنداب واقع شده است، متاسفانه وضعیت آب این مکان پرآب، بسیار فروکش کرده است. طبق گفته اهالی قبل از احداث این پروژه، خنداب بسیار پرآب تر از اکنون بوده است. اما پس از احداث این پروژه صدها چاه عمیق در داخل این کارخانه ایجاد شده است که آب خنداب را متاثر کرده است. ضمن اینکه در بالادست خنداب هم سدی ساخته شده است تا آب این رودخانه به چاه های این کارخانه رسوب کند...
اهالی می گفتند اینکه چقدر هزینه شده تا این پروژه به سامان برسد و بعد از احداث چه هزینه های اقتصادی و سیاسی به این کشور تحمیل کرده به جای خود، ای کاش به اندازه بلعیدن آب منطقه خنداب، حداقل برای منطقه و کشور هم منفعت داشت.

اپیزود سوم؛ اصفهان شهر بی انتها
هربار که به اصفهان می روید، شور، شوق و زیبایی را توامان حس می کنید. اصفهان نصف جهان نیست، این صفت برای اصفهان کم است. اصفهان شهر بی انتهاست؛ اصفهان بی انتها. قصد ندارم توصیف دیگری از اصفهان داشته باشم. چون هر توصیفی بکنم بی شک ناقص خواهد بود. فقط در اینجا دو سه تا نکته را می خواهم عرض کنم، امیدوارم به طریقی به دست مسئولین شهر اصفهان برسد.
- اولین مساله ای که قبل از ورود به مراکز گردشگری اصفهان دیدم، پارک های نامناسب خودرو ها در خیابان کاوه و در ادامه آن خیابان به سمت مراکز گردشگری بود. متاسفانه شاهد خوردوهایی بودم که دوبله و بعضا سوبله پارک شده بود. این امر ترافیک سنگینی ایجاد کرده بود.
- محدوده چهل ستون و میدان نقش جهان پیاده راه شده که عالیست. اما خیابان شمالی چهل ستون منتهی به خیابان حکیم هنوز پیاده راه نیست و ترافیک شدیدی اونجا حاکم است. ای کاش این خیابان هم پیاده راه می شد تا زیبایی محدوده چهل ستون بیش از این پدیدار می گشت.
- موضوع کمبود پارکینگ در اطراف مراکز گردشگری شهر است. پارکینگ های کوچکی در اطراف این منطقه تعبیه شده است، اما تنها یک پارکینگ جدید و مناسب در نزدیکی این مراکز ایجاد شده به نام حکیم. به نظر می رسد این منطقه بیش از این به این نوع پارکینگ ها نیاز دارد.
- وجود موتورسیکلت ها در محوطه سی و سه پل و به ویژه پل خواجو، امیدوارم با تدبیری که دوستان شهرداری و میراث فرهنگی می اندیشند اجازه ندهند در این محوطه موتورسوران باعث آزار احتمالی افراد و باردیدکنندگان شوند.
این نکات کوچک به هیچ وجه از طراوت و زیبایی اصفهان نمی کاهد. اگر کسی بخواهد به ایران ببالد به نظرم فقط اصفهان برای این بالیدن کافی است....
ادامه در صفحه بعد👇👇👇
Forwarded from توسعه ایران (Alireza Sadeghi)
اپیزود چهارم؛ دانشگاه صنعتی قم، دریاچه قم

کمی دورتر از شهر قم تابلو بزرگی خود نمایی می کند؛ "دانشگاه صنعتی قم"، البته این تابلو از خود دانشگاه بزرگتر است. در واقع دانشگاهی وجود ندارد. زمینی است که که قرار است دانشگاه صنعتی قم در آن احداث شود. وقتی این تابلو را دیدم چند سوال به ذهنم رسید. آیا لازم است دانشگاه دیگری در قم ایجاد شود، با وجود بودن دانشگاه های ریز و درشت در قم. از دولتی و آزاد گرفته تا دانشگاه های مربوط به علما. نکته دوم اینکه این دانشگاه صنعتی پس از احداث قرار است به کدام نیاز منطقه یا کشور پاسخ دهد؟ یعنی وجود این همه دانشگاه صنعتی کشور کافی نیست؟ دانشگاه های صنعتی کشور چه گلی به سر این سرزمین زده اند که حالا دانشگاه صنعتی قم این گل را می خواهد به سر این کشور بزند؟ چرا باید چنین هزینه ای به پیکره کشور تحمیل شود؟
در ادامه راه دریاچه نمک قم مقابل چشمان شماست. خاطرم میاد زمانی که کم سن و سال بودم بسیار به قم سفر می کردیم. با توجه به علایق مذهبی خانواده ام، قم پاتوق مسافرتی ما بود. خاطرم میاد وقتی از کنار دریاچه قم عبور می کردیم، پدرم همواره دریاچه را که در آن آب بود،نشانم می داد. امروز از بزرگراه خارج شدم و به سمت دریاچه رفتم، تا آن را از نزدیک ببینم. دریاچه پر از نمک بود....

اپیزود پنجم؛ ....
در هر اپیزود سعی کرده ام یک مساله از مسائل مبتلابه کشور را بررسی کنم. البته در سه اپیزود آخر آب و کمبود آن نمود بیشتری داشت. هرچند در اپیزود اصفهان چیزی از نبود آب در زاینده رود ننوشتم. فقط در اینجا مایلم شما را به یک سوال دردناک دخترم جلب کنم. دخترم وقتی پل های خواجو و سی و سه پل را دید پرسید چرا این پل ها را اینهمه بزرگ ساخته اند؟ اینجا که آب ندارد.....
من نگران تشکیل حافظه کودکان اصفهان و ایرانم. نکند هیچ وقت زاینده رود را با آب نبینند‌؟ همان طوری که دیگر هیچکس از نبود آب در دریاچه قم حرفی نمی زند، نکند بچه هایمان زاینده رود، دریاچه ارومیه و خیلی از دریاچه های دیگر ایران را بی آب در ذهن باور کنند.
عنوان اپیزود پنجم را شما انتخاب کنید....

#خنداب
#اصفهان
#قم
#بی_آبی

@irandeveloped
با سلام
برای اپیزود پنجم نوشته پیشین #ازتوکیو_تا_خنداب عناوین پیشنهادی مختلفی ارسال شد، که ضمن تشکر از یکایک دوستان با ترکیب دو پیشنهاد: "رودها و روزهای تشنه تدبیر" شاید بیشترین قرابت را با نوشته اخیرم داشت که از پیشنهاد دهندگان این عنوان به ترتیب خانم بیات و آقای رحمانی متشکرم.

@irandeveloped

https://news.1rj.ru/str/cacpc
#یادداشت_سوم

آقای کاظم بنی هاشم دانشجوی دکتری تکنولوژی آموزشی دانشگاه علامه طباطبائی محقق مهمان دانشگاه UBC
#فرایند_تدریس(بازخورد، فناوری و نظریه پردازی)

در یادداشت سوم علاقه مند هستم موضوع تدریس در دانشگاه را با دوستان به اشتراک بگذارم. در طول مدتی که در دانشگاه بریتیش کلمبیا هستم، فرصتی پیش آمد تا به عنوان دستیار تدریس مشغول به فعالیت شوم. دوره درسی با عنوان "فرهنگ و ارتباطات در محیط های یادگیری مجازی" به صورت آنلاین برای دانشجویان ارشد رشته تکنولوژی آموزشی برگزار می شد که بنده به عنوان دستیار تدریس در این دوره نقش داشتم. به نظرم سه نکته مهم بود که فرایند تدریس را در مقایسه با آنچه که در ایران مرسوم است، متمایز می کرد.

نکته اول، بازخوردهایی بود که استاد به دانشجویان می داد. به هیچ وجه بازخورد منفی مشاهده نمی شد حتی در بدترین حالت عملکرد، بازخورد استاد کاملا حمایتی و مثبت بود. استاد بسیار به مسئله بازخورد در فرایند تدریس اهمیت می داد و اغراق نیست اگر بگوییم که بیشترین وقت استاد صرف بازخوردهایی می شد که به دانشجویان می داد.

نکته دوم، استفاده از نرم افزارها و ابزارهای مختلف برای ارزشیابی دقیق دانشجویان بود. ابزارهای مختلفی از قبیل threads در اختیار استاد بود که برای تحلیل شبکه های اجتماعی دانشجویان در محیط آنلاین، تحلیل میزان مشارکت دانشجویان و فاکتورهای آموزشی دیگر می پرداخت. در واقع فرایند ارزشیابی محدود به آنچه که در پایان ترم حاصل می شد یا تکالیفی که در طول ترم انجام داده بودند، نبود و استاد از داده های آموزشی حاصل شده در طول ترم برای ارزشیابی دقیق و همچنین بهبود فرایند تدریس استفاده می کرد. چیزی که کمتر در سیستم آموزشی خودمان آن را مشاهده می کنیم (مقاومت و شاید بی توجهی در استفاده از فناوری های نوین برای بهبود فرایند تدریس و یادگیری).

اما مهمترین نکته به نظرم، تأکیدی بود که استاد بر نظریه پردازی، مدل سازی و ارائه چارچوب نظری توسط دانشجویان داشت. در انتهای دوره، بعد از کسب معلومات نظری و عملی راجع به موضوع درسی، استاد از دانشجویان درخواست کرد تا نظریه خود، چارچوب مفهومی و مدل خود را راجع به موضوع ارائه دهند و با استفاده از منابعی که در طول دوره در اختیار آنها گذاشته شده بود، مدل و نظریه خود را پشتیبانی نظری کنند. تمامی دانشجویان مدل و نظریه خود را ارائه می کردند و استاد و دانشجویان دیگر بازخوردهایی راجع به مدل مطرح شده، ارائه می دادند. بحث نظریه پردازی، موضوع بسیار مهمی است که بنظر می رسد که در کشور ما مورد غفلت قرار گرفته است و محیط علمی را بیشتر مصرف کننده نظرات دیگران کرده است تا تولید کننده نظریه. البته این سخن به معنای سطحی نگری به مبحث نظریه پردازی نیست. اما اینکه دانشجو یاد بگیرد شجاعت بیان نظریه خود را داشته باشد می تواند تمرینی باشد برای سال های بعد.

#فرایند_تدریس
#کاظم_بنی_هاشم

https://news.1rj.ru/str/cacpc
پس از یادداشتی که در مورد انواع دانشجویان دکتری و استادان دانشگاه نگارش کردم و البته با واکنش های جالب و متنوع دوستان مواجه شد، اخیرا یکی از دانشجویان دکتری دانشگاه آزاد دست به کار شده و در خصوص انواع استادان دانشگاه آزاد مطلبی را نگارش کرده اند که در ادامه تقدیم می شود.
ایشان با توجه به تجربه زیسته خود این دسته بندی را ارائه کردند که امیدواریم با نگارش و بازتاب چنین مطالبی، فضای حرفه ای دانشگاه ها، به ویژه دانشگاه آزاد بیش از پیش بهبود پیدا یابد. ضمن تشکر از خانم شهبازی، یادداشت ایشان به شرح زیر تقدیم است:

نوع شناسی اساتيد

👌اولين گروه اساتيد :
استاد صاحب نظر و با سواد به معناي حقيقي : تعدادشان درسيستم آموزش عالي بسيااااار اندك است و اگر دانشجوی خوش شانسی باشی واحد درس دانشگاهی را باعلاقه تمام زير نظر ايشان می گذرانی؛
مرام و منش و اخلاق حرفه ای اين اساتید ؛ بي نظير و روش تدريس وتسلط و دانش و مهارت ايشان در امر پژوهش فوق العاده است ؛ يك جلسه هم حاضر به غيبت نيستی و هنگام امتحان پايان ترم نيز با برنامه ريزی دقيق كه در طول ترم پيگير آن بوده ای بدون شك نمره دلخواهت را كسب كرده و ارزشيابی استاد را نيز با اشتياق كامل از دم عالی مي زنی.

👌دومين گروه اساتيد :
تحصيل كرده خطرناكی كه مدعی گرفتن مدرك از يكی از كشورهای شبه قاره هند و آسيايی ست ...
خرده سوادی با خود يدك می كشد و از ابتدا تا انتهای ترم از خاطرات خود می گويد و بر سر فرهنگ ايران و ايرانی مي زند؛ احياناا اكثر دانشجويان هم با سكوت يا خنده؛ وقت كشی كرده و پايان ترم هم سنگين ترين محتوای امتحانی را به دانشجوی بخت برگشته تحميل
می كند و بالاترين نمره هم متعلق به دانشجویی ست كه بيشترين همراهی را با خاطرات استاد داشته است.

👌سومين گروه اساتيد :
گروهی كه دانشجويان به لحاظ سن و تجربه احترام خاصی برای آنها قائل هستند ولی متاسفانه همان جزوه ای را كه سال اول تدريس خود تهيه كرده اند هنوز خوراك فكری دانشجو مي دانند و به كهنگی آن اعتقادی ندارند و دانشجو هم بايد فارغ از تئوری ها و انديشه های جديد اين حوزه ؛ بدون تحليل و تفكر واگرا ؛ ملالغتی ؛ واو به واو آن را در برگه امتحان خود بنويسد و با دادن يك كنفرانس و ترجمه نمره پايان ترم خود را تكميل نمايد.

👌چهارمين گروه اساتيد :
مسئوليت های ستادی را عهده دار بوده و برای دور نماندن از حوزه تدريس ؛ زير نظر مدير گروه ؛
كليدی ترين دروس را برای خود در نظر گرفته اند. دانشجو چاره ای جز اطاعت محض از اين گروه ندارد و حضرت استاد نيز يك جلسه در ميان به كلاس می آيند و فارغ از سرفصل وزارت علوم فقط نيم ساعت از روی پاورپوينت خود مطالب بی ربطی را كه اغلب توسط دانشجويان ترم های بالاتر تهيه شده ؛ رو خوانی كرده و دانشجو هم تند تند يادداشت برداری می كند؛ وچه بسا عده ای هم چرت می زنند و بعد از هم كلاسی خود جزوه را به امانت گرفته حتی زحمت رونويسی هم به خود نمی دهند و در محل كار خود از اموال عمومی استفاده كرده و برای خود كپی می گيرند. بقيه وقت كلاس هم با ارائه كنفرانس دو نفر دانشجو كه پاور پوينت خود را بر اساس موضوع نامرتبطی كه حضرت استاد امر فرموده اند تهيه كرده اند مي گذرد! نزديك امتحان پايان ترم حضرت استاد يادشان می افتد كه طبق مصوبه وزارت علوم پيش نرفته اند و ده روز مانده به امتحان كتابی را به عنوان منبع برای آن درس معرفی می كنند و دانشجوی بخت برگشته بايد به دنبال تهيه كتاب بروددو يك محتوای سنگين و نا آشنا را مطالعه كند اگر شهرستانی هم باشد كه هيهات از گير آوردن كتاب !

👌پنجمين گروه اساتيد :
اساتيدی كه اولين جلسه آشنايی شغل و حرفه دانشجو برای آنها مهم بوده چرا كه قرار است از دانشجو مشكل گشا بسازند و متاسفانه سوء استفاده های فراوانی از موقعيت خود داشته باشند! دانشجو را هم بر اساس كاركرد كمك رسانی به كارهای شخصی خود ارزيابی
می نمايند .
در كنار پروژه شناسايی و جذب؛ جلسه اول موضوعات سنگينی برای مقاله و كنفرانس به دانشجو محول می شود ؛ موضوعاتی كه هرگز خود استاد به دانش آن مجهز نيست و موقعيت ارائه دهنده نيز اجازه بحث و به چالش كشيدن موضوع را به دانشجويان قوی تر نمي دهد.
در پايان نيز اگر خيلی خوش شانس باشی نمره خودت را در كنار نمرات عالی فعالين بيسواد گره گشای كاری حضرت استاد می گيری !

#استادان
#دانشگاه_آزاد


https://news.1rj.ru/str/cacpc
سلام
این هفته بنده کتابی را برای کانال ریکس آقای دکتر مهرمحمدی معرفی کرده ام. کتاب جالبی است. معرفی مختصر آقای دکتر مهرمحمدی و بنده را در ادامه ملاحظه بفرمایید.

#معرفی_کتاب

https://news.1rj.ru/str/cacpc