The Catcher in the Rye – Telegram
The Catcher in the Rye
31.6K subscribers
8.64K photos
398 videos
34 files
2.32K links
تبلیغات ندارم.

کانال‌های آرشیو:
@caulfild2
@caulv
Download Telegram
«محکم در بزنید، زیرا می‌خواهید یک مُرده را بیدار کنید.»
ژان اوستاش قبل از شلیک گلوله به قلبِ خود، این جمله را روی در اتاقش می‌نویسد.


© Hesam Amiri
«جوامعِ در حال مرگ، می‌خندند.»


[هوارد بارکر - مرگ، آن یگانه و هنر تئاتر – ترجمه‌ی علیرضا فخرکننده]
Evening Hour
Djivan Gasparian
بی‌کلامِ حزن‌آلود (دودوک)

#Instrumental 2013
@caulfild
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«این سیگار هم داره منو می‌کُشه.»
احمد محمود؛ سه ماه قبل از درگذشت.


[احمد محمود: نویسنده انسان‌گرا - بهمن مقصودلو]
◾️بنابر ادعای بارت «هزارتو، نمونه‌ی واقعی کابوس است.» اما همان‌طور که باشلار نشان می‌دهد، باید به‌خاطر سپرد که هزارتو فرم معمول رویا و عالم خیال نیز هست. باشلار در «آرام گرفتن خشکی و رویاها» داستان یک بچه‌مدرسه‌ای را حکایت می‌کند که به این پرسش پاسخ می‌گوید: «دوست دارید در آینده چه کاره شوید؟»

▫️«دوست دارم کارگر فاضلاب بشوم. از همان کودکی رویایم این بود که کارگر فاضلاب بشوم، شغلی که به‌نظرم شگفت‌انگیز می‌آمد. تصور می‌کردم می‌توانم سرتاسر دنیا را به‌وسیله‌ی آن معبرهای مخفی زیرزمینی سیر کنم. از قلعه‌ی باستیل شروع می‌کردم و می‌توانستم تا شیطان سفر کنم و بعد از چین، ژاپن یا سرزمین‌های عربی سردرآورم. می‌توانستم کوتوله‌ها، ارواح و جن‌های زمین را ببینم. به خودم می‌گفتم دور دنیا سفر خواهم کرد. تصور می‌کردم آن‌جا در مجاری فاضلاب، گنج‌هایی مدفون است که سفرهایی اکتشافی به سمت‌شان خواهم کرد که زمین را حفر خواهم کرد و یک روز با باری از طلا و جواهرات قیمتی پیش خانواده‌ام باز خواهم گشت و آن‌وقت می‌توانم بگویم که من ثروتمندم و قصری مجلل با باغستان خواهم خرید.»

◾️ولی پسر فهمید و پذیرفت که زندگیِ یک کارگر فاضلاب، در واقع بی‌اندازه طاقت‌فرسا و پُر گزند است و افکارش بیشتر شبیه یک افسانه‌ی پریان است تا طرحی واقع‌گرایانه برای کار. و تصمیم گرفت پیشه‌ی دیگری را انتخاب کند و در عمل چنین گفت: «راست‌اش، کتاب‌فروش شدن شدیدا وسوسه‌ام کرده!»



[شهریاری ناممکن - آلن اس. وایس]
© ‌Absinthe, Pablo Picasso, 1901.
Bella Ciao
Chia Madani
نسخه‌ی کُردی بلا چاو!

#pop 2019
@caulfild
خوب، گاهی آدم می‌خواند، رمانی نیمه‌تمام دارد، می‌رود خانه چای دم می‌کند، سیگاری زیر لب می‌گذارد، تکیه به بالشی می‌دهد و نرم-نرم می‌خواند. خوب، بدک نیست. برای خودش عالمی دارد، اما بدبختی این است که هر شب نمی‌شود این کار را کرد. آدم گاهی دلش می‌خواهد بنشیند و با یکی در مورد کتابی که خوانده است حرف بزند، درست انگار دارد دوره‌اش می‌کند. اما کو تا یکی این‌طور و آن‌همه اُخت پیدا بشود؟! خواهید گفت، پیدا می‌شود. بله، می‌دانم. من هم داشتم، یکی دوتا. آن‌قدر با هم اُخت بودیم که اگر یکی نمی‌آمد، سروقت به پاتوق‌مان نمی‌رسید دل‌شوره می‌گرفتیم. خوب، معلوم است، یکی زن می‌گیرد، یکی سفر می‌رود، یکی می‌رود مذهبی می‌شود، یکی هم غیب‌ش می‌زند، خودکشی می‌کند، دست آخر وقتی خوب زیر و بالای کار را می‌بینی، متوجه می‌شوی که آدم‌ها بیشترشان، نمی‌توانند تا آخر خط تاب بیاورند.


[بره‌ی گم‌شده‌ی راعی - هوشنگ گلشیری]
Photo: L'enfant du pays (2003)
© ‌Verano, 1955. Gotthard Schuh.
Tom Traubert's Blues
Tom Waits
🎵 Tom Traubert's Blues
🗣 Tom Waits
6:39
💾 15.30 MB
🎼 #blues
---
@caulfild | #موسیقی
◾️خبرنگار: بدترین نقدی که برای فیلم‌هات نوشتن چی بوده؟

▫️جیم جارموش: فکر می‌کنم یه روزنامه‌ی دست راستی پاریس بود که نوشته بود: «ستایش روشنفکرهای فرانسوی از جارموش یادآور تحسین و تعریف پدر و مادری است که نثار کودک عقب‌اُفتاده‌شان می‌کنند.» و ادامه می‌ده: «جارموش سی و سه سال دارد. درست در سنی که مسیح مُرد! اُمیدواریم که این اتفاق برای او هم بیُفتد.»

◾️خبرنگار: باور نکردنیه! دست کمی از حمله فیزیکی نداره.

▫️جیم جارموش: آره، ولی این نقد محبوب منه!



[قهوه و سیگار با جارموش - لودویگ هرتسبرگ - مترجم: مهرداد پورعلم]
Photo: Claire Denis taking picture of Jim Jarmusch on the set of Down By Law (1986).
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اُپرا...
Carmen - Habanera
Anna Caterina Antonacci
The Royal Opera
Composer: Georges Bizet
Genres: #Classical, #Opera, Vocal/Easy Listening, Pop
____
@caulfild | #موسیقی
Marjan - Kavire Del, 1977

@caulfild
Viens Dans Ma Vie - Ajda Pekkan (French version), 1977

@caulfild
طول عمر یک آدم چقدر است؟ هزار روز؟ یا یک روز؟ یک هفته؟ چند قرن؟ مرگِ یک آدم چقدر طول می‌‌کشد؟ وقتی می‌گوییم «به ابدیت پیوست»، یعنی چه؟ ول‌شده در اشتغال‌های ذهنی، دنبال پاسخ می‌گردیم. می‌توانیم به سراغ فیلسوف‌ها برویم، ولی سوال‌های ما آن‌ها را خسته می‌کند. می‌توانیم سراغ کشیش‌ها و خاخام‌ها برویم، ولی آن‌ها احتمالن سرشان به امور جاری گرم است. پس عاقبت، طول عمر یک آدم چقدر است؟ و آدم، در خلال زندگی، تا چه اندازه زنده است؟ نگرانیم و کلی سوال مطرح می‌کنیم و وقتی که نوبتِ ما می‌رسد، جواب چه ساده است: یک آدم تا وقتی زنده است که ما او را در وجود خودمان حمل می‌کنیم؛ تا وقتی محصولِ رویاهایش را در وجودمان داریم؛ تا وقتی خودمان زنده‌ایم، و یادهای مشترک را حفظ می‌کنیم؛ تا آن هنگام یک نفر آدم زنده است.

[برایان پاتن – ترجمه‌ی پرویز دوایی – فصل‌نامه‌ی سینما و ادبیات]
Photo: NYC, 1986. Michael Cinque.
____
@caulfild | #بریده_کتاب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه‌سری آدم هستن که یه‌کار خوشگل واسه نوستالژی‌بازها می‌کنن (و ازش پول هم در میارن واسه خودشون). میان فیلم‌های روز رو روی نوارهای کاست "VHS" ضبط می‌کنن، واسه‌شون کاور طراحی می‌کنن و حتا کاست موسیقی‌متن‌هاش هم می‌سازن.
این نمونه‌ی فیلم "Her" از این کاره که من بسیار دوست داشتم.
یه نفر نمی‌تونه از دوره‌ای که توش زندگی می‌کنه، با بدی یاد کنه مگه این‌که بلافاصله توسط اون تنبیه بشه.

🎬 Pola X (1999)
____
@caulfild | #دیالوگ